📕#جوان_خام
✍#فئودر_داستایوفسکی
جوان خام (به روسی: Подросток, Podrostok) رمانی از نویسندهٔ روس فئودور داستایفسکی است که در سال ۱۸۷۵ منتشر شد.
این رمان شرح احوال جوان ۱۹ سالهٔ روشنفکری با نام «آرکادی دولگوروکی»، فرزند نامشروع ملاکی زنباره به نام «ورسیلوف» است. داستان بر تضاد ایدئولوژیک مستمر پدر و پسر تمرکز دارد که نمایانگر تقابل تفکر سنتی نسل ۱۸۴۰ با نظرات پوچگرایانهٔ نسل ۱۸۶۰ روسیه است.
پشت جلد کتاب جوان خام آمده است:
داستایفسکی، در تمام آثار مهم ادبی خود چالشی را فرا راه خواننده مینهد. آدمی چگونه موجودی است، فرشتهخو یا دیوصفت یا ترکیبی از این دو. اکثر کارکترهای خلق شده توسط او بیشتر از هر چیز درگیر خود هستند و این درگیری موجب خلق روایتهای فرد با افراد و محیط میشود. زندگی خاص و پر از پیچیدگی نویسنده، بیماری صرع که بسیاری او را منشاء نبوغ وی میدانند، جامعه اشرافی روسیه در دوران زندگی او که از یک سو متاثر از رشد بورژوازی در اروپا و از دیگر سو متکی بر فئودالیسم روسی در تکتک آثارش رد پای خود را بر جای نهاده و انسان گرفتار پوچانگاری در جامعهای با ظاهر پر زرق و پر فریب را با استادی تصویر کرده است. جوان خام نیز یکی دیگر از آثار ماندگار این نویسنده بیبدیل روس است.
♦️@seemorghbook
✍#فئودر_داستایوفسکی
جوان خام (به روسی: Подросток, Podrostok) رمانی از نویسندهٔ روس فئودور داستایفسکی است که در سال ۱۸۷۵ منتشر شد.
این رمان شرح احوال جوان ۱۹ سالهٔ روشنفکری با نام «آرکادی دولگوروکی»، فرزند نامشروع ملاکی زنباره به نام «ورسیلوف» است. داستان بر تضاد ایدئولوژیک مستمر پدر و پسر تمرکز دارد که نمایانگر تقابل تفکر سنتی نسل ۱۸۴۰ با نظرات پوچگرایانهٔ نسل ۱۸۶۰ روسیه است.
پشت جلد کتاب جوان خام آمده است:
داستایفسکی، در تمام آثار مهم ادبی خود چالشی را فرا راه خواننده مینهد. آدمی چگونه موجودی است، فرشتهخو یا دیوصفت یا ترکیبی از این دو. اکثر کارکترهای خلق شده توسط او بیشتر از هر چیز درگیر خود هستند و این درگیری موجب خلق روایتهای فرد با افراد و محیط میشود. زندگی خاص و پر از پیچیدگی نویسنده، بیماری صرع که بسیاری او را منشاء نبوغ وی میدانند، جامعه اشرافی روسیه در دوران زندگی او که از یک سو متاثر از رشد بورژوازی در اروپا و از دیگر سو متکی بر فئودالیسم روسی در تکتک آثارش رد پای خود را بر جای نهاده و انسان گرفتار پوچانگاری در جامعهای با ظاهر پر زرق و پر فریب را با استادی تصویر کرده است. جوان خام نیز یکی دیگر از آثار ماندگار این نویسنده بیبدیل روس است.
♦️@seemorghbook
👍13❤1
از کسانیکه همه چیز را در ترازوی
دین وزن میکنند ..
دور باش زیرا ؛ اگر وزنت به دلخواهشان نباشد ..
با سنگ های ترازو سنگسارت میکنند..
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
دین وزن میکنند ..
دور باش زیرا ؛ اگر وزنت به دلخواهشان نباشد ..
با سنگ های ترازو سنگسارت میکنند..
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
👏35👍14❤7👎2
اینجا زندگیام میان اُمید و نااُمیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرج و مرج است که زندگیام را میبلعد.
