☕ قطعهای از کتاب
پسرکی، جامه ای به فقیری داد. خبر به گوش پدر رسید.
با پسر، عتاب آغاز کرد.
پسر گفت در کتابی خواندم که هر که بزرگی خواهد، باید هر چه دارد ایثار کند؛ من بدین دلیل جامه را ایثار کردم.
پدر گفت ای ابله، آن کلمه را به غلط خوانده ای؛ چون ایثار نیست، بلکه انبار است.
نباید ایثار کرد، باید انبار کرد.نبینی که همه بزرگان، انبارداری می کنند؟
📕#اخلاق_الاشراف
✍#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
پسرکی، جامه ای به فقیری داد. خبر به گوش پدر رسید.
با پسر، عتاب آغاز کرد.
پسر گفت در کتابی خواندم که هر که بزرگی خواهد، باید هر چه دارد ایثار کند؛ من بدین دلیل جامه را ایثار کردم.
پدر گفت ای ابله، آن کلمه را به غلط خوانده ای؛ چون ایثار نیست، بلکه انبار است.
نباید ایثار کرد، باید انبار کرد.نبینی که همه بزرگان، انبارداری می کنند؟
📕#اخلاق_الاشراف
✍#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍21😁10❤2🥰2
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
باروخ اسپینوزا و بعدها بندیکت دِ اسپینوزا (۱۶۳۲ - ۱۶۷۷ میلادی) فیلسوف مشهور
هلندی است. او قابلیتهای علمی فراوانی داشت و گستره و اهمیت آثارش تا سالها پس از
مرگ او به طور کامل درک نشد. امروزه، اسپینوزا یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفه
قرن هفدهم و زمینه ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به شمار
میرود. اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهمترین اثرش، اخلاقیات، که پس از مرگ او به چاپ
رسید و در آن دوگانهانگاری دکارتی را به چالش میکشد، یکی از مهمترین فیلسوفان
تاریخ فلسفهٔ غرب به شمار میرود. فیلسوف و مورخ، گئورگ ویلهلم فریدریش هگل،
دربارهٔ فیلسوفان هم عصر خود نوشت:«شما یا پیرو اسپینوزا هستید، و یا اساساً فیلسوف
نیستید.»
♦️@seemorghbook
✍#باروخ_اسپینوزا
باروخ اسپینوزا و بعدها بندیکت دِ اسپینوزا (۱۶۳۲ - ۱۶۷۷ میلادی) فیلسوف مشهور
هلندی است. او قابلیتهای علمی فراوانی داشت و گستره و اهمیت آثارش تا سالها پس از
مرگ او به طور کامل درک نشد. امروزه، اسپینوزا یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفه
قرن هفدهم و زمینه ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به شمار
میرود. اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهمترین اثرش، اخلاقیات، که پس از مرگ او به چاپ
رسید و در آن دوگانهانگاری دکارتی را به چالش میکشد، یکی از مهمترین فیلسوفان
تاریخ فلسفهٔ غرب به شمار میرود. فیلسوف و مورخ، گئورگ ویلهلم فریدریش هگل،
دربارهٔ فیلسوفان هم عصر خود نوشت:«شما یا پیرو اسپینوزا هستید، و یا اساساً فیلسوف
نیستید.»
♦️@seemorghbook
👍9❤7
☕️قطعهای از کتاب
به نظر میآید که «عقایدِ خرافی» چیزی را خیر مینامد که باعثِ درد است و چیزی را شرّ مینامد که موجبِ لذت است. اما، چنانکه قبلاً گفتهایم، جز آدمِ حسود هیچکس از ناتوانی یا رنجِ من خوشحال نمیشود، زیرا هر چه از عاطفهی لذت بیشتر برخوردار گردیم، به همان اندازه به کمالِ بیشتر نائل میشویم و در نتیجه به همان اندازه از طبیعتِ الهی بیشتر بهرهمند میشویم و هرگز ممکن نیست لذتی که با ملاحظهی صحیحِ منافعِ ما تنظیم شده شرّ باشد. برعکس، کسی که تحتِ تأثيرِ ترس برایِ اجتناب از شرّ عملِ خیر میکند، تحتِ هدایتِ عقل نیست.
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
♦️@seemorghbook
به نظر میآید که «عقایدِ خرافی» چیزی را خیر مینامد که باعثِ درد است و چیزی را شرّ مینامد که موجبِ لذت است. اما، چنانکه قبلاً گفتهایم، جز آدمِ حسود هیچکس از ناتوانی یا رنجِ من خوشحال نمیشود، زیرا هر چه از عاطفهی لذت بیشتر برخوردار گردیم، به همان اندازه به کمالِ بیشتر نائل میشویم و در نتیجه به همان اندازه از طبیعتِ الهی بیشتر بهرهمند میشویم و هرگز ممکن نیست لذتی که با ملاحظهی صحیحِ منافعِ ما تنظیم شده شرّ باشد. برعکس، کسی که تحتِ تأثيرِ ترس برایِ اجتناب از شرّ عملِ خیر میکند، تحتِ هدایتِ عقل نیست.
