Forwarded from بیژن عبدالکریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در ایران زندگی جاری است».
زنده باد ایران، مرگ بر دشمنان ایران.
زنده باد ایران، مرگ بر دشمنان ایران.
Forwarded from بیژن عبدالکریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در ایران زندگی جاری است».
زنده باد ایران، مرگ بر دشمنان ایران.
زنده باد ایران، مرگ بر دشمنان ایران.
Telegram
نقدآگین
📺 آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
🔻#فرشاد_مومنی:
🔸بیژن عبدالکریمی با حماقت و بلاهت و وقاحت بینظیری که میخواهد اثبات کند هیچ شرمی در وجودش نیست که بتواند پوزشخواهی صوریای نیز انجام دهد مثل موردِ «فاحشۀ آمریکاییها نامیدن آبادانیها»، دو پست دیگر از غذای کباب نشر کرده، و مثل یک بلاگر لومپن و سلبریتیِ پرستویِ نظام که با چند عکس و فیلم از خود میگویند حجاب آزاد است و وضعیتِ ایران کاملا نرمال است، نوشته:
🔺شرم بر تو! شرم بر تو که مخالفان و منتقدانِ خودت و نظام را دشمنِ ایران جلوه میدهی! و معنای همهشمول و جامع و رنگینکمانیِ ایران برایت در حد طرفداریِ چشموگوشبسته از یک فرقۀ بنیادگرا و شخصِ خودت، تقلیل یافتهاست.
🔺شرم بر تو، که از ولیامر جبهۀ مقاومت آموختهای نباید هیچوقت از مردم عذر خواست و باید هر جنایت و گندی که رقم زدیم، باز هم از آنها طلبکار باشیم تا دشمن شاد نشود! دشمن البته اسم مستعار هر فرد مستقل و منتقد، غیر از خود خودشیفتهی اوست.
🔺شرم بر تو، که ذرهای از عقلانیت عرفیِ حفظِ آبروی عمومِ ایرانیان نیز در تو نیست.
🔺شرم بر تو، که مثل زامبیهای بسیجی، بسادگی برای مخالفانِ خودت طلبِ مرگ میکنی؛ منتها با تمسکِ عمروعاصوار از نامِ ایران، مثل محمود کریمیِ هفتتیرکش!
🔺شرم بر تو، که شرم را خوردهای و حیا را قی کردی و تمامِ منتقدانِ متکثرِ خودت را که با حوصله و ارزش قائل شدن برای تو، مطالبت را نقد میکنند، که بسیاریشان با نام خود نقد ریز به ریز کلماتت را با کمال احترام و شگفتی از مواضعت طرح میکنند، تا باشد لختی تامل کنی، و بسیاریشان بدلیل ترس از حکومتِ قرونوسطایی و داعشیِ محور مقاومتیات، با نام مستعار، مشتی وابسته به بیگانه فیک و جاسوس و بیفهم و شعور جلوه میدهی که سازماندهیشدهاند، و متوجه نمیشوی این مصداقِ کامل پامنقلیبودن است. آنقدر با اوباشِ کمهوشِ بسیجی بحث کردی، ذهنت بسته شده، و ضرورتِ احترام به منتقد را پاک فراموش کردهای.
🔺شرم بر والدینی که به تو ادبِ و تواضع مقابل حقیقت و شجاعتِ پوزشخواهی از اشتباه را نیاموختند و کودکی لجوج و خودشیفته پروردند که از شاشیدن به ملت پشتِ نقابِ ایران لذت میبرد و اینکه جمعیت عظیمی از نخبگان و عامه بگویند که لختی به فلان دلایل، برو لباس بپوش و اینگونه استدلال کن و سخن بگو، را نمادِ این میبیند که خیلی روشنفکر و مترقی و از جامعه جلوتر است! هرچه گاو ماهپیشانیتری باشد، پس خیلی برجستهتر است و هواخواه و حسود دارد! شهرت را با بیان سخنانِ نفرتانگیز و وارونهگویی بدست آوردن، شرمآور است. به معیارهای عمومی و نقدها بیتوجه بودن، شرمآور است.
🔻گویند بر سر در آکادمی افلاطون، نوشتهشدهبود:
بیشک اگر امروز بود میافزود:
🔺لحظهای تصور کن که اگر علی شریعتی تو را میدید، بهعنوانِ مصداقِ بارز مثلش دربارهی فلاسفه استفاده نمیکرد؟ یا برایت دست میزد که چگونه راهش را با عمق بیشتری ادامه دادی؟ و جامعهی ناانسان و تبکرده و دچار دیوانگیِ رو-به-ازیاد ایران را با آبیاری بدونِ شرم ادب میکنی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
🔻#فرشاد_مومنی:
برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم، در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ فاصله زمانی مورد نیاز برای دو برابر شدن جمعیت فقیر به ۳ سال کاهش پیدا کرده است.
گزارشهای رسمی نشان میدهد که یک سوم کل جمعیت ایران زیر خط فقر هستند، و تقریبا ۲/۳ دیگر، دچار سوءتغذیه و عدم دسترسی به مواد غذای اولیه.
مصرف (انواع) گوشت (و میوه) مردم نیز بشدت کاهش یافتهاست: از ۷۰ کیلو در دهه شصت، به زیر ۶ کیلو!
🔸بیژن عبدالکریمی با حماقت و بلاهت و وقاحت بینظیری که میخواهد اثبات کند هیچ شرمی در وجودش نیست که بتواند پوزشخواهی صوریای نیز انجام دهد مثل موردِ «فاحشۀ آمریکاییها نامیدن آبادانیها»، دو پست دیگر از غذای کباب نشر کرده، و مثل یک بلاگر لومپن و سلبریتیِ پرستویِ نظام که با چند عکس و فیلم از خود میگویند حجاب آزاد است و وضعیتِ ایران کاملا نرمال است، نوشته:
«در ایران زندگی جاری است».
زنده باد ایران، مرگ بر دشمنان ایران.
🔺شرم بر تو! شرم بر تو که مخالفان و منتقدانِ خودت و نظام را دشمنِ ایران جلوه میدهی! و معنای همهشمول و جامع و رنگینکمانیِ ایران برایت در حد طرفداریِ چشموگوشبسته از یک فرقۀ بنیادگرا و شخصِ خودت، تقلیل یافتهاست.
🔺شرم بر تو، که از ولیامر جبهۀ مقاومت آموختهای نباید هیچوقت از مردم عذر خواست و باید هر جنایت و گندی که رقم زدیم، باز هم از آنها طلبکار باشیم تا دشمن شاد نشود! دشمن البته اسم مستعار هر فرد مستقل و منتقد، غیر از خود خودشیفتهی اوست.
🔺شرم بر تو، که ذرهای از عقلانیت عرفیِ حفظِ آبروی عمومِ ایرانیان نیز در تو نیست.
🔺شرم بر تو، که مثل زامبیهای بسیجی، بسادگی برای مخالفانِ خودت طلبِ مرگ میکنی؛ منتها با تمسکِ عمروعاصوار از نامِ ایران، مثل محمود کریمیِ هفتتیرکش!
🔺شرم بر تو، که شرم را خوردهای و حیا را قی کردی و تمامِ منتقدانِ متکثرِ خودت را که با حوصله و ارزش قائل شدن برای تو، مطالبت را نقد میکنند، که بسیاریشان با نام خود نقد ریز به ریز کلماتت را با کمال احترام و شگفتی از مواضعت طرح میکنند، تا باشد لختی تامل کنی، و بسیاریشان بدلیل ترس از حکومتِ قرونوسطایی و داعشیِ محور مقاومتیات، با نام مستعار، مشتی وابسته به بیگانه فیک و جاسوس و بیفهم و شعور جلوه میدهی که سازماندهیشدهاند، و متوجه نمیشوی این مصداقِ کامل پامنقلیبودن است. آنقدر با اوباشِ کمهوشِ بسیجی بحث کردی، ذهنت بسته شده، و ضرورتِ احترام به منتقد را پاک فراموش کردهای.
🔺شرم بر والدینی که به تو ادبِ و تواضع مقابل حقیقت و شجاعتِ پوزشخواهی از اشتباه را نیاموختند و کودکی لجوج و خودشیفته پروردند که از شاشیدن به ملت پشتِ نقابِ ایران لذت میبرد و اینکه جمعیت عظیمی از نخبگان و عامه بگویند که لختی به فلان دلایل، برو لباس بپوش و اینگونه استدلال کن و سخن بگو، را نمادِ این میبیند که خیلی روشنفکر و مترقی و از جامعه جلوتر است! هرچه گاو ماهپیشانیتری باشد، پس خیلی برجستهتر است و هواخواه و حسود دارد! شهرت را با بیان سخنانِ نفرتانگیز و وارونهگویی بدست آوردن، شرمآور است. به معیارهای عمومی و نقدها بیتوجه بودن، شرمآور است.
🔻گویند بر سر در آکادمی افلاطون، نوشتهشدهبود:
هر کس هندسه نمیداند، به اینجا وارد نشود
بیشک اگر امروز بود میافزود:
هر کس شرم و حیایی حداکثری ندارد و شرافت و شجاعتِ اینکه هر لحظه آمادهی پوزشخواهی باشد، هندسه نیز نجاتش نخواهد داد! راه حقیقت راه خودشیفتگانی که توانِ شنیدنِ تلخترین نقدها و خوداصلاحگری مداوم ندارند، نیست.
🔺لحظهای تصور کن که اگر علی شریعتی تو را میدید، بهعنوانِ مصداقِ بارز مثلش دربارهی فلاسفه استفاده نمیکرد؟ یا برایت دست میزد که چگونه راهش را با عمق بیشتری ادامه دادی؟ و جامعهی ناانسان و تبکرده و دچار دیوانگیِ رو-به-ازیاد ایران را با آبیاری بدونِ شرم ادب میکنی؟
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
📊 آمارهای فائو و بیژن
📕در داخل خفه شید، در خارج فقط از غزه بگید!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📕کذابِ فلاسفه در آینۀ فکتنامه
📕«اثر رژ لب» و جامعهنشناسیِ فیلسوفِ برجِ عاجنشین
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📺 انکار وضعیتِ مردم توسط بیژن
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
📕طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
📕چپ و اسلامگرایی: اتحاد اضداد بر محور نفرت
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🍽 سوءتغذیه در ایران
📕«پاکستانیزه شدن» اقتصاد ایران
📕مرگ تدریجیِ یک رویا
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
(۱/۲)
نقدآگین: هوش مصنوعی این پست رو راستیآزمایی کن:
🔻مستندات موجود نشان میدهند که ادعای شما در مورد تعداد کشتهشدگان در غزه نیازمند دقت بیشتری است. آمار رسمی و تأییدشده با عدد مطرحشده تفاوت فاحشی دارد.
راستیآزمایی آمار قربانیان در غزه
* آمار کل قربانیان: ادعای کشته شدن ۶۸۰ هزار نفر در غزه مستند نیست. منابع معتبر و بینالمللی، از جمله وزارت بهداشت غزه و سازمان ملل، تا اواسط سپتامبر ۲۰۲۵، تعداد قربانیان فلسطینی را حدود ۶۴ تا ۶۶ هزار نفر اعلام کردهاند.
* آمار قربانیان کودک: ادعای کشته شدن ۳۸۰ هزار کودک نیز مستند نیست. آمارهای منتشرشده توسط نهادهایی مانند سازمان «کودکان را نجات دهید» و یونیسف، تعداد کودکان کشتهشده را در اواسط سپتامبر ۲۰۲۵، بین ۱۷ تا ۲۰ هزار نفر اعلام کردهاند.
به طور خلاصه، ادعای کشته شدن صدها هزار نفر در غزه با آمارهای رسمی همخوانی ندارد.
متوجه منظور شما هستم که به آمار کل کشتارهای اسرائیل در تاریخ اشاره دارید، نه فقط در یک بازه زمانی خاص یا در غزه.
اما حتی با این فرض نیز، ادعای کشته شدن ۶۸۰ هزار نفر (با ۳۸۰ هزار کودک) توسط اسرائیل در کل تاریخ منازعات، بهشدت با آمارها و مستندات تاریخی منتشر شده توسط منابع معتبر بینالمللی و حتی منابع فلسطینی تفاوت دارد و غیرقابل تأیید است.
بررسی تاریخی آمارهای قربانیان در منازعه اسرائیل و فلسطین:
منابع معتبر و سازمانهای بینالمللی که آمار قربانیان در درگیریهای اسرائیل و فلسطین را جمعآوری میکنند (مانند دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل - OCHA، سازمان حقوق بشر «بتسلیم» - B'Tselem، مرکز فلسطینی حقوق بشر - PCHR و سازمانهای دیگر) همواره آمارهای بسیار پایینتری را ارائه میدهند.
* دههها درگیری: درگیریهای اسرائیل و فلسطین از سال ۱۹۴۸ (سال تأسیس اسرائیل) تا کنون ادامه داشته است. در طول این دههها، چندین جنگ بزرگ (مانند ۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷، ۱۹۷۳، ۱۹۸۲، انتفاضههای اول و دوم، جنگهای غزه و...) و درگیریهای پراکنده رخ داده است.
* آمار کل قربانیان: حتی با جمعآوری تمام آمارهای مربوط به کشتهشدگان فلسطینی (شامل نظامیان و غیرنظامیان) در تمام این دههها، عدد به هیچ وجه نزدیک به ۶۸۰ هزار نفر نمیشود. آمارها معمولاً در مجموع (بسته به نحوه محاسبه و دورههای زمانی) در حدود دهها هزار نفر (مثلاً از ۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر بر اساس گستردهترین تعاریف و طولانیترین دورهها، اما هرگز نزدیک به صدها هزار نفر در این ابعاد وسیع) تخمین زده میشوند.
👈👈👈 * برای مثال، برخی تخمینها مجموع قربانیان فلسطینی و اسرائیلی در تمامی درگیریها از سال ۱۹۴۸ تا کنون را بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار نفر میدانند که بخش عمده آن فلسطینیان بودهاند، اما باز هم بسیار کمتر از ادعای شماست.
* آمار کودکان: آمار کودکان قربانی نیز هرچند بسیار دردناک است، اما به هیچ وجه به ۳۸۰ هزار نفر نمیرسد.
نتیجهگیری در مورد ادعای شما:
ادعای «بیش از ۶۸۰ هزار نفر در غزه توسط اسرائیل به قتل رسیدهاند و بیش از ۳۸۰ هزار نفر کودکان هستند» چه برای غزه تنها و چه برای کل تاریخ منازعات اسرائیل و فلسطین، با هیچگونه مستندات تاریخی و آماری معتبر همخوانی ندارد و به نظر میرسد یک ادعای نادرست و بزرگنماییشده باشد.
🔻متن داخل تصویر به فارسی چنین است:
بررسی مجدد و راستیآزمایی
ادعای مطرحشده در این تصویر، با آمارها و گزارشهای رسمی و مستندشدهی بینالمللی همخوانی ندارد.
* تعداد قربانیان: ادعای کشته شدن ۶۸۰ هزار نفر در غزه توسط هیچکدام از نهادهای معتبر بینالمللی مانند سازمان ملل، سازمان بهداشت جهانی، یا وزارت بهداشت غزه تأیید نشده است. آمارهای رسمی تا اواسط سپتامبر ۲۰۲۵، تعداد قربانیان در غزه را بین ۶۴ تا ۶۶ هزار نفر اعلام کردهاند.
* تعداد کودکان: ادعای کشته شدن ۳۸۰ هزار کودک نیز بهشدت نادرست است. آمارهای منتشر شده توسط سازمانهای حقوق کودکان، تعداد کودکان قربانی را در همان دوره زمانی، بین ۱۷ تا ۲۰ هزار نفر تخمین زدهاند.
در نتیجه، متن این تصویر حاوی اطلاعات غیرقابل تأیید و نادرست است و با شواهد موجود تناقض کامل دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
(۱/۲)
نقدآگین: هوش مصنوعی این پست رو راستیآزمایی کن:
🔻مستندات موجود نشان میدهند که ادعای شما در مورد تعداد کشتهشدگان در غزه نیازمند دقت بیشتری است. آمار رسمی و تأییدشده با عدد مطرحشده تفاوت فاحشی دارد.
راستیآزمایی آمار قربانیان در غزه
* آمار کل قربانیان: ادعای کشته شدن ۶۸۰ هزار نفر در غزه مستند نیست. منابع معتبر و بینالمللی، از جمله وزارت بهداشت غزه و سازمان ملل، تا اواسط سپتامبر ۲۰۲۵، تعداد قربانیان فلسطینی را حدود ۶۴ تا ۶۶ هزار نفر اعلام کردهاند.
* آمار قربانیان کودک: ادعای کشته شدن ۳۸۰ هزار کودک نیز مستند نیست. آمارهای منتشرشده توسط نهادهایی مانند سازمان «کودکان را نجات دهید» و یونیسف، تعداد کودکان کشتهشده را در اواسط سپتامبر ۲۰۲۵، بین ۱۷ تا ۲۰ هزار نفر اعلام کردهاند.
به طور خلاصه، ادعای کشته شدن صدها هزار نفر در غزه با آمارهای رسمی همخوانی ندارد.
