کتابخانه سیمرغ via @like
📕#بابا_کوهی (ممنوعه)
✍#محمد_حجازی
باز بهار آمد و معنای زندگی عوض شد، چشم و گوش دنیا را بشعر ترجمه می کنند و بآواز
میخوانند، در خاطرم غوغاست : یادگارها بیدارشده لبخند زنان زمزمه می کنند و اشک می ریزند،
لذ غم در سینه جا نمی گیرد، چون تنها برای خودم غم نمی خورم، برای هر چه عاشق در ّ دلم از ت
عالم بوده میسوزم، برای آنها که مرده اند گریه می کنم،به درماندگی هر که یار ندارد مینالم، از
اینهمه هوس و غصه که در دلهاست درد میکشم. غمی که به خاطر دیگری باشد لذت دارد. ناله ذرات
وجود که تا یک لحظه با هم انس گرفتند باید ازهم جدائی کنند، بیتابممیکند. غم بهار از اینهاست
هرکه از این غم سرشارشد، زبان کوه و دشت و آب و آسمانرا میفهمد، سعدی و حافظ سر بگوشش
می گذارند و رمزسخن را بدلش می گویند. تا در خاطری بهار نباشد، بوستان شعر، برگ و گل
نمیکند، بلبل نمینالد، نسیم نمیزارد، دخترکان ژولیده مهرو محبت،مستی و شوریدگی نمیکنند. کسیکه
شعر نمی فهمد، در خاطرش زمستان است.
@seemorghbook
✍#محمد_حجازی
باز بهار آمد و معنای زندگی عوض شد، چشم و گوش دنیا را بشعر ترجمه می کنند و بآواز
میخوانند، در خاطرم غوغاست : یادگارها بیدارشده لبخند زنان زمزمه می کنند و اشک می ریزند،
لذ غم در سینه جا نمی گیرد، چون تنها برای خودم غم نمی خورم، برای هر چه عاشق در ّ دلم از ت
عالم بوده میسوزم، برای آنها که مرده اند گریه می کنم،به درماندگی هر که یار ندارد مینالم، از
اینهمه هوس و غصه که در دلهاست درد میکشم. غمی که به خاطر دیگری باشد لذت دارد. ناله ذرات
وجود که تا یک لحظه با هم انس گرفتند باید ازهم جدائی کنند، بیتابممیکند. غم بهار از اینهاست
هرکه از این غم سرشارشد، زبان کوه و دشت و آب و آسمانرا میفهمد، سعدی و حافظ سر بگوشش
می گذارند و رمزسخن را بدلش می گویند. تا در خاطری بهار نباشد، بوستان شعر، برگ و گل
نمیکند، بلبل نمینالد، نسیم نمیزارد، دخترکان ژولیده مهرو محبت،مستی و شوریدگی نمیکنند. کسیکه
شعر نمی فهمد، در خاطرش زمستان است.
@seemorghbook
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#نسیم
✍ #محمد_حجازی
رمان نسیم عنوان کتابی است نوشته محمد حجازی که برگرفته ۲۵ مقاله می باشد که چاپ اول آن
در سال ۱۳۳۹ هجری خورشیدی منتشر شده است. مقالاتی که در این کتاب آمده، به ترتیب به قرار زیر می باشند:
مولوی – جام می – ساز و آواز – حمله قلبی – غم یادگار – آرزوی دل – آرزوی بدبختی – دل من – آزادی فرهنگ –
کمال الملک – ماه من – ماجرای سفر دماوند – باز آ – زن فرشته است اما – غم هجر – دلخوشی –
می پرسی اگر روزنامه نویس بودم چه می نوشتم – چهلچراغ – جواب سؤالات شما – آرایش –
دیر آمدی – ویرانه – عیدی – خانه خدا – خانم مدیر.
کتاب نسیم اثر محمد حجازی که در سال 1342 در انتشارات فرانکلین (کله اسبی) به چاپ رسیده است. این محصول یک رمان کلکسیونی و دست دوم می باشد.
