📌 قانوننويسي به وقت آشفتهحالي
رفتارهاي اشخاص در موقعيتهاي گوناگون نشاندهنده وضعيت ذهني و رواني آنهاست: اينكه درحالت استقرار و آرامش قرار دارند يا آشفته و خشمگين و گيج و سراسيمهاند. واكنشهاي حاكميت به رفتار شهروندان نيز از اين قاعده مستثنا نيست، از جمله قانوننويسي عجولانه و آسيمهسر. لايحه حمايت از فرهنگ عفاف و حجاب نمونه گويايي از اين آشفتهحالي است.گويا سيستم چنان درگير خشم و هيجان و سردرگمي است كه نميتواند عواقب چنين تصميمي را دريابد.
اين لايحه پس از رفتوآمدهایی چند به مجلس ارسال شد. نقد جامع اين لايحه بيش از ظرفيت يك يادداشت است. بهرغم اين، چند نكته كلي در باب اين لايحه مينويسم، نكاتي كه چهبسا هريك مكررا به بيانهاي مختلف گفته شده باشند.
۱. كنارهمنهادن دو واژه «عفاف» و «حجاب» و لازم و ملزوم تلقي كردن اين دو، خطاي بزرگ قانوننويس است، خطايي كه ريشهاي به بلنداي چنددهه دارد و هنوز هم سياستگذار نتوانسته عدم تلازم منطقي اين دو مفهوم را درك كند، هرچند اين عدم تلازم بديهي به نظر ميرسد. چه بسيار آسيبهاي اجتماعياي كه از اين بدفهمي ايجاد شده و عفاف را به پاي حجاب قرباني كرده است!
۲. سپردن فرایند قضایی به ضابط، يعني پليس، خطاي بزرگ لایحه است. گويا از نظر سياستگذاران بين تشخيص عبور از چراغ قرمز و سرعت غيرمجاز با تشخيص «عفاف» تفاوتي وجود ندارد. در واقع، آييننامهاي كردن تخلفات براي جرايم خرد و خلاف است كه درگير كردن سيستم قضايي در آن به سود جامعه و شهروندان نيست و هزينهزا است، نه مقوله پيچيدهاي مثل عفت كه نياز به دانش حقوق، روانشناسي، جامعهشناسي، و جرمشناسي دارد.
۳. سپردن برخورد به پليس به رويارويي محتوم شهروندان با پليس ميانجامد. پليس حمايت خود را در ميان شهروندان از دست ميدهد. پليس ديگر حافظ شهروندان تلقي نميشود. خشونت متقابل ميان مردم و پليس شدت مييابد، راه براي سوءاستفاده برخي پليسنمايان باز ميشود و...
۴. اين مصوبه به خشونت خانوادگي ميانجامد. پدر يا شوهري كه بايد قبض جريمه دختر يا همسرش را پرداخت كند، احتمالا دست به خشونت گفتاري و رفتاري میزند. بسياري از جرايم خانوادگي، طلاقها و حتي قتلهاي خانوادگي از همين نقطه آغاز ميشوند.
۵. مصوبه به خشونت و تنش اجتماعي میانجامد. با تصویب اين لايحه، جامعه شاهد درگيري راننده تاكسي با مسافر، صاحبمغازه با خريدار، صاحب رستوران با مشتري خواهد بود، درگيرياي كه به زور قانون به افراد تحميل شده بيآنكه طرف دعوا پاي يك ارزش ايستاده باشد. او فقط نگران موقعيت شغلي خود است. روزي چندبار يك راننده تاكسي با صدها مشكل و بدهي و ترافيك ميتواند با افراد درگير شود؟ مسئوليت برخوردهاي گريزناپذيري كه رخ خواهدداد با كيست؟
۶. اين تنش پاي شهروندان را به اين اتفاق شوم خواهد گشود. يكي به حمايت از بانوي بيحجاب و ديگري به حمايت از پليس يا راننده تاكسي يا اتوبوس، يا مغازهدار بلند ميشود و خشونت اجتماعي به شكل مهارناپذيري رشد خواهد كرد.
۷. بدبيني شهروندان به اين لايحه مانع اجرای آن است. مردم ازيكسو، اصل دغدغه سياستگذاران را به چالش ميكشند و باور نميكنند كه اين سنخ مصوبات با دغدغه دفاع از دين و عفت باشد و ازسوي ديگر، تصور بخشي از جامعه اين است كه دولت با اين جريمهها به دنبال كسب درآمد است! ترسناك است كه شهروندان چنين تصوري از حاكميت داشته باشند.
۸. ابهامات لايحه زحمت بر زحمت ميافزايد:جايگاه اصل قانوني بودن در اين لايحه كجاست؟«نقض هنجارهای اجتماعی از جمله کشف حجاب» يعني چه؟ پليس دقيقا بايد نقض چه هنجارهايي را جريمه كند؟ آن هنجارها كجا به شهروندان اعلام شدهاند؟ «برهنگی بخشی از بدن» يعني چه؟ آيا اين امر شامل مردان هم ميشود يا نه؟ لباس چسبان يعني چه؟ تبديل شدن واحد صنفي به «محل تجمع افراد بیحجاب و یا اقدامات خلاف شرع دیگر» به چه معناست؟
۹. اشكالات اين لايحه بيشمار است: از توقيف خودروي كه سرنشينانش حجاب ندارند؛ تا تعريف مسئوليت نامعين و غيرقابلنظارت براي متصديان حملونقل عمومي؛ اقدامات انضباطي و انتظامي و اداري؛ لغو کلیه امتیازات براي اشخاصی که به واسطه فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری یا ورزشی دارای شهرت و تأثیرگذاری اجتماعیاند؛ لغو کلیه امتیازات از جمله سهمیههای پیشبینیشده براي کارکنان دستگاههاي موضوع ماده 26 قانون برنامه ششم و از سوی اشخاصی که در مراکز آموزشی یا پژوهشی اعم از دولتی یا غیردولتی مشغول تدریس یا به نحوی در آن مراکز شاغل هستند؛ و موارد ديگر. همه اين موارد نشان ميدهد كه اين لايحه به فرض قانون شدن بلافاصله به قانوني متروك تبديل ميگردد، قانوني كه براي سالهاي آينده به عنوان جديترين مصداق قانون متروك در كلاسهاي حقوق مثال زده خواهد شد.
#حسین_سلیمانی
دکتری حقوق جزا وجرم شناسی
@EveDaughters
رفتارهاي اشخاص در موقعيتهاي گوناگون نشاندهنده وضعيت ذهني و رواني آنهاست: اينكه درحالت استقرار و آرامش قرار دارند يا آشفته و خشمگين و گيج و سراسيمهاند. واكنشهاي حاكميت به رفتار شهروندان نيز از اين قاعده مستثنا نيست، از جمله قانوننويسي عجولانه و آسيمهسر. لايحه حمايت از فرهنگ عفاف و حجاب نمونه گويايي از اين آشفتهحالي است.گويا سيستم چنان درگير خشم و هيجان و سردرگمي است كه نميتواند عواقب چنين تصميمي را دريابد.
اين لايحه پس از رفتوآمدهایی چند به مجلس ارسال شد. نقد جامع اين لايحه بيش از ظرفيت يك يادداشت است. بهرغم اين، چند نكته كلي در باب اين لايحه مينويسم، نكاتي كه چهبسا هريك مكررا به بيانهاي مختلف گفته شده باشند.
۱. كنارهمنهادن دو واژه «عفاف» و «حجاب» و لازم و ملزوم تلقي كردن اين دو، خطاي بزرگ قانوننويس است، خطايي كه ريشهاي به بلنداي چنددهه دارد و هنوز هم سياستگذار نتوانسته عدم تلازم منطقي اين دو مفهوم را درك كند، هرچند اين عدم تلازم بديهي به نظر ميرسد. چه بسيار آسيبهاي اجتماعياي كه از اين بدفهمي ايجاد شده و عفاف را به پاي حجاب قرباني كرده است!
۲. سپردن فرایند قضایی به ضابط، يعني پليس، خطاي بزرگ لایحه است. گويا از نظر سياستگذاران بين تشخيص عبور از چراغ قرمز و سرعت غيرمجاز با تشخيص «عفاف» تفاوتي وجود ندارد. در واقع، آييننامهاي كردن تخلفات براي جرايم خرد و خلاف است كه درگير كردن سيستم قضايي در آن به سود جامعه و شهروندان نيست و هزينهزا است، نه مقوله پيچيدهاي مثل عفت كه نياز به دانش حقوق، روانشناسي، جامعهشناسي، و جرمشناسي دارد.