نقدآگین: منظور آمار کل کشتارهای اسرائیل در تاریخه
متوجه منظور شما هستم که به آمار کل کشتارهای اسرائیل در تاریخ اشاره دارید، نه فقط در یک بازه زمانی خاص یا در غزه.
اما حتی با این فرض نیز، ادعای کشته شدن ۶۸۰ هزار نفر (با ۳۸۰ هزار کودک) توسط اسرائیل در کل تاریخ منازعات، بهشدت با آمارها و مستندات تاریخی منتشر شده توسط منابع معتبر بینالمللی و حتی منابع فلسطینی تفاوت دارد و غیرقابل تأیید است.
بررسی تاریخی آمارهای قربانیان در منازعه اسرائیل و فلسطین:
منابع معتبر و سازمانهای بینالمللی که آمار قربانیان در درگیریهای اسرائیل و فلسطین را جمعآوری میکنند (مانند دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل - OCHA، سازمان حقوق بشر «بتسلیم» - B'Tselem، مرکز فلسطینی حقوق بشر - PCHR و سازمانهای دیگر) همواره آمارهای بسیار پایینتری را ارائه میدهند.
* دههها درگیری: درگیریهای اسرائیل و فلسطین از سال ۱۹۴۸ (سال تأسیس اسرائیل) تا کنون ادامه داشته است. در طول این دههها، چندین جنگ بزرگ (مانند ۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷، ۱۹۷۳، ۱۹۸۲، انتفاضههای اول و دوم، جنگهای غزه و...) و درگیریهای پراکنده رخ داده است.
* آمار کل قربانیان: حتی با جمعآوری تمام آمارهای مربوط به کشتهشدگان فلسطینی (شامل نظامیان و غیرنظامیان) در تمام این دههها، عدد به هیچ وجه نزدیک به ۶۸۰ هزار نفر نمیشود. آمارها معمولاً در مجموع (بسته به نحوه محاسبه و دورههای زمانی) در حدود دهها هزار نفر (مثلاً از ۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر بر اساس گستردهترین تعاریف و طولانیترین دورهها، اما هرگز نزدیک به صدها هزار نفر در این ابعاد وسیع) تخمین زده میشوند.
👈👈👈 * برای مثال، برخی تخمینها مجموع قربانیان فلسطینی و اسرائیلی در تمامی درگیریها از سال ۱۹۴۸ تا کنون را بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار نفر میدانند که بخش عمده آن فلسطینیان بودهاند، اما باز هم بسیار کمتر از ادعای شماست.
* آمار کودکان: آمار کودکان قربانی نیز هرچند بسیار دردناک است، اما به هیچ وجه به ۳۸۰ هزار نفر نمیرسد.
نتیجهگیری در مورد ادعای شما:
ادعای «بیش از ۶۸۰ هزار نفر در غزه توسط اسرائیل به قتل رسیدهاند و بیش از ۳۸۰ هزار نفر کودکان هستند» چه برای غزه تنها و چه برای کل تاریخ منازعات اسرائیل و فلسطین، با هیچگونه مستندات تاریخی و آماری معتبر همخوانی ندارد و به نظر میرسد یک ادعای نادرست و بزرگنماییشده باشد.
نقدآگین: راستی آزمایی مجدد کن بعد از ترجمه متن!
🔻متن داخل تصویر به فارسی چنین است:
۶۸۰,۰۰۰ کشته
بر اساس تمام دادههای جمعآوریشده، تعداد کشتهشدگان در غزه حداقل ۶۸۰,۰۰۰ نفر است و ۳۸۰,۰۰۰ نفر از آنها نوزادان زیر پنج سال هستند.
در تاریخ ۳ سپتامبر ۲۰۲۵، دکتر گیدئون پولیا و پروفسور ریچارد هیل، مجموع تلفات غزه را از ۷ اکتبر به این عدد محاسبه کردند.
بررسی مجدد و راستیآزمایی
ادعای مطرحشده در این تصویر، با آمارها و گزارشهای رسمی و مستندشدهی بینالمللی همخوانی ندارد.
* تعداد قربانیان: ادعای کشته شدن ۶۸۰ هزار نفر در غزه توسط هیچکدام از نهادهای معتبر بینالمللی مانند سازمان ملل، سازمان بهداشت جهانی، یا وزارت بهداشت غزه تأیید نشده است. آمارهای رسمی تا اواسط سپتامبر ۲۰۲۵، تعداد قربانیان در غزه را بین ۶۴ تا ۶۶ هزار نفر اعلام کردهاند.
* تعداد کودکان: ادعای کشته شدن ۳۸۰ هزار کودک نیز بهشدت نادرست است. آمارهای منتشر شده توسط سازمانهای حقوق کودکان، تعداد کودکان قربانی را در همان دوره زمانی، بین ۱۷ تا ۲۰ هزار نفر تخمین زدهاند.
در نتیجه، متن این تصویر حاوی اطلاعات غیرقابل تأیید و نادرست است و با شواهد موجود تناقض کامل دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
(۲/۲)
🔻حتی با در نظر گرفتن تمام درگیریها در غزه و مناطق فلسطینی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳ سپتامبر ۲۰۲۵ (یعنی تقریباً ۲ سال درگیری مستمر)، آمار ۶۸۰,۰۰۰ کشته بسیار فراتر از تمامی گزارشهای معتبر است.
👈 وزارت بهداشت غزه، که منبع اصلی گزارشهاست و سازمان ملل نیز به آن استناد میکند، حتی در اوج درگیریها و طولانیمدتترین سناریوهای جنگی، چنین اعدادی را گزارش نکرده است. درگیریهای اخیر (از اکتبر ۲۰۲۳) تا بهار و تابستان ۲۰۲۴، منجر به کشته شدن حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر شده بود. افزایش این آمار به ۶۸۰ هزار نفر در یک بازه زمانی دو ساله، نیازمند شواهد و تأییدیههای مستقل و بیسابقهای است که تا کنون هیچیک از نهادهای بینالمللی معتبر (مانند سازمان ملل، صلیب سرخ، سازمان بهداشت جهانی یا نهادهای حقوق بشری شناختهشده) آن را تأیید نکردهاند.
بررسی رزومه "دکتر گیدئون پولیا" و "پروفسور ریچارد هیل"
برای روشن شدن اینکه این افراد چه کسانی هستند و آیا اعتبار علمی برای چنین ادعاهایی دارند یا خیر، رزومه و فعالیتهای شناخته شده آنها را بررسی میکنیم:
۱. دکتر گیدئون پولیا (Dr. Gideon Polya):
* پیشینه: گیدئون پولیا یک بیوشیمیست و بیوفیزیسیست استرالیایی بازنشسته است که در دانشگاه لاتروب (La Trobe University) ملبورن تدریس میکرده است.
* فعالیتهای کنونی: او در سالهای اخیر بیشتر به عنوان یک فعال سیاسی و روزنامهنگار مستقل شناخته میشود. وی به طور گسترده درباره مسائل مرتبط با نسلکشی، حقوق بشر، تغییرات اقلیمی و وضعیت فلسطینیان مینویسد و مقالاتی را در وبسایتهای خبری و تحلیلی منتشر میکند.
* منبع آمارها: پولیا معمولاً آمارها و ارزیابیهای خود را از منابع گوناگونی گردآوری میکند و گاهی اوقات تفسیرهای خود را با برآوردها و تخمینهای شخصی ترکیب میکند. نکته مهم این است که او به طور مستقیم به عنوان یک نهاد رسمی جمعآوری آمار قربانیان در مناطق جنگی (مانند سازمان ملل یا وزارت بهداشت) شناخته نمیشود. مقالات او بیشتر ماهیت تحلیلی-ژورنالیستی دارند تا گزارشهای رسمی آماری.
👈👈👈 * انتقادات: برخی از آمارها و برآوردهای او در گذشته نیز مورد بحث و اختلاف بودهاند و گاهی اوقات بسیار بالاتر از آمار رسمی نهادهای بینالمللی هستند. این تفاوتها اغلب به متدولوژی او در برآورد "مرگهای قابل پیشگیری" (preventable deaths) یا "مرگ و میر بیش از حد" (excess mortality) برمیگردد که شامل مرگهای غیرمستقیم ناشی از جنگ (مانند کمبود غذا، دارو و خدمات درمانی) نیز میشود، نه فقط مرگهای مستقیم ناشی از خشونت.
۲. پروفسور ریچارد هیل (Professor Richard Hille):
* جستجو: جستجو برای پروفسور ریچارد هیل که در این زمینه (محاسبه تلفات انسانی در مناطق درگیری) فعال باشد، نتایج واضح و شناختهشدهای را در دسترس قرار نمیدهد. نامهای مشابهی در زمینههای دیگر علمی وجود دارند، اما هیچ پروفسور "ریچارد هیل" برجستهای که به طور خاص در زمینه جمعآوری و تحلیل آمارهای تلفات جنگی در غزه فعالیت داشته باشد، یافت نشد. این مسئله اعتبار ادعای تصویر را بیشتر زیر سوال میبرد.
نتیجهگیری نهایی:
* اعتبار منابع: در حالی که دکتر گیدئون پولیا یک فعال و نویسنده شناخته شده است، اما او یک نهاد رسمی جمعآوری آمار قربانیان جنگ نیست و متدولوژی برآورد او گاهی اوقات با نهادهای رسمی متفاوت است. عدم شناسایی یک "پروفسور ریچارد هیل" مرتبط با این زمینه نیز شک و تردیدها را بیشتر میکند.
* اعداد اغراقآمیز: آمار ۶۸۰,۰۰۰ کشته (و ۳۸۰,۰۰۰ کودک زیر ۵ سال) به قدری بالاست که حتی برای مجموع کل قربانیان درگیریهای اسرائیل و فلسطین در تمام دههها نیز با هیچ منبع معتبری همخوانی ندارد.
بنابراین، ادعای مطرح شده در این تصویر بسیار غیرقابل اعتماد، نادرست و در حال حاضر غیرمستند است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
(۲/۲)
🔻حتی با در نظر گرفتن تمام درگیریها در غزه و مناطق فلسطینی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳ سپتامبر ۲۰۲۵ (یعنی تقریباً ۲ سال درگیری مستمر)، آمار ۶۸۰,۰۰۰ کشته بسیار فراتر از تمامی گزارشهای معتبر است.
👈 وزارت بهداشت غزه، که منبع اصلی گزارشهاست و سازمان ملل نیز به آن استناد میکند، حتی در اوج درگیریها و طولانیمدتترین سناریوهای جنگی، چنین اعدادی را گزارش نکرده است. درگیریهای اخیر (از اکتبر ۲۰۲۳) تا بهار و تابستان ۲۰۲۴، منجر به کشته شدن حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر شده بود. افزایش این آمار به ۶۸۰ هزار نفر در یک بازه زمانی دو ساله، نیازمند شواهد و تأییدیههای مستقل و بیسابقهای است که تا کنون هیچیک از نهادهای بینالمللی معتبر (مانند سازمان ملل، صلیب سرخ، سازمان بهداشت جهانی یا نهادهای حقوق بشری شناختهشده) آن را تأیید نکردهاند.
بررسی رزومه "دکتر گیدئون پولیا" و "پروفسور ریچارد هیل"
برای روشن شدن اینکه این افراد چه کسانی هستند و آیا اعتبار علمی برای چنین ادعاهایی دارند یا خیر، رزومه و فعالیتهای شناخته شده آنها را بررسی میکنیم:
۱. دکتر گیدئون پولیا (Dr. Gideon Polya):
* پیشینه: گیدئون پولیا یک بیوشیمیست و بیوفیزیسیست استرالیایی بازنشسته است که در دانشگاه لاتروب (La Trobe University) ملبورن تدریس میکرده است.
* فعالیتهای کنونی: او در سالهای اخیر بیشتر به عنوان یک فعال سیاسی و روزنامهنگار مستقل شناخته میشود. وی به طور گسترده درباره مسائل مرتبط با نسلکشی، حقوق بشر، تغییرات اقلیمی و وضعیت فلسطینیان مینویسد و مقالاتی را در وبسایتهای خبری و تحلیلی منتشر میکند.
* منبع آمارها: پولیا معمولاً آمارها و ارزیابیهای خود را از منابع گوناگونی گردآوری میکند و گاهی اوقات تفسیرهای خود را با برآوردها و تخمینهای شخصی ترکیب میکند. نکته مهم این است که او به طور مستقیم به عنوان یک نهاد رسمی جمعآوری آمار قربانیان در مناطق جنگی (مانند سازمان ملل یا وزارت بهداشت) شناخته نمیشود. مقالات او بیشتر ماهیت تحلیلی-ژورنالیستی دارند تا گزارشهای رسمی آماری.
👈👈👈 * انتقادات: برخی از آمارها و برآوردهای او در گذشته نیز مورد بحث و اختلاف بودهاند و گاهی اوقات بسیار بالاتر از آمار رسمی نهادهای بینالمللی هستند. این تفاوتها اغلب به متدولوژی او در برآورد "مرگهای قابل پیشگیری" (preventable deaths) یا "مرگ و میر بیش از حد" (excess mortality) برمیگردد که شامل مرگهای غیرمستقیم ناشی از جنگ (مانند کمبود غذا، دارو و خدمات درمانی) نیز میشود، نه فقط مرگهای مستقیم ناشی از خشونت.
۲. پروفسور ریچارد هیل (Professor Richard Hille):
* جستجو: جستجو برای پروفسور ریچارد هیل که در این زمینه (محاسبه تلفات انسانی در مناطق درگیری) فعال باشد، نتایج واضح و شناختهشدهای را در دسترس قرار نمیدهد. نامهای مشابهی در زمینههای دیگر علمی وجود دارند، اما هیچ پروفسور "ریچارد هیل" برجستهای که به طور خاص در زمینه جمعآوری و تحلیل آمارهای تلفات جنگی در غزه فعالیت داشته باشد، یافت نشد. این مسئله اعتبار ادعای تصویر را بیشتر زیر سوال میبرد.
نتیجهگیری نهایی:
* اعتبار منابع: در حالی که دکتر گیدئون پولیا یک فعال و نویسنده شناخته شده است، اما او یک نهاد رسمی جمعآوری آمار قربانیان جنگ نیست و متدولوژی برآورد او گاهی اوقات با نهادهای رسمی متفاوت است. عدم شناسایی یک "پروفسور ریچارد هیل" مرتبط با این زمینه نیز شک و تردیدها را بیشتر میکند.
* اعداد اغراقآمیز: آمار ۶۸۰,۰۰۰ کشته (و ۳۸۰,۰۰۰ کودک زیر ۵ سال) به قدری بالاست که حتی برای مجموع کل قربانیان درگیریهای اسرائیل و فلسطین در تمام دههها نیز با هیچ منبع معتبری همخوانی ندارد.
بنابراین، ادعای مطرح شده در این تصویر بسیار غیرقابل اعتماد، نادرست و در حال حاضر غیرمستند است.
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕وارونهگویی و جعل: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📊 آمارهای فائو و بیژن
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
🔸عبدالکریمی اثبات کرده ذرهای دردِ حقیقت و صداقت و روحیهی علمی و دقتِ یک اهل معرفت در او نیست. آشکارا همهی واقعیتهایی که سند و مدرکهای متعدد در موردشون هست، رو وارونه روایت میکنه و تجسمِ آشکارِ پلشتیِ «نهیلیسم مذهبی-ایدئولوژیک» هست. مایهی تاسفه که چنین فردی تونسته حتی یک روز استاد دانشگاه باشه، و معلوم نیست دانشجویانش چه عذابی کشیدن از این حد از سوگیری و مواجهه غیرعلمی با مسائل:
👇جوابش را در این ویدیو ببینید.
🔻کارشناسِ حزباللهی در برنامهای حکومتی:
«ما جنگ با اسرائیل را شروع کردیم؛ بخاطر امتگرایی رهبرانمان، وگرنه اسرائیل با ایران کاری نداشت»
⁉️ از اول انفجارِ گندهگوزانِ خود-یار-مهدیپندار در ۵۷، داریم شعارِ مرگ بر اسرائیل میدهیم و با گروههای مسلحِ یهودستیز که خواهانِ محوِ یک کشور عضوِ سازمانملل بودند در مرامنامهشون، همکاری آشکارِ نظامی و سیاسی میکردیم؛ حتی وقتی سلاحهای راهبردی که نتایج جنگو تغییر دادن گرفتیم ازشون، همزمان علیهشون فعالیت جدی میکردیم! روی موشکمون هم شعار نازیستیِ خمینی رو مینویسیم؛
🔺مثل اینه که جولانی بالا اومد در سوریه، حکومتیهای سوری از اول و بطور پیوسته در تجمعات و در نمازجمعههای حکومتی بگن «مرگ بر ایران»، و به نیروهایی چون مجاهدین خلق هم سلاح و کمک مالی کنند و بهشون حتی آموزش هم بدن، اونم وقتی که ما مثلا در بحرانی چون جنگ بهشون سلاحم دادیم و کمک حسابی کردیم، و بعد هم به همین منش و روش ادامه بدن بشکل علنی و بگن خواهانِ محوِ کاملِ ایرانیم؟ آیا ما همینطور تماشا خواهیم کرد؟!
⁉️ بعد میآی توجیه کنی که اسرائیل به ما حمله کرد پس «به تو چه» دربارهی غزه بیربطه؟! تاریخو از آخر خوندن هم در پدیدارشناسی با قرائت آوینی و داوری آموختی؟!
