Telegram
نقدآگین
📘فیلسوفان مذبذب و ایرانفروشیِ رضا داوری
🍂 در جنبش ملی «مهسا» و در خیزشِ «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، ما از نسبتمان با حکومت دینی چه میفهمیدیم؟ شعار این جنبش «زندگیخواه» و غایت آن «عبور از کلیت رژیم دینی» بود.
🍂 یادم میآید که اهل فلسفه، مدام از «بنیانگذاری» و «پیافکنی»ای سخن میگفتند که با این جنبش، خود را نمودار میساخت.
🍂 اما حال نزد این اهالی فلسفه چه میبینیم؟ عدهای چون مذبذبان، به همان توجیهات «دولت امید و اعتدال» برگشتهاند و از یاوهای چون «رأی سلبی» سخن میگویند؛ انگار نه انگار که این رأی، رأی به کلیت رژیم و آریگویی به آن است.
🍂 و عدهای هم که همچنان سر پیری و دم مرگ، «دچار سوداها و اوهام پوچاند»، مردم را از «مرگ ایران» میترسانند تا برای متخصصِ پاکدستی همواره خدمتگزار به رژیمی فاشیستی و ایرانستیز، فردی مفتخر به ذوببودگی در پیشوا، فردی که آشکارا خود را سپاهی و از پیشتازانِ تصفیۀ دانشگاهها و بیمارستانها و پیشتازِ اجباری کردنِ حجاب، حتی نسبت به فرمانِ خمینی، میداند، و سابقۀ علاجِ قتل وحشیانۀ زنِ خبرنگاری (آن در هنگامۀ زندانیبودن) را در دورانِ وزارت خود دارد، و بهخاطر سوءمدیریت، توسط مجلسی همسو استیضاح شدهاست، چونان یک عضو حقیرِ ستاد، رای و طرفدار جمعآوری کنند.
🍂 از داستان خدمتگزاری هایدگر به هیتلر و هیلمر و امثال ایشان نیز، هنوز هم که هنوز است و حتی پس از انتشار «دفترهای سیاه»، اینقدر درس نگرفتهاند که یک متخصص، میتواند تمامقد در خدمت نظامی توتالیتر و تمامتخواه باشد و نمیدانند که اعتقاد به استفاده از نیروهای متخصص، هیچگاه نمیتواند تضمینکننده ایجاد فضای باز اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در رژیمهای توتالیتر باشد. تمامیت فاشیسم بر دوش کارشناسان متعهد به ایدئولوژی رهاییبخش استوار بود.
🔺با این علما، آیا هنوز هم تعجب میکنید که امثال هایدگر بر دستان ابلیس بوسه میزدهاند؟
🍂 این فیلسوفان و فیلسوفکان، از زمرۀ همان کسانی هستند که هانا آرنت، آنها را از زمرۀ «عادیسازندگان شر» میدانست.
❗️پزشکیان هنوز خطامامی است؛ خجالت بکشید! ای اختهها و ای مایههای ننگِ فلسفه!
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در جنبش ملی «مهسا» و در خیزشِ «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، ما از نسبتمان با حکومت دینی چه میفهمیدیم؟ شعار این جنبش «زندگیخواه» و غایت آن «عبور از کلیت رژیم دینی» بود.
🍂 یادم میآید که اهل فلسفه، مدام از «بنیانگذاری» و «پیافکنی»ای سخن میگفتند که با این جنبش، خود را نمودار میساخت.
🍂 اما حال نزد این اهالی فلسفه چه میبینیم؟ عدهای چون مذبذبان، به همان توجیهات «دولت امید و اعتدال» برگشتهاند و از یاوهای چون «رأی سلبی» سخن میگویند؛ انگار نه انگار که این رأی، رأی به کلیت رژیم و آریگویی به آن است.
🍂 و عدهای هم که همچنان سر پیری و دم مرگ، «دچار سوداها و اوهام پوچاند»، مردم را از «مرگ ایران» میترسانند تا برای متخصصِ پاکدستی همواره خدمتگزار به رژیمی فاشیستی و ایرانستیز، فردی مفتخر به ذوببودگی در پیشوا، فردی که آشکارا خود را سپاهی و از پیشتازانِ تصفیۀ دانشگاهها و بیمارستانها و پیشتازِ اجباری کردنِ حجاب، حتی نسبت به فرمانِ خمینی، میداند، و سابقۀ علاجِ قتل وحشیانۀ زنِ خبرنگاری (آن در هنگامۀ زندانیبودن) را در دورانِ وزارت خود دارد، و بهخاطر سوءمدیریت، توسط مجلسی همسو استیضاح شدهاست، چونان یک عضو حقیرِ ستاد، رای و طرفدار جمعآوری کنند.
