✅ شیوهٔ ساختنِ کتابچه و دفترچهٔ تاشو (Book Fold) در وُرد
🔹اگر شما نیز با نرمافزار Word زیاد سروکار دارید بیشک برای شما نیز اتفاق افتاده که قصد داشته باشید تا سندی را بهصورت مجله یا کتاب ارائه دهید.
🔸اگر کمی دقت کرده باشید در طراحیِ مجلات و کتابچهها چیدمان صفحهبندی کمی متفاوت است؛ مثلاً در روی یک برگ شمارهٔ ۱ و ۳۶ قرار دارد که پس از تاشدنِ آن و قرارگرفتنِ دیگر برگهها برروی آن، چیدمان مجله درست شده و پس از منگهکردن قابلاستفاده میباشد.
🔸اگر نحوهٔ چیدهشدن یا Layout مجلهها را ببینید متوجه میشوید که چیدمان صفحههای آن بهصورتی است که صفحهٔ اول و آخر در روی یک برگه قرار دارند و صفحه دوم و صفحهٔ ماقبل آخر در پشت همان برگه چاپ شدهاند.
با اینکار بعد از چاپ، تمام صفحههای مجله روی یکدیگر قرار گرفته و بعد از تاخوردن منگنه میشوند.
🔸آنچه که از امکانات Word میدانیم ایناستکه در پنجره Print گزینهای برای چاپ صفحههای فرد و زوج بهصورت مجزا وجود دارد، ولی این امکان به کار صفحهبندی کتابچه نمیخورد.
🔺اگر تاکنون اینکار را بهصورت دستی و با مشقت زیاد انجام میدادید اینبار با معرفی یک ترفند جالبِ نرمافزار Word قادرید تا این امکان را در اسناد خود بهوجود آورید👇👇👇
#دفترچه #کتابچه #بروشور #مجله
🆔 @VajehPardaz واژهپرداز
.
🔹اگر شما نیز با نرمافزار Word زیاد سروکار دارید بیشک برای شما نیز اتفاق افتاده که قصد داشته باشید تا سندی را بهصورت مجله یا کتاب ارائه دهید.
🔸اگر کمی دقت کرده باشید در طراحیِ مجلات و کتابچهها چیدمان صفحهبندی کمی متفاوت است؛ مثلاً در روی یک برگ شمارهٔ ۱ و ۳۶ قرار دارد که پس از تاشدنِ آن و قرارگرفتنِ دیگر برگهها برروی آن، چیدمان مجله درست شده و پس از منگهکردن قابلاستفاده میباشد.
🔸اگر نحوهٔ چیدهشدن یا Layout مجلهها را ببینید متوجه میشوید که چیدمان صفحههای آن بهصورتی است که صفحهٔ اول و آخر در روی یک برگه قرار دارند و صفحه دوم و صفحهٔ ماقبل آخر در پشت همان برگه چاپ شدهاند.
با اینکار بعد از چاپ، تمام صفحههای مجله روی یکدیگر قرار گرفته و بعد از تاخوردن منگنه میشوند.
🔸آنچه که از امکانات Word میدانیم ایناستکه در پنجره Print گزینهای برای چاپ صفحههای فرد و زوج بهصورت مجزا وجود دارد، ولی این امکان به کار صفحهبندی کتابچه نمیخورد.
🔺اگر تاکنون اینکار را بهصورت دستی و با مشقت زیاد انجام میدادید اینبار با معرفی یک ترفند جالبِ نرمافزار Word قادرید تا این امکان را در اسناد خود بهوجود آورید👇👇👇
#دفترچه #کتابچه #بروشور #مجله
🆔 @VajehPardaz واژهپرداز
.
Telegraph
شیوهٔ ساختنِ کتابچه و دفترچهٔ تاشو (Book Fold) در وُرد
منبع: گویاآیتی 🆔 @VajehPardaz واژهپرداز برای اینکه موفق به درستکردن کتاب یا کتابچه در ورد شوید، لازم است که ابتدا، وارد این نرمافزار شوید و درست قبل از اینکه شروع کنید محتوا را بنویسید،…
شیوه ساختن کتاب یا کتابچه در ورد.pdf
274.9 KB
✅ شیوهٔ ساختنِ کتابچه و دفترچهٔ تاشو (Book Fold) در وُرد
🔹اگر شما نیز با نرمافزار Word زیاد سروکار دارید بیشک برای شما نیز اتفاق افتاده که قصد داشته باشید تا سندی را بهصورت مجله یا کتاب ارائه دهید.