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
♦️@seemorghbook
👍16❤1👎1👏1
☕️قطعهای از کتاب
به نظر میآید که «عقایدِ خرافی» چیزی را خیر مینامد که باعثِ درد است و چیزی را شرّ مینامد که موجبِ لذت است. اما، چنانکه قبلاً گفتهایم، جز آدمِ حسود هیچکس از ناتوانی یا رنجِ من خوشحال نمیشود، زیرا هر چه از عاطفهی لذت بیشتر برخوردار گردیم، به همان اندازه به کمالِ بیشتر نائل میشویم و در نتیجه به همان اندازه از طبیعتِ الهی بیشتر بهرهمند میشویم و هرگز ممکن نیست لذتی که با ملاحظهی صحیحِ منافعِ ما تنظیم شده شرّ باشد. برعکس، کسی که تحتِ تأثيرِ ترس برایِ اجتناب از شرّ عملِ خیر میکند، تحتِ هدایتِ عقل نیست.
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
♦️@seemorghbook
به نظر میآید که «عقایدِ خرافی» چیزی را خیر مینامد که باعثِ درد است و چیزی را شرّ مینامد که موجبِ لذت است. اما، چنانکه قبلاً گفتهایم، جز آدمِ حسود هیچکس از ناتوانی یا رنجِ من خوشحال نمیشود، زیرا هر چه از عاطفهی لذت بیشتر برخوردار گردیم، به همان اندازه به کمالِ بیشتر نائل میشویم و در نتیجه به همان اندازه از طبیعتِ الهی بیشتر بهرهمند میشویم و هرگز ممکن نیست لذتی که با ملاحظهی صحیحِ منافعِ ما تنظیم شده شرّ باشد. برعکس، کسی که تحتِ تأثيرِ ترس برایِ اجتناب از شرّ عملِ خیر میکند، تحتِ هدایتِ عقل نیست.
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
♦️@seemorghbook
👍14❤1
☕ قطعهای از کتاب
پسرکی، جامه ای به فقیری داد. خبر به گوش پدر رسید.
با پسر، عتاب آغاز کرد.
پسر گفت در کتابی خواندم که هر که بزرگی خواهد، باید هر چه دارد ایثار کند؛ من بدین دلیل جامه را ایثار کردم.
پدر گفت ای ابله، آن کلمه را به غلط خوانده ای؛ چون ایثار نیست، بلکه انبار است.
نباید ایثار کرد، باید انبار کرد.نبینی که همه بزرگان، انبارداری می کنند؟
📕#اخلاق_الاشراف
✍#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
پسرکی، جامه ای به فقیری داد. خبر به گوش پدر رسید.
با پسر، عتاب آغاز کرد.
پسر گفت در کتابی خواندم که هر که بزرگی خواهد، باید هر چه دارد ایثار کند؛ من بدین دلیل جامه را ایثار کردم.
پدر گفت ای ابله، آن کلمه را به غلط خوانده ای؛ چون ایثار نیست، بلکه انبار است.
نباید ایثار کرد، باید انبار کرد.نبینی که همه بزرگان، انبارداری می کنند؟
📕#اخلاق_الاشراف
✍#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍20❤3
☕️ قطعهای از کتاب
آنها كه می خواهند علل حقیقی معجزات و كرامات را كشف كنند و اشیاء را مانند یك فیلسوف درك كنند نه مانند عوام، كه از هر چیز به حیرت می افتند، فورا تكفیر می گردند و بی دین خوانده می شوند.
این تكفیر از جانب كسانی است كه عوام الناس آنان را كاشف اسرار طبیعت و خدا می دانند.
زیرا این اشخاص به خوبی می دانند كه اگر پردهٔ اوهام دریده شود آن اعجاب مردم كه مایهٔ حفظ قدرت آنهاست از میان خواهد رفت.
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
♦️@seemorghbook
آنها كه می خواهند علل حقیقی معجزات و كرامات را كشف كنند و اشیاء را مانند یك فیلسوف درك كنند نه مانند عوام، كه از هر چیز به حیرت می افتند، فورا تكفیر می گردند و بی دین خوانده می شوند.
این تكفیر از جانب كسانی است كه عوام الناس آنان را كاشف اسرار طبیعت و خدا می دانند.
زیرا این اشخاص به خوبی می دانند كه اگر پردهٔ اوهام دریده شود آن اعجاب مردم كه مایهٔ حفظ قدرت آنهاست از میان خواهد رفت.
