Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
من هنگامی آزادم که همه جهانیان آزاد باشند ؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست . آزادی وجود ندارد

#سارتر
Schindler @Diiaazepam
Kimiagar
Paulo Coelho
كيمياگر ١٠
اثر پائولو کوئیلو
راوی:محسن نامجو
Diamond @Diiaazepam
دشوارترین شکنجه این بود
که ما
یک به یک
به درون خویش
تبعید شدیم...

#شفیعی_کدکنی
Lachrymose @Diiaazepam
Blueish @Diiaazepam
بزرگ ترین خیانتی که
می توانی
در حق کسی کنی
این است که
او را
در یک امید نشدنی و محال
حبس اش کنی
و بگذاری انتظار بکشد...

#ژان_فرانسوا_لیوتار
Lachrymose @Diiaazepam
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم
کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق
به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل
که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد

خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس
که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد

به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن
که آفت‌هاست در تاخیر و طالب را زیان دارد

ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد

ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری
که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد

چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب
به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
همیشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی . همزمان دره ای عمیق نیز در کنارش دهان باز خواهد کرد. اگر می خواهی به بهشت دست پیدا کنی . ریشه های تو باید در خودِ جهنم پا بگیرند.
#اشو
Schindler @Diiaazepam
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻨﺖ
ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﺩﺳﺖﻫﺎﻡ ﮔُﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ
ﺷﻌﻠﻪﻭﺭ ﻣﻲﺷﻮﺩ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺖ
ﻫﺮﺟﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺎﺷﻲ
ﻣﻲﺁﻳﻲ
ﻧﺎﺭﻧﺠﻲ ﻣﻦ
ﺳﺮﺍﺳﻴﻤﻪ ﻭ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲﺁﻳﻲ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ
ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩﺍﻧﺪ
ﺭﻭﺑﺮﻭﻱ ﻫﻢ
ﺑﻪ ﺷﺒﻲ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻧﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ...

#عباس_معروفی

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
: این رمان روایت زندگی پسر جوانی به نام «توبیاس هوروات» است که مادر او اِستر در هفده سالگی از کشورش فرار می‌کند و در فقر و بی‌پناهی ناگزیر به زندگی ناخوشایندی می‌شود که طی آن دست به دزدی و خودفروشی می‌زند. در حقیقت مشخص نیست که پدر توبیاس چه کسی است.

توبیاس هوروات بیشتر در دنیای ذهنی خودساخته زندگی می‌کند، عاشق می‌شود و با کسی که از او متنفر است ازدواج می‌کند؛ اما آگوتا کریستوف با خلاقیت و قدرت قلم خود به زیبایی آن را در قالب یک رمان باورپذیر برای خوانندگان ارائه می‌کند که البته پایان غیرمنتظره‌ای دارد.

ساختار و شکل این رمان در مرز مدرن و پسامدرن قرار دارد و هیچ گونه پیچیدگی و تصنع ظاهری در آن دیده نمی‌شود و اگر هم ابهامی وجود دارد، نویسنده کلید آن را در دست خواننده قرار داده است.

آگوتا کریستوف نویسنده مجارستانی تباری است که در دورانی که مجارستان زیر سلطه اتحادیه جماهیر شوروی بود، به ناگزیر به کشور سوئیس گریخت، چراکه شرایط ناخوشایند حکومت توتالیتر مجارستان اجازه تنفس به نویسندگانی چون او را نمی‌داد.

این رمان اثری است با لحن بسیار ساده و سرد، اما مشخص است که شعر یک شاعر خشن در پس آن نهفته است، بدون آنکه قطعه‌ای شعر در آن استفاده شود. ضمن اینکه باید به ترجمه خوب این اثر اشاره کنم که آقای اصغر نوری با فرزانگی و تسلط این رمان را به فارسی برگردانده است.

خواننده اهل تفکر و تأمل نمی‌تواند این کتاب را زمین بگذارد و می‌داند که این کتاب ارزش آن را دارد که چند بار خوانده شود؛ چرا که با هر بار خوانش چراغی را در ذهن و وجود خواننده روشن می‌کند

#آگوتا_کریستف
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
چند جمله از این کتاب:

1.من هم تشنه بودم.سرم را عقب دادم و خودم را رها کردم تا بیفتم وسط درخت ها.صورتم را فرو کردم توی گل سرد و دیگر تکان نخوردم.من اینطور مردم.به زودی،تنم با زمین یکی می شود

2.من معمولا به نوشتن توی سرم اکتفا میکنم.راحت تر است.توی سر همه چیز بی هیچ مشکلی جریان دارد.اما به محض اینکه مینویسی،اندیشه ها عوض می شوند.از شکل می افتند و همه چیز جعلی میشود به خاطر کلمات.

3.شب موقع خروج از کارگاه،فقط به اندازه ی چند خرید و غذا خوردن فرصت داریم و باید خیلی زود بخوابیم تا بتوانیم صبح زود بیدار شویم.گاهی وقت ها از خودم می پرسم من برای کار کردن زندگی میکنم یا کار به من فرصت زندگی میدهد.

4.هیچ کدام از دوستان شرمسار برنخواهند گشت.آنجا هنوز نور هست.نوری که چهره ات از رنگ پریده خواهد کرد.نوری که شبیه مرگ است.برو آنجا که مردم خوشبخت هستند چون آنها عشق را نمیشناسند.آنقدر سیرند که نه نیازی به کسی دارند و نه به خدا.شب ها،درهایشان را قفل میکنند و با صبر و وصله منتظر می مانند که زندگی بگذرد.
بله میدانم خیلی سال پیش توی یک شهر گم شدم.هیچ کس را آنجا نمیشناختم.پس برایم زیاد مهم نبودد که کجا هستم.میتوانستم آزاد و خوشبخت باشم چون آن موقع هیچکس را دوست نداشتم.

دیروز
#آگوتا_کریستف
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepa,
شما نمیدانید چه قدرتی در سکوت نهفته است.
پرخاش معمولا چیزی جز تظاهر نیست،
تظاهری که با آن میخواهیم ضعفمان را در برابر خود و جهان، پرده پوشی کنیم.
نیروی واقعی و پایدار، تنها در تحمل است.
فقط ضعفا هستند که بی صبر و خشن واکنش نشان میدهند و با این رفتار،
وقار بشری خود را ضایع میکنند....

#كافكا
Schindler @Diiaazepam
ما در مُردابی از دروغها و توهمهای پوسیده زندگی می کنیم که هیولاهای وحشتناک به جهان می آورد، هیولاهائی که با چهره ای پُر از محبت به دوربین عکاسها لبخند می زنند ولی در همان لحظه - بی آنکه کسی متوجه شود - با بی خیالی میلیونها انسان را چون حشره زیر پا له می کنند.

#كافكا

Schindler @Diiaazepam
بدترین چیز دنیا ب هیچ عنوان رنج کشین یا تنهائی نیست !

یک ترکیب است " تنهائی رنج کشیدن "

استیو تولتز

Schindler @Diiaazepam
Diazepam
#بوف_کور #صادق_خان_هدایت Diamond @Diiaazepam
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد ، این دردها را نمیشود بکسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و اعتقادات خودشان سعی میکنند که با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند - زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده.

#بوف_کور
#صادق_هدایت
Diamond @Diiaazepam
Kimiagar
Paulo Coelho
كيمياگر ١١
Diamond @Diiaazepam
گاو ما ما مي کرد
گوسفند بع بع مي کرد

سگ واق واق مي کرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنک کجايي…؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود.
حسنک مدت هاي زيادي است که به خانه نمي آيد.
او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي کند

او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود چسب مو مي زند
موهاي حسنک ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او موهاي خود را اتو ميکند.

ديروز که حسنک با کبري چت مي کرد کبري گفت:
تصميم بزرگي گرفته است.
کبري تصميم داشت حسنک را رها کند
و ديگر با او چت نکند چون او با پتروس آشنا شده بود.

پتروس هميشه پاي کامپيوترش نشسته بود و چت مي کرد.
پتروس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي کرد چون زياد چت کرده بود.

او نمي دانست که سد تا چند لحظه ي ديگر مي شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد

براي مراسم دفن او کبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود
اما کوه روي ريل ريزش کرده بود.

ريزعلي ديد که کوه ريزش کرده اما حوصله نداشت.
ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد.

ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.
قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبري و مسافران قطار مردند

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.
خانه مثل هميشه سوت و کور بود.

الان چند سالي است که کوکب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد
او حتي مهمان خوانده هم ندارد.
او حوصله ي مهمان ندارد.
او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سير کند

ديگر تخم مرغ و پنير ندارد
چون همه چيز با تحريم ها گران شده است
او گوشت ندارد
او آخرين بار که گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون کشور ما خيلي چوپان دروغگو دارد

به همين دليل است که ديگر در کتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد

از سری سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای
#ارسالی
#طنز_دردناک
Diamond @Diiaazepam
فرهنگ

فرهنگ عبارت است از ارزشهایی که اعضای یک گروه معین دارند، هنجار هایی که از ان پیروی میکنند و کالاهای مادی که تولید میکنند. هنجارها اصول و قواعد معینی هستند که در مردم انتظار میرود انها رو رعایت کنند.هنجار ها نشان دهنده باید ها و نباید ها در زندگی اجتماعی هستند.
فرهنگ به مجموعه شیوه زندگی اعضای یک جامعه اطلاق میشود،چگونگی لباس پوشیدن، انها رسمهای ازدواج و زندگی خانوادگی ، الگو های کارشان ،مراسم مذهبی و سرگرمی های اوغات فراغت،همه را در بر میگیرد.همچنین شامل کالاهایی میشود که تولید میکنند و برای انها مهم است –مانند تیرو کمان ،خیش،کارخانه و ماشین،کامپیوتر،کتاب و مسکن.
فرهنگ را میتوان به لحاظ مفهمومی از جامعه متمایز کرد ،اما ارتباط بسیار نزدیکی بین این مفاهیم وجود دارد.فرهنگ به شیوه زندگی اعضای یک جامعه معین-عادات و رسوم انها،همراه با کالاهای مادی که تولید میکنند-مربوط میشود.جامعه به نظام روابط متقابلی اطلاق میگردد که افرادی را که دارای فرهنگ مشترکی هستند به همدیگر مربوط سازد.هیچ فرهنگی نمیتواند بدون جامعه وجود داشته باشد.اما همان گونه ، هیچ جامعه بدون فرهنگ وجود ندارد، بدون فرهنگ ،ما اصلا انسان به معنایی که معمولا این اصطلاح را درک میکنیم ،نخواهیم بود، نه زبانی خواهیم داشت که با ان مقاصد خود را بیان کنیم و نه هیچ گونه احساس خود اگاهی،وتوانایی تفکر یا تعقل ما نیز به شدت محدود خواهد بود

#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز

Schindler @Diiaazepam