⁉️ اگه همین مواجهه با آمریکا و اسرائیل رو با روسیه و چین و حتی ترکیه بهمدت نیمقرن داشتیم، خداوکیلی تا حالا چند بار کل نظام رو با انواع روشِ سامورایی نپکوندهبودن؟! شرم کن از وارونهگویی و خود-احمق-نمایی.
🔻مرور کنیم بخشی از مقالهی کانال جنگاوران «چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟» که مستقله ولی ناقد سیاستهای خارجی بیکله و ایدئولوژیک نظام:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 پاسخ عبدالکریمی به هجمه های رسانه ای اخیر علیه وی (2)
🔸عبدالکریمی اثبات کرده ذرهای دردِ حقیقت و صداقت و روحیهی علمی و دقتِ یک اهل معرفت در او نیست. آشکارا همهی واقعیتهایی که سند و مدرکهای متعدد در موردشون هست، رو وارونه روایت میکنه و تجسمِ آشکارِ پلشتیِ «نهیلیسم مذهبی-ایدئولوژیک» هست. مایهی تاسفه که چنین فردی تونسته حتی یک روز استاد دانشگاه باشه، و معلوم نیست دانشجویانش چه عذابی کشیدن از این حد از سوگیری و مواجهه غیرعلمی با مسائل:
👇جوابش را در این ویدیو ببینید.
🔻کارشناسِ حزباللهی در برنامهای حکومتی:
«ما جنگ با اسرائیل را شروع کردیم؛ بخاطر امتگرایی رهبرانمان، وگرنه اسرائیل با ایران کاری نداشت»
⁉️ از اول انفجارِ گندهگوزانِ خود-یار-مهدیپندار در ۵۷، داریم شعارِ مرگ بر اسرائیل میدهیم و با گروههای مسلحِ یهودستیز که خواهانِ محوِ یک کشور عضوِ سازمانملل بودند در مرامنامهشون، همکاری آشکارِ نظامی و سیاسی میکردیم؛ حتی وقتی سلاحهای راهبردی که نتایج جنگو تغییر دادن گرفتیم ازشون، همزمان علیهشون فعالیت جدی میکردیم! روی موشکمون هم شعار نازیستیِ خمینی رو مینویسیم؛
🔺مثل اینه که جولانی بالا اومد در سوریه، حکومتیهای سوری از اول و بطور پیوسته در تجمعات و در نمازجمعههای حکومتی بگن «مرگ بر ایران»، و به نیروهایی چون مجاهدین خلق هم سلاح و کمک مالی کنند و بهشون حتی آموزش هم بدن، اونم وقتی که ما مثلا در بحرانی چون جنگ بهشون سلاحم دادیم و کمک حسابی کردیم، و بعد هم به همین منش و روش ادامه بدن بشکل علنی و بگن خواهانِ محوِ کاملِ ایرانیم؟ آیا ما همینطور تماشا خواهیم کرد؟!
⁉️ بعد میآی توجیه کنی که اسرائیل به ما حمله کرد پس «به تو چه» دربارهی غزه بیربطه؟! تاریخو از آخر خوندن هم در پدیدارشناسی با قرائت آوینی و داوری آموختی؟!
⁉️ اگه همین مواجهه با آمریکا و اسرائیل رو با روسیه و چین و حتی ترکیه بهمدت نیمقرن داشتیم، خداوکیلی تا حالا چند بار کل نظام رو با انواع روشِ سامورایی نپکوندهبودن؟! شرم کن از وارونهگویی و خود-احمق-نمایی.
🔻مرور کنیم بخشی از مقالهی کانال جنگاوران «چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟» که مستقله ولی ناقد سیاستهای خارجی بیکله و ایدئولوژیک نظام:
همه ما با ماجرای مکفارلین آشنایی داریم، در این قضیه آمریکا و اسرائیل با همکاری هم موشکها و قطعات حیاتی برای جنگ با عراق را به ایران رساندند.
↔️ مسئلهای که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، این است که در همین حدود زمانی، در حالی که ایران در حال سلاح گرفتن از اسرائیل برای شکست دشمن مشترک یعنی عراق بود، ایران در حال ارسال کمک به لبنان برای جنگیدن با اسرائیل بود. یک نمونه از حرکاتی که از منطق منافع ملی پیروی نمیکرد و نشان دهنده تعهدی ایدئولوژیک بود.
🗣 در کنار این کارهای عملی، رهبران ایران هم همواره آشکارا بر لزوم نابودی رژیم صهیونیستی تاکید کردهاند.
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📊 آمارهای فائو و بیژن
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دروغِ شاخدار یا کرامت ویژهی محمود سریعالقلم؟
🎙#هادی_آذری
🔸برای من امثال #محمود_سریعالقلم، نماد زوال علوم انسانی و علیالخصوص علوم سیاسی در دهههای اخیر است. این که من میتوانم او را نقد کنم، نشانهی فرهیختگی من نیست بلکه نشانه سست بودن و سطح نازل مباحث اوست.
🔻پینوشت نقدآگین:
🔸اگر سریعالقلم روحیهی شارلاتانیِ بیژن عبدالکریمی را داشت، در مواجهه با نقدها، پشت شرایط حساس کنونی و گفتمانِ انقلاب و وفاق ملی پنهان میشد و میگفت:
🔸یکی از محاسن سریعالقلم اینه که چنین حدی از بیخردی و وقاحت رو در خودش جمع نکرده و نامِ فلسفه و دانشگاه رو تا این حد به ننگ پوپولیسم و عوامفریبی و خودفریبی، آلوده نکرده. البته اون نهایتا میآمد مثل «جامعهشناسی خودمانی» ایرانیا رو ملتی حسود و بخیل و... مینامید، و نقدها به خودش رو مثل مباحث زرد و بدونِ روششناسی و عوامپسندش، به «روانشناسی جمعیِ ایرانیان» فرو میکاست. با لیست کردن جملاتِ کوتاه و کلی و احکام هلو برو تو گلو دربارهی مسائل پیچیدهی اجتماعی.
🔻ولی سریعالقلم دچار جنونِ حادِ غربستیزیِ مخلوط با وقاحتِ آخوندی نیست که هر بلایی سر مردم بیاد بعد نیمقرن امتگرایی و ستیز با دنیا، و حتی جنگ خفتباری که رقم زده حکومت در نتیجهی این ایدئولوژی رو، گردنِ خود مردم و روسای جمهور و روشنفکران و غرب و اسرائیل بندازه، و هیچ نوع مسئولیت و محدودهی خطا و ابطالپذیری برای چنین جنونی قائل نشه و اونو بدل به یک امر قدسی کنه و بگه:
🔸مشخصه مردم و روشنفکران دارند گفتمانی که تو بازگو میکنی، آن هم به بدترین وجه ممکن بازگو میکنی، نقد میکنند و با تو مشکلِ شخصی ندارند. بجای اینکه نقدها رو پاسخ بدی، مکرر مثل انسانی ترسو قایم میشی پشت گفتمانها و شرایط حساس کنونی تا تنبلی و ناتوانی یا ضعفِ حاد نظریات و باگهای بیشمار «محور مقاومت» رو توجیه کنی؟
🔸از همین آمریکاییای که اخیرا کشتهشد بیاموز! ۳۱ سال بیشتر نداشت ولی مثل شیر مقابل تمامِ دانشجویان میایستاد و خودشو به سختترین چالشها میکشید. صدهزار برابر سنگینتر از تو هم علیهش نقد و صحبت میشد؛ چون در آمریکا سازمان داشتن و حزب داشتن و حرکت جمعی کردن، یک ننگ و انگ و دونِ شخصیت نیست، برخلاف اینجا که هرکسی به نداشتنِ حزب و مسئولیت به یک جمع و برنامه افتخار میکنه، و همه اتمی هستیم؛
🔺 ولی با وجودِ این شرایط، در موضوعِ یاوهگوییهای امثال تو، یا کسانی محسن رنانی و مهدی خلجی و دیگران، لال و پامنبری نیستیم که تماشا کنیم که با قرضِ کجومعوجِ چند اصطلاح از هانا آرنت و آلوتسر و فکو، هر گند و کثافتی را توجیه کنید و «زندگیِ جاری و حالِ خوب» بنامید، و هر تحقیر و توهینی را به سر مردم بزنید بهاسم نقدِ عمیق، و یا بدتر، بیاییم مدحت کنیم تا مدحهای ما را مثلِ مدحهای صدمنیکغازِ یک مشت بسیجیِ پاپتیِ غربستیز، بخاطر «خودشیفتگی / عدم عزت نفس» و بیپرنسبی و عوامزدگیِ حادت که نیازمند تعریف و تمجید در مواجهه با طردشدگیات در نزد بخش بزرگی و مهمی از جامعه هستی، بازنشر کنی.
🔺ولو شما الیتِ تولیدیِ جمهوری اسلامی، بگویید ما مردمی وحشی یا فیک و وابسته به بیگانه و منتظرِ دهانِ اینترنشنال و... هستیم، ولکنتان نیستیم و تکتک گزارههایتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم تا همسر و فرزندانتان هم بفهمند که دقیقا با چه اعجوبههایی از بلاهت و وقاحت طرفاند!
🔸بفهمید که در جامعه امروز، در عصر پر فتوحِ ۵۷ نیستیم که یک نفر از فلان دانشگاهِ غربی و شرقی دکتری بگیرد و مهندسی بگیرد، مثل مهندس بازرگان و دکتر شریعتی، همه تماشایش کنند و محو قدرتِ سخنوری و بلاغتش، و یا اصطلاحاتِ انگلیسی و فرانسوی که با آیات و احادیث مخلوط میکند و به خورد مخاطب میدهد، شوند، یا محو اینکه از امت یا ملتِ بزرگ میگوید و یکسری دشمنِ کافر و نجسِ غربی و یهودی که نماد اهریمن و سفاکیاند را معرفی کند تا تودهها را به گردِ خودش و یک قدرت جمع کند، و از این طریق، هر مغلطه و دروغ و وارونهگوییای را در حلقِ مخاطب کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#هادی_آذری
🔸برای من امثال #محمود_سریعالقلم، نماد زوال علوم انسانی و علیالخصوص علوم سیاسی در دهههای اخیر است. این که من میتوانم او را نقد کنم، نشانهی فرهیختگی من نیست بلکه نشانه سست بودن و سطح نازل مباحث اوست.
🔻پینوشت نقدآگین:
🔸اگر سریعالقلم روحیهی شارلاتانیِ بیژن عبدالکریمی را داشت، در مواجهه با نقدها، پشت شرایط حساس کنونی و گفتمانِ انقلاب و وفاق ملی پنهان میشد و میگفت:
همهی ناقدان من یسری مزدور اسرائیلی و آمریکایی، یا توده و روشنفکرانِ کمخردِ مقلدِ اینترنشنالاند، و به من برای بار هزارم بعد از خوردنِ «کاپ کباب» دربارهی مردم و مسائل مختلف، هجمهی سازماندهی شده رخ دادهاست.
🔸یکی از محاسن سریعالقلم اینه که چنین حدی از بیخردی و وقاحت رو در خودش جمع نکرده و نامِ فلسفه و دانشگاه رو تا این حد به ننگ پوپولیسم و عوامفریبی و خودفریبی، آلوده نکرده. البته اون نهایتا میآمد مثل «جامعهشناسی خودمانی» ایرانیا رو ملتی حسود و بخیل و... مینامید، و نقدها به خودش رو مثل مباحث زرد و بدونِ روششناسی و عوامپسندش، به «روانشناسی جمعیِ ایرانیان» فرو میکاست. با لیست کردن جملاتِ کوتاه و کلی و احکام هلو برو تو گلو دربارهی مسائل پیچیدهی اجتماعی.
🔻ولی سریعالقلم دچار جنونِ حادِ غربستیزیِ مخلوط با وقاحتِ آخوندی نیست که هر بلایی سر مردم بیاد بعد نیمقرن امتگرایی و ستیز با دنیا، و حتی جنگ خفتباری که رقم زده حکومت در نتیجهی این ایدئولوژی رو، گردنِ خود مردم و روسای جمهور و روشنفکران و غرب و اسرائیل بندازه، و هیچ نوع مسئولیت و محدودهی خطا و ابطالپذیری برای چنین جنونی قائل نشه و اونو بدل به یک امر قدسی کنه و بگه:
مقاومت در برابر غرب شیطانی و اهریمنی، ولو شکست بخوریم، میارزه!
🔸مشخصه مردم و روشنفکران دارند گفتمانی که تو بازگو میکنی، آن هم به بدترین وجه ممکن بازگو میکنی، نقد میکنند و با تو مشکلِ شخصی ندارند. بجای اینکه نقدها رو پاسخ بدی، مکرر مثل انسانی ترسو قایم میشی پشت گفتمانها و شرایط حساس کنونی تا تنبلی و ناتوانی یا ضعفِ حاد نظریات و باگهای بیشمار «محور مقاومت» رو توجیه کنی؟
🔸از همین آمریکاییای که اخیرا کشتهشد بیاموز! ۳۱ سال بیشتر نداشت ولی مثل شیر مقابل تمامِ دانشجویان میایستاد و خودشو به سختترین چالشها میکشید. صدهزار برابر سنگینتر از تو هم علیهش نقد و صحبت میشد؛ چون در آمریکا سازمان داشتن و حزب داشتن و حرکت جمعی کردن، یک ننگ و انگ و دونِ شخصیت نیست، برخلاف اینجا که هرکسی به نداشتنِ حزب و مسئولیت به یک جمع و برنامه افتخار میکنه، و همه اتمی هستیم؛
🔺 ولی با وجودِ این شرایط، در موضوعِ یاوهگوییهای امثال تو، یا کسانی محسن رنانی و مهدی خلجی و دیگران، لال و پامنبری نیستیم که تماشا کنیم که با قرضِ کجومعوجِ چند اصطلاح از هانا آرنت و آلوتسر و فکو، هر گند و کثافتی را توجیه کنید و «زندگیِ جاری و حالِ خوب» بنامید، و هر تحقیر و توهینی را به سر مردم بزنید بهاسم نقدِ عمیق، و یا بدتر، بیاییم مدحت کنیم تا مدحهای ما را مثلِ مدحهای صدمنیکغازِ یک مشت بسیجیِ پاپتیِ غربستیز، بخاطر «خودشیفتگی / عدم عزت نفس» و بیپرنسبی و عوامزدگیِ حادت که نیازمند تعریف و تمجید در مواجهه با طردشدگیات در نزد بخش بزرگی و مهمی از جامعه هستی، بازنشر کنی.
🔺ولو شما الیتِ تولیدیِ جمهوری اسلامی، بگویید ما مردمی وحشی یا فیک و وابسته به بیگانه و منتظرِ دهانِ اینترنشنال و... هستیم، ولکنتان نیستیم و تکتک گزارههایتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم تا همسر و فرزندانتان هم بفهمند که دقیقا با چه اعجوبههایی از بلاهت و وقاحت طرفاند!
🔸بفهمید که در جامعه امروز، در عصر پر فتوحِ ۵۷ نیستیم که یک نفر از فلان دانشگاهِ غربی و شرقی دکتری بگیرد و مهندسی بگیرد، مثل مهندس بازرگان و دکتر شریعتی، همه تماشایش کنند و محو قدرتِ سخنوری و بلاغتش، و یا اصطلاحاتِ انگلیسی و فرانسوی که با آیات و احادیث مخلوط میکند و به خورد مخاطب میدهد، شوند، یا محو اینکه از امت یا ملتِ بزرگ میگوید و یکسری دشمنِ کافر و نجسِ غربی و یهودی که نماد اهریمن و سفاکیاند را معرفی کند تا تودهها را به گردِ خودش و یک قدرت جمع کند، و از این طریق، هر مغلطه و دروغ و وارونهگوییای را در حلقِ مخاطب کند.
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
📕آمارهای وحشتناک
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📊 آمارهای فائو و بیژن
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نسبت اخلاق و توسعه؟
🎙#هادی_آذری
🔸برای من امثال #محمود_سریعالقلم، نماد زوال علوم انسانی و علیالخصوص علوم سیاسی در دهههای اخیر است. این که من میتوانم او را نقد کنم، نشانهی فرهیختگی من نیست بلکه نشانه سست بودن و سطح نازل مباحث اوست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#هادی_آذری
🔸برای من امثال #محمود_سریعالقلم، نماد زوال علوم انسانی و علیالخصوص علوم سیاسی در دهههای اخیر است. این که من میتوانم او را نقد کنم، نشانهی فرهیختگی من نیست بلکه نشانه سست بودن و سطح نازل مباحث اوست.
🔻پینوشت نقدآگین:
🔸اگر سریعالقلم روحیهی شارلاتانیِ بیژن عبدالکریمی را داشت، در مواجهه با نقدها، پشت شرایط حساس کنونی و گفتمانِ انقلاب و وفاق ملی پنهان میشد و میگفت:
«همهی ناقدان من یسری مزدور اسرائیلی و آمریکایی، یا توده و روشنفکرانِ کمخردِ مقلدِ اینترنشنالاند، و به من برای بار هزارم بعد از خوردنِ «کاپ کباب» دربارهی مردم و مسائل مختلف، هجمهی سازماندهی شده رخ دادهاست».