@seemorghbook
✍ #محمد_حجازی
رمان نسیم عنوان کتابی است نوشته محمد حجازی که برگرفته ۲۵ مقاله می باشد که چاپ اول آن
در سال ۱۳۳۹ هجری خورشیدی منتشر شده است. مقالاتی که در این کتاب آمده، به ترتیب به قرار زیر می باشند:
مولوی – جام می – ساز و آواز – حمله قلبی – غم یادگار – آرزوی دل – آرزوی بدبختی – دل من – آزادی فرهنگ –
کمال الملک – ماه من – ماجرای سفر دماوند – باز آ – زن فرشته است اما – غم هجر – دلخوشی –
می پرسی اگر روزنامه نویس بودم چه می نوشتم – چهلچراغ – جواب سؤالات شما – آرایش –
دیر آمدی – ویرانه – عیدی – خانه خدا – خانم مدیر.
کتاب نسیم اثر محمد حجازی که در سال 1342 در انتشارات فرانکلین (کله اسبی) به چاپ رسیده است. این محصول یک رمان کلکسیونی و دست دوم می باشد.
@seemorghbook
👍2
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#هزار_سخن
✍#محمد_حجازی
محمد حجازی (۲۵ فروردین ۱۲۷۹ در تهران - ۱۰ بهمن ۱۳۵۲ در تهران)، نویسنده، رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم، سیاستمدار و روزنامهنگار معاصر ایرانی است. حجازی صاحب سبکی نو و دلنشین در نویسندگی است، که همین امر او را در زمره نویسندگان درجه اول قرار میدهد.ناسروده، در جهان نغمهای نیست اما هر سری آوائی دارد.
دوای دردها، نیکی است بشرط آنکه ندانند شما نیکید وگرنه نخواهند گذاشت نیک بمانید.
♦️@seemorghbook
✍#محمد_حجازی
محمد حجازی (۲۵ فروردین ۱۲۷۹ در تهران - ۱۰ بهمن ۱۳۵۲ در تهران)، نویسنده، رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم، سیاستمدار و روزنامهنگار معاصر ایرانی است. حجازی صاحب سبکی نو و دلنشین در نویسندگی است، که همین امر او را در زمره نویسندگان درجه اول قرار میدهد.ناسروده، در جهان نغمهای نیست اما هر سری آوائی دارد.
دوای دردها، نیکی است بشرط آنکه ندانند شما نیکید وگرنه نخواهند گذاشت نیک بمانید.
♦️@seemorghbook
👍1
📕#زیبا(نایاب)
✍#محمد_حجازی
کتاب زیبا معروف ترین اثر محمد حجازی یکی از پیشروان نویسندگی جدید در ایران است . داستان به طلبهای جوان با نام حسین میپردازد که به شهر میآید و در مسیر زندگی خود با زنی فاحشه به نام زیبا آشنا میشود. حسین میکوشد به درجات عالی زهد و تقوا دست یابد، اما آشنایی با زیبا وی را به شخصیتی عاشق اشرافیت و زمینی تبدیل میکند. در پایان این طلبه جوان لباس روحانیت از تن بیرون میکند و با لباس غربی پشت میز اداره مینشیند.
♦️@seemorghbook
✍#محمد_حجازی
کتاب زیبا معروف ترین اثر محمد حجازی یکی از پیشروان نویسندگی جدید در ایران است . داستان به طلبهای جوان با نام حسین میپردازد که به شهر میآید و در مسیر زندگی خود با زنی فاحشه به نام زیبا آشنا میشود. حسین میکوشد به درجات عالی زهد و تقوا دست یابد، اما آشنایی با زیبا وی را به شخصیتی عاشق اشرافیت و زمینی تبدیل میکند. در پایان این طلبه جوان لباس روحانیت از تن بیرون میکند و با لباس غربی پشت میز اداره مینشیند.
♦️@seemorghbook
👍23🙏1
📕#میهن_ما
✍#محمد_حجازی
محمد حجازی (۲۵ فروردین ۱۲۷۹ در تهران - ۱۰ بهمن ۱۳۵۲ در تهران)، نویسنده، رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم، سیاستمدار و روزنامهنگار معاصر ایرانی، ملقب به مطیعالدوله، فرزند نصرالله مستوفی بود. وی تحصیلات مقدماتی خود را در مدرسه "سن لویی" در تهران به اتمام رساند. پس از گذراندن دوران تحصیلی متوسطه به فرانسه رفت در آنجا دانشنامه مهندسی در تلگراف بیسیم گرفت و پایاننامه خود را در برلین به فارسی ترجمه کرد. در مراجعت به ایران به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد. سپس عهدهدار سمتهای مختلفی شد، از جمله مدیر مجله «ایران امروز»، و «پست و تلگراف و تلفن» شد و مقالات خود را در نشریات آن زمان بخصوص "باباشمل" به چاپ میرساند.
«ميهن ما»يادداشتهایيست كه محمد حجازی در بيان تاريخ و اوضاع اجتماعی معاصر ايران جمع آوری نموده و شامل:
طبقات مختلف شاهنشاهان ايران
پيشرفتهای فرهنگی
مبارزه با بيسوادی
كلاسهای رقص،انواع رقصهای ايرانی و فرهنگی،هنرهای زيبا (باصطلاح فعلی) و...در آن ذكر شده است و در ۱۳۳۸ خورشيدی اداره انتشارات وزارت فرهنگ آنها را چاپ و در دسترس عموم قرار داده است.
♦️@seemorghbook
✍#محمد_حجازی
محمد حجازی (۲۵ فروردین ۱۲۷۹ در تهران - ۱۰ بهمن ۱۳۵۲ در تهران)، نویسنده، رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم، سیاستمدار و روزنامهنگار معاصر ایرانی، ملقب به مطیعالدوله، فرزند نصرالله مستوفی بود. وی تحصیلات مقدماتی خود را در مدرسه "سن لویی" در تهران به اتمام رساند. پس از گذراندن دوران تحصیلی متوسطه به فرانسه رفت در آنجا دانشنامه مهندسی در تلگراف بیسیم گرفت و پایاننامه خود را در برلین به فارسی ترجمه کرد. در مراجعت به ایران به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد. سپس عهدهدار سمتهای مختلفی شد، از جمله مدیر مجله «ایران امروز»، و «پست و تلگراف و تلفن» شد و مقالات خود را در نشریات آن زمان بخصوص "باباشمل" به چاپ میرساند.
«ميهن ما»يادداشتهایيست كه محمد حجازی در بيان تاريخ و اوضاع اجتماعی معاصر ايران جمع آوری نموده و شامل:
طبقات مختلف شاهنشاهان ايران
پيشرفتهای فرهنگی
مبارزه با بيسوادی
كلاسهای رقص،انواع رقصهای ايرانی و فرهنگی،هنرهای زيبا (باصطلاح فعلی) و...در آن ذكر شده است و در ۱۳۳۸ خورشيدی اداره انتشارات وزارت فرهنگ آنها را چاپ و در دسترس عموم قرار داده است.
♦️@seemorghbook
👍18
📕#آینه
✍#محمد_حجازی
باید خندید، در این جهان پُر از درد و رنج و تشویش، جز خنده دوایی نیست، غصه خود درد دیگری است که سربار دردها میکنیم. هر دفعه که غصه میخوریم مثل این است که بجای باز کردن گرهی، بنشینیم و با رنج فراوان، گره دیگری بر مشکل خود بزنیم. غصه روح و جسم را ناتوان و قوه تعقل و تدبیر را پریشان میکند، از غصه روزمان تاریک و دنیا به خیالمان پُر از چاه و دیو و بدخواه میشود اما همین که آفتاب خنده در دلی سرزد، هرچه غول و دشمن و پرتگاه میدیدیم، محو و نابود میشود، عالمی پُر از صفای سبزه و گل و عیش و محبت و گذشت جلوه میکند...
♦️@seemorghbook
✍#محمد_حجازی
باید خندید، در این جهان پُر از درد و رنج و تشویش، جز خنده دوایی نیست، غصه خود درد دیگری است که سربار دردها میکنیم. هر دفعه که غصه میخوریم مثل این است که بجای باز کردن گرهی، بنشینیم و با رنج فراوان، گره دیگری بر مشکل خود بزنیم. غصه روح و جسم را ناتوان و قوه تعقل و تدبیر را پریشان میکند، از غصه روزمان تاریک و دنیا به خیالمان پُر از چاه و دیو و بدخواه میشود اما همین که آفتاب خنده در دلی سرزد، هرچه غول و دشمن و پرتگاه میدیدیم، محو و نابود میشود، عالمی پُر از صفای سبزه و گل و عیش و محبت و گذشت جلوه میکند...
♦️@seemorghbook
👍12👏2❤1