🍂 از داستان خدمتگزاری هایدگر به هیتلر و هیلمر و امثال ایشان نیز، هنوز هم که هنوز است و حتی پس از انتشار «دفترهای سیاه»، اینقدر درس نگرفتهاند که یک متخصص، میتواند تمامقد در خدمت نظامی توتالیتر و تمامتخواه باشد و نمیدانند که اعتقاد به استفاده از نیروهای متخصص، هیچگاه نمیتواند تضمینکننده ایجاد فضای باز اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در رژیمهای توتالیتر باشد. تمامیت فاشیسم بر دوش کارشناسان متعهد به ایدئولوژی رهاییبخش استوار بود.
🔺با این علما، آیا هنوز هم تعجب میکنید که امثال هایدگر بر دستان ابلیس بوسه میزدهاند؟
🍂 این فیلسوفان و فیلسوفکان، از زمرۀ همان کسانی هستند که هانا آرنت، آنها را از زمرۀ «عادیسازندگان شر» میدانست.
❗️پزشکیان هنوز خطامامی است؛ خجالت بکشید! ای اختهها و ای مایههای ننگِ فلسفه!
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘رأی ما را میخواهی؟
✍🏻#رضا_نساجی
🍂 دوستان بسیاری در این روزها از من پرسیدهاند که رای میدهم یا نه؟ برخی هم تلاش کردهاند من را قانع به رای دادن کنند تا در واقع خودشان را قانع کردهباشند. البته رای من فینفسه اهمیتی ندارد و آن را با کسی طرح هم نمیکنم، تا چه رسد به تبلیغ؛ مساله، پرسشها و برهانهایی است که من و مخاطبانم طرح میکنیم.
۱) من باید خود را قانع به رأی دادن به پزشکیان کنم یا پزشکیان باید مرا قانع کرده باشد؟
پاسخ: پزشکیان ادعاهایی در سیاست دارد و به رای من محتاج است. همچنانکه برای ایران ادعاهایی دارد و باید آرای تکتک مردم ایران را هدف بگیرد. اما باید دید پزشکیان رای کدام گروههای مردم را هدف گرفتهاست؟ رأی گروههای منتقد نظام و بهویژه تحریمیها را؟ یا رأی طرفداران نظام و بهویژه تودۀ مذهبی را؟
🍂 پیداست که نمیتوان تمام این گروهها را با هم مجذوب ساخت و باید انتخاب کرد.
🍂 اتفاقاتی مانند خرداد ۷۶ که خاتمی هم با شعار «سلام بر سه سید فاطمی / خمینی، خامنهای، خاتمی»، تودۀ عامۀ مذهبی و غیرسیاسی را فراخواند؛ هم احزاب «چپ خط امامی» که از ابتدا هوادارش بودند؛ و هم روشنفکران دینی و سکولار به او امید بستند، یا انتخابات ۸۸ که مذهبی عدالتخواه، بقایای چپ خط امامی، اصلاحطلبان حزبی و گروههای رادیکال اصلاحطلب و غیراصلاحطلب اطراف موسوی جمع شدند، تکرار نمیشود.
🍂 پزشکیان هم با علم به این موضوع، و با روحیات مذهبی و محافظهگرای دیرینهاش، انتخاب کرد و از ابتدای کمپین انتخاباتی خود و بهویژه در مناظرههای تلویزیونی آرای تودۀ مذهبی را هدف گرفت؛ نه رأی افراد و گروههای منتقد رادیکال، مطرود، و تحریمی را.
🍂 بدین ترتیب، پزشکیان با اشارات مکرر به نهجالبلاغه و تأکید بر «تبعیت از سیاستهای مقام معظم رهبری»، آرای مشترک با جلیلی و قالیباف را هدف گرفت و چنین شد که از ۱۸ میلیون رأی رئیسی در سال ۱۴۰۰، کمتر از ۱۳میلیون به جلیلی و قالیباف رسید. در این صورت، پزشکیان پیشاپیش انتخاب کرده و همان تودۀ مذهبی و طبقه متوسط میانهرو را هدف خود میبیند. طبیعیست که در دور دوم هم باید سراغ همانان برود و نه منتقدان رادیکالی که از نظام بریدهاند؛ تا چه رسد به صندوق رأی و کاندیدای اصلاحطلب.
🍂 پیداست که استفاده از سرود «آفتابکاران جنگل» (سر اومد زمستون) سرودۀ سعید سلطانپور و از نمادهای چریکهای فدایی خلق همچون سرود «سپیده» (ایران ای سرای امید) سرودۀ سایه، ساختۀ محمدرضا لطفی و صدای محمدرضا شجریان، در کلیپ تبلیغاتی انتخابات پرشکیان در تلویزیون جمهوری اسلامی هم نه نمایشی رادیکال به مردم منتقد و مخالف، که «مصادره»ی نمادهای فرهنگی اپوزیسیونی است که جز با تحقق نۀ تام و تمام به وضع موجود کوتاه نخواهد آمد. برای چنین کاری باید از دادخواهان اعدامهای دهۀ شصت و جنبش سبز دلجویی میکرد و آنان را با خود همراه میساخت، نه آنکه نمادهای آنان را چون کالای یکبارمصرف مصادره کند.