۳. سپردن برخورد به پليس به رويارويي محتوم شهروندان با پليس ميانجامد. پليس حمايت خود را در ميان شهروندان از دست ميدهد. پليس ديگر حافظ شهروندان تلقي نميشود. خشونت متقابل ميان مردم و پليس شدت مييابد، راه براي سوءاستفاده برخي پليسنمايان باز ميشود و...
۴. اين مصوبه به خشونت خانوادگي ميانجامد. پدر يا شوهري كه بايد قبض جريمه دختر يا همسرش را پرداخت كند، احتمالا دست به خشونت گفتاري و رفتاري میزند. بسياري از جرايم خانوادگي، طلاقها و حتي قتلهاي خانوادگي از همين نقطه آغاز ميشوند.
۵. مصوبه به خشونت و تنش اجتماعي میانجامد. با تصویب اين لايحه، جامعه شاهد درگيري راننده تاكسي با مسافر، صاحبمغازه با خريدار، صاحب رستوران با مشتري خواهد بود، درگيرياي كه به زور قانون به افراد تحميل شده بيآنكه طرف دعوا پاي يك ارزش ايستاده باشد. او فقط نگران موقعيت شغلي خود است. روزي چندبار يك راننده تاكسي با صدها مشكل و بدهي و ترافيك ميتواند با افراد درگير شود؟ مسئوليت برخوردهاي گريزناپذيري كه رخ خواهدداد با كيست؟
۶. اين تنش پاي شهروندان را به اين اتفاق شوم خواهد گشود. يكي به حمايت از بانوي بيحجاب و ديگري به حمايت از پليس يا راننده تاكسي يا اتوبوس، يا مغازهدار بلند ميشود و خشونت اجتماعي به شكل مهارناپذيري رشد خواهد كرد.
۷. بدبيني شهروندان به اين لايحه مانع اجرای آن است. مردم ازيكسو، اصل دغدغه سياستگذاران را به چالش ميكشند و باور نميكنند كه اين سنخ مصوبات با دغدغه دفاع از دين و عفت باشد و ازسوي ديگر، تصور بخشي از جامعه اين است كه دولت با اين جريمهها به دنبال كسب درآمد است! ترسناك است كه شهروندان چنين تصوري از حاكميت داشته باشند.
۸. ابهامات لايحه زحمت بر زحمت ميافزايد:جايگاه اصل قانوني بودن در اين لايحه كجاست؟«نقض هنجارهای اجتماعی از جمله کشف حجاب» يعني چه؟ پليس دقيقا بايد نقض چه هنجارهايي را جريمه كند؟ آن هنجارها كجا به شهروندان اعلام شدهاند؟ «برهنگی بخشی از بدن» يعني چه؟ آيا اين امر شامل مردان هم ميشود يا نه؟ لباس چسبان يعني چه؟ تبديل شدن واحد صنفي به «محل تجمع افراد بیحجاب و یا اقدامات خلاف شرع دیگر» به چه معناست؟
۹. اشكالات اين لايحه بيشمار است: از توقيف خودروي كه سرنشينانش حجاب ندارند؛ تا تعريف مسئوليت نامعين و غيرقابلنظارت براي متصديان حملونقل عمومي؛ اقدامات انضباطي و انتظامي و اداري؛ لغو کلیه امتیازات براي اشخاصی که به واسطه فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری یا ورزشی دارای شهرت و تأثیرگذاری اجتماعیاند؛ لغو کلیه امتیازات از جمله سهمیههای پیشبینیشده براي کارکنان دستگاههاي موضوع ماده 26 قانون برنامه ششم و از سوی اشخاصی که در مراکز آموزشی یا پژوهشی اعم از دولتی یا غیردولتی مشغول تدریس یا به نحوی در آن مراکز شاغل هستند؛ و موارد ديگر. همه اين موارد نشان ميدهد كه اين لايحه به فرض قانون شدن بلافاصله به قانوني متروك تبديل ميگردد، قانوني كه براي سالهاي آينده به عنوان جديترين مصداق قانون متروك در كلاسهاي حقوق مثال زده خواهد شد.
#حسین_سلیمانی
دکتری حقوق جزا وجرم شناسی
@EveDaughters
👍3
📌 من فرزند دو نفرم
در را زد و و وارد اتاق شد. مدير يکی از بخشهای ديگر مؤسسه بود. يک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری٬ فرم را داد دست من و گفت: "نگاه کن، اين چه جالبه!". کمی بالا و پايين فرم را ورانداز کردم. به نظرم يک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود.
پرسيدم: "چی ش جالبه؟" گفت: "مشخصات فردی ش رو ببين!" شروع کردم به زير لب خواندن مشخصات فردی ... نام ... نام خانوادگی ... تا رسيدم به آنجا که بود "فرزند: ..."٬ ديدم جلويش نوشته: "رضا و پروين". چند لحظه مکث کردم ...؛ مکث مرا که ديد٬ لبخندی زد و گفت: "ببين٬ من هم به همين جا که رسيدم٬ مثل تو مکث کردم٬ بعدش به خانم متقاضی گفتم: "چه جالب! ... دو تا اسم نوشته ايد." صدايش را صاف کرد و جواب داد: "انتظار داشتيد يک اسم بنويسم؟ خب ... من فرزند دو نفر هستم نه فرزند يک نفر!"ا
چند لحظه به فکر فرورفتم. به ياد آوردم که هميشه هنگام پر کردن فرم ها٬ بدون مکث و اتوماتيک جلوی قسمت "فرزند: ..." فقط يک اسم می نوشتم: "علی"! چطور تا به حال به چنين چيزی فکر نکرده بودم؟ چقدر واضح بود اين٬ و هم٬ چقدر مغفول! حس عجيبی پيدا کردم. يک ملغمه ای بود از تعجب٬ غافلگير شدن٬ حس بعد از يک کشف مهم و تامل برانگيز ... و کمی که زمان می گذشت٬ مقداری هم عصبانيت ... عصبانيت از دست خودم. چطور از چيزی تا اين حد بديهی٬ اين همه سال غافل بوده ام؟
فرم را پر کرده بودم و داده بودم دست متصدی پشت باجه. مشخصات مرا يک به يک وارد کامپيوتر مقابلش می کرد؛ در عين حال٬ با اين که خيلی واضح و مشخص نوشته بودم٬ قبل از تايپ هر قسمت٬ يک بار هم موارد را با صدای بلند تکرار می کرد و منتظر تاييدم می ماند ... نامم ... نام خانوادگی ام ... تا رسيد به قسمت "فرزند:..." که من مقابل آن نوشته بودم: "علی و صديقه".
مکثی کرد٬ انگار يک چيزی طبق روال معمول نباشد. قبل از اين که فرصت کند چيزی بپرسد٬ صدايم را صاف کردم٬ سينه ام را جلو دادم و با حالتی حق به جانب گفتم: "خب می دانيد٬ آخر من فرزند دو نفرم ... فرزند يک نفر که نيستم!"/زن امروزی
#فرهادمیثمی
@EveDaughters
در را زد و و وارد اتاق شد. مدير يکی از بخشهای ديگر مؤسسه بود. يک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری٬ فرم را داد دست من و گفت: "نگاه کن، اين چه جالبه!". کمی بالا و پايين فرم را ورانداز کردم. به نظرم يک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود.