📕#اخلاق
✍#باروخ_اسپینوزا
♦️@seemorghbook
👍17
📕#اخلاق شناسایی درستی و نادرستی
✍#لویی_پویمان #جیمز_فیسر
این کتاب از همان آغاز آشنایی و خواندن شوری در من پدید آورد که تا به امروز همچنان زبانه
میکشد. و آن شور به سبب کلید دروازهی خرد بود که آن را در فلسفه ی اخالق یافتم. متن اخالقی
ِ فیلسوفانه سرشار از چهارچوب دید و نگاه
های منطق خردورزی است و این تنوع پایان ناپذیری های
منطقی در تفکر اخالقی، ادله و برهانهای آن و دست آوردها و پی آمدهای آن در حوزهی زندگی
اجتماعی فلسفهی اخالق ساخت. در ایران در دانشکدهی ادبیات پیوسته شکایت بشر مرا بسیار شیفته
از این داشتم که کجاست آن دید منطقی و اندیشهای قابل تأمل. در پس آن انبوه استعاره ها و تشبیهات و
اصرار بر حفظ کردن ابیاتی چند که چاپ شده بودند، به جای نقد و تحلیلشان، آنچه بود نگاههای
ِی ما بودند که چرا در قاب
سطحی و اندیشه های سطحی بود که به نوعی بیانگر جلوهی تاریخی ذهن
تمدنی جهان سوم مانده ایم و دست و پا میزنیم. در بیرون از دانشکده متون چندانی در دسترس نبودند
مگر "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و یکی دو متن ترجمه از داریوش آشوری و "آسیا در برابر
غرب" داریوش شایگان که به طرح سؤال ، که البته او در پس وجودی شرق پرداخته است و دیگر هیچ
آن سؤال کند. هوشمندانه دارد به زوال شرق اشاره می
فلسفهی اخالق یکی از قدیمترین شاخه های فلسفی و از مهمترین آنها است. موضوع آن بررسی زندگی
بشر در فردیت آن و نیز در جمعیت آن است، اینکه چگونه انسانها در کنار هم جمع شوند و از یکدیگر
در برابر تهاجم و تجاوز بیگانگان دفاع کنند و نیز از یکدیگر در برابر هم دفاع کنند، و اینکه چگونه
میتوانند شرف انسانی بشناسند و پاس بدارند و حق را تعریف کنند، و بر پایهی آن قانون بنویسند، و با
قانون آزادی را تعریف کنند، و آن قانون را با دستگاهی به نام دولت اجرا کنند. این نکتهی مهمی است
که خود قانون نیز نیازمند دفاع است. بنابر این یک نیاز جدی به نظام فکری منسجمی در بطن جامعه
وجود دارد تا به این پرسش های حیاتی پاسخی درخور و کارآمد بدهد. وظیفهی فلسفهی اخالق
پاسخگویی به این گونه پرسشها است.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_پویمان #جیمز_فیسر
این کتاب از همان آغاز آشنایی و خواندن شوری در من پدید آورد که تا به امروز همچنان زبانه
میکشد. و آن شور به سبب کلید دروازهی خرد بود که آن را در فلسفه ی اخالق یافتم. متن اخالقی
ِ فیلسوفانه سرشار از چهارچوب دید و نگاه
های منطق خردورزی است و این تنوع پایان ناپذیری های
منطقی در تفکر اخالقی، ادله و برهانهای آن و دست آوردها و پی آمدهای آن در حوزهی زندگی
اجتماعی فلسفهی اخالق ساخت. در ایران در دانشکدهی ادبیات پیوسته شکایت بشر مرا بسیار شیفته
از این داشتم که کجاست آن دید منطقی و اندیشهای قابل تأمل. در پس آن انبوه استعاره ها و تشبیهات و
اصرار بر حفظ کردن ابیاتی چند که چاپ شده بودند، به جای نقد و تحلیلشان، آنچه بود نگاههای
ِی ما بودند که چرا در قاب
سطحی و اندیشه های سطحی بود که به نوعی بیانگر جلوهی تاریخی ذهن
تمدنی جهان سوم مانده ایم و دست و پا میزنیم. در بیرون از دانشکده متون چندانی در دسترس نبودند
مگر "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و یکی دو متن ترجمه از داریوش آشوری و "آسیا در برابر
غرب" داریوش شایگان که به طرح سؤال ، که البته او در پس وجودی شرق پرداخته است و دیگر هیچ
آن سؤال کند. هوشمندانه دارد به زوال شرق اشاره می
فلسفهی اخالق یکی از قدیمترین شاخه های فلسفی و از مهمترین آنها است. موضوع آن بررسی زندگی
بشر در فردیت آن و نیز در جمعیت آن است، اینکه چگونه انسانها در کنار هم جمع شوند و از یکدیگر
در برابر تهاجم و تجاوز بیگانگان دفاع کنند و نیز از یکدیگر در برابر هم دفاع کنند، و اینکه چگونه
میتوانند شرف انسانی بشناسند و پاس بدارند و حق را تعریف کنند، و بر پایهی آن قانون بنویسند، و با
قانون آزادی را تعریف کنند، و آن قانون را با دستگاهی به نام دولت اجرا کنند. این نکتهی مهمی است
که خود قانون نیز نیازمند دفاع است. بنابر این یک نیاز جدی به نظام فکری منسجمی در بطن جامعه
وجود دارد تا به این پرسش های حیاتی پاسخی درخور و کارآمد بدهد. وظیفهی فلسفهی اخالق
پاسخگویی به این گونه پرسشها است.
♦️@seemorghbook
❤10