🔸اگر کمی دقت کرده باشید در طراحیِ مجلات و کتابچهها چیدمان صفحهبندی کمی متفاوت است؛ مثلاً در روی یک برگ شمارهٔ ۱ و ۳۶ قرار دارد که پس از تاشدنِ آن و قرارگرفتنِ دیگر برگهها برروی آن، چیدمان مجله درست شده و پس از منگهکردن قابلاستفاده میباشد.
🔸اگر نحوهٔ چیدهشدن یا Layout مجلهها را ببینید متوجه میشوید که چیدمان صفحههای آن بهصورتی است که صفحهٔ اول و آخر در روی یک برگه قرار دارند و صفحه دوم و صفحهٔ ماقبل آخر در پشت همان برگه چاپ شدهاند.
با اینکار بعد از چاپ، تمام صفحههای مجله روی یکدیگر قرار گرفته و بعد از تاخوردن منگنه میشوند.
🔸آنچه که از امکانات Word میدانیم ایناستکه در پنجره Print گزینهای برای چاپ صفحههای فرد و زوج بهصورت مجزا وجود دارد، ولی این امکان به کار صفحهبندی کتابچه نمیخورد.
◀️ راهنمای تصویری
#دفترچه #کتابچه #بروشور #مجله
🆔 @VajehPardaz واژهپرداز
🔹اگر شما نیز با نرمافزار Word زیاد سروکار دارید بیشک برای شما نیز اتفاق افتاده که قصد داشته باشید تا سندی را بهصورت مجله یا کتاب ارائه دهید.
🔸اگر کمی دقت کرده باشید در طراحیِ مجلات و کتابچهها چیدمان صفحهبندی کمی متفاوت است؛ مثلاً در روی یک برگ شمارهٔ ۱ و ۳۶ قرار دارد که پس از تاشدنِ آن و قرارگرفتنِ دیگر برگهها برروی آن، چیدمان مجله درست شده و پس از منگهکردن قابلاستفاده میباشد.
🔸اگر نحوهٔ چیدهشدن یا Layout مجلهها را ببینید متوجه میشوید که چیدمان صفحههای آن بهصورتی است که صفحهٔ اول و آخر در روی یک برگه قرار دارند و صفحه دوم و صفحهٔ ماقبل آخر در پشت همان برگه چاپ شدهاند.
با اینکار بعد از چاپ، تمام صفحههای مجله روی یکدیگر قرار گرفته و بعد از تاخوردن منگنه میشوند.
🔸آنچه که از امکانات Word میدانیم ایناستکه در پنجره Print گزینهای برای چاپ صفحههای فرد و زوج بهصورت مجزا وجود دارد، ولی این امکان به کار صفحهبندی کتابچه نمیخورد.
◀️ راهنمای تصویری
#دفترچه #کتابچه #بروشور #مجله
🆔 @VajehPardaz واژهپرداز
Telegram
Bukharamag
✳️ شب عبدالحسین وهابزاده
▫️منبع: مجله بخارا
هفتصد و شصتمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشت عبدالحسین وهابزاده، مدرس، پژوهشگر و مترجم حوزهٔ محیطزیست، بومشناس و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» در ایران اختصاص داده شده است که با همکاری #مجله_بخارا، فصلنامه صنوبر و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود.
این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با سخنرانی مژگان احمدیه، حسن عشایری، غلامعلیکشانی، کاوهفیضالهی، هادی صمدی، علی دهباشی و مانیا شفاهی برگزار خواهد شد.
عبدالحسین وهابزاده در هفتم مهرماه سال ۱۳۲۵ در سبزوار متولد شد. دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذراند. مدرک لیسانس خود را از دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندیشاپور گرفت. پس از آن به سربازی رفت و در سپاه ترویج کشاورزی خدمت کرد و همزمان در دبیرستان هم تدریس میکرد. در سال ۱۳۵۱ به آمریکا رفت و از «دانشگاه ایالتی آیووا» فوقلیسانس علوم زیستی و بومشناسی گرفت. پس از بازگشت به ایران به عنوان مربی در دانشگاه مشهد استخدام شد. در سال ۱۳۵۷ برای تحصیل در مقطع دکترا در رشته «بومشناسی» به «دانشگاه آبردین» در اسکاتلند رفت.