پرسيدم: "چی ش جالبه؟" گفت: "مشخصات فردی ش رو ببين!" شروع کردم به زير لب خواندن مشخصات فردی ... نام ... نام خانوادگی ... تا رسيدم به آنجا که بود "فرزند: ..."٬ ديدم جلويش نوشته: "رضا و پروين". چند لحظه مکث کردم ...؛ مکث مرا که ديد٬ لبخندی زد و گفت: "ببين٬ من هم به همين جا که رسيدم٬ مثل تو مکث کردم٬ بعدش به خانم متقاضی گفتم: "چه جالب! ... دو تا اسم نوشته ايد." صدايش را صاف کرد و جواب داد: "انتظار داشتيد يک اسم بنويسم؟ خب ... من فرزند دو نفر هستم نه فرزند يک نفر!"ا
چند لحظه به فکر فرورفتم. به ياد آوردم که هميشه هنگام پر کردن فرم ها٬ بدون مکث و اتوماتيک جلوی قسمت "فرزند: ..." فقط يک اسم می نوشتم: "علی"! چطور تا به حال به چنين چيزی فکر نکرده بودم؟ چقدر واضح بود اين٬ و هم٬ چقدر مغفول! حس عجيبی پيدا کردم. يک ملغمه ای بود از تعجب٬ غافلگير شدن٬ حس بعد از يک کشف مهم و تامل برانگيز ... و کمی که زمان می گذشت٬ مقداری هم عصبانيت ... عصبانيت از دست خودم. چطور از چيزی تا اين حد بديهی٬ اين همه سال غافل بوده ام؟
فرم را پر کرده بودم و داده بودم دست متصدی پشت باجه. مشخصات مرا يک به يک وارد کامپيوتر مقابلش می کرد؛ در عين حال٬ با اين که خيلی واضح و مشخص نوشته بودم٬ قبل از تايپ هر قسمت٬ يک بار هم موارد را با صدای بلند تکرار می کرد و منتظر تاييدم می ماند ... نامم ... نام خانوادگی ام ... تا رسيد به قسمت "فرزند:..." که من مقابل آن نوشته بودم: "علی و صديقه".
مکثی کرد٬ انگار يک چيزی طبق روال معمول نباشد. قبل از اين که فرصت کند چيزی بپرسد٬ صدايم را صاف کردم٬ سينه ام را جلو دادم و با حالتی حق به جانب گفتم: "خب می دانيد٬ آخر من فرزند دو نفرم ... فرزند يک نفر که نيستم!"/زن امروزی
#فرهادمیثمی
@EveDaughters
👏14👍4❤1🤮1
📚 *سومین رویداد کتاب*
🔰با محوریت بررسی کتاب دا
🗓 جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲
🕓 ۱۶ الی ۱۸
📍 [باغ کتاب تهران](https://balad.ir/p/PfofziY1ghv14c)، سالن هفت سینما
🟢 ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
@EveDaughters
🔰با محوریت بررسی کتاب دا
🗓 جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲
🕓 ۱۶ الی ۱۸
📍 [باغ کتاب تهران](https://balad.ir/p/PfofziY1ghv14c)، سالن هفت سینما
🟢 ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
@EveDaughters
👍1🤮1
✍🏻 حکم بطلان دعوای منع اشتغال زوجه (موضوع ماده 1117 قانون مدنی) با استناد به اسناد داخلی(قرآن، قانون اساسی و قانون کار) و بینالمللی( اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق بین المللی کار، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و...)/ پایگاه خبری اختبار
@EveDaughters
@EveDaughters
👍6🤬1
مگر در صدر اسلام پیامبر بیحجاب ها را جریمه نقدی میکرد؟
جلیل رحیمی جهان آبادی:
🔹معتقدیم لایحه حجاب و عفاف بیشتر از اینکه مشکل حجاب را حل کند، پوست خربزهای زیر پای مجلس است. قوه قضائیه این لایحه را طراحی کرده اما تاختن آن بر ما است که میگویند چرا دین و خدا را قبول ندارید.
🔹اسلام مجموعه ای از احکام به هم پیوسته است. شما نمی توانید از مساجد و افراد مؤمن و مکان های فرهنگی حمایت نکنید اما بخواهید برای حجاب جریمه نقدی تعیین کنید. آیا خداوند از صدر اسلام نمی توانست برای مردم جریمه نقدی تعیین کند؟ کار اخلاقی و دینی و جهادی، کار دل است و مردم باید به صورت دلی به آن اعتقاد داشته باشند./ایلنا
@EveDaughters
جلیل رحیمی جهان آبادی:
🔹معتقدیم لایحه حجاب و عفاف بیشتر از اینکه مشکل حجاب را حل کند، پوست خربزهای زیر پای مجلس است. قوه قضائیه این لایحه را طراحی کرده اما تاختن آن بر ما است که میگویند چرا دین و خدا را قبول ندارید.
🔹اسلام مجموعه ای از احکام به هم پیوسته است. شما نمی توانید از مساجد و افراد مؤمن و مکان های فرهنگی حمایت نکنید اما بخواهید برای حجاب جریمه نقدی تعیین کنید. آیا خداوند از صدر اسلام نمی توانست برای مردم جریمه نقدی تعیین کند؟ کار اخلاقی و دینی و جهادی، کار دل است و مردم باید به صورت دلی به آن اعتقاد داشته باشند./ایلنا
@EveDaughters
👍3
«سرقفلی» چهارراهها در دست مافیا و باندهای کودکان خیابان
کاظمی، دبیر مرجع ملی حقوق کودک:
🔹بیش از ۸۰ درصد کودکان خیابان، «غیر ایرانی» هستند.
🔹گاهی با کمک به کودکان در سر چهارراهها، آنها را به طعمه باندها و مافیاهای اقتصادی تبدیل میکنیم.
🔹کف درآمد این کودکان در یک روز بین ۴۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان است.
🔹وقتی چهارراهی محیط کسب و کار شود اصطلاحا آن چهارراه سرقفلی دارد. بقیه امکان دادن خدمات ندارند./خبر فوری
پ.ن: طبق پژوهش کیفی صورت گرفته در همین زمینه کودکان کار، کاملا زیرنظر مسئول(اصطلاحا سرقفلی دار) چهارراه هستند بنابراین تمام پولی که مردم به این کودکان میدهند در نهایت اکثریت ویا همه آن به جیب همین سرقفلی دارها می رود.
شهرداری و بهزیستی باید به وضعیت این کودکان رسیدگی کنند و از سطح معابر آنها را جمع آوری کنند و اسکان دهند که علیرغم تماس و پیگیریهای مکرر تقریبا هیچوقت اقدام مناسبی صورت نمیگیرد.
@EveDaughters
کاظمی، دبیر مرجع ملی حقوق کودک:
🔹بیش از ۸۰ درصد کودکان خیابان، «غیر ایرانی» هستند.
🔹گاهی با کمک به کودکان در سر چهارراهها، آنها را به طعمه باندها و مافیاهای اقتصادی تبدیل میکنیم.
🔹کف درآمد این کودکان در یک روز بین ۴۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان است.
🔹وقتی چهارراهی محیط کسب و کار شود اصطلاحا آن چهارراه سرقفلی دارد. بقیه امکان دادن خدمات ندارند./خبر فوری
پ.ن: طبق پژوهش کیفی صورت گرفته در همین زمینه کودکان کار، کاملا زیرنظر مسئول(اصطلاحا سرقفلی دار) چهارراه هستند بنابراین تمام پولی که مردم به این کودکان میدهند در نهایت اکثریت ویا همه آن به جیب همین سرقفلی دارها می رود.
شهرداری و بهزیستی باید به وضعیت این کودکان رسیدگی کنند و از سطح معابر آنها را جمع آوری کنند و اسکان دهند که علیرغم تماس و پیگیریهای مکرر تقریبا هیچوقت اقدام مناسبی صورت نمیگیرد.
@EveDaughters
😢6👍2
📌دست در جیب و سرنوشت خود
«فعلا باید صبر کنم دارم دنبال کار میگردم» «اول باید کمی پسانداز کنم بعد میتونم تصمیم بگیرم» این جملات و جملات مشابه را بسیار در مواجهه با زنانی شنیدهام که در روابط ناخوشایند، خشونتبار و یا تمام شده از نظر عاطفی قرار دارند، اما به دلیل نداشتن استقلال مالی امکان خروج از آن را ندارند. زنانی که نداشتن استقلال مالی باعث شده توان تصمیمگیری مستقلانه برای زندگیشان را نیز از دست بدهند.
زنانی که گاهی در کنار مردان متمول زندگی میکنند و برای سالها فکر میکردند «نیاز مالی» ندارند، چون شریک زندگیشان این نیاز را برآورده میکند. بعدتر اما وقتی میخواستهاند از رابطه بیرون بیایند یا مورد خشونت و آزار قرار گرفتهاند فهمیدهاند که استقلالشان را با رفاه معاوضه کرده بودند. آنها در رفاه تامین شده از جانب شریک زندگیشان میزیستهاند و در برابر، استقلال عمل برای بیرون آمدن از رابطه را از دست دادهاند.
ممکن است فکر کنید چارهی کار تقسیم اموال به دست آمده در زندگی مشترک است. حتما این میتواند تا حدی مشکل برخی از زنان را برطرف کند اما همیشه اموالی برای تقسیم وجود ندارد و زنان به دلیل نداشتن حقوق و منبع درآمد ماهیانه، امکان جدا شدن، پرداخت اجاره و مستقل شدن ندارند. آنجاست که ماهها و یا سالها در رابطهای که نمیخواهندش میمانند تا بتوانند شرایط رفتن را فراهم کنند.
