♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
ﻳﺎﺩِ ﺁﻥ ﺭﻭﺯی ﮐﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ "ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ" ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺩﻓﺘﺮِ ﺧﻂ ﺧﻮﺭﺩهٔ ﻣﺸﻖِ ﺍﻟﻔﺒﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﮐﻔشهایی ﻭﺻﻠﻪﺩﺍﺭ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺷﺎﻳﺪ گِلی
ﻳﮏ ﺩﻝ ﺍﻣﺎ بیﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﺜﻞِ ﺩﺭﻳﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺻﺒﺢ ﻣﻴﺸﺪ ﻋﻄﺮِ ﻧﺎﻥِ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﭼﺎی ﻭ ﭘﻨﻴﺮ
ﺳﻔﺮﻩﺍی ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺳﺎﺩﻩ، ﺩﻟﺨﻮشیﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺯﻧﺪگی ﻳﮏ ﺩﻩ ﺭﻳﺎلی ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖِ ﭘﺪﺭ
ﭘﻮﻝِ ﺗﻮ جیبی ﮐﻪ ﻧﻪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺑﻮﺳﻪی ﭘُﺮ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﻗﺖِ ﺭﻓﺘﻦﻫﺎﻳﻤﺎﻥ
ﺭﺍﻩِ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻏﻮﻏﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ...
♦️@seemorghbook
ﻳﺎﺩِ ﺁﻥ ﺭﻭﺯی ﮐﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ "ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ" ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺩﻓﺘﺮِ ﺧﻂ ﺧﻮﺭﺩهٔ ﻣﺸﻖِ ﺍﻟﻔﺒﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﮐﻔشهایی ﻭﺻﻠﻪﺩﺍﺭ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺷﺎﻳﺪ گِلی
ﻳﮏ ﺩﻝ ﺍﻣﺎ بیﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﺜﻞِ ﺩﺭﻳﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺻﺒﺢ ﻣﻴﺸﺪ ﻋﻄﺮِ ﻧﺎﻥِ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﭼﺎی ﻭ ﭘﻨﻴﺮ
ﺳﻔﺮﻩﺍی ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺳﺎﺩﻩ، ﺩﻟﺨﻮشیﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺯﻧﺪگی ﻳﮏ ﺩﻩ ﺭﻳﺎلی ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖِ ﭘﺪﺭ
ﭘﻮﻝِ ﺗﻮ جیبی ﮐﻪ ﻧﻪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺑﻮﺳﻪی ﭘُﺮ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﻗﺖِ ﺭﻓﺘﻦﻫﺎﻳﻤﺎﻥ
ﺭﺍﻩِ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻏﻮﻏﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ...
♦️@seemorghbook
👍18❤8😢3🔥1🤔1
📕#ساندویچ_ژامبون
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب ساندویچ ژامبون، داستان بلند و جذابی است سرشار از طنز اما در پس طنز، آثار چارلز بوکوفسکی به دغدغهها و دردهای جوامع صنعتی و مدرنی میپردازد که به مرور زمان از روابط انسانی، عشق و عاطفه، مهرورزی و انسانیت تهی میشوند و روابط مکانیکی، سودجویی و بالا رفتن از مراتب اجتماعی به هر قیمتی جایگزین روابط انسانی میشود.
رمان ساندویچ ژامبون (Ham On Ray) یک شبه اتوبیوگرافی است عدهای معتقدند بوکوفسکی با این عنوان به زندگی خودش اشاره دارد که مانند تکه گوشتی میان دو نان گیر افتاده. در واقع این کتاب طنزی سیاه و تلخ است که در پس ظاهر خندهدار خود میتواند اشک به چشم خواننده بیاورد.
در این اثر شاهد سرنوشت پسر بچهای میباشیم که داخل محلههای فقیرنشین و تهیدست شهر دوران بحرانهای اقتصادی و جنگ با سختیها درگیر خواهد بود. پدر و مادرش دلشان میخواهد که او بهجایی برسد، پدرش میخواهد او مهندس شود ولی هیچ زمان رفتار خوبی با او نداشتهاند. پدرش به طور مرتب و پشت سر هم کتکش میزند.