#آلخاندرا_پیثارنیک
♦️@seemorghbook
#آلخاندرا_پیثارنیک
♦️@seemorghbook
❤16👏5👍2
به درختان جنگل گفتم:
چرا شما با این عظمت از تکه آهنی
بنام تبر میترسید؟
گفتند :رنج ما از تبر نیست ،
از دسته ی آنست
که ازجنس خودمان است
♦️@seemorghbook
چرا شما با این عظمت از تکه آهنی
بنام تبر میترسید؟
گفتند :رنج ما از تبر نیست ،
از دسته ی آنست
که ازجنس خودمان است
♦️@seemorghbook
❤20👍13👏3
احساساتم به این راحتیها تغییر نمیکند ولی عقیدهام تغییر میکند و اگر عقیدهام نسبت به کسی تغییر کند تا ابد تغییر میکند
#جین_آستین
♦️@seemorghbook
#جین_آستین
♦️@seemorghbook
👏13👍5😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽زندگی نامه حكيم عمر خیام در ۴ دقیقه
١٠ نكته جالب از اين دانشمند ايرانى كه تاكنون نميدانستيد!
♦️@seemorghbook
١٠ نكته جالب از اين دانشمند ايرانى كه تاكنون نميدانستيد!
♦️@seemorghbook
❤19👍9
شاد زی با سیاهچشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
#رودکی
♦️@seemorghbook
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
#رودکی
♦️@seemorghbook
❤17👏4
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید
که قصد انجام کار مضری را داشته باشید، در غیر این صورت عشق برای انجام هر کاری کافیست.
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
که قصد انجام کار مضری را داشته باشید، در غیر این صورت عشق برای انجام هر کاری کافیست.
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
👏24💯4👎2❤1🔥1
لحظه کشف منشور حمورابی در شوش ایران
(دسامبر سال 1901)
ستون حاوی قانون حمورابی در اوایل سال 1901 توسط گروه اکتشافی ژاک د مورگان در شوش، خوزستان کشف شد.
شوتروک ناهونته پادشاه بزرگ ایلام پس از فتح بابل و انقراض حکومت کاسی ها گنجینه های با ارزش آنجا را به شوش منتقل کرد که قانون حمورابی بخشی از این گنجینه بود.
ستون مذکور هماکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری میشود. ناصرالدین شاه که به نظر تیزهوش تر می آمد بردن هر گونه اثر قدیمی از سنگ و چوب باستانی را توسط اطرافیان مجاز شمرد مگر آنکه از طلا و نقره باشد!
از دیدگاه وی طلا و نقره ارزش داشت نه سنگ نبشته حمورابی را که دُر یکتای شوش بود...(البته قانون حمورابی در زمان پادشاهی پسرش مظفرالدین شاه از ایران خارج شد.)
فرانسویان با کمال میل این شرط ساده لوحانه را پذیرفتند. در سال 1299 موزه لوور پاریس تأسیس شده بود که با امضای این قرارداد در 1302ق شعبه مطالعات فرهنگ ایران آن نیز گشایش یافت و بسیاری از آثار باستانی ایران به این شعبه منتقل شد و دریایی از تمدن ایرانی در آن موج می زند و اکنون نیز غنی تر از موزه های ایرانی است.
♦️@seemorghbook
(دسامبر سال 1901)
ستون حاوی قانون حمورابی در اوایل سال 1901 توسط گروه اکتشافی ژاک د مورگان در شوش، خوزستان کشف شد.
شوتروک ناهونته پادشاه بزرگ ایلام پس از فتح بابل و انقراض حکومت کاسی ها گنجینه های با ارزش آنجا را به شوش منتقل کرد که قانون حمورابی بخشی از این گنجینه بود.
ستون مذکور هماکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری میشود. ناصرالدین شاه که به نظر تیزهوش تر می آمد بردن هر گونه اثر قدیمی از سنگ و چوب باستانی را توسط اطرافیان مجاز شمرد مگر آنکه از طلا و نقره باشد!
از دیدگاه وی طلا و نقره ارزش داشت نه سنگ نبشته حمورابی را که دُر یکتای شوش بود...(البته قانون حمورابی در زمان پادشاهی پسرش مظفرالدین شاه از ایران خارج شد.)
فرانسویان با کمال میل این شرط ساده لوحانه را پذیرفتند. در سال 1299 موزه لوور پاریس تأسیس شده بود که با امضای این قرارداد در 1302ق شعبه مطالعات فرهنگ ایران آن نیز گشایش یافت و بسیاری از آثار باستانی ایران به این شعبه منتقل شد و دریایی از تمدن ایرانی در آن موج می زند و اکنون نیز غنی تر از موزه های ایرانی است.