۲) من باید خود را قانع به رأی دادن کنم یا نظام باید مرا قانع کرده باشد؟
پاسخ: اگر دستگاه سیاسی اصول دموکراسی را بعنوان مبنای پایداری خود پاس ندارد، به همان ترتیب که احتمال تبدیل به دستگاه اقتدارگرا هست، مستعد وقوع اعتراض و انقلاب رادیکال است. نظام جمهوری اسلامی هم البته بعنوان رژیم اقتدارگرا و بنیادگرا و ملغمهای ناجور از ظواهر جمهوری و بواطن اسلامی، طبیعیست که هرگز به دموکراسی باور نداشته و از حداقلهای آن چون سلامت صندوق دفاع نمیکند.
🍂 اما بازی آن با صندوق پیچیده است؛ از یک سو دوست دارد که مشارکت را بالا ببرد تا مشروعیت حداقلی حاصله را مصروف اهدافش در داخل و خارج کند. از سوی دیگر، مشارکت را کنترل میکند تا نتیجۀ دلخواه از صندوق خارج شود و بازی نهادهای انتصابی بر هم نخورد.
🍂 تا بدینجا، نکتۀ تازهای نیست، اما مثالهای اخیر شاید جالب باشند. کشف ارقام نامتعارف از آرای تکتک کاندیداها و حتی باطله کشوری بهصورت ارقام مضرب ۳ و نیز آرای تکتک کاندیداها و حتی باطلۀ استان اصفهان بهصورت مضرب ۱۰۰، که شائبۀ دستکاری آمار را دامن زده، میتواند فراتر از دستکاری بهنفع کاندیدای اصولگرا، بخشی از بازی امنیتی نظام باشد تا طرفداران پزشکیان و تحریمیهای مردد را از تقلب بترساند و از مشارکت در دور دوم منصرف سازد. البته تقلب در مرحلۀ قبل بعید نیست و در مرحلۀ بعد هم (بنگرید به پیروزی عجیب اصولگرایان در یزد).
🍂 به هر حال، آن که در انتخابات شرکت میکند (چه انتخابکننده و چه انتخابشونده)، یا پیشاپیش «سلامت انتخابات» در نظام را پذیرفته یا با تردید وارد میشود و این ریسک را میپذیرد که ممکن است بازی بخورد. ضمن اینکه میپذیرد که معظمله آن آرا را «رأی به نظام» بخواند (چنانکه در مرحلۀ قبل چنین کرد).
🔺من شخصاً هیچکدام از این دو ریسک را نمیپذیرم، اما رای شخصی من مهم نیست.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#رضا_نساجی
🍂 دوستان بسیاری در این روزها از من پرسیدهاند که رای میدهم یا نه؟ برخی هم تلاش کردهاند من را قانع به رای دادن کنند تا در واقع خودشان را قانع کردهباشند. البته رای من فینفسه اهمیتی ندارد و آن را با کسی طرح هم نمیکنم، تا چه رسد به تبلیغ؛ مساله، پرسشها و برهانهایی است که من و مخاطبانم طرح میکنیم.
۱) من باید خود را قانع به رأی دادن به پزشکیان کنم یا پزشکیان باید مرا قانع کرده باشد؟
پاسخ: پزشکیان ادعاهایی در سیاست دارد و به رای من محتاج است. همچنانکه برای ایران ادعاهایی دارد و باید آرای تکتک مردم ایران را هدف بگیرد. اما باید دید پزشکیان رای کدام گروههای مردم را هدف گرفتهاست؟ رأی گروههای منتقد نظام و بهویژه تحریمیها را؟ یا رأی طرفداران نظام و بهویژه تودۀ مذهبی را؟
🍂 پیداست که نمیتوان تمام این گروهها را با هم مجذوب ساخت و باید انتخاب کرد.
🍂 اتفاقاتی مانند خرداد ۷۶ که خاتمی هم با شعار «سلام بر سه سید فاطمی / خمینی، خامنهای، خاتمی»، تودۀ عامۀ مذهبی و غیرسیاسی را فراخواند؛ هم احزاب «چپ خط امامی» که از ابتدا هوادارش بودند؛ و هم روشنفکران دینی و سکولار به او امید بستند، یا انتخابات ۸۸ که مذهبی عدالتخواه، بقایای چپ خط امامی، اصلاحطلبان حزبی و گروههای رادیکال اصلاحطلب و غیراصلاحطلب اطراف موسوی جمع شدند، تکرار نمیشود.
🍂 پزشکیان هم با علم به این موضوع، و با روحیات مذهبی و محافظهگرای دیرینهاش، انتخاب کرد و از ابتدای کمپین انتخاباتی خود و بهویژه در مناظرههای تلویزیونی آرای تودۀ مذهبی را هدف گرفت؛ نه رأی افراد و گروههای منتقد رادیکال، مطرود، و تحریمی را.
🍂 بدین ترتیب، پزشکیان با اشارات مکرر به نهجالبلاغه و تأکید بر «تبعیت از سیاستهای مقام معظم رهبری»، آرای مشترک با جلیلی و قالیباف را هدف گرفت و چنین شد که از ۱۸ میلیون رأی رئیسی در سال ۱۴۰۰، کمتر از ۱۳میلیون به جلیلی و قالیباف رسید. در این صورت، پزشکیان پیشاپیش انتخاب کرده و همان تودۀ مذهبی و طبقه متوسط میانهرو را هدف خود میبیند. طبیعیست که در دور دوم هم باید سراغ همانان برود و نه منتقدان رادیکالی که از نظام بریدهاند؛ تا چه رسد به صندوق رأی و کاندیدای اصلاحطلب.
🍂 پیداست که استفاده از سرود «آفتابکاران جنگل» (سر اومد زمستون) سرودۀ سعید سلطانپور و از نمادهای چریکهای فدایی خلق همچون سرود «سپیده» (ایران ای سرای امید) سرودۀ سایه، ساختۀ محمدرضا لطفی و صدای محمدرضا شجریان، در کلیپ تبلیغاتی انتخابات پرشکیان در تلویزیون جمهوری اسلامی هم نه نمایشی رادیکال به مردم منتقد و مخالف، که «مصادره»ی نمادهای فرهنگی اپوزیسیونی است که جز با تحقق نۀ تام و تمام به وضع موجود کوتاه نخواهد آمد. برای چنین کاری باید از دادخواهان اعدامهای دهۀ شصت و جنبش سبز دلجویی میکرد و آنان را با خود همراه میساخت، نه آنکه نمادهای آنان را چون کالای یکبارمصرف مصادره کند.
۲) من باید خود را قانع به رأی دادن کنم یا نظام باید مرا قانع کرده باشد؟
پاسخ: اگر دستگاه سیاسی اصول دموکراسی را بعنوان مبنای پایداری خود پاس ندارد، به همان ترتیب که احتمال تبدیل به دستگاه اقتدارگرا هست، مستعد وقوع اعتراض و انقلاب رادیکال است. نظام جمهوری اسلامی هم البته بعنوان رژیم اقتدارگرا و بنیادگرا و ملغمهای ناجور از ظواهر جمهوری و بواطن اسلامی، طبیعیست که هرگز به دموکراسی باور نداشته و از حداقلهای آن چون سلامت صندوق دفاع نمیکند.
🍂 اما بازی آن با صندوق پیچیده است؛ از یک سو دوست دارد که مشارکت را بالا ببرد تا مشروعیت حداقلی حاصله را مصروف اهدافش در داخل و خارج کند. از سوی دیگر، مشارکت را کنترل میکند تا نتیجۀ دلخواه از صندوق خارج شود و بازی نهادهای انتصابی بر هم نخورد.
🍂 تا بدینجا، نکتۀ تازهای نیست، اما مثالهای اخیر شاید جالب باشند. کشف ارقام نامتعارف از آرای تکتک کاندیداها و حتی باطله کشوری بهصورت ارقام مضرب ۳ و نیز آرای تکتک کاندیداها و حتی باطلۀ استان اصفهان بهصورت مضرب ۱۰۰، که شائبۀ دستکاری آمار را دامن زده، میتواند فراتر از دستکاری بهنفع کاندیدای اصولگرا، بخشی از بازی امنیتی نظام باشد تا طرفداران پزشکیان و تحریمیهای مردد را از تقلب بترساند و از مشارکت در دور دوم منصرف سازد. البته تقلب در مرحلۀ قبل بعید نیست و در مرحلۀ بعد هم (بنگرید به پیروزی عجیب اصولگرایان در یزد).
🍂 به هر حال، آن که در انتخابات شرکت میکند (چه انتخابکننده و چه انتخابشونده)، یا پیشاپیش «سلامت انتخابات» در نظام را پذیرفته یا با تردید وارد میشود و این ریسک را میپذیرد که ممکن است بازی بخورد. ضمن اینکه میپذیرد که معظمله آن آرا را «رأی به نظام» بخواند (چنانکه در مرحلۀ قبل چنین کرد).
