📎 #_یک_تکه_کتاب
نسیم بهاری بوی خوشی به همراه داشت. مالشی در دلم بود كه لذت بخش بود احساس می كردم همه را دوست دارم حتی فكر میكردم انیس خانوم را هم دوست داشتم، و بی اعتنایی آقا ناصر را هم تحمل میكردم، حق می دادم آخه فكر می كرد من هنوز بچه ام كم محلی میكرد، یواش یواش كه بزرگ شوم با من دوست میشود، شبها بعد از شام شب چره را میرویم خانه آنها، منهم زن بگیرم و بساطی جور كنم آنها هم می آیند پیش ما ، زن هایمان مثل خواهر می شوند ما هم مثل برادر، مادر هم كه عاشق بی قرار انیس خانوم است، زندگی او منتهای آرزویش است، اوستا هم با زنش به جمع ما می پیوندند به به چه میشود؟
📕 شب سراب
✍🏻 #ناهید_پژواک
@ShafiAzad
نسیم بهاری بوی خوشی به همراه داشت. مالشی در دلم بود كه لذت بخش بود احساس می كردم همه را دوست دارم حتی فكر میكردم انیس خانوم را هم دوست داشتم، و بی اعتنایی آقا ناصر را هم تحمل میكردم، حق می دادم آخه فكر می كرد من هنوز بچه ام كم محلی میكرد، یواش یواش كه بزرگ شوم با من دوست میشود، شبها بعد از شام شب چره را میرویم خانه آنها، منهم زن بگیرم و بساطی جور كنم آنها هم می آیند پیش ما ، زن هایمان مثل خواهر می شوند ما هم مثل برادر، مادر هم كه عاشق بی قرار انیس خانوم است، زندگی او منتهای آرزویش است، اوستا هم با زنش به جمع ما می پیوندند به به چه میشود؟
📕 شب سراب
✍🏻 #ناهید_پژواک
@ShafiAzad
گوگول در این کتاب انتقادات تند و تیزی به طبقه مرفه روسیه و غربزدگی آنها مطرح میکند. نکته بارز روایت در این اثر همچون دیگر آثار گوگول این است که در بخشهایی از کتاب به جای روایت داستان به سخنرانی و دردل درباره موضوع اصلی میپردازد. نکتهای که به نظر خوانندگان امروزی شاید کمی عجیب به نظر برسد.
📕 مردگان زرخرید
✍🏻 #نیکلای_گوگول
@ShafiAzad
📕 مردگان زرخرید
✍🏻 #نیکلای_گوگول
@ShafiAzad
انسانِ امروز، انسانِ انتظارهای بیپایان است؛ گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق میاندازد. آرزوهای او زنجیرهی پوچی است که تا بیپایان جهان ادامه مییابد.
📕 در انتظار گودو
✍🏻 #ساموئل_بکت
@ShafiAzad
📕 در انتظار گودو
✍🏻 #ساموئل_بکت
@ShafiAzad
سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند :
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 نویسنده : دکتر محمود سریع القلم ( فوق دکتری روابط بینالملل از دانشگاه ایالتی اوهایو آمریکا، استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی)
@ShafiAzad
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 نویسنده : دکتر محمود سریع القلم ( فوق دکتری روابط بینالملل از دانشگاه ایالتی اوهایو آمریکا، استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی)
@ShafiAzad
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمیآموزند، وجدان هستی را مجبور میکنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند،
تا فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار میخواهند آموزش دهند، یاد بگیرد.
آنچه که انکار میکنی تو را شکست میدهد،
آنچه که قبول میکنی تو را تغییر میدهد.
#کارل_گوستاو_یونگ
@ShafiAzad
تا فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار میخواهند آموزش دهند، یاد بگیرد.
آنچه که انکار میکنی تو را شکست میدهد،
آنچه که قبول میکنی تو را تغییر میدهد.
#کارل_گوستاو_یونگ
@ShafiAzad
📎 #_یک_تکه_کتاب
میخواهم نامهیی برایت بنویسمکه به هیچ نامهی دیگری شبیه نباشد وَ زبانی نو برای تو بیآفرینم زبانی همْترازِ اندامت وَ گُسترهی عشقم !
میخواهم از برگهای لغتْنامه بیرون بیایم
وَ از دهانم اجازهی سفر بگیرم !
خستهاَم از چرخاندن زبان در این دهان !
دهانی دیگر میخواهم که بتواند به درختِ گیلاس، یا چوب کبریتی بَدَل شَود !
دهانی که کلمات از آن بیرون بریزند ،
مانندِ پریانِ دریایی از امواجِ دریا
وَ کبوتران از کلاهِ شعبدهباز !
