@AdabSar
"بیارای دل را به دانش
که ارز،
به دانش بود
تا توانی بورز.
🍀🌷🍀
چو بخشنده باشی،
گرامی شوی ؛
ز دانایی و داد،
نامی شوی. ..."
(فردوسی)
🍀🌺🍀
به امید هفته ای خوب
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
"بیارای دل را به دانش
که ارز،
به دانش بود
تا توانی بورز.
🍀🌷🍀
چو بخشنده باشی،
گرامی شوی ؛
ز دانایی و داد،
نامی شوی. ..."
(فردوسی)
🍀🌺🍀
به امید هفته ای خوب
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
بیا
دریا دریا مهربان باش
ریز ریز لبخند بریز
نه برای من
نه برای دلم
برای درختان
تا از سر شادی
جوانه بزنند
تا بهار بیاید
فرستنده و سراینده #کبرا_رستمی
سروده به پارسی پاک
@AdabSar
دریا دریا مهربان باش
ریز ریز لبخند بریز
نه برای من
نه برای دلم
برای درختان
تا از سر شادی
جوانه بزنند
تا بهار بیاید
فرستنده و سراینده #کبرا_رستمی
سروده به پارسی پاک
@AdabSar
💫
به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد
خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!
که گفته است که من شمع محفل غزلم؟!
به آب و آتش اگر میزنم بهخاطر توست
#فاضل_نظری
@AdabSar
به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد
خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!
که گفته است که من شمع محفل غزلم؟!
به آب و آتش اگر میزنم بهخاطر توست
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
طرز تفکر = (تـَرز اندیشیدن)، بینش، دیدگاه
نمونه:
انسانهای موفق چه طرز تفکری دارند؟ =
آدمهای کامیاب چه بینشی دارند؟
طرز تفکرت در این مورد اشتباه است =
دیدگاهت در این باره نادرست است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
طرز تفکر = (تـَرز اندیشیدن)، بینش، دیدگاه
نمونه:
انسانهای موفق چه طرز تفکری دارند؟ =
آدمهای کامیاب چه بینشی دارند؟
طرز تفکرت در این مورد اشتباه است =
دیدگاهت در این باره نادرست است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
درود بر همراهان ارجمند
یکی از هموندان ادبسار در پیامی چنین پرسیدهاند:
«میخواستم ببینم به جای کلمات که در اصطلاح عامیانه در تعارف ها استفاده میکنیم چه بگوییم؟ مانند چاکرم مخلصم.»
ادبسار بهتر دید که این پرسش را به دید شما همراهان نیز برساند تا بتواند از پیشنهادهای ارزندهی شما هم بهره ببرد.
از این رو اگر شما نیز جایگزین پارسیای برای واژههای بیگانهای چون «مخلصم، ارادتمندم، ارادت دارم و ...» پیشنهاد دارید به @MajidDorri بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود و دیگر هموندان نیز از آن بهره ببرند.
گفتنی است واژههای پیشنهادی باید پارسی، کوتاه، کاربردی و با چماری(معنایی) دلنشین باشند.
سپاس
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
درود بر همراهان ارجمند
یکی از هموندان ادبسار در پیامی چنین پرسیدهاند:
«میخواستم ببینم به جای کلمات که در اصطلاح عامیانه در تعارف ها استفاده میکنیم چه بگوییم؟ مانند چاکرم مخلصم.»
ادبسار بهتر دید که این پرسش را به دید شما همراهان نیز برساند تا بتواند از پیشنهادهای ارزندهی شما هم بهره ببرد.
از این رو اگر شما نیز جایگزین پارسیای برای واژههای بیگانهای چون «مخلصم، ارادتمندم، ارادت دارم و ...» پیشنهاد دارید به @MajidDorri بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود و دیگر هموندان نیز از آن بهره ببرند.
گفتنی است واژههای پیشنهادی باید پارسی، کوتاه، کاربردی و با چماری(معنایی) دلنشین باشند.
سپاس
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍2
@AdabSar
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست، بجز شبهایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!
خواب بد دیدهام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سَر و سِریست که با موی پریشان دارد
"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد...
#علی_صفری
@AdabSar
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست، بجز شبهایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!
خواب بد دیدهام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سَر و سِریست که با موی پریشان دارد
"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد...
#علی_صفری
@AdabSar
💫
ای از شب هجر بوده ناشاد!
برخیز که رهسپار شد شب
صبح آمد و بر دمید خورشید
از رحمت حق مباش نومید
#ملک_الشعرای_بهار
@AdabSar
ای از شب هجر بوده ناشاد!