🔺من شخصاً هیچکدام از این دو ریسک را نمیپذیرم، اما رای شخصی من مهم نیست.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتراف و آزادی
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 سعید جلیلی، در برنامهها و مناظرات تلویزیونی، تمام تلاش خود را کرده است که یک چهرهی نسبتاً معتدلِ اسلامی و متشخّصِ شیعیّ از خودش نشان داد، چهرهای که با نمایی که مخالفان اصلاحطلب و حتّی اصولگرایش از او نشان داده اند، تا حدّی فاصله دارد. امّا واقع امر این است که سعید جلیلی، در گفتار حزبی و مذهبی خود، جایی که به صراحت میافتد، چیزی جز یک جزماندیشِ دینی و افراطی مذهبی نیست. البته جلیلی هیچ وقت چیزی جدید نگفته است، هرچه گفته صرفاً تقلیدی و ترکیبی است. جلیلی در گفتار صادقانهی خود، نشان داده است که مخلص و مریدِ تامّ و تمامِ مراد و مقتدای خود، مصباح یزدی است. همچنان که تیم او، تیم مصباحی است و برای جبههی مصباح، گزینهی اصلح.
🍂 آنچه در نحلهی مصباح، به نوعی شاخصهی «فاشیسم مذهبی» است، یک نوع «آزادیهراسیِ دینی» است؛ یعنی ستیز با آزادی بما هو آزادی و درافتادن با آزادیهای اساسی. این آزادیهراسی در نگرشِ مذهبی مصباح آنقدری بود که یک بار گفت «باید بُت آزادی را با مقاومت شکست». مصباح با عنوان کلیدی «آزادی غربی» میکوشید تا آزادیخواهی را در فسادطلبی، عیّاشی و کفر بشناساند. جلیلی، در مقام مریدِ مصباح، عیناً و دقیقاً همین نگرش را به آزادی دارد.
🍂 سعید جلیلی، در گفتاری در سال ۱۳۹۵، کوشید تا آزادی و آزادیخواهی را با مفهوم قرآنی «اتراف» و «ترفّه» شرح و تعریف کند. اتراف در لغت یعنی اصرار بر نافرمانی و ترفّه هم یعنی تنآسایی و لذّتزدگی. اتراف در قرآن، عصیانِ ثروتمندانه در برابر انبیاء و انکار توحید است. از این حیث، مترّفین از قماش ظلومان و کافران اند و دشمنان دین. امّا در تفسیر جلیلی، اتراف یعنی «آزادگذاری»، یعنی «بگذار آزاد باشیم»(لسهفر)؛ و مترّف یعنی کسی که «میخواهد آزاد باشد». در واقع، جوهر آزادی که آزادی در انتخابِ زندگی به پسند و دلخواه است، بنا به خوانشِ جلیلی، به معنای ترفّه است که در برداشتِ دینی، عصیان در برابر دین و خداست. پس، آزادی در معنای انتخابِ دلخواه زندگی، باطل است. جلیلی، مثل مرشدِ خود، معتقد است که تنها یک صراط مستقیم وجود دارد و آزادی فقط به معنای آزادی در «صراط مستقیم» و «مسیر هدایت» است؛ «پرواز به سوی کمال و حقیقت» و «مبارزه با هوی».
🍂 از آنجا که در تعریف دینی، اتراف عین عصیان است، باید با اتراف مبارزه و مقابله کرد. جلیلی نیز با اعتقاد به «مبارزه با اتراف» و «نابودی جامعهی مترّف» در واقع اصل را به مبارزه با آزادی و آزادگذاری، چونان اتراف، میگذارد و هر هر نوع آزادی فردی را، چونان آزادی مترّف، پس خواهد زد. به اعتقاد او، این مبارزه و برخورد، «دلیل» هم دارد و دلایل آن حفظ جامعه در مسیر هدف حقیقی، حفظ مال و اجتماع از نابودی و حفظ جامعه از سنّت استبدال(تبدیل شدن) است.
🍂 از این حیث، روشن است که نگاه جلیلی در دولتِ احتمالی خود، یعنی دولتِ مصباحی، در باب آزادی چیست. امّا روشن نیست که بدیل او، دولتِ اصلاحطلبِ پزشکیان، چه نگاهی در باب آزادی خواهد داشت. خصوصاً که در گفتمان پزشکیان، جای خالی آزادی احساس میشود. مسئله و مشکل اینجاست که در طرف مقابل، خبری از گفتمان آزادیخواهانه نیست، خبری از دفاع از آزادی نیست. در برابر طیفِ آزادیهراس دینی، نیاز به جبههی آزادیخواه است امّا در حال حاضر، نمایندهی اصلاحات، یعنی آقای پزشکیان، ذهن و فکر روشنی در باب آزادی ندارد و تقریباً در باب آزادیهای فردی خاموش است. این را میتوان قیاس گرفت با موضع و نگرش خاتمی در انتخابات ۷۶ که متمرکز بر آزادی بود.