♦️@seemorghbook
😢21❤11🔥6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر صبح
طلوع دوباره خوشبختی
و امید دیگری است
بگشای دلت را به مهربانی
و عشق را
در قلبت مهمان کن
بی شک شکوفه های خوشبختی در زندگیت گل خواهد کرد
♦️@seemorghbook
طلوع دوباره خوشبختی
و امید دیگری است
بگشای دلت را به مهربانی
و عشق را
در قلبت مهمان کن
بی شک شکوفه های خوشبختی در زندگیت گل خواهد کرد
♦️@seemorghbook
❤7
☕️قطعهای از کتاب
عادت، این ساماندهِ کارساز امّا کُند، که در آغاز ذهن ما را وامیگذارد تا هفتهها در جایگاهی موقّت رنج بکشد. با این همه، ذهن از آن خرسند است زیرا بدون عادت و تنها با تکیه بر تواناییهای خود، نمیتواند جایی را برای ما نشستنی کند.
📕#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
✍#مارسل_پروست
♦️@seemorghbook
عادت، این ساماندهِ کارساز امّا کُند، که در آغاز ذهن ما را وامیگذارد تا هفتهها در جایگاهی موقّت رنج بکشد. با این همه، ذهن از آن خرسند است زیرا بدون عادت و تنها با تکیه بر تواناییهای خود، نمیتواند جایی را برای ما نشستنی کند.
📕#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
✍#مارسل_پروست
♦️@seemorghbook
👍3
ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺧﻮﻥ ﺑﺒﺎﺭ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﻠﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ
ﺭﻓﺘﻪ ﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﺁﺭﺯﻭﺳﺖ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﮔﺸﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺑﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺁﺭﺯﻭﺳﺖ
#ﻋﺎﺭﻑ_ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ
♦️@seemorghbook
ﺭﻓﺘﻪ ﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﺁﺭﺯﻭﺳﺖ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﮔﺸﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺑﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺁﺭﺯﻭﺳﺖ
#ﻋﺎﺭﻑ_ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ
♦️@seemorghbook
❤34👏12👍6🔥2
📕#انسان_ها_در_عصر_ظلمت
✍#هانا_آرنت
حکومتهای خودکامه و دیکتاتوری پیش از هر چیز چراغهای قلمرو عمومی را نابود میکنند و به تعبیر فروغ فرخزاد «چراغهای رابطه را تاریک» میسازند تا شهروندان نتوانند همدیگر را ببینند. در چنین تاریکیای که آرنت از آن به «عصر ظلمت» تعبیر میکند دیگر نوری بر قلمرو عمومی تابیده نمیشود و چشم چشم را نمیبیند و انسانها «تنها» میشوند و اینگونه میشود که حکومتهای خودکامه با همهی هیمنه و حشمت و هیاهوی خود به مصاف شهروندی می روند که اینطور تنها و تکافتاده است. این شهروند تنها و تکافتاده در آماج این حمله، یا درهم شکسته میشود و یا این تنهایی مایه و پایهای برای اِعمال اقتدار بر او میشود. اینگونه میشود که از شهروند، آدمکی فرمانبر، توجیهگر و سر به راه خلق میشود که فاقد تشخیص خوب و بد است و به رغم معمولی و پیشپا افتاده بودنش، میتواند به مهیب ترین و تصورناپذیرترین جنایتها دست بزند.
♦️@seemorghbook
✍#هانا_آرنت
حکومتهای خودکامه و دیکتاتوری پیش از هر چیز چراغهای قلمرو عمومی را نابود میکنند و به تعبیر فروغ فرخزاد «چراغهای رابطه را تاریک» میسازند تا شهروندان نتوانند همدیگر را ببینند. در چنین تاریکیای که آرنت از آن به «عصر ظلمت» تعبیر میکند دیگر نوری بر قلمرو عمومی تابیده نمیشود و چشم چشم را نمیبیند و انسانها «تنها» میشوند و اینگونه میشود که حکومتهای خودکامه با همهی هیمنه و حشمت و هیاهوی خود به مصاف شهروندی می روند که اینطور تنها و تکافتاده است. این شهروند تنها و تکافتاده در آماج این حمله، یا درهم شکسته میشود و یا این تنهایی مایه و پایهای برای اِعمال اقتدار بر او میشود. اینگونه میشود که از شهروند، آدمکی فرمانبر، توجیهگر و سر به راه خلق میشود که فاقد تشخیص خوب و بد است و به رغم معمولی و پیشپا افتاده بودنش، میتواند به مهیب ترین و تصورناپذیرترین جنایتها دست بزند.
