I am kheradgera
4.77K subscribers
9.44K photos
15K videos
425 files
6.24K links
Download Telegram
▪️ اسماء الله الحسني، صفاتى براى الله يا نام بتهاى عرب؟

#قسمت_پانزدهم

آنچه به صورت خلاصه در سایت معتبر شیعی مرکز الابحاث العقائدیة راجع تفسیر این روایت آمده است بدین صورت از آن نتیجه گیری می شود.
ابتدا اصل متن عربی را می گذاریم و سپس از این جواب نتیجه گیری می کنیم:
▪️معنی اسماء الحسنی چیست؟
م / سعيد / العراق
#سوال: معنی اسماء الحسنی چیست؟
تفسیر کلام امام صادق علیه السلام از اینکه ائمه اسماء الحسنی هستند چیست؟
عن محمد بن أبي زيد الرازي عمن ذكره عن الرضا قال: إذا نزلت بكم شدة فاستعينوا بنا على الله، وهو قول الله: (( ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها )) قال: قال أبو عبد الله: نحن والله الأسماء الحسنى الذي لا يقبل من أحد الا بمعرفتنا ( قال فادعوه بها )
#المصدر: بحار الأنوار - الجزء ٩١ - صفحة ٥.
امام رضا فرموند:
هنگامی که بر شما سختی برسد به وسیله ما از خدا یاری بطلبید بنا بر این قول خدا در قرآن که گفته : (( ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها )) راوی گوید امام صادق فرمود: بخدا ما همان اسماء الحسنی هستیم که از کسی چیزی پذریفته نمی شود مگر با معرفت ما ائمه .سپس امام فرمود (فادعوه بها ) به ما خدا را بخوانید
#پاسخ:
برادر محترم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
ائمه علیهم السلام راهنما به سمت خدا هستند و خدا به جز با شناخت راه ائمه شناخته نمی شوند و از این روی بهترین دلیل بر این است که آنان اسمی از اسماء الله هستند. بنابراین فایده اسمایی که دلالت و تعریف به خدا عزوجل می توان فرض کرد از این حیث با ائمه محقق می شود.
و از جهت دوم: همانا اسماء الحسنی اسم هایی هستند که به واسطه آنان خداوند خوانده می شوند و در قرآن وارد شده است: ((وَلِلّهِ الأَسمَاء الحُسنَى فَادعُوهُ بِهَا )) (الاعراف:١٨٠).
و ائمه اطهار علیهم السلام مزیتی برایشان قرار داده است که آنان درهای قبول دعا باشند و کسی که ائمه را در دعا بخواند و به آنان توسل کند خدا حاجتش را برآورده می کند و از این جهت نام ائمه مشابه اسماء الحسنی خداوند است.

ادامه دارد.....

https://t.me/Iamkheradgera
▪️ اسماء الله الحسني، صفاتى براى الله يا نام بتهاى عرب؟



#قسمت_شانزدهم(آخر)

▪️و از جهت سوم:
ائمه مظاهر رحمت و قدرت خداوندی هستند و خداوند در قالب ائمه بر بندگان خود تجلی پیدا کرده است و رسول الله (ص) مظهر رحمت الهی است و در ایشان صفت رحمت الهی تجلی یافته است که مظهر تجلی اسم الرحمن است و از این روی خداوند راجع پیامبر در قرآن گفته است: (( وَمَا أَرسَلنَاكَ إِلَّا رَحمَةً لِّلعَالَمِينَ )) (الانبياء:١٠٧)
و این صفت واحده از جمله صفات دیگری است که در پیامیر و نیز سایر ائمه تجلی یافته است.
ودمتم برعاية الله
در پناه خدا باشید.
علي هادي / ايرلند
تعلیق بر جواب (١)
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دنباله شرح این حدیث: ما و خدا اسماء الحسنی هستیم
آیا جایز است بگوییم مثلا
حسيـــــن يا عـــــزيــز
حسيـــــن يا رحمـــــان
#پاسخ:
برادر محترم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
مقصود حدیث (نحن والله الاسماء الحسنى) این نیست که اسامی ائمه عینا همان اسماء الله الحسنى باشد بلکه مراد آن است که ظهور معانی اسماء الله الحسنى در آنان است و آنان مظاهر صفات خدای بزرگ و مثال علیای اسماء الحسنی هستند. پس اسامی مجرد الفاظ نیستند و حروف بر زبان جاری می شود در حقیقت حقایق و ذات و معانی و صفات آن است.پس خداوند عزوجل اسامی اشیاء را از جهت لفظی به آدم نیاموخت بلکه معانی و حقیقت آنان را به آدم آموخت و او آن ها را فهمید
لينك منبع مطالب فوق:
http://www.aqaed.com/faq/5635/
▪️نتیجه گیری:
١) این روایت مورد مناقشه سندی و رجالی واقع نشده است گویا متن آن نزد شیعه مقبول است و روایت معتبر تلقی شده است.
٢) شیعه در این توضیح نمی گوید ائمه اسماء الحسنی هستند به معنی اینکه خود الله هستند بلکه به نوعی شیعه ائمه خود را واسطه بین خود و خدا می دانند و در سختی و بلایا از آن ها شفاعت می طلبند و بدان ها توسل می کنند. لذا شیعه چه بگوید یا علی، یا حسین و یا ابوالفضل در واقع همان یا الله در نزد شیعه است.
و اين عمل از ديد تمامى مسلمانان غير شيعه همان شرك است.
@Iamkheradgera
#سئوال:
چرا به جاى مصرف اين همه طلا در قبر امامان و امامزاده ها، آنرا صرف فقرا نميكنيد؟
#پاسخ_آخوند:
مسلما یکی از راه های ابراز علاقه به خاندان رسالت حفظ و بزرگداشت حرم های آنان است. به دلیل همین ابراز احساسات و نشان دادن عشق و علاقه فراوان به اهل بیت است که شیعیان همواره سعی کرده اند که ارزنده ترین و با ارزش ترین فلزات اعم از طلا و نقره و سایر جواهرات را وقف آن قبور مطهر نمایند,در واقع طلاکاری گنبد و ضریح نوعی ابراز علاقه و محبت به اهل بیت پیامبر می باشد.
قرآن در آیه ٣٢ حج می فرماید:
« هرکس شعایر الهی ونشانه های دین خداوند را تعظیم و تکریم کند آن نشانه تقوای دلها است »
آیه می گوید هر چیزی که شعار و نشانه دین باشد بزرگداشت آن مایه تقرب به درگاه خداوند است!
▪️آيا قبر طلاكارى شده نشانه تقرب به خداست يا اثبات بت پرستى؟
اين چه دين مضحكى است كه با طلاكارى قبرها خدايش خوشحال ميشود؟
بايد تك تك خشتهاى امامزاده ها را خرج فقرا كرد و اين طلاكارى خرافاتی بیشتر نیست👌
https://t.me/Iamkheradgera
حتى حيوان هم به يك حيوان تازه متولد نابالغ، نگاه جنسى ندارد، اما ذهن فاسد و مذهب زده تربيت شدگان حوزه، به كودك شيرخواره هم احساس جنسى و شهوانى دارند.
#سوال بنده این است که امکان دارد کسی زوجه ای کمتر از ٩ سال و یا حتی شیرخواره داشته باشد ؟
مگر رضایت طرفین در ازدواج شرط صحت ازدواج نیست؟
و همچنین لمس به شهوت کودک شیر خواره و... جز فساد اخلاقی و کودک آزاری دلیل دیگری هم میتواند داشته باشد؟
لطفا در مورد منظور علت وجود چنین حکمی توضیح بفرمایید
#پاسخ دكتر علوم دينى؛
سلام علیکم
در پاسخ به سؤال شما:
در پاسخ باید گفت اگر نکاح قبل از بلوغ داریم با رعایت مصلحت صغیر است. گاهی برای حفظ کودکان از تعرض این کار را انجام می داده اند.
لينك منبع براى خواندن كل مطلب
پ ن:براى حفظ كودك از تعرض ديگران ميدهند به يكى كه با او (تفخيذ) سكس لاپائى انجام دهد.
مذهب نيست كه، فاضلاب است!

https://t.me/Iamkheradgera
براى اينكه فرزند خوانده با مادر خوانده اش(نامادرى) محرم شود، بايد به كمك ديگران، آلت تناسلى اش را وارد آلت تناسلى نامادرى اش بكند.
#سئوال:
فرزند پسرى از پرورشگاه آورده شده است و چون شير نامادرى اش را نخورده است با او محرم نيست!
حال بايد براى محرم شدن با نامادرى اش صيغه او شده و به كمك ديگران آلت تناسلى اش(كودك پسر) را وارد آلت تناسلى نامادرى اش بكند تا با هم محرم شوند.
آيا اين كافيست يا اينكه خود كودك بالغ شود و با شعور كامل اينكار را بكند؟
#پاسخ آيت الله:
براى محرميت صرف دخول به هر صورت كافيست.
▪️مثال: يك بانوى خيرى پسر ٥-٦ ساله اى را از پرورشگاه مى آورد كه فرزند خوانده اش شود، براى اينكه اين پسر با اين بانو محرم شود، بايد با كمك ديگران آلت تناسلى اش را وارد آلت تناسلى اين بانو كند😳
من هرچه فكر كردم قادر به فهم اين مسئله نشدم، واقعا كدام حيوانى اينكار را ميكند؟
مذهب نيست لامصب, فاضلابه😷

https://t.me/Iamkheradgera
🔥 فضاحت اسلامگرایان در توجیه رابطه دوستانه با حکومت جنایتکار و مسلمان‌کش چین

کانال فریبکار اسلامی می‌گوید:
«برخورد خشن چین با مسلمین اویغور٬ یک واکنش دفاعی است! چرا که آنان تحت تاثیر افکار داعش و وهابیت قرار گرفته و تفکرات تکفیری دارند!»