🗄پست مرتبط
📺 حسن آیت؛ انقـلابی تندرویی که اصل ولایت را به قانون اضافه کرد
#حکومت_اسلامی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 سعید جلیلی، در برنامهها و مناظرات تلویزیونی، تمام تلاش خود را کرده است که یک چهرهی نسبتاً معتدلِ اسلامی و متشخّصِ شیعیّ از خودش نشان داد، چهرهای که با نمایی که مخالفان اصلاحطلب و حتّی اصولگرایش از او نشان داده اند، تا حدّی فاصله دارد. امّا واقع امر این است که سعید جلیلی، در گفتار حزبی و مذهبی خود، جایی که به صراحت میافتد، چیزی جز یک جزماندیشِ دینی و افراطی مذهبی نیست. البته جلیلی هیچ وقت چیزی جدید نگفته است، هرچه گفته صرفاً تقلیدی و ترکیبی است. جلیلی در گفتار صادقانهی خود، نشان داده است که مخلص و مریدِ تامّ و تمامِ مراد و مقتدای خود، مصباح یزدی است. همچنان که تیم او، تیم مصباحی است و برای جبههی مصباح، گزینهی اصلح.
🍂 آنچه در نحلهی مصباح، به نوعی شاخصهی «فاشیسم مذهبی» است، یک نوع «آزادیهراسیِ دینی» است؛ یعنی ستیز با آزادی بما هو آزادی و درافتادن با آزادیهای اساسی. این آزادیهراسی در نگرشِ مذهبی مصباح آنقدری بود که یک بار گفت «باید بُت آزادی را با مقاومت شکست». مصباح با عنوان کلیدی «آزادی غربی» میکوشید تا آزادیخواهی را در فسادطلبی، عیّاشی و کفر بشناساند. جلیلی، در مقام مریدِ مصباح، عیناً و دقیقاً همین نگرش را به آزادی دارد.
🍂 سعید جلیلی، در گفتاری در سال ۱۳۹۵، کوشید تا آزادی و آزادیخواهی را با مفهوم قرآنی «اتراف» و «ترفّه» شرح و تعریف کند. اتراف در لغت یعنی اصرار بر نافرمانی و ترفّه هم یعنی تنآسایی و لذّتزدگی. اتراف در قرآن، عصیانِ ثروتمندانه در برابر انبیاء و انکار توحید است. از این حیث، مترّفین از قماش ظلومان و کافران اند و دشمنان دین. امّا در تفسیر جلیلی، اتراف یعنی «آزادگذاری»، یعنی «بگذار آزاد باشیم»(لسهفر)؛ و مترّف یعنی کسی که «میخواهد آزاد باشد». در واقع، جوهر آزادی که آزادی در انتخابِ زندگی به پسند و دلخواه است، بنا به خوانشِ جلیلی، به معنای ترفّه است که در برداشتِ دینی، عصیان در برابر دین و خداست. پس، آزادی در معنای انتخابِ دلخواه زندگی، باطل است. جلیلی، مثل مرشدِ خود، معتقد است که تنها یک صراط مستقیم وجود دارد و آزادی فقط به معنای آزادی در «صراط مستقیم» و «مسیر هدایت» است؛ «پرواز به سوی کمال و حقیقت» و «مبارزه با هوی».
🍂 از آنجا که در تعریف دینی، اتراف عین عصیان است، باید با اتراف مبارزه و مقابله کرد. جلیلی نیز با اعتقاد به «مبارزه با اتراف» و «نابودی جامعهی مترّف» در واقع اصل را به مبارزه با آزادی و آزادگذاری، چونان اتراف، میگذارد و هر هر نوع آزادی فردی را، چونان آزادی مترّف، پس خواهد زد. به اعتقاد او، این مبارزه و برخورد، «دلیل» هم دارد و دلایل آن حفظ جامعه در مسیر هدف حقیقی، حفظ مال و اجتماع از نابودی و حفظ جامعه از سنّت استبدال(تبدیل شدن) است.
🍂 از این حیث، روشن است که نگاه جلیلی در دولتِ احتمالی خود، یعنی دولتِ مصباحی، در باب آزادی چیست. امّا روشن نیست که بدیل او، دولتِ اصلاحطلبِ پزشکیان، چه نگاهی در باب آزادی خواهد داشت. خصوصاً که در گفتمان پزشکیان، جای خالی آزادی احساس میشود. مسئله و مشکل اینجاست که در طرف مقابل، خبری از گفتمان آزادیخواهانه نیست، خبری از دفاع از آزادی نیست. در برابر طیفِ آزادیهراس دینی، نیاز به جبههی آزادیخواه است امّا در حال حاضر، نمایندهی اصلاحات، یعنی آقای پزشکیان، ذهن و فکر روشنی در باب آزادی ندارد و تقریباً در باب آزادیهای فردی خاموش است. این را میتوان قیاس گرفت با موضع و نگرش خاتمی در انتخابات ۷۶ که متمرکز بر آزادی بود.