برخیز که رهسپار شد شب
صبح آمد و بر دمید خورشید
از رحمت حق مباش نومید
#ملک_الشعرای_بهار
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
روز بهخیر = روز خوش، شاد روز، نیک فرجام، نیک روز(در دوره ساسانی به جای "سلام" به کار برده میشد)
شب بهخیر = شب خوش، شام شاد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
روز بهخیر = روز خوش، شاد روز، نیک فرجام، نیک روز(در دوره ساسانی به جای "سلام" به کار برده میشد)
شب بهخیر = شب خوش، شام شاد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#چهارشنبه_سوری
با سِدای "بانو هما" و "استاد مسعودی"، ۱۳۴۰
پیشکش به هَمپویان #ادبسار
فرستنده #مهران_امیررضوی
@AdabSar
با سِدای "بانو هما" و "استاد مسعودی"، ۱۳۴۰
پیشکش به هَمپویان #ادبسار
فرستنده #مهران_امیررضوی
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
درود وسپاس فراوان از شما به خاطر کانال بسیار بسیار مفید و خوبتون .اگه میشه لطفا جایگزین واژه های به جز و غیر و ثابت رو بذارید تو کانال .باز هم سپاس بسیار بابت این کانال عالی تون
🔅پاسخ ادبسار
🔺"بهجز" خود واژهای پارسی است.
🔺برای "غیر" بنگرید به: t.me/AdabSar/6375
🔺برای ثابت بنگرید به: t.me/AdabSar/6386
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
درود وسپاس فراوان از شما به خاطر کانال بسیار بسیار مفید و خوبتون .اگه میشه لطفا جایگزین واژه های به جز و غیر و ثابت رو بذارید تو کانال .باز هم سپاس بسیار بابت این کانال عالی تون
🔅پاسخ ادبسار
🔺"بهجز" خود واژهای پارسی است.
🔺برای "غیر" بنگرید به: t.me/AdabSar/6375
🔺برای ثابت بنگرید به: t.me/AdabSar/6386
📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غیر = جز، نا، مگر، جدا از، دیگر، دیگران
🔻غیر از = جدا از، بهجز، جز این
🔻در غیراین صورت = وگرنه
🔻ولاغیر = و دیگرهیچ
✍نمونه:
🔺مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست =
مشنو ای دوست که جدا از تو مرا یاری هست =
🔺یواش صحبت کنید، در غیر این صورت موجب اذیت دیگران میشوید =
آهسته سخن بگویید، وگرنه مایهی آزار دیگران میشوید
🔺در محفل ما صحبت از غیر نکن =
در خوانگاه ما سخن از دیگری مگو
🔺تنها راه همین است که گفتم، ولاغیر! =
تنها راه همین است که گفتم، و دیگر هیچ!
🔺و به این صورت، غیر مستقیم فهمید که دروغ بد است =
و بدین گونه، ناراسته دریافت که دروغ بد است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غیر = جز، نا، مگر، جدا از، دیگر، دیگران
🔻غیر از = جدا از، بهجز، جز این
🔻در غیراین صورت = وگرنه
🔻ولاغیر = و دیگرهیچ
✍نمونه:
🔺مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست =
مشنو ای دوست که جدا از تو مرا یاری هست =
🔺یواش صحبت کنید، در غیر این صورت موجب اذیت دیگران میشوید =
آهسته سخن بگویید، وگرنه مایهی آزار دیگران میشوید
🔺در محفل ما صحبت از غیر نکن =
در خوانگاه ما سخن از دیگری مگو
🔺تنها راه همین است که گفتم، ولاغیر! =
تنها راه همین است که گفتم، و دیگر هیچ!
🔺و به این صورت، غیر مستقیم فهمید که دروغ بد است =
و بدین گونه، ناراسته دریافت که دروغ بد است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
باید که ز داغم خبری داشته باشد
هر مرد که با خود جگری داشته باشد
حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد!
حالم چو درختی است که یک شاخه نااهل
بازیچه دست تبری داشته باشد
سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد!
آویخته از گردن من شاه کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد
سردرگمیام داد "گره در گره" اندوه
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد
#حسین_جنتی
@AdabSar
باید که ز داغم خبری داشته باشد
هر مرد که با خود جگری داشته باشد
حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد!
حالم چو درختی است که یک شاخه نااهل
بازیچه دست تبری داشته باشد
سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد!
