ادب‌سار
12.9K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻امیر*= میر، میرَک، میرَه، فرمانروا، فرمانده، پیشوا، سردار، سرکرده، سَروَر، مِهتَر، سالار، کارگیا، کارکیا
🔻امیرآباد= میرآباد
🔻امیرِ داد= میرِ داد، دادرَس
🔻امیرزاده= میرزاده، بزرگ‌زاده
🔻امیرالامراء= میرِ میران، سپهسالار
🔻امیرالبحر= ناوسالار
🔻امیرالبحر یک= دریاسالار
🔻امیرالبحر دو= دریابان
🔻امیرالبحر سه= دریادار
🔻امیرالجیوش= سپهسالار، سردار سپه
🔻امیرالمحشرین= سالار برخاستگان
🔻امیرالمؤمنین= سالار باوَرَندگان
🔻امیرالنحل= سالار دین
🔻امیرانه= میرانه، شاهوار
🔻امیر حج= سالار هَنج(هنج= حج)
🔻امیر عادل= میرِ دادگر
🔻امیر نظام= فرمانده سپاه
🔻امیره= میربانو، خَدیش
🔻امیری= میری، شاهی، پادشاهی، سَروَری
🔻امَراء= میران، میرَکان، فرماندهان، شاهان، پادشاهان، سرداران
🔻امَرای عِظام= میران بزرگ، سرداران بزرگ
🔻امَرای کلام= چامه‌سرایان، سَروادگران، اَدَبوَران
🔻امَرای لشکر= فرماندهان لشگر، سپهسالاران، سرداران سپاه
🔻امارَة/اِمارت= میری، سَری، فرمانروایی، فرمانفرمایی، پادشاهی، کشور، شارِسان(شهرستان)
🔻امارات= فرمانروایی‌ها، سرداری‌ها، پادشاهی‌ها، کشورها، شارِسان‌ها(شهرستان‌ها)
🔻امارات متحده= کشورهای همبسته‌ی، شارِستان‌های هم‌پُشت

*. «امیر» اَرَبیده‌ی(معرب) واژه‌ی پارسیِ «میر» یا «میرک» است.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#امیر #امیره #امیری #امرا #امارت #امارة #امارات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#آمرا = فرمانی، زورکی، دستوری

#ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین

#ابدا = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، به‌هیچ‌روی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی)

#ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، من‌درآوردی

#اتصالا = دمادم، پیوسته، پَیاپی

#اتفاقا = ناگهانی، ناگهان، بی‌گمان، یکباره، به‌ناگاه، باری، وانگهی، همگی، با هم، با همراهی هم

#اتهاما = دروغ‌زنی، بدنامی، نارواگویی، به‌دروغ، به‌ناروا

#اجبارا = به‌ناچار، از روی ناچاری، زورکی، ناگزیر، ناگزیری، به‌ستم، به‌زور، فِرِچپانیک(پارسی پهلوی)

#اجماعا = گروهی

#اجمالا = به‌کوتاهی، اندک، کوتاه، فشرده، به‌فشردگی

#عامدا = دانسته، به‌دلخواه، آگاهانه

نمونه:
🔻هر مالکی که عامداً یا آمراً باغ خود را از بین ببرد مجرم است =
هر دارنده‌ای که به‌دلخواه یا دستوری باغ خود را از میان ببرد بزه‌کار است

🔺ابتدائا باید از همه ی شما تشکر کنم =
در آغاز باید از همه‌ی شما سپاسگزاری کنم

🔻ورزش را ابدا از برنامه یومیه تان حذف نکنید =
ورزش را هرگز از برنامه‌ی روزانه‌تان نزدایید

🔺آز نگردد ابداً گرد آنک
در شکم مادر گردد غنی (ناصرخسرو) =
آز نگردد هرگز گرد آنک
در شکم مادر گردد بی‌نیاز

🔻نه فقط فعلا، که ابدا دوستت خواهم داشت =
نه‌تنها اکنون، که همیشه دوستت خواهم داشت

🔺ابداعا به راه حل جدیدی رسید =
من‌درآوردی به راهکار نویی رسید
نوآورانه به راهِ چاره‌ی تازه‌ای رسید

🔻در صحبت هایش اتصالا به این مساله اشاره می کند =
در سخنانش پیوسته این پرسمان را می‌نُمارد

🔺اتفاقاً من هم نظرم همین است
باری من هم نگرم همین است

🔻در خیابان بودم که اتفاقا رفیقم را دیدم =
در خیابان بودم که به‌ناگاه دوستم را دیدم

🔺همگی تصمیم گرفتیم که اتفاقا محل را ترک کنیم =
همگی بر آن شدیم که با هم از آنجا برویم

🔻اتفاقاً این‌طور هم نبود که شما گفتید =
باری این‌گونه هم نبود که شما گفتید
وانگهی این‌گونه هم نبود که شما گفتید

🔺در پيامشان، اتهاماً از زبان مـن مطالبی را نقل قول کرده اند =
در پیامشان، با دروغ‌زنی از زبان من سخنانی را بازگفته‌اند
در پیامشان، به‌دروغ از زبان من سخنانی را بازگفت کرده‌اند

🔻اجبارا انصراف داد =
ناگزیر کناره گرفت
به‌ناچار کناره‌گیری کرد

🔺اجبارا با پسرعمویش ازدواج کرد =
به‌زور با پسر اَپدَرش زناشویی کرد
زورکی زن اَپدَرزاده‌اش شد

🔻اجماعا به دیدن دوست مریض‌شان رفتند =
همگی به دیدن دوست بیمارشان رفتند

🔺دکترش، اجمالا وضعیت مریضی اش را شرح داد =
پزشکش، کوتاه چندو‌چون بیماری‌اش را گزارش داد
پزشگش، به‌کوتاهی چگونگی بیماری‌اش را گزارش داد


🚩دنباله دارد...

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