همچنین هرچند که هدف اصلی اشتغال کسب درآمد و استقلال مالیست اما حضور اجتماعی به واسطهی اشتغال به ساختن و داشتن گروههایی از دوستان و آشنایان و استقلال اجتماعی نیز کمک میکند و وابستگی زنان به منابع شریک زندگیشان را کاهش میدهد.
این وضعیت در مورد خانواده هم صدق میکند. زنانی که با خانواده زندگی میکنند و درآمد ندارند، هرچند مخالف باشند اما گاهی ناچارند قوانین و اوامر خانواده را اطاعت کنند چون از نظر مالی به آنها وابستهاند.
البته نباید فراموش کنیم که بیرون آمدن از چرخهی خشونت و روابط ناسالم هرگز آسان نیست و استقلال اقتصادی نیز تنها نیاز برای خارج شدن از این روابط نیست. کارکرد رابطهی خشونتبار، مخدوش کردن عزت نفس و از بین بردن توان خروج از رابطه است. استقلال اقتصادی نه شرط کافی برای خروج از این روابط اما لازم و تسهیلکنندهی این مسیر است./زن امروزی
#سمانهسوادی
@EveDaughters
«فعلا باید صبر کنم دارم دنبال کار میگردم» «اول باید کمی پسانداز کنم بعد میتونم تصمیم بگیرم» این جملات و جملات مشابه را بسیار در مواجهه با زنانی شنیدهام که در روابط ناخوشایند، خشونتبار و یا تمام شده از نظر عاطفی قرار دارند، اما به دلیل نداشتن استقلال مالی امکان خروج از آن را ندارند. زنانی که نداشتن استقلال مالی باعث شده توان تصمیمگیری مستقلانه برای زندگیشان را نیز از دست بدهند.
زنانی که گاهی در کنار مردان متمول زندگی میکنند و برای سالها فکر میکردند «نیاز مالی» ندارند، چون شریک زندگیشان این نیاز را برآورده میکند. بعدتر اما وقتی میخواستهاند از رابطه بیرون بیایند یا مورد خشونت و آزار قرار گرفتهاند فهمیدهاند که استقلالشان را با رفاه معاوضه کرده بودند. آنها در رفاه تامین شده از جانب شریک زندگیشان میزیستهاند و در برابر، استقلال عمل برای بیرون آمدن از رابطه را از دست دادهاند.
ممکن است فکر کنید چارهی کار تقسیم اموال به دست آمده در زندگی مشترک است. حتما این میتواند تا حدی مشکل برخی از زنان را برطرف کند اما همیشه اموالی برای تقسیم وجود ندارد و زنان به دلیل نداشتن حقوق و منبع درآمد ماهیانه، امکان جدا شدن، پرداخت اجاره و مستقل شدن ندارند. آنجاست که ماهها و یا سالها در رابطهای که نمیخواهندش میمانند تا بتوانند شرایط رفتن را فراهم کنند.
همچنین هرچند که هدف اصلی اشتغال کسب درآمد و استقلال مالیست اما حضور اجتماعی به واسطهی اشتغال به ساختن و داشتن گروههایی از دوستان و آشنایان و استقلال اجتماعی نیز کمک میکند و وابستگی زنان به منابع شریک زندگیشان را کاهش میدهد.
این وضعیت در مورد خانواده هم صدق میکند. زنانی که با خانواده زندگی میکنند و درآمد ندارند، هرچند مخالف باشند اما گاهی ناچارند قوانین و اوامر خانواده را اطاعت کنند چون از نظر مالی به آنها وابستهاند.
البته نباید فراموش کنیم که بیرون آمدن از چرخهی خشونت و روابط ناسالم هرگز آسان نیست و استقلال اقتصادی نیز تنها نیاز برای خارج شدن از این روابط نیست. کارکرد رابطهی خشونتبار، مخدوش کردن عزت نفس و از بین بردن توان خروج از رابطه است. استقلال اقتصادی نه شرط کافی برای خروج از این روابط اما لازم و تسهیلکنندهی این مسیر است./زن امروزی
#سمانهسوادی
@EveDaughters
👍6👏3
ماجرای بغل و بوسه امام موسی صدر با یک زن مسیحی و عدم برخورد آیتالله بروجردی با وی!
آیت الله علوی بروجردی:
🔹امام موسی صدر بسیار خوش چهره و خوشلباس و خوشبیان بود. ایشان برای بنده چنین نقل کردند که: «آیتالله بروجردی ما را به لبنان فرستادند. من را به صومعهای که متعلق به خواهران روحانی بود، برای سخنرانی دعوت کردند. خواهران راهبه همه نشسته بودند.
🔹رئیس آن صومعه هم یک پیرزن بسیار محترمی بود که در بین آنها نشسته بود. سخنرانی من خیلی جذاب شد. بعد از اتمام سخنرانی، این رئیس صومعه بلند شد و با هیجان به سمت من آمد و بغلم کرد و من را بوسید.».
🔹به هر حال آقای صدر روحانی مسلمان شیعه و معروفی بودند و اصحاب رسانه هم در آن مجلس حضور داشتند و از این صحنه عکس گرفته بودند. کسانی هم در لبنان مخالف آقای موسی صدر بودند. بعداً عکسها را به آیتالله بروجردی نشان دادند که چشم شما روشن!
🔹این نمایندۀ شما در لبنان در آغوش این خانم مسیحی رفته و یکدیگر را بوسیدهاند. آیتالله بروجردی به این عکسها اعتنا نکردند. برخی از علمای آنجا که با موسی صدر مخالف بودند، از لبنان به قم خدمت آیتالله بروجردی رسیدند و گفتند: چرا بابت عکسها آقای صدر را هیچ توبیخی نکردید؟
🔹آیتالله بروجردی به آنها گفتند: «من از شما پرسشهایی دارم. وقتی آقای موسی صدر سخنرانیاش تمام شد، آن خانم سمت آقای موسی صدر آمد یا آقای صدر سراغ آن خانم رفت؟!» آنها گفتند: «نه، آقای موسی صدر پشت تریبون بود. آن خانم بااشتیاق و با حالت دو پیش آقای صدر آمد.»
ایشان (آیتالله بروجردی) گفتند:
🔹«وقتی این خانم او را بوسید، اگر ایشان روی خود را به آن سمت میکرد یا دست رد به سینۀ آن خانم میزد، آیا هتک آن خانم لازم میآمد یا نه؟ شنیدهام که آن خانم در بین مسیحیها زن محترمی است.» آنها گفتند: «نه. لازم میآمد و به آن خانم بر میخورد.»
🔹ایشان فرموده بودند: «اگر آن خانم هتک میشد، موجب وهن این لباس ما و وهن شیعه میشد یا نمیشد؟» آنها منصفانه گفته بودند میشد. ایشان فرموده بودند: «آقای موسی صدر کار درستی کرده است و خلافی مرتکب نشده.»
🔹ما حق هتک هیچ انسانی را نداریم. صرف اینکه این انسان همدین ما نیست، من حق ندارم او را هتک کنم. پس «وَإِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ» چه میشود؟ حق نداریم کسی را هتک حرمت کنیم، چه با غیبت چه با تهمت؛ حتی اگر وهن مذهب ما لازم بیاید، در هر کجا و در هر حکمی./خبرفوری
@EveDaughters
آیت الله علوی بروجردی:
🔹امام موسی صدر بسیار خوش چهره و خوشلباس و خوشبیان بود. ایشان برای بنده چنین نقل کردند که: «آیتالله بروجردی ما را به لبنان فرستادند. من را به صومعهای که متعلق به خواهران روحانی بود، برای سخنرانی دعوت کردند. خواهران راهبه همه نشسته بودند.
🔹رئیس آن صومعه هم یک پیرزن بسیار محترمی بود که در بین آنها نشسته بود. سخنرانی من خیلی جذاب شد. بعد از اتمام سخنرانی، این رئیس صومعه بلند شد و با هیجان به سمت من آمد و بغلم کرد و من را بوسید.».
🔹به هر حال آقای صدر روحانی مسلمان شیعه و معروفی بودند و اصحاب رسانه هم در آن مجلس حضور داشتند و از این صحنه عکس گرفته بودند. کسانی هم در لبنان مخالف آقای موسی صدر بودند. بعداً عکسها را به آیتالله بروجردی نشان دادند که چشم شما روشن!