آویخته از گردن من شاه کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد
سردرگمیام داد "گره در گره" اندوه
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد
#حسین_جنتی
@AdabSar
پشت پایش آب ریختم
نمیدانستم روشنی خداحافظی است
یاقطرات اشکم که پنهانش کرده بودم؟
پیرهنم را بادگرفت
چیزی بهسان نفس
از پاهایم تا یقه سینهام را درنوردید
وچشمهایم را،موهایم ربود!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
نمیدانستم روشنی خداحافظی است
یاقطرات اشکم که پنهانش کرده بودم؟
پیرهنم را بادگرفت
چیزی بهسان نفس
از پاهایم تا یقه سینهام را درنوردید
وچشمهایم را،موهایم ربود!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمکزدن ستاره در شب یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست
#جلیل_صفر_بیگی
@AdabSar
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمکزدن ستاره در شب یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست
#جلیل_صفر_بیگی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پیام زیر فرستادهی یکی از هَموَندانِ(اعضای) ارجمند است که با هم میخوانیم:
بسیاری از واژگان فارسی وجود دارند که امروزه ديگر بهکار نمیروند، اما هستند و در قديم هم بودند و در متون قديمی جايگاه ويژهی خود را داشتند. اگر در فرهنگستانها سطح مطالعه بالاتر برود و بهجای «واژهسازی»، « واژهيابی» رايج شود، گنجينههايی از واژگان اصيل فارسی کشف خواهد شد که هم بسیار خوش طنيناند و هم خيلی از اين واژگانی که ساخته میشود، زیباترند . برای نمونه به چندی از اين واژگان و کاربرد آنها در شعر و نثر قديم اشاره میشود تا خودتان داوری بفرمایید و ببینيد آنکه فراموش شده زيباتر است يا آنکه امروزه استفاده میکنيم :
رهنامه = نقشه جغرافيا
ز خاقان بپرسيد کاين شهر کيست
به «رهنامه» در، نام اين شهر چيست ؟
نظامی
گرمابه زدن = حمام رفتن
گرمابه زد و لباس پوشيد
آرام گرفت و باده نوشيد
نظامی
خموشانه = حقالسکوت
خواجه امير را «خموشانه» داد و زبان گويای او را ساکت کرد.
تاريخ اولجايتو
صد ِ دگر به «خموشانه» میدهم رشوت
نه بهر من، ز برای خدای را زنهار
انوری
پُرسه = تعزيت
وارث ديگر ندارم ای محبتپيشگان
چون بميرم پُرسهی پروانه و بلبل کنيد
سالک يزدی
خشکبند = پانسمان
جراحان را حاضر گردانيد تا جراحات را «خشکبند» کردند.
تاريخ ابن بیبی، ص ۱۹۹
شبخانه = آسايشگاه فقرا در شب .جايی که بزرگان و شاهان برای تنگدستان میساختند تا شب را در آنجا بهسر برند
بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت
شب از بهر درويش «شبخانه »ساخت
سعدی
زاد = سن و سال
مردی جوان و «زاد»ش، زير چهل وليکن
سنگين چو سنگ پيری، ديرينه و معمر
فرخی
دوده = آل، تبار
همه مرز ايران پر از دشمن است
به هر «دوده»ای ماتم و شيون است
فردوسی
آژير = آگاه، هوشيار
سپه را نگهدار و «آژير »باش
شب و روز با ترکش و تير باش
فردوسی
آسمانه = سقف اتاق
تا همی آسمان توانی ديد
آسمان بين و «آسمانه» مبين
عماره
بريزيدن = ريزريز شدن، متلاشی شدن
آن مردگان در آن چهار ديوار بماندند ساليان بسيار و جمله «بريزيدند» و خاک شدند.
ترجمهی تفسير طبری
جنابه = همزاد، دوقلو، دو کودک که به يکبار از مادر زاده شوند
دوقلو واژهای ترکی است و مرکب از "دوق/ دوغ/ دُغ" به معنای زادن و "لو" که علامت نسبت در ترکی است. جای تأسف بسيار است که حتا رسانههای گروهی گسترده و معتبر امروز هم به اشتباه کلمه ی "دو" را عدد فارسی "۲" میپندارند و بر اساس آن واژگان سهقلو ، چهارقلو ، پنجقلو و ... را هم میسازند!