🔸یکی از محاسن سریعالقلم اینه که چنین حدی از بیخردی و وقاحت رو در خودش جمع نکرده و نامِ فلسفه و دانشگاه رو تا این حد به ننگ پوپولیسم و عوامفریبی و خودفریبی، آلوده نکرده. البته اون نهایتا میآمد مثل «جامعهشناسی خودمانی» ایرانیا رو ملتی حسود و بخیل و... مینامید، و نقدها به خودش رو مثل مباحث زرد و بدونِ روششناسی و عوامپسندش، به «روانشناسی جمعیِ ایرانیان» فرو میکاست. با لیست کردن جملاتِ کوتاه و کلی و احکام هلو برو تو گلو دربارهی مسائل پیچیدهی اجتماعی.
🔻ولی سریعالقلم دچار جنونِ حادِ غربستیزیِ مخلوط با وقاحتِ آخوندی نیست که هر بلایی سر مردم بیاد بعد نیمقرن امتگرایی و ستیز با دنیا، و حتی جنگ خفتباری که رقم زده حکومت در نتیجهی این ایدئولوژی رو، گردنِ خود مردم و روسای جمهور و روشنفکران و غرب و اسرائیل بندازه، و هیچ نوع مسئولیت و محدودهی خطا و ابطالپذیری برای چنین جنونی قائل نشه و اونو بدل به یک امر قدسی کنه و بگه: مقاومت در برابر غرب شیطانی و اهریمنی، ولو شکست بخوریم، میارزه!
مقاومت در برابر غرب شیطانی و اهریمنی، ولو شکست بخوریم، میارزه!
🔸مشخصه مردم و روشنفکران دارند گفتمانی که تو بازگو میکنی، آن هم به بدترین وجه ممکن بازگو میکنی، نقد میکنند و با تو مشکلِ شخصی ندارند. بجای اینکه نقدها رو پاسخ بدی، مکرر مثل انسانی ترسو قایم میشی پشت گفتمانها و شرایط حساس کنونی تا تنبلی و ناتوانی یا ضعفِ حاد نظریات و باگهای بیشمار «محور مقاومت» رو توجیه کنی؟
🔸از همین آمریکاییای که اخیرا کشتهشد بیاموز! ۳۱ سال بیشتر نداشت ولی مثل شیر مقابل تمامِ دانشجویان میایستاد و خودشو به سختترین چالشها میکشید. صدهزار برابر سنگینتر از تو هم علیهش نقد و صحبت میشد؛ چون در آمریکا سازمان داشتن و حزب داشتن و حرکت جمعی کردن، یک ننگ و انگ و دونِ شخصیت نیست، برخلاف اینجا که هرکسی به نداشتنِ حزب و مسئولیت به یک جمع و برنامه افتخار میکنه، و همه اتمی هستیم؛
🔺 ولی با وجودِ این شرایط، در موضوعِ یاوهگوییهای امثال تو، یا کسانی محسن رنانی و مهدی خلجی و دیگران، لال و پامنبری نیستیم که تماشا کنیم که با قرضِ کجومعوجِ چند اصطلاح از هانا آرنت و آلوتسر و فکو، هر گند و کثافتی را توجیه کنید و «زندگیِ جاری و حالِ خوب» بنامید، و هر تحقیر و توهینی را به سر مردم بزنید بهاسم نقدِ عمیق، و یا بدتر، بیاییم مدحت کنیم تا مدحهای ما را مثلِ مدحهای صدمنیکغازِ یک مشت بسیجیِ پاپتیِ غربستیز، بخاطر «خودشیفتگی / عدم عزت نفس» و بیپرنسبی و عوامزدگیِ حادت که نیازمند تعریف و تمجید در مواجهه با طردشدگیات در نزد بخش بزرگی و مهمی از جامعه هستی، بازنشر کنی.
🔺ولو شما الیتِ تولیدیِ جمهوری اسلامی، بگویید ما مردمی وحشی یا فیک و وابسته به بیگانه و منتظرِ دهانِ اینترنشنال و... هستیم، ولکنتان نیستیم و تکتک گزارههایتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم تا همسر و فرزندانتان هم بفهمند که دقیقا با چه اعجوبههایی از بلاهت و وقاحت طرفاند!
🔸بفهمید که در جامعه امروز، در عصر پر فتوحِ ۵۷ نیستیم که یک نفر از فلان دانشگاهِ غربی و شرقی دکتری بگیرد و مهندسی بگیرد، مثل مهندس بازرگان و دکتر شریعتی، همه تماشایش کنند و محو قدرتِ سخنوری و بلاغتش، و یا اصطلاحاتِ انگلیسی و فرانسوی که با آیات و احادیث مخلوط میکند و به خورد مخاطب میدهد، شوند، یا محو اینکه از امت یا ملتِ بزرگ میگوید و یکسری دشمنِ کافر و نجسِ غربی و یهودی که نماد اهریمن و سفاکیاند را معرفی کند تا تودهها را به گردِ خودش و یک قدرت جمع کند، و از این طریق، هر مغلطه و دروغ و وارونهگوییای را در حلقِ مخاطب کند.
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
📕آمارهای وحشتناک
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📊 آمارهای فائو و بیژن
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 توهمِ و هذیان شدید: مختصات فیلوسوفِ فردیدی!
01:20
میگه اسرائیل به خاطر این هجمه هایی که علیه من اتفاق میافته دوباره حمله میکنه😁
چقدر یک نفر در توهم مهم بودن باشه که فکر میکنه مبنای تصمیم گیری اسرائیل حمله به عبدالکریمی هست😁
✍🏻 #سیاوش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
پاسخ عبدالکریمی به هجمه های رسانه ای اخیر علیه وی (1)
01:20
میگه اسرائیل به خاطر این هجمه هایی که علیه من اتفاق میافته دوباره حمله میکنه😁
چقدر یک نفر در توهم مهم بودن باشه که فکر میکنه مبنای تصمیم گیری اسرائیل حمله به عبدالکریمی هست😁
✍🏻 #سیاوش
📺 روانکاوی فرافکنی عبدالکریمی درباره کباب
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
پاسخ عبدالکریمی به هجمه های رسانه ای اخیر علیه وی (2)
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📊 آمارهای فائو و بیژن
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻کانال عبدالکریمی:
🔺بعد همین آقا میاد از «گفتمان امر ملی» میگه! یعنی از زیدآبادی همراستاتر با خودش و دلدادۀ فلسطینتر پیدا نمیکنید. ولی چون در یک جایی اختلاف نظر باهاش داره، متهم میکنه به همدستی در نسل کشی و بوقچیِ فاشیسم و صهیونیسم بودن!
🔺گفتمان مد نظر عبدالکریمی اینه: یا همهی ایدههای منو تایید میکنید و برام هورا میکشید و خودشیفتگیِ بیمارگونم رو ارضا میکنید، یا برای تکتک شما تهمتزنی و پروندهسازی رو مثل یک بازجویِ بیمار اجرا میکنم! این میشه گفتمان «امر ملی و وفاق»!
✍🏻#سیاوش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
لحظه حمله هوایی اسرائیل به ساختمان مسکونی القادی در شهر غزه.
🔹 امثال احمد زید آبادی و دیگران چه در درون و چه در بیرون نظام، که با وجود این اهریمن از همزیستی مسالمتآمیز در خاورمیانه سخن میگویند، شریک نسلکشی هستند.
🔹مبلغ تنشزدایی در منطقه بوقچی فاشیسم صهیونیستی است.
🔺بعد همین آقا میاد از «گفتمان امر ملی» میگه! یعنی از زیدآبادی همراستاتر با خودش و دلدادۀ فلسطینتر پیدا نمیکنید. ولی چون در یک جایی اختلاف نظر باهاش داره، متهم میکنه به همدستی در نسل کشی و بوقچیِ فاشیسم و صهیونیسم بودن!
🔺گفتمان مد نظر عبدالکریمی اینه: یا همهی ایدههای منو تایید میکنید و برام هورا میکشید و خودشیفتگیِ بیمارگونم رو ارضا میکنید، یا برای تکتک شما تهمتزنی و پروندهسازی رو مثل یک بازجویِ بیمار اجرا میکنم! این میشه گفتمان «امر ملی و وفاق»!
✍🏻#سیاوش
📕تقرب به ولایت و رشد نفاق
📕پروندهسازی برای مصطفی مهرآیین و موجهسازی برخورد امنیتی با اهل فرهنگ
📺 توهمِ و هذیان شدید: مختصات فیلوسوفِ فردیدی!
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این روزها مهملات امثال عبدالکریمی برای برخی مایهی تعجب و شگفتی است. بهنظرم ایراد کار از ماست که با عقبه و سرچشمههای فکری امثال او آشنا نیستیم.
🔻او که از نوادگان فردید و هایدگریسم اسلامی است، پیشینیانش دربارهی بزرگترین و مهمترین رویداد تاریخ ایران یعنی انقلاب مشروطه چنین نوشتهاند:
🔺حال تصور کنید که این فلسفهخواندهی خودفیلسوفپندار به چنین مرتجعانی اقتدا میکند. دور از ذهن نیست که این نوادگان نوباوه در مدنیت نیمهکارهی برجای مانده به برکت همان مشروطیت، چنین دربارهی جنبش مهسا و وضع موجود و هرآنچه هست و نیست هرزهگویی کنند.
✍🏻 #احسان_عزیزی
@EhsaneAzizi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻او که از نوادگان فردید و هایدگریسم اسلامی است، پیشینیانش دربارهی بزرگترین و مهمترین رویداد تاریخ ایران یعنی انقلاب مشروطه چنین نوشتهاند:
«مشروطیت بالکل و بالتّمام غربزدهی مضاعف است. یعنی چه؟ یعنی فراماسونزده و یهودیزده، بطوری که صدر تاریخ ما، مشروطیت، ذیل تاریخ غرب است. و همین تاریخ زهوار دررفته و منسوخ غربی، به توسط منورالفکران و مقلدان بیسواد به نام ترقیخواهی و تجددطلبی به ایران میآید و پخش میشود. لذا برخلاف گفتهی بعضی، مشروطیت دفع فاسد به افسد است، نه افسد به فاسد، زیرا ماسونیتزدگی و از آنجا یهودیتزدگی بهطور کلی از لوازم ذات مشروطه و انقلاب مشروطه بود که در حکومت قلدری پهلوی تکامل حاصل کرد.»
به نقل از م. بهروز (نام نویسنده مستعار است)، «جدایی کدام دین از سیاست؟»، کیهان، ش ۱۱۱۵۴ (دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۵۹)، ص ۱۲ (مقاله به تقریر احمد فردید) و تحریر جلال مکانیکی است.
🔺حال تصور کنید که این فلسفهخواندهی خودفیلسوفپندار به چنین مرتجعانی اقتدا میکند. دور از ذهن نیست که این نوادگان نوباوه در مدنیت نیمهکارهی برجای مانده به برکت همان مشروطیت، چنین دربارهی جنبش مهسا و وضع موجود و هرآنچه هست و نیست هرزهگویی کنند.
✍🏻 #احسان_عزیزی
@EhsaneAzizi
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📺 توهمِ و هذیان شدید: مختصات فیلوسوفِ فردیدی!
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📊 آمارهای فائو و بیژن
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 عبدالکریمی، رنانی و...؛ روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
🔸سرعتِ تولید مهمل و توهین و مغلطۀ عبدالکریمی از آخوندها نیز جلو زدهاست و میتوان با آن مشکلِ ناترازی برق کشور را حل نمود! امیدوارم هرچه زودتر به ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، جایگاهِ رحیم پور ازغدی،…
🔸سرعتِ تولید مهمل و توهین و مغلطۀ عبدالکریمی از آخوندها نیز جلو زدهاست و میتوان با آن مشکلِ ناترازی برق کشور را حل نمود! امیدوارم هرچه زودتر به ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، جایگاهِ رحیم پور ازغدی،…
📘بخش مهمی از گفتگو که پاسخ دادهنشد و نشر نشد
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۱/۳)
✍🏻 #فاطمی
دکتر عبدالکریمی عزیز!
سپاس از پاسخی که نگارش کردید.
۱. خب سخن شما دقیقا همین بود. اما حال فرض کنیم سخن شما در سطح کلان بود که:
ثم ماذا استاد؟ چرا باید یک استاد فلسفه، تمام جریانهای ناقد خود را به انسانهای بدونِ فکر و دنبالهرو و وابسته تشبیه کند؟ آیا چامسکی با آن همه شهرت و نفوذ و اثرگذاری (و دشمنانی که دارد) در قلبِ آمریکا، در مواجهه با ناقدان مختلفش، چنین برخوردی از خود در ذهنها به یادگار گذاشته؟ مکرر به بیگانگان و سرویسهای امنیتی آمریکا و دیگر کشورهایی که صبحوشام آزادانه رادیکالترین نقدها را بدانها روا میدارد، وصل میکند ناقدان را، و بجای تقویتِ متن و محتوا، حاشیه و گمانهزنی و اتهامسازی را پر رنگ میکند؟
۲. آیا مخالفان شما نمیتوانند بهشکل مشابه به شما همین نسبت را دهند؟ که شما تحتِ تسلط ناخودآگاه یا خودآگاهِ گفتمانِ سلطهی یک حکومت توتالیتر مذهبی سخن میگویید یا یا منافعی از آن دارید و تحت تسلط نیروهای آن هستید؟ این شیوه مواجهه حکمی و فلسفی است؟
این نحوه گفتگو کردن اساسا کارِ یک اهل فرهنگ و تفکر است؟ اینگونه که هیچ دیالوگی شکل نمیگیرد جز سوءظن و بدبینی و دیوارکشی و خود را در مرکزِ عالم و توطئههایش دیدن؟ بله! سهل است که بگوییم مخالفان و ناقدان مشتی انسان وابسته سازمانی یا ناخودآگاهاند، و خود را از درگیری با ظرائف نقدهای آنها و دیالوگِ طاقتفرسای منطقی خلاص کنیم! ولی این کارِ یک نیروی امنیتی و سیاسی دونپایه است، نه کار یک اهل فکر، ان هم با زمینه نگرشِ فلسفی.
۳. فرمودید:
این دقیقا همان غلبه نگاه توطئهمحور و امنیتی به مقوله فرهنگ است. مشخص است که رسانههای مختلف بنا به منافع، از جمله جنجالسازی و کسب توجه برای دیدهشدن و کسب قدرت مالی بیشتر، فعالیت میکنند، اما اینکه بگوییم امنیت ملی یک کشور از آزادی بیان ضربه میخورد، و آن را چنین سست تعریف کنیم، حاصل نگاه ایدئولوژیک و بسته موجود در نظامهای توتالیتر است.
آزادی بیان درد و رنج دارد، اگوی بادکردهی ما را ضربه میزند، گند و کثافت نیز بسیار دارد. دموکراسی خطا و فاجعههای تاریخی نیز دارد. ولی همهی اینها توجیهِ اینکه بگوییم باید جلویشان را گرفت، یا اینکه بکوشیم بجای متن، به حاشیه بپردازیم و توطئهخوانی کنیم و در مواجهه با ناقدان یکدستسازی کنیم و اتهامهایی بنا به گمان و بشکل کلی بدانها نسبت دهیم، بیمعنی است.
راه مواجهه با نقدها و جریانسازیهای رایج در هر دموکراسی و فضای آزاد رسانهای، بیان شفاف و آزاد و بازتاب نقدها و پاسخ به نقدهای متین است، نه تکرار تئوریهای توطئه یا نسبت دادن مخالفان و منتقدان خود به افرادی کاملا عوام و دنبالهرو یا وابسته به بیگانه!
۴. فرمودید:
بله. کاملا طبیعی است. در همهجای دنیای امروز چنین است جناب عبدالکریمی. مردم و رسانهها، چیزی را ترند میکنند که کوتاه و جذابتر و جنجالیتر باشد. هیچ توطئه و عمدی ضرورتا در کار نیست.
اما اینکه کلیپ تقطیع شده، توجیهِ صحیحی نمیدانم. سخنانِ شما را کامل گوش دادهام، آن بخش از سخنانتان تفاسیر متفاوتی میتوانست بگیرد، که برای مخاطبی که تحتِ شدیدترین فشارهای اقتصادی است، برخی تفاسیر، غلبه بیشتری پیدا میکرد، و مخاطب بنا به کانتکستِ تاریخی واکنش نشان میدهد.
همه به یک شکل نقد نکردند سخنان شما در آن گفتگو را، و حتی سخنِ شما در مورد میوه و کباب را از زوایای مختلف و ظریفی، و بعضا در کمال احترام نقد کردند، بخشهای دیگر چون «به تو چه؟» را نیز خیلی دقیقتر نقد کردند و اتفاقا هاردکورِ مباحث شما در این چند ساله را روی میز تشریح قرار دادند که از چه تناقضات عمیقِ نظریای رنج میبرد و دچار چه نوع ایدئولوژیکاندیشیهایی است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۱/۳)
✍🏻 #فاطمی
دکتر عبدالکریمی عزیز!
سپاس از پاسخی که نگارش کردید.