این پسر که هنری چیناسکی نام دارد (نامی که بوکوفسکی برای خودش در کتابها برگزیده است.) تلاش مینماید بزرگ و خشن شود و اعتبار کسب کند. داخل مدرسه به سبب قیافه زشت و جوشهای ناجورش شانس بسیاری نداشته و درس نمیخواند.
مثل تمام کارهای چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski) در طول کتاب طنز تلخ جلب نظر میکند. البته کمتر پیش میآید جایی این طنز بتواند شما را بخنداند، چرا که درگیریهای زندگی هنری آنقدر زیاد و سخت است که بیشترخواننده مشغول دلسوزی و همدردی میشود و کمتر فرصت میکند چیز دیگری حس کند. چارلز بوکوفسکی کتاب خود را «به همه پدرها» تقدیم کرده ولی در همان ابتدای کتاب میتوان به طعنهآمیز بودن کارش پی برد.
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب ساندویچ ژامبون، داستان بلند و جذابی است سرشار از طنز اما در پس طنز، آثار چارلز بوکوفسکی به دغدغهها و دردهای جوامع صنعتی و مدرنی میپردازد که به مرور زمان از روابط انسانی، عشق و عاطفه، مهرورزی و انسانیت تهی میشوند و روابط مکانیکی، سودجویی و بالا رفتن از مراتب اجتماعی به هر قیمتی جایگزین روابط انسانی میشود.
رمان ساندویچ ژامبون (Ham On Ray) یک شبه اتوبیوگرافی است عدهای معتقدند بوکوفسکی با این عنوان به زندگی خودش اشاره دارد که مانند تکه گوشتی میان دو نان گیر افتاده. در واقع این کتاب طنزی سیاه و تلخ است که در پس ظاهر خندهدار خود میتواند اشک به چشم خواننده بیاورد.
در این اثر شاهد سرنوشت پسر بچهای میباشیم که داخل محلههای فقیرنشین و تهیدست شهر دوران بحرانهای اقتصادی و جنگ با سختیها درگیر خواهد بود. پدر و مادرش دلشان میخواهد که او بهجایی برسد، پدرش میخواهد او مهندس شود ولی هیچ زمان رفتار خوبی با او نداشتهاند. پدرش به طور مرتب و پشت سر هم کتکش میزند.
این پسر که هنری چیناسکی نام دارد (نامی که بوکوفسکی برای خودش در کتابها برگزیده است.) تلاش مینماید بزرگ و خشن شود و اعتبار کسب کند. داخل مدرسه به سبب قیافه زشت و جوشهای ناجورش شانس بسیاری نداشته و درس نمیخواند.
مثل تمام کارهای چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski) در طول کتاب طنز تلخ جلب نظر میکند. البته کمتر پیش میآید جایی این طنز بتواند شما را بخنداند، چرا که درگیریهای زندگی هنری آنقدر زیاد و سخت است که بیشترخواننده مشغول دلسوزی و همدردی میشود و کمتر فرصت میکند چیز دیگری حس کند. چارلز بوکوفسکی کتاب خود را «به همه پدرها» تقدیم کرده ولی در همان ابتدای کتاب میتوان به طعنهآمیز بودن کارش پی برد.
♦️@seemorghbook
❤9👍9
«غروب از راه رسید. مردگان، آرام، پهلوبهپهلو میشدند؛ مردگانی که لایههای خاک آنها را در بر گرفته و حرکت آرام چرخِ روزگار، از سر لطفشان بود، در صلح و آرامش، با کسوف و خسوف و سیارکها و نواختران غبارآلود همراه بودند. استخوانهایشان در همآغوشی با خاک بهرنگ قهوهای درآمده و مغز استخوانهای محبوسشان به سنگهای شکننده تبدیل شده بود. ریشههای درختان انگشتانشان را به بند کشیده بودند و با توتانخامن، پادشاه مصر باستان، و آگامِمنون رهبر یونانیان در جنگ تروی، و نیز سرچشمهٔ حیات آدمی و آنانی که در آینده چشمشان به جهان گشوده خواهد شد، همدل و همنوا شده بودند...»
📘#نگهبان_باغ
✍#کورمک_مک_کارتی
♦️@seemorghbook
📘#نگهبان_باغ
✍#کورمک_مک_کارتی
♦️@seemorghbook
👍8❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چنان زندگي را سخت گرفتهایم گویي سالها قرار است باشیم!