قصه چه کنم که در ره عشق
با محنت و غم «جنابه» زاديم
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پیام زیر فرستادهی یکی از هَموَندانِ(اعضای) ارجمند است که با هم میخوانیم:
بسیاری از واژگان فارسی وجود دارند که امروزه ديگر بهکار نمیروند، اما هستند و در قديم هم بودند و در متون قديمی جايگاه ويژهی خود را داشتند. اگر در فرهنگستانها سطح مطالعه بالاتر برود و بهجای «واژهسازی»، « واژهيابی» رايج شود، گنجينههايی از واژگان اصيل فارسی کشف خواهد شد که هم بسیار خوش طنيناند و هم خيلی از اين واژگانی که ساخته میشود، زیباترند . برای نمونه به چندی از اين واژگان و کاربرد آنها در شعر و نثر قديم اشاره میشود تا خودتان داوری بفرمایید و ببینيد آنکه فراموش شده زيباتر است يا آنکه امروزه استفاده میکنيم :
رهنامه = نقشه جغرافيا
ز خاقان بپرسيد کاين شهر کيست
به «رهنامه» در، نام اين شهر چيست ؟
نظامی
گرمابه زدن = حمام رفتن
گرمابه زد و لباس پوشيد
آرام گرفت و باده نوشيد
نظامی
خموشانه = حقالسکوت
خواجه امير را «خموشانه» داد و زبان گويای او را ساکت کرد.
تاريخ اولجايتو
صد ِ دگر به «خموشانه» میدهم رشوت
نه بهر من، ز برای خدای را زنهار
انوری
پُرسه = تعزيت
وارث ديگر ندارم ای محبتپيشگان
چون بميرم پُرسهی پروانه و بلبل کنيد
سالک يزدی
خشکبند = پانسمان
جراحان را حاضر گردانيد تا جراحات را «خشکبند» کردند.
تاريخ ابن بیبی، ص ۱۹۹
شبخانه = آسايشگاه فقرا در شب .جايی که بزرگان و شاهان برای تنگدستان میساختند تا شب را در آنجا بهسر برند
بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت
شب از بهر درويش «شبخانه »ساخت
سعدی
زاد = سن و سال
مردی جوان و «زاد»ش، زير چهل وليکن
سنگين چو سنگ پيری، ديرينه و معمر
فرخی
دوده = آل، تبار
همه مرز ايران پر از دشمن است
به هر «دوده»ای ماتم و شيون است
فردوسی
آژير = آگاه، هوشيار
سپه را نگهدار و «آژير »باش
شب و روز با ترکش و تير باش
فردوسی
آسمانه = سقف اتاق
تا همی آسمان توانی ديد
آسمان بين و «آسمانه» مبين
عماره
بريزيدن = ريزريز شدن، متلاشی شدن
آن مردگان در آن چهار ديوار بماندند ساليان بسيار و جمله «بريزيدند» و خاک شدند.
ترجمهی تفسير طبری
جنابه = همزاد، دوقلو، دو کودک که به يکبار از مادر زاده شوند
دوقلو واژهای ترکی است و مرکب از "دوق/ دوغ/ دُغ" به معنای زادن و "لو" که علامت نسبت در ترکی است. جای تأسف بسيار است که حتا رسانههای گروهی گسترده و معتبر امروز هم به اشتباه کلمه ی "دو" را عدد فارسی "۲" میپندارند و بر اساس آن واژگان سهقلو ، چهارقلو ، پنجقلو و ... را هم میسازند!
قصه چه کنم که در ره عشق
با محنت و غم «جنابه» زاديم
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
کتاب تفسیر = گزارشنامه، گُزارنامه، گزارهنامه، گُزَرنامه
نمونه:
کتاب تفسیر اشعار حافظ را تهیه کرد =
گزارنامه چکامههای "حافظ" را فراهم کرد
گزارهنامه سرودههای "حافظ" را فراهم نمود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
کتاب تفسیر = گزارشنامه، گُزارنامه، گزارهنامه، گُزَرنامه
نمونه:
کتاب تفسیر اشعار حافظ را تهیه کرد =
گزارنامه چکامههای "حافظ" را فراهم کرد
گزارهنامه سرودههای "حافظ" را فراهم نمود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
Forwarded from ادبسار
🌦🌦🌦🌦
@AdabSar
آنان که از نام «روز طبیعت» بهجای «سیزده بهدر» و از نام «چهارشنبهی آخر سال» بهجای «چهارشنبهسوری» بهره میگیرند، آماجشان فراموشی کیستی و فرهنگ والای ایران است.
چنانکه در تاجیکستان هم هنگامیکه فرمانروایان کمونیست نتوانستند مردم را از جشنهای نوروزی بازدارند، گفتند جشن بگیرید، ولی نگویید «نوروز»! بگویید «جشن بهار»!
