🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بجوی گل ز گلستان سعديِ شیراز
که بوستان دلت بوی مشک تر گیرد
گل همیشهبهار سخنوری سعدیست
که ژالهی هنرش خرده بر گهر گیرد
از اوست پرتوی ار در کلام هرکه جز اوست
چنان که پرتو خود را ز خور قمر گیرد
در آن زمانه بجز سعدی از فروغ سخن
که دیدهای زحلب تا به کاشغر گیرد؟
معارف بشری را به لفظ پاک دری
نوشته است کز آن بهرهها بشر گیرد
چنان ز نقش معانی صور کند در لفظ
ندانی آن که کدام از کدام اثر گیرد
هزار صورت گلگون برآورد به غزل
چنان که باغ گل از شعر او صور گیرد
بنای نثر گذارد فشرده بر ایجاز
فزون معانی از الفاظِ مختصر گیرد
نه مرد گفتن و دُر سفتن و سخن تنهاست
کزو چکاد عمل هم شکوه و فر گیرد
به گرمپویه جهان را چو خور بپیماید
هزار تجربه از سیرِ مستمر گیرد
دلا تو نیز چُنو برنشان نهال کمال
زجانِ خود بدهش آب تا ثمر گیرد
صبا به تربت سعدی پیامِ ما برسان
که سر بر آرد و از حال ما خبر گیرد
من این چکامه به سعدی فراز آوردم
زمن بضاعتِ مُزجاتِ من اگر گیرد
سرود موسوی این چامه را به گرمارود
کز آن مسیحنفس، همتی مگر گیرد
#علی_موسوی_گرمارودی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بجوی گل ز گلستان سعديِ شیراز
که بوستان دلت بوی مشک تر گیرد
گل همیشهبهار سخنوری سعدیست
که ژالهی هنرش خرده بر گهر گیرد
از اوست پرتوی ار در کلام هرکه جز اوست
چنان که پرتو خود را ز خور قمر گیرد
در آن زمانه بجز سعدی از فروغ سخن
که دیدهای زحلب تا به کاشغر گیرد؟
معارف بشری را به لفظ پاک دری
نوشته است کز آن بهرهها بشر گیرد
چنان ز نقش معانی صور کند در لفظ
ندانی آن که کدام از کدام اثر گیرد
هزار صورت گلگون برآورد به غزل
چنان که باغ گل از شعر او صور گیرد
بنای نثر گذارد فشرده بر ایجاز
فزون معانی از الفاظِ مختصر گیرد
نه مرد گفتن و دُر سفتن و سخن تنهاست
کزو چکاد عمل هم شکوه و فر گیرد
به گرمپویه جهان را چو خور بپیماید
هزار تجربه از سیرِ مستمر گیرد
دلا تو نیز چُنو برنشان نهال کمال
زجانِ خود بدهش آب تا ثمر گیرد
صبا به تربت سعدی پیامِ ما برسان
که سر بر آرد و از حال ما خبر گیرد
من این چکامه به سعدی فراز آوردم
زمن بضاعتِ مُزجاتِ من اگر گیرد
سرود موسوی این چامه را به گرمارود
کز آن مسیحنفس، همتی مگر گیرد
#علی_موسوی_گرمارودی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بشنو، که وصف حضرت سعدی و شعر او
از هر سخنوری شنوی، روحپرور است
باغ گل همیشهبهار است دفترش
این باغ را چه حاجت سرو و صنوبر است؟
مجموعهی کلام و غزلهای ناب او
گاه قیاس با دگران، باز برتر است
یک بوستان حکمت، یک گلستان ادب
یک کهکشان غزل، غزل مستیآور است
منظومهی بدیع خواتیم و طیبات
یک آسمان ستاره، پر از درّ و گوهر است
در صبح بوستان و گلستان بدایعش
مانند طیبات، پر از عطر و عنبر است
ختم کتاب فضل و بلاغت به نام اوست
این منشآت، حکشده بر کاغذ زر است
هر باب ازین کتاب نگارین که بنگری
همچون بهشت، گویی از آن باب بهتر است
این طرفه بین که گفتهی سعدی هنوز هم
معیار سنجش سخن و حکم داور است
سعدی به ملک شعر، خداوندگار عشق
در فضل، در قلمرو هستی، پیمبر است
سعدی سخنوریست گزین، بر سریر شعر
در هر زمان اشارهی او حرف آخر است
ملک ادب گرفته به تیغ سخنوری
بر تخت کشور سخن و شعر، افسر است
بعد از هزار سال که در خاک خفته پاک
آوازه در فکنده و خاکش معطر است
بعد از وفات، تربت او در زمین مجوی
در سینههای مرد هنرور مصور است
او نیست در میانه، ولی تا همیشه باز
هر نکتهای و هر غزلش تازه و تر است
آیا دوباره همچو تو، فرزندی آورد؟
هیهات ازین خیال محالی که در سر است
ای جاودانهی شاعر! ای فخر خاک پارس!
شیراز، با تو از همهی شهرها سَر است
نامت نگین حلقهی شعر است و شاعری
بر تارک زمین و زمان، زیب و زیور است
نظم کسان برابر شعر بلند تو
هرجا، قیاسِ رویگر و کیمیاگر است
ختم سخن، به شعر تو شایستهتر، که نظم
این گفتهها برابر شعرت محقر است
همچون درخت بادیه، سعدی به برگ شوق
سوزان و میوهی سخنش همچنان تَر است
بریدهای از سرودهی #علیرضا_طبایی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بشنو، که وصف حضرت سعدی و شعر او
از هر سخنوری شنوی، روحپرور است
باغ گل همیشهبهار است دفترش
این باغ را چه حاجت سرو و صنوبر است؟
مجموعهی کلام و غزلهای ناب او
گاه قیاس با دگران، باز برتر است
یک بوستان حکمت، یک گلستان ادب
یک کهکشان غزل، غزل مستیآور است
منظومهی بدیع خواتیم و طیبات
یک آسمان ستاره، پر از درّ و گوهر است
در صبح بوستان و گلستان بدایعش
مانند طیبات، پر از عطر و عنبر است
ختم کتاب فضل و بلاغت به نام اوست
این منشآت، حکشده بر کاغذ زر است
هر باب ازین کتاب نگارین که بنگری
همچون بهشت، گویی از آن باب بهتر است
این طرفه بین که گفتهی سعدی هنوز هم
معیار سنجش سخن و حکم داور است
سعدی به ملک شعر، خداوندگار عشق
در فضل، در قلمرو هستی، پیمبر است
سعدی سخنوریست گزین، بر سریر شعر
در هر زمان اشارهی او حرف آخر است
ملک ادب گرفته به تیغ سخنوری
بر تخت کشور سخن و شعر، افسر است
بعد از هزار سال که در خاک خفته پاک
آوازه در فکنده و خاکش معطر است
بعد از وفات، تربت او در زمین مجوی
در سینههای مرد هنرور مصور است
او نیست در میانه، ولی تا همیشه باز
هر نکتهای و هر غزلش تازه و تر است
آیا دوباره همچو تو، فرزندی آورد؟
هیهات ازین خیال محالی که در سر است
ای جاودانهی شاعر! ای فخر خاک پارس!
شیراز، با تو از همهی شهرها سَر است
نامت نگین حلقهی شعر است و شاعری
بر تارک زمین و زمان، زیب و زیور است
نظم کسان برابر شعر بلند تو
هرجا، قیاسِ رویگر و کیمیاگر است
ختم سخن، به شعر تو شایستهتر، که نظم
این گفتهها برابر شعرت محقر است
همچون درخت بادیه، سعدی به برگ شوق
سوزان و میوهی سخنش همچنان تَر است
بریدهای از سرودهی #علیرضا_طبایی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
🔸روز سعدی گرامی باد.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
از گذشته های دور، بزرگترها بما میگفتند، و یا در نوشته ها می خواندیم که چکامه بالا، بچند زبان زنده دنیا، در تابلویی بر سر در سازمان کشورهای باهم(سازمان ملل متحد)، برافراشته شده است. چندی پیش که برای دیدن پسرم به آمریکا رفته بودم، به دیدار سازمان ملل متحد در نیویورک رفتیم. تا این تابلو را ببینیم. هرچه گشتییم چنین تابلویی ندیدیم. از پلیس نگهبان پرسیدیم، آنها هم از بودن چنین چیزی آگاهی نداشتند. اما گفتند که در گذشته یکی از نمایندگان ایران در سازمان ملل متحد، فرشی ابریشمی، دستبافته هنرمندان ایرانی، که به این سروده سعدی آراسته شده است را به سازمان ملل متحد هدیه کرده است که درون یکی از سالنها، بر روی دیوار پیداست. رفتیم و آن تابلو فرش را پیدا کردیم.
گویا از گذشته این آرزوی ایرانیان بوده که این سروده سعدی بر سر در سازمان ملل متحد برافراشته شود.
اگر بخواهیم، چکیده اساسنامه و مرامنامه سازمان ملل متحد را بیان کنیم و به دیگران بگوییم، بهتر از این سروده زیبا چه میتوان گفت! با کمی دیپلماسی توانمندانه میتوان به این آرزوی دیرینه رسید. و این چامه نغز، زیبا و دلکش را به جایگاه خود برد.
سعدی در بوستان سخنوری ست آرمانگرا، و در پی آنست که آیین آرمان شهری را به ما بیاموزد. ما در بوستان شیوه درست و آیینمند زندگی را می بینیم. بوستان اندرز نامه سعدی ست.
سعدی در گلستان از آنچه هست(واقعیت ها) سخن میگوید. بنابراین گلستان و بوستان در دوسویی وارونه جای میگیرند. بوستان آرمانگرا و گلستان پیرامونگرا(واقعیت گرا) میباشد. اگرچه در گلستان هم، بفراخور داستانها، سعدی به اندیشه های آرمان شهری خود اشاره میکند.
سعدی در سروده هایش تلاش میکند که زهر ستایشگری را از چامه های خود بزداید. ستایش سعدی از پادشاهی یا بزرگی، همراه با پند و رهنمود است.
به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای
کنون که نوبت توست ای ملک به داد گرای
این چامه در ستایش سروده شده، اما همراه پند و اندرز و رهنمود است.
سعدی در این سروده، جمله را با نگاه به "دانش معانی" هنرمندانه و نازش خیزانه(فاخر)، با آوردن گزاره در آغاز، می سراید. درین سروده بن مایه ادبی، اشاره به گذرا بودن پادشاهی ست. تا شنونده را به اندیشیدن وادارد، و آتش خودبینی(غرور) و خودستایی را در او خاموش گرداند، به این امید که برای شنیدن دنباله سخن آماده شود.
بن مایه دیگر این چامه، ای ملک است، که سعدی با پادشاه برهنه و آشکار سخن میگوید! در اینجا سعدی از جایگاهی برتر سخن میراند و شنونده را روشن و بی پرده، اندرز و رهنمایی میکند.
ویژگی دیگر سعدی، انسان دوستی اوست. که سروده آغازین این نوشتار(بنی آدم....) نماد آنست. انسان دوستی سعدی بازتابی ست، از خارخار(دغدغه)های او، در اندیشه آرمان شهری و ایده آلیستی او. سعدی آرمان شهر خود را میخواهد در جایی بنا کند که زمینه اش فراهم نیست! زیرا آدمیان پیش از آنکه آرمانگرا و در اندیشه آیین شهر باشند، برده و سرسپرده خواهش های خویشند. با این همه سعدی نا امید نمی شود و تلاش میکند، تا اندیشه آرمان شهری را گسترش دهد. و برای بنیادگذاری آن شهر زیبا و آباد، کادر سازی کند.
فرستنده #یدالهی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
🔸روز سعدی گرامی باد.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
از گذشته های دور، بزرگترها بما میگفتند، و یا در نوشته ها می خواندیم که چکامه بالا، بچند زبان زنده دنیا، در تابلویی بر سر در سازمان کشورهای باهم(سازمان ملل متحد)، برافراشته شده است. چندی پیش که برای دیدن پسرم به آمریکا رفته بودم، به دیدار سازمان ملل متحد در نیویورک رفتیم. تا این تابلو را ببینیم. هرچه گشتییم چنین تابلویی ندیدیم. از پلیس نگهبان پرسیدیم، آنها هم از بودن چنین چیزی آگاهی نداشتند. اما گفتند که در گذشته یکی از نمایندگان ایران در سازمان ملل متحد، فرشی ابریشمی، دستبافته هنرمندان ایرانی، که به این سروده سعدی آراسته شده است را به سازمان ملل متحد هدیه کرده است که درون یکی از سالنها، بر روی دیوار پیداست. رفتیم و آن تابلو فرش را پیدا کردیم.
گویا از گذشته این آرزوی ایرانیان بوده که این سروده سعدی بر سر در سازمان ملل متحد برافراشته شود.
اگر بخواهیم، چکیده اساسنامه و مرامنامه سازمان ملل متحد را بیان کنیم و به دیگران بگوییم، بهتر از این سروده زیبا چه میتوان گفت! با کمی دیپلماسی توانمندانه میتوان به این آرزوی دیرینه رسید. و این چامه نغز، زیبا و دلکش را به جایگاه خود برد.
سعدی در بوستان سخنوری ست آرمانگرا، و در پی آنست که آیین آرمان شهری را به ما بیاموزد. ما در بوستان شیوه درست و آیینمند زندگی را می بینیم. بوستان اندرز نامه سعدی ست.
سعدی در گلستان از آنچه هست(واقعیت ها) سخن میگوید. بنابراین گلستان و بوستان در دوسویی وارونه جای میگیرند. بوستان آرمانگرا و گلستان پیرامونگرا(واقعیت گرا) میباشد. اگرچه در گلستان هم، بفراخور داستانها، سعدی به اندیشه های آرمان شهری خود اشاره میکند.
سعدی در سروده هایش تلاش میکند که زهر ستایشگری را از چامه های خود بزداید. ستایش سعدی از پادشاهی یا بزرگی، همراه با پند و رهنمود است.
به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای
کنون که نوبت توست ای ملک به داد گرای
این چامه در ستایش سروده شده، اما همراه پند و اندرز و رهنمود است.
سعدی در این سروده، جمله را با نگاه به "دانش معانی" هنرمندانه و نازش خیزانه(فاخر)، با آوردن گزاره در آغاز، می سراید. درین سروده بن مایه ادبی، اشاره به گذرا بودن پادشاهی ست. تا شنونده را به اندیشیدن وادارد، و آتش خودبینی(غرور) و خودستایی را در او خاموش گرداند، به این امید که برای شنیدن دنباله سخن آماده شود.
بن مایه دیگر این چامه، ای ملک است، که سعدی با پادشاه برهنه و آشکار سخن میگوید! در اینجا سعدی از جایگاهی برتر سخن میراند و شنونده را روشن و بی پرده، اندرز و رهنمایی میکند.
ویژگی دیگر سعدی، انسان دوستی اوست. که سروده آغازین این نوشتار(بنی آدم....) نماد آنست. انسان دوستی سعدی بازتابی ست، از خارخار(دغدغه)های او، در اندیشه آرمان شهری و ایده آلیستی او. سعدی آرمان شهر خود را میخواهد در جایی بنا کند که زمینه اش فراهم نیست! زیرا آدمیان پیش از آنکه آرمانگرا و در اندیشه آیین شهر باشند، برده و سرسپرده خواهش های خویشند. با این همه سعدی نا امید نمی شود و تلاش میکند، تا اندیشه آرمان شهری را گسترش دهد. و برای بنیادگذاری آن شهر زیبا و آباد، کادر سازی کند.
فرستنده #یدالهی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
درود
میخواستم ببینم برای واژه ی حامله چه واژه ی فارسی ای رو میشه جایگزین کرد؟
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
درود
میخواستم ببینم برای واژه ی حامله چه واژه ی فارسی ای رو میشه جایگزین کرد؟
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حامله = آبستن، باردار، باروَر
🔻حاملگی= بارداری، آبستنی، باروَری
🔻حامله شدن= باردار شدن، آبستن شدن، باروَر شدن
🔻حامله کردن= باردار کردن، آبستن کردن، باروَر کردن
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حامله #حاملگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حامله = آبستن، باردار، باروَر
🔻حاملگی= بارداری، آبستنی، باروَری
🔻حامله شدن= باردار شدن، آبستن شدن، باروَر شدن
🔻حامله کردن= باردار کردن، آبستن کردن، باروَر کردن
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حامله #حاملگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍃🌱🍃🌱
@AdabSar
🍀 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍀 جشن گیاهآوری
🌱🌱 جشن "گیاهآوری" ویژهی گردآوری گیاهان دارویی، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و نخستین جشن اردیبهشتماه بود که در وهمنروز از اردیبهشت، برابر با دوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
در ماه اردیبهشت گیاهان تازه روییدهاند و زمین زیبا و سرسبز است و جشن "گیاهآوری" یکی از آیینهای گرامیداشت سرسبزی و پیشکشهای زمین در میان نیاکان ما بود.
🌿🌿 ایرانیان باستان این روز را در دامنهی کوهها، دشتها و باغها سپری میکردند و به اندازهی نیازشان از گیاهان دارویی و خوراکی گردآوری میکردند. آسیب رساندن به دیگر گیاهان و برداشت بیش از نیاز گیاهان دارویی در میان آنها گناه شمرده میشد.
🍃🍃 آگاهی رسیده به ما دربارهی این جشن بسیار اندک و پراکنده است و تنها ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه" به آن پرداخته و شماری از ایرانشناسان دربارهاش گمانهایی دارند.
☘☘ والامنش کسی است که زیستبوم خود را همچون رواناش و خانهاش پاک و شاداب نگه داشته و از آسیب به آن میپرهیزد و از پیشکشهای زمین به اندازهی نیاز و به درستی بهره میگیرد.
#فرهنگ_ایران #اردیبهشتگان #جشن_گیاه_آوری
@AdabSar
🍃🌱🍃🌱
@AdabSar
🍀 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍀 جشن گیاهآوری
🌱🌱 جشن "گیاهآوری" ویژهی گردآوری گیاهان دارویی، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و نخستین جشن اردیبهشتماه بود که در وهمنروز از اردیبهشت، برابر با دوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
در ماه اردیبهشت گیاهان تازه روییدهاند و زمین زیبا و سرسبز است و جشن "گیاهآوری" یکی از آیینهای گرامیداشت سرسبزی و پیشکشهای زمین در میان نیاکان ما بود.