#عبدالحسین_وهابزاده مترجم و مؤلف بیش از ۲۵ عنوان کتاب در زمینه محیطزیست، بومشناسی و طبیعت است. او سه بار برندهی جایزه کتاب سال شده است. همچنین برندهی جایزهی مهرگان برای کتاب «تنوع حیات»، برنده کتاب سال محیطزیست برای کتاب «کودک و طبیعت: درسنامه مدرسه طبیعت»، برندهی جایزهی ترویج علم، کارآفرین برگزیده از سوی دانشگاه شهید بهشتی و خادم محیطزیست ایران به انتخاب شهرداری تهران، و همچنین دو بار برنده «جایزه ملی محیط زیست» شده است،.گ بار اول برای مجموعه آثارش در این عرصه و بار دوم برای تأسیس و ترویج مدارس طبیعت.
شب عبدالحسین وهابزاده در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی:
خیابان استاد نجاتالهی (ویلا) ، چهارراه ورشو، تالار فردوسی برگزار میشود.
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
✳️ شب عبدالحسین وهابزاده
▫️منبع: مجله بخارا
هفتصد و شصتمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشت عبدالحسین وهابزاده، مدرس، پژوهشگر و مترجم حوزهٔ محیطزیست، بومشناس و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» در ایران اختصاص داده شده است که با همکاری #مجله_بخارا، فصلنامه صنوبر و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود.
این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با سخنرانی مژگان احمدیه، حسن عشایری، غلامعلیکشانی، کاوهفیضالهی، هادی صمدی، علی دهباشی و مانیا شفاهی برگزار خواهد شد.
عبدالحسین وهابزاده در هفتم مهرماه سال ۱۳۲۵ در سبزوار متولد شد. دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذراند. مدرک لیسانس خود را از دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندیشاپور گرفت. پس از آن به سربازی رفت و در سپاه ترویج کشاورزی خدمت کرد و همزمان در دبیرستان هم تدریس میکرد. در سال ۱۳۵۱ به آمریکا رفت و از «دانشگاه ایالتی آیووا» فوقلیسانس علوم زیستی و بومشناسی گرفت. پس از بازگشت به ایران به عنوان مربی در دانشگاه مشهد استخدام شد. در سال ۱۳۵۷ برای تحصیل در مقطع دکترا در رشته «بومشناسی» به «دانشگاه آبردین» در اسکاتلند رفت.
#عبدالحسین_وهابزاده مترجم و مؤلف بیش از ۲۵ عنوان کتاب در زمینه محیطزیست، بومشناسی و طبیعت است. او سه بار برندهی جایزه کتاب سال شده است. همچنین برندهی جایزهی مهرگان برای کتاب «تنوع حیات»، برنده کتاب سال محیطزیست برای کتاب «کودک و طبیعت: درسنامه مدرسه طبیعت»، برندهی جایزهی ترویج علم، کارآفرین برگزیده از سوی دانشگاه شهید بهشتی و خادم محیطزیست ایران به انتخاب شهرداری تهران، و همچنین دو بار برنده «جایزه ملی محیط زیست» شده است،.گ بار اول برای مجموعه آثارش در این عرصه و بار دوم برای تأسیس و ترویج مدارس طبیعت.
شب عبدالحسین وهابزاده در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی:
خیابان استاد نجاتالهی (ویلا) ، چهارراه ورشو، تالار فردوسی برگزار میشود.
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
Telegram
Bukharamag
محسن آزموده
🔹زنده باشی آقای دهباشی
چند شب پیش شنیدم كه آقای دهباشی بستری شده. گفتند عمل جراحی در پیش دارد. جرات نكردم با او تماسی بگیرم. حدس میزدم خودش نمیتواند صحبت كند. صبح فردا سر كار یكی از همكاران گفت كه با یكی از دوستان آقای دهباشی تماس گرفته، حالش را بپرسد، گفته چرا به خودش زنگ نزدی؟ جواب میدهد، همانطور روی تخت بیمارستان. باز جرات نكردم زنگ بزنم. فاطمه با او تماس گرفت. گوشی را برداشته و گفته بود: «خیلی درد كشیدم. سنگ كلیه دارم، هیچوقت در زندگی اینطور درد نكشیدم.» اینها را که تعریف میكرد، صورتش در هم میشد. من هم طاقت شنیدن نداشتم. گفت: یك زنگ به آقای دهباشی بزن، خیلی سلام رساند و گفت: دلم تنگ شده، چرا نمیآیید به دیدن من؟! شرمنده شدم. چه كار باید میكردم. بالاخره بر خجالت و شرمندگیام غلبه كردم و شمارهاش را گرفتم. بعد از یكی، دو تا بوق برداشت. خودش بود، با صدای رنجور و گرفته. گفت: آزموده كجایی؟ چرا نمیای ببینمت؟ گفتم: خدا بد نده آقای دهباشی، چطورید؟ همان حرفهای فاطمه را تكرار كرد. لحن صدایش دردناك بود. گفت: تا دیر نشده بیا. گفتم: زنده باشید آقای دهباشی. برایش آرزوی سلامتی كردم. گفتم: «شما رو به خدا استراحت كنید.»