#پاسخ:
از قضا بر طبق تحقیقات و نظرسنجی‌های معتبر جهانی٬ مردم فلسطین و بالاخص غزه هم رکورد‌دار بیشترین تایید و حمایت از گروه القاعده هستند! ↓↓↓
a quarter of Palestinians have a favorable view of al Qaeda
ترجمه: یک چهارم مردم فلسطین دیدگاه مطلوبی نسبت به گروه تروریستی القاعده دارند (این آمار بالاترین درصد در میان کشورهای اسلامی هست)
منبع: موسسه تحقیقاتی Pew
🌐 https://zipr.ir/MF1

حمایت و طرفداری مسلمین فلسطینی از تفکرات داعشی‌مآبانه به حدی زیاد است که در بین تمام کشور‌های اسلامی خاورمیانه٬ فلسطین رکورد بیشترین تایید و حمایت از حملات انتحاری را از آن خود کرده‌است! ↓↓↓
In the Middle East, support for suicide bombing is highest in the Palestinian territories, where 46% of Muslims say that it is often or sometimes justified in order to defend Islam. Support is particularly high among Muslims in Gaza (62%) versus those in the West Bank (36%).
ترجمه: در تمام کشورهای خاورمیانه٬ فلسطینی‌ها بیشترین تایید و حمایت از حملات انتحاری را از خود نشان دادند؛ به طوریکه ۴۶ درصد مسلمین فلسطینی می‌گویند که حملات انتحاری برای حفظ اسلام در غالب مواقع (یا دستکم در بعضی مواقع) معقول و موجه است! این دیدگاه٬ مورد تایید و حمایت ۶۲ درصد از مردم غزه هم می‌باشد‌
🌐 منبع: موسسه تحقیقاتی Pew
🌐 https://zipr.ir/MF1

حتی کار به اینجا هم ختم نمی‌شود و مردم مظلوم (!) فلسطین که اصلا تحت تاثیر افکار داعشی هم نیستند (!) ٬ برای ابراز وفاداری خود به داعش٬ پیکر کشته‌هایشان را با پرچم داعش تشییع می‌کنند!
مراسم تشييع پيكر دو جوان فلسطيني درحالي در اردوگاه الشاطي غزه برگزار شد كه پيكر آنها در پرچم گروه «داعش» پيچيده شده بود و فلسطینیان حاضر نیز پرچم‌های داعش را در دست داشند.
🌐 منبع: خبرگزاری داخلی تابناک
🌐 https://zipr.ir/ubW


حال از نویسنده‌ مسلمان کانال «پرسمان اعتقادی» سوال می‌کنیم:
پس چگونه واکنش‌ اسرائیل در کشتار یا بازداشت مسلمین داعشی‌مآب فلسطین را یک واکنش دفاعی نمی‌دانید؟! چگونه دوستی با اسرائیل خیانت به اسلام است اما دوستی با چین که طبل رسوایی‌اش در کشتار مسلمین از بام افتاده مصداق پیروی از حکم قرآن و اسلام ناب محمدی است؟!

@Iamkheradgera
پاسخ يك آخوند در مورد رفتار با كنيزان و چندين دروغ مضحك
١) ادعا: در صدر اسلام كنيزانى بودند كه توانايى اداره زندگى خود را نداشتند!
#پاسخ: كنيد به برده مونث اطلاق ميشود كه بعنوان كالا خريد و فروش ميشود و هيچ استقلال فكرى، اجتماعى و مالى ندارد.
٢) ادعا: اگر سرپرست مرد بود ميتواند با كنيز ازدواج كند و با او همبستر شود.
#پاسخ: براى همبستر شدن با كنيز نياز به هيچ نوع عقدى نيست طبق احكام اسلام.
٣) ادعا: سرپرست كنيز او را هبه كند و به همسرى و مالكيت شخص ديگرى درآورد.
#پاسخ:
اولا؛ صاحب كنيز و نه سرپرستش زيرا كنيز مانند كالا خريد و فروش ميشود(به دروغ نوشته سرپرست كنيز)،
دوما؛ كنيز را به كسى دادن براى همبسترى با او يعنى فروختن تن كنيز و درامدزائى بدون هيچ اجازه و تمايلى از سوى كنيز بينوا
٤) ادعا: روايت كافى در مورد اجازه رابطه جنسى با كنيز از طرف مالكش
#پاسخ: طبق معمول روايت را تحريف كرده و قسمتى را خودش به آن اضافه كرده و متن عربى روايت را نيز نياورده است

📌اين هم كرامت زنان و اسيران در اسلام و اعتراف به لجام گسيختگى جنسى بزرگان اسلام

@Iamkheradgera
💥رسوایی اسلامگرایان در ادعای معجزه‌ی علمی «اشاره به سیاهچاله در قرآن»

#متن_ادعا:
در آیات ۱۵ و ۱۶ سوره التکویر ﴿فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ(۱۵) الْجَوَارِ الْكُنَّسِ(۱۶)﴾ کلمه‌ی الخنس یعنی پنهان‌شونده و الکنس یعنی جارو کردن...به عبارتی مراد آیه این است: ←اجرامي #پنهان که موادّ #همجوار خود را جذب مي‌کنند و #فرومي‌بلعند! یعنی درست همان چیزی که سازمان ناسا در مورد سیاهچاله‌ها اعلام کرده است: سیاهچاله‌ها چنان کشش گرانشی عظیمی دارند که مي‌تواند موادّ #همجوار را به‌داخل خود #فروبکشد و آنها را "بخورد" و حتی نور را هم به دام می‌اندازند
پس این اعجاز علمی قرآن است!

#پاسخ_به_ادعا:
اولاً ادمین کم‌سواد این کانال اسلامگرا هنوز فرق اسم با فعل را نمی‌داند و کلمه‌ی الْكُنَّسِ در آیه را جارو کردن معنا می‌کند! حال آنکه «كُنَّس» اسم جمع «كانس» به معنای آهویی که داخل لانه‌ی خود شود است. شاهکار دیگر ایشان هم ترجمه‌ی کلمه‌ی الْجَوَارِ در آیه به موادّ #همجوار است در حالیکه «جَوار» جمع «جاريه» به معنى رونده سريع است! و هیچ ربطی به مواد همجوار ندارد!
در واقع طرّاح این معجزه‌تراشی سعی کرده با تحریف ترجمه‌ی آیات٬ یک مفهوم علمی به آیه نسبت بدهد. در حالیکه ترجمه‌ی صحیح آیات از این قرار است:
ترجمه‌ی انصاریان: پس سوگند به ستارگانی که باز می گردند(۱۵) ستارگانی که به سرعت می روند و پنهان می شوند(۱۶)
ترجمه‌ی خرمشاهی: پس سوگند مى‏خورم به اختران باز گردنده‏(۱۵) سيارگان پنهان رونده(۱۶)
ترجمه‌ی فولادوند: نه نه سوگند به اختران گردان(۱۵) [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند(۱۶)
ترجمه‌ی قمشه‌ای: چنین نیست (که منکران قرآن پندارند) قسم یاد می‌کنم به ستارگان باز گردنده(۱۵) که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند(۱۶)
ترجمه‌ی مکارم شیرازی: سوگند به ستارگاني كه باز مي‏گردند(۱۵)حركت مي‏كنند و از ديده‏ ها پنهان مي‏شوند.(۱۶)
▪️با توجه به مطالب فوق‌الذکر٬ ‌به ادمین فریبکار این کانال اسلامی #تحدی می‌کنیم که فقط از یکی از انبوه ترجمه‌های قرآن ثابت کنند که آیه‌ی ﴿الْجَوَارِ الْكُنَّسِ﴾ به معنای فرو کشیدن #مواد_همجوار به داخل است. بدیهیست که امتناع ایشان از پاسخ به این تحدی به منزله عجزشان از دفاع از این معجزه‌تراشی و اثبات #فریبکار بودنشان است

