ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🌾🍃🌸🍃
@AdabSar

بشنو آوای زنگوله‌ی دام‌هایت را؛
پگاه که از ده بیرون می‌روند و شامگاه که به ده باز می‌گردند.
آه! بشنو این آوا را...
که آوای زنگوله‌ی دام‌های تو از آوای همه‌ی زنگوله‌ها و همه‌ی آواها دلنشین‌تر و دل‌انگیزتر است.
بشنو آوای زنگوله‌ی دام‌هایت را،
پگاه که از ده بیرون می‌روند و شامگاه که به ده باز می‌گردند.

و تو را مژده می‌دهم، مژده‌ای جان‌بخش و شیرین.
گاو ماده زرد رنگ زیبای تو زاییده است،
یک گوساله‌ی زیبای درشت و رنگارنگ،
زرد و سپید
و در پیشانی‌اش یک سپیدی بزرگ، آنچه تو می‌خواستی...
گاو تو گوساله‌اش را با مهر می‌لیسد و می‌نوازد.
گوساله سر به پستان مادر می‌کوبد و می‌مکد و مادر آن‌را با مهر می‌نوازد.
مرغ‌های کرچ تو نیز از روی تخم برخاسته و جوجه‌ها درآمده‌اند.
و اینک جوجه‌های کوچک زرد رنگ به دنبال مادر و در جست‌وجوی دانه می‌دوند. رنگ زرد جوجه‌ها با رنگ گل‌ها، باغ را رنگین‌تر و دل‌انگیزتر کرده است.
میش تو نیز همین دیشب زایید!
یک بره‌ی زیبای سپید. میش با مهر و نوازش بره‌اش را می‌لیسد و بره، پستان مادر را می‌مکد.

و یک مژده بزرگ دیگر، بسیار بزرگ و شیرین:
دیروز، نیم‌روز، ناگهان کسانی شاد و سرآسیمه از باغ آمدند و تازه آوردند که "مه‌مام مگس انگبینی" (ملکه زنبور عسل) با انبوهی "مگس انگبین" به باغ آمده و بالای درخت سپیدار نشسته است!
می‌دانی که آمدن مه‌مام مگس انگبین به جایی، نشانه‌ی آمدِ کار و پرباری سال و مایه‌ی بسی شادمانی است؟
و نشانه‌ی این‌که همه‌ی دام‌ها می‌زایند و گوسپندها و بزها همایند (دوقلو) می‌زایند!

#پارسی_پاک
از نسک #آوای_زنگوله_ها
نویسنده #حسین_وحیدی
فرستنده: آرش
@AdabSar
🌾🍃🌸🍃

goo.gl/PrIiY2

🔅پیام شما

مهسازان ما اندیشه و هنر و کار و باریک‌بینی را به هم آمیختند و با بهره گرفتن از خاک و سنگ و گل پخته، گوهرهای بی‌همتا ساختند و آفریدند.
و گویندگان و سرایندگان ما واژگان زیبای پارسی را به رشته کشیدند و جهانی از زیبایی را به دفترهای جاودانه جهان نوشتند و به فراخنای آسمان رساندند.

ما مردمانی بودیم سرشار از هنر و سرشار از انگیزه‌ها و سهش‌های پرستش زیبایی. ما زیبایی را دوست می‌داشتیم و به هرجا پا می‌نهادیم، هرچه را زیبا بود فراهم می‌آوردیم و هرچه زیبایی بود می آفریدیم .کف‌پوش خانه‌های ما جهانی از زیبایی بود. ما با سرانگشت‌های هنرآفرین خود، این کف‌پوش‌ها را می‌بافتیم و به زیر پای خود می‌افکندیم.

آوندی که در آن آب می نوشیدیم نیز پرتوی از زیبایی بود. گویی ما آب را هم بدون زیبایی نمی‌توانستیم بنوشیم. روبنای* دیوارهای خانه‌های ما با گل پخته و با هزاران رنگ زیبا آراسته بود. ما همه‌ی زیبایی‌های آسمان و زمین را گرد می‌آوردیم و یکجا بروی دیوارهای خود می‌کشیدیم.

ما چوب و پوست خشک و سیم خشک را به هم می‌پیوستیم و با آن‌ها، نواهای آسمانی می‌ساختیم و می‌نواختیم و به گوش فرشتگان می‌رساندیم که ما مردمانی بودیم نواگر و نواساز. سازهای ما هرگز از نغمِش نمی‌افتاد. ما با هزاران نوا و نغمه‌ای که از سازها می‌کشیدیم، گوش آسمان را می‌نواختیم و آوای شور دل خود را به کهکشان‌ها می‌رساندیم. ما خنیای جاودانه خود را در درگاه‌های خوش سال و در جشن‌هایمان و در هر زمانی می‌نواختیم...


#پارسی_پاک
بریده‌ای از نسک #آوای_زنگوله_ها
نویسنده: #حسین_وحیدی
فرستنده: #آرش

پی‌نوشت ۱:
مهساز←معمار، آرشیتکت
سهش←احساس
آوند←ظرف
خنیا←موسیقی
نسک←کتاب

*پی‌نوشت ۲:
"بنا" واژه‌ای تازی است. به‌جای واژه‌ی "روبنا" می‌توان از واژه‌ی "نما" بهره برد.

@AdabSar
🌾🌾🌾🌾
@AdabSar

پدربزرگ همیشه درباره‌ی پیشرفت و آبادانی ده می‌گفت:
"پیشرفت و آبادانی ده را در برآیندهای دانش و اندیشه‌های نوین بجویید. در تخشاورش، رخشانش، به‌نژادی، به‌تخمی، به‌داشت، فناوری و آموزش."

پدربزرگ گفت: "از این راه‌هاست که شما می‌توانید گفته‌های گذشتگان را درباره‌ی زمین و کشت به‌کار ببندید. گفته‌هایی چنین:
بزرگ‌ترین و ارزشمندترین ستایش‌ها و نیایش‌های خدا آن‌ست که به ما زمین‌های خشک آب برسانید، که درخت‌ها و گیاهان بسیار از دل ما خواهند رویید و پرندگان و دام‌ها به ما روی خواهند نهاد و مردم بسیار نان و خوراک خود را از ما خواهند گرفت. این‌ها همه نزد مزدا اهورای پاک، والاترین کارها، ستایش‌ها و نیایش‌هاست."


بریده‌ای از نسک: #آوای_زنگوله_ها
نوشته شده به #پارسی_پاک
نویسنده: #حسین_وحیدی
فرستنده: #آرش

پی‌نوشت:
تَخشاوَرِش←صنعتی کردن
رَخشانِش←الکتروفیکاسیون (برقی کردن)
به‌نژادی←اصلاح نژاد
به‌تخمی←اصلاح بذر

@AdabSar
🌾🌾🌾🌾
Forwarded from ادب‌سار
🌾🍃🌸🍃
@AdabSar

بشنو آوای زنگوله‌ی دام‌هایت را؛
پگاه که از ده بیرون می‌روند و شامگاه که به ده باز می‌گردند.
آه! بشنو این آوا را...
که آوای زنگوله‌ی دام‌های تو از آوای همه‌ی زنگوله‌ها و همه‌ی آواها دلنشین‌تر و دل‌انگیزتر است.
بشنو آوای زنگوله‌ی دام‌هایت را،
پگاه که از ده بیرون می‌روند و شامگاه که به ده باز می‌گردند.

و تو را مژده می‌دهم، مژده‌ای جان‌بخش و شیرین.
گاو ماده زرد رنگ زیبای تو زاییده است،
یک گوساله‌ی زیبای درشت و رنگارنگ،
زرد و سپید
و در پیشانی‌اش یک سپیدی بزرگ، آنچه تو می‌خواستی...
گاو تو گوساله‌اش را با مهر می‌لیسد و می‌نوازد.
گوساله سر به پستان مادر می‌کوبد و می‌مکد و مادر آن‌را با مهر می‌نوازد.
مرغ‌های کرچ تو نیز از روی تخم برخاسته و جوجه‌ها درآمده‌اند.
و اینک جوجه‌های کوچک زرد رنگ به دنبال مادر و در جست‌وجوی دانه می‌دوند. رنگ زرد جوجه‌ها با رنگ گل‌ها، باغ را رنگین‌تر و دل‌انگیزتر کرده است.
میش تو نیز همین دیشب زایید!
یک بره‌ی زیبای سپید. میش با مهر و نوازش بره‌اش را می‌لیسد و بره، پستان مادر را می‌مکد.

و یک مژده بزرگ دیگر، بسیار بزرگ و شیرین:
دیروز، نیم‌روز، ناگهان کسانی شاد و سرآسیمه از باغ آمدند و تازه آوردند که "مه‌مام مگس انگبینی" (ملکه زنبور عسل) با انبوهی "مگس انگبین" به باغ آمده و بالای درخت سپیدار نشسته است!
می‌دانی که آمدن مه‌مام مگس انگبین به جایی، نشانه‌ی آمدِ کار و پرباری سال و مایه‌ی بسی شادمانی است؟
و نشانه‌ی این‌که همه‌ی دام‌ها می‌زایند و گوسپندها و بزها همایند (دوقلو) می‌زایند!

#پارسی_پاک
از نسک #آوای_زنگوله_ها
نویسنده #حسین_وحیدی
فرستنده: آرش
@AdabSar
🌾🍃🌸🍃
Forwarded from ادب‌سار

goo.gl/PrIiY2

🔅پیام شما

مهسازان ما اندیشه و هنر و کار و باریک‌بینی را به هم آمیختند و با بهره گرفتن از خاک و سنگ و گل پخته، گوهرهای بی‌همتا ساختند و آفریدند.
و گویندگان و سرایندگان ما واژگان زیبای پارسی را به رشته کشیدند و جهانی از زیبایی را به دفترهای جاودانه جهان نوشتند و به فراخنای آسمان رساندند.

ما مردمانی بودیم سرشار از هنر و سرشار از انگیزه‌ها و سهش‌های پرستش زیبایی. ما زیبایی را دوست می‌داشتیم و به هرجا پا می‌نهادیم، هرچه را زیبا بود فراهم می‌آوردیم و هرچه زیبایی بود می آفریدیم .کف‌پوش خانه‌های ما جهانی از زیبایی بود. ما با سرانگشت‌های هنرآفرین خود، این کف‌پوش‌ها را می‌بافتیم و به زیر پای خود می‌افکندیم.

آوندی که در آن آب می نوشیدیم نیز پرتوی از زیبایی بود. گویی ما آب را هم بدون زیبایی نمی‌توانستیم بنوشیم. روبنای* دیوارهای خانه‌های ما با گل پخته و با هزاران رنگ زیبا آراسته بود. ما همه‌ی زیبایی‌های آسمان و زمین را گرد می‌آوردیم و یکجا بروی دیوارهای خود می‌کشیدیم.

ما چوب و پوست خشک و سیم خشک را به هم می‌پیوستیم و با آن‌ها، نواهای آسمانی می‌ساختیم و می‌نواختیم و به گوش فرشتگان می‌رساندیم که ما مردمانی بودیم نواگر و نواساز. سازهای ما هرگز از نغمِش نمی‌افتاد. ما با هزاران نوا و نغمه‌ای که از سازها می‌کشیدیم، گوش آسمان را می‌نواختیم و آوای شور دل خود را به کهکشان‌ها می‌رساندیم. ما خنیای جاودانه خود را در درگاه‌های خوش سال و در جشن‌هایمان و در هر زمانی می‌نواختیم...


#پارسی_پاک
بریده‌ای از نسک #آوای_زنگوله_ها
نویسنده: #حسین_وحیدی
فرستنده: #آرش

پی‌نوشت ۱:
مهساز←معمار، آرشیتکت
سهش←احساس
آوند←ظرف
خنیا←موسیقی
نسک←کتاب

*پی‌نوشت ۲:
"بنا" واژه‌ای تازی است. به‌جای واژه‌ی "روبنا" می‌توان از واژه‌ی "نما" بهره برد.

@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌾🌾🌾🌾
@AdabSar

پدربزرگ همیشه درباره‌ی پیشرفت و آبادانی ده می‌گفت:
"پیشرفت و آبادانی ده را در برآیندهای دانش و اندیشه‌های نوین بجویید. در تخشاورش، رخشانش، به‌نژادی، به‌تخمی، به‌داشت، فناوری و آموزش."

پدربزرگ گفت: "از این راه‌هاست که شما می‌توانید گفته‌های گذشتگان را درباره‌ی زمین و کشت به‌کار ببندید. گفته‌هایی چنین:
بزرگ‌ترین و ارزشمندترین ستایش‌ها و نیایش‌های خدا آن‌ست که به ما زمین‌های خشک آب برسانید، که درخت‌ها و گیاهان بسیار از دل ما خواهند رویید و پرندگان و دام‌ها به ما روی خواهند نهاد و مردم بسیار نان و خوراک خود را از ما خواهند گرفت. این‌ها همه نزد مزدا اهورای پاک، والاترین کارها، ستایش‌ها و نیایش‌هاست."


بریده‌ای از نسک: #آوای_زنگوله_ها
نوشته شده به #پارسی_پاک
نویسنده: #حسین_وحیدی
فرستنده: #آرش

پی‌نوشت:
تَخشاوَرِش←صنعتی کردن
رَخشانِش←الکتروفیکاسیون (برقی کردن)
به‌نژادی←اصلاح نژاد
به‌تخمی←اصلاح بذر

@AdabSar
🌾🌾🌾🌾
🔷🔶🔹🔸
🔹راستی

راست باش
راست بگوی
راست بیندیش
و گامی جز راستی برندار
راه در جهان یک است و آن راه راستی است.

راست باش تا شرمنده نگردی
راست باش تا پریشان نگردی
راست باش تا درمانده نگردی
که راستی کلید رستگاری است.

از دروغ بپرهیز که دروغگو دشمن خداست.
همانگونه که راستی نشانه‌ی استواری و درستی روان و منش است، دروغ نشانه‌ی سستی و شکستگی است.
دروغ نشانه‌ی ترس و راستی نشانه‌ی دلیری است.
دروغ از زبونی و پستی برمی‌خیزد و راستی از توانایی و بزرگی.
دروغ سرپوش گناه است و راستی آیینه‌ی درستکاری.

راستی تنها به گفتار نیست، اندیشه و کردار هم باید راست باشد و دروغ مایه‌ی شکست و راستی مایه‌ی پیروزی است.
از دروغگو بپرهیز چنانکه از مار و کژدم می‌پرهیزی.
نشانه‌ی یک کشور تباه(ویران) گسترش دروغ در آن است، کشوری که راه دروغ در پیش گرفت فرجام آن نابودی است.

راستی را در میان مردم بپراکنید تا زندان‌ها را ببندید.
راستگو را گرامی دارید و دروغگو را نکوهش کنید.
نیک‌خواهِ تو آن است که به تو راست بگوید نه اینکه بد و خوبت را درست بنماید.

#حسین_وحیدی
(از نبیگ هنجار هفت‌گانه‌ی هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹پایه‌های آرمان پارسایی

پاک باش به جامه و تن و خانه و زندگی و به اندیشه و به گفتار و به کردار و به دل و جان.
نیک‌اندیش باش. در کارهایت بیندیش و از پندار بد بپرهیز.
اندیشه گرامی‌ترین و برترین آفریده‌های جهان است. برآیند و دستاورد رسایی هر کس رسایی اندیشه‌ی اوست.
کار آفریده‌ی اندیشه است. با کار اندیشه‌ات را بگستران و توانا کن. اندیشه‌ی آدمی چون زمین است که با کار شیار می‌خورد و پرورده و بارور می‌گردد.
بر خود چیره باش. به همان اندازه که چیره‌ای توانایی و به همان اندازه که توانایی پیروزی.
اندوه کشنده‌ی زندگی است. هر دمی را که با اندوه می‌گذرانی زندگی مشمار. اندوه سایه‌ی مرگ است. از اندیشه‌های غم‌گستر بگریز. همچنان که از آوای کفتار می‌گریزی.
مرگ‌اندیش مباش و از هرچه که تو را به جهان پس از مرگ بکشاند بپرهیز.
خندان و گشاده‌رو باش و زندگی را با شادمانی شکوفا کن.
پیمان نشکن و از پیمان شکستن بپرهیز و گفته‌ات را بکار بند. آنکه گفته‌اش را بکار نبندد ارجش(ارزشش) کاسته می‌گردد.
در راه رسایی و بالندگی خود بکوش و در یک‌جا درنگ نکن و نایست.
خشمگین نشو و بر خشمت چیره باش. خشم سرچشمه‌ی تبهکاری و مایه‌ی پشیمانی است. ای بسا تبهکاری‌های بزرگ که از خشمی کوچک برخاسته است.
به دیگران رشک نبر که اگر چنین کنی پیوسته در آتشی که از درونت برمی‌خیزد می‌سوزی. رشک دل را تیره و زندگی را نابود می‌کند.
از خواسته‌ی خود نیازمندان را بهره‌مند ساز. کار کن و نانی بخور که از کار شایسته برآمده. از در یوزگی(گدایی) بپرهیز که آنکه با تنِ درست گدایی کند سزاوار هزار تازیانه است.
بردبار باش و در سختی‌ها خودت را نباز. با بستگان و خویشان خود مهربان باش و با آنها نیکی کن.
در جوانی زناشویی کن. آنکه تنها و بی همسر بسر می‌برد زندگی‌اش چون زمینی خشک و بی‌کشت می‌گردد که در آن چیزی جز خار نروید. تنهایی و بی‌همسری روان را از سامان و رفتار را از هنجار بیرون کند.
زن را گرامی بدار و هرگز رفتار ناشایست با زن نکن و هر کشور که زن در آن گرامی‌تر است پیشرفته‌تر است.
با همسر خود مهربان باش و در بزرگداشت او بکوش. زندگی را برای همسر و فرزندت آرام و خوش و فراخ دار.

#حسین_وحیدی
(از نبیگ هنجار هفت‌گانه هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹پایه‌های آرمان پارسایی

از تن‌آسایی بپرهیز، کین از دل بیرون کن.
کاری نکن که خوار و درمانده شوی.
سنگدل مباش، سپاسگذار باش.
به داشته‌های خود دل ببند و با نیکوکاران در انجام کارهای نیک همیاری کن.
به پدرمردگان نیکویی کن. درماندگان را دریاب و به آنها نیکویی کن.
با مردم خوش‌گفتار باش که خوش‌گفتاری مایه‌ی مهر و دوستی و درشت‌سخنی سرچشمه‌ی رنجش و دشمنی است.
باژانه‌ی خواسته‌ات را بپرداز. خون دیگری مریز که خونریز سرانجام به خون کشیده می‌شود.
آنکه خون زنی را بریزد زندگی‌اش تلخ می‌شود و به ناکامی خونش ریخته شود.
گل و گیاه و درخت و سبزه بکار و بپروران.
درخت را بیهوده میفکن که درخت‌افکن زندگی‌اش کوتاه می‌شود.
آب را گرامی دار و آنرا میالای.
هوا را پاک نگهدار و در هوای پاک بزی و هوای پاک را دریاب.
نفرین باد بر دروغگویان و دورویان که مردم را از اینان جز آزار و رنج بهر و برخی نباشد و نفرین باد و هزاران نفرین باد بر اینان که زندگی و بودن اینان مرگ و تباهی و رنج پاکان است و مرگ و نبود آنان زندگی و بود پاکان.
زندگی یعنی پویش و آفرینش و آماج. زندگی یعنی شناخت و شادمانی. چنان بزی که نه آز داشته باشی و نه نیاز.
شتاب مکن که در هر روشنایی زیانی و لغزشی است.
خودبین و خودپسند مباش که اگر چنین باشی مردم از تو بگریزند و تو را دشمن بدارند.
دانش را فراگیر و یک‌دم از آموختن میاسای.
نه رشوه بده و نه رشوه بستان. نفرین بر آن‌که رشوه می‌دهد و رشوه می‌ستاند.
ستم مکن، ستم مپذیر و ستمگر را یار مباش. ای که در برابر ستم خاموشی و به ستم تن در می‌دهی، بدان که تو خود نیز ستمکاری و با ستمکاری انبازی.
شرمِ بسیار آفت روزی و دشمن پیروزی است. ترس تو را خوار و درمانده می‌کند. ترس زندگی را بر تو تنگ می‌سازد. هرکه پندارش گسترده‌تر، سیه‌روزی‌اش بیشتر است.
آزاده باش و با آزادگی زندگی کن.
در کارها دودِل مباش.
خرد پایه‌ی هر چیز و پایه و مایه‌ی همه‌ی بهروزی‌هاست.
خودپسند تنهاست و آدم تنها تیره‌دل و کژاندیش است.
از بی‌ادب و بدنام و نادان و نوکیسه و ستمکار و ناجوانمرد و بی‌آبرو و خودپسند و فرومایه و تنگ‌چشم بپرهیز.
آنکه دلش پُر گره است اندیشه‌اش کژ و سخنش نادرست است.
آنکه روانش خلیده است اندیشه‌اش کژ و سخنش ناسنجیده است.
بدبین، بداَندیش و بدگوست.

#حسین_وحیدی (هنجار هفت‌گانه هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹پایه‌های آرمان پارسایی

ای فروغِ مهر! تو چیستی که چون بر دلِ کسی بتابی زندگی‌اش را چون خورشید درخشان و چون ستاره تابان می‌سازی؟
ای گوهرِ مهر! تو چه گرانبها و تو چه باارجی. تو چه ستوده و چه پرباری. دریغا دریغ که آدمیان ارج تو را نمی‌دانند و به‌جای آنکه پرتو تو را به دل خود راه دهند نیشتر تیرگی را به دل خود می‌خلند. نیشتر کین و نیشتر بیزاری و نیشتر خودخواهی و فزون‌خواهی و نیشتر ستمکاری را. پس پرهیز کار باش تا رستگار شوی.
ارج هرکس به اندازه‌ی پرهیزکاری اوست. گوشه‌گیر مباش و از غوغای زندگی مَهراس.
خوشبختی و رستگاری از شناوری در دریای زندگی به‌دست می‌آید. در مردابِ گوشه‌گیری و تنهایی جز بوی گند تنگدلی و نومیدی و ناکامی بوی دیگری برنخیزد.
هرگاه به اندیشه‌ی خودکشی افتادی بدان زبون‌ترین خوارترین و درمانده‌ترین و پست‌ترین آدمهایی.
آنچه داری بیهوده از دست مده. بین زن و شوهر جدایی میفکن. قماز مباز که قمار دشمنِ بزرگِ خوشبختی و زندگی تو است.
چیزی که خرد را می‌کاهد مخور و منوش.
هرکس کیفر کارش را خواهد دید و اگر خودش نبیند فرزندانش تا چند پشت خواهند دید.
وای از ترس گرسنگی که دو دشمن بزرگ انسان هستند، دشمن‌هایی که همه‌چیز را در انسان می‌کشند و نابود می‌سازند.
وای از خشکسالی و ورشکستگی و مرگ نابهنگام نزدیکان و یاران که زندگی را بر انسان تیره و دردناک و کشنده می‌سازند. در برابر این رنج‌ها انسان را چه چاره است؟ تنها بردباری و شکیبایی، پس شکییبا و بردبار باش.
وای از آن‌ها که خود را دل جهان هستی می‌پندارند و اندیشه و باور و رای و گفتار و کردار خود را بالاتر و برتر و ارزنده‌تر از همه می‌پندارند و برآنند که همه‌ی مردم می‌باید از آن‌ها پیروی کنند و آنها را بستایند و چه خون‌هایی که در درازنای تاریخ از این شیوه اندیشه و باور ریخته شده و چه ستمکاری‌هایی بزرگ که انجام گرفته است.
گمراهی را به رستگاری مفروشید.
از کسی که مردم را به زشتی و بدی یاد می‌کند و این کار خوی اوست بپرهیزید.
وای از نادانان و گمراهان و سیه‌دلان و نابکاران و کژروان و دروغ‌گویان و ناراستان و نادرستان که اینان دشمنانِ خود و همه‌ی مردمان و زندگی و هستی‌اند. اینان در گردابی بویناک و پلید فرو رفته‌اند که برای آنها جز تباهی و مرگ راه دیگری نیست و سرانجام در آن گرداب زندگیِ پلید و ناخوش و تلخ خود را به پایان می‌رسانند و برای این گروه راستی و پاکی و زیبایی و آشتی و مهر و دوستی بی‌ارج و درنیافتنی است. گوش‌های آن‌ها از شنیدن سخنان نیک و دل‌انگیز و چشم‌هایشان از دیدن دیدنی‌های زیبا و دلنواز ناتوان و درمانده است. اینان کوران و کرانی هستند که می‌آیند و می‌روند بی آن‌که چیزی دریابند. با اینان سخن‌داشتن مانند آن است که در گوش جانوری آواز و سرودی خوش بخوانی، همانگونه که جانور را از آن سرود و آواز بهره‌ای نیست اینان را نیز دریافت و لذت و واکنشی نباشد .

#حسین_وحیدی (هنجار هفت‌گانه هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

مهسازان ما اندیشه و هنر و کار و باریک‌بینی را به هم آمیختند و با بهره گرفتن از خاک و سنگ و گل پخته، گوهرهای بی‌همتا ساختند و آفریدند.
و گویندگان و سرایندگان ما واژگان زیبای پارسی را به رشته کشیدند و جهانی از زیبایی را به دفترهای جاودانه جهان نوشتند و به فراخنای آسمان رساندند.

ما مردمانی بودیم سرشار از هنر و سرشار از انگیزه‌ها و سهش‌های پرستش زیبایی. ما زیبایی را دوست می‌داشتیم و به هرجا پا می‌نهادیم، هرچه را زیبا بود فراهم می‌آوردیم و هرچه زیبایی بود می آفریدیم .کف‌پوش خانه‌های ما جهانی از زیبایی بود. ما با سرانگشت‌های هنرآفرین خود، این کف‌پوش‌ها را می‌بافتیم و به زیر پای خود می‌افکندیم.

آوندی که در آن آب می نوشیدیم نیز پرتوی از زیبایی بود. گویی ما آب را هم بدون زیبایی نمی‌توانستیم بنوشیم. روبنای* دیوارهای خانه‌های ما با گل پخته و با هزاران رنگ زیبا آراسته بود. ما همه‌ی زیبایی‌های آسمان و زمین را گرد می‌آوردیم و یکجا بروی دیوارهای خود می‌کشیدیم.

ما چوب و پوست خشک و سیم خشک را به هم می‌پیوستیم و با آن‌ها، نواهای آسمانی می‌ساختیم و می‌نواختیم و به گوش فرشتگان می‌رساندیم که ما مردمانی بودیم نواگر و نواساز. سازهای ما هرگز از نغمِش نمی‌افتاد. ما با هزاران نوا و نغمه‌ای که از سازها می‌کشیدیم، گوش آسمان را می‌نواختیم و آوای شور دل خود را به کهکشان‌ها می‌رساندیم. ما خنیای جاودانه خود را در درگاه‌های خوش سال و در جشن‌هایمان و در هر زمانی می‌نواختیم...


#پیام_پارسی
بریده‌ای از نسک #آوای_زنگوله_ها
نویسنده: #حسین_وحیدی
goo.gl/PrIiY2
پی‌نوشت ۱:
مهساز←معمار، آرشیتکت
سهش←احساس
آوند←ظرف
خنیا←موسیقی
نسک←کتاب

*پی‌نوشت ۲:
"بنا" واژه‌ای تازی است. به‌جای واژه‌ی "روبنا" می‌توان از واژه‌ی "نما" بهره برد.

@AdabSar
🐓🌾 بشنو آوای زنگوله‌ی دام‌هایت را؛
پگاه که از ده بیرون می‌روند و شامگاه که به ده باز می‌گردند.
آه! بشنو این آوا را...
که آوای زنگوله‌ی دام‌های تو از آوای همه‌ی زنگوله‌ها و همه‌ی آواها دلنشین‌تر و دل‌انگیزتر است.
بشنو آوای زنگوله‌ی دام‌هایت را،
پگاه که از ده بیرون می‌روند و شامگاه که به ده باز می‌گردند.

و تو را مژده می‌دهم، مژده‌ای جان‌بخش و شیرین.
گاو ماده زرد رنگ زیبای تو زاییده است،
یک گوساله‌ی زیبای درشت و رنگارنگ،
زرد و سپید
و در پیشانی‌اش یک سپیدی بزرگ، آنچه تو می‌خواستی...
گاو تو گوساله‌اش را با مهر می‌لیسد و می‌نوازد.
گوساله سر به پستان مادر می‌کوبد و می‌مکد و مادر آن‌را با مهر می‌نوازد.
مرغ‌های کرچ تو نیز از روی تخم برخاسته و جوجه‌ها درآمده‌اند.
و اینک جوجه‌های کوچک زرد رنگ به دنبال مادر و در جست‌وجوی دانه می‌دوند. رنگ زرد جوجه‌ها با رنگ گل‌ها، باغ را رنگین‌تر و دل‌انگیزتر کرده است.
میش تو نیز همین دیشب زایید!
یک بره‌ی زیبای سپید. میش با مهر و نوازش بره‌اش را می‌لیسد و بره، پستان مادر را می‌مکد.

و یک مژده بزرگ دیگر، بسیار بزرگ و شیرین:
دیروز، نیم‌روز، ناگهان کسانی شاد و سرآسیمه از باغ آمدند و تازه آوردند که "مه‌مام مگس انگبینی" (ملکه زنبور عسل) با انبوهی "مگس انگبین" به باغ آمده و بالای درخت سپیدار نشسته است!
می‌دانی که آمدن مه‌مام مگس انگبین به جایی، نشانه‌ی آمدِ کار و پرباری سال و مایه‌ی بسی شادمانی است؟
و نشانه‌ی این‌که همه‌ی دام‌ها می‌زایند و گوسپندها و بزها همایند (دوقلو) می‌زایند!


از نبیک (کتاب) پارسی #آوای_زنگوله_ها
نویسنده #حسین_وحیدی

🌾 @AdabSar 🐎
18👍12🔥4🙏3
🌻 پدربزرگ همیشه درباره‌ی پیشرفت و آبادانی ده می‌گفت: «پیشرفت و آبادانی ده را در برآیندهای دانش و اندیشه‌های نوین بجویید. در تخشاورش، رخشانش، به‌نژادی، به‌تخمی، به‌داشت، فناوری و آموزش.»
پدربزرگ گفت: «از این راه‌هاست که شما می‌توانید گفته‌های گذشتگان را درباره‌ی زمین و کشت به‌کار ببندید.»
چنین می‌گفت: «بزرگ‌ترین و ارزشمندترین ستایش‌ها و نیایش‌های خدا آن‌ست که به ما زمین‌های خشک آب برسانید، که درخت‌ها و گیاهان بسیار از دل ما خواهند رویید و پرندگان و دام‌ها به ما روی خواهند نهاد و مردم بسیار نان و خوراک خود را از ما خواهند گرفت. این‌ها همه نزد مزدا اهورای پاک، والاترین کارها، ستایش‌ها و نیایش‌هاست.»


🌻 برداشت از نبیک(کتاب) پارسی: #آوای_زنگوله_ها
نویسنده: #حسین_وحیدی

🌻 پی‌نوشت:
تَخشاوَرِش←صنعتی کردن
رَخشانِش←الکتروفیکاسیون/برقی کردن
به‌نژادی←اصلاح نژاد
به‌تخمی←اصلاح بذر

🌾 @AdabSar
21👍10🔥3🙏1