🔹این نمایندۀ شما در لبنان در آغوش این خانم مسیحی رفته و یکدیگر را بوسیدهاند. آیتالله بروجردی به این عکسها اعتنا نکردند. برخی از علمای آنجا که با موسی صدر مخالف بودند، از لبنان به قم خدمت آیتالله بروجردی رسیدند و گفتند: چرا بابت عکسها آقای صدر را هیچ توبیخی نکردید؟
🔹آیتالله بروجردی به آنها گفتند: «من از شما پرسشهایی دارم. وقتی آقای موسی صدر سخنرانیاش تمام شد، آن خانم سمت آقای موسی صدر آمد یا آقای صدر سراغ آن خانم رفت؟!» آنها گفتند: «نه، آقای موسی صدر پشت تریبون بود. آن خانم بااشتیاق و با حالت دو پیش آقای صدر آمد.»
ایشان (آیتالله بروجردی) گفتند:
🔹«وقتی این خانم او را بوسید، اگر ایشان روی خود را به آن سمت میکرد یا دست رد به سینۀ آن خانم میزد، آیا هتک آن خانم لازم میآمد یا نه؟ شنیدهام که آن خانم در بین مسیحیها زن محترمی است.» آنها گفتند: «نه. لازم میآمد و به آن خانم بر میخورد.»
🔹ایشان فرموده بودند: «اگر آن خانم هتک میشد، موجب وهن این لباس ما و وهن شیعه میشد یا نمیشد؟» آنها منصفانه گفته بودند میشد. ایشان فرموده بودند: «آقای موسی صدر کار درستی کرده است و خلافی مرتکب نشده.»
🔹ما حق هتک هیچ انسانی را نداریم. صرف اینکه این انسان همدین ما نیست، من حق ندارم او را هتک کنم. پس «وَإِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ» چه میشود؟ حق نداریم کسی را هتک حرمت کنیم، چه با غیبت چه با تهمت؛ حتی اگر وهن مذهب ما لازم بیاید، در هر کجا و در هر حکمی./خبرفوری
@EveDaughters
❤9👍1🤮1
#بیحجابی باعث افزایش #نوزادان_نامشروع میشود!
روزنامه جوان در سرمقالهای تحت عنوان «رد مغالطه تفکیک عفاف و حجاب» نوشت:
🔹این روزها برخی چهرههای یک جریان سیاسی در گفتههای خود مرتباً بر تفکیک عفاف و حجاب تأکید میکنند و اظهار میدارند که ممکن است کسی حجاب نداشته باشد، ولی عفاف داشته باشد و برعکس. در واقع اصل اینکه عفاف و حجاب یک پدیدار واحد نیستند، درست است، اما این تصور که از هم جدا و بیارتباطند صحیح نیست.
🔹نیمنگاهی به تحولات فرهنگی اجتماعی غرب بهخوبی نشان میدهد که اتفاقاً در سیر تحولات غرب، ابتدا حجاب کمرنگ شد، سپس در عفاف تشکیک شد و نهایتاً مرزهای اخلاقی در جامعه فروپاشید. نتیجه محسوس و ملموس آن را میتوان در امروز و فردای این جوامع دید که پدیده تولد فرزندان نامشروع به سکه رایج آنها تبدیلشده و در برخی از کشورهای غربی، تعداد نوزادان نامشروع از حلالزادهها پیشی گرفته است. چنین وضعیتی نتیجه محتوم همان تجویزی است که برخی به نام تفکیک عفاف و حجاب امروز در جامعه ما عرضه میکنند.
@EveDaughters
روزنامه جوان در سرمقالهای تحت عنوان «رد مغالطه تفکیک عفاف و حجاب» نوشت:
🔹این روزها برخی چهرههای یک جریان سیاسی در گفتههای خود مرتباً بر تفکیک عفاف و حجاب تأکید میکنند و اظهار میدارند که ممکن است کسی حجاب نداشته باشد، ولی عفاف داشته باشد و برعکس. در واقع اصل اینکه عفاف و حجاب یک پدیدار واحد نیستند، درست است، اما این تصور که از هم جدا و بیارتباطند صحیح نیست.
🔹نیمنگاهی به تحولات فرهنگی اجتماعی غرب بهخوبی نشان میدهد که اتفاقاً در سیر تحولات غرب، ابتدا حجاب کمرنگ شد، سپس در عفاف تشکیک شد و نهایتاً مرزهای اخلاقی در جامعه فروپاشید. نتیجه محسوس و ملموس آن را میتوان در امروز و فردای این جوامع دید که پدیده تولد فرزندان نامشروع به سکه رایج آنها تبدیلشده و در برخی از کشورهای غربی، تعداد نوزادان نامشروع از حلالزادهها پیشی گرفته است. چنین وضعیتی نتیجه محتوم همان تجویزی است که برخی به نام تفکیک عفاف و حجاب امروز در جامعه ما عرضه میکنند.
@EveDaughters
🤮6👎4👍3
📌 محکومیت یک زن متهم به عدم رعایت حجاب شرعی به ۲۷۰ ساعت ارائه خدمت به عنوان «نظافتچی اماکن»
🔸از روز گذشته تصویر رای قطعی یکی از شعب دادگاه کیفری دو در فضای مجازی بازنشر شده که بر اساس آن، یک زن متهم به عدم رعایت حجاب شرعی به ۲ ماه حبس محکوم شده و سپس به عنوان مجازات جایگزین حبس، انجام ۲۷۰ ساعت خدمات عمومی رایگان (نظافتچی اماکن) برای او تعیین شده است.
🔸دادرس شعبه در این رای با ادبیات قابل تاملی، عدم رعایت حجاب را «حرام سیاسی»، «کمک به تهاجم دشمن به ملت ایران»، «کشاندن جامعه به مرزهای هرزگی جنسی» و «کمک به واپاشی خانواده ایرانی» توصیف کرده است./پایگاه خبری اختبار
@EveDaughters
🔸از روز گذشته تصویر رای قطعی یکی از شعب دادگاه کیفری دو در فضای مجازی بازنشر شده که بر اساس آن، یک زن متهم به عدم رعایت حجاب شرعی به ۲ ماه حبس محکوم شده و سپس به عنوان مجازات جایگزین حبس، انجام ۲۷۰ ساعت خدمات عمومی رایگان (نظافتچی اماکن) برای او تعیین شده است.
🔸دادرس شعبه در این رای با ادبیات قابل تاملی، عدم رعایت حجاب را «حرام سیاسی»، «کمک به تهاجم دشمن به ملت ایران»، «کشاندن جامعه به مرزهای هرزگی جنسی» و «کمک به واپاشی خانواده ایرانی» توصیف کرده است./پایگاه خبری اختبار
@EveDaughters
🤬6👍2😢1
📌 واکنش سازمان اوقاف به خبر «اجاره یک میلیونی موقوفه ۱۵۰ هکتاری توسط عروس رئیس سازمان اوقاف»
🔹 روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه درخصوص اخباری پیرامون اجاره یک میلیونی موقوفه ۱۵۰ هکتاری توسط #عروس رئیس سازمان اوقاف اعلام کرد که موقوفهی مذکوره از نوع موقوفات "غیرمتصرفی" است که تولیت خاص دارد و قرارداد مذکورهی ایشان بدون دخالت ریاست سازمان به تأیید تولیتِ موقوفه رسیده است.
🔹 گفتنی است که #وحید_اشتری، فعال رسانهای مدعی شده که یکی از بزرگترین موقوفات چند صد هکتاری استان قزوین، با نام حسینیه امینیها به عروس #حجتالاسلام_خاموشی، رئیس سازمان اوقاف کشور واگذار شده است./انتخاب
📌فرزند متولی حسینیه امینی ها: به ما فشار میآوردند صدایش را درنیاوریم!
ابوالفضل امینیها، فرزند متولی خانه-حسینیه تاریخی امینیها ضمن تأیید صحت اجاره موقوفات چند صد هکتاری استان قزوین به عروس حجتالاسلام خاموشی، گفت:
🔹در خبرها آمده که این اراضی با یک میلیون تومان اجاره به خانم چایچیان واگذار شده درحالی که اجاره بهای ماهانه حدوداً نهصد هزار تومان ماهانه است.