🗄پست مرتبط
📺 حسن آیت؛ انقـلابی تندرویی که اصل ولایت را به قانون اضافه کرد
#حکومت_اسلامی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘معرفی کتاب «فیلسوفان هیتلر»
🍂 کتاب «فیلسوفان هیتلر» نوشته ایوون شرات به زیبایی هرچه تمامتر و با جملاتی اثرگذار به دو گروه از فیلسوفان در هنگامه شکلگیری جنبش نازیسم میپردازد: فیلسوفان موافق و فیلسوفان مخالف هیتلر.
🍂 مطالعۀ این کتاب، سقوط کارل اشمیت، برترین فیلسوف سیاسی قرن، در پیوستن به ارتش فیلسوفان هیتلری را نشان میدهد و حماقت هایدگر را در اینکه هیتلر میتواند ناجی ملت آلمان باشد.
🍂 کتاب «فیلسوفان هیتلر» کتابی خواندنی درباره خدمت فلاسفه به دیکتاتوری و گسترش حکومت نفرت آدولف هیتلر، پیشوای آلمان در دهه سی و چهل میلادی است. رهبری که جنگ بزرگ دوم جهانی را به راه انداخت و قتلعامهای گسترده علیه قومیتهای مختلف، بهویژه یهودیان، را رقم زد.
🍂 هیتلر رهبری مردمی بود که نهتنها پشتوانۀ مردم عادی آلمان، بلکه خیل وسیعی از روشنفکران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، فیسلوفان، پزشکان و اقشار مختلف فرهنگی آلمان را پشت سر خود داشت.
🍂 این حمایت بهقدری گسترده بود که حتی مردم آلمان، از جمله اساتید و روشنفکران، بدون این که متحمل فشار بیرونی باشند، کاملا به اختیار و ارادۀ خود، هم قطران و همشهریان و دوستان خود را که احساس می کردند با حکومت هیتلری مخالفند یا از همه بدتر، یهودی هستند، یا از عیبی برخوردارند که بهموجب قانون حکومت رایش سوم، از بین بردنشان مباح است، لو میدادند و با وجدانی آسوده، آنها را راهی قتلگاهها میکردند.
🍂 کتاب فیلسوفان هیتلر حکایت تلخ اندیشمندانی است که صرفا چون یهودی بودند، تاوان نفرت مردم متاثر از غلیان ناسینولیسم افراطی را میدادند. افرادی چون هوسرل و بنیامین و دیگرانی که توسط شاگردان یا دوستان نزدیکشان که (از آنها حمایت کرده بودند) تا در جامعه فرهنگی و دانشگاهی آلمان رشد کنند، صرفا بهدلیل یهودی بودن، مورد تحقیر، خیانت و محرومیت از سادهترین حقوق شهروندی خود قرار میگیرند و قربانی نفرت میشوند.
🍂 در این کتاب به تفصیل درباره مارتین هایدگر و همفکران او، که برای رسیدن به منافع شخصی، عواطف خود را فراموش کردند و احساسات شاعرانۀ خود را لگدمال کردند و انسانیت را به فراموشی سپردند، پرداخته میشود و قضایایی از آنها نقل میشود که خواننده را متعجب و متاسف میکند.
🍂 همچنین از هانا آرنت یاد میشود که شاگرد و معشوقۀ هایدگر بود، ولی ناگهان مورد بیمهری او قرار گرفت؛ چرا که به ظن غالب، چون یهودی بود و فیلسوف بزرگ آلمانی گمان میکرد ادامۀ رابطه با او، به صلاحش نیست.
🍂 اینکه چگونه آرنت، بهصورت معجزهآسایی از آشویتس جان سالم به در برد و بعدا به جمع کسانی پیوست که برای نجات یهودیان از آلمان نازی تلاش میکردند و بعد از سقوط نازی، برای افشای جنایتهای نازیها در تکاپو بودند، از دیگر بخشهای خواندنی این کتاب است.
🗄پست مرتبط
📘فیلسوفان مذبذب و ایرانفروشی رضا داوری
📻کتاب صوتی «فیلسوفانِ هیتلر»
پیشگفتار
فصل اول) ساقیِ نبوغ (۱)، ساقیِ نبوغ (۲)، سابقی نبوغ (۳)، ساقیِ نبوغ (۴)
فصل دوم) جام زهر (۱)، جام زهر (۲)، جام زهر (۳)، جام زهر (۴)
فصل سوم) همدستان (۱)، همدستان (۲)، همدستان (۳)
فصل چهارم) قانونگذار هیتلر: کارل اشمیت (۱)، کارل اشمیت (۲)
فصل پنجم) ابرمرد هیتلر: مارتین هایدگر (۱)، ابرمرد هیتلر: مارتین هایدگر (۲)، ابرمرد هیتلر: مارتین هایدگر (۳)
فصل ششم) مخالفان هیتلر: والتر بنیامین (۱)
#نقد_کتاب #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 کتاب «فیلسوفان هیتلر» نوشته ایوون شرات به زیبایی هرچه تمامتر و با جملاتی اثرگذار به دو گروه از فیلسوفان در هنگامه شکلگیری جنبش نازیسم میپردازد: فیلسوفان موافق و فیلسوفان مخالف هیتلر.