کتابهای دبستانم را از من بگیریدُ نیمکتهای کلاسم را ، گچها وُ قلمها وُ تخته سیاه را
از من بگیرید ، تنها واژهیی به من ببخشید
تا آن راچون گوشواری به گوشِ معشوقِ خود بیاویزم !
📕 باران یعنی تو برمیگردی
✍🏻 #نزار_قبانی
@ShafiAzad
میخواهم نامهیی برایت بنویسمکه به هیچ نامهی دیگری شبیه نباشد وَ زبانی نو برای تو بیآفرینم زبانی همْترازِ اندامت وَ گُسترهی عشقم !
میخواهم از برگهای لغتْنامه بیرون بیایم
وَ از دهانم اجازهی سفر بگیرم !
خستهاَم از چرخاندن زبان در این دهان !
دهانی دیگر میخواهم که بتواند به درختِ گیلاس، یا چوب کبریتی بَدَل شَود !
دهانی که کلمات از آن بیرون بریزند ،
مانندِ پریانِ دریایی از امواجِ دریا
وَ کبوتران از کلاهِ شعبدهباز !
کتابهای دبستانم را از من بگیریدُ نیمکتهای کلاسم را ، گچها وُ قلمها وُ تخته سیاه را
از من بگیرید ، تنها واژهیی به من ببخشید
تا آن راچون گوشواری به گوشِ معشوقِ خود بیاویزم !
📕 باران یعنی تو برمیگردی
✍🏻 #نزار_قبانی
@ShafiAzad
👍1
Forwarded from Sciensology
▪️مدل پنج عاملی شخصیت
اصطلاح شخصیت به الگوهای پایدار افکار، احساسات و رفتار اشاره میکند. مدل پنج عاملی شخصیت (FFM) یکی از الگوهای علمی برای مطالعه شخصیت است. شخصیت در این مدل با پنج ویژگی مشخص میشود که عبارتند از برونگرایی در مقابل درونگرایی، توافقپذیری در مقابل مخالفتجویی، روانرنجوری در مقابل ثبات عاطفی، وظیفهشناسی در مقابل سهلانگاری و پذیرای تجربه بودن در مقابل بسته بودن. این صفات گسترده سلسلهمراتبی هستند که دارای جنبههای جزییتری میباشند. برونگرایی شامل جنبههایی مانند خوش مشربی، جرأتمندی و بیان عواطف و افکار است. روانرنجوری منعکس کننده اضطراب، افسردگی، نوسانات عاطفی و زود رنجی است. وظیفهشناسی به انگیزه پیشرفت، برنامهریزی، پشتکار، سختکوشی و اطمینانپذیری اشاره میکند. پذیرای تجربه بودن با تخیل، کنجکاوی فکری و خلاقیت مشخص میشود و توافقپذیری شامل خیرخواهی، خشوع، تمایل به ارتقاء اجتماع، همدردی و اعتماد به دیگران است.
Source: World Psychiatry
@NeoSciensology
اصطلاح شخصیت به الگوهای پایدار افکار، احساسات و رفتار اشاره میکند. مدل پنج عاملی شخصیت (FFM) یکی از الگوهای علمی برای مطالعه شخصیت است. شخصیت در این مدل با پنج ویژگی مشخص میشود که عبارتند از برونگرایی در مقابل درونگرایی، توافقپذیری در مقابل مخالفتجویی، روانرنجوری در مقابل ثبات عاطفی، وظیفهشناسی در مقابل سهلانگاری و پذیرای تجربه بودن در مقابل بسته بودن. این صفات گسترده سلسلهمراتبی هستند که دارای جنبههای جزییتری میباشند. برونگرایی شامل جنبههایی مانند خوش مشربی، جرأتمندی و بیان عواطف و افکار است. روانرنجوری منعکس کننده اضطراب، افسردگی، نوسانات عاطفی و زود رنجی است. وظیفهشناسی به انگیزه پیشرفت، برنامهریزی، پشتکار، سختکوشی و اطمینانپذیری اشاره میکند. پذیرای تجربه بودن با تخیل، کنجکاوی فکری و خلاقیت مشخص میشود و توافقپذیری شامل خیرخواهی، خشوع، تمایل به ارتقاء اجتماع، همدردی و اعتماد به دیگران است.