یکایک کامنت هایی که با انگیزه های سیاسی و حتی ضد ملی توسط نیروهای سایبری و تشکیلانی وابسته به تشکل های قدرت طلب یا اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی تولید میشود
۱. خب سخن شما دقیقا همین بود. اما حال فرض کنیم سخن شما در سطح کلان بود که:
در سطح کلان در جهت منافع خودشان گفتمان سازی و جریان سازی می کنند و روشنفکران و کنشگران سیاسی و اجتماعی و به دنبال آنها توده ها از ین گفتمان سازی ها و جریان سازی ها تأثیر می پذیرند
ثم ماذا استاد؟ چرا باید یک استاد فلسفه، تمام جریانهای ناقد خود را به انسانهای بدونِ فکر و دنبالهرو و وابسته تشبیه کند؟ آیا چامسکی با آن همه شهرت و نفوذ و اثرگذاری (و دشمنانی که دارد) در قلبِ آمریکا، در مواجهه با ناقدان مختلفش، چنین برخوردی از خود در ذهنها به یادگار گذاشته؟ مکرر به بیگانگان و سرویسهای امنیتی آمریکا و دیگر کشورهایی که صبحوشام آزادانه رادیکالترین نقدها را بدانها روا میدارد، وصل میکند ناقدان را، و بجای تقویتِ متن و محتوا، حاشیه و گمانهزنی و اتهامسازی را پر رنگ میکند؟
۲. آیا مخالفان شما نمیتوانند بهشکل مشابه به شما همین نسبت را دهند؟ که شما تحتِ تسلط ناخودآگاه یا خودآگاهِ گفتمانِ سلطهی یک حکومت توتالیتر مذهبی سخن میگویید یا یا منافعی از آن دارید و تحت تسلط نیروهای آن هستید؟ این شیوه مواجهه حکمی و فلسفی است؟
این نحوه گفتگو کردن اساسا کارِ یک اهل فرهنگ و تفکر است؟ اینگونه که هیچ دیالوگی شکل نمیگیرد جز سوءظن و بدبینی و دیوارکشی و خود را در مرکزِ عالم و توطئههایش دیدن؟ بله! سهل است که بگوییم مخالفان و ناقدان مشتی انسان وابسته سازمانی یا ناخودآگاهاند، و خود را از درگیری با ظرائف نقدهای آنها و دیالوگِ طاقتفرسای منطقی خلاص کنیم! ولی این کارِ یک نیروی امنیتی و سیاسی دونپایه است، نه کار یک اهل فکر، ان هم با زمینه نگرشِ فلسفی.
۳. فرمودید:
و شدیداً در ساده ترین مباحث دخالت کرده، می کوشند فضای ذهنی جامعه را آلوده و مشوش سازند و این امر امنیت ملی ما را به شدت به خطر می اندازد.
این دقیقا همان غلبه نگاه توطئهمحور و امنیتی به مقوله فرهنگ است. مشخص است که رسانههای مختلف بنا به منافع، از جمله جنجالسازی و کسب توجه برای دیدهشدن و کسب قدرت مالی بیشتر، فعالیت میکنند، اما اینکه بگوییم امنیت ملی یک کشور از آزادی بیان ضربه میخورد، و آن را چنین سست تعریف کنیم، حاصل نگاه ایدئولوژیک و بسته موجود در نظامهای توتالیتر است.
آزادی بیان درد و رنج دارد، اگوی بادکردهی ما را ضربه میزند، گند و کثافت نیز بسیار دارد. دموکراسی خطا و فاجعههای تاریخی نیز دارد. ولی همهی اینها توجیهِ اینکه بگوییم باید جلویشان را گرفت، یا اینکه بکوشیم بجای متن، به حاشیه بپردازیم و توطئهخوانی کنیم و در مواجهه با ناقدان یکدستسازی کنیم و اتهامهایی بنا به گمان و بشکل کلی بدانها نسبت دهیم، بیمعنی است.
راه مواجهه با نقدها و جریانسازیهای رایج در هر دموکراسی و فضای آزاد رسانهای، بیان شفاف و آزاد و بازتاب نقدها و پاسخ به نقدهای متین است، نه تکرار تئوریهای توطئه یا نسبت دادن مخالفان و منتقدان خود به افرادی کاملا عوام و دنبالهرو یا وابسته به بیگانه!
۴. فرمودید:
به نظر شما این خیلی طبیعی است که از یک مناظره دوساعته یک کلیپ تقطیع شده 11 ثانیه ای تمام فضای مجازی و شبکه ها را پر می کند و همه یک شکل و یک صدا به واگویی یک سخن می پردازند؟
بله. کاملا طبیعی است. در همهجای دنیای امروز چنین است جناب عبدالکریمی. مردم و رسانهها، چیزی را ترند میکنند که کوتاه و جذابتر و جنجالیتر باشد. هیچ توطئه و عمدی ضرورتا در کار نیست.
اما اینکه کلیپ تقطیع شده، توجیهِ صحیحی نمیدانم. سخنانِ شما را کامل گوش دادهام، آن بخش از سخنانتان تفاسیر متفاوتی میتوانست بگیرد، که برای مخاطبی که تحتِ شدیدترین فشارهای اقتصادی است، برخی تفاسیر، غلبه بیشتری پیدا میکرد، و مخاطب بنا به کانتکستِ تاریخی واکنش نشان میدهد.
همه به یک شکل نقد نکردند سخنان شما در آن گفتگو را، و حتی سخنِ شما در مورد میوه و کباب را از زوایای مختلف و ظریفی، و بعضا در کمال احترام نقد کردند، بخشهای دیگر چون «به تو چه؟» را نیز خیلی دقیقتر نقد کردند و اتفاقا هاردکورِ مباحث شما در این چند ساله را روی میز تشریح قرار دادند که از چه تناقضات عمیقِ نظریای رنج میبرد و دچار چه نوع ایدئولوژیکاندیشیهایی است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بخش مهمی از گفتگو که پاسخ دادهنشد و نشر نشد
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۲/۳)
✍🏻 #فاطمی
۵. فرمودید:
دقیقا خاصسازی شرایط مانع از این میشود که مثل یک متفکر و اهل فلسفه با نقدها مواجه شوید، و بر متن تمرکز کنید. اینکه قدرتهای سیاسی هزار کار میکنند، توجیهی برای من و شمای اهل فکر نیست که در مواجهه با نقد به توطئه و پروندهسازی و گمانها پناه ببریم.
این یک مکانیزم دفاع روانی است که برای فردی که مواجهه با فضای آزاد و نقدهای جدی در توانش نیست و میتواند به فروپاشیِ روانی او منجر شود، به ادعای انواع توطئه برای خودش که یک معلم ساده است پناه میبرد. شما هیچ نقش خاص سیاسیای ندارید و چنین حواشی بر متن و استدلال بر شما چیره شده، آنوقت انتظار دارید مقام رهبری که در میان انبوهی توطئه است، دچار جنون و مالیخولیا نشود و تمام روشنفکران را مثل قتلهای زنجیرهای سلاخی نکند بهعنوان وابستگان به اسرائیل و غرب و لیبرالیسم، و یا جادهصافکنهای آن؟
متوجهید باید فرقی میان یک اهل فلسفه و سعید امامیها باشد؟ یا این را نیز سادهاندیشی میدانید؟
متوجهید که نظام سلطه فقط به قدرتهای غربی محدود نمیشود و نظام ولایت مطلقه فقیه نیز عملا نظامی از سلطه و استیلا و سرکوب و انقیاد هر دگراندیش و ناقد جدیِ ولو دلسوز و بس فهمیمتر و ایراندوستتری از سیاستمداران کنونی است؟
مهدی محمودیان چه جرمی کرده که در زندان است؟ در بحران کرونا جنایت و خیانتی بزرگ رخ داده در سطح کلان یا خیر؟ آیا باید شاکی را به زندان ببرند یا متهم و مورد شکایت را به دادگاه؟ آن زمان در جنگ بودیم و شرایط حساس؟ و قرار است به این اسم هر نوع آزادیخواهی و دادخواهی را بازی در طراحی دشمنان بنامیم و برخورد کنیم؟ برای چه شما اگر صادقانه ضد سلطهاید، حتی یادی از او که به ناحق زندان است نمیکنید؟ از مصطفی تاجزاده سالمتر و دلسوزتر و آگاهتر داریم؟ او چطور که این همه سال به ناحق در زندان است و از همسر و فرزندانش جدا؟ و...
متوجهید همین نگاه مسلط امنیتی بر جمهوری اسلامی که روزی خود از ناقدانش بودید، با نقد کلیدواژه رهبر «ناتوی فرهنگی»، باعث شده شبکههای اجتماعی برخلاف افغانستان و حتی روسیه و کشورهای همسایه، از جمله کشورهای عربی و ترکیه، فیلتر شوند، حتی یوتیوب که محل آموختن و دانشگاه و رشد جامعه است ونه شبکه اجتماعی، و همین باعث رواج استفاده از وی پی ان ها شده؟ و به گفته نماینده مجلس سابق، برخی از اینها علنا تحت تسلط نیروهای بیگانهاند؟ و همین اطلاعات بسیاری را به رایگان در اختیار نیروهای بیگانه گذاشته؟
شما به عنوان یک اهل فرهنگ نباید صدایی باشید که جلوی این جابجایی اولویتهای ضدامنیتی بایستد و مانع از نفوذ شود؟ نفوذ مگر جز در فضای ترس و یکدستی و استبداد و بلهقربانگویی رخ میدهد؟ وقتی همه اهل اندیشه و دغدغهمندان کشور افکارشان را سرکوب میکنند و نمیتوانند آزادانه نظراتشان را بگویند، چرا که میترسند بسادگی راهی زندان با انواع اتهامات شوند؟ و اهل فکری چون شما نیز آنها را به خیانت متهم کنید و زمینه برخورد با انها را فراهم کنید؟
۶. فرمودید:
حوادث پسا ۷ اکتبر، هیچ نوع تناقضی با سخن اینجانب نداشت. یک به میلیونِ اعتراضاتی که نسبت به سیاستهای کشورهای غربی یا اسرائیل در وسط جنگ و خود این کشورها انجام شده و میشود، اگر در وضعیت غیرجنگی هم در خیابانها و دانشگاههای ایران نسبت به سیاستهای نظام و در حمایت علنی از دول متخاصم بشود، کار افراد با کرامالکاتبین است!
صبحوشام روشنفکران و روزنامهها و رسانههای اصلی همین رژیمهای سفاک و سلطهگر، علیه عالیترین مقاماتشان و تصمیماتی که میگیرند و عملکرد فاجعهبار و جنایاتشان، گزارش منتشر میکنند و احدی نمیگوید، الان وقتش نیست! یا شما وصل به دشمنید، و یا سربازی بدونِ اجر ابله او، و آنها را از زندگی و حق قلم و بیان و اعتراض ساقط کند!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۲/۳)
✍🏻 #فاطمی
۵. فرمودید:
این که من پیوسته به آپاراتوس نظام سلطه و اتاق فکرهای وابسته به آمریکا و اسرائیل و مزدورانشان در خارج از کشور و داخل کشور ارجاع می دهم حاصل یک ذهن بیمار و نگرش توطئه ای نیست، حاصل شرایط خاص ما در خاورمیانه است؛ و این خیلی ساده اندیشانه است که گمان کنید که قدرت های بزرگ و اسرائیل ما را به حال خود رها می کنند تا به طور طبیعی زندگی کنیم.
دقیقا خاصسازی شرایط مانع از این میشود که مثل یک متفکر و اهل فلسفه با نقدها مواجه شوید، و بر متن تمرکز کنید. اینکه قدرتهای سیاسی هزار کار میکنند، توجیهی برای من و شمای اهل فکر نیست که در مواجهه با نقد به توطئه و پروندهسازی و گمانها پناه ببریم.
این یک مکانیزم دفاع روانی است که برای فردی که مواجهه با فضای آزاد و نقدهای جدی در توانش نیست و میتواند به فروپاشیِ روانی او منجر شود، به ادعای انواع توطئه برای خودش که یک معلم ساده است پناه میبرد. شما هیچ نقش خاص سیاسیای ندارید و چنین حواشی بر متن و استدلال بر شما چیره شده، آنوقت انتظار دارید مقام رهبری که در میان انبوهی توطئه است، دچار جنون و مالیخولیا نشود و تمام روشنفکران را مثل قتلهای زنجیرهای سلاخی نکند بهعنوان وابستگان به اسرائیل و غرب و لیبرالیسم، و یا جادهصافکنهای آن؟
متوجهید باید فرقی میان یک اهل فلسفه و سعید امامیها باشد؟ یا این را نیز سادهاندیشی میدانید؟
متوجهید که نظام سلطه فقط به قدرتهای غربی محدود نمیشود و نظام ولایت مطلقه فقیه نیز عملا نظامی از سلطه و استیلا و سرکوب و انقیاد هر دگراندیش و ناقد جدیِ ولو دلسوز و بس فهمیمتر و ایراندوستتری از سیاستمداران کنونی است؟
مهدی محمودیان چه جرمی کرده که در زندان است؟ در بحران کرونا جنایت و خیانتی بزرگ رخ داده در سطح کلان یا خیر؟ آیا باید شاکی را به زندان ببرند یا متهم و مورد شکایت را به دادگاه؟ آن زمان در جنگ بودیم و شرایط حساس؟ و قرار است به این اسم هر نوع آزادیخواهی و دادخواهی را بازی در طراحی دشمنان بنامیم و برخورد کنیم؟ برای چه شما اگر صادقانه ضد سلطهاید، حتی یادی از او که به ناحق زندان است نمیکنید؟ از مصطفی تاجزاده سالمتر و دلسوزتر و آگاهتر داریم؟ او چطور که این همه سال به ناحق در زندان است و از همسر و فرزندانش جدا؟ و...
متوجهید همین نگاه مسلط امنیتی بر جمهوری اسلامی که روزی خود از ناقدانش بودید، با نقد کلیدواژه رهبر «ناتوی فرهنگی»، باعث شده شبکههای اجتماعی برخلاف افغانستان و حتی روسیه و کشورهای همسایه، از جمله کشورهای عربی و ترکیه، فیلتر شوند، حتی یوتیوب که محل آموختن و دانشگاه و رشد جامعه است ونه شبکه اجتماعی، و همین باعث رواج استفاده از وی پی ان ها شده؟ و به گفته نماینده مجلس سابق، برخی از اینها علنا تحت تسلط نیروهای بیگانهاند؟ و همین اطلاعات بسیاری را به رایگان در اختیار نیروهای بیگانه گذاشته؟
شما به عنوان یک اهل فرهنگ نباید صدایی باشید که جلوی این جابجایی اولویتهای ضدامنیتی بایستد و مانع از نفوذ شود؟ نفوذ مگر جز در فضای ترس و یکدستی و استبداد و بلهقربانگویی رخ میدهد؟ وقتی همه اهل اندیشه و دغدغهمندان کشور افکارشان را سرکوب میکنند و نمیتوانند آزادانه نظراتشان را بگویند، چرا که میترسند بسادگی راهی زندان با انواع اتهامات شوند؟ و اهل فکری چون شما نیز آنها را به خیانت متهم کنید و زمینه برخورد با انها را فراهم کنید؟
۶. فرمودید:
این که در جوامع دیگر چه می گذرد بخشی از آن حاصل تبلیغات دروغ این نظام ها و نظام آپاراتوس آنهاست و حوادث غزه این امر را کاملاً آشکار کرد و بخش دیگر آن حاصل شرایط تاریخی آنهاست که با شرایط تاریخی ما متفاوت است. قیاس کردن شرایط تاریخی ما به عنوان یک کشور خاورمیانه ای با کشورهای غربی یا با اسرائیل از خطاهای بزرگ و نابخشودنی بسیاری از روشنفکران و کنشگران ماست.
حوادث پسا ۷ اکتبر، هیچ نوع تناقضی با سخن اینجانب نداشت. یک به میلیونِ اعتراضاتی که نسبت به سیاستهای کشورهای غربی یا اسرائیل در وسط جنگ و خود این کشورها انجام شده و میشود، اگر در وضعیت غیرجنگی هم در خیابانها و دانشگاههای ایران نسبت به سیاستهای نظام و در حمایت علنی از دول متخاصم بشود، کار افراد با کرامالکاتبین است!