ثانیاً ائمه‌ی معصوم شیعه که به زعم اسلامگرایان تنها مفسّر و مبیّن بر حق قرآن هستند٬ در تفسیر این آیات کاملاً خلافِ اظهارات معجزه‌تراشانه‌ی کانال اسلامگرا بیان کرده اند که:
❶ اصبغ‌بن‌نباته گوید: ابن کوّاء از امام علی پرسید: منظور از این آیه: الجَوَارِ الْکُنَّسِ چیست؟ فرمود: «یعنی ملائکه علم را به جانب پیامبر می‌برند. آن علم را اوصیاء که اهل بیت هستند جمع می کنند به‌طوری‌که بر آن‌ها احدی جز خودشان اطّلاع ندارد و معنی «کنسه» یعنی بر می‌دارند و پنهان می‌کنند»
#منبع: بحارالأنوار ٫ ج۲۴ ٫ ص۷۷
❷ امام علی در معنای آیه‌ی «فَلا أُقْسِمُ بِالخُنَّسِ» فرمود آن‌ها اخترانند که شب نمایانند و روز نهان و دیده نشوند
#منبع: بحارالأنوار ٫ ج۵۵ ٫ ص۱۰۷
❸ مقصود از این آیه (فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس) مولودی است که در آخر الزّمان خواهد آمد و او مهدیِ این عترت طاهره است. و برای اوست حیرت و غیبتی که مردمی به‌وسیله‌ی آن گمراه گردند و گروهی هدایت شوند خوش به حال تو اگر او را درک کنی و خوشا به حال کسی که او را می‌بیند
#منبع: بحار الأنوار ٫ ج۵۱ ٫ ص ۱۳۷

https://t.me/Iamkheradgera
💥 پاسخ به ادعای اعجاز علمی امام صادق در اشاره‌ به فضای خالی اتم‌ها و اجسام

#متن_ادعا:
امام صادق علیه السلام در هزار و سیصد سال پیش از تو خالی بودن ساختار اولیه مخلوقات خبر داده است:
هشام بن حكم گويد: از جمله پرسش زنديق از امام صادق(ع)اين بود كه آیا خدا خشنودي و خشم دارد؟ حضرت فرمود آري ولي خشم و خشنودي او طبق آنچه در مخلوقين پيدا مي شود نيست، زيرا كه خشنودي حالتي است كه به انسان وارد مي شود و او را از حالي بحالي بر ميگرداند .
چون كه مخلوق تو خالي ساخته شده و بهم ترکیب شده . هر چيز در آن امکان داخل شدن دارد و خالق ما راه دخولي برايش نيست زيرا او يكتاست، ذاتش يگانه و صفتش يگانه است، پس خرسندي او پاداش او و خشمش كيفرش مي باشد بدون اينكه چيزي در او تاثير كند و او را برانگيزاند و از حالي بحالي گرداند، زيرا اين تغييرات از صفات مخلوقين ناتوان نيازمند است.(منبع: اصول کافي ج ۱، ص ۱۱۰)

#پاسخ_به_ادعا:
اولاً روایت مورد استناد نویسنده‌ی معجزه‌تراش طبق مبانی حدیث‌شناسی خودشان ضعیف است! اما از آنجایی که پای معجزه‌تراشی و فریب عوام‌الناس در میان است٬ نویسنده‌ی مسلمان ترجیح داده ضعف حدیث را نادیده بگیرد!↓↓↓
#حکم_حدیث: [ الحديث السادس : مجهول ]
منبع: مرآة العقول ٫ جلد۲ ٫ صفحه ۲۱

ثانیاً در این حدیث٬ آنجا که می‌گوید «خشنودي حالتي است كه به انسان وارد مي شود» پر واضح است که محوریت حدیث٬ حالات روحی و نفسانی انسان است! نه اتم‌های سازنده‌ی بدن انسان! به عبارتی مراد از توخالی بودن مخلوقات٬ داشت قابلیت پذیرش و تغییر حالات روحی و خلقیات است٬ نه خالی بودن فضای اتم‌های سازنده‌ی آنها!
بر همین اساس است علمای اسلام در شرح این حدیث اذعان کرده‌اند که:
مراد از اجوف (میان خالی) در اين جا، درون‌دار و صاحب مقدار بودن است. و این به معنای باطل بودن تجرّد نفوس ناطقه و مانند آنها است
منبع: صافی در شرح کافی ٫ جلد ۲  صفحه ۲۵۰

اما نویسنده‌ی معجزه‌تراش به منظور عوام فریبی و تحمیق مردم٬ حدیث را از مفهوم و مضمون اصلی خود خارج کرده تا بلکه بتواند کلمه‌ی اجوف(توخالی) در حدیث را با مفهوم خالی بودن بیشتر فضای اتم پیوند بزند!
حال جا دارد از ایشان بپرسیم نظرشان در مورد شعر معروف هاتف اصفهانی (شاعر قرن ۱۱ هجری) که می‌گوید: « دل هر ذره را که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی » چیست؟! آیا رواست که این شعر هاتف اصفهانی را از موضوعیت اصلی آن که همان مسائل عرفانی است خارج کنیم و بگوییم هاتف اصفهانی معجزه‌ی علمی کرده‌است؟ چرا که قرن ها پیش از کشف ساختار اتم٬ صحبت از شکافت ذرات (شکافت هسته‌ای) و آزاد شدن نور و انرژی ناشی از آن کرده است؟!

ثالثاً اگر بنا باشد عبارت «اجوف بودن مخلوقات» در حدیث را به خالی بودن فضای اتم‌ها و به طور کلی به ماده ربط بدهیم٬ پس متعاقبا آنجا که به «توخالی نبودن خدا» اشاره می‌کند را نیز می‌بایست به ماده و اتم ربط دهیم! چرا که هیچ ذی‌شعوری نمی‌تواند در قیاس بین خدا و مخلوقات از نظر توخالی (اجوف) بودن و توخالی نبودن (صمد) ٬ به صورت دلبخواهی یک بار مفاهیم فیزیکی و مادی رو مصداق قرار دهد و بگوید مراد از توخالی (اجوف) بودن در حدیث٬ خالی بودن ℅۹۹/۹۹۹۹۹۹۹ فضای اتم‌ها است و یکبار هم مفاهیم غیر مادی و مجرد را مصداق قرار دهد و بگوید مراد از توخالی نبودن در حدیث٬ رخنه ناپذیر بودن و غیر قابل تسلط بودن خدا می‌باشد!

https://t.me/Iamkheradgera
💥پاسخ به ادعای اعجاز قرآن در مورد نزول آهن (بخش اول)

#متن_ادعا:
دانشمندان ثابت کرده اند آهن موجود در کره ی زمین از آسمان به زمین فرود آمده است!
همین مطلب را ۱۴۰۰ سال پیش قرآن در آیه ی ۲۵ سوره ی الحدید بیان کرده است!
﴿وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ
ترجمه: و آهن را كه در آن نيرويى سخت و منافعى براى مردم است فروفرستاديم﴾

#پاسخ_به_ادعا:
–اولاً در مقاله ی مورد استناد کانال اسلامگرا اشاره شده است که انفجار سوپرنوا٬ منشاء آهن موجود در هسته ی زمین است.
Supernova shoot-em-ups could be responsible for Earth’s iron core.
#ترجمه: انفجار سوپرنوا می تواند منشاء هسته ی آهنی کره ی زمین باشد.
#منبع: نیو ساینتیست (https://is.gd/jbELNc)
ادمین کانال اسلامگرا با نادیده گرفتن این بخش از مقاله سعی می کند مخاطب را فریب دهد. اما با توجه به این قسمت از مقاله در می یابیم که در حقیقت نمی توان گفت «ابتدا کره ی زمینی وجود داشته است بعد در اثر انفجار ابرنواختر نوع la آهن از آسمان به زمین فرود آمد!» بلکه اصلا کره ی زمینی در کار نبوده است و‌ وقتی انفجار ابرنواختر نوع la رخ داد٬ ابتدا هسته ی آهنی کره ی زمین شکل گرفت و پس از میلیون ها سال از سرد شدن مواد مذابی که در سطوح بالاتر از هسته قرار داشتند٬ کره ی زمین و پوسته ی آن شکل گرفت! پوسته ای که آهن موجود در آن٬ از همان هسته ی آهنی نشات گرفته است و بر خلاف ادعای کانال دروغ پرداز اسلامگرا٬ از آسمان نازل نشده است:
the slow churning of the mantle as it makes and recycles the Earth's crust may preferentially incorporate heavy iron into rock
#ترجمه: همزمان با حرکت و لغزیدن گوشته ی زمین٬ که باعث شکل گیری پوسته ی زمین می شود٬ آهن سنگین نیز در صخره ها انباشته می شود
#منبع: ساینس دیلی (https://gourl.page.link/bWiw )
ذکر این نکته نیز لازم است که اگر همان شکل گیری هسته ی آهنی زمین در اثر انفجار سوپرنوا را مصداق نزول آهن از آسمان در نظر بگیریم٬ الزاماً باید قائل به آن شویم که اصلا خود کره ی زمین و کلیه ی عناصر موجود در آن هم از آسمان نازل شده است! چرا که نحوه ی شکل گیری کره زمین نیز بدین شکل بوده است که میلیاردها سال پیش در اثر انفجار ستاره ای٬ گازها و غبار حاصل از انفجار ابرنواختری آن در فضا پخش شده و پس از میلیون ها سال٬ این توده های گازی و غبار عناصر دوباره گرد هم آمدند و کره ی زمین را تشکیل دادند! پس نه فقط تشکیل هسته ی زمین٬ بلکه شکل گیری کل کره ی زمین هم ناشی از انفجار ابرنواختری بوده فلذا بر طبق برداشت کودکانه ی معجزه تراشان٬ باید بگوییم کره زمین از آسمان نازل شده است!