امینیها با بیان این مطلب که کل ماجرای اجاره این اراضی به دوره پیش از ما مربوط است، گفت:
🔹 این اتفاق تازهای نیست، دستکم ۴ الی ۵ سال از آن میگذرد و این خانم همچنان بهعنوان مستاجر اوقاف قرارداد دارد. من وقتی روی کار آمدم دیدم این خانم مستاجر ماست اما به ما فشار میآوردند که صدایش را درنیاوریم./ ایلنا
@EveDaughters
🔹 روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه درخصوص اخباری پیرامون اجاره یک میلیونی موقوفه ۱۵۰ هکتاری توسط #عروس رئیس سازمان اوقاف اعلام کرد که موقوفهی مذکوره از نوع موقوفات "غیرمتصرفی" است که تولیت خاص دارد و قرارداد مذکورهی ایشان بدون دخالت ریاست سازمان به تأیید تولیتِ موقوفه رسیده است.
🔹 گفتنی است که #وحید_اشتری، فعال رسانهای مدعی شده که یکی از بزرگترین موقوفات چند صد هکتاری استان قزوین، با نام حسینیه امینیها به عروس #حجتالاسلام_خاموشی، رئیس سازمان اوقاف کشور واگذار شده است./انتخاب
📌فرزند متولی حسینیه امینی ها: به ما فشار میآوردند صدایش را درنیاوریم!
ابوالفضل امینیها، فرزند متولی خانه-حسینیه تاریخی امینیها ضمن تأیید صحت اجاره موقوفات چند صد هکتاری استان قزوین به عروس حجتالاسلام خاموشی، گفت:
🔹در خبرها آمده که این اراضی با یک میلیون تومان اجاره به خانم چایچیان واگذار شده درحالی که اجاره بهای ماهانه حدوداً نهصد هزار تومان ماهانه است.
امینیها با بیان این مطلب که کل ماجرای اجاره این اراضی به دوره پیش از ما مربوط است، گفت:
🔹 این اتفاق تازهای نیست، دستکم ۴ الی ۵ سال از آن میگذرد و این خانم همچنان بهعنوان مستاجر اوقاف قرارداد دارد. من وقتی روی کار آمدم دیدم این خانم مستاجر ماست اما به ما فشار میآوردند که صدایش را درنیاوریم./ ایلنا
@EveDaughters
🤬6
📌مردها زن معمولی پسندند
نه اینکه زن معمولی بد باشدها؛ نه.
منظورم این است که زن معمولی خیلی با ایده ها و آمال ها و حرف های مردها فرق دارد و دقیقا مساله ی من معمولی بودن مردهاست.
بیش از آنکه زن ها معمولی باشند؛ مردها معمولی اند. یعنی اولش معمولی نیستند. آنها درباره ی فلسفه حرف می زنند؛ درباره ی رخ دادن جنگ جهانی سوم و آن وسط ها درباره ی تاریخ بیهقی و کلیدر هم حرفی به میان می آورند. موسیقی؟ آنها همه ی دستگاههای موسیقی را می شناسند و حتی قانون هم زده اند. آنها ذهن اوباما را می خوانند. آنها می دانند در آینده چه اتفاقی رخ می دهد و همگی دوستدارند
یک باغچه داشته باشند در فلان روستا و از بورژوآزی حاکم بر جامعه ی ایران دست بشویند. آنها تا اینجای کار اصلا معمولی نیستند. می نشینی آنها را نگاه می کنی و سر تکان می دهی که اوهوم؛ چه خوب. می خوای بعدش چی کار کنی؟
و آنها می خواهند در آن روستا که ته ایران است بزرگترین اختراع جهان را صورت بدهند.آنها اعتقادات بزرگتری هم دارند: آزادی زن؛آزادی اندیشه و بر چیدن تبعیض نژادی در دنیا. آنان سفت و سخت مخالف قوانین حاکم بر جامعه ی اسلامی هستند و معتقدند تعریف زن در جهان مدرن امروز فرق کرده است و زن باید از استقلال و اندیشه برخوردار باشد.
چندسال بعد همان مرد زن می گیرد. نام زنش را در فیس بوک نمی گذارد مبادا همکاران غریبه ببینند . عکسی از او رو نمی کند و اگر هم رو کند زنی است غیرقابل دسترس. زنی است از یک خانواده ی معمولی که حجاب خود را به خوبی رعایت می کند؛ فنون بازی را بلد نیست؛ حسود است
( انقدر حسود که مرد بتواند با اعصاب او در صورت لزوم بازی کند)؛
آن زن به عمل کردن دماغش هم فکر می کند. بعد می زنی پشت رفیقت که ای مرد ؛نرفتی باغچه ای ته دنیا؟ جنگ جهانی سوم چه شد؟
پسران زیادی بوده اند که آخر عاقبتشان همین شد....
حالا [همان پسری که ادعای همه فن حریفی داشت] حالا روزهای متوالی است در فیس بوک فقط یک دوست است. عکس هایش اینطوری است: خودم و زنم؛ زنم و خودم؛ زنم؛ زنم و خواهرش؛ خواهر زنم و زنم؛ من و زنم و گلدان کوچک خانه مان.
زن کیست؟ دختر همسایه بغلی شان.
گهگاهی هم از کنار اداره مان رد می شود و یادش می آید که پیشتر همکار بودیم . برایش سر تکان می دهم و به رسم قدیم حال و احوال میکنم. حال همسرش را می پرسم و برایش زندگی خوبی را آرزو می کنم.
امروز او عکس گذاشته است. سالگرد ازدواجش است و بسیار خوشحال است. زن خوبی دارد. غذا می پزد. سر کار نمی رود. دور کمرش هم خوب است. یک زن معمولی است با موهای بلند. زنی که نه ایده ای دارد و نه هیچوقت اینقدر باهوش است که از نقشه ی فتح ایران که شوهرش در سر می پرورانده آگاه شود، لابد همکاران و دوستان مرد زیادی دارم که می دانند دهانم قفل است. می دانند چقدر رفتارم با همسران معمولی آنها خوب است.
اما آنها نمی دانند که هربار با مرد جدیدی در زندگی ام روبرو می شوم که ایده های بزرگ در سر دارد و درباره ی لزوم ایجاد تحول در اندیشه ی بشری حرف می زند توی دلم قهقهه ای سر می دهم و با خودم می گویم: ههههوف؛ یک مرد معمولی دیگر که در نهایت یک زن می گیرد که خوشگل باشد و آشپزی اش خوب باشد. بعد دوتایی با هم عکس بیندازند و خوشحال باشند و از آن به بعد مدام بترسند و از خدا بخواهند هیچوقت جنگ جهانی نشود.../زن امروزی
#آلماتوكل
@EveDaughters
نه اینکه زن معمولی بد باشدها؛ نه.
منظورم این است که زن معمولی خیلی با ایده ها و آمال ها و حرف های مردها فرق دارد و دقیقا مساله ی من معمولی بودن مردهاست.
بیش از آنکه زن ها معمولی باشند؛ مردها معمولی اند. یعنی اولش معمولی نیستند. آنها درباره ی فلسفه حرف می زنند؛ درباره ی رخ دادن جنگ جهانی سوم و آن وسط ها درباره ی تاریخ بیهقی و کلیدر هم حرفی به میان می آورند. موسیقی؟ آنها همه ی دستگاههای موسیقی را می شناسند و حتی قانون هم زده اند. آنها ذهن اوباما را می خوانند. آنها می دانند در آینده چه اتفاقی رخ می دهد و همگی دوستدارند
یک باغچه داشته باشند در فلان روستا و از بورژوآزی حاکم بر جامعه ی ایران دست بشویند. آنها تا اینجای کار اصلا معمولی نیستند. می نشینی آنها را نگاه می کنی و سر تکان می دهی که اوهوم؛ چه خوب. می خوای بعدش چی کار کنی؟
و آنها می خواهند در آن روستا که ته ایران است بزرگترین اختراع جهان را صورت بدهند.آنها اعتقادات بزرگتری هم دارند: آزادی زن؛آزادی اندیشه و بر چیدن تبعیض نژادی در دنیا. آنان سفت و سخت مخالف قوانین حاکم بر جامعه ی اسلامی هستند و معتقدند تعریف زن در جهان مدرن امروز فرق کرده است و زن باید از استقلال و اندیشه برخوردار باشد.