♦️@seemorghbook
👍14❤5
بزرگترین جاهلان عصر حاضر
کسانی هستند که مدارک تحصیلی
را معادل تحصیلات میدانند.
هر مدرسه رفتهای عالم و باسواد نیست !
♦️@seemorghbook
کسانی هستند که مدارک تحصیلی
را معادل تحصیلات میدانند.
هر مدرسه رفتهای عالم و باسواد نیست !
♦️@seemorghbook
👏26👍9❤6
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
شیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل بگفتا:شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت ابوالفضلی!
پس شیخ به عبا شد و دیگ سمت دروازه پیش گرفت.
چون رسید کوی هیئت را خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!
ره زِ میان صف گشوده بالای دیگ برسید. دیگ آش نیمه یافت. پس آشپز را بگفت:دست نگاهدار، که نذری را اشکالی ست شرعی!
آشپز بگفت: از چه روی ای شیخ؟
خلق نیز به گوش شدند.
شیخ بگفت:قصاب بدیدم به بازار که گوسفند تازه ذبح بکرده سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم، حیوان به ناله و اشک شد که قصاب آب نداده هلاکم نمود... هم از این روی حرام باشد آن گوشت و این شله!
مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که حال که کار زِ کار بگذشته، چه باید کرد شیخا؟
شیخ بخاراند ریش را و بگفتا:خُمس آش به امام دهید، حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را که خُمس دهی حلال شود، به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!
پس آشپز دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد!
خلق شادمان شده شیخ را درود گفته صلوات بفرستادند.
خشتمال که ترش روی حکایت بدید و بشنید، شیخ را جلو گرفته بگفتا؛این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسفند سر بریده سخن گوید، ای فریبکار؟
شیخ بگفت :مهم شُله است، که به دیگ شد!
اَلباقی، نه گناه من است، که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری...
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
شیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل بگفتا:شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت ابوالفضلی!
پس شیخ به عبا شد و دیگ سمت دروازه پیش گرفت.
چون رسید کوی هیئت را خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!
ره زِ میان صف گشوده بالای دیگ برسید. دیگ آش نیمه یافت. پس آشپز را بگفت:دست نگاهدار، که نذری را اشکالی ست شرعی!
آشپز بگفت: از چه روی ای شیخ؟
خلق نیز به گوش شدند.
شیخ بگفت:قصاب بدیدم به بازار که گوسفند تازه ذبح بکرده سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم، حیوان به ناله و اشک شد که قصاب آب نداده هلاکم نمود... هم از این روی حرام باشد آن گوشت و این شله!
مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که حال که کار زِ کار بگذشته، چه باید کرد شیخا؟
شیخ بخاراند ریش را و بگفتا:خُمس آش به امام دهید، حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را که خُمس دهی حلال شود، به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!
پس آشپز دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد!
خلق شادمان شده شیخ را درود گفته صلوات بفرستادند.
خشتمال که ترش روی حکایت بدید و بشنید، شیخ را جلو گرفته بگفتا؛این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسفند سر بریده سخن گوید، ای فریبکار؟
شیخ بگفت :مهم شُله است، که به دیگ شد!
اَلباقی، نه گناه من است، که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری...
♦️@seemorghbook
👍29😁10❤6
☕ قطعهای از کتاب
برای اینکه ما به مقصود برسیم باید ملت ناخوش و گشنه و بیسواد و کر و کور بماند و حق خودش را از ما گدایی کنه؛ ولی فراموش نکنید که ظاهرن برای مردم باید اظهار همدردی و دلسوزی کرد چون امروز مد شده، اما در باطن باید پدرشان را درآورد.
📕#حاجی_آقا
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
برای اینکه ما به مقصود برسیم باید ملت ناخوش و گشنه و بیسواد و کر و کور بماند و حق خودش را از ما گدایی کنه؛ ولی فراموش نکنید که ظاهرن برای مردم باید اظهار همدردی و دلسوزی کرد چون امروز مد شده، اما در باطن باید پدرشان را درآورد.
📕#حاجی_آقا
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👏21👍9😢4