Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
من به تنگ آمده ام از همه چیز...
بگذاریدهواری بزنم...!!!
#فریدون_مشیری
Diamond @Diiaazepam
انسانها نمی‌دانند که تجربه نوعی شکست است،
باید همه چیزت را از دست بدهی تا ذره ای بفهمی!


#آلبر_کامو

Lachrymose @Diiaazepam
این چه استغناست یا رب ، وین چه قادر حکمت است
کــــاین همه زخــــــــم نهان هست و "مجال آه نیست"

بنــــــــــــده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

#حافظ
Schindler @Diiaazepam
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید؛ جای هیچ اکراه نیست

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم؛ ای دل! کسی گمراه نیست

تا چه بازی رخ نماید؛ بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

این چه استغناست؟ یا رب! وین چه قادر حکمت است؟
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب؟!
کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست

هر که خواهد گو: "بیا" و هر چه خواهد گو: "بگو"
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

بر در میخانه رفتن کار یک‌رنگان بُوَد
خودفروشان را به کوی مَی‌فروشان راه نیست

هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد؛ گاه هست و گاه نیست

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست
عاشق دُردی‌کش اندر بند مال و جاه نیست
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ

Diamond @Diiaazepam
Saz o Avaz-e Nava
Mohsen Namjoo
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید

ساز و آواز در دستگاه نوا
بداهه‌خوانی زنده
آواز: نامجو
غزل حافظ
Diamond @Diiaazepam
باید خودم
باد را متقاعد کنم
که نوزد
باید خودم
حرمت کلبه ام را به دریا گوشزدکنم
زمین
جای خطرناکی است
و کسی که
باید بیایید
همیشه دیر می آید ...

#رسول_یونان
Diamond @Diiaazepam
من هنگامی آزادم که همه جهانیان آزاد باشند ؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست . آزادی وجود ندارد

#سارتر
Schindler @Diiaazepam
Kimiagar
Paulo Coelho
كيمياگر ١٠
اثر پائولو کوئیلو
راوی:محسن نامجو
Diamond @Diiaazepam
دشوارترین شکنجه این بود
که ما
یک به یک
به درون خویش
تبعید شدیم...

#شفیعی_کدکنی
Lachrymose @Diiaazepam
Blueish @Diiaazepam
بزرگ ترین خیانتی که
می توانی
در حق کسی کنی
این است که
او را
در یک امید نشدنی و محال
حبس اش کنی
و بگذاری انتظار بکشد...

#ژان_فرانسوا_لیوتار
Lachrymose @Diiaazepam
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم
کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق
به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل
که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد

خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس
که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد

به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن
که آفت‌هاست در تاخیر و طالب را زیان دارد

ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد

ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری
که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد

چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب
به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
همیشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی . همزمان دره ای عمیق نیز در کنارش دهان باز خواهد کرد. اگر می خواهی به بهشت دست پیدا کنی . ریشه های تو باید در خودِ جهنم پا بگیرند.
#اشو
Schindler @Diiaazepam
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻨﺖ
ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﺩﺳﺖﻫﺎﻡ ﮔُﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ
ﺷﻌﻠﻪﻭﺭ ﻣﻲﺷﻮﺩ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺖ
ﻫﺮﺟﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺎﺷﻲ
ﻣﻲﺁﻳﻲ
ﻧﺎﺭﻧﺠﻲ ﻣﻦ
ﺳﺮﺍﺳﻴﻤﻪ ﻭ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲﺁﻳﻲ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ
ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩﺍﻧﺪ
ﺭﻭﺑﺮﻭﻱ ﻫﻢ
ﺑﻪ ﺷﺒﻲ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻧﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ...

#عباس_معروفی

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
: این رمان روایت زندگی پسر جوانی به نام «توبیاس هوروات» است که مادر او اِستر در هفده سالگی از کشورش فرار می‌کند و در فقر و بی‌پناهی ناگزیر به زندگی ناخوشایندی می‌شود که طی آن دست به دزدی و خودفروشی می‌زند. در حقیقت مشخص نیست که پدر توبیاس چه کسی است.

توبیاس هوروات بیشتر در دنیای ذهنی خودساخته زندگی می‌کند، عاشق می‌شود و با کسی که از او متنفر است ازدواج می‌کند؛ اما آگوتا کریستوف با خلاقیت و قدرت قلم خود به زیبایی آن را در قالب یک رمان باورپذیر برای خوانندگان ارائه می‌کند که البته پایان غیرمنتظره‌ای دارد.

ساختار و شکل این رمان در مرز مدرن و پسامدرن قرار دارد و هیچ گونه پیچیدگی و تصنع ظاهری در آن دیده نمی‌شود و اگر هم ابهامی وجود دارد، نویسنده کلید آن را در دست خواننده قرار داده است.

آگوتا کریستوف نویسنده مجارستانی تباری است که در دورانی که مجارستان زیر سلطه اتحادیه جماهیر شوروی بود، به ناگزیر به کشور سوئیس گریخت، چراکه شرایط ناخوشایند حکومت توتالیتر مجارستان اجازه تنفس به نویسندگانی چون او را نمی‌داد.

این رمان اثری است با لحن بسیار ساده و سرد، اما مشخص است که شعر یک شاعر خشن در پس آن نهفته است، بدون آنکه قطعه‌ای شعر در آن استفاده شود. ضمن اینکه باید به ترجمه خوب این اثر اشاره کنم که آقای اصغر نوری با فرزانگی و تسلط این رمان را به فارسی برگردانده است.

خواننده اهل تفکر و تأمل نمی‌تواند این کتاب را زمین بگذارد و می‌داند که این کتاب ارزش آن را دارد که چند بار خوانده شود؛ چرا که با هر بار خوانش چراغی را در ذهن و وجود خواننده روشن می‌کند

#آگوتا_کریستف
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
چند جمله از این کتاب:

1.من هم تشنه بودم.سرم را عقب دادم و خودم را رها کردم تا بیفتم وسط درخت ها.صورتم را فرو کردم توی گل سرد و دیگر تکان نخوردم.من اینطور مردم.به زودی،تنم با زمین یکی می شود

2.من معمولا به نوشتن توی سرم اکتفا میکنم.راحت تر است.توی سر همه چیز بی هیچ مشکلی جریان دارد.اما به محض اینکه مینویسی،اندیشه ها عوض می شوند.از شکل می افتند و همه چیز جعلی میشود به خاطر کلمات.

3.شب موقع خروج از کارگاه،فقط به اندازه ی چند خرید و غذا خوردن فرصت داریم و باید خیلی زود بخوابیم تا بتوانیم صبح زود بیدار شویم.گاهی وقت ها از خودم می پرسم من برای کار کردن زندگی میکنم یا کار به من فرصت زندگی میدهد.

4.هیچ کدام از دوستان شرمسار برنخواهند گشت.آنجا هنوز نور هست.نوری که چهره ات از رنگ پریده خواهد کرد.نوری که شبیه مرگ است.برو آنجا که مردم خوشبخت هستند چون آنها عشق را نمیشناسند.آنقدر سیرند که نه نیازی به کسی دارند و نه به خدا.شب ها،درهایشان را قفل میکنند و با صبر و وصله منتظر می مانند که زندگی بگذرد.
بله میدانم خیلی سال پیش توی یک شهر گم شدم.هیچ کس را آنجا نمیشناختم.پس برایم زیاد مهم نبودد که کجا هستم.میتوانستم آزاد و خوشبخت باشم چون آن موقع هیچکس را دوست نداشتم.

دیروز
#آگوتا_کریستف
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepa,
شما نمیدانید چه قدرتی در سکوت نهفته است.
پرخاش معمولا چیزی جز تظاهر نیست،
تظاهری که با آن میخواهیم ضعفمان را در برابر خود و جهان، پرده پوشی کنیم.
نیروی واقعی و پایدار، تنها در تحمل است.
فقط ضعفا هستند که بی صبر و خشن واکنش نشان میدهند و با این رفتار،
وقار بشری خود را ضایع میکنند....

#كافكا
Schindler @Diiaazepam
ما در مُردابی از دروغها و توهمهای پوسیده زندگی می کنیم که هیولاهای وحشتناک به جهان می آورد، هیولاهائی که با چهره ای پُر از محبت به دوربین عکاسها لبخند می زنند ولی در همان لحظه - بی آنکه کسی متوجه شود - با بی خیالی میلیونها انسان را چون حشره زیر پا له می کنند.

#كافكا

Schindler @Diiaazepam