Source: World Psychiatry
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️بازخرج عصبی؛ یک اصل سازماندهی اساسی مغز
مایکل اندرسون، استاد علومشناختی دانشگاه وسترن این قضیه را مطرح کرده است که استفاده مجدد از بافت مغز برای اهدافی غیر از سازگاری اولیه آن نه فقط میتواند یک ویژگی فراگیر سازمان مغز باشد، بلکه میتواند به عنوان یک اصل سازماندهی مرکزی برای فرگشت مغز در عملکردهای شناختی بالاتر در نظر گرفته شود (اندرسون، ۲۰۱۰؛ ۲۰۱۴). او این ایده را فرضیه کلان باز آراستن (MDR) نامیده است. فرضیه MDR این نظر را بیان میکند که اغلب مسیرهای توسعه فرگشتی ممکن است استفاده مجدد از اجزای موجود برای کارهای جدید را به ایجاد مدارهای جدید ترجیح دهند. یکی از مهمترین پیشبینیهای MDR که با شواهد تجربی قابلتوجهی پشتیبانی میشود این نظر است که یک ناحیه مشخص مغز ممکن است شامل بسیاری از عملکردهای شناختی متنوع شود. اندرسون ناحیه بروکا را مثال میزند که به طور سنتی تصور میشود مسئول تولید گفتار است؛ اما مشخص شده است که در انواع دیگر وظایف شناختی و ادراکی-حرکتی مانند ترتیبگذاری کارها، آمادهسازی موتور حرکتی، تقلید کنش و شناخت اقدامات و بسیاری از اعمال دیگر فعال است. یک استنباط اساسی از این مسأله چنین است که یک وظیفه شناختی واحد اغلب توسط چند ناحیه مغزی کنترل میشود.
چندین نظریه دیگر برای بازخرج عصبی مطرح شده است. برای مثال فرضیهای به نام «بازیافت عصبی» را استانیسلاس دوآن استاد علوماعصاب شناختی ارائه کرده است. گرچه این فرضیه شبیه به فرضیه «کلان باز آراستن» اندرسون است، اما بیشتر به کارکردهای شناختی فرگشتیافته اخیر مانند خواندن و ریاضیات میپردازد تا اینکه یک دیدگاه فرگشتی بلندمدت برای استفاده مجدد از سلولهای مغز در نظر داشته باشد (دوآن، ۲۰۰۵). عملکردهای شناختی مانند خواندن و ریاضیات ممکن است دارای زمان فرگشتیِ کافی برای ایجاد مدارهای مغزی اختصاصی نبوده باشند، اما به نظر میرسد که دارای برخی خوشههای عصبی تخصصی هستند. بنابراین برای یادگیری خواندن یا انجام عملیات ریاضی این عملکردها باید بر مدارهای عصبی از قبل موجود با درجهای از انعطافپذیری عصبی تکیه کنند که میتواند از افکار و رویههای جدید پشتیبانی نماید.
برای مثال به نظر میرسد که عملیات ریاضی سطح بالا تا حدی به نواحی قشری در لوبهای گیجگاهی داخلی، لوب آهیانهای، شکنج زاویهای و شیار درون جداری (IPS) مربوط میشود. شیار درون جداری دارای نورونهایی است که به ترقیق (قابلیت تمایز بین یک، دو یا سه چیز) و انجام مقایسههای بزرگ بین مجموعههای کوچکتر و بزرگتر (تمایز بین ۲۵ چیز و ۵۰ چیز) اختصاص داده شدهاند. این دو فرآیند اصلی یک توانایی اساسی به نام نومروسیتی را تشکیل میدهند (کولیج و اورمن، ۲۰۱۲). بنابراین بازخرج عصبی میتواند یک ویژگی مهم و اساسی برای سازماندهی مغز باشد.
@NeoSciensology
مایکل اندرسون، استاد علومشناختی دانشگاه وسترن این قضیه را مطرح کرده است که استفاده مجدد از بافت مغز برای اهدافی غیر از سازگاری اولیه آن نه فقط میتواند یک ویژگی فراگیر سازمان مغز باشد، بلکه میتواند به عنوان یک اصل سازماندهی مرکزی برای فرگشت مغز در عملکردهای شناختی بالاتر در نظر گرفته شود (اندرسون، ۲۰۱۰؛ ۲۰۱۴). او این ایده را فرضیه کلان باز آراستن (MDR) نامیده است. فرضیه MDR این نظر را بیان میکند که اغلب مسیرهای توسعه فرگشتی ممکن است استفاده مجدد از اجزای موجود برای کارهای جدید را به ایجاد مدارهای جدید ترجیح دهند. یکی از مهمترین پیشبینیهای MDR که با شواهد تجربی قابلتوجهی پشتیبانی میشود این نظر است که یک ناحیه مشخص مغز ممکن است شامل بسیاری از عملکردهای شناختی متنوع شود. اندرسون ناحیه بروکا را مثال میزند که به طور سنتی تصور میشود مسئول تولید گفتار است؛ اما مشخص شده است که در انواع دیگر وظایف شناختی و ادراکی-حرکتی مانند ترتیبگذاری کارها، آمادهسازی موتور حرکتی، تقلید کنش و شناخت اقدامات و بسیاری از اعمال دیگر فعال است. یک استنباط اساسی از این مسأله چنین است که یک وظیفه شناختی واحد اغلب توسط چند ناحیه مغزی کنترل میشود.
چندین نظریه دیگر برای بازخرج عصبی مطرح شده است. برای مثال فرضیهای به نام «بازیافت عصبی» را استانیسلاس دوآن استاد علوماعصاب شناختی ارائه کرده است. گرچه این فرضیه شبیه به فرضیه «کلان باز آراستن» اندرسون است، اما بیشتر به کارکردهای شناختی فرگشتیافته اخیر مانند خواندن و ریاضیات میپردازد تا اینکه یک دیدگاه فرگشتی بلندمدت برای استفاده مجدد از سلولهای مغز در نظر داشته باشد (دوآن، ۲۰۰۵). عملکردهای شناختی مانند خواندن و ریاضیات ممکن است دارای زمان فرگشتیِ کافی برای ایجاد مدارهای مغزی اختصاصی نبوده باشند، اما به نظر میرسد که دارای برخی خوشههای عصبی تخصصی هستند. بنابراین برای یادگیری خواندن یا انجام عملیات ریاضی این عملکردها باید بر مدارهای عصبی از قبل موجود با درجهای از انعطافپذیری عصبی تکیه کنند که میتواند از افکار و رویههای جدید پشتیبانی نماید.
برای مثال به نظر میرسد که عملیات ریاضی سطح بالا تا حدی به نواحی قشری در لوبهای گیجگاهی داخلی، لوب آهیانهای، شکنج زاویهای و شیار درون جداری (IPS) مربوط میشود. شیار درون جداری دارای نورونهایی است که به ترقیق (قابلیت تمایز بین یک، دو یا سه چیز) و انجام مقایسههای بزرگ بین مجموعههای کوچکتر و بزرگتر (تمایز بین ۲۵ چیز و ۵۰ چیز) اختصاص داده شدهاند. این دو فرآیند اصلی یک توانایی اساسی به نام نومروسیتی را تشکیل میدهند (کولیج و اورمن، ۲۰۱۲). بنابراین بازخرج عصبی میتواند یک ویژگی مهم و اساسی برای سازماندهی مغز باشد.
@NeoSciensology
Forwarded from Public Exit
توهم، توطئه و شایعهسازی در جمهوری اسلامی
یکی از عجایب بزرگ و حیرتانگیز تاریخ بشر، فلسفه مذهب است که بشر را متقاعد کرده مانند رمه نیازمند چوپان باشد. از دیدگاه اسلام، انسانها قادر به تشخیص راه از چاه نیستند و بایست تابع و تسلیم روحانیت باشند که جانشین خداوند و مبین دین هستند!
رژیم فقاهتی، بهرهگیری از خرافات مذهبی در جهت عوامفریبی را به صورت یک اصل گسترده حکومتی در تمام سطوح کشور مورد استفاده قرار داده است. رژیم از طریق امام جمعهها، داستان حضور و ظهور امام زمان در تمام شئون مملکت را تبدیل به یک بحث دائم کرده است. نه فقط رئیسجمهور رژیم فقاهتی سر سفره برای امام غایب، قاشق و بشقاب میگذارد که اگر تشریف آوردند، بدانند که منتظرشان بوده است بلکه مرتب با ایشان در مورد مسائل مشورت میکند!
از دیگر داستانهای عوامفریبی، دیدن صورت خمینی در ماه، پیدا کردن موی خمینی در آیه بقرہ، حضور امام زمان در جبهه جنگ، چاه جمکران، امدادهای غیبی و هاله نور و ... میباشند!
تئوری توطئه و شایعه، همواره چماقی بوده در دست روحانیت برای سرکوب دگراندیشان و مخالفان و مانند شمشیر دموکلوس روی سرنخبگان قرار داشته است. تهمتها و برچسبهایی مانند منافق یا مجاهد، محارب یا دگراندیش، مرتد یا نامسلمان، مفسد و منحرف، از حربههایی هستند که روزمره به صورت عادی مورد استفاده قرار میگیرند.
تلاش دیگر رژیم، تحریف و دوباره نویسی تاریخ نهضتها و جنبشهای ایران میباشد. رژیم برای اسطورهای کردن نقش ملایان در حرکتها و جنبشهای کشور و اعتبار بخشیدن به رژیم فقاهتی، سازمانی بنام مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ایجاد کرده است. این مؤسسه در این راستا با جعل، تحریف و بازنویسی تاریخ ایران و وارونهنگاری سعی دارد، اعتباری برای جامعه روحانیت بسازد.
از دیگر وظایف این مؤسسه، تخریب فرهنگ و عربیزه کردن زبان پارسی میباشد. مصباح یزدی، جارچی و مبلغ ولی فقیه (همان نقشی را بازی میکند که گوبلز برای هیتلر ایفا میکرد) در پخش اراجيف و بتسازی از علی خامنهای، نقشِ کلیدی دارد.