🍂 مطالعۀ این کتاب، سقوط کارل اشمیت، برترین فیلسوف سیاسی قرن، در پیوستن به ارتش فیلسوفان هیتلری را نشان میدهد و حماقت هایدگر را در اینکه هیتلر میتواند ناجی ملت آلمان باشد.
🍂 کتاب «فیلسوفان هیتلر» کتابی خواندنی درباره خدمت فلاسفه به دیکتاتوری و گسترش حکومت نفرت آدولف هیتلر، پیشوای آلمان در دهه سی و چهل میلادی است. رهبری که جنگ بزرگ دوم جهانی را به راه انداخت و قتلعامهای گسترده علیه قومیتهای مختلف، بهویژه یهودیان، را رقم زد.
🍂 هیتلر رهبری مردمی بود که نهتنها پشتوانۀ مردم عادی آلمان، بلکه خیل وسیعی از روشنفکران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، فیسلوفان، پزشکان و اقشار مختلف فرهنگی آلمان را پشت سر خود داشت.
🍂 این حمایت بهقدری گسترده بود که حتی مردم آلمان، از جمله اساتید و روشنفکران، بدون این که متحمل فشار بیرونی باشند، کاملا به اختیار و ارادۀ خود، هم قطران و همشهریان و دوستان خود را که احساس می کردند با حکومت هیتلری مخالفند یا از همه بدتر، یهودی هستند، یا از عیبی برخوردارند که بهموجب قانون حکومت رایش سوم، از بین بردنشان مباح است، لو میدادند و با وجدانی آسوده، آنها را راهی قتلگاهها میکردند.
🍂 کتاب فیلسوفان هیتلر حکایت تلخ اندیشمندانی است که صرفا چون یهودی بودند، تاوان نفرت مردم متاثر از غلیان ناسینولیسم افراطی را میدادند. افرادی چون هوسرل و بنیامین و دیگرانی که توسط شاگردان یا دوستان نزدیکشان که (از آنها حمایت کرده بودند) تا در جامعه فرهنگی و دانشگاهی آلمان رشد کنند، صرفا بهدلیل یهودی بودن، مورد تحقیر، خیانت و محرومیت از سادهترین حقوق شهروندی خود قرار میگیرند و قربانی نفرت میشوند.
🍂 در این کتاب به تفصیل درباره مارتین هایدگر و همفکران او، که برای رسیدن به منافع شخصی، عواطف خود را فراموش کردند و احساسات شاعرانۀ خود را لگدمال کردند و انسانیت را به فراموشی سپردند، پرداخته میشود و قضایایی از آنها نقل میشود که خواننده را متعجب و متاسف میکند.
🍂 همچنین از هانا آرنت یاد میشود که شاگرد و معشوقۀ هایدگر بود، ولی ناگهان مورد بیمهری او قرار گرفت؛ چرا که به ظن غالب، چون یهودی بود و فیلسوف بزرگ آلمانی گمان میکرد ادامۀ رابطه با او، به صلاحش نیست.
🍂 اینکه چگونه آرنت، بهصورت معجزهآسایی از آشویتس جان سالم به در برد و بعدا به جمع کسانی پیوست که برای نجات یهودیان از آلمان نازی تلاش میکردند و بعد از سقوط نازی، برای افشای جنایتهای نازیها در تکاپو بودند، از دیگر بخشهای خواندنی این کتاب است.
🗄پست مرتبط
📘فیلسوفان مذبذب و ایرانفروشی رضا داوری
📻کتاب صوتی «فیلسوفانِ هیتلر»
پیشگفتار
فصل اول) ساقیِ نبوغ (۱)، ساقیِ نبوغ (۲)، سابقی نبوغ (۳)، ساقیِ نبوغ (۴)
فصل دوم) جام زهر (۱)، جام زهر (۲)، جام زهر (۳)، جام زهر (۴)
فصل سوم) همدستان (۱)، همدستان (۲)، همدستان (۳)
فصل چهارم) قانونگذار هیتلر: کارل اشمیت (۱)، کارل اشمیت (۲)
فصل پنجم) ابرمرد هیتلر: مارتین هایدگر (۱)، ابرمرد هیتلر: مارتین هایدگر (۲)، ابرمرد هیتلر: مارتین هایدگر (۳)
فصل ششم) مخالفان هیتلر: والتر بنیامین (۱)
#نقد_کتاب #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فیلسوفان هیتلر ۰
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— پیشگفتار
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
📕ایرانفروشیِ رضا داوری
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیشگفتار
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
📕ایرانفروشیِ رضا داوری
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فیلسوفان هیتلر ۱
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
فصل اول) ساقیِ نبوغ (۱)
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فصل اول) ساقیِ نبوغ (۱)
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin