🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مقدمه = پیشگفتار، پیشگُفت، سرآغاز، پیشدرآمد، پيشآغاز، ديباچه
🔻مقدمه چینی = زمینهسازی، زمینهچینی، آغازگری
🔻بی مقدمه = بی پیشرو، بی دیباچه، بی پیشدرآمد، بی پیشینه
✍نمونه:
🔺"باستانی پاریزی" مقدمهی کتاب "سیاستمدار مورخ" را نوشت =
"باستانی پاریزی" پیشگفتار نبیگ "سیاستمدار مورخ" را نوشت
🔺در مقدمهی صحبتش موضوع مهمی را بیان کرد =
در سرآغاز سخنش جَستار مَهَندی را گفت
🔺بی مقدمه رفت سر اصل مطلب =
بی پیشدرآمد به سخن مِهادین پرداخت
🔺کاهش تولید، مقدمهچینی برای افزایش قیمت است =
کاهش فرآورش، زمینهسازی برای افزایش بها است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مقدمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مقدمه = پیشگفتار، پیشگُفت، سرآغاز، پیشدرآمد، پيشآغاز، ديباچه
🔻مقدمه چینی = زمینهسازی، زمینهچینی، آغازگری
🔻بی مقدمه = بی پیشرو، بی دیباچه، بی پیشدرآمد، بی پیشینه
✍نمونه:
🔺"باستانی پاریزی" مقدمهی کتاب "سیاستمدار مورخ" را نوشت =
"باستانی پاریزی" پیشگفتار نبیگ "سیاستمدار مورخ" را نوشت
🔺در مقدمهی صحبتش موضوع مهمی را بیان کرد =
در سرآغاز سخنش جَستار مَهَندی را گفت
🔺بی مقدمه رفت سر اصل مطلب =
بی پیشدرآمد به سخن مِهادین پرداخت
🔺کاهش تولید، مقدمهچینی برای افزایش قیمت است =
کاهش فرآورش، زمینهسازی برای افزایش بها است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مقدمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم
کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم، در سینهام آتشفشان دارم
پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینهای از آسمان دارم
پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!
چه حسّ نادری، با فتح الماس حضور تو
تمام لحظهها احساس میکردم "جهاندار"م!
اگرچه لحظههای خوب، عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم
نفسهای تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
"هوا"ی روزهای بودنت را همچنان دارم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم
کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم، در سینهام آتشفشان دارم
پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینهای از آسمان دارم
پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!
چه حسّ نادری، با فتح الماس حضور تو
تمام لحظهها احساس میکردم "جهاندار"م!
اگرچه لحظههای خوب، عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم
نفسهای تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
"هوا"ی روزهای بودنت را همچنان دارم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
💫
چشم باز کردم از تـــو بنویسم
لای در بـــاز و بــاد میآمـــــد
از مسیری که رفته بودی داشت
مــــوجی از انجماد میآمـــــد!
#علیرضا_آذر
@AdabSar
چشم باز کردم از تـــو بنویسم
لای در بـــاز و بــاد میآمـــــد
از مسیری که رفته بودی داشت
مــــوجی از انجماد میآمـــــد!
#علیرضا_آذر
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
صبح سعادت = پگاه خوشبختی، آغاز خوشبختی
نمونه:
امید که صبح سعادتت بدمد =
امید که سپیدهی خوشختیات بدمد
امید که خوشبخت شوی
*دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
صبح سعادت = پگاه خوشبختی، آغاز خوشبختی
نمونه:
امید که صبح سعادتت بدمد =
امید که سپیدهی خوشختیات بدمد
امید که خوشبخت شوی
*دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ای دروغ!
یکسره نابود شو
تا از تو گزندی به جهان ماتَکیک و مینوی نرسد.
#زرتشت
📕بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۲۸
ماتکیک ← مادی
مادی تازیگشتهی ماتکیک است.
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
یکسره نابود شو
تا از تو گزندی به جهان ماتَکیک و مینوی نرسد.
#زرتشت
📕بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۲۸
ماتکیک ← مادی
مادی تازیگشتهی ماتکیک است.
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
با سلام. دو تا پرسش داشتم.
۱-بجای واژه ی شروع کردن و آغاز کردن چی بگیم؟
۲-آیا سلام واژه ای پارسی است؟ اگر نه همسنگش چیه؟
با سپاس سروش
🔅پاسخ ادبسار
برای "سلام" بنگرید به: t.me/AdabSar/3608
برای "شروع" بنگرید به: t.me/AdabSar/6180
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
با سلام. دو تا پرسش داشتم.
۱-بجای واژه ی شروع کردن و آغاز کردن چی بگیم؟
۲-آیا سلام واژه ای پارسی است؟ اگر نه همسنگش چیه؟
با سپاس سروش
🔅پاسخ ادبسار
برای "سلام" بنگرید به: t.me/AdabSar/3608
برای "شروع" بنگرید به: t.me/AdabSar/6180
📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻شروع = آغاز، سرآغاز، آغازِش، آغازیدن
🔻شروع شده = آغاز شده
🔻شروع شدن= آغاز شدن، آغاز گشتن، آغازیدن
🔻شروع کار = آغاز کار، کاررفتاری
🔻شروع کردن = آغازیدن، آغازاندن، آغازانیدن، آغازكردن، فَرَکانیدن، فََراشُدن
🔻شروع کننده = آغازکننده، آغازگر، سَرُومَند
🔻نقطهی شروع = آغازگاه
✍نمونه:
🔺اگر چند لحظه صبر کنید، برنامه شروع میشود =
اگر اندکی شکیبایی کنید(بِشَکیبید)، برنامه آغاز میشود
🔺باید از نو شروع کرد =
باید از نو آغاز کرد
باید از نو آغازید
🔺نقطهی شروع این بیماری کشور عربستان است =
آغازگاه این بیماری کشور اَرَبستان است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#شروع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻شروع = آغاز، سرآغاز، آغازِش، آغازیدن
🔻شروع شده = آغاز شده
🔻شروع شدن= آغاز شدن، آغاز گشتن، آغازیدن
🔻شروع کار = آغاز کار، کاررفتاری
🔻شروع کردن = آغازیدن، آغازاندن، آغازانیدن، آغازكردن، فَرَکانیدن، فََراشُدن
🔻شروع کننده = آغازکننده، آغازگر، سَرُومَند
🔻نقطهی شروع = آغازگاه
✍نمونه:
🔺اگر چند لحظه صبر کنید، برنامه شروع میشود =
اگر اندکی شکیبایی کنید(بِشَکیبید)، برنامه آغاز میشود
🔺باید از نو شروع کرد =
باید از نو آغاز کرد
باید از نو آغازید
🔺نقطهی شروع این بیماری کشور عربستان است =
آغازگاه این بیماری کشور اَرَبستان است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#شروع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
تو میتوانی شوق سفر نداشته باشی
دوباره حوصلهی دردسر نداشته باشی
تو میتوانی میل سفر اگر که بیاید
به آسمان بزنی همسفر نداشته باشی
و یا عجیبتر از این، تو میتوانی حتی
به آسمان بپری بال و پر نداشته باشی
تو میتوانی یک کوچهی غریب بمانی
که در تمامی شب رهگذر نداشته باشی
تو میتوانی هر سو که خواستی بگریزی
و یک قدم طرف خانه بر نداشته باشی
نمیتوانی هر جا که خواستی بگریزی
دعای خیر مرا پشت سر نداشته باشی
نمیتوانی اما به خود دروغ بگویی
نمیتوانی از من خبر نداشته باشی!
#حامد_ابراهیم_پور
@AdabSar
تو میتوانی شوق سفر نداشته باشی
دوباره حوصلهی دردسر نداشته باشی
تو میتوانی میل سفر اگر که بیاید
به آسمان بزنی همسفر نداشته باشی
و یا عجیبتر از این، تو میتوانی حتی
به آسمان بپری بال و پر نداشته باشی
تو میتوانی یک کوچهی غریب بمانی
که در تمامی شب رهگذر نداشته باشی
تو میتوانی هر سو که خواستی بگریزی
و یک قدم طرف خانه بر نداشته باشی
نمیتوانی هر جا که خواستی بگریزی
دعای خیر مرا پشت سر نداشته باشی
نمیتوانی اما به خود دروغ بگویی
نمیتوانی از من خبر نداشته باشی!
#حامد_ابراهیم_پور
@AdabSar
💫
صبح است دلارامم، ای حضرتِ مستانه
مضمونِ دو بیتیها، دردانهی این خانه
امروزچه خوشیُمن است صبحانه کنار تو
لبخند حلالت باد، خوشمزهی دیوانه!
#امین_شاهسواری
@AdabSar
صبح است دلارامم، ای حضرتِ مستانه
مضمونِ دو بیتیها، دردانهی این خانه
امروزچه خوشیُمن است صبحانه کنار تو
لبخند حلالت باد، خوشمزهی دیوانه!
#امین_شاهسواری
@AdabSar
🔅پرسش شما
با درود فراوان
لطفا در مورد روز سپندار مذگان توضیحاتی در کانال بذارید اینکه دقیق چه روزیه و از کجا اومده تا مردم خودمون به جای ولنتاین این روز رو جشن بگیرن
پاسخ ادبسار 👇👇
با درود فراوان
لطفا در مورد روز سپندار مذگان توضیحاتی در کانال بذارید اینکه دقیق چه روزیه و از کجا اومده تا مردم خودمون به جای ولنتاین این روز رو جشن بگیرن
پاسخ ادبسار 👇👇
🌍💫🌍💫
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
🌍 اسپندگان یا سپندارمذگان
💫 "جشن اسپندگان" یا "جشن سپندارمذگان" در ایران، روز زمین، زنان و دختران و جشن آزادی زنان بود. آنها در این روز به جشن و پایکوبی میپرداختند و دختران جوان را به همسرگزینی برمیانگیختند(ترغیب میکردند). از این رو ابوریحان بیرونی نام "مردگیران" بر این جشن نهاده بود. نام "مژدگیران" نیز که جلال خالقی مطلق از آن یاد میکند به شوند(دلیل) پیشکش(هدیه) دادن مردان به همسرانشان در این روز بود.
یکی از آیینهای این روز پختن گروهی آش دانکو بود.
سپندارمذگان یکی از جشنهای پیشواز بهار و زایش زمین شمرده میشد. همچنان که همهی جشنهای ایرانی نمادی در میان گلها دارند، گل "پلنگمشک" نیز نماد جشن سپندگان است. باید در نگر داشت که این گل با گل بیدمشک یکی نیست.
💫 برای آشنایی بیشتر با این جشن بنگرید به:
t.me/AdabSar/6109
و
t.me/AdabSar/6094
💫 اسپندگان و ولنتاین یکی هستند؟
پاسخ این پرسش "نه" است.
گروهی از ایرانشناسان همچون پورداود، غیاثآبادی و چند تن دیگر بر این باورند که داستان "ولنتاین" ساختگی است و این جشن به پیروی از آیینهای ایرانی برپا شده است و شمار دیگری نیز میگویند که "ولنتاین" داستان خود را دارد و از دید درونمایه(محتوا) هیچ پیوندی میان این دو جشن نیست. بر این پایه نامیدن "روز مهر ایرانی" و برابر شمردن آن با ولنتاین برساختهی امروز است.
💫 ۲۹ بهمن یا ۵ اسپند؟
پیش از زمان خیام، گاهشمار(تقویم) ایران یزدگردی و باستانی بود و در این گاهشمار همهی ماهها ۳۰ روز بودند. هر روز از ماه، یک نام داشت که ۱۲روز آن، نام ۱۲ماه سال را داشتند و در شماری از این روزها همچون روزهایی که نام روز و ماه یکی میشد، جشن میگرفتند. گاهشمار ایرانی در زمان خیام و دستاوردهای دانش او در زمینهی ستارهشناسی دگرگون شد و ماههای بهار و تابستان ۳۱روزه شدند و شش روز جابجایی در روزهای سال و به دنبالش در آیینها پیش آمد. برای نمونه جشن سپندگان که در روز پنجم اسپند برگزار میشد، به روز ۲۹ بهمن جابجا شد.
💫 امروز دربارهی روز برگزاری جشنها دوگونه دیدگاه داریم.
گروه نخست که بیشتر آنها اندیشمندان زرتشتی همچون کوروش نیکنام هستند، میگویند با نگر به این جابجایی شش روزه، جشنها و آیینها باید شش روز جلوتر و بر پایهی گاهشمار باستانی برگزار شوند(برگزاری سپندگان در روز ۲۹بهمن، پیرو این دیدگاه است). با این نگر دیگر جشنهای بزرگ و فراگیر همچون نوروز و یلدا هم باید شش روز جابجا شوند.
گروه دوم پژوهندگان و ایرانشناسانی چون پورداود، رجبی، مرادی غیاثآبادی، دوستخواه و... هستند که با ارج به دانش خیام و پاسداشت سامانمندی روزها و آیینها میگویند جشنها باید هماهنگ با گاهشمار امروز برگزار شوند و جابجایی شش روزه گونهای دستبَری(تحریف) است که مایهی ناهماهنگی میشود. جشنها و زمان میان آنها روشن و همچون دانههای زنجیر بههم پیوستهاند. برای نمونه جشن سده ۴۰روز پس از یلدا، ۱۰۰روز پس از آغاز آبان و ۲۵روز پیش از اسپندگان است که دگرگونی شش روزه در برخی از آنها این زنجیره را بیسامان میکند. (برگزاری جشن اسپندگان در روز پنجم اسپند پیرو این دیدگاه است)
هر دو گروه برای دیدگاههای خود شوندهایی(دلایلی) دارند که در نیپیکها و تارنماهای ایرانشناسی میتوانید آنها را بخوانید.
برخی چون فریدون جنیدی با باور به دیدگاه گروه دوم، پیشنهاد کردهاند که در هفتهی سپندارمذگان، این آیین پاس داشته شود.
💫 رویکرد ادبسار
با نگر به اینکه از گذشته تاکنون سالنامه(تقویم) خیامی تیزنگر(دقیق)ترین سالنامهی جهان شمرده میشود، همچنین با ارج به دیدگاههای گروه نخست، ولی شوندهای گروه دوم درستتر به دید میرسد و از این پس در ادبسار جشنها و آیینهای ایرانی همزمان با گاهشمار امروز(خیامی) پاس داشته میشوند.
همچنین هر آیین و فرهنگی که به مهر، دوستی و آشتی در جهان بیانجامد ارجمند و ستودنی است. جشنی همچون ولنتاین میتواند در ایران و در کنار جشنهای ایرانی پاس داشته شود.
امروز ما در جهانی زیست میکنیم که بسیار نیازمند رویکردها و رفتارهای آشتیجویانه است. چنانچه ما ایرانیان شناخت خوبی از داشتههای پربار خود داشته باشیم، بدون نگرانی میتوانیم در آیینهای جهانی و همبسته با مردمان دیگر کشورها، برای داشتن جهانی آرامتر و زیست شادتر گام برداریم.
#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران
#اسپندگان #سپندارمذگان
@AdabSar
💫🌍💫🌍
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
🌍 اسپندگان یا سپندارمذگان
💫 "جشن اسپندگان" یا "جشن سپندارمذگان" در ایران، روز زمین، زنان و دختران و جشن آزادی زنان بود. آنها در این روز به جشن و پایکوبی میپرداختند و دختران جوان را به همسرگزینی برمیانگیختند(ترغیب میکردند). از این رو ابوریحان بیرونی نام "مردگیران" بر این جشن نهاده بود. نام "مژدگیران" نیز که جلال خالقی مطلق از آن یاد میکند به شوند(دلیل) پیشکش(هدیه) دادن مردان به همسرانشان در این روز بود.
یکی از آیینهای این روز پختن گروهی آش دانکو بود.
سپندارمذگان یکی از جشنهای پیشواز بهار و زایش زمین شمرده میشد. همچنان که همهی جشنهای ایرانی نمادی در میان گلها دارند، گل "پلنگمشک" نیز نماد جشن سپندگان است. باید در نگر داشت که این گل با گل بیدمشک یکی نیست.
💫 برای آشنایی بیشتر با این جشن بنگرید به:
t.me/AdabSar/6109
و
t.me/AdabSar/6094
💫 اسپندگان و ولنتاین یکی هستند؟
پاسخ این پرسش "نه" است.
گروهی از ایرانشناسان همچون پورداود، غیاثآبادی و چند تن دیگر بر این باورند که داستان "ولنتاین" ساختگی است و این جشن به پیروی از آیینهای ایرانی برپا شده است و شمار دیگری نیز میگویند که "ولنتاین" داستان خود را دارد و از دید درونمایه(محتوا) هیچ پیوندی میان این دو جشن نیست. بر این پایه نامیدن "روز مهر ایرانی" و برابر شمردن آن با ولنتاین برساختهی امروز است.
💫 ۲۹ بهمن یا ۵ اسپند؟
پیش از زمان خیام، گاهشمار(تقویم) ایران یزدگردی و باستانی بود و در این گاهشمار همهی ماهها ۳۰ روز بودند. هر روز از ماه، یک نام داشت که ۱۲روز آن، نام ۱۲ماه سال را داشتند و در شماری از این روزها همچون روزهایی که نام روز و ماه یکی میشد، جشن میگرفتند. گاهشمار ایرانی در زمان خیام و دستاوردهای دانش او در زمینهی ستارهشناسی دگرگون شد و ماههای بهار و تابستان ۳۱روزه شدند و شش روز جابجایی در روزهای سال و به دنبالش در آیینها پیش آمد. برای نمونه جشن سپندگان که در روز پنجم اسپند برگزار میشد، به روز ۲۹ بهمن جابجا شد.
💫 امروز دربارهی روز برگزاری جشنها دوگونه دیدگاه داریم.
گروه نخست که بیشتر آنها اندیشمندان زرتشتی همچون کوروش نیکنام هستند، میگویند با نگر به این جابجایی شش روزه، جشنها و آیینها باید شش روز جلوتر و بر پایهی گاهشمار باستانی برگزار شوند(برگزاری سپندگان در روز ۲۹بهمن، پیرو این دیدگاه است). با این نگر دیگر جشنهای بزرگ و فراگیر همچون نوروز و یلدا هم باید شش روز جابجا شوند.
گروه دوم پژوهندگان و ایرانشناسانی چون پورداود، رجبی، مرادی غیاثآبادی، دوستخواه و... هستند که با ارج به دانش خیام و پاسداشت سامانمندی روزها و آیینها میگویند جشنها باید هماهنگ با گاهشمار امروز برگزار شوند و جابجایی شش روزه گونهای دستبَری(تحریف) است که مایهی ناهماهنگی میشود. جشنها و زمان میان آنها روشن و همچون دانههای زنجیر بههم پیوستهاند. برای نمونه جشن سده ۴۰روز پس از یلدا، ۱۰۰روز پس از آغاز آبان و ۲۵روز پیش از اسپندگان است که دگرگونی شش روزه در برخی از آنها این زنجیره را بیسامان میکند. (برگزاری جشن اسپندگان در روز پنجم اسپند پیرو این دیدگاه است)
هر دو گروه برای دیدگاههای خود شوندهایی(دلایلی) دارند که در نیپیکها و تارنماهای ایرانشناسی میتوانید آنها را بخوانید.
برخی چون فریدون جنیدی با باور به دیدگاه گروه دوم، پیشنهاد کردهاند که در هفتهی سپندارمذگان، این آیین پاس داشته شود.
💫 رویکرد ادبسار
با نگر به اینکه از گذشته تاکنون سالنامه(تقویم) خیامی تیزنگر(دقیق)ترین سالنامهی جهان شمرده میشود، همچنین با ارج به دیدگاههای گروه نخست، ولی شوندهای گروه دوم درستتر به دید میرسد و از این پس در ادبسار جشنها و آیینهای ایرانی همزمان با گاهشمار امروز(خیامی) پاس داشته میشوند.
همچنین هر آیین و فرهنگی که به مهر، دوستی و آشتی در جهان بیانجامد ارجمند و ستودنی است. جشنی همچون ولنتاین میتواند در ایران و در کنار جشنهای ایرانی پاس داشته شود.
امروز ما در جهانی زیست میکنیم که بسیار نیازمند رویکردها و رفتارهای آشتیجویانه است. چنانچه ما ایرانیان شناخت خوبی از داشتههای پربار خود داشته باشیم، بدون نگرانی میتوانیم در آیینهای جهانی و همبسته با مردمان دیگر کشورها، برای داشتن جهانی آرامتر و زیست شادتر گام برداریم.
#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران
#اسپندگان #سپندارمذگان
@AdabSar
💫🌍💫🌍
Telegram
ادبسار
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
🌍 اسپندگان یا سپندارمذگان
"جشن اسپندگان" یا "جشن سپندارمذگان" در ایران، همزمان با اسپندروز از اسپندماه(اسفندماه)، برابر با پنجم اسپند بود و در گاهشمار امروز برابر با بیستونهم بهمن است.
💃 دربارهی آیینها و…
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
🌍 اسپندگان یا سپندارمذگان
"جشن اسپندگان" یا "جشن سپندارمذگان" در ایران، همزمان با اسپندروز از اسپندماه(اسفندماه)، برابر با پنجم اسپند بود و در گاهشمار امروز برابر با بیستونهم بهمن است.
💃 دربارهی آیینها و…
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
صبح صادق = بامداد راستین، پگاه راستین، روز فراخ
نمونه:
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود =
پگاه راستین ندمد تا شب یلدا نرود
روز فراخ نمیدمد تا شب یلدا نرود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
صبح صادق = بامداد راستین، پگاه راستین، روز فراخ
نمونه:
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود =
پگاه راستین ندمد تا شب یلدا نرود
روز فراخ نمیدمد تا شب یلدا نرود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
ادبسار
✨📚✨ پیشسخن اندیشمندان و خردمندان بزرگ ایران از چند هزار سال پیش به اینسو، دانش و آزمایندگیهای خود را در چارچوب پند و اندرز مینوشتهاند و برای فرزندان و آیندگان خود به یادگار میگذاردهاند. کوشیدهایم پند و اندرزها و گزینهگوییهای بزرگان ایران را از…
آن که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمایی نکند؛ گناهکار است.
#زرتشت
📖 بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۲۷
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
#زرتشت
📖 بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۲۷
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💠🔷🔹
🔷
🔹
زندگی...
چه فکر میکنی؟
که بادبان شکسته
زورق به گل نشستهایست زندگی؟
درين خراب ريخته
که رنگ عافيت ازو گريخته
به بن رسيده راه بستهایست زندگی؟
چه سهمناک بود سيل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمين و آسمان زهم گسيخت
ستاره خوشه خوشه ريخت
و آفتاب در کبود درههای آب غرق شد!
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تيرهای گرفته سينهی تو را
که با هزار سال بارش شبانهروز هم
دل تو وا نمیشود!
تو از هزارههای دور آمدی
در اين درازنای خونفشان
به هر قدم نشان نقش پای توست
برين درشتناک ديولاخ
ز هر طرف طنين گامهای رهگشای توست...
بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامهی وفای توست!
به گوش بيستون هنوز
صدای تيشههای توست...
چه تازيانهها که با تو تاب عشق آزمود
چه دارها که با تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عــشـــق
که استوار ماند در هجوم هر گزند...
نگاه کن
هنوز آن بلند دور
آن سپيده، آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست...
سپيدهای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی يک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بيفتی از نشيب راه و باز
رو نهی بدان فراز...
چه فکر میکنی؟
جهان چه آبگينهی شکستهایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمايدت.
چنان نشسته کوه در کمين درههای اين غروب تنگ
که راه بسته مینمايدت!
زمان بیکرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست اين درنگ درد و رنج
به سان رود
که در نشيب دره سر به سنگ میزند
رونـــــده باش...
اميد هيچ معجزی ز مرده نيست؛
زنده باش...
#هوشنگ_ابتهاج (سایه)
#شعر_ایران
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
🔷
🔹
زندگی...
چه فکر میکنی؟
که بادبان شکسته
زورق به گل نشستهایست زندگی؟
درين خراب ريخته
که رنگ عافيت ازو گريخته
به بن رسيده راه بستهایست زندگی؟
چه سهمناک بود سيل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمين و آسمان زهم گسيخت
ستاره خوشه خوشه ريخت
و آفتاب در کبود درههای آب غرق شد!
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تيرهای گرفته سينهی تو را
که با هزار سال بارش شبانهروز هم
دل تو وا نمیشود!
تو از هزارههای دور آمدی
در اين درازنای خونفشان
به هر قدم نشان نقش پای توست
برين درشتناک ديولاخ
ز هر طرف طنين گامهای رهگشای توست...
بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامهی وفای توست!
به گوش بيستون هنوز
صدای تيشههای توست...
چه تازيانهها که با تو تاب عشق آزمود
چه دارها که با تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عــشـــق
که استوار ماند در هجوم هر گزند...
نگاه کن
هنوز آن بلند دور
آن سپيده، آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست...
سپيدهای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی يک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بيفتی از نشيب راه و باز
رو نهی بدان فراز...
چه فکر میکنی؟
جهان چه آبگينهی شکستهایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمايدت.
چنان نشسته کوه در کمين درههای اين غروب تنگ
که راه بسته مینمايدت!
زمان بیکرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست اين درنگ درد و رنج
به سان رود
که در نشيب دره سر به سنگ میزند
رونـــــده باش...
اميد هيچ معجزی ز مرده نيست؛
زنده باش...
#هوشنگ_ابتهاج (سایه)
#شعر_ایران
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
ما دوتا، یک روز زیبا، یک زمستان قشنگ
زیر برف و سوز سرما، یک زمستان قشنگ
میرویم آرام و ساکت، رد پامان روی برف
بارش برف و تماشا، یک زمستان قشنگ
سقف جنگل، چتر آبی، یک سکوت دیدنی
خاطرات خوب و رویا، یک زمستان قشنگ
من میان برفها، محو کبوترهای خیس
تو ولی این پا و آن پا... یک زمستان قشنگ
زیر لب آرام گفتی: مونس من میشوی؟
مضطرب از این تقاضا... یک زمستان قشنگ
من نگاه و حرف تازه از هوای خوب شهر
صحبت از گنجشک تنها... یک زمستان قشنگ
باز پرسیدی دوباره: دوستم داری عسل؟
چشمها غرق تمنا... یک زمستان قشنگ
لحظهای مکث و سپس با یک نگاه بیقرار
با تو گفتم بهمن؛ اما... یک زمستان قشنگ
قانعم کردی که با تو من چه خوشبختم و من
در دلم آشوب و غوغا... یک زمستان قشنگ
صحبت ما بین فامیل، پچپچ عمه ملوک
خان عمو، دایی و بابا... یک زمستان قشنگ
شد قرار عقدمان یکشنبهشب، پایان سال
شهر مشهد پیش آقا... یک زمستان قشنگ
روز شنبه از خرید حلقه تا کفش و لباس
با چه سرعت شد مهیا... یک زمستان قشنگ
صبح شد غوغای رفتن تا شروع زندگی
عازم ماوای دلها... یک زمستان قشنگ
ـ***
پیچ جاده، پشت فرمان، یک صدای جیغ و بعد...
ما دوتا، پایان رویا، یک زمستان سیاه....!
#ملیحه_خوشحال
@AdabSar
ما دوتا، یک روز زیبا، یک زمستان قشنگ
زیر برف و سوز سرما، یک زمستان قشنگ
میرویم آرام و ساکت، رد پامان روی برف
بارش برف و تماشا، یک زمستان قشنگ
سقف جنگل، چتر آبی، یک سکوت دیدنی
خاطرات خوب و رویا، یک زمستان قشنگ
من میان برفها، محو کبوترهای خیس
تو ولی این پا و آن پا... یک زمستان قشنگ
زیر لب آرام گفتی: مونس من میشوی؟
مضطرب از این تقاضا... یک زمستان قشنگ
من نگاه و حرف تازه از هوای خوب شهر
صحبت از گنجشک تنها... یک زمستان قشنگ
باز پرسیدی دوباره: دوستم داری عسل؟
چشمها غرق تمنا... یک زمستان قشنگ
لحظهای مکث و سپس با یک نگاه بیقرار
با تو گفتم بهمن؛ اما... یک زمستان قشنگ
قانعم کردی که با تو من چه خوشبختم و من
در دلم آشوب و غوغا... یک زمستان قشنگ
صحبت ما بین فامیل، پچپچ عمه ملوک
خان عمو، دایی و بابا... یک زمستان قشنگ
شد قرار عقدمان یکشنبهشب، پایان سال
شهر مشهد پیش آقا... یک زمستان قشنگ
روز شنبه از خرید حلقه تا کفش و لباس
با چه سرعت شد مهیا... یک زمستان قشنگ
صبح شد غوغای رفتن تا شروع زندگی
عازم ماوای دلها... یک زمستان قشنگ
ـ***
پیچ جاده، پشت فرمان، یک صدای جیغ و بعد...
ما دوتا، پایان رویا، یک زمستان سیاه....!
#ملیحه_خوشحال
@AdabSar
💫
دانه پاشیدم، نبودی
چشم براه ماندم، نیامدی
نگاهم دزدیدند، ندیدی
چگونه باور کنم تو را؟!
سراینده و فرستنده #کبرا_رستمی
@AdabSar
دانه پاشیدم، نبودی
چشم براه ماندم، نیامدی
نگاهم دزدیدند، ندیدی
چگونه باور کنم تو را؟!
سراینده و فرستنده #کبرا_رستمی
@AdabSar