@PublicExit
یکی از عجایب بزرگ و حیرتانگیز تاریخ بشر، فلسفه مذهب است که بشر را متقاعد کرده مانند رمه نیازمند چوپان باشد. از دیدگاه اسلام، انسانها قادر به تشخیص راه از چاه نیستند و بایست تابع و تسلیم روحانیت باشند که جانشین خداوند و مبین دین هستند!
رژیم فقاهتی، بهرهگیری از خرافات مذهبی در جهت عوامفریبی را به صورت یک اصل گسترده حکومتی در تمام سطوح کشور مورد استفاده قرار داده است. رژیم از طریق امام جمعهها، داستان حضور و ظهور امام زمان در تمام شئون مملکت را تبدیل به یک بحث دائم کرده است. نه فقط رئیسجمهور رژیم فقاهتی سر سفره برای امام غایب، قاشق و بشقاب میگذارد که اگر تشریف آوردند، بدانند که منتظرشان بوده است بلکه مرتب با ایشان در مورد مسائل مشورت میکند!
از دیگر داستانهای عوامفریبی، دیدن صورت خمینی در ماه، پیدا کردن موی خمینی در آیه بقرہ، حضور امام زمان در جبهه جنگ، چاه جمکران، امدادهای غیبی و هاله نور و ... میباشند!
تئوری توطئه و شایعه، همواره چماقی بوده در دست روحانیت برای سرکوب دگراندیشان و مخالفان و مانند شمشیر دموکلوس روی سرنخبگان قرار داشته است. تهمتها و برچسبهایی مانند منافق یا مجاهد، محارب یا دگراندیش، مرتد یا نامسلمان، مفسد و منحرف، از حربههایی هستند که روزمره به صورت عادی مورد استفاده قرار میگیرند.
تلاش دیگر رژیم، تحریف و دوباره نویسی تاریخ نهضتها و جنبشهای ایران میباشد. رژیم برای اسطورهای کردن نقش ملایان در حرکتها و جنبشهای کشور و اعتبار بخشیدن به رژیم فقاهتی، سازمانی بنام مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ایجاد کرده است. این مؤسسه در این راستا با جعل، تحریف و بازنویسی تاریخ ایران و وارونهنگاری سعی دارد، اعتباری برای جامعه روحانیت بسازد.
از دیگر وظایف این مؤسسه، تخریب فرهنگ و عربیزه کردن زبان پارسی میباشد. مصباح یزدی، جارچی و مبلغ ولی فقیه (همان نقشی را بازی میکند که گوبلز برای هیتلر ایفا میکرد) در پخش اراجيف و بتسازی از علی خامنهای، نقشِ کلیدی دارد.
@PublicExit
👍1
Forwarded from Public Exit
قانونمند سازی سنت قبیلهای زنده به گور
نگاه اسلام به زن آشکارا حذفی است. زن در بهترین حالت در قرآن "کشتزار" است. کشتزاری زيبا و شهوتانگيز که مرد با ديدن آن فراز كند و به هر طریقی و در هر جایی از آن دلكَشتر و دلكُشتر بود، فرود آید و بذر افشاند (سوره بقره آیه ۲۲۳).
این ادعا که اسلام سنتِ زنده به گور کردنِ دختران را از بین برد، خلاف واقع است و دادههای تجربی و تاريخی آن را رد میکند. اسلام زنده به گور کردن را از بین نبرد، سنت قبیلهایِ زنده به گور را پیکر آرایی نو و کلِ زندگی زنانه را به گورستان تبدیل کرد.
زنده به گور یعنی تبعید از اجتماع در کنجِ خانه، در فضای خلوت، در حصار خیمهها و قلعهها و بارگاهها و لای برقع و حجاب به نوعی که حتی صدای پای زن هم شیطانی است و مردان مؤمن را از خدا دور میکند.
نظاممند سازیِ قانون زنده به گور، بزرگترین هدیه اسلام به زنان است. در دنیای پس از اسلام برای زنان گور امری استثنایی نیست که عربِ بادیهنشینی از سر خشم و یا از شدت فقر دخترش را زنده به گور کند، قاعده زندگی است. حرمتِ حضور در اجتماع/مدینه صورتبندیِ دینیِ زنده به گور کردن است.
زن زنده است، زن نفس میکشد، بدن زن سوژه لذت و محل بذرافشانی مرد است، اما حق ندارد پا از گلیمِ گور خویش فراتر نهد و از گور خانه و حرم و چادر و برقع بیرون رود و خودش باشد: نظاممند سازیِ زنده به گور کردنِ زنان توسط اسلام و بدل کردنِ این سنتِ قبیلهای به قانون دینی و فقهی، موضوعی است که بایست عمیقاً مورد تأمل قرار بگیرد!
@PublicExit
نگاه اسلام به زن آشکارا حذفی است. زن در بهترین حالت در قرآن "کشتزار" است. کشتزاری زيبا و شهوتانگيز که مرد با ديدن آن فراز كند و به هر طریقی و در هر جایی از آن دلكَشتر و دلكُشتر بود، فرود آید و بذر افشاند (سوره بقره آیه ۲۲۳).