صبحوشام روشنفکران و روزنامهها و رسانههای اصلی همین رژیمهای سفاک و سلطهگر، علیه عالیترین مقاماتشان و تصمیماتی که میگیرند و عملکرد فاجعهبار و جنایاتشان، گزارش منتشر میکنند و احدی نمیگوید، الان وقتش نیست! یا شما وصل به دشمنید، و یا سربازی بدونِ اجر ابله او، و آنها را از زندگی و حق قلم و بیان و اعتراض ساقط کند!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
بیژن عبدالکریمی
امیدوارم واقعا به نقدها فکر کنید. من دوستدار شما و حتی بالاترین مقامات کشور هستم، ولی این مواجهههای خطا و مشترک، سرجمعش به جای خوشی ختم نمیشود. همان آمریکا و اروپا و... هم بخاطر بسیاری ایستادگیها بر سر حقوق اساسی شهروندان توسط روشنفکران و دانشگاهیان و…
📘بخش مهمی از گفتگو که پاسخ دادهنشد و نشر نشد
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۳/۳)
✍🏻 #فاطمی
اگر اهل فکر و سیاست و روزنامهنگاران آن کشورها، همین دید شما به بحث تاریخیت و... را داشتند، امروز باید نظام سیاسیای مشابه چین و روسیه و سوریه و کشورهای عربی داشتند که احدی در آنها جرات نمیکند حتی در دفاع از مردم غزه تجمع برگزار کند، چه رسد به اعتراض نظری و خیابانی به سامانههای سیاسیشان و... . این وجه سوبژکتیو و مسئولیت روشنفکری را نیز در نظر بگیرید و تنها از منظر محافظهکاری و نگاه امنیتی، و تاریخیگرایی و دترمینیسم و جبر تاریخی، نظام سلطه داخلی و وضعیت بیمسئولیتی ما نسبت به آزادیِ شهروندان ایران را توجیه نکنید. نیمقرن توجیهگری و قربانیِ کردن آزادیها و حقوق اولیه به پایه اقتصاد و امنیت، عملا هم امنیت اولیه را از ما گرفت و هم اقتصاد را به دلار ۱۰۰ هزار و بیکاری افسارگسیخته کشاندهاست. در فضای غیر آزاد و غیر شفاف، جز نفوذیها و مافیاهای اقتصادی و ابلهها و انسانهای دگم امکان رشد ندارند و چنین کسانی درک درست و علمی و ذوابعدی هم از امنیت و اقتصاد ندارند، و عرق واقعی ملی نیز در آنها نیست.
اینکه با تمسک به تاریخیت متفاوت (درحالیکه اسرائیل از دل یک جامعه یهودی و در جهنم خاورمیانه و یهودستیزی و در وسط بیشترین تهدیدهای امنیتی در آمده، و آمریکا نیز در میانهی جنگها و بحرانهای بسیار داخلی و خارجی بوده، ولی از همان آغاز، بنیانگذارانش از ضرورت حفاظت از آزادیها و عدم قربانیساختنِ آزادی به پای امنیت سخنها گفتهاند)، خود را از الگو گرفتن و آرمان گرفتن و حرکت به سمت وضعی بهتر محروم کنیم، نوعی خودفریبی آشکار است.
ضرورت پاسداری و پافشاریِ من و شما به حقوق طبیعی شهروندان جامعه خودمان، ربطی به تاریخیت متفاوت ملتها ندارد! اینکه نباید کسی را بهخاطر بیان افکار و عقایدش، زندان کنیم و تحت بازجویی و شکنجه قرار دهیم یا بکشیم، اصول اولیه تمدن است جناب عبدالکریمی!
شما در مواجهه با غزه، تمام وجودتان را اختصاص میدهید، اما وقتی به آزادیِ روشنفکران و مردم ایران و سوریه و چین و روسیه و سودان و.. میرسد، بدل به بلندگوی نظام سلطه داخلی این دولتها میشوید و از حقوق و آزادی شهروند و روشنفکران دفاع نمیکنید، یا ظلمی که به آنها میشود را بایکوت و بلکه مثل مورد مصطفی مهرآیین توجیه و عقلانیسازی میکنید!
اینکه مرتب حقوق مردم و روشنفکران خود را قربانی روایت سلطه داخلی یک گروه کنیم، و "به تو چه؟" را درباره همه، با انواع توجیهات (چون تاریخیت ما فرق دارد، وجوه مثبت قابل الگو و الهام دیگران صرفا تبلیغات است و...) جز مردم غزه بگوییم، واقعا نوعی دوری از عدالت و گرفتار شدنِ نگاه ایدئولوژیک و وابسته به جریان قدرت است.
مواجهه انتقادی جامعه و روشنفکران با شما، از همین عدم تعادل است که تشخیص میدهند. اینکه میخواهید همه در مقابل سلطه قدرت نامشروع داخلی خم شوند و سخن نگویند و نقد نکنند و اعتراض نکنند، به اسم مبارزه با سلطه جهانی. این روایت نه ربطی به ملیگرایانی چون رامین کامران دارد که از او مطلب بازنشر کردهاید، نه ربطی به چپهای مستقل که فاصله انتقادی خود را با هر نوع سلطهای حفظ میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۳/۳)
✍🏻 #فاطمی
اگر اهل فکر و سیاست و روزنامهنگاران آن کشورها، همین دید شما به بحث تاریخیت و... را داشتند، امروز باید نظام سیاسیای مشابه چین و روسیه و سوریه و کشورهای عربی داشتند که احدی در آنها جرات نمیکند حتی در دفاع از مردم غزه تجمع برگزار کند، چه رسد به اعتراض نظری و خیابانی به سامانههای سیاسیشان و... . این وجه سوبژکتیو و مسئولیت روشنفکری را نیز در نظر بگیرید و تنها از منظر محافظهکاری و نگاه امنیتی، و تاریخیگرایی و دترمینیسم و جبر تاریخی، نظام سلطه داخلی و وضعیت بیمسئولیتی ما نسبت به آزادیِ شهروندان ایران را توجیه نکنید. نیمقرن توجیهگری و قربانیِ کردن آزادیها و حقوق اولیه به پایه اقتصاد و امنیت، عملا هم امنیت اولیه را از ما گرفت و هم اقتصاد را به دلار ۱۰۰ هزار و بیکاری افسارگسیخته کشاندهاست. در فضای غیر آزاد و غیر شفاف، جز نفوذیها و مافیاهای اقتصادی و ابلهها و انسانهای دگم امکان رشد ندارند و چنین کسانی درک درست و علمی و ذوابعدی هم از امنیت و اقتصاد ندارند، و عرق واقعی ملی نیز در آنها نیست.
اینکه با تمسک به تاریخیت متفاوت (درحالیکه اسرائیل از دل یک جامعه یهودی و در جهنم خاورمیانه و یهودستیزی و در وسط بیشترین تهدیدهای امنیتی در آمده، و آمریکا نیز در میانهی جنگها و بحرانهای بسیار داخلی و خارجی بوده، ولی از همان آغاز، بنیانگذارانش از ضرورت حفاظت از آزادیها و عدم قربانیساختنِ آزادی به پای امنیت سخنها گفتهاند)، خود را از الگو گرفتن و آرمان گرفتن و حرکت به سمت وضعی بهتر محروم کنیم، نوعی خودفریبی آشکار است.
ضرورت پاسداری و پافشاریِ من و شما به حقوق طبیعی شهروندان جامعه خودمان، ربطی به تاریخیت متفاوت ملتها ندارد! اینکه نباید کسی را بهخاطر بیان افکار و عقایدش، زندان کنیم و تحت بازجویی و شکنجه قرار دهیم یا بکشیم، اصول اولیه تمدن است جناب عبدالکریمی!
شما در مواجهه با غزه، تمام وجودتان را اختصاص میدهید، اما وقتی به آزادیِ روشنفکران و مردم ایران و سوریه و چین و روسیه و سودان و.. میرسد، بدل به بلندگوی نظام سلطه داخلی این دولتها میشوید و از حقوق و آزادی شهروند و روشنفکران دفاع نمیکنید، یا ظلمی که به آنها میشود را بایکوت و بلکه مثل مورد مصطفی مهرآیین توجیه و عقلانیسازی میکنید!
اینکه مرتب حقوق مردم و روشنفکران خود را قربانی روایت سلطه داخلی یک گروه کنیم، و "به تو چه؟" را درباره همه، با انواع توجیهات (چون تاریخیت ما فرق دارد، وجوه مثبت قابل الگو و الهام دیگران صرفا تبلیغات است و...) جز مردم غزه بگوییم، واقعا نوعی دوری از عدالت و گرفتار شدنِ نگاه ایدئولوژیک و وابسته به جریان قدرت است.
مواجهه انتقادی جامعه و روشنفکران با شما، از همین عدم تعادل است که تشخیص میدهند. اینکه میخواهید همه در مقابل سلطه قدرت نامشروع داخلی خم شوند و سخن نگویند و نقد نکنند و اعتراض نکنند، به اسم مبارزه با سلطه جهانی. این روایت نه ربطی به ملیگرایانی چون رامین کامران دارد که از او مطلب بازنشر کردهاید، نه ربطی به چپهای مستقل که فاصله انتقادی خود را با هر نوع سلطهای حفظ میکنند.
📕پروندهسازی برای زیدآبادی و ماهیتِ وفاقِ فردیدی
📕پروندهسازی برای مصطفی مهرآیین و موجهسازی برخورد امنیتی با اهل فرهنگ
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📺 توهمِ و هذیان شدید: مختصات فیلوسوفِ فردیدی!
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📊 آمارهای فائو و بیژن
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
بیژن عبدالکریمی
امیدوارم واقعا به نقدها فکر کنید. من دوستدار شما و حتی بالاترین مقامات کشور هستم، ولی این مواجهههای خطا و مشترک، سرجمعش به جای خوشی ختم نمیشود. همان آمریکا و اروپا و... هم بخاطر بسیاری ایستادگیها بر سر حقوق اساسی شهروندان توسط روشنفکران و دانشگاهیان و…
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۱/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 دوستان و هموطنان عزیز، توجه شما را به نامهای جلب می کنم که ۱۷ اردیبهشت همین امسال خدمت دوست عزیزم آقای دکتر بیژن عبدالکریمی نوشتم. از ایشان خواستم که پاسخ بدهند، و اگر پاسخ ندادند آن را به صورت سرگشاده منتشر خواهم کرد.
🍂 با توجه به عدم پاسخگویی ایشان این نامه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهم و از همین جان ایشان را به یک مناظره رو در رو دعوت می کنم.
🍂 احتمال می دهم که شاید به دلیل کثرت و شلوغی کار نامه را نخوانده باشد، از این نظر شاید انتشار آن موجب مطالعه آن شود، و مسائلی را که ایشان روی آن سماجت دارند روشن کرده باشم. از نظر من با همه خوش فکری و حسن نظر و صداقتی که در ایشان سراغ دارم، دچار خطاهای فاحشی در فهم مسائل سیاسی در ایران و جهان هستند. و اگر هنوز بر این پندار است که این دوستشان بر خطا هستند، امیدوارم با پاسخ مستدل او را به خطاهای خود آگاه گرداند.
🍂 دوست گرامی جناب دکتر بیژن عبدالکریمی! میدانید که شما را قلبا به دلایل مختلفی دوست میدارم، اما این روزها چنان بد اظهارنظر کردهاید که برای نوشتن همین سطور چندین بار از این پا به آن پا کردم، که بنویسم یا ننویسم.
🍂 آخه دوست عزیز! وقتی در یک مسئلهای تخصص ندارید چرا ورود میکنید، و مکرر و مستمراً هم ورود میکنید؟ میدانید که تخصص اینجانب جامعه شناسی سیاسی است، و تخصص جنابعالی در فلسفه است. محتملاً فلسفه را کمتر از شما نخوانده باشم. در سن ۲۰ سالگی کتاب دیالکتیک ژرژ گورویچ و بعد کتاب جبرهای اجتماعی ایشان را خواندم که امروز این کتابها را جلوی اساتید فلسفه و جامعه شناسی بگذارید، تردید دارم که به راحتی بتوانند چند صفحه آن را هضم کنند.
🍂 باز جهت اطلاع از همان آغاز فلسفه را با فیزیک مطالعه کردم، چون نیک میدانستم که فلسفه انسان را به اعماق میبرد، و در همانجا رها میکند، و به قول مرحوم شریعتی همان میشود که میگوید، فیلسوفان پفیوزان تاریخ هستند. به همین دلیل مطالعه آثار فیزیک، زیست شناسی و کیهان شناسی را شروع کردم، تا حرکت در سطح را نیز آموزش ببینم. حتماً میدانید که فلسفه تنها به فلسفهخوانی نیست، بلکه داشتن شامه فلسفی و ذهن فلسفی، از مطالعه فلسفه مهمتر است. و به علاوه نیک میدانید که دغدغه ذهنی اینجانب نه صرفا مسائل سیاسی، بلکه نظریههای سیاسی است، که این نیز معطوف به مطالعات فلسفی است.
🔺اینها را از این حیث عرض نکردم که فلسفهدانی و کتابخوانی خود را به رخ بکشم، دیگر در این سن و سال تحسین و یا تقبیح دیگران خیلی این دوست شما را غلغلک نمیدهد. به عکس از این حیث گفتم، که با وجود این مطالعات هرگاه با یک مسئله فلسفی مواجه میشوم، به اهل آن رجوع میکنم و مانند یک دانشجوی رشته فلسفه از او سوال میکنم. مگر خاطراتان نمیآید که سال گذشته بود که در خصوص یک مسئله معرفت شناختی از شما پرسش کردم، و درست و نادرست برداشت خودم را با شما چک کردم؟
🔺🔺باز این به معنای آن نیست که تخصصگرایی را به چماق تبدیل کنیم که کسی حق ورود به حوزه غیرتخصصی خود را ندارد. مثل فقهای قدرتمدار که دین شناسی را به انحصار خود درآوردهاند. با تخصصگرایی هم به شدت مخالف هستم، تنها از این حیث عرض کردم که وقتی یک نفر در یک رشتهای تخصص ندارد، باید با احتیاط به آن ورود کند، و ادعاهای خود را هم محدود نگاه دارد، تا حرمت علمی او حفظ شود، همین.
🍂 آخه مرد حسابی! چرا اینقدر بیمهابا در مسائلی ورود میکنید که منجر به افتضاح میشود؟ اگر اطلاع ندارید، جهت اطلاع شما، اینجانب متولد و بزرگ شده خوزستان هستم. و تا سن ۲۲ سالگی قبل از انقلاب اوضاع زمان شاه را از نزدیک لمس کردهام. چشم و گوش بسته نبودم، چون از سن ۱۶ سالگی وارد مطالعه و سیاست شدم. نه تا آن زمان و نه تا سن ۳۶ سالگی که در اهواز بودم، به یاد ندارم که شنیده باشم،
🔺طبیعی است که در هر شهری در آن زمان فاحشهخانه هم به طور محدود وجود داشت. اما فاحشهخانه اهواز معروف بود. حتی میگفتند از شهرنوی تهران، بسیار با کلاستر و شیکتر و درست و حسابیتر بود. به طوری که عربهای خلیج فارس که دستشان به دهانشان میرسید، به فاحشهخانه اهواز میآمدند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 دوستان و هموطنان عزیز، توجه شما را به نامهای جلب می کنم که ۱۷ اردیبهشت همین امسال خدمت دوست عزیزم آقای دکتر بیژن عبدالکریمی نوشتم. از ایشان خواستم که پاسخ بدهند، و اگر پاسخ ندادند آن را به صورت سرگشاده منتشر خواهم کرد.
🍂 با توجه به عدم پاسخگویی ایشان این نامه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهم و از همین جان ایشان را به یک مناظره رو در رو دعوت می کنم.
🍂 احتمال می دهم که شاید به دلیل کثرت و شلوغی کار نامه را نخوانده باشد، از این نظر شاید انتشار آن موجب مطالعه آن شود، و مسائلی را که ایشان روی آن سماجت دارند روشن کرده باشم. از نظر من با همه خوش فکری و حسن نظر و صداقتی که در ایشان سراغ دارم، دچار خطاهای فاحشی در فهم مسائل سیاسی در ایران و جهان هستند. و اگر هنوز بر این پندار است که این دوستشان بر خطا هستند، امیدوارم با پاسخ مستدل او را به خطاهای خود آگاه گرداند.
🍂 دوست گرامی جناب دکتر بیژن عبدالکریمی! میدانید که شما را قلبا به دلایل مختلفی دوست میدارم، اما این روزها چنان بد اظهارنظر کردهاید که برای نوشتن همین سطور چندین بار از این پا به آن پا کردم، که بنویسم یا ننویسم.
🍂 آخه دوست عزیز! وقتی در یک مسئلهای تخصص ندارید چرا ورود میکنید، و مکرر و مستمراً هم ورود میکنید؟ میدانید که تخصص اینجانب جامعه شناسی سیاسی است، و تخصص جنابعالی در فلسفه است. محتملاً فلسفه را کمتر از شما نخوانده باشم. در سن ۲۰ سالگی کتاب دیالکتیک ژرژ گورویچ و بعد کتاب جبرهای اجتماعی ایشان را خواندم که امروز این کتابها را جلوی اساتید فلسفه و جامعه شناسی بگذارید، تردید دارم که به راحتی بتوانند چند صفحه آن را هضم کنند.
🍂 باز جهت اطلاع از همان آغاز فلسفه را با فیزیک مطالعه کردم، چون نیک میدانستم که فلسفه انسان را به اعماق میبرد، و در همانجا رها میکند، و به قول مرحوم شریعتی همان میشود که میگوید، فیلسوفان پفیوزان تاریخ هستند. به همین دلیل مطالعه آثار فیزیک، زیست شناسی و کیهان شناسی را شروع کردم، تا حرکت در سطح را نیز آموزش ببینم. حتماً میدانید که فلسفه تنها به فلسفهخوانی نیست، بلکه داشتن شامه فلسفی و ذهن فلسفی، از مطالعه فلسفه مهمتر است. و به علاوه نیک میدانید که دغدغه ذهنی اینجانب نه صرفا مسائل سیاسی، بلکه نظریههای سیاسی است، که این نیز معطوف به مطالعات فلسفی است.