#ادامه_دارد


🔥کانال خردگرا👈
@Iamkheradgera
💥 پاسخ به ادعای اعجاز سنگینی ابرها در قرآن

#متن_ادعا:
آیا تا به‌ حال «سنگین بودن ابر» به فکرت خطور کرده است؟ قرآن در همان روزگار ۱۴ قرن پیش به این واقعیت علمي اشاره کرده است:
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنشِئُ السَّحَابَ الثِّقَال(12/رعد)
#ترجمه: ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﻕ ﻛﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺍﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣيﺩﻫﺪ ، ﻭ #ﺍﺑﺮﻫﺎﻯ_ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺭﺍ ﭘﺪﻳﺪ میﺁﻭﺭﺩ

#پاسخ_به_ادعا:
اولاً هر انسان ذی‌شعوری با مشاهده‌ی بارش باران در هنگام ابری شدن هوا به سادگی پی میبرد که منشاء این حجم عظیم از آب باران ابرها هستند و متعاقباً درمی‌یابد که ابرهایی که این حجم عظیم آب‌ را در خود دارند٬ می‌بایست سنگین باشند. بنابراین مدعیان چنین اعجاز پیش‌پا افتاده‌ای می‌بایست اثبات کنند که پیش از قرآن٬ احدی از مردمان جهان نمی‌دانستند که ابرهایی که این حجم عظیم از آب باران را در خود ذخیره‌ دارند سنگین هستند!
حال آنکه ما می‌دانیم ارسطو (متوفی ۳۴۸ ق.م) فیلسوف و متفکر نامدار یونان باستان٬ قرن‌ها پیش از قرآن حتی به چگونگی شکل‌گیری باران نیز پی‌برده‌بود! ↓↓↓
In Aristotle's model, "the moisture surrounding the earth" is made to evaporate and rise by the sun's rays..."The moisture is always raised by the heat and descends to the earth again when it gets cold ... when the water falls in small drops it is called drizzle; when the drops are larger it is rain."
ترجمه: بر طبق عقیده‌ی ارسطو٬ رطوبت اطراف زمین در نتیجه‌ی تابش آفتاب تبخیر شده و به بالا می‌رود...رطوبت همواره در اثر گرما به بالا می‌رود و در اثر سرد شدن به صورت باران به زمین بر‌می‌گردد
منبع: ایندیپندنت

ثانیاً با توجه به آیه ۴۳ نور که به وجود کوه‌هایی در آسمان به عنوان منشاء تگرگ اشاره می‌کند٬ می‌توان گفت که اشاره‌ی قرآن به سنگینی ابرها نیز نشأت گرفته از همین اشتباه قرآن در باور به وجود کوه‌ در آسمان است! ↓↓↓
وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ (النور/۴۳)
ترجمه: و از آسمان - از كوههائي كه در آنست - دانه‏ هاي تگرگ نازل مي‏كند

ثالثاً وقتی به روایت ائمه‌ی معصوم (که به زعم اسلامگرایان معلم و مفسر حقیقی قرآن هستند) رجوع می‌کنیم در می‌یابیم که بر‌خلاف ادعاهای معجزه‌تراشان٬ ایشان اساساً در توصیف منشاء باران دچار خطاهای علمی فاحشی نیز شده‌اند! به عنوان یک نمونه٬ به روایتی صحیح از امام صادق (که شیعیان وی را دانشمند می‌دانند!) اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد ایشان بر این باور بوده که ابرها آب باران را نه از تبخیر آب‌های زمین٬ بلکه از زیر عرش (که واقع در آسمان هفتم است!) می‌گیرند! ↓↓↓

▪️١٤٩١ ـ و روى حفص بن البختري عنه عليه السلام أنه قال: «إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن ينفع بالمطر أمر السحاب فأخذ الماء من تحت العرش و إذا لم يرد النبات أمر السحاب فأخذ الماء من البحر» قيل إن ماء البحر مالح قال «إن السحاب يعذبه» [منبع: من لا يحضره الفقيه ٫ ج۱ ٫ ص۵۲۴]
◾️#ترجمه: امام صادق: همانا خداوند تبارك و تعالى هر گاه اراده فرمايد كه بوسيله باران به مخلوقات خود نفع رساند ابر را فرمان ميدهد و ابر آب را از زير عرش برميدارد، و هر گاه نخواهد كه منتفع شوند از باران و چيزى نرويد ابر را فرمان ميدهد تا آب را از دريا برگيرد، گفتند: آب دريا شور است (پس چگونه آب باران شيرين است) آن حضرت فرمود: البته ابر آن را شيرين ميسازد.
◼️#حکم_حدیث: صحیح [لوامع صاحبقرانی ٫ ج۵ ٫ ص۳۰۴]

سخن پایانی:
به راستی که اگر قرآن واقعا یک کتاب الهی بود و هیچ ضعف و کاستی در آن راه نداشت٬ پیروان آن نیازی به چنین عوام‌فریبی‌های کودکانه‌ای برای بالا‌ بردن ارج و منزلت آن داشتند؟ طرفداران چنین معجزه‌تراشی‌های سخیفی چه پاسخی در قبال این شعر هاتف اصفهانی (شاعر قرن ۱۲ هجری) دارند که می‌گوید «دل هر ذره‌ را که بشکافی / آفتابیش در میان بینی» ؟؟؟ آیا می‌توان گفت این شعر هاتف اصفهانی اشاره‌ای لطیف به پدیده‌ی شکافت هسته‌ای و آزاد شدن انرژی و نور حاصل از آن بوده و این یک معجزه‌ی علمی بی‌نظیر است؟! اگر چنین است چرا به الهی بودن شعر هاتف و نبوت وی ایمان نمی‌آورند؟


🔥کانال خردگرا👈
@Iamkheradgera
💥محمد، پیام‌آور رحمت یا وحشت؟ (۷)

کشتن شاعران به خاطر سرودن اشعار انتقادیِ هجوآمیز!

💢برخلاف این باور شایع و عوامانه که «پیامبر اسلام به قدری مهربان بود که حتی به عیادت آن یهودی که بر سر وی خاکستر میریخته میرفته» ایشان حتی طاقت شنیدن اشعار هجوآمیز منتقدینش را ندارد و دستور قتل سراینده‌ی چنین اشعاری را صادر میکرده!

کعب بن اشرف (شاعر یهودی) وقتی که دید بزرگان قریش در بدر کشته و‌ اسیر شده‌اند بسیار بی‌قرار شد٬ لذا به مکه رفت تا در عزاداری قریشی‌ها شرکت کند و با این بهانه آنها را به جنگ و انتقام گرفتن از مسلمانان تحریک کند. بدین‌ترتیب به سوی مکه حرکت کرد و در آنجا بر «ابی وادعة‌بن‌‌‌ضبیره سهمی» وارد شد و با عاتکه دختر اُسَید بن ابی العیص بن امیّه بن عبد شمس ازدواج کرد. او در آنجا اشعاری می‌سرود و برای کشته‌شدگان بدر می‌خواند و گریه می‌کرد و مردم را به جنگ با رسول الله تشویق می‌کرد. رسول‌الله هم حسّان بن ثابت را فراخواند و به او اطلاع داد که کعب با عاتکه دختر اُسَید ازدواج کرده‌است و از او خواست که کعب را هجو کند و حسان چنین سرود:
الا أبلغوا عنی اُسَیدا رسالة / فخالك عبد بالشراب مجرّب
لعمرك ما ٱوفی اُسَید بجاره / و لا خالد٬ لا و المفاضة زینب
و عتاب عبد غیر موف بذمة / کذوب شئون الرأس قرد مدرّبة
(لازم به ذکر است که مترجم این کتاب در ترجمه‌ی این شعر دست به تحریف زده و ترجمه‌ی صحیح چنین است: «از من این پیام را به اُسَید برسانید / که داییِ تو برده‌ای است که فقط در شراب کار کشته است. / سوگند به جانت که نه اُسَید برای پناهنده‌ی خود(یعنی کعب بن اشرف) کاری کرده‌است / نه خالد(نام پسر اُسَید) و نه زینبِ شکم گُنده!(نام زن اُسَید) / عَتّاب (نام پسر دیگر اُسَید) هم بنده‌ای است که به عهد خود وفا نمی‌کند / دروغ‌گویی است که در سر دروغ می‌پروراند٬ گویی بوزینه‌ای است دست‌آموز». همانطور که ملاحظه می‌کنید در این شعر که به دستور و تایید محمد علیه کعب بن اشرف سروده شد٬ اعضای خانواده و و حتی زن اُسَید که به کعب پناه داده بود (زینب) مورد اهانت و فحاشی قرار میگیرد)
وقتی که این شعر به گوش اُسَید رسید٬ به همسرش گفت: ما را چه به این یهودی؟! آیا نمی‌بینی که حسّان در مورد ما چه می‌سراید؟! و آنگاه اسباب و‌ اثاثیه‌ی کعب را بیرون ریخت!

💢کعب از پیش آنها به جای دیگری رفت؛ ولی به هر جایی که می‌رفت٬ رسول‌الله حسّان را فرا‌ می‌خواند و به او‌اطلاع می‌داد و حسّان آنها را هجو می‌کرد تا اینکه مجبور شوند کعب را از خود طرد کنند به طوری که پناهگاهی در مکه نیافت و مجبور شد به مدینه برگردد. وقتی نبی اکرم از بازگشت کعب آگاه شد فرمود: خدایا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش کفایت کن.
آنگاه ابن اسحاق از عبدالله‌ بن‌ مغیث بن أبی بردة ظفری نقل می‌کند که: ابن أشرف به مدینه بازگشت و بنا کرد به سراییدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان که موجب آزار آنان شد.
لذا رسول الله فرمود: چه کسی مرا از ابن اشرف کفایت می‌کند؟ (کنایه از اینکه مرا از شر او خلاص می‌کند).
محمد بن مسلمة (أوسی) که برادر رضاعی ابن اشرف بود گفت: من تو را کفایت می‌کنم و او را به قتل می‌رسانم.
آن حضرت فرمود: اگر بر او دست یافتی او را به قتل برسان!

📚منبع: موسوعة التاریخ الاسلامی - تالیف محمدهادی یوسفی غروی- ترجمه حسین‌ علی عربی- ج۴- ص۵۱


📌پی‌نوشت:
پاسخ به دو‌ توجیه اسلامگرایان در مورد این عمل جنایتکارانه‌ی پیامبر اسلام:
#ادعا: قتل کعب بن اشرف عادلانه بود چون او مشرکان را به جنگ با مسلمین تحریک کرد!
#پاسخ: تنها کاری که کعب انجام داد سرودن شعر بود که آن هم موثر واقع نشد چرا که حسان بن ثابت به دستور پیامبر با هجو کردن مکرر کعب و افرادی که به او پناه می‌دادند٬ عملاً باعث طرد شدن او‌ از مکه شد. بنابراین اساساً نیازی به کشتن کعب وجود نداشت٬ چرا که اهل مکه خود او را طرد کرده بودند!
#ادعا: ترور و‌ کشتن کعب‌ بن اشرف عادلانه و ضروری بود چون او به زنان مسلمان با شعر اهانت می‌کرد!
#پاسخ: خود پیامبر هم به واسطه‌ی اشعاری که حسّان بن ثابت به دستور او علیه کعب سرود٬ به زن افرادی که به کعب پناه داده بودند اهانت می‌کرد! چنانکه به زینب٬ همسر اُسَید که به کعب پناه داده بود «زینبِ شکم‌گنده» گفته می‌شود!
اگر اهانت کعب به زنان مسلمان٬ (آن هم در مقام مقابله به مثل!) مستوجب ترور و کشتن او می‌شود٬ پس تکلیف اهانت‌های پیامبر اسلام به این شخص و حامیان او چه می‌شود؟! آنچه که عوض دارد٬ گله ندارد!


🔥کانال خردگرا👈
@Iamkheradgera
💥رسوایی دوباره معجزه‌تراشان اسلامی در ادعای اشاره‌ی علمی امام صادق به توخالی بودن اتم‌ها – بخش اول

چندی پیش یکی از کانال‌های فعال در حوزه‌ی معجزه‌تراشی مقاله‌ای را در اثبات معجزه‌ی علمی امام صادق در اشاره به فضای خالی اتم‌ها و‌ اجسام منتشر کرد (مطالعه از اینجا) که ما نیز در رد ادعای ایشان مقاله‌ای را در کانال قرار دادیم (مطالعه از اینجا).
اما گویا عطش معجزه‌تراشی ایشان هنوز رفع نشده و کماکان بر این معجزه‌تراشی کودکانه اصرار دارند!
در ادامه به نقد و بررسی دفاعیه‌ی ایشان از این معجزه‌تراشی می‌پردازیم:

❶ نویسنده مسلمان در توجیه استنادش به ضعف روایت مورد بحث می‌گوید:
ضعف سند روایت موجب بطلان آن نمی‌شود٬ بلکه اگر روایتی ضعیف با قرآن و عقل سازگار بود باز هم حجت است!
#پاسخ:
اولاً روایت مذکور با هیچ یک از آیات قرآن قابل تطبیق نیست! اگر این روایت با فقط یک آیه‌ی قرآن قابل تطبیق بود در همان پست اولیه‌تان آیه‌ی قرآن را نیز می‌کردید و ای بسا که خود آیه‌ی قرآن را ملاک معجزه‌تراشی قرار می‌دادید! نه روایتی ضعیف را!
ثانیاً ادعای «تطبیق روایت با عقل و علم بشر به عنوان قرینه‌ای بر صحت و حجیت روایت» نیز متضمن اشکال وارد شدن بر بسیاری از روایت و احکام اسلامی می‌شود! چرا که بسیاری از روایت صحیح اساساً با عقل سازگار نیست اما باز هم تمام فقهای اسلام آن را حجت دانسته و بدان عمل می‌کنند. به عنوان نمونه٬ بر طبق روایتی صحیح از امام صادق دیه‌ی قطع ۴ انگشت زن از دیه‌ی قطع ۳ انگشت زن کمتر است! (این قانون هم اکنون نیز در قانون مجازات اسلامی کشور اجرا می‌شود!) حال آنکه عقل حکم می‌کند به تناسب خسارت بدنی بیشتر٬ دیه و غرامت بیشتر دریافت گردد!
#نتیجه اینکه مطرح کردن شرط تطبیق مضمون حدیث با عقل و علم بشر٬ چیزی جز فریبکاری و تناقض‌گویی معجزه‌تراشان را ثابت نمی‌کند.

❷ سپس نویسنده‌ی معجزه‌تراش برای فرار از اشکال ضعیف بودن روایت امام صادق٬ به روایتی دیگر از کتاب روضه المتقین جلد ۷ ٬ صفحه ۵۷۳ اشاره می‌کند:
[ و في الحسن كالصحيح: إن الله عز وجل خلق ابن آدم أجوف
ترجمه: همانا خداوند بنی آدم را توخالی آفریده است. ]
غافل از اینکه این روایت خود قرینه‌ایست بر باطل بودن برداشت معجزه‌تراشانه‌اش از روایت پیشین! چرا که در این روایت به اجوف (=توخالی) بودن بنی آدم اشاره می‌شود نه اشیاء! و‌از طرفی در متن همان روایت اول هم که از لفظ «مخلوقات» شده باز صحبت از حالات روحی و تغییر خلقیات به میان آمده که خاص انسان‌هاست؛ به عبارتی با توجه به این دو روایت در می‌یابیم مراد از اجوف بودن مخلوقات٬ راه داشتن تغییر در حالات روانی و خلقیات نفس انسان است؛ بنابراین اساساً این برداشت معجزه‌تراشانه که مراد از اجوف بودن مخلوقات٬ توخالی بودن اتم‌های سازنده‌ی آن است با مضمون هیچ یک از روایات سازگار نیست!
از همین بابت است که علما و شارحان حدیث از زمان امام صادق تاکنون حتی یکبار هم این حدیث را به خالی بودن ساختار جسمی مخلوقات تعبیر نکرده‌اند بلکه به صورت متفق‌القول‌٬ آن را به مسئله‌ی خلقیات انسان مرتبط دانسته‌اند.

❸ در ادامه نویسنده‌ی مسلمان با بیان این مطلب که غم و شادی٬ پیام ها و اطلاعاتی هستند که بصورت صوتی ( از طریق هوا ) یا تصویری وارد سیستم عصبی انسان شده و بر خلقیات انسان تاثیر می‌گذارند٬ مادی بودن نفس انسان را نتیجه می‌گیرد! و عجیب تر آنکه از مادی بودن نفس انسان هم٬ اجوف بودن اتم‌های سازنده‌ی بدن انسان را نتیجه می‌گیرد!😄
در پاسخ می‌گوییم:
اولاً شما با این سخن٬ خود معترف شده‌اید که مضمون روایت مذکور «قابلیت تغییر خلقیات در انسان» است! حال آنکه مدعای شما از ابتدا این بود که این روایت٬ در مورد خالی بودن فضای بین اتم‌های مخلوقات است! و ما گفتیم اساساً مضمون این روایت هیچ‌ ربطی به اتم‌های سازنده‌ی بدن مخلوقات ندارد بلکه مراد آن٬ قابلیت پذیرش خلقیات مختلف در انسان است! (بر خلاف خدا که گفته می‌شود صفاتش عین ذات اوست٬ صفات در انسان عین ذات او‌ نیست)
ثانیاً از اثبات مادی بودن نفس انسان در حدیث هم آبی برایتان گرم نمی‌شود چرا که این مسئله هیچ‌ ربطی به توخالی بودن فضای بین اتم‌ها ندارد! (مصادره به مطلوب)

📌ادامه در پست بعدی...



🔥کانال خردگرا👈
@Iamkheradgera
💥رسوایی دوباره معجزه‌تراشان اسلامی در ادعای اشاره‌ی علمی امام صادق به توخالی بودن اتم‌ها– بخش دوم
( مطالعه بخش اول از اینجا )

❹ نویسنده‌ی مسلمان که با تاویل و تفسیرهای کذاییِ خود از ساده‌ترین عبارات احادیثِ ضعیف (!) معجزه‌ی علمی می‌تراشد٬ در توجیه شعر معروف هاتف اصفهانی (دل هر ذره را که بشکافی / آفتابیش در میان بینی) که به مراتب حمل کردن اعجاز علمی بر آن قابل پذیرش‌تر از معجزه‌تراشی‌های کودکانه‌ی اسلامگرایان است چنین می‌گوید:
هاتف اصفهانی شاعر است و بدیهی است که از کنایه و استعاره استفاده کند! اما معصومین که شاعر نیستند!
#پاسخ:
بلکه این از بی‌بضاعتی علمی شماست که از کنایات و استعاره‌هایی که در قرآن و احادیث به کرات استفاده شده بی خبرید! به عنوان نمونه٬ در حدیث مشهور «شهر علم» پیامبر اسلام خود را «شهر علم» معرفی می‌کند و علی را «دروازه‌ی این شهر!» ↓↓↓
[ پیامبر اسلام: أنا مدينة العلم و علي بابها
ترجمه: من شهر علمم و علی دروازه‌ی ورود آن است ]
این تنها یک مورد از انبوه استعارات و‌تشبیهاتی است که در قرآن و احادیث معصومین به کار رفته!

❺ مسلمان معجزه‌تراش ادامه می‌دهد:
کلام امام صادق پر از مضامین لطیف و‌ دقیق علمی است! اما شعر هاتف عرفانی است و نیاز به تعمق ندارد!
#پاسخ:
اینکه نیازی به تعمق در شعر هاتف نمی‌بینید بدیهی است٬ چرا که اگر بخواهید اینگونه در شعر هاتف اصفهانی هم تعمق کنید ممکن است ناخواسته اعجاز و نبوت هاتف اصفهانی را اثبات کنید😉

🔥اما پاسخ نهایی و‌ تیر خلاص بر این معجزه‌تراشی کودکانه↓↓↓🔥

کل دعوی شما در مورد اشاره‌ی امام صادق به خالی بودن فضای اتم٬ هیاهویی بر سر هیچ بوده و نشان از عدم آگاهی شما از ساده‌ترین مباحث فیزیک کوانتوم دارد!
چرا که در دنیای کوانتوم٬ خلاء موجود در فضای بین اتم‌ها خود مملو از نوسانات میدان‌های کوانتومی است و‌ اینطور نیست که واقعاً خالی باشد! ↓↓↓

The tiny sizes of the protons and neutrons making up each atom’s nucleus are known: just one femtometer apiece, 100,000 times smaller than an ångström. But the electron itself is indistinguishable from point-like, no more than 1/10,000th the size of a proton or neutron. Does this mean that atoms — and by extension, everything made of atoms — are mostly empty space? Not at all...Inside your body, you aren’t mostly empty space. You’re mostly a series of electron clouds, all bound together by the quantum rules that govern the entire Universe.
ترجمه: اندازه پروتون‌ها و نوترون‌ها که هسته اتم‌ها را تشکیل می‌دهند چیزی حدود ۱ فمتومتر است که ۱۰۰ هزار برابر کوچکتر از آنگستروم است. اما اندازه الکترون‌ها کمی متفاوت بوده و بیشتر از یک ده هزارم اندازه پروتون‌ها و نوترون‌ها نیست. حال سوال اینجاست که آیا این ابعاد و اندازه‌ها به معنای آن است که اتم‌ها و هر چیزی که از آن‌ها ساخته شده‌اند، عمدتا فضای خالی هستند؟ جواب این سوال منفی است...بدن شما عمدتا از فضای خالی تشکیل نشده است، بلکه شامل مجموعه‌ای از ابرهای الکترونی است که با قوانین کوانتومی به هم متصل شده‌اند.
🌐 https://www.forbes.com/sites/startswithabang/2020/04/16/you-are-not-mostly-empty-space/#382128752c2b

#نتیجه اینکه تمام سعی و‌ تلاش شما در اصرار و‌ پافشاری بر این معجزه‌تراشی٬ نهایتاً منجر به اثبات خطای علمی امام معصومتان شد! (این هم عاقبت اصرار بر معجزه‌تراشی😉)



🔥کانال خردگرا👈
@Iamkheradgera
🔴 ریشه‌های جنایت اسلامگرایان در کشتن معلم فرانسوی از تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (۲)

بر خلاف تصور عامه‌ی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنش‌های شخص محمد در مواجهه با منتقدانش دارد. به گواهی تاریخ٬ محمد خود دستور قتل منتقدانی که در انتقادهایشان زبانی صریح‌ داشتند را صادر میکرده‌است.
در ادامه همانند قسمت قبلی این مقاله ٬ به شرح مستندات تاریخی این اقدامات پیامبر می‌پردازیم.

❷ پیامبر اسلام طاقت شنیدن اشعار هجوآمیز کعب بن اشرف (شاعر یهودی) را ندارد و دستور قتل وی را صادر می‌کند:

کعب بن اشرف (شاعر یهودی) وقتی که دید بزرگان قریش در بدر کشته و‌ اسیر شده‌اند بسیار بی‌قرار شد٬ لذا به مکه رفت تا در عزاداری قریشی‌ها شرکت کند و با این بهانه آنها را به جنگ و انتقام گرفتن از مسلمانان تحریک کند. بدین‌ترتیب به سوی مکه حرکت کرد و در آنجا بر «ابی وادعة‌بن‌‌‌ضبیره سهمی» وارد شد و با عاتکه دختر اُسَید بن ابی العیص بن امیّه بن عبد شمس ازدواج کرد. او در آنجا اشعاری می‌سرود و برای کشته‌شدگان بدر می‌خواند و گریه می‌کرد و مردم را به جنگ با رسول الله تشویق می‌کرد. رسول‌الله هم حسّان بن ثابت را فراخواند و به او اطلاع داد که کعب با عاتکه دختر اُسَید ازدواج کرده‌است و از او خواست که کعب را هجو کند و حسان چنین سرود:
الا أبلغوا عنی اُسَیدا رسالة / فخالك عبد بالشراب مجرّب
لعمرك ما ٱوفی اُسَید بجاره / و لا خالد٬ لا و المفاضة زینب
و عتاب عبد غیر موف بذمة / کذوب شئون الرأس قرد مدرّبة
(لازم به ذکر است که مترجم این کتاب در ترجمه‌ی این شعر دست به تحریف زده و ترجمه‌ی صحیح چنین است: «از من این پیام را به اُسَید برسانید / که داییِ تو برده‌ای است که فقط در شراب کار کشته است. / سوگند به جانت که نه اُسَید برای پناهنده‌ی خود(یعنی کعب بن اشرف) کاری کرده‌است / نه خالد(نام پسر اُسَید) و نه زینبِ شکم گُنده!(نام زن اُسَید) / عَتّاب (نام پسر دیگر اُسَید) هم بنده‌ای است که به عهد خود وفا نمی‌کند / دروغ‌گویی است که در سر دروغ می‌پروراند٬ گویی بوزینه‌ای است دست‌آموز». همانطور که ملاحظه می‌کنید در این شعر که به دستور و تایید محمد علیه کعب بن اشرف سروده شد٬ اعضای خانواده و و حتی زن اُسَید که به کعب پناه داده بود (زینب) مورد اهانت و فحاشی قرار میگیرد)
وقتی که این شعر به گوش اُسَید رسید٬ به همسرش گفت: ما را چه به این یهودی؟! آیا نمی‌بینی که حسّان در مورد ما چه می‌سراید؟! و آنگاه اسباب و‌ اثاثیه‌ی کعب را بیرون ریخت!
کعب از پیش آنها به جای دیگری رفت؛ ولی به هر جایی که می‌رفت٬ رسول‌الله حسّان را فرا‌ می‌خواند و به او‌اطلاع می‌داد و حسّان آنها را هجو می‌کرد تا اینکه مجبور شوند کعب را از خود طرد کنند به طوری که پناهگاهی در مکه نیافت و مجبور شد به مدینه برگردد.
وقتی نبی اکرم از بازگشت کعب آگاه شد فرمود: خدایا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش کفایت کن.
آنگاه ابن اسحاق از عبدالله‌ بن‌ مغیث بن أبی بردة ظفری نقل می‌کند که: ابن أشرف به مدینه بازگشت و بنا کرد به سراییدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان که موجب آزار آنان شد.
لذا رسول الله فرمود: چه کسی مرا از ابن اشرف کفایت می‌کند؟ (کنایه از اینکه مرا از شر او خلاص می‌کند).
محمد بن مسلمة (أوسی) که برادر رضاعی ابن اشرف بود گفت: من تو را کفایت می‌کنم و او را به قتل می‌رسانم.
آن حضرت فرمود: اگر بر او دست یافتی او را به قتل برسان!
📚منبع: موسوعة التاریخ الاسلامی - تالیف محمدهادی یوسفی غروی- ترجمه حسین‌ علی عربی- ج۴- ص۵۱


پی‌نوشت:
پاسخ به دو‌ توجیه اسلامگرایان در مورد این عمل جنایتکارانه‌ی پیامبر اسلام:
#ادعا: قتل کعب بن اشرف عادلانه بود چون او مشرکان را به جنگ با مسلمین تحریک کرد!
#پاسخ: تنها کاری که کعب انجام داد سرودن شعر بود که آن هم موثر واقع نشد چرا که حسان بن ثابت به دستور پیامبر با هجو کردن مکرر کعب و افرادی که به او پناه می‌دادند٬ عملاً باعث طرد شدن او‌ از مکه شد. بنابراین اساساً نیازی به کشتن کعب وجود نداشت٬ چرا که اهل مکه خود او را طرد کرده بودند!
#ادعا: ترور و‌ کشتن کعب‌ بن اشرف عادلانه و ضروری بود چون او به زنان مسلمان با شعر اهانت می‌کرد!
#پاسخ: خود پیامبر هم به واسطه‌ی اشعاری که حسّان بن ثابت به دستور او علیه کعب سرود٬ به زن افرادی که به کعب پناه داده بودند اهانت می‌کرد! چنانکه به زینب٬ همسر اُسَید که به کعب پناه داده بود «زینبِ شکم‌گنده» گفته می‌شود!
اگر اهانت کعب به زنان مسلمان٬ (آن هم در مقام مقابله به مثل!) مستوجب ترور و کشتن او می‌شود٬ پس تکلیف اهانت‌های پیامبر اسلام به این شخص و حامیان او چه می‌شود؟! آنچه که عوض دارد٬ گله ندارد!


https://t.me/Iamkheradgera
Forwarded from Kheradgera
💥رسوایی اسلامگرایان در ادعای معجزه‌ علمی «اشاره به سیاهچاله در قرآن»


#متن_ادعا:

در آیات ۱۵ و ۱۶ سوره التکویر ﴿فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ(۱۵) الْجَوَارِ الْكُنَّسِ(۱۶)﴾ کلمه‌ی الخنس یعنی پنهان‌شونده و الکنس یعنی جارو کردن...به عبارتی مراد آیه این است: ←اجرامي #پنهان که موادّ #همجوار خود را جذب مي‌کنند و #فرومي‌بلعند! یعنی درست همان چیزی که سازمان ناسا در مورد سیاهچاله‌ها اعلام کرده است: سیاهچاله‌ها چنان کشش گرانشی عظیمی دارند که مي‌تواند موادّ #همجوار را به‌داخل خود #فروبکشد و آنها را "بخورد" و حتی نور را هم به دام می‌اندازند, پس این اعجاز علمی قرآن است!

#پاسخ_به_ادعا:

📌اولاً ادمین کم‌سواد این کانال اسلامگرا هنوز فرق اسم با فعل را نمی‌داند و کلمه‌ی الْكُنَّسِ در آیه را جارو کردن معنا می‌کند! حال آنکه «كُنَّس» اسم جمع «كانس» به معنای آهویی که داخل لانه‌ی خود شود است. شاهکار دیگر ایشان هم ترجمه‌ی کلمه‌ی الْجَوَارِ در آیه به موادّ #همجوار است در حالیکه «جَوار» جمع «جاريه» به معنى رونده سريع است! و هیچ ربطی به مواد همجوار ندارد!
در واقع طرّاح این معجزه‌تراشی سعی کرده با تحریف ترجمه‌ی آیات٬ یک مفهوم علمی به آیه نسبت بدهد. در حالیکه ترجمه‌ی صحیح آیات از این قرار است:
ترجمه‌ی انصاریان: پس سوگند به ستارگانی که باز می گردند(۱۵) ستارگانی که به سرعت می روند و پنهان می شوند(۱۶)
ترجمه‌ی خرمشاهی: پس سوگند مى‏خورم به اختران باز گردنده‏(۱۵) سيارگان پنهان رونده(۱۶)
ترجمه‌ی فولادوند: نه نه سوگند به اختران گردان(۱۵) [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند(۱۶)
ترجمه‌ی قمشه‌ای: چنین نیست (که منکران قرآن پندارند) قسم یاد می‌کنم به ستارگان باز گردنده(۱۵) که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند(۱۶)
ترجمه‌ی مکارم شیرازی: سوگند به ستارگاني كه باز مي‏گردند(۱۵)حركت مي‏كنند و از ديده‏ ها پنهان مي‏شوند.(۱۶)

با توجه به مطالب فوق‌الذکر٬ ‌به ادمین فریبکار این کانال اسلامی #تحدی می‌کنیم که فقط از یکی از انبوه ترجمه‌های قرآن ثابت کنند که آیه‌ی ﴿الْجَوَارِ الْكُنَّسِ﴾ به معنای فرو کشیدن #مواد_همجوار به داخل است. بدیهیست که امتناع ایشان از پاسخ به این تحدی به منزله عجزشان از دفاع از این معجزه‌تراشی و اثبات #فریبکار بودنشان است

💢ثانیاً ائمه‌ی معصوم شیعه که به زعم اسلامگرایان تنها مفسّر و مبیّن بر حق قرآن هستند٬ در تفسیر این آیات کاملاً خلافِ اظهارات معجزه‌تراشانه‌ی کانال اسلامگرا بیان کرده اند که:

❶ اصبغ‌بن‌نباته گوید: ابن کوّاء از امام علی پرسید: منظور از این آیه: الجَوَارِ الْکُنَّسِ چیست؟ فرمود: «یعنی ملائکه علم را به جانب پیامبر می‌برند. آن علم را اوصیاء که اهل بیت هستند جمع می کنند به‌طوری‌که بر آن‌ها احدی جز خودشان اطّلاع ندارد و معنی «کنسه» یعنی بر می‌دارند و پنهان می‌کنند»
#منبع: بحارالأنوار ٫ ج۲۴ ٫ ص۷۷

❷ امام علی در معنای آیه‌ی «فَلا أُقْسِمُ بِالخُنَّسِ» فرمود آن‌ها اخترانند که شب نمایانند و روز نهان و دیده نشوند
#منبع: بحارالأنوار ٫ ج۵۵ ٫ ص۱۰۷

❸ مقصود از این آیه (فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس) مولودی است که در آخر الزّمان خواهد آمد و او مهدیِ این عترت طاهره است. و برای اوست حیرت و غیبتی که مردمی به‌وسیله‌ی آن گمراه گردند و گروهی هدایت شوند خوش به حال تو اگر او را درک کنی و خوشا به حال کسی که او را می‌بیند
#منبع: بحار الأنوار ٫ ج۵۱ ٫ ص۱۳۷


🔥کانال خردگرا👈
@Iamkheradgera
💥مهر تأیید امام صادق بر جنایت داعش در خرید و فروش و تجاوز به زنان ایزدی

📌متن حدیث: از امام صادق پرسيدم: اگر كُردها و يا ساير مشركين بجنگند و زنان و فرزندان آنان به اسارت درآيند خريد و فروش و همبستری با آنان حلال است‌؟ گفت: بلى
📚حکم حدیث: صحیح

📌پی‌نوشت: یکی از کانال‌های اسلامی منتسب به حوزه برای توجیه این مسئله جوابیه‌ای منتشر کرده و در آن مدعی شده که:
۱- در اسلام مسلمین حق حمله به غیر مسلمین و اسیر و برده کردن آنان را ندارند فلذا عمل داعش خلاف اسلام است
#پاسخ: این ادعا دروغی آشکار است. تا جایی که جمع کثیری از علمای اسلام(از جمله شخص خامنه‌ای) به صراحت به جواز حمله ابتدایی به کفار بدون اینکه مورد حمله یا قصد حمله‌ کفار قرار گرفته باشند اشاره کرده‌اند:

همچنین در اسلام برده‌داری در عصر امروز نیز مشروع است:
۲- جهاد در اسلام تنها با کافر حربی مشروع است. یعنی کافری که بر ضد مسلمین اقدام کند و به آنها حمله کند!
#پاسخ: این ادعا نیز ناشی از تجاهل ایشان است! کافر حربی در اصطلاح فقهی به هر کافر غیر ذمی گفته می‌شود


🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇

@Iamkheradgera
💥حتى حيوان هم به يك حيوان تازه متولد نابالغ، نگاه جنسى ندارد، اما ذهن فاسد و مذهب زده تربيت شدگان حوزه، به كودك شيرخواره هم احساس جنسى و شهوانى دارند.

#سوال این است که امکان دارد کسی زوجه ای کمتر از ٩ سال و یا حتی شیرخواره داشته باشد؟! مگر رضایت طرفین در ازدواج شرط صحت ازدواج نیست؟! و همچنین لمس به شهوت کودک شیر خواره و... جز فساد اخلاقی و کودک آزاری دلیل دیگری هم میتواند داشته باشد؟! لطفا در مورد منظور علت وجود چنین حکمی توضیح بفرمایید

📌#پاسخ دكتر علوم دينى: سلام علیکم. در پاسخ به سؤال شما:
در پاسخ باید گفت اگر نکاح قبل از بلوغ داریم با رعایت مصلحت صغیر است. گاهی برای حفظ کودکان از تعرض این کار را انجام می داده اند.

📌پ ن: براى حفظ كودك از تعرض ديگران ميدهند به يكى كه با او(تفخيذ) سكس لاپائى انجام دهد. مذهب نيست كه، فاضلاب است!


🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇

@Iamkheradgera
💥ردی بر مظلوم‌نمایی های اسلامگرایان در مورد ماجرای حسین و کربلا (۱)

دکانداران دین می‌گویند: چرا سپاه یزید بر امام حسین مظلوم به خاطر بیعت نکردن سخت گرفت!

📌#پاسخ: بلایی که یزید بر سر حسین آورد همان بلایی بود که اگر حسین به قدرت می‌رسید بر سر یزید می‌آورد! چنانکه در روایتی صحیح در کتاب «من لا يحضره الفقيه ٫ ج۴ ٫ ص۱۰۴» می‌گوید: [هر کس امامت مرا انکار کند خونش هدر است!] حتی خود علی بن ابیطالب هم وقتی به خلافت رسیده بود به صراحت بیان کرد که هر کس از بیعت با او برگردد، کافر و مرتد شده (نیازی به توضیح نیست که مجازات ارتداد در اسلام چقدر سنگین است!) : هنگامی که بیعت انجام پذیرد دیگر حق اختیاری وجود ندارد! وظیفه امام، پایداری و وظیفه رعیت، تسلیم بودن است! و این بیعت همگانی است و «هر کس آن را رد کند از اسلام اعراض کرده است!»
📚منبع: الأخبار الطوال ٫ تألیف أبو حنيفة الدِّينَوري، ترجمه محمود مهدوی دامغانی ٫ جلد ۱  ٫ صفحه ۱۷۶

📌ممکن است اسلامگرایان بگویند:«اما سپاهیان یزید در برخورد با حسین حتی از حد معین شرع هم پا را فراتر گذاشتند و بیش از حد به او‌ و یارانش سخت گرفتند!»

#پاسخ: علی بن ابیطالب هم چنین می‌کرد! تا جایی که دو شخص را به جرم ارتداد و پرستیدن بت به جای آنکه به روش‌های معمول اعدام کند، پا را فراتر گذاشته و آنان را زنده زنده در آتش سوزاند! او حتی یک مادر حامله را که تنها گناهش ترک اسلام بود بلافاصله بعد از وضع حمل گردن زد! در حالی که حد معین شرعی برای زن مرتد حبس ابد و روزانه ۵ نوبت شکنجه شدن است! او همچنین در ماجرای نزاعش با معاویه، حتی در برخورد با افراد بی طرف (نه مخالف!) خانه‌شان را بر سرشان خراب می‌کرد!↓↓↓

على عليه السلام در پى حنظلة بن ربيع معروف به حنظله كاتب فرستاد كه از صحابه بود و فرمود: «اى حنظله! بر منى يا با من؟» گفت: نه بر تو، نه با تو. فرمود:«پس مى خواهى چه كنى؟» گفت: به رُها مى روم كه يكى از گشايش هاست . منتظر مى مانم تا اين ماجرا (جنگ صفّين) به پايان رسد. به خانه‌اش رفت و در را بست.شامگاهان نزد معاويه گريخت.اما همراه معاويه نجنگيد و از هر دو جناح كناره گرفت. چون حنظله گريخت، على دستور داد خانه اش را ويران كردند.
📚منبع: دانش‌نامه اميرالمؤمنين٫ تألیف محمدی ری‌شهری٫ ج۶ ٫ص۵۸۳

او حتی خانه جریر بن عبدالله بجلی را که از یارانش بود، تنها به این خاطر که او در ماجرای نزاع بین او و معاویه جبهه‌ی بی طرفی اتخاذ کرده بود به آتش کشید! ↓↓↓

به هر روی جریر بن عبدالله بجلی پس از گذشت چهار ماه از شام (محل استقرار معاویه) به کوفه بازگشت. مالک اشتر به ملامت او پرداخت و وی را متهم کرد که در شام دین خود را به معاویه فروخته است. اندکی بعد جریر کوفه را به قصد قرقیسا ترک کرد و در حالی که عده زیادی از بجله - به جز نوزده نفر- همراهش رفتند. امام پس از رفتن او خانه او و ثویر بن عامر را که به وی ملحق شده بود به آتش کشید.
📚منبع: تاریخ خلفا ٫ تألیف رسول جعفریان ٫ انتشارات دلیل ما، قم ، ۱۳۹۴ ٫ صفحه ۲۷۹

اما کار به اینجا هم ختم نمی‌شود! علی بن ابیطالب در برخورد با مخالفانش گاهاً حتی به صرف بیان یک نقد ساده جان شخص را می‌ستاند! چنانکه به گواهی کتب تاریخی خود اسلامگرایان ، «پس از آنکه علی‌بن ابیطالب مردم را به جنگ با اهل شام فرا می‌خواند، وقتی یکی از مردم اعتراض می‌کند که مایل به شرکت در این جنگ برادرکشی نیست، مالک اشتر و سایر پیروان علی ضمن خائن خواندن او، وی را به طور وحشیانه‌ای چنان به زیر مشت و لگد می‌گیرند که او جان می‌سپارد، و تنها واکنش علی هم این است که می‌گوید: «او کشته شده جهل و تعصبش است!» و بدون مواخذه قاتلان، صرفاً می‌گوید دیه‌اش را از بیت المال به خانواده‌اش بدهید!»
📚منبع: الأخبار الطوال ٫ تألیف أبو حنيفة الدِّينَوري، ترجمه محمود مهدوی دامغانی ٫ جلد ۱ ٫ صفحه ۲۰۴

📌نکته حائز اهمیت در این مورد این است که به طور مشابه، امروزه هم می‌بینیم که در رژیم آخوندی حاکم بر ایران، در جریان هرگونه اعتراضات مردمی، بسیجیان و وحوش ولایت معاش خامنه ای مردم را می‌کشند و آیت الله خامنه‌ای (که به نوعی خود را جانشین همان ائمه معصوم می‌داند!) درست مانند علی بن ابیطالب، مردم کشته شده را در بهترین حالت، قربانی فریب فتنه گران، و در بدترین حالت، «مزدور امریکا و اسرائیل» خطاب می‌کند! اما هرگز به هیچ وجه قاتلان آنان را مؤاخذه نمی‌کند! چنانکه می‌بینیم یزید هم بعد از کشتن حسین بن علی ضمن ابراز تاسف از کشته شدن او، کشندگان حسین را مؤاخذه نمی‌کند!

📌ادامه دارد...


🔥کانال: من خردگرا هستم👇

@Iamkheradgera
💥ازدواج دختران امام حسين با كسانى كه امروز دشمن اهل بيت به حساب مى آيند.
١) فاطمه دختر حسين: ايشان با حسن مثنى فرزند امام حسن و سپس با عبدالله بن عثمان خليفه سوم ازدواج كرد.
٢) سكينه دختر حسين: ايشان ٥ بار ازدواج كردند. نام همسرهاى سكينه بدين ترتيب ميباشد:
-زيد بن عثمان(خليفه سوم)
-عبدالله بن حسن پسر امام حسن
-مصعب بن زبير بن عوام
-ابراهيم بن عبدالرحمن
-عبدالله يا عثمان بن عبدالله
-اصبغ يا عبدالعزيز بن مروان حكم

همانطور كه در تصوير بالا به همراه ذكر منابع ميبينيد، دختران حسين نه مشكلى با خليفه سوم داشتند و نه مشكلى با مروانيان!

#سوال: پس اين همه روايت در مورد دشمنى اين دو خانواده را چه كسى نوشته است؟ #پاسخ: اينها زاييده ذهن آخوندها براى تحميق مردم هستند.


کانال: من خردگرا هستم👇

@Iamkheradgera