چندسال بعد همان مرد زن می گیرد. نام زنش را در فیس بوک نمی گذارد مبادا همکاران غریبه ببینند . عکسی از او رو نمی کند و اگر هم رو کند زنی است غیرقابل دسترس. زنی است از یک خانواده ی معمولی که حجاب خود را به خوبی رعایت می کند؛ فنون بازی را بلد نیست؛ حسود است
( انقدر حسود که مرد بتواند با اعصاب او در صورت لزوم بازی کند)؛
آن زن به عمل کردن دماغش هم فکر می کند. بعد می زنی پشت رفیقت که ای مرد ؛نرفتی باغچه ای ته دنیا؟ جنگ جهانی سوم چه شد؟
پسران زیادی بوده اند که آخر عاقبتشان همین شد....
حالا [همان پسری که ادعای همه فن حریفی داشت] حالا روزهای متوالی است در فیس بوک فقط یک دوست است. عکس هایش اینطوری است: خودم و زنم؛ زنم و خودم؛ زنم؛ زنم و خواهرش؛ خواهر زنم و زنم؛ من و زنم و گلدان کوچک خانه مان.
زن کیست؟ دختر همسایه بغلی شان.
گهگاهی هم از کنار اداره مان رد می شود و یادش می آید که پیشتر همکار بودیم . برایش سر تکان می دهم و به رسم قدیم حال و احوال میکنم. حال همسرش را می پرسم و برایش زندگی خوبی را آرزو می کنم.
امروز او عکس گذاشته است. سالگرد ازدواجش است و بسیار خوشحال است. زن خوبی دارد. غذا می پزد. سر کار نمی رود. دور کمرش هم خوب است. یک زن معمولی است با موهای بلند. زنی که نه ایده ای دارد و نه هیچوقت اینقدر باهوش است که از نقشه ی فتح ایران که شوهرش در سر می پرورانده آگاه شود، لابد همکاران و دوستان مرد زیادی دارم که می دانند دهانم قفل است. می دانند چقدر رفتارم با همسران معمولی آنها خوب است.
اما آنها نمی دانند که هربار با مرد جدیدی در زندگی ام روبرو می شوم که ایده های بزرگ در سر دارد و درباره ی لزوم ایجاد تحول در اندیشه ی بشری حرف می زند توی دلم قهقهه ای سر می دهم و با خودم می گویم: ههههوف؛ یک مرد معمولی دیگر که در نهایت یک زن می گیرد که خوشگل باشد و آشپزی اش خوب باشد. بعد دوتایی با هم عکس بیندازند و خوشحال باشند و از آن به بعد مدام بترسند و از خدا بخواهند هیچوقت جنگ جهانی نشود.../زن امروزی
#آلماتوكل
@EveDaughters
👍11🤔2😢1🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نطق #سارا_فلاحی، نماینده ایلام در صحن علنی مجلس: مسئولین مملکت متاسفانه بجای استفاده از زنان کارآمد در پستها و مسئولیتهای حساس، به همسرانشان اجازه دخالت دادند و #مکتب_خاتونیسم را در جامعه تشکیل دادند.
پ.ن: گوارای وجود طرفداران #نرسالاری که سقف شیشه ای #رجل_سیاسی را بر سپهرعمومی زنان شایسته این کشور بنا کردند.
@EveDaughters
پ.ن: گوارای وجود طرفداران #نرسالاری که سقف شیشه ای #رجل_سیاسی را بر سپهرعمومی زنان شایسته این کشور بنا کردند.
@EveDaughters
❤14
کدام زن باردار طبقه متوسط شهری به مرکز بهداشت مراجعه میکند؟/ شناسایی آزمایشهای بارداری مصداق نقض حریم شخصی بیمار
#سیمین_کاظمی، پزشک و جامعهشناس:
🔹به نظر نمیرسد طرح #نفس(نجات فرزندان سقط) چندان موفقیت آمیز باشد. چون معمولا زنانی به مراکز بهداشت مراجعه میکنند و پرونده بارداری تشکیل میدهند که تصمیم به بچهدار شدن دارند و سقط در برنامه آنها نیست.
🔹زنان مناطق فقیرنشین شهرها و مناطق روستایی برای مراقبت بارداری به مراکز بهداشت مراجعه میکنند. زنان طبقه متوسط شهری بیشتر به متخصصهای زنان مراجعه میکنند.
🔹اگر تصمیم بر این باشد که نتیجه آزمایشهای بارداری زنان تحت نظارت قرار گیرد و زنان باردار از طریق آزمایشگاهها شناسایی شوند که این مصداق روشن افشای اسرار و نقض حریم شخصی بیمار است./ خبرآنلاین
لینک مربوط به طرح نفس:
https://t.me/kherad_jensi/2863
@EveDaughters
#سیمین_کاظمی، پزشک و جامعهشناس:
🔹به نظر نمیرسد طرح #نفس(نجات فرزندان سقط) چندان موفقیت آمیز باشد. چون معمولا زنانی به مراکز بهداشت مراجعه میکنند و پرونده بارداری تشکیل میدهند که تصمیم به بچهدار شدن دارند و سقط در برنامه آنها نیست.
🔹زنان مناطق فقیرنشین شهرها و مناطق روستایی برای مراقبت بارداری به مراکز بهداشت مراجعه میکنند. زنان طبقه متوسط شهری بیشتر به متخصصهای زنان مراجعه میکنند.
🔹اگر تصمیم بر این باشد که نتیجه آزمایشهای بارداری زنان تحت نظارت قرار گیرد و زنان باردار از طریق آزمایشگاهها شناسایی شوند که این مصداق روشن افشای اسرار و نقض حریم شخصی بیمار است./ خبرآنلاین
لینک مربوط به طرح نفس:
https://t.me/kherad_jensi/2863
@EveDaughters
👏6
«تاکسی زایمان» مشوق جدید فرزندآوری در ژاپن
🔹«تاکسی زایمان» یک تاکسی کلاسیک ژاپنی با رانندهای مشکیپوش است. اما تفاوت اینجاست که این راننده متخصص جابجایی زنان باردار است. همچنین همیشه برای مواقع اضطرار چند ملحفه و حوله تمیز در صندوق عقب این تاکسیها وجود دارد.
@EveDaughters
🔹«تاکسی زایمان» یک تاکسی کلاسیک ژاپنی با رانندهای مشکیپوش است. اما تفاوت اینجاست که این راننده متخصص جابجایی زنان باردار است. همچنین همیشه برای مواقع اضطرار چند ملحفه و حوله تمیز در صندوق عقب این تاکسیها وجود دارد.
@EveDaughters
👍5
دختران حوا
📌 محکومیت یک زن متهم به عدم رعایت حجاب شرعی به ۲۷۰ ساعت ارائه خدمت به عنوان «نظافتچی اماکن» 🔸از روز گذشته تصویر رای قطعی یکی از شعب دادگاه کیفری دو در فضای مجازی بازنشر شده که بر اساس آن، یک زن متهم به عدم رعایت حجاب شرعی به ۲ ماه حبس محکوم شده و سپس به عنوان…
✴️ واکنش #محسن_برهانی به حکم محکومیت یک زن به ۲۷۰ ساعت ارائه خدمت به عنوان «#نظافتچی»: این قبیل آرا منجر به آسیب به وجهه اکثریت قضات فاضل میشود
محسن برهانی، وکیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در واکنش به تصویر دادنامه یک زن متهم به #بیحجابی که در فضای مجازی منتشر شده، ضمن اشاره به ایرادات قانونی وارد به این رای نوشت:
🔸این دادنامه از جهات عدیده دارای اشکال است و بایستی تقاضای تجویز اعاده دادرسی به استناد ذیل بند چ ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری به دیوان عالی کشور تقدیم گردد.
🔸نهاد جایگزین حبس نهاد ارفاقی است که قانونگذار برای اجتناب از حبس آن را تجویز کرده است و نه نهادی برای نقرهداغ کردن محکومٌعلیه. اینکه به یک خانم گفته شود برو و نظافتچی در استانداری تهران بشو، براساس کدامین سنخیت و تناسب است؟
🔸اکثریت افراد جامعه از زحمات قضات مطلع نیستند و نمیدانند بر این قشر زحمتکش و مظلوم چهها میگذرد. حال امثال این آراء، فشار روانی و اجتماعی را بر قضات دوچندان میکند. ای کاش معدود قضاتی که چنین آرائی صادر میکنند بدانند چه آواری بر سر همکاران خویش نازل میفرمایند./پایگاه خبری اختبار
@EveDaughters
محسن برهانی، وکیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در واکنش به تصویر دادنامه یک زن متهم به #بیحجابی که در فضای مجازی منتشر شده، ضمن اشاره به ایرادات قانونی وارد به این رای نوشت:
🔸این دادنامه از جهات عدیده دارای اشکال است و بایستی تقاضای تجویز اعاده دادرسی به استناد ذیل بند چ ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری به دیوان عالی کشور تقدیم گردد.
🔸نهاد جایگزین حبس نهاد ارفاقی است که قانونگذار برای اجتناب از حبس آن را تجویز کرده است و نه نهادی برای نقرهداغ کردن محکومٌعلیه. اینکه به یک خانم گفته شود برو و نظافتچی در استانداری تهران بشو، براساس کدامین سنخیت و تناسب است؟
🔸اکثریت افراد جامعه از زحمات قضات مطلع نیستند و نمیدانند بر این قشر زحمتکش و مظلوم چهها میگذرد. حال امثال این آراء، فشار روانی و اجتماعی را بر قضات دوچندان میکند. ای کاش معدود قضاتی که چنین آرائی صادر میکنند بدانند چه آواری بر سر همکاران خویش نازل میفرمایند./پایگاه خبری اختبار
@EveDaughters
👍5
🖊تابحال نواربهداشتی استفاده نکرده بودند
مدتی در منطقه محروم #قلعه_گنج در جنوب کرمان معلم بودم.
شاگردانم موقع پریود #نواربهداشتی نداشتند چون هزینه تهیه اش برایشان بالا بود و برای توجیه کارشان می گفتند به این حالت عادت کرده اند. موقع پریود از دستمالهای مستعمل غیربهداشتی استفاده می کردند و...
● هنوز زنانی هستند که به ابتدایی ترین امکانات دسترسی ندارند.
زنانی که سالها از اولین تجربه پریودشان گذشته اما تابحال نواربهداشتی استفاده نکرده اند.
@EveDaughters
مدتی در منطقه محروم #قلعه_گنج در جنوب کرمان معلم بودم.
شاگردانم موقع پریود #نواربهداشتی نداشتند چون هزینه تهیه اش برایشان بالا بود و برای توجیه کارشان می گفتند به این حالت عادت کرده اند. موقع پریود از دستمالهای مستعمل غیربهداشتی استفاده می کردند و...
● هنوز زنانی هستند که به ابتدایی ترین امکانات دسترسی ندارند.
زنانی که سالها از اولین تجربه پریودشان گذشته اما تابحال نواربهداشتی استفاده نکرده اند.
@EveDaughters
😢16😱2👍1
فوت یک زن بر اثر باز شدن بسته مواد مخدر در معده
فرمانده انتظامی گناباد خراسان رضوی از کشف ۹۸۵ گرم مواد مخدر که به صورت معدهای توسط این زن حمل می شد خبر داد و گفت:
🔹 متاسفانه برخی افراد اقدام به حمل و جابجایی مواد مخدر به صورت بلعی و معدهای می کنند که برای آنان خطر مرگ بدنبال دارد.
پ.ن: خبری که دیروز در رسانه ها پخش شد باعث شد یاد فیلمی که به تازگی روی پرده سینما بود بیفتم. فیلم #ملاقات_خصوصی از این جهت که به وجه دیگری از تاثیر موادمخدر و حواشی آن بر خانواده اشاره میکرد فیلم موفقی است. داستان زنانی قربانی که زندانی نیستند اما مطابق قوانین، جرمشان از بسیاری از زندانیان در حبس سنگین تر است.
@EveDaughters
فرمانده انتظامی گناباد خراسان رضوی از کشف ۹۸۵ گرم مواد مخدر که به صورت معدهای توسط این زن حمل می شد خبر داد و گفت:
🔹 متاسفانه برخی افراد اقدام به حمل و جابجایی مواد مخدر به صورت بلعی و معدهای می کنند که برای آنان خطر مرگ بدنبال دارد.
پ.ن: خبری که دیروز در رسانه ها پخش شد باعث شد یاد فیلمی که به تازگی روی پرده سینما بود بیفتم. فیلم #ملاقات_خصوصی از این جهت که به وجه دیگری از تاثیر موادمخدر و حواشی آن بر خانواده اشاره میکرد فیلم موفقی است. داستان زنانی قربانی که زندانی نیستند اما مطابق قوانین، جرمشان از بسیاری از زندانیان در حبس سنگین تر است.
@EveDaughters
😢4👍2
هنوز هم مرا به اسم کوچکم صدا بزن !
انگار زنها حداقل از میانسالی به بعد اسم کوچکشان رو گم میکنند. همسر میشوند، مادر میشوند، خاله و عمه و زنعمو و زندایی میشوند، مادربزرگ میشوند، خانومفلانی (فامیلی شوهر) میشوند.
دیگر بهندرت کسی آنها را به اسم کوچکشان صدا میزند. ما هم بهندرت اسمکوچیکشان را میدانیم مگر اینکه اسمشان را روی سند و مدرکی، کارت بانکی و شناسنامهای ببینیم. تا میرسیم به سند آخر: سنگ قبر. که آنجا دیگر از اسم کوچک گریزی نیست.
دیدید وقتی اسم کوچک خانمهای سنبالا رو میپرسیم گاهی با یک حالت خاصی اسمشان را می گویند. چیزی شبیه خجالت. بهخصوص اگر مثل «صاحبجان» اسم قدیمی و تک باشد. انگار خودشان هم از اسمشان فاصله میگیرند. غریبه میشود براشون. همین اسمی که یک روزی پدر و مادرشون باهاش صداشون میزدند./زن امروزی
@EveDaughters
انگار زنها حداقل از میانسالی به بعد اسم کوچکشان رو گم میکنند. همسر میشوند، مادر میشوند، خاله و عمه و زنعمو و زندایی میشوند، مادربزرگ میشوند، خانومفلانی (فامیلی شوهر) میشوند.
دیگر بهندرت کسی آنها را به اسم کوچکشان صدا میزند. ما هم بهندرت اسمکوچیکشان را میدانیم مگر اینکه اسمشان را روی سند و مدرکی، کارت بانکی و شناسنامهای ببینیم. تا میرسیم به سند آخر: سنگ قبر. که آنجا دیگر از اسم کوچک گریزی نیست.
دیدید وقتی اسم کوچک خانمهای سنبالا رو میپرسیم گاهی با یک حالت خاصی اسمشان را می گویند. چیزی شبیه خجالت. بهخصوص اگر مثل «صاحبجان» اسم قدیمی و تک باشد. انگار خودشان هم از اسمشان فاصله میگیرند. غریبه میشود براشون. همین اسمی که یک روزی پدر و مادرشون باهاش صداشون میزدند./زن امروزی
@EveDaughters
👍12❤4
🖊در باره حجاب تندروی کردیم؛ اگر دختری جوراب سفید داشت از مدرسه اخراج می شد
🔹نباید مانتوی تیره را ترویج می کردیم.
🔹ملزومات حجاب گران است، دولت باید حمایت کند
روزنامه جوان نوشت:
🔹یک زمانی سختگیریهای بیش از اندازه و بیمورد در باره حجاب به خرج دادیم.
🔹این رفتارها حالت بغض در جامعه ایجاد کرد.
🔹ما دچار فقدان شادی در جامعه هستیم.
🔹 بخشهای زیادی از جامعه گرایش به محتوای غم انگیز دارند.
🔹هزینه ملزومات حجاب در کشور ما به شدت بالا است و در مقابل لباسهای هنجارشکن ارزان هستند.
🔹قیمت البسه اسلامی مناسب با درآمد مردم نیست. باید البسه اسلامی از سوی دولت حمایت شود.
@EveDaughters
🔹نباید مانتوی تیره را ترویج می کردیم.
🔹ملزومات حجاب گران است، دولت باید حمایت کند
روزنامه جوان نوشت:
🔹یک زمانی سختگیریهای بیش از اندازه و بیمورد در باره حجاب به خرج دادیم.
🔹این رفتارها حالت بغض در جامعه ایجاد کرد.
🔹ما دچار فقدان شادی در جامعه هستیم.
🔹 بخشهای زیادی از جامعه گرایش به محتوای غم انگیز دارند.
🔹هزینه ملزومات حجاب در کشور ما به شدت بالا است و در مقابل لباسهای هنجارشکن ارزان هستند.
🔹قیمت البسه اسلامی مناسب با درآمد مردم نیست. باید البسه اسلامی از سوی دولت حمایت شود.
@EveDaughters
👍7🤬2😢1