🔺اینها را از این حیث عرض نکردم که فلسفهدانی و کتابخوانی خود را به رخ بکشم، دیگر در این سن و سال تحسین و یا تقبیح دیگران خیلی این دوست شما را غلغلک نمیدهد. به عکس از این حیث گفتم، که با وجود این مطالعات هرگاه با یک مسئله فلسفی مواجه میشوم، به اهل آن رجوع میکنم و مانند یک دانشجوی رشته فلسفه از او سوال میکنم. مگر خاطراتان نمیآید که سال گذشته بود که در خصوص یک مسئله معرفت شناختی از شما پرسش کردم، و درست و نادرست برداشت خودم را با شما چک کردم؟
🔺🔺باز این به معنای آن نیست که تخصصگرایی را به چماق تبدیل کنیم که کسی حق ورود به حوزه غیرتخصصی خود را ندارد. مثل فقهای قدرتمدار که دین شناسی را به انحصار خود درآوردهاند. با تخصصگرایی هم به شدت مخالف هستم، تنها از این حیث عرض کردم که وقتی یک نفر در یک رشتهای تخصص ندارد، باید با احتیاط به آن ورود کند، و ادعاهای خود را هم محدود نگاه دارد، تا حرمت علمی او حفظ شود، همین.
🍂 آخه مرد حسابی! چرا اینقدر بیمهابا در مسائلی ورود میکنید که منجر به افتضاح میشود؟ اگر اطلاع ندارید، جهت اطلاع شما، اینجانب متولد و بزرگ شده خوزستان هستم. و تا سن ۲۲ سالگی قبل از انقلاب اوضاع زمان شاه را از نزدیک لمس کردهام. چشم و گوش بسته نبودم، چون از سن ۱۶ سالگی وارد مطالعه و سیاست شدم. نه تا آن زمان و نه تا سن ۳۶ سالگی که در اهواز بودم، به یاد ندارم که شنیده باشم،
آبادان فاحشهخانه آمریکاییها بود.
🔺طبیعی است که در هر شهری در آن زمان فاحشهخانه هم به طور محدود وجود داشت. اما فاحشهخانه اهواز معروف بود. حتی میگفتند از شهرنوی تهران، بسیار با کلاستر و شیکتر و درست و حسابیتر بود. به طوری که عربهای خلیج فارس که دستشان به دهانشان میرسید، به فاحشهخانه اهواز میآمدند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۲/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺🔺🔺اینکه بگوییم، اهواز فاحشهخانه داشت، با اهواز فاحشخانه فلان بود، دو حرف متفاوت و متضاد است. اهواز فاحشهخانه داشت، حرف بدی نیست، اما اینکه بگوییم اهواز فاحشخانه فلان بود توهینی بدتر از این وجود ندارد. قطعا آبادان هم مانند بسیاری از شهرها فاحشهخانه داشت، و این چیز بدی نبود، لیکن اگر بگوییم آبادان فاحشهخانه فلان بود، حرف بسیار بد و خطرناکی است. این اولین بار است که نام فاحشهخانه آبادان را میشنوم، آنهم نه فاحشهخانه، بلکه با این عنوان که آبادان فاحشه خانه آمریکاییها بود. مرد حسابی!! این اخبار و اطلاعات را از کجا آوردهاید؟
🍂 باز جهت اطلاع یک دوستی داشتم خدابیامرزدش به نام خلیلاوی. ایشان مدیر اتحادیه آلومینیم خوزستان بود و عضو اتحادیه آلومینیم ایران. در اواخر دهه شصت بود به خاطر میآوردم که نقل میکرد، چند شب پیش یکی از دوستانش که در کمیته فعالیت میکرد، به او گفت:
مرحوم خلیلاوی به دوست کمیتهای خود میگوید:
❓از این اعداد عجیب که بگذریم، آیا قبل از انقلاب اصلا در همان فاحشهخانهای که سر آمد فاحشهخانههای ایران بود ۴۰۰ نفر فعالیت داشتند؟ از این آمار بگذریم، آقای دکتر شما اصلا اطلاع دارید که وضعیت فساد و فحشا در جامعهی امروز در چه ابعاد وحشتناکی گسترش یافته است؟
🍂 باز جهت اطلاع قبل از انقلاب به خاطر میآورم از یک دبیرستان دخترانه ۴۰۰ نفره بعید میدانم در حدود ۱۰ نفر آنها دوستپسر میداشتند، و بعید میدانم بیش از ۱ نفر از آن ۱۰ نفر کار دوستیشان به سکس منجر میشد. اکنون شما دختر ۱۴ ساله باکره را باید بگردی از توی قوطی عطاری پیدا کنید! متوجه هستید چه میگویید!!؟
🔺❓این همه فساد و فحشا که از در و دیوار کشور میبارد، مشکل شما این بود که حالا چهارتا آمریکایی هم با دختران ایرانی رابطه سکس داشتند؟ اصلا شما از انبوه دخترانی که میروند به کشورهای امارات و دبی و قطر [و ترکیه] تنفروشی میکنند، اطلاع داری؟ اصلا توی باغ هستی، که ده و پانزده سال پیش توی خیابانهای تهران پر بود از زنان و دخترانی که منتظر ماشین بودند، الان سالهاست یک نفر توی خیابانها نمیبینید؟ لابد علتش اینه که همه عابد و زاهد شدهاند!! نخیر جانم، علتش اینه که اینقدر دسترسی آسان شده، عین آب خوردن که دیگه کسی توی خیابان پرسه نمیزند و وقتش را تلف نمیکند.
🍂 در مفهوم سلطه در ویدئوی دیگری دیدم که شما بهجای اینکه به اصلاح ابرو بپردازید، چشم را از کاسه در آوردید. یکی از مفاهیم دیگری که مدام تکرار میکنید، چون ابعاد سلطه و استقلال را نمیشناسید و در تخصص شما نیست که بشناسید، تکرار چندشآور مفهوم سلطۀ جهانی است.
🍂 این دوست شما دستکم نزدیک ۴۵ سال از عمر خود را در فهم ماهیت پدیدارشناختی قدرت، و فلسفه قدرت و رابطه قوا و رابطه سلطه گذرانده است. تبار مفهومی قدرت را از زیر و بم روانشناسی تا جامعهشناسی تا فلسفه در آورده است. به قول معروف، پوست از کله این مفهوم درآوردهام. مخالف و منتقد جدی هر نوع رابطهای هستم که رابطه قدرت و سلطه است. تقریبا اگر نه در تمام آثار، اما در اغلب آثار خود رگ و پی این نقد تا حتی دشمنی با این مفهوم را میتوانید ببنید. اگر لازم دانستید میتوانم دهها مقاله تحقیقی خدمتتان تقدیم کنم.
🍂 مردم و جامعۀ سیاسی و مخاطبان شما و جامعه دانشگاهی میپرسند:
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺🔺🔺اینکه بگوییم، اهواز فاحشهخانه داشت، با اهواز فاحشخانه فلان بود، دو حرف متفاوت و متضاد است. اهواز فاحشهخانه داشت، حرف بدی نیست، اما اینکه بگوییم اهواز فاحشخانه فلان بود توهینی بدتر از این وجود ندارد. قطعا آبادان هم مانند بسیاری از شهرها فاحشهخانه داشت، و این چیز بدی نبود، لیکن اگر بگوییم آبادان فاحشهخانه فلان بود، حرف بسیار بد و خطرناکی است. این اولین بار است که نام فاحشهخانه آبادان را میشنوم، آنهم نه فاحشهخانه، بلکه با این عنوان که آبادان فاحشه خانه آمریکاییها بود. مرد حسابی!! این اخبار و اطلاعات را از کجا آوردهاید؟
🍂 باز جهت اطلاع یک دوستی داشتم خدابیامرزدش به نام خلیلاوی. ایشان مدیر اتحادیه آلومینیم خوزستان بود و عضو اتحادیه آلومینیم ایران. در اواخر دهه شصت بود به خاطر میآوردم که نقل میکرد، چند شب پیش یکی از دوستانش که در کمیته فعالیت میکرد، به او گفت:
دیشب در منطقه کیانپارس ۴۰ خانه تیمی که مشغول فسق و فساد بودند کشف کردیم.
مرحوم خلیلاوی به دوست کمیتهای خود میگوید:
شما در یک منطقه ۴۰ خانه تیمی که معلوم نیست توی هر خانه چند نفر بود کشف و دستگیر کردید. اگر شما فقط موفق شده باشید ۱۰ درصد این خانههای تیمی را در کیانپارس دستگیر کنید، لابد ۴۰۰ خانه تیمی در آن شب در کیانپارس مشغول فعالیت بودند. اگر همین دستگیریها با همین ابعاد در کل اهواز صورت می گرفت، لابد ۴۰۰ خانه تیمی کشف و ۴۰۰۰ خانه تیمی در آن شب فعالیت داشتند. حالا اگر تعداد کسانی که مشغول فسق و فساد بودند در آن شب ۱۰ درصد تمام کسانی باشند که در کار فسق و فساد بودند، میشود ۴۰۰۰۰ خانه تیمی فسق و فساد در اهواز.
❓از این اعداد عجیب که بگذریم، آیا قبل از انقلاب اصلا در همان فاحشهخانهای که سر آمد فاحشهخانههای ایران بود ۴۰۰ نفر فعالیت داشتند؟ از این آمار بگذریم، آقای دکتر شما اصلا اطلاع دارید که وضعیت فساد و فحشا در جامعهی امروز در چه ابعاد وحشتناکی گسترش یافته است؟
🍂 باز جهت اطلاع قبل از انقلاب به خاطر میآورم از یک دبیرستان دخترانه ۴۰۰ نفره بعید میدانم در حدود ۱۰ نفر آنها دوستپسر میداشتند، و بعید میدانم بیش از ۱ نفر از آن ۱۰ نفر کار دوستیشان به سکس منجر میشد. اکنون شما دختر ۱۴ ساله باکره را باید بگردی از توی قوطی عطاری پیدا کنید! متوجه هستید چه میگویید!!؟
🔺❓این همه فساد و فحشا که از در و دیوار کشور میبارد، مشکل شما این بود که حالا چهارتا آمریکایی هم با دختران ایرانی رابطه سکس داشتند؟ اصلا شما از انبوه دخترانی که میروند به کشورهای امارات و دبی و قطر [و ترکیه] تنفروشی میکنند، اطلاع داری؟ اصلا توی باغ هستی، که ده و پانزده سال پیش توی خیابانهای تهران پر بود از زنان و دخترانی که منتظر ماشین بودند، الان سالهاست یک نفر توی خیابانها نمیبینید؟ لابد علتش اینه که همه عابد و زاهد شدهاند!! نخیر جانم، علتش اینه که اینقدر دسترسی آسان شده، عین آب خوردن که دیگه کسی توی خیابان پرسه نمیزند و وقتش را تلف نمیکند.
🍂 در مفهوم سلطه در ویدئوی دیگری دیدم که شما بهجای اینکه به اصلاح ابرو بپردازید، چشم را از کاسه در آوردید. یکی از مفاهیم دیگری که مدام تکرار میکنید، چون ابعاد سلطه و استقلال را نمیشناسید و در تخصص شما نیست که بشناسید، تکرار چندشآور مفهوم سلطۀ جهانی است.
🍂 این دوست شما دستکم نزدیک ۴۵ سال از عمر خود را در فهم ماهیت پدیدارشناختی قدرت، و فلسفه قدرت و رابطه قوا و رابطه سلطه گذرانده است. تبار مفهومی قدرت را از زیر و بم روانشناسی تا جامعهشناسی تا فلسفه در آورده است. به قول معروف، پوست از کله این مفهوم درآوردهام. مخالف و منتقد جدی هر نوع رابطهای هستم که رابطه قدرت و سلطه است. تقریبا اگر نه در تمام آثار، اما در اغلب آثار خود رگ و پی این نقد تا حتی دشمنی با این مفهوم را میتوانید ببنید. اگر لازم دانستید میتوانم دهها مقاله تحقیقی خدمتتان تقدیم کنم.
🍂 مردم و جامعۀ سیاسی و مخاطبان شما و جامعه دانشگاهی میپرسند:
اقای دکتر بیژن عبدالکریمی، سلطه جهانی بد، اما چرا روابطی که در درون همین کشور ما مدت چهل سال است تا مغز استخوان مالامال از رابطه قدرت و سلطه است نادیده میگیرید؟ این سلطه خوب است، سلطه آمریکا و غرب بد است؟
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۳/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺رابطه سلطهای که ایدۀ «نظم موجود» ایجاد کرده است، در نظامهای «ارباب رعیتی» هم نمییابید. حالا باز خوب است که نتوانستند این رابطه را بر مردم اعمال کنند، چون با اشکال مختلف مقاومت روبرو شدهاند. اما شما بروید در میان هوادارن این طرز فکر جستجو کنید، رابطۀ آنها در سلسله مراتب قدرت از بردگی بدتر و خطرناکتر است. چه آنکه یک برده، با اندکی آگاهی میتواند خود را از ارباب رها کند، اما در این جماعت با تلنباری از آگاهیهای کاذب، و مطلق اندیشیها و تقدسگراییهای کور و نااندیشیده، طوق بردگی را ابدی ساختهاند. جناب دکتر! از کدام «رابطه سلطه» صحبت میکنید؟ رابطۀ «ارباب / رعیتی» و صغیر فرض کردن یک ملت مدت نیمقرن خوب است، سلطۀ خارجیها بد است؟
🍂 در ادامۀ بحث سلطه پرسیدنیست که آیا سلطۀ روس و چین که مدت چهل سال اقتصاد و سیاست ما را به یغما بردهاند، خوب است، سلطۀ آمریکا و غرب بد است؟ لااقل نیک میدانیم که در همین آمریکای امپریالیستی که بزرگترین هژمونی سلطه در جهان را دارد، نظام حقوقی نسبتاً درست حسابیای در کار است که خیلی هم مثل روس و چین نمیتوانند تا ته بتراشند و پشت سرشان را هم نگاه نکنند و پاسخگوی احدی هم نباشند.
▪️به یاد شما میورم که در جنگ خلیج فارس میان آمریکا و عراق، در شهرها و ایالات مختلف آمریکا، فلسطینیان و مردم عراق، کمپهایی در کمک و حتی اعزام نیرو به جنگ با آمریکا به عراق به راه انداختهبودند
🔺خب این چیزیست که امثال ماها و خود اینجانب که همواره سرسختترین دشمن نظام سلطه و هژمونی آمریکا هستم، به خواب هم نمیتوانیم ببینیم.
▪️حتماً مطلع هستید که در آمریکا یک جایزه وجود دارد به نام جایزۀ «پولیتزر» که از طرف دانشگاه کلمبیا به خبرنگاران شجاع اعطاء میکنند. خبرنگارانی که اسناد محرمانه را از دولت به سرقت میبرند و افشاء میکنند. یک جایزۀ آن نصیب خبرنگارانی بود که اسنادِ شکنجۀ زندانیان در زندان ابوغریب را افشاء کردند. و جایزه دیگر نصیب کسی شد که عکس لحظۀ مرگ جرج فلوید را زیر پای پلیس منتشر کرد.
🔺جالب است که بدانید که نظام حقوقی آمریکا از این جایزه پشتیبانی میکند!
▪️خاطرتان میآید که اعضای موسسۀ «راه آینده» که بعضی از اسناد را در دولت آقای خاتمی با اجازۀ خود وزارت ارشاد منتشر کردند، با هزار و یک انگ و برچسب، هم آباء مؤسسه به دود دادند و هم اعضای آن را برای چند سال زندانی کردند؟
🔺اگر این حرفها را با یک طرفدار وضع موجود تا مقامات ارشد آنها که بعضیهاشان خود را پرفسور عالم میدانند، بزنید، اصلا به حرف شما گوش نمیدهند. به قول هانا آرنت، یکی از ویژگیهای جنبشهای توتالیتاریستی این است که طرفداران آن به استدلالهای مخالفان خود گوش نمیدهند. حالا اگر این صحبتها را طرفداران نظم موجود اصلاً گوش نمیدهند، اما شما که به قول خودتان لابد «سوژۀ مدرن» را میشناسید، انتظار هست که گوش بدهید.
🍂 من درک میکنم و در مقالات خود نوشتهام که در همین دموکراسیهای نظامهای سرمایهداری، اگرچه آزادی و دموکراسی هست، اما کانونهای قدرت، از طریق تسلط رسانهها – به قول رابرت دال مدیا کراسی- از راه سرگرمیها و از راه تحریک ذائقۀ مصرفی، به همان اهدافی میرسند که دیکتاتوریها میرسند. اگر این را بخواهید بگویید، من این را میفهمم و رشتۀ تخصصی من همین حرفهاست.
🔺اما به خاطر داشته باشید، وضعیت زندگی در همان دموکراسیها، مصداق "اما شاکراً اما کفوراً" است، اگر کسی بخواهد خود را آزاد کند، میتواند و نظام حقوقی هم مانع آزادی او نمیشود، اما در اینجا، این نوع آزادیها از روابط سلطه را تنها هر کس در خلوتِ خانۀ خود میتواند تجربه کند.
🔺حاصل صحبت من این است که نقد «نظام سلطه» هم صلاحیت میخواهد.