میدانم گوش نمیكند و این نگرانكننده است. #علی_دهباشی در شصت و هفت سالگی، یكتنه به اندازه یك اداره یا نهاد فرهنگی با بیش از شصت و هفت كارمند و كاركن كار میكند. شبهای پر و پیمان با انبوه مخاطبان برگزار میكند. مجله چاپ میكند. اسباب ارتباط و دیدار اهل فرهنگ و هنر و ادبیات و سینما و موسیقی و ... میشود. به ایران خدمت میكند. بدون اغراق هیچ ایرانیای به اندازه او در برگزاری یادبود و نكوداشت دوستداران ایران، خواه آنها كه فرمان یافتهاند و به دیار باقی شتافتهاند و خواه آنها كه در قید حیات هستند، تلاش نكرده. دهباشی برای وجوه گوناگون و متكثر و متنوع فرهنگ و سیاست و جامعه و طبیعت و جغرافیا و تاریخ ایران شب برگزار كرده و در هر مورد از برجستهترین چهرهها دعوت كرده تا دقیقترین و جامعترین چیزها را بگویند. او باید باشد. باید سالم و تندرست باشد. به همین خاطر باید استراحت كند. كمی هم به خودش برسد. چشم خیلیها به شماست آقای دهباشی. مواظب خودتان باشید. با امید.
نقل از: روزنامۀ اعتماد، شمارۀ ۶۰۱۵، پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۴
🔹Bukharamag | #مجله_بخارا
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
محسن آزموده
🔹زنده باشی آقای دهباشی
چند شب پیش شنیدم كه آقای دهباشی بستری شده. گفتند عمل جراحی در پیش دارد. جرات نكردم با او تماسی بگیرم. حدس میزدم خودش نمیتواند صحبت كند. صبح فردا سر كار یكی از همكاران گفت كه با یكی از دوستان آقای دهباشی تماس گرفته، حالش را بپرسد، گفته چرا به خودش زنگ نزدی؟ جواب میدهد، همانطور روی تخت بیمارستان. باز جرات نكردم زنگ بزنم. فاطمه با او تماس گرفت. گوشی را برداشته و گفته بود: «خیلی درد كشیدم. سنگ كلیه دارم، هیچوقت در زندگی اینطور درد نكشیدم.» اینها را که تعریف میكرد، صورتش در هم میشد. من هم طاقت شنیدن نداشتم. گفت: یك زنگ به آقای دهباشی بزن، خیلی سلام رساند و گفت: دلم تنگ شده، چرا نمیآیید به دیدن من؟! شرمنده شدم. چه كار باید میكردم. بالاخره بر خجالت و شرمندگیام غلبه كردم و شمارهاش را گرفتم. بعد از یكی، دو تا بوق برداشت. خودش بود، با صدای رنجور و گرفته. گفت: آزموده كجایی؟ چرا نمیای ببینمت؟ گفتم: خدا بد نده آقای دهباشی، چطورید؟ همان حرفهای فاطمه را تكرار كرد. لحن صدایش دردناك بود. گفت: تا دیر نشده بیا. گفتم: زنده باشید آقای دهباشی. برایش آرزوی سلامتی كردم. گفتم: «شما رو به خدا استراحت كنید.»