🌿🌿 ایرانیان باستان این روز را در دامنهی کوهها، دشتها و باغها سپری میکردند و به اندازهی نیازشان از گیاهان دارویی و خوراکی گردآوری میکردند. آسیب رساندن به دیگر گیاهان و برداشت بیش از نیاز گیاهان دارویی در میان آنها گناه شمرده میشد.
🍃🍃 آگاهی رسیده به ما دربارهی این جشن بسیار اندک و پراکنده است و تنها ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه" به آن پرداخته و شماری از ایرانشناسان دربارهاش گمانهایی دارند.
☘☘ والامنش کسی است که زیستبوم خود را همچون رواناش و خانهاش پاک و شاداب نگه داشته و از آسیب به آن میپرهیزد و از پیشکشهای زمین به اندازهی نیاز و به درستی بهره میگیرد.
#فرهنگ_ایران #اردیبهشتگان #جشن_گیاه_آوری
@AdabSar
🍃🌱🍃🌱
@AdabSar
طبع من این نکته چه پاکیزه گفت
سهل بود خوردن افسوسِ مفت
مردم این ملک ز کِه تا به مِه
هیچ ندانند جز احسنت و زِه
هر کسی اندر غم جان خود است
فارغ از اندیشهی نیک و بد است
بعد که مُردم، همه یادم کنند
رحمت وافر به نهادم کنند
زانچه پس از مرگ برایم کنند
کاش کمی حین بقایم کنند
دل به کف غصه نباید سپرد
اول و آخر همه خواهیم مرد
#ایرج_میرزا
@AdabSar
طبع من این نکته چه پاکیزه گفت
سهل بود خوردن افسوسِ مفت
مردم این ملک ز کِه تا به مِه
هیچ ندانند جز احسنت و زِه
هر کسی اندر غم جان خود است
فارغ از اندیشهی نیک و بد است
بعد که مُردم، همه یادم کنند
رحمت وافر به نهادم کنند
زانچه پس از مرگ برایم کنند
کاش کمی حین بقایم کنند
دل به کف غصه نباید سپرد
اول و آخر همه خواهیم مرد
#ایرج_میرزا
@AdabSar
💫
گر همه عالم شوند منکر ما، گو شوید
دور نخواهیم شد ما ز سر کوی دوست
قبلهی اسلامیان کعبه بود در جهان
قبلهی عشاق نیست جز خم ابروی دوست
#امیرخسرو_دهلوی
@AdabSar
گر همه عالم شوند منکر ما، گو شوید
دور نخواهیم شد ما ز سر کوی دوست
قبلهی اسلامیان کعبه بود در جهان
قبلهی عشاق نیست جز خم ابروی دوست
#امیرخسرو_دهلوی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻انقضاء= سپریشدن، سپری، سرآمدن، سرآمد، بهسرآمدن، نابودی، نابودگردیدن، نابودشدن، گذشتن، درگذشتگی، انجام، پایان، سررسید، سَچِش
🔻تاریخ انقضاء= سرآمد، زمان سرآمدن، زمان پایان، هنگامه سرآمدن، هنگامه پایان
🔻انقضاء قرارداد= سررسید پیماننامه، سرآمدن پیمان
🔻انقضاء اجل= سپریشدن زمان، سرآمدن روزبَند
🔻انقضاء مدت= سر آمدن، بهسر آمدن، سررسید
🔻منقضی= سپریشونده، سپریشده، سپری، سرآمده، بهسرآمده، نابود، نابودشونده، نابودگردیده، نابودشده، بهانجامرسیده، گذشته، درگذشته، پار
🔻منقضیشدن= سپریشدن، گذشتن، پایانیافتن، بهسررسیدن، سرآمدن، بهسرآمدن، پاردَن
🔻منقضیشده= سپریشده، پایانیافته، بهسرآمده، پار
✍نمونه:
🔺به تاریخ انقضای اجناس آرایشی توجه کنید=
به زمان سرآمدن کالاهای آرایشی پُر بنگرید/بیاتانید
🔺بعد از انقضای مدت، قرارداد فسخ میشود=
پس از سررسید، پیماننامه گسیخته میشود/بر هم میخورد
🔺با منقضیشدن آتشبس، بحران بین اسرائیل و فلسطینیان شدت گرفت=
با پایانیافتن آتشبس، تنش میان اسراییل و پلستینیان بالا گرفت
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#انقضاء #انقضا #منقضی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻انقضاء= سپریشدن، سپری، سرآمدن، سرآمد، بهسرآمدن، نابودی، نابودگردیدن، نابودشدن، گذشتن، درگذشتگی، انجام، پایان، سررسید، سَچِش
🔻تاریخ انقضاء= سرآمد، زمان سرآمدن، زمان پایان، هنگامه سرآمدن، هنگامه پایان
🔻انقضاء قرارداد= سررسید پیماننامه، سرآمدن پیمان
🔻انقضاء اجل= سپریشدن زمان، سرآمدن روزبَند
🔻انقضاء مدت= سر آمدن، بهسر آمدن، سررسید
🔻منقضی= سپریشونده، سپریشده، سپری، سرآمده، بهسرآمده، نابود، نابودشونده، نابودگردیده، نابودشده، بهانجامرسیده، گذشته، درگذشته، پار
🔻منقضیشدن= سپریشدن، گذشتن، پایانیافتن، بهسررسیدن، سرآمدن، بهسرآمدن، پاردَن
🔻منقضیشده= سپریشده، پایانیافته، بهسرآمده، پار
✍نمونه:
🔺به تاریخ انقضای اجناس آرایشی توجه کنید=
به زمان سرآمدن کالاهای آرایشی پُر بنگرید/بیاتانید
🔺بعد از انقضای مدت، قرارداد فسخ میشود=
پس از سررسید، پیماننامه گسیخته میشود/بر هم میخورد
🔺با منقضیشدن آتشبس، بحران بین اسرائیل و فلسطینیان شدت گرفت=
با پایانیافتن آتشبس، تنش میان اسراییل و پلستینیان بالا گرفت
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#انقضاء #انقضا #منقضی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌱🌾🌧☀️
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏳 جشن اردیبهشتگان
🌻🌻 "جشن اردیبهشتگان" یا "گلستانْجشن"، دومین جشن باستانی ایران در ماه اردیبهشت و برابر با اردیبهشتروز از اردیبهشت ماه(سوم اردیبهشت در گاهشمار کهن ایران) برگزار میشد و یکی از جشنهای آتش* در ایران باستان بود.
اَردیبهشت از واژهی اوستایی "اَشاوَهیشتا" گرفته شده و به چم پاکی است.
☀️☀️ آنچه اهورامزدا با اندیشهی نیک(بهمن یا وهومنه) آفریده، با راستی(اردیبهشت) دنبال میشود و راستی دومین ویژگی از ویژگیهای نیک هفتگانه* و در راستای اندیشه، گفتار و کردار نیک است. از اینرو، اردیبهشتگان، جشن نیکمنشی(اخلاق) نیز شمرده میشد.
🌷🌷 ماه اردیبهشت، اوگ(اوج) شکوه و زیبایی بهار است و در این هنگام از سال در ستایش زیباییهای بهار جشنی به نام اردیبهشتگان برگزار میشود.
از اینرو، اردیبهشتگان، جشنی در پیوند با پاسداشت زیستبوم(محیط زیست) در ایران است.
اکنون نیز در این ماه، در کشورهای فراوانی جشن گل و سرسبزی برگزار میشود.
🔥🔥 اردیبهشت، ستایشگر راستی و پاکی، در برابر ناراستی میایستد و نمایندهی راستی، این رَستَک(قانون) ایزدی در جهان است. این جشن دارای انگارهی ماتکیک(مادی) آتش است و آتش، فروغی خداداده است که به زندگی گرما و روشنی میبخشد و در پرتو آن میتوان راست و دروغ را بازشناخت.
همچنین امشاسپند اردیبهشت، بیماریها را نیز از میان میبرد و نگهبان گیاهان روی زمین است.
🏳🏳 ایرانیان باستان در این روز پوشاک سپید که نشانهی پاکیست، بر تن میکردند و به نیایش اهورامزدا میپرداختند.
همچنین این روز، روز دیدار و ارجدانی پادشاه از هنرمندان، ادبوران، دانشمندان و دیگر بزرگان اندیشه بود.
🌸🌸 گفته میشود گل "مرزنگوش"(فرتور پیوست) نماد جشن اردیبهشتگان است. ولی بیشتر نویسندگان دربارهی نماد گل برای جشنهای ماهانه به این باور رسیدهاند که نمادهای گل در زمان ساسانیان به جشنها افزوده شده و بخشی از چیستی و پیدایش جشنها نیست.
🌺🌺 "ابوریحان بیرونی" در "آثار الباقیه" دربارهی اردیبهشتگان نوشته است:
«اردیبهشت ماه روز سوم آن اردیبهشت است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد برای آنکه هر دو نام با هم متفق شدهاند و معنای این نام آن است (راستی بهتر است) و برخی گفتهاند که انتهای خیر است و اردیبهشت ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفتهاند و در اوست مبین است تمیز دهد.»
#پریسا_امام_وردی
goo.gl/yaejJm
______________________
✍🏻✍🏻 پینوشت*
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و چهارشنبهسوری، جشنهای آتش بودند.
۲- نیکهای هفتگانه: روان نیکوکار(اورمزد یا اهورامزدا)، اندیشهی نیک(بهمن)، راستی(اردیبهشت)، شهریار دادگر(شهریور)، سپندارمذ(پاکی و یکرنگی)، آرَستگی(خرداد) و بیمرگی(امرداد)
آرستگی: کمال
______________________
📚📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#فرهنگ_ایران #اردیبهشتگان
@AdabSar
🌾🌱🌧☀️
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏳 جشن اردیبهشتگان
🌻🌻 "جشن اردیبهشتگان" یا "گلستانْجشن"، دومین جشن باستانی ایران در ماه اردیبهشت و برابر با اردیبهشتروز از اردیبهشت ماه(سوم اردیبهشت در گاهشمار کهن ایران) برگزار میشد و یکی از جشنهای آتش* در ایران باستان بود.
اَردیبهشت از واژهی اوستایی "اَشاوَهیشتا" گرفته شده و به چم پاکی است.
☀️☀️ آنچه اهورامزدا با اندیشهی نیک(بهمن یا وهومنه) آفریده، با راستی(اردیبهشت) دنبال میشود و راستی دومین ویژگی از ویژگیهای نیک هفتگانه* و در راستای اندیشه، گفتار و کردار نیک است. از اینرو، اردیبهشتگان، جشن نیکمنشی(اخلاق) نیز شمرده میشد.
🌷🌷 ماه اردیبهشت، اوگ(اوج) شکوه و زیبایی بهار است و در این هنگام از سال در ستایش زیباییهای بهار جشنی به نام اردیبهشتگان برگزار میشود.
از اینرو، اردیبهشتگان، جشنی در پیوند با پاسداشت زیستبوم(محیط زیست) در ایران است.
اکنون نیز در این ماه، در کشورهای فراوانی جشن گل و سرسبزی برگزار میشود.
🔥🔥 اردیبهشت، ستایشگر راستی و پاکی، در برابر ناراستی میایستد و نمایندهی راستی، این رَستَک(قانون) ایزدی در جهان است. این جشن دارای انگارهی ماتکیک(مادی) آتش است و آتش، فروغی خداداده است که به زندگی گرما و روشنی میبخشد و در پرتو آن میتوان راست و دروغ را بازشناخت.
همچنین امشاسپند اردیبهشت، بیماریها را نیز از میان میبرد و نگهبان گیاهان روی زمین است.
🏳🏳 ایرانیان باستان در این روز پوشاک سپید که نشانهی پاکیست، بر تن میکردند و به نیایش اهورامزدا میپرداختند.
همچنین این روز، روز دیدار و ارجدانی پادشاه از هنرمندان، ادبوران، دانشمندان و دیگر بزرگان اندیشه بود.
🌸🌸 گفته میشود گل "مرزنگوش"(فرتور پیوست) نماد جشن اردیبهشتگان است. ولی بیشتر نویسندگان دربارهی نماد گل برای جشنهای ماهانه به این باور رسیدهاند که نمادهای گل در زمان ساسانیان به جشنها افزوده شده و بخشی از چیستی و پیدایش جشنها نیست.
🌺🌺 "ابوریحان بیرونی" در "آثار الباقیه" دربارهی اردیبهشتگان نوشته است:
«اردیبهشت ماه روز سوم آن اردیبهشت است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد برای آنکه هر دو نام با هم متفق شدهاند و معنای این نام آن است (راستی بهتر است) و برخی گفتهاند که انتهای خیر است و اردیبهشت ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفتهاند و در اوست مبین است تمیز دهد.»
#پریسا_امام_وردی
goo.gl/yaejJm
______________________
✍🏻✍🏻 پینوشت*
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و چهارشنبهسوری، جشنهای آتش بودند.
۲- نیکهای هفتگانه: روان نیکوکار(اورمزد یا اهورامزدا)، اندیشهی نیک(بهمن)، راستی(اردیبهشت)، شهریار دادگر(شهریور)، سپندارمذ(پاکی و یکرنگی)، آرَستگی(خرداد) و بیمرگی(امرداد)
آرستگی: کمال
______________________
📚📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#فرهنگ_ایران #اردیبهشتگان
@AdabSar
🌾🌱🌧☀️
@AdabSar
زندگی بی عشق -اگر باشد- همان جانکندن است
دمبهدم جانکندن ای دل، کار دشواریست، نیست؟
زندگی بی عشق -اگر باشد- لبی بی خنده است
بر لب بیخنده باید جای خندیدن گریست
زندگی بی عشق -اگر باشد- هبوطی دائم است
آن که عاشق نیست، هم اینجا هم آنجا دوزخیست
عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است
میتوان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست؟
تا ابد در پاسخ این چیستان بیجواب
بر در و دیوار میپیچد طنین چیست؟ چیست؟
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
زندگی بی عشق -اگر باشد- همان جانکندن است
دمبهدم جانکندن ای دل، کار دشواریست، نیست؟
زندگی بی عشق -اگر باشد- لبی بی خنده است
بر لب بیخنده باید جای خندیدن گریست
زندگی بی عشق -اگر باشد- هبوطی دائم است
آن که عاشق نیست، هم اینجا هم آنجا دوزخیست
عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است
میتوان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست؟
تا ابد در پاسخ این چیستان بیجواب
بر در و دیوار میپیچد طنین چیست؟ چیست؟
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
💫
آنان که جمال غیب دیدند همه
رفتند و به عیش آرمیدند همه
یک حرف ز مدعا نگفتند به کس
با آنکه به مدعی رسیدند همه
#رضی_الدین_آرتیمانی
@AdabSar
آنان که جمال غیب دیدند همه
رفتند و به عیش آرمیدند همه
یک حرف ز مدعا نگفتند به کس
با آنکه به مدعی رسیدند همه
#رضی_الدین_آرتیمانی
@AdabSar
@AdabSar
شاعر بت پرست
باز به این قافیهها باختم
تلی از انسان و جنون ساختم
باز شدی یوسف و من دورتر
دیر شده، کورم و رنجورتر
بوی تو لازم شده بینا شوم
باکرهای تا که مسیحا شوم
ای دوسهصد لعنت من بر تو باد
لعن همین شعر و سخن بر تو باد
شاد شدی مشرک بندت شدم؟
شاهترین صید کمندت شدم؟
رفتهای اکنون به کجا بی خبر؟
ره به کجا میبری ای همسفر؟
من چه کنم بی تو در این شهر غم؟
فحش خیابان به تنم دمبهدم؟
این منم اکنون ز جنون سربهسر
کاسهی چشم من و خون سربهسر
صبر کن این شعر تو را میخرد
بی تو ببین جامه ز تن میدرد
باختهام قافیهها را ببین
محض خدا یک نفسی را بشین
یک ورق از دفتر شعرم بخوان
باز سوار هوست شو بران
این در و دیوار ز من خستهاند
مثل خودت بار سفر بستهاند
لیلی صحرایی من، صبر کن
ای بت ترسایی من، صبر کن
نعش غزل مانده به روی دو دست
کوچه و میخانه و من مست مست
بت شدهای، وای به حال دلم
از تو و عشقت چه شده حاصلم؟
بت شدهای، باز تبر لازم است
از تو و این شهر سفر لازم است
مثنویام باز به گل مانده است
لاف نزن، شعر نگو، بتپرست!
#م_آقازاده
@AdabSar
شاعر بت پرست
باز به این قافیهها باختم
تلی از انسان و جنون ساختم
باز شدی یوسف و من دورتر
دیر شده، کورم و رنجورتر
بوی تو لازم شده بینا شوم
باکرهای تا که مسیحا شوم
ای دوسهصد لعنت من بر تو باد
لعن همین شعر و سخن بر تو باد
شاد شدی مشرک بندت شدم؟
شاهترین صید کمندت شدم؟
رفتهای اکنون به کجا بی خبر؟
ره به کجا میبری ای همسفر؟
من چه کنم بی تو در این شهر غم؟
فحش خیابان به تنم دمبهدم؟
این منم اکنون ز جنون سربهسر
کاسهی چشم من و خون سربهسر
صبر کن این شعر تو را میخرد
بی تو ببین جامه ز تن میدرد
باختهام قافیهها را ببین
محض خدا یک نفسی را بشین
یک ورق از دفتر شعرم بخوان
باز سوار هوست شو بران
این در و دیوار ز من خستهاند
مثل خودت بار سفر بستهاند
لیلی صحرایی من، صبر کن
ای بت ترسایی من، صبر کن
نعش غزل مانده به روی دو دست
کوچه و میخانه و من مست مست
بت شدهای، وای به حال دلم
از تو و عشقت چه شده حاصلم؟
بت شدهای، باز تبر لازم است
از تو و این شهر سفر لازم است
مثنویام باز به گل مانده است
لاف نزن، شعر نگو، بتپرست!
#م_آقازاده
@AdabSar
💫
رفتن تلخ تو بد بود، ولی باعث شد
که دگر با احدی میل رفاقت نکنم
رفتی از پیشم و آموختم این تجربه را
که به هر شکل گدایی محبت نکنم
#مهدی_خداپرست
@AdabSar
رفتن تلخ تو بد بود، ولی باعث شد
که دگر با احدی میل رفاقت نکنم
رفتی از پیشم و آموختم این تجربه را
که به هر شکل گدایی محبت نکنم
#مهدی_خداپرست
@AdabSar