کاش یاد بگیریم، رها کنیم، بگذریم گاهي باید رفت...
دل به ساحل نبندیم، باید تن به آب زد...
ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم...
زندگی کوتاه است!
♦️@seemorghbook
کاش یاد بگیریم، رها کنیم، بگذریم گاهي باید رفت...
دل به ساحل نبندیم، باید تن به آب زد...
ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم...
زندگی کوتاه است!
♦️@seemorghbook
❤10
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمیدهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهیاش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.
آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمیگذارد!
به همین دلیل است که گرسنه نگه داشتن
اکثریت ملتی، ضامن بقای طبقات حاکمه است.
چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشود،
آگاهی است!!!
#پاول_کوژینسکی
♦️@seemorghbook
انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمیدهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهیاش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.
آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمیگذارد!
به همین دلیل است که گرسنه نگه داشتن
اکثریت ملتی، ضامن بقای طبقات حاکمه است.
چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشود،
آگاهی است!!!
#پاول_کوژینسکی
♦️@seemorghbook
❤11👍5
☕️قطعهای از کتاب
من همه دوست و آشناهام را تو یک خواب آشفته شناختم،
مثل اینکه آدم ساعتهای دراز از بیابان خشک و بیآب و علف میگذره به امید اینکه یک نفر دنبالشه!
اما همین که برمیگرده که دست اون را بگیره، میبینه که کسی نبود. بعد میلغزه و توی چالهای که تا اون وقت ندیده بود میافته!
📕#فردا
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
من همه دوست و آشناهام را تو یک خواب آشفته شناختم،
مثل اینکه آدم ساعتهای دراز از بیابان خشک و بیآب و علف میگذره به امید اینکه یک نفر دنبالشه!
اما همین که برمیگرده که دست اون را بگیره، میبینه که کسی نبود. بعد میلغزه و توی چالهای که تا اون وقت ندیده بود میافته!
📕#فردا
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍5❤2
فرياد در صليب است و ما به سكوتی میخنديم كه در هشياری يك شيشهی «ودكا» خواب است..سکوتی بلند تر از فریاد بر این سرزمین حاکم است ، انبار باروت منتظر جرقه !!
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
🔥14👍4
📕#ماجراهای_جاویدان_تئاتر
✍#گی_لکلرک #کریستف_دسولیر
"مباحث كتاب شرحی است از تاریخ و فلسفه تئاتر كه از رهگذر و بررسی شاهكارهای تئاتر جهان، از یونان باستان تا دهه آخر قرن بیستم، صورت میگیرد .(این مجموعه از ترجمه و تالیف دو كتاب و بهرهگیری از منابع دیگر فراهم آمده است (.كتاب این موضوعات را شامل میشود : تراژدی یونانی، تئاتر قرون وسطی، رنسانس و تئاتر ایتالیا، عصر طلایی اسپانیا، عصر الیزابتی : شكسپیر، قرن بزرگ فرانسه، تئاتر بورژوایی و رمانتیك، تجربههای قرن 19، جریانهای قرن بیستم، در جست و جوی مدرنیته و تئاتر امروز .در نتیجهگیری كتاب آمده است : تئاتر جز هنر گم كردن و بازیافتن خاطره نیست .روابط ممتاز ولی ابهامآمیزش با زندگی نیز از همین جا ناشی میشود ...باری، به خودی خود معلوم است كه یك "تاریخ تئاتر "در واقع نمایش زنده است .از زمانی كه علم نشانه شناسی همه عوامل نوشتار صحنهای را به سخن وا میدارد، دیگر نمیتوان عمل تئاتری را از باقی ادبیات جدا كرد .تئاتر یك جادوی ادبی است ...اكثریت متنهای مدرن تئاتر امروز دیگر از تظاهرات زیبا شناختی خود بر روی صحنه جدایی ناپذیر هستند . پدیدهای كه هر رپراتور را نیز معاف نمیدارد : تئاتر ژان ژیرودو، با محروم شدن از دخالتهای مرعوب كننده لویی ژووه، برای عده زیادی از تماشاگران لوس و بیمزه و سنگین جلوه میكند ...برعكس، آثار كلودل كه مدتهای مدید غیر قابل اجرا تلقی میشد، صحنه پردازان امروزی را برمیانگیزد و پژواك وسیعی بین تماشاگران پیدا میكند، برای این كه "گفتار "قراردادهای تئاتری "نمایشنامه خوش ساخت "را زیر پا میگذارد و بعد شاعرانه جهانی را به تئاتر برمیگرداند .بعد از لونیه پو ـ آرتو، كوپو و ویلار، تئاتر میخواهد چیز دیگری غیر از یك سرگرمی عیاشی باشد .حتی اگر حدود این توقع هم متحول شود، این اراده پا بر جا میماند ."..."
♦️@seemorghbook
✍#گی_لکلرک #کریستف_دسولیر
"مباحث كتاب شرحی است از تاریخ و فلسفه تئاتر كه از رهگذر و بررسی شاهكارهای تئاتر جهان، از یونان باستان تا دهه آخر قرن بیستم، صورت میگیرد .(این مجموعه از ترجمه و تالیف دو كتاب و بهرهگیری از منابع دیگر فراهم آمده است (.كتاب این موضوعات را شامل میشود : تراژدی یونانی، تئاتر قرون وسطی، رنسانس و تئاتر ایتالیا، عصر طلایی اسپانیا، عصر الیزابتی : شكسپیر، قرن بزرگ فرانسه، تئاتر بورژوایی و رمانتیك، تجربههای قرن 19، جریانهای قرن بیستم، در جست و جوی مدرنیته و تئاتر امروز .در نتیجهگیری كتاب آمده است : تئاتر جز هنر گم كردن و بازیافتن خاطره نیست .روابط ممتاز ولی ابهامآمیزش با زندگی نیز از همین جا ناشی میشود ...باری، به خودی خود معلوم است كه یك "تاریخ تئاتر "در واقع نمایش زنده است .از زمانی كه علم نشانه شناسی همه عوامل نوشتار صحنهای را به سخن وا میدارد، دیگر نمیتوان عمل تئاتری را از باقی ادبیات جدا كرد .تئاتر یك جادوی ادبی است ...اكثریت متنهای مدرن تئاتر امروز دیگر از تظاهرات زیبا شناختی خود بر روی صحنه جدایی ناپذیر هستند . پدیدهای كه هر رپراتور را نیز معاف نمیدارد : تئاتر ژان ژیرودو، با محروم شدن از دخالتهای مرعوب كننده لویی ژووه، برای عده زیادی از تماشاگران لوس و بیمزه و سنگین جلوه میكند ...برعكس، آثار كلودل كه مدتهای مدید غیر قابل اجرا تلقی میشد، صحنه پردازان امروزی را برمیانگیزد و پژواك وسیعی بین تماشاگران پیدا میكند، برای این كه "گفتار "قراردادهای تئاتری "نمایشنامه خوش ساخت "را زیر پا میگذارد و بعد شاعرانه جهانی را به تئاتر برمیگرداند .بعد از لونیه پو ـ آرتو، كوپو و ویلار، تئاتر میخواهد چیز دیگری غیر از یك سرگرمی عیاشی باشد .حتی اگر حدود این توقع هم متحول شود، این اراده پا بر جا میماند ."..."
♦️@seemorghbook
❤4
عمیقترین جملاتی که خوندم:
نه محبتشان برای تو قصری می سازد، نه نفرتشان قبری...
من شیفته سکوت خیالانگیز آخر شبم...
هر تیره شبی را سحریست... صبر کن!
صدای رفتار آدما اونقدر بلنده که نیاز نیست به حرفاشون گوش بدی.
♦️@seemorghbook
نه محبتشان برای تو قصری می سازد، نه نفرتشان قبری...
من شیفته سکوت خیالانگیز آخر شبم...
هر تیره شبی را سحریست... صبر کن!
صدای رفتار آدما اونقدر بلنده که نیاز نیست به حرفاشون گوش بدی.
♦️@seemorghbook
👏9
آرامش خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن، تا همیشه آن را داشته باشی...!
📘#مرد_تکثیر_شده
✍#ژوزه_ساراماگو
♦️@seemorghbook
📘#مرد_تکثیر_شده
✍#ژوزه_ساراماگو
♦️@seemorghbook
👍5❤1
« چه نشاطی؟ »
با سفرۀ بی نان و نمکدان، چه نشاطی؟
با داغ جوان، بیکار و بیمار، چه نشاطی؟
با غصّهی کم آبی و خشکیدگی خاک
در تفرش و کرمان و خراسان، چه نشاطی؟
با مُعضل اشرافیّتِ بیت وزیران
در شهر لواسان و جماران، چه نشاطی؟
با طفل یتیمی که به تاریکی شبها
خوابیده به سرمای خیابان، چه نشاطی؟
وقتی برود پول من و مردم ایران
تا ونکوور و بالی و تایوان، چه نشاطی؟
تا در شرر زلزلهها کودک میهن
جان داده به کولاک زمستان چه نشاطی؟
تا خوردن اموال فقیران و ضعیفان
آسان شده بر جمع مدیران، چه نشاطی؟
تا گوش شما بر غم مردم شنوا نیست
بر چهرۀ پیران و جوانان، چه نشاطی؟
#زهرا_فراهانی
♦️@seemorghbook
با سفرۀ بی نان و نمکدان، چه نشاطی؟
با داغ جوان، بیکار و بیمار، چه نشاطی؟
با غصّهی کم آبی و خشکیدگی خاک
در تفرش و کرمان و خراسان، چه نشاطی؟
با مُعضل اشرافیّتِ بیت وزیران
در شهر لواسان و جماران، چه نشاطی؟
با طفل یتیمی که به تاریکی شبها
خوابیده به سرمای خیابان، چه نشاطی؟
وقتی برود پول من و مردم ایران
تا ونکوور و بالی و تایوان، چه نشاطی؟
تا در شرر زلزلهها کودک میهن
جان داده به کولاک زمستان چه نشاطی؟
تا خوردن اموال فقیران و ضعیفان
آسان شده بر جمع مدیران، چه نشاطی؟
تا گوش شما بر غم مردم شنوا نیست
بر چهرۀ پیران و جوانان، چه نشاطی؟
#زهرا_فراهانی
♦️@seemorghbook
👏21❤7😢2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای اینکه خوب باشه حالت
صبح رو با داشته هات شروع کن
تمام روز رو وقت بگذار و زندگی کن
شب موقع خواب بهت حق میدم که بری توو فکر نداشته هات
اما بهت حق نمیدم که فکر کنی هیچوقت قراره نداشته باشیشون
تمام شب رو وقت داری خواب داشتنِ نداشته هات رو ببینی٬
صبح چشمت رو که باز کردی
به داشته هات سلام کن
به نداشته هات بگو به زودی می بینمتون
♦️@seemorghbook
صبح رو با داشته هات شروع کن
تمام روز رو وقت بگذار و زندگی کن
شب موقع خواب بهت حق میدم که بری توو فکر نداشته هات
اما بهت حق نمیدم که فکر کنی هیچوقت قراره نداشته باشیشون
تمام شب رو وقت داری خواب داشتنِ نداشته هات رو ببینی٬
صبح چشمت رو که باز کردی
به داشته هات سلام کن
به نداشته هات بگو به زودی می بینمتون
♦️@seemorghbook
❤7
☕️قطعهای از کتاب
به خاطر همین ترسِ بیمعنی است که ما داریم هلاک می شیم؛و حاکمان از این ترسِ ما سوء استفاده میکنن و اونها خوب می دونن که مردم تا وقتی که بترسن مثل درختهای غان در مرداب خواهند پوسید.
📕#مادر
✍#ماکسیم_گورکی
♦️@seemorghbook
به خاطر همین ترسِ بیمعنی است که ما داریم هلاک می شیم؛و حاکمان از این ترسِ ما سوء استفاده میکنن و اونها خوب می دونن که مردم تا وقتی که بترسن مثل درختهای غان در مرداب خواهند پوسید.
📕#مادر
✍#ماکسیم_گورکی
♦️@seemorghbook
👍9❤2
تاریخ هرگز هیچ جامعهای که توانسته باشد تحت تسلط روحانیون یک دولت آزاد و متمدن را تشکیل بدهد معرفی نکرده است ...!!
#فرانسوا_ولتر
♦️@seemorghbook
#فرانسوا_ولتر
♦️@seemorghbook
👍33❤5👏5👎1