میدانم گوش نمیكند و این نگرانكننده است. #علی_دهباشی در شصت و هفت سالگی، یكتنه به اندازه یك اداره یا نهاد فرهنگی با بیش از شصت و هفت كارمند و كاركن كار میكند. شبهای پر و پیمان با انبوه مخاطبان برگزار میكند. مجله چاپ میكند. اسباب ارتباط و دیدار اهل فرهنگ و هنر و ادبیات و سینما و موسیقی و ... میشود. به ایران خدمت میكند. بدون اغراق هیچ ایرانیای به اندازه او در برگزاری یادبود و نكوداشت دوستداران ایران، خواه آنها كه فرمان یافتهاند و به دیار باقی شتافتهاند و خواه آنها كه در قید حیات هستند، تلاش نكرده. دهباشی برای وجوه گوناگون و متكثر و متنوع فرهنگ و سیاست و جامعه و طبیعت و جغرافیا و تاریخ ایران شب برگزار كرده و در هر مورد از برجستهترین چهرهها دعوت كرده تا دقیقترین و جامعترین چیزها را بگویند. او باید باشد. باید سالم و تندرست باشد. به همین خاطر باید استراحت كند. كمی هم به خودش برسد. چشم خیلیها به شماست آقای دهباشی. مواظب خودتان باشید. با امید.
نقل از: روزنامۀ اعتماد، شمارۀ ۶۰۱۵، پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۴
🔹Bukharamag | #مجله_بخارا
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
🔰 نامهای به علی دهباشی؛
▫️خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔸سیدمحمد طباطبایی فعال فرهنگی در یادداشتی دربارهٔ #علی_دهباشی سردبیر #مجله_بخارا نوشته است.
آقای دهباشی عزیز، این نامه هیچ بهانه یا مناسبت خاصی ندارد؛ نه تولد شما، نه انتشار کتابی تازه نه بزرگداشتی. این تنها یک نامه است؛ از آن جنس نامههایی که مرتضی کیوان برای رفقایش مینوشت، در حالی که تقریباً هر روز آنها را میدید. شاید بهانهاش دلگرفتگی من باشد از اوضاع فرهنگ در این روزهای وانفسا؛ یا شاید حصاری که دور تئاترشهر کشیدهاند و دارد خفهاش میکند. شاید هم بهانه نوشتن این نامه، ویدئوی کوتاهی باشد که دیروز از شما و خانه دوستداشتنی بخارا دیدم. خانهای که برای من، زمان را بیمعنا میکند. ویدئو را ساعتی پس از آن دیدم که با دوستی درباره شما صحبت کرده بودم، درست همان ساعتی که شما مشغول برگزاری «شب معنای زندگی» بودید، و من، شاید بیش از دیگران، میدانستم این روزها در جسمتان چه دردهایی را تحمل میکنید و در ذهنتان چه دغدغههایی تلنبار شدهاند؛ دغدغههایی که کمتر کسی از آنها خبر دارد… (ادامه↓↓↓)
telegra.ph/عمرتـان-به-عمـر-آب-که-سر-بر-آفتـاب-داریـد-04-20-2
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
🔰 نامهای به علی دهباشی؛
عمرتان به عمر آب که سر بر آفتاب دارید
▫️خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔸سیدمحمد طباطبایی فعال فرهنگی در یادداشتی دربارهٔ #علی_دهباشی سردبیر #مجله_بخارا نوشته است.
آقای دهباشی عزیز، این نامه هیچ بهانه یا مناسبت خاصی ندارد؛ نه تولد شما، نه انتشار کتابی تازه نه بزرگداشتی. این تنها یک نامه است؛ از آن جنس نامههایی که مرتضی کیوان برای رفقایش مینوشت، در حالی که تقریباً هر روز آنها را میدید. شاید بهانهاش دلگرفتگی من باشد از اوضاع فرهنگ در این روزهای وانفسا؛ یا شاید حصاری که دور تئاترشهر کشیدهاند و دارد خفهاش میکند. شاید هم بهانه نوشتن این نامه، ویدئوی کوتاهی باشد که دیروز از شما و خانه دوستداشتنی بخارا دیدم. خانهای که برای من، زمان را بیمعنا میکند. ویدئو را ساعتی پس از آن دیدم که با دوستی درباره شما صحبت کرده بودم، درست همان ساعتی که شما مشغول برگزاری «شب معنای زندگی» بودید، و من، شاید بیش از دیگران، میدانستم این روزها در جسمتان چه دردهایی را تحمل میکنید و در ذهنتان چه دغدغههایی تلنبار شدهاند؛ دغدغههایی که کمتر کسی از آنها خبر دارد… (ادامه↓↓↓)
telegra.ph/عمرتـان-به-عمـر-آب-که-سر-بر-آفتـاب-داریـد-04-20-2
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
Telegraph
عمرتان به عمر آب که سر بر آفتاب دارید
نامهای به علی دهباشی؛