این ادعا که اسلام سنتِ زنده به گور کردنِ دختران را از بین برد، خلاف واقع است و دادههای تجربی و تاريخی آن را رد میکند. اسلام زنده به گور کردن را از بین نبرد، سنت قبیلهایِ زنده به گور را پیکر آرایی نو و کلِ زندگی زنانه را به گورستان تبدیل کرد.
زنده به گور یعنی تبعید از اجتماع در کنجِ خانه، در فضای خلوت، در حصار خیمهها و قلعهها و بارگاهها و لای برقع و حجاب به نوعی که حتی صدای پای زن هم شیطانی است و مردان مؤمن را از خدا دور میکند.
نظاممند سازیِ قانون زنده به گور، بزرگترین هدیه اسلام به زنان است. در دنیای پس از اسلام برای زنان گور امری استثنایی نیست که عربِ بادیهنشینی از سر خشم و یا از شدت فقر دخترش را زنده به گور کند، قاعده زندگی است. حرمتِ حضور در اجتماع/مدینه صورتبندیِ دینیِ زنده به گور کردن است.
زن زنده است، زن نفس میکشد، بدن زن سوژه لذت و محل بذرافشانی مرد است، اما حق ندارد پا از گلیمِ گور خویش فراتر نهد و از گور خانه و حرم و چادر و برقع بیرون رود و خودش باشد: نظاممند سازیِ زنده به گور کردنِ زنان توسط اسلام و بدل کردنِ این سنتِ قبیلهای به قانون دینی و فقهی، موضوعی است که بایست عمیقاً مورد تأمل قرار بگیرد!
@PublicExit
Forwarded from Public Exit
چرا اگر به کودکی بگویی حرف گوش نکنی تو را به زیرزمین میبرم و میسوزانم و شکنجه میکنم، کودکآزاری به حساب میآید اما اگر بگویی حرف گوش نکنی خدا تو را به قعر جهنم میبرد و میسوزاند و شکنجه میکند، کودکآزاری به حساب نمیآید؟
@PublicExit
@PublicExit
Forwarded from Public Exit
محمد عاملِ قتل
محمد جنگهای بیشماری به راه انداخت و انسانهای بیشماری را کشت. محمد فرمان داد سربازان بسیاری را بعد از جنگ سر ببرند، با خشونت و زور این دین تثبیت شد. وقتی یک پیامبر اجازه میدهد اسیران جنگی را که تسلیم شدهاند سر ببرند، زنان اسیر را برده جنسی خویش و یارانش میکند، صاحبان سایر ادیان از جمله مسیحیان و یهودیان را از کشور خودشان میراند و دینش را با شمشیر تحمیل میکند، به راحتی میتوان گفت چنین پیامبری یک جنایتکار است.
گاهی مسلمانان از کارهای مثبت محمد حرف میزنند، آدم میتواند بگوید داعش هم در عراق به فقیران میاندیشید، با افزایش قیمتها مبارزه میکرد و مؤسسات خدمات اجتماعی متعددی به راه انداخت، اما این بدان معنا نیست که داعش در اندیشه ایجاد یک "جامعه رفاه" بوده است، بلکه داعش را علیرغم این مسائل بانی یک حکومت تروریستی مینامیم!
اسلام چیست؟ شریعت، جهاد، سرکوب زن، خدا ساختن از محمد و مقدس دانستن قرآن. همه اینها به اسلام تعلق دارند. هیچ کدام از اینها با روشنگری و قانون سروکاری ندارند. اگر اسلام را لغت به لغت از طریق آنچه در قرآن آمده یا شخص محمد گفته است در نظر بگیریم، بایست یا از اسلام جدا گشت و یا با ایدئولوژی جهادی همراه شد. اکثریت مسلمانان چنین کاری نمیکنند.
بیشتر مسلمانان صلح طلب هستند، زیرا آنها یا متون اسلامی را نمیشناسند یا راحت میخوانند و از آنها میگذرند و جنبه سیاسی اسلام را کنار میگذارند. اسلامگرایان هیچ کاری نمیکنند جز این که این متون را جدی میگیرند و میخواهند به مرحله اجرا در آوردند، چون که میگویند اگر این آخرین حرف خدا میباشد که خطاب به انسانها آمده پس بایست یک محتوای اخلاقی و سیاسی ابدی داشته باشد و ما مسلمانان موظف هستیم مأموریت خدا را در روی زمین اجرا کنیم و خُب جهادگرایی همین است. اغلب مسلمانان این را نمیخواهند. آنها صلح طلب هستند، اما نه به این دلیل که مسلمان هستند، بلکه بایست گفت به رغم مسلمان بودنشان!
داعش هیچ کاری نمیکند جز همان کارهایی که محمد میکرد. همه چیز: بیخانمان کردن دگراندیشان، سر بریدن کافران و اسرای جنگی، تجاوز به زن اسیران جنگی، دریافت جزیه از مسیحیان و یهودیان جنگ برای آشغال سرزمینها، خشونت علیه زنان، همه اینها را محمد کرد. بیشک محمد الگوی داعش است. آنها مو به مو همان را میکنند که محمد در زمان خودش کرد.
این واقعیت که بسیاری از مسلمانان در دامن تمدن رشد کردهاند و هویت تازهای را پذیرفتهاند، در اروپا یا کشورهای خودشان آموزش مدرن دیدهاند، اینها اسلام را مثبتتر از آنچه هست نمیکند، بلکه اینها قطعاتی جدا شده از هسته اسلام هستند. آنها که میخواهند اسلام اصلی را به مرحله اجرا بگذارند تروریستهایی هستند که در سوریه، عراق، نیجریه، پاکستان، افغانستان و سراسر جهان اسلام شاخههای متعددشان وجود دارند!
@PublicExit
محمد جنگهای بیشماری به راه انداخت و انسانهای بیشماری را کشت. محمد فرمان داد سربازان بسیاری را بعد از جنگ سر ببرند، با خشونت و زور این دین تثبیت شد. وقتی یک پیامبر اجازه میدهد اسیران جنگی را که تسلیم شدهاند سر ببرند، زنان اسیر را برده جنسی خویش و یارانش میکند، صاحبان سایر ادیان از جمله مسیحیان و یهودیان را از کشور خودشان میراند و دینش را با شمشیر تحمیل میکند، به راحتی میتوان گفت چنین پیامبری یک جنایتکار است.
گاهی مسلمانان از کارهای مثبت محمد حرف میزنند، آدم میتواند بگوید داعش هم در عراق به فقیران میاندیشید، با افزایش قیمتها مبارزه میکرد و مؤسسات خدمات اجتماعی متعددی به راه انداخت، اما این بدان معنا نیست که داعش در اندیشه ایجاد یک "جامعه رفاه" بوده است، بلکه داعش را علیرغم این مسائل بانی یک حکومت تروریستی مینامیم!
اسلام چیست؟ شریعت، جهاد، سرکوب زن، خدا ساختن از محمد و مقدس دانستن قرآن. همه اینها به اسلام تعلق دارند. هیچ کدام از اینها با روشنگری و قانون سروکاری ندارند. اگر اسلام را لغت به لغت از طریق آنچه در قرآن آمده یا شخص محمد گفته است در نظر بگیریم، بایست یا از اسلام جدا گشت و یا با ایدئولوژی جهادی همراه شد. اکثریت مسلمانان چنین کاری نمیکنند.
بیشتر مسلمانان صلح طلب هستند، زیرا آنها یا متون اسلامی را نمیشناسند یا راحت میخوانند و از آنها میگذرند و جنبه سیاسی اسلام را کنار میگذارند. اسلامگرایان هیچ کاری نمیکنند جز این که این متون را جدی میگیرند و میخواهند به مرحله اجرا در آوردند، چون که میگویند اگر این آخرین حرف خدا میباشد که خطاب به انسانها آمده پس بایست یک محتوای اخلاقی و سیاسی ابدی داشته باشد و ما مسلمانان موظف هستیم مأموریت خدا را در روی زمین اجرا کنیم و خُب جهادگرایی همین است. اغلب مسلمانان این را نمیخواهند. آنها صلح طلب هستند، اما نه به این دلیل که مسلمان هستند، بلکه بایست گفت به رغم مسلمان بودنشان!
داعش هیچ کاری نمیکند جز همان کارهایی که محمد میکرد. همه چیز: بیخانمان کردن دگراندیشان، سر بریدن کافران و اسرای جنگی، تجاوز به زن اسیران جنگی، دریافت جزیه از مسیحیان و یهودیان جنگ برای آشغال سرزمینها، خشونت علیه زنان، همه اینها را محمد کرد. بیشک محمد الگوی داعش است. آنها مو به مو همان را میکنند که محمد در زمان خودش کرد.
این واقعیت که بسیاری از مسلمانان در دامن تمدن رشد کردهاند و هویت تازهای را پذیرفتهاند، در اروپا یا کشورهای خودشان آموزش مدرن دیدهاند، اینها اسلام را مثبتتر از آنچه هست نمیکند، بلکه اینها قطعاتی جدا شده از هسته اسلام هستند. آنها که میخواهند اسلام اصلی را به مرحله اجرا بگذارند تروریستهایی هستند که در سوریه، عراق، نیجریه، پاکستان، افغانستان و سراسر جهان اسلام شاخههای متعددشان وجود دارند!
@PublicExit
📎 #_یک_تکه_کتاب
مادر بزرگ هستی خانم نوریان است که عمریست با یاد تنها پسر کشته شده اش زندگی میکند. پسری که در جریانهای سیاسی دهه سی، ققنوس وار خویشتن را در آتش میافکند تا نهالی پا بگیرد. خانم نوریان اندی است که نوههایش، هستی و شاهین را زیر بال و پر خود گرفته است. او که زمانی پیشه آموزگاری داشته، هنوز هم خاطره دیروزها و پریروزها رهایش نکرده، برای پیر احمد آباد ( مصدق ) و پسرش اشک میریزد. عشرت یا مامان عشی مادر هستی است که اکنون زن مرد پولداری پیوسته با دستگاه دولت و آمریکایی هاست و با ولنگاری های خویش در فکر شکستن سدجنسیت است تا به یه خیال خود آدم شود و با نترسی، با مردان دله و هیزی میآمیزد...
📕 جزیره سرگردانی
✍🏻#سیمین_دانشور
@ShafiAzad
مادر بزرگ هستی خانم نوریان است که عمریست با یاد تنها پسر کشته شده اش زندگی میکند. پسری که در جریانهای سیاسی دهه سی، ققنوس وار خویشتن را در آتش میافکند تا نهالی پا بگیرد. خانم نوریان اندی است که نوههایش، هستی و شاهین را زیر بال و پر خود گرفته است. او که زمانی پیشه آموزگاری داشته، هنوز هم خاطره دیروزها و پریروزها رهایش نکرده، برای پیر احمد آباد ( مصدق ) و پسرش اشک میریزد. عشرت یا مامان عشی مادر هستی است که اکنون زن مرد پولداری پیوسته با دستگاه دولت و آمریکایی هاست و با ولنگاری های خویش در فکر شکستن سدجنسیت است تا به یه خیال خود آدم شود و با نترسی، با مردان دله و هیزی میآمیزد...
📕 جزیره سرگردانی
✍🏻#سیمین_دانشور
@ShafiAzad
سگ لقلق میزد و خودش را دنبال محمد میکشاند. لاغر و مردنی و بی رمق گر گرفته بود و لهله میزد.
«دلم خیلی از این مردم گرفته.باور میکنی دلم میخواس جای تو باشم و با شماها زندگی میکردم؟
آخه شماها که به همدیگه نارو نمیزنین.شما که دروغ و دغل تو کارتون نیس.
اگه بدونی این کریم حاج حمزه چه آدم بی رحمیه.هر چی پول داشتم بالا کشیده.
پولی که بیس سال جون کندم و یه پول یه پول جمعش کردم، همش تو سوارخ بافور کرده.بیا زبون بسه خیلی لهله میزنی.بریم خونه ما یه خرده نون و آب بخور حالت جا بیاد.
اصلا بیا دم کپر ما بمون.هرچی داریم با هم میخوریم.»
📕 تنگسیر
✍🏻 #صادق_چوبک
@ShafiAzad
«دلم خیلی از این مردم گرفته.باور میکنی دلم میخواس جای تو باشم و با شماها زندگی میکردم؟
آخه شماها که به همدیگه نارو نمیزنین.شما که دروغ و دغل تو کارتون نیس.
اگه بدونی این کریم حاج حمزه چه آدم بی رحمیه.هر چی پول داشتم بالا کشیده.
پولی که بیس سال جون کندم و یه پول یه پول جمعش کردم، همش تو سوارخ بافور کرده.بیا زبون بسه خیلی لهله میزنی.بریم خونه ما یه خرده نون و آب بخور حالت جا بیاد.
اصلا بیا دم کپر ما بمون.هرچی داریم با هم میخوریم.»
📕 تنگسیر
✍🏻 #صادق_چوبک
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
اگر دینت از تو میخواهد که کسی را بکشی، چیز خاصی را بپوشی، خودت را ختنه کنی، چیز خاصی را نخوری، چیزی را مشاهده کنی، از کسی یا چیزی متنفر باشی...
پس قضیه در مورد خدا نیست، قضیه در مورد تقویتکردن خدمتگذاری تو به یک دیکتاتوری ساخته شده توسط بشر است!
@PublicExit
پس قضیه در مورد خدا نیست، قضیه در مورد تقویتکردن خدمتگذاری تو به یک دیکتاتوری ساخته شده توسط بشر است!
@PublicExit
هنر، زیباییشناسی و مغز.pdf
63.2 MB
عنوان کتاب: هنر، زیباییشناسی و مغز
انتشارات دانشگاه آکسفورد
مترجم: دکتر تقی کیمیایی اسدی
نشر آوای بوف
@ShafiAzad
انتشارات دانشگاه آکسفورد
مترجم: دکتر تقی کیمیایی اسدی
نشر آوای بوف
@ShafiAzad