💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
روی خاک ایستادهام،
با تنم که مثل ساقهی گیاه،
باد و آفتاب و آب را میمکد، که زندگی کند، بارور ز میل،
بارور ز درد،
روی خاک ایستادهام، تا ستارهها ستایشم کنند.
#فروغ_فرخزاد
♦️@seemorghbook
روی خاک ایستادهام،
با تنم که مثل ساقهی گیاه،
باد و آفتاب و آب را میمکد، که زندگی کند، بارور ز میل،
بارور ز درد،
روی خاک ایستادهام، تا ستارهها ستایشم کنند.
#فروغ_فرخزاد
♦️@seemorghbook
👏11❤1
〰〰〰〰〰〰〰〰
آری از پشت کوه آمده ام ...!
چه مي دانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد ... برای عشق، خيانت کرد ... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد ... و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند ...!
وقتی هم با تمام سادگي دليلش را می پرسم ، می گويند : " از پشت کوه آمده ای ...! "
ترجيح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينکه اينور کوه باشم و گرگ وار انسانیت را بدَرَم ...!!!
#محمد_بهمن_بيگی
♦️@seemorghbook
آری از پشت کوه آمده ام ...!
چه مي دانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد ... برای عشق، خيانت کرد ... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد ... و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند ...!
وقتی هم با تمام سادگي دليلش را می پرسم ، می گويند : " از پشت کوه آمده ای ...! "
ترجيح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينکه اينور کوه باشم و گرگ وار انسانیت را بدَرَم ...!!!
#محمد_بهمن_بيگی
♦️@seemorghbook
👍20👏14❤4🔥1
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
♦️@seemorghbook
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
♦️@seemorghbook
🥰7❤6
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
#خیام
♦️@seemorghbook
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
#خیام
♦️@seemorghbook
❤11👍5
گیاهان فاقد عقلاند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند ، پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
♦️@seemorghbook
#مارتین_هایدگر
♦️@seemorghbook
👍23❤7👏1😁1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
نیچه : برای ساختنِ فرزندان ، باید نخست خویش را بسازی. در غیر اینصورت ، فرزندان را برای نیازهای حیوانی، فرار از تنهایی یا پر کردنِ چاله های وجودت پدید آورده ای.
#فریدریش_نیچه
♦️@seemorghbook
نیچه : برای ساختنِ فرزندان ، باید نخست خویش را بسازی. در غیر اینصورت ، فرزندان را برای نیازهای حیوانی، فرار از تنهایی یا پر کردنِ چاله های وجودت پدید آورده ای.
#فریدریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👏21👍5❤2🔥1
☕️ قطعهای از کتاب
نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت :
ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟
نابینا بخندید و گفت : این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
حال نادان را به از دانا نمی داند کسی
گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد
طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
📕#بهارستان
✍#عبدالرحمن_جامی
♦️@seemorghbook
نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت :
ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟
نابینا بخندید و گفت : این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
حال نادان را به از دانا نمی داند کسی
گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد
طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
📕#بهارستان
✍#عبدالرحمن_جامی
♦️@seemorghbook
👏16❤8
نژاد،دین،غرور قومی و ناسیونالیزم
و غیره هیچ کاری نمی کنند
به جز اینکه یاد می دهند
تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات
نکرده اید،متنفر باشید.
#داگ_استنهوپ
♦️@seemorghbook
و غیره هیچ کاری نمی کنند
به جز اینکه یاد می دهند
تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات
نکرده اید،متنفر باشید.
#داگ_استنهوپ
♦️@seemorghbook
👍19👏4👎1
📕#داش_آکل
✍#صادق_هدایت
داش آکل" لوطی مشهور شیرازی است که خصلتهای جوانمردانهاش او را محبوب مردم ضعیف و بیپناه شهر کرده است. اما کاکارستم که گردنکلفتی ناجوانمرد است و به همین سبب، بارها ضرب شست داش آکل را چشیده، به شدت از او نفرت دارد و در پی فرصتی است تا زهرش را به داش آکل بریزد و از او انتقام بگیرد.
در همین حین، حاجی صمد -از مالکان شیراز- می میرد، و داش آکل را وصی خود قرار می دهد. داش آکل، با اینکه آزادی خود را از همه چیز بیشتر دوست دارد، به ناچار این وظیفه دشوار را به گردن میگیرد. او با دیدن مرجان، دختر چهارده سالهی حاجی صمد، به وی دل میبازد. اما اظهار عشق به مرجان را خلاف رویهی جوانمردی و عمل به وظیفهی خود میداند. در نتیجه، این راز را در دل نگه میدارد. در عوض، طوطیای میخرد، و درد دلش را به او میگوید.
♦️@seemorghbook
✍#صادق_هدایت
داش آکل" لوطی مشهور شیرازی است که خصلتهای جوانمردانهاش او را محبوب مردم ضعیف و بیپناه شهر کرده است. اما کاکارستم که گردنکلفتی ناجوانمرد است و به همین سبب، بارها ضرب شست داش آکل را چشیده، به شدت از او نفرت دارد و در پی فرصتی است تا زهرش را به داش آکل بریزد و از او انتقام بگیرد.
در همین حین، حاجی صمد -از مالکان شیراز- می میرد، و داش آکل را وصی خود قرار می دهد. داش آکل، با اینکه آزادی خود را از همه چیز بیشتر دوست دارد، به ناچار این وظیفه دشوار را به گردن میگیرد. او با دیدن مرجان، دختر چهارده سالهی حاجی صمد، به وی دل میبازد. اما اظهار عشق به مرجان را خلاف رویهی جوانمردی و عمل به وظیفهی خود میداند. در نتیجه، این راز را در دل نگه میدارد. در عوض، طوطیای میخرد، و درد دلش را به او میگوید.
♦️@seemorghbook
👍12❤5
«...به گردان چنین گفت رستم که من
برین کینه دادم دل و جان و تن
که اندر جهان چون سیاوش سوار
نبندد کمر نیز یک نامدار
چنین کار یکسر مدارید خرد
چنین کینه را خرد نتوان شمرد
ز دلها همه ترس بیرون کنید
زمین را ز خون رود جیحون کنید
به یزدان که تا در جهان زندهام
به کین سیاوش دل آگندهام...»
#فردوسی
♦️@seemorghbook
برین کینه دادم دل و جان و تن
که اندر جهان چون سیاوش سوار
نبندد کمر نیز یک نامدار
چنین کار یکسر مدارید خرد
چنین کینه را خرد نتوان شمرد
ز دلها همه ترس بیرون کنید
زمین را ز خون رود جیحون کنید
به یزدان که تا در جهان زندهام
به کین سیاوش دل آگندهام...»
#فردوسی
♦️@seemorghbook
❤26👍1🫡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو تبدیل به چیزی میشی
✦ که فکرشو میکنی
تو جذب میکنی چیزی رو
✦ که احساسش میکنی
تو خلق میکنی چیزی رو
✦ که تصورش میکنی
♦️@seemorghbook
✦ که فکرشو میکنی
تو جذب میکنی چیزی رو
✦ که احساسش میکنی
تو خلق میکنی چیزی رو
✦ که تصورش میکنی
♦️@seemorghbook
❤9
☕️قطعهای از کتاب
«و از خودش میپرسید آیا بهتر نیست در قبر دراز بکشد و خاک رویش بریزند،
و بیهراس از خداوند میپرسید آیا راستی راستی خیال میکند آدمها از آهناند که این همه غصه و آزار را تاب بیاورند»
📕#صد_سال_تنهایی
✍#گابریل_گارسیا_مارکز
♦️@seemorghbook
«و از خودش میپرسید آیا بهتر نیست در قبر دراز بکشد و خاک رویش بریزند،
و بیهراس از خداوند میپرسید آیا راستی راستی خیال میکند آدمها از آهناند که این همه غصه و آزار را تاب بیاورند»
📕#صد_سال_تنهایی
✍#گابریل_گارسیا_مارکز
♦️@seemorghbook
❤17👍12😢3
حال می پرسم یک اگربا یک برابر بود
نان و مال ِ مفتخواران
از کجا آماده میگردید؟
یک اگربا یک برابر بود
پس که پشتش زیر بارفقر خم میشد؟
یا که زیر ِضربتِ شلاق لِه میگشت؟
♦️@seemorghbook
نان و مال ِ مفتخواران
از کجا آماده میگردید؟
یک اگربا یک برابر بود
پس که پشتش زیر بارفقر خم میشد؟
یا که زیر ِضربتِ شلاق لِه میگشت؟
♦️@seemorghbook
👍22❤6😢3👏1
📕#دیوانه_بازی
✍#کریستین_بوبن
دیوانهبازی روایتی است جذاب و دلنشین از زبان دختری که در سیرک به دنیا آمده و تمام روزهای زندگیاش در سیرک رقم خورده است.
خواننده از دو سالگی با این دخترک همراه میشود و با هر خط از این داستان با او بزرگ میشود. دیوانهبازی شرح زندگی دخترکی است که دیوانهوار زندگی میکند و به دنبال رهایی از روزمرگیهاست.
♦️@seemorghbook
✍#کریستین_بوبن
دیوانهبازی روایتی است جذاب و دلنشین از زبان دختری که در سیرک به دنیا آمده و تمام روزهای زندگیاش در سیرک رقم خورده است.
خواننده از دو سالگی با این دخترک همراه میشود و با هر خط از این داستان با او بزرگ میشود. دیوانهبازی شرح زندگی دخترکی است که دیوانهوار زندگی میکند و به دنبال رهایی از روزمرگیهاست.
♦️@seemorghbook
❤9👍4
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
ملانصرالدین پنج سکه به قاضی شهر داد تا در محکمه ی روز بعد به نفع او رأی صادر کند! روز بعد، قاضی خلاف وعده عمل کرد و به نفع طرف دعوی رأی داد. ملا برای یادآوری در جلسه دادگاه به قاضی گفت: «مگر من دیروز شما را به پنج تن آل عبا قسم ندادم که حق با من است؟!» قاضی گفت: « چرا... ولیکن پس از تو، شخص دیگری مرا به چهارده معصوم سوگند داد!!
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
ملانصرالدین پنج سکه به قاضی شهر داد تا در محکمه ی روز بعد به نفع او رأی صادر کند! روز بعد، قاضی خلاف وعده عمل کرد و به نفع طرف دعوی رأی داد. ملا برای یادآوری در جلسه دادگاه به قاضی گفت: «مگر من دیروز شما را به پنج تن آل عبا قسم ندادم که حق با من است؟!» قاضی گفت: « چرا... ولیکن پس از تو، شخص دیگری مرا به چهارده معصوم سوگند داد!!
♦️@seemorghbook
😁49❤5👎1
☕️قطعهای از کتاب
روز کیفر دادن هنگامی که من مقابل خداوند حضور به هم می رسانم که مورد دادرسی قرار بگیرم آیا برای این مرا در آتش جهنم خواهند انداخت که به افسانه های کودکانه صاحبان ادیان و مذاهب گوش نداده ام و او را تا حدود این افسانه های کودکانه کوچک نکردم.
من هیچ گناهی نکرده ام جز اینکه خداوند را صدها هزار برابر بزرگتر و چیزفهم تر و نیرومند تر از افسانه های کودکانه ادیان دانسته ام و این موضوع در نظر یک خدای چیزفهم گناه نیست که مستوجب کیفر باشد.
📕#جهان_بزرگ_و_انسان
✍#موریس_مترلینک
♦️@seemorghbook
روز کیفر دادن هنگامی که من مقابل خداوند حضور به هم می رسانم که مورد دادرسی قرار بگیرم آیا برای این مرا در آتش جهنم خواهند انداخت که به افسانه های کودکانه صاحبان ادیان و مذاهب گوش نداده ام و او را تا حدود این افسانه های کودکانه کوچک نکردم.
من هیچ گناهی نکرده ام جز اینکه خداوند را صدها هزار برابر بزرگتر و چیزفهم تر و نیرومند تر از افسانه های کودکانه ادیان دانسته ام و این موضوع در نظر یک خدای چیزفهم گناه نیست که مستوجب کیفر باشد.
📕#جهان_بزرگ_و_انسان
✍#موریس_مترلینک
♦️@seemorghbook
👍24❤9