دیگر اینکه در فرهنگ ایران، واژگونهی(برخلاف) تازیان و فرنگیان، هیچ روزی بدشگون(نحس) نیست و روز سیزدهم هر ماه به نام «ایزد باران» نامگذاری شده است.
#فرهنگ_ایران
#پارسی_پاک
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar
آنان که از نام «روز طبیعت» بهجای «سیزده بهدر» و از نام «چهارشنبهی آخر سال» بهجای «چهارشنبهسوری» بهره میگیرند، آماجشان فراموشی کیستی و فرهنگ والای ایران است.
چنانکه در تاجیکستان هم هنگامیکه فرمانروایان کمونیست نتوانستند مردم را از جشنهای نوروزی بازدارند، گفتند جشن بگیرید، ولی نگویید «نوروز»! بگویید «جشن بهار»!
دیگر اینکه در فرهنگ ایران، واژگونهی(برخلاف) تازیان و فرنگیان، هیچ روزی بدشگون(نحس) نیست و روز سیزدهم هر ماه به نام «ایزد باران» نامگذاری شده است.
#فرهنگ_ایران
#پارسی_پاک
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
از میان کبود آهن و دود
میفرستم به اهل عشق درود
و به هر کس که اهل آزادیست
اهل شورآفرینی و شادیست!
#مجتبا_کاشانی
#چهارشنبه_سوری
جشن بزرگ "چهارشنبهسوری" شاد و بینگرانی باد.
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
میفرستم به اهل عشق درود
و به هر کس که اهل آزادیست
اهل شورآفرینی و شادیست!
#مجتبا_کاشانی
#چهارشنبه_سوری
جشن بزرگ "چهارشنبهسوری" شاد و بینگرانی باد.
@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ثابت = با دوام، استوار، پابرجا، سخت، پایور، پایدار، پایا، اَستوان، ماندگار، فَرنودین، ایستا، اِستِنیک، دامَند
🔻ثابتالشکل = ایستاچهر
🔻ثابت رای = ایستا رای، ایستا بُوش
🔻ثابت ستاره = اختری
🔻ثابت عزم = پابرجا، ایستاهنگ
🔻ثابت قدم = اَستوان، پابرجا، آهنگُمَند، هنگُمَند، خورتک، اَوَرتاک
🔻ثابت کردن = درواخ کردن، استواراندن، پایور کردن، فَرنودن، درست کردن
🔻ثابت مطلق = استئار یَله
🔻قسمت ثابت = ایستانه
🔻کوکب ثابت = ستاره برجا
🔻وضع ثابت = تختال
✍نمونه:
🔺امارت خراسان طاهر را ثابت شد =
سالاری خراسان "طاهر" را ماندگار شد
🔺ستون چادر را در جای خود ثابت کرد =
ستون چادر را در جای خود استواراند
🔺رنگش ثابت است =
رنگش ماندگار است
رنگش با دوام است
رنگش پایدار است
رنگش پایا است
🔺روی قولش ثابت ماند =
روی پیمانش استوار ماند
روی پیمانش پابرجا ماند
🔺بر عقیدهاش ثابتقدم بود =
بر دیدگاهش اَستوان بود
بر باورش پابرجا بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ثابت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ثابت = با دوام، استوار، پابرجا، سخت، پایور، پایدار، پایا، اَستوان، ماندگار، فَرنودین، ایستا، اِستِنیک، دامَند
🔻ثابتالشکل = ایستاچهر
🔻ثابت رای = ایستا رای، ایستا بُوش
🔻ثابت ستاره = اختری
🔻ثابت عزم = پابرجا، ایستاهنگ
🔻ثابت قدم = اَستوان، پابرجا، آهنگُمَند، هنگُمَند، خورتک، اَوَرتاک
🔻ثابت کردن = درواخ کردن، استواراندن، پایور کردن، فَرنودن، درست کردن
🔻ثابت مطلق = استئار یَله
🔻قسمت ثابت = ایستانه
🔻کوکب ثابت = ستاره برجا
🔻وضع ثابت = تختال
✍نمونه:
🔺امارت خراسان طاهر را ثابت شد =
سالاری خراسان "طاهر" را ماندگار شد
🔺ستون چادر را در جای خود ثابت کرد =
ستون چادر را در جای خود استواراند
🔺رنگش ثابت است =
رنگش ماندگار است
رنگش با دوام است
رنگش پایدار است
رنگش پایا است
🔺روی قولش ثابت ماند =
روی پیمانش استوار ماند
روی پیمانش پابرجا ماند
🔺بر عقیدهاش ثابتقدم بود =
بر دیدگاهش اَستوان بود
بر باورش پابرجا بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ثابت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