❓تسلط ایران بر جنبشهای عربی در منطقه مثل «حماس، و حزب الله و حوثیها» و سلب فضیلت استقلالِ آنان از راهِ «سرسپردهسازی و استفاده ابزاری و کمکهای مالی و تسلیحاتی» خوب است، اما سلطۀ غربیها و آمریکاییها بد است؟
❓مگر نمیگویند و نگفتهاند که عمق استراتژی ما این است که در سوریه و لبنان و عراق بجنگیم که دامنه جنگ به داخل کشور نرسد، مگر این حرف را بارها نگفتهاند؟ خوب این یعنی «استفادۀ ابزاری» از همین گروهها.
🔺حالا تازه اگر حرف آنها را باور کنیم، هیچ سلطهای بدتر و خطرناکتر از این نیست که در عصر انفجار اطلاعات و اگاهی، جامعه را گروگان سیاستهای خودکامۀ عدهای معدود بگردانیم، که سطح اطلاعات و دانش آنها در سیاست و در اقتصاد و در روابط بینالمل، از یک دانشجوی ترم اول کمتر باشد، و به یُمن این سیاستها، صدها که چه عرض کنم، هزاران میلیارد دلار را به حرامی از کیسه مردم، صرفِ برنامههایی بکنند که یک به یک شکست خوردهاند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺رابطه سلطهای که ایدۀ «نظم موجود» ایجاد کرده است، در نظامهای «ارباب رعیتی» هم نمییابید. حالا باز خوب است که نتوانستند این رابطه را بر مردم اعمال کنند، چون با اشکال مختلف مقاومت روبرو شدهاند. اما شما بروید در میان هوادارن این طرز فکر جستجو کنید، رابطۀ آنها در سلسله مراتب قدرت از بردگی بدتر و خطرناکتر است. چه آنکه یک برده، با اندکی آگاهی میتواند خود را از ارباب رها کند، اما در این جماعت با تلنباری از آگاهیهای کاذب، و مطلق اندیشیها و تقدسگراییهای کور و نااندیشیده، طوق بردگی را ابدی ساختهاند. جناب دکتر! از کدام «رابطه سلطه» صحبت میکنید؟ رابطۀ «ارباب / رعیتی» و صغیر فرض کردن یک ملت مدت نیمقرن خوب است، سلطۀ خارجیها بد است؟
🍂 در ادامۀ بحث سلطه پرسیدنیست که آیا سلطۀ روس و چین که مدت چهل سال اقتصاد و سیاست ما را به یغما بردهاند، خوب است، سلطۀ آمریکا و غرب بد است؟ لااقل نیک میدانیم که در همین آمریکای امپریالیستی که بزرگترین هژمونی سلطه در جهان را دارد، نظام حقوقی نسبتاً درست حسابیای در کار است که خیلی هم مثل روس و چین نمیتوانند تا ته بتراشند و پشت سرشان را هم نگاه نکنند و پاسخگوی احدی هم نباشند.
▪️به یاد شما میورم که در جنگ خلیج فارس میان آمریکا و عراق، در شهرها و ایالات مختلف آمریکا، فلسطینیان و مردم عراق، کمپهایی در کمک و حتی اعزام نیرو به جنگ با آمریکا به عراق به راه انداختهبودند
🔺خب این چیزیست که امثال ماها و خود اینجانب که همواره سرسختترین دشمن نظام سلطه و هژمونی آمریکا هستم، به خواب هم نمیتوانیم ببینیم.
▪️حتماً مطلع هستید که در آمریکا یک جایزه وجود دارد به نام جایزۀ «پولیتزر» که از طرف دانشگاه کلمبیا به خبرنگاران شجاع اعطاء میکنند. خبرنگارانی که اسناد محرمانه را از دولت به سرقت میبرند و افشاء میکنند. یک جایزۀ آن نصیب خبرنگارانی بود که اسنادِ شکنجۀ زندانیان در زندان ابوغریب را افشاء کردند. و جایزه دیگر نصیب کسی شد که عکس لحظۀ مرگ جرج فلوید را زیر پای پلیس منتشر کرد.
🔺جالب است که بدانید که نظام حقوقی آمریکا از این جایزه پشتیبانی میکند!
▪️خاطرتان میآید که اعضای موسسۀ «راه آینده» که بعضی از اسناد را در دولت آقای خاتمی با اجازۀ خود وزارت ارشاد منتشر کردند، با هزار و یک انگ و برچسب، هم آباء مؤسسه به دود دادند و هم اعضای آن را برای چند سال زندانی کردند؟
🔺اگر این حرفها را با یک طرفدار وضع موجود تا مقامات ارشد آنها که بعضیهاشان خود را پرفسور عالم میدانند، بزنید، اصلا به حرف شما گوش نمیدهند. به قول هانا آرنت، یکی از ویژگیهای جنبشهای توتالیتاریستی این است که طرفداران آن به استدلالهای مخالفان خود گوش نمیدهند. حالا اگر این صحبتها را طرفداران نظم موجود اصلاً گوش نمیدهند، اما شما که به قول خودتان لابد «سوژۀ مدرن» را میشناسید، انتظار هست که گوش بدهید.
🍂 من درک میکنم و در مقالات خود نوشتهام که در همین دموکراسیهای نظامهای سرمایهداری، اگرچه آزادی و دموکراسی هست، اما کانونهای قدرت، از طریق تسلط رسانهها – به قول رابرت دال مدیا کراسی- از راه سرگرمیها و از راه تحریک ذائقۀ مصرفی، به همان اهدافی میرسند که دیکتاتوریها میرسند. اگر این را بخواهید بگویید، من این را میفهمم و رشتۀ تخصصی من همین حرفهاست.
🔺اما به خاطر داشته باشید، وضعیت زندگی در همان دموکراسیها، مصداق "اما شاکراً اما کفوراً" است، اگر کسی بخواهد خود را آزاد کند، میتواند و نظام حقوقی هم مانع آزادی او نمیشود، اما در اینجا، این نوع آزادیها از روابط سلطه را تنها هر کس در خلوتِ خانۀ خود میتواند تجربه کند.
🔺حاصل صحبت من این است که نقد «نظام سلطه» هم صلاحیت میخواهد.
❓تسلط ایران بر جنبشهای عربی در منطقه مثل «حماس، و حزب الله و حوثیها» و سلب فضیلت استقلالِ آنان از راهِ «سرسپردهسازی و استفاده ابزاری و کمکهای مالی و تسلیحاتی» خوب است، اما سلطۀ غربیها و آمریکاییها بد است؟
❓مگر نمیگویند و نگفتهاند که عمق استراتژی ما این است که در سوریه و لبنان و عراق بجنگیم که دامنه جنگ به داخل کشور نرسد، مگر این حرف را بارها نگفتهاند؟ خوب این یعنی «استفادۀ ابزاری» از همین گروهها.
🔺حالا تازه اگر حرف آنها را باور کنیم، هیچ سلطهای بدتر و خطرناکتر از این نیست که در عصر انفجار اطلاعات و اگاهی، جامعه را گروگان سیاستهای خودکامۀ عدهای معدود بگردانیم، که سطح اطلاعات و دانش آنها در سیاست و در اقتصاد و در روابط بینالمل، از یک دانشجوی ترم اول کمتر باشد، و به یُمن این سیاستها، صدها که چه عرض کنم، هزاران میلیارد دلار را به حرامی از کیسه مردم، صرفِ برنامههایی بکنند که یک به یک شکست خوردهاند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۴/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 در مفهوم استقلال، از استقلال ج.ا سخن میگویید، کدام استقلال؟؟؟ معنای سنتی و قدیمی استقلال دهها سال است که از میان رفته است. دیگر آن وضع گذشته، که از توی سفارتخانههای دول سلطهگر، برنامه صبح به صبح دولتهای زیر سلطه را دیکته میکردند، به پایان رسیدهاست. تمام دولتها بر اساس مصالح داخلی خود عمل میکنند، حالا این مصالح هر چه میخواهد باشد، منافع ملی و یا منافع حکمرانان، که اغلب جمع ترکیبی این دو است.
❌ معیار استقلال، کنش و واکنش است، معیار استقلال انتقال محور تصمیمگیری از خارج به داخل است. اگر یک حکومتی مثل جمهوری اسلامی، به جز واکنش شدن و محور قرار دادن یک نیرو و یک عنصر ضد – دشمن- از هر نوع کنشورزی خالی شد، معلوم است که فاقد استقلال است.
❌ اگر سیاست داخلی یک کشور، از اقتصاد تا فرهنگ و تا سیاست، بر اساس محور سیاست خارجی رقم میخورد، معلوم است که آن کشور فاقد استقلال است.
🔺نه تنها در دولتها، بلکه در تک تک افراد وضع به همین قرار است. فضیلت استقلال زمانی است که انسان سیاست داخلی محور باشد. "کی گفت و چی گفت این و آن" محور تصمیمگیری او نشود. به جای واکنش شدن به "کی گفت و چی گفت"، کنشهای درونی خود را بر اساس مصالح و عقل خودبنیاد، فعال و به کار بگیرد. این آنچیزی است که فضیلت استقلال مینامم.
🔺🔺بر اساس این تعریف، جمهوری اسلامی یکی از غیرمستقلترین کشورهای جهان است؛ چون همواره سیاست خارجی تعیین کننده سیاست داخلی بوده است. بنگیرید به الفبا و ادبیات حکمرانان که در تمام امور سیاست خارجی محور و میلیتاریستی است. تهاجم فرهنگی به جای تعامل فرهنگی، اقتصاد مقاومتی به جای اقتصاد توسعه، افسران جنگ نرم به جای کنشگران فرهنگی و مسئله نفوذ، اینها جز این نیست که تمام المانهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بر محور خارجی تعیین میشوند. خب دوست عزیز، این کجاش استقلال است که شما بدان مباهات میکنید؟
🍂 اگر نگران جهان سلطه هستید، اکنون با این وصفی که خدمتتان بیان کردم و دهها ادله دیگری که میتوانم بیش از این به شرح و تفصیل آن بپردازم، برمیگردم به همان جملهای که عرض کردم، تکرار سخنان شما درباره «سلطۀ جهانی» بدون لحاظ کردن رابطه سلطهای که در داخل کشور وجود دارد، و بدترین سلطه آن سلطهای است که به هیچ نظم حقوقیای متکی نیست، یواش یواش نزد مردم «چندشآور» میشود.
🍂 حکایت شما، حکایت همان حرفی است که آقای احمد زید آبادی میزند. ایشان به حکمرانان جمهوری اسلامی میگوید:
🔺🔻اکنون حکایت شما همین است، با اضافۀ سه تأسف بزرگ:
1️⃣ یکی اینکه، شما برای حفظ اقلیتی از نیروهایی که آنان را «نیروهای انقلاب» مینامید – تازه توجه داشتهباشید این اقلیت، خود در میان اقلیتی که وفادار وضع موجود هستند، کاملا در اقلیت مطلق بسر میبرند، یعنی گرفتار اقلیت در اقلیت هستید- اکثریت جامعه سیاسی را از روشنفکران مستقل و وطندوست و ملی تا دانشجویان و تا بقیه مردم عادی کوچه و بازار را از دست میدهید.
2️⃣ تأسف دوم اینکه، اگر آقای زیدآبادی این حرف را به حکمرانانی میگوید که منافع سرشاری در پیوندهای قدرت دارند، شما محتملا خسر الدنیا و آخرت هستید و هیچ منفعتی ندارید.
3️⃣ و تأسف سوم اینکه، اگر زیدآبادی این حرف را به کسانی میزند که درک درستی از نیروهای اجتماعی ندارند، لیکن شما به نحلهای از دانشگاهیان متصل هستید که میتوانید درک درستی از نیروهای اجتماعی داشتهباشید.
🔺امیدوارم با این نامه که از سر محبت و دوستی است، و چندین فایل دیگری که فرستادم و نمیدانم دیدید یا ندیدید – چون پاسخی نیافتم- تغییر رویه بدهید. نظر خود را اول از همه به اینجانب منعکس کنید، و اگر بخواهید مثل دفعات قبل بیپاسخ بگذارید آن را به صورت نامه سرگشاده منتشر خواهم کرد.
با آروزی موفقیت و شاد و دوستی بیشتر با شما
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 در مفهوم استقلال، از استقلال ج.ا سخن میگویید، کدام استقلال؟؟؟ معنای سنتی و قدیمی استقلال دهها سال است که از میان رفته است. دیگر آن وضع گذشته، که از توی سفارتخانههای دول سلطهگر، برنامه صبح به صبح دولتهای زیر سلطه را دیکته میکردند، به پایان رسیدهاست. تمام دولتها بر اساس مصالح داخلی خود عمل میکنند، حالا این مصالح هر چه میخواهد باشد، منافع ملی و یا منافع حکمرانان، که اغلب جمع ترکیبی این دو است.
❌ معیار استقلال، کنش و واکنش است، معیار استقلال انتقال محور تصمیمگیری از خارج به داخل است. اگر یک حکومتی مثل جمهوری اسلامی، به جز واکنش شدن و محور قرار دادن یک نیرو و یک عنصر ضد – دشمن- از هر نوع کنشورزی خالی شد، معلوم است که فاقد استقلال است.
❌ اگر سیاست داخلی یک کشور، از اقتصاد تا فرهنگ و تا سیاست، بر اساس محور سیاست خارجی رقم میخورد، معلوم است که آن کشور فاقد استقلال است.
🔺نه تنها در دولتها، بلکه در تک تک افراد وضع به همین قرار است. فضیلت استقلال زمانی است که انسان سیاست داخلی محور باشد. "کی گفت و چی گفت این و آن" محور تصمیمگیری او نشود. به جای واکنش شدن به "کی گفت و چی گفت"، کنشهای درونی خود را بر اساس مصالح و عقل خودبنیاد، فعال و به کار بگیرد. این آنچیزی است که فضیلت استقلال مینامم.
🔺🔺بر اساس این تعریف، جمهوری اسلامی یکی از غیرمستقلترین کشورهای جهان است؛ چون همواره سیاست خارجی تعیین کننده سیاست داخلی بوده است. بنگیرید به الفبا و ادبیات حکمرانان که در تمام امور سیاست خارجی محور و میلیتاریستی است. تهاجم فرهنگی به جای تعامل فرهنگی، اقتصاد مقاومتی به جای اقتصاد توسعه، افسران جنگ نرم به جای کنشگران فرهنگی و مسئله نفوذ، اینها جز این نیست که تمام المانهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بر محور خارجی تعیین میشوند. خب دوست عزیز، این کجاش استقلال است که شما بدان مباهات میکنید؟
🍂 اگر نگران جهان سلطه هستید، اکنون با این وصفی که خدمتتان بیان کردم و دهها ادله دیگری که میتوانم بیش از این به شرح و تفصیل آن بپردازم، برمیگردم به همان جملهای که عرض کردم، تکرار سخنان شما درباره «سلطۀ جهانی» بدون لحاظ کردن رابطه سلطهای که در داخل کشور وجود دارد، و بدترین سلطه آن سلطهای است که به هیچ نظم حقوقیای متکی نیست، یواش یواش نزد مردم «چندشآور» میشود.
🍂 حکایت شما، حکایت همان حرفی است که آقای احمد زید آبادی میزند. ایشان به حکمرانان جمهوری اسلامی میگوید:
دو راه در پیش دارید یا برای حفظ اقلیتی که هوادار شماست بر همان سیاق سابق عمل کنید،
و یا تغییر مسیر دهید، که در این صورت، آن اقلیت را از دست میدهید، اما اکثریت عظیمی از حمایت مردمی را پشتوانه خواهید داشت.
🔺🔻اکنون حکایت شما همین است، با اضافۀ سه تأسف بزرگ:
1️⃣ یکی اینکه، شما برای حفظ اقلیتی از نیروهایی که آنان را «نیروهای انقلاب» مینامید – تازه توجه داشتهباشید این اقلیت، خود در میان اقلیتی که وفادار وضع موجود هستند، کاملا در اقلیت مطلق بسر میبرند، یعنی گرفتار اقلیت در اقلیت هستید- اکثریت جامعه سیاسی را از روشنفکران مستقل و وطندوست و ملی تا دانشجویان و تا بقیه مردم عادی کوچه و بازار را از دست میدهید.
2️⃣ تأسف دوم اینکه، اگر آقای زیدآبادی این حرف را به حکمرانانی میگوید که منافع سرشاری در پیوندهای قدرت دارند، شما محتملا خسر الدنیا و آخرت هستید و هیچ منفعتی ندارید.
3️⃣ و تأسف سوم اینکه، اگر زیدآبادی این حرف را به کسانی میزند که درک درستی از نیروهای اجتماعی ندارند، لیکن شما به نحلهای از دانشگاهیان متصل هستید که میتوانید درک درستی از نیروهای اجتماعی داشتهباشید.
🔺امیدوارم با این نامه که از سر محبت و دوستی است، و چندین فایل دیگری که فرستادم و نمیدانم دیدید یا ندیدید – چون پاسخی نیافتم- تغییر رویه بدهید. نظر خود را اول از همه به اینجانب منعکس کنید، و اگر بخواهید مثل دفعات قبل بیپاسخ بگذارید آن را به صورت نامه سرگشاده منتشر خواهم کرد.
با آروزی موفقیت و شاد و دوستی بیشتر با شما
@bayane_azadi
📕بخش مهمی از گفتگو که پاسخ دادهنشد و نشر نشد
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin