Telegram
نقدآگین
📘«حیدر حیدر حیدر...»
حتی بازتابش توی ذهن آزاردهنده شده! سالها نقد دین میکردم و دینداران رو به پرسش میکشیدم و جواب خزعبلاتشون رو میدادم و مغز تهیشون رو رسوا میکردم. چند سالی بود که خود شیعه مشغول تخریب شدید خودش شده بود با حرفا و رفتارهای خودش، و نیازی نبود فسفر بسوزونم و برهان بیارم براشون. خودشون داشتن ترتیب خودشون رو میدادن.
امروز دیگه شیعه شده دشمن فیزیکی ما. لِول آپ شدیم.
هرکس دیگه الان ته دلش حتی یه باور شخصی و تفسیر شخصی داره به شیعه، باید پیش وجدان خودش شرمنده باشه. شما که وطن پرستی. علی بن ابیطالب به عمر مشاوره داد که بیان تو کشورت و به خوار و مادر اجدادت تجاوز کنن.
وطن پرست خجالتی نباشیم.
✍🏻 م.ر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
حتی بازتابش توی ذهن آزاردهنده شده! سالها نقد دین میکردم و دینداران رو به پرسش میکشیدم و جواب خزعبلاتشون رو میدادم و مغز تهیشون رو رسوا میکردم. چند سالی بود که خود شیعه مشغول تخریب شدید خودش شده بود با حرفا و رفتارهای خودش، و نیازی نبود فسفر بسوزونم و برهان بیارم براشون. خودشون داشتن ترتیب خودشون رو میدادن.
امروز دیگه شیعه شده دشمن فیزیکی ما. لِول آپ شدیم.
هرکس دیگه الان ته دلش حتی یه باور شخصی و تفسیر شخصی داره به شیعه، باید پیش وجدان خودش شرمنده باشه. شما که وطن پرستی. علی بن ابیطالب به عمر مشاوره داد که بیان تو کشورت و به خوار و مادر اجدادت تجاوز کنن.
وطن پرست خجالتی نباشیم.
✍🏻 م.ر
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🩸هرگز ندیده بودم
🔸عجیب بنظر میرسد که کدکنی، تاریخ طبری و دیگر تواریخ ایران را تا بحال مرور نکردهباشد و اطلاعی از نحوۀ ورود آینِ «صلح و دوستی»، سپس نحوۀ مشرفسازیِ ایرانیان در زمانِ صفویه با تروریسمِ آشکارِ حکومتی و جاریسازی دریای خون، به آیین «عقلانیت، عشق و محبتِ» تشیع، نداشتهباشد.
🔸یکی از خیانتهای جریان روشنفکری به ایران، همین عدمِ بازگویی حقایق اسلام و تشیع و جنایات بیحد منبعث از نصوصِ اصلی این ایدئولوژیها بودهاست که در بهترین حالت، جنایات را به اعراب و عمر و ابوبکر تقلیل دادهاند، و دامن محمد، قرآن، علی، حسنین و... را از این جنایات عظیم، پاک جلوه دادهاند.
🔸وقتی نمیتوانی تمام حقیقت را بگویی، سکوت کن؛ نه اینکه با فریب، ملتی را برای ۱۴۰۰ سال اسیر یک ایدئولوژی «داعش-طالبان-ج.ا-بوکوحرام-و..»پرور کنی، و در امتداد یافتنِ «ایدئولوژی اشغالگران» کمک کنی، و بعد، تعجب کنی که این سیاستِ مبتنی بر دروغ، چرا هر سال به انحطاط بیشتر یک ملت و افزایشِ جنایت و سلاخیِ آن ملت انجامیده.
🔺ایرانیان ملتیاند که حافظۀ تاریخیشان شدید تحریف شده و دچار شیزوفرنی شدید و پرستش جلادها و ایدئولوژی ویرانگر اجدادشان شدهاند.
🔸عجیب بنظر میرسد که کدکنی، تاریخ طبری و دیگر تواریخ ایران را تا بحال مرور نکردهباشد و اطلاعی از نحوۀ ورود آینِ «صلح و دوستی»، سپس نحوۀ مشرفسازیِ ایرانیان در زمانِ صفویه با تروریسمِ آشکارِ حکومتی و جاریسازی دریای خون، به آیین «عقلانیت، عشق و محبتِ» تشیع، نداشتهباشد.
🔸یکی از خیانتهای جریان روشنفکری به ایران، همین عدمِ بازگویی حقایق اسلام و تشیع و جنایات بیحد منبعث از نصوصِ اصلی این ایدئولوژیها بودهاست که در بهترین حالت، جنایات را به اعراب و عمر و ابوبکر تقلیل دادهاند، و دامن محمد، قرآن، علی، حسنین و... را از این جنایات عظیم، پاک جلوه دادهاند.
🔸وقتی نمیتوانی تمام حقیقت را بگویی، سکوت کن؛ نه اینکه با فریب، ملتی را برای ۱۴۰۰ سال اسیر یک ایدئولوژی «داعش-طالبان-ج.ا-بوکوحرام-و..»پرور کنی، و در امتداد یافتنِ «ایدئولوژی اشغالگران» کمک کنی، و بعد، تعجب کنی که این سیاستِ مبتنی بر دروغ، چرا هر سال به انحطاط بیشتر یک ملت و افزایشِ جنایت و سلاخیِ آن ملت انجامیده.
🔺ایرانیان ملتیاند که حافظۀ تاریخیشان شدید تحریف شده و دچار شیزوفرنی شدید و پرستش جلادها و ایدئولوژی ویرانگر اجدادشان شدهاند.
📘چرا «جمهوریخواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری»ست؟
✍🏻 #یاشار_جیرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #یاشار_جیرانی
.
#سیاست #اپوریشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from فلسفه و دانش
چگونه جنبشهای انقلابی میمیرند؟
تجربهٔ تاریخی انقلابها نشان میدهد که مرگ جنبشها اغلب نه بهواسطهٔ شکست نظامی، بلکه بهسبب خطاهای درونی در فهم و زیست جنبش رخ میدهد. این عوامل را میتوان در چند محور دستهبندی کرد:
1️⃣ ) فروکاستن جنبش به «رویداد خیابانی»
نخستین و خطرناکترین عامل، تقلیل جنبش انقلابی به صرفِ حضور خیابانی است. در این وضعیت، فعالان مدام این پرسش را تکرار میکنند:
«خب حالا بعدش چه میشود؟»
عدم حضور در خیابان بهسرعت بهمثابهٔ شکست تفسیر و تبیین میشود و سرکوب، پایان جنبش تلقی میگردد. این فرآیند افراد را دچار نوعی ترمیدور روانی (کاهش تب انقلابی) میکند. برای آنان، جنبش نه یک فرایند تاریخیِ تدریجی، بلکه شبیه یک حادثهٔ ناگهانی تجربه میشود. چنین نگاهی باعث میشود تنها نقاط اوج دنبال شوند و فازهای کمهیجانتر، پوچ و بیمعنا جلوه کنند.
2️⃣ ) شخصیسازی بیش از حد رهبری
رهبر انقلابی، که در مورد ایران با شهامت میتوانم بگویم شخص شاهزاده رضا پهلوی است، دکمهٔ استارت جنبش نیست. اگر رهبری صرفاً به «فراخواندهنده» تقلیل داده شود، هر سکوت، احتیاط یا صبر استراتژیک به ناامیدی جمعی تعبیر میشود. جنبش وارد وضعیت انفعال میگردد و کنش جمعی جای خود را به انتظار برای «سیگنال بعدی» میدهد.
در این حالت، رهبر به «منجی لحظهای» فروکاسته میشود، نه یک رهبر تاریخی. چنین شخصیسازیای، بهجای تقویت جنبش، آن را شکننده و وابسته میکند.
3️⃣ ) مصرف بیوقفهٔ انرژی و انتظار انفجار دائمی
اگر کنشگران انقلابی دائماً در انتظار نقطهٔ انفجار باشند، (رخداد 18 و 19 دی) ایمان انقلابی بهتدریج فرسوده میشود. ناتوانی در پذیرش فازهای کمهیجانتر، باعث میشود هر افتی بهعنوان «پایان کار» تجربه شود. این وضعیت امید را از بین میبرد و جای آن را بدبینی، فرسودگی و دلزدگی میگیرد. در نتیجه نوعی درماندگی آموخته شده در افراد ایجاد میشود، گویی هر کنش بیثمر است و سودی در بر ندارد.
بخش دوم: چگونه جنبش زنده میماند؟
1️⃣ ) بازتعریف مفهوم پیروزی
در عقل شهودی، پیروزی انقلابی اغلب بهمعنای فروپاشی فوری ساختار قدرت فهم میشود. اما در تجربهٔ تاریخی انقلابها، تعریف سالمتر از پیروزی چنین است:
🔘 جابجایی مشروعیت.
🔴 تثبیت بدیل و رهبری در ذهن اکثریت.
🔘 نرمالسازی تصور آیندهٔ پس از سقوط نظام.
در این چارچوب، افت حضور خیابانی نشانهٔ شکست نیست، بلکه بهمثابهٔ تغییر فاز جنبش فهم میشود
2️⃣ ) تغییر نقش رهبر: از «فرمانده» به «نگهبان افق»
رهبر جنبش کسی است که آینده را قابل تصور میکند. شاهزاده رضا پهلوی در این معنا، تلاش میکند عقبنشینی، سکوت و صبر را قابل تحمل و حتی معنادار کند و صبر را به فضیلت انقلابی بدل سازد، نه خیانت.
باید توجه داشت جنبشهای انقلابی ریتم دارند: فازهای پررنگ و کمرنگ، دارای فراز و فرودند. نپذیرفتن این ریتم، خود یکی از عوامل مرگ جنبش است.
در پایان میتوان گفت که جنبشهای انقلابی معمولاً با گلوله نمیمیرند؛ با بیمعنایی، شتابزدگی، و سوءفهم از زمان و تاریخ میمیرند.
تجربهٔ تاریخی انقلابها نشان میدهد که مرگ جنبشها اغلب نه بهواسطهٔ شکست نظامی، بلکه بهسبب خطاهای درونی در فهم و زیست جنبش رخ میدهد. این عوامل را میتوان در چند محور دستهبندی کرد:
نخستین و خطرناکترین عامل، تقلیل جنبش انقلابی به صرفِ حضور خیابانی است. در این وضعیت، فعالان مدام این پرسش را تکرار میکنند:
«خب حالا بعدش چه میشود؟»
عدم حضور در خیابان بهسرعت بهمثابهٔ شکست تفسیر و تبیین میشود و سرکوب، پایان جنبش تلقی میگردد. این فرآیند افراد را دچار نوعی ترمیدور روانی (کاهش تب انقلابی) میکند. برای آنان، جنبش نه یک فرایند تاریخیِ تدریجی، بلکه شبیه یک حادثهٔ ناگهانی تجربه میشود. چنین نگاهی باعث میشود تنها نقاط اوج دنبال شوند و فازهای کمهیجانتر، پوچ و بیمعنا جلوه کنند.
رهبر انقلابی، که در مورد ایران با شهامت میتوانم بگویم شخص شاهزاده رضا پهلوی است، دکمهٔ استارت جنبش نیست. اگر رهبری صرفاً به «فراخواندهنده» تقلیل داده شود، هر سکوت، احتیاط یا صبر استراتژیک به ناامیدی جمعی تعبیر میشود. جنبش وارد وضعیت انفعال میگردد و کنش جمعی جای خود را به انتظار برای «سیگنال بعدی» میدهد.
در این حالت، رهبر به «منجی لحظهای» فروکاسته میشود، نه یک رهبر تاریخی. چنین شخصیسازیای، بهجای تقویت جنبش، آن را شکننده و وابسته میکند.
اگر کنشگران انقلابی دائماً در انتظار نقطهٔ انفجار باشند، (رخداد 18 و 19 دی) ایمان انقلابی بهتدریج فرسوده میشود. ناتوانی در پذیرش فازهای کمهیجانتر، باعث میشود هر افتی بهعنوان «پایان کار» تجربه شود. این وضعیت امید را از بین میبرد و جای آن را بدبینی، فرسودگی و دلزدگی میگیرد. در نتیجه نوعی درماندگی آموخته شده در افراد ایجاد میشود، گویی هر کنش بیثمر است و سودی در بر ندارد.
بخش دوم: چگونه جنبش زنده میماند؟
در عقل شهودی، پیروزی انقلابی اغلب بهمعنای فروپاشی فوری ساختار قدرت فهم میشود. اما در تجربهٔ تاریخی انقلابها، تعریف سالمتر از پیروزی چنین است:
در این چارچوب، افت حضور خیابانی نشانهٔ شکست نیست، بلکه بهمثابهٔ تغییر فاز جنبش فهم میشود
رهبر جنبش کسی است که آینده را قابل تصور میکند. شاهزاده رضا پهلوی در این معنا، تلاش میکند عقبنشینی، سکوت و صبر را قابل تحمل و حتی معنادار کند و صبر را به فضیلت انقلابی بدل سازد، نه خیانت.
باید توجه داشت جنبشهای انقلابی ریتم دارند: فازهای پررنگ و کمرنگ، دارای فراز و فرودند. نپذیرفتن این ریتم، خود یکی از عوامل مرگ جنبش است.
در پایان میتوان گفت که جنبشهای انقلابی معمولاً با گلوله نمیمیرند؛ با بیمعنایی، شتابزدگی، و سوءفهم از زمان و تاریخ میمیرند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اقوال الانعام
اقوال الانعام
و باز هم ایرانی مراسمپرست.
از تمام خرابکاریهای ذهنی و عملی چپها در ایران، چیزهای مثبتی که باید ازشون آموخته میشد، آموخته نشد. که یکیش «ما فرصت عزاداری نداریم» بود. چپ، حجله مجله حالیش نبود، فقط ادامه کار تشکیلاتی، مابقی نویز و سرعتگیرند.
اینجا کلا محیطیه که با آموختن مشکل دارند.
اینجا کلا محیطیه که با آموختن مشکل دارند.
Forwarded from اقوال الانعام
اقوال الانعام
از تمام خرابکاریهای ذهنی و عملی چپها در ایران، چیزهای مثبتی که باید ازشون آموخته میشد، آموخته نشد. که یکیش «ما فرصت عزاداری نداریم» بود. چپ، حجله مجله حالیش نبود، فقط ادامه کار تشکیلاتی، مابقی نویز و سرعتگیرند. اینجا کلا محیطیه که با آموختن مشکل دارند.
تو فیلمها وقتی پلیس میمونه تو گل، ارتش میمونه تو گل، وکلا میمونن تو گل، اکتیویستها میمونن تو گل، میرن سراغ یه بابایی که تو یه قهوهخونهای لم داده هیچی به تخمش نیست، و ازش کمک میخوان. چون قبل از بازنشستگی همهکاره بوده. هم متخصص مواد منفجره بوده هم قانون رو حفظ بوده، هم چریک بوده هم ادبیات فرانسه رو فول بوده، هم میدونه کانالهای فاضلاب شهر کجاست، هم میدونه چطور به زایمان یک زن کمک کنه. اینها چون فیلمه، یه جور خیاله، چون چنین آدمی وجود نداره. اما منطقش خیالاتی نیست. منطقش به دنیای واقعی یه ربطهایی داره. وقتی اونهایی که هر کدومشون فقط یک کار بلدند به بنبست میخورن، چارهای نمیمونه جز اینکه از تکبعدی بودن دربیان. الان چپی که فقط چپه به هیچدردی نمیخوره. محافظهکاری که فقط محافظهکاره به هیچدردی نمیخوره. دینشناسی که فقط دین رو میشناسه به هیچدردی نمیخوره. نظامینویسی که فقط از ارتش سر درمیاره به هیچ دردی نمیخوره. باید همه همهچیز رو یاد بگیرند، و این فقط درباره اطلاعات نیست. درباره تربیت هم است. اگه آتئیستی، باید یه سری چیزها رو از مذهبیها یاد بگیری، مثل مفهوم توکل رو. اگه مذهبی هستی باید یه سری چیزها رو از لائیکها یاد بگیری. مثل پایبن انداختن پرچم هویتی و استقبال کردن از آدمهای خیلی متفاوت رو. اگه محافظهکاری باید یه سری چیزها رو از چپها یاد بگیری، مثل قفل کردن رو کار تشکیلاتی رو، و اگه چپی باید یاد بگیری به محافظهکار اعتماد کنی که با روش خودش اعتماد سنتگراها رو جلب کنه.
ولی این تلاشها با اون منش در خود فرو رفتن که در ایران به شکل تاریخی رایجه، در تضاده.
ولی این تلاشها با اون منش در خود فرو رفتن که در ایران به شکل تاریخی رایجه، در تضاده.
Forwarded from اکوایران
📝 بیانیه: مسعود یوسف حصیرچین را آزاد کنید
جمعی از نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان و روزنامهنگاران در بیانیهای خواستار آزادی مسعود یوسفحصیرچین، مترجم و نویسنده، شدند.
◽️ به گزارش اکوایران، در این بیانیه آمده است:
«ما امضاکنندگان این بیانیه، با ابراز نگرانی از بازداشت مسعود یوسف حصیرچین، مترجم و نویسنده، امیدوار و خواستار آزادی این پژوهشگر هستیم. آنچه ما میدانیم و دیدهایم فعالیتهای این پژوهشگر همواره ماهیتی فرهنگی و علمی داشته و در راستای گسترش آگاهی و گفتوگوی فرهنگی بوده است. حمایت از آزادی اهل قلم، حمایت از فرهنگ و آیندهای انسانیتر برای جامعه ایران است».
امضا کنندگان:
موسی غنینژاد، محمدمهدی بهکیش، ابراهیم صحافی، علی فرحبخش، محمد طاهری، مرتضی کاظمی، پویا جبلعاملی، محمدحسین شاوردی، مصطفی صادق، مهدی نوروزیان، مهدی تدینی و...
لیست کامل امضاکنندگان
📺 @ecoiran_webtv
جمعی از نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان و روزنامهنگاران در بیانیهای خواستار آزادی مسعود یوسفحصیرچین، مترجم و نویسنده، شدند.
◽️ به گزارش اکوایران، در این بیانیه آمده است:
«ما امضاکنندگان این بیانیه، با ابراز نگرانی از بازداشت مسعود یوسف حصیرچین، مترجم و نویسنده، امیدوار و خواستار آزادی این پژوهشگر هستیم. آنچه ما میدانیم و دیدهایم فعالیتهای این پژوهشگر همواره ماهیتی فرهنگی و علمی داشته و در راستای گسترش آگاهی و گفتوگوی فرهنگی بوده است. حمایت از آزادی اهل قلم، حمایت از فرهنگ و آیندهای انسانیتر برای جامعه ایران است».
امضا کنندگان:
موسی غنینژاد، محمدمهدی بهکیش، ابراهیم صحافی، علی فرحبخش، محمد طاهری، مرتضی کاظمی، پویا جبلعاملی، محمدحسین شاوردی، مصطفی صادق، مهدی نوروزیان، مهدی تدینی و...
لیست کامل امضاکنندگان
📺 @ecoiran_webtv
🔸تشکر جبههی اصلاحات و عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی از «حمام خون/سوریهسازیِ خویشتندارانه» مسعود پزشکیانِ نهجالبلاغهباز و نیروهای سرکوب ولایتفقیه
🔺عبدالله مومنیِ اصلاحطلب هم از این حجم از رذالت و حرامزادگی و حراملقمگی این طائفهی اشقیا که نقابها را بکل کنار گذاشتهاند، تعجب کردهاست!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔺عبدالله مومنیِ اصلاحطلب هم از این حجم از رذالت و حرامزادگی و حراملقمگی این طائفهی اشقیا که نقابها را بکل کنار گذاشتهاند، تعجب کردهاست!
.
#سیاست #اپوریشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from حافظه تاریخی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا جلاییپور، فعال اصلاحطلب، ۲۰ دی ۱۴۰۴:
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسانها را زندهزنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان بیایند صداوسیما پای کار
@hafezeye_tarikhi
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسانها را زندهزنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان بیایند صداوسیما پای کار
@hafezeye_tarikhi
Telegram
نقدآگین
محمدرضا جلاییپور، فعال اصلاحطلب، ۲۰ دی ۱۴۰۴:
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسانها را زندهزنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان…
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسانها را زندهزنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان…
محمدرضا جلاییپور، فعال اصلاحطلب، ۲۰ دی ۱۴۰۴:
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسانها را زندهزنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان بیایند صداوسیما پای کار
@hafezeye_tarikhi
👤 علی شریفی زارچی:
محمدرضا جلائیپور، دوست دوران المپیاد، تو در زمانی که مردم عزادار قتلعام و جنایت علیه بشریت بودند خونشویی و دریوزگی قدرت کردی. من که هر بار بازداشت و زندانی شدی مثل کوه پشتت ایستادم و امضای استادان و دانشجویان سراسر جهان را برای طومارهای آزادیت جمعآوری کردم، از تو بیزارم.
👤 فاطمه شمس، همسر سابق محمدرضا جلائیپور:
آقای دکتر! چون از شأن علمی ایشان نوشتید لازم دیدم بنویسم ایشان نه مدرک تحصیلی از آکسفورد دارند نه از هاروارد. او علیرغم تمام فرصتهایی که از طرف دانشگاه داده شد نتوانست درسش را در آکسفورد تمام کند و مدرکش را بگیرد و در نهایت اخراج شد. در هاروارد هم «محقق مهمان» بود فقط. شما اگر مقالهی علمی درباره پژوهشهای ایشان در آکسفورد و هاروارد دیدید ما هم دیدیم. علمیترین مقالات ایشان فقط ذیل عنوان «چهل دلیل برای آویزان ماندن به قدرت» منتشر میشود. اینها را نوشتم چون با این عناوین بسیاری از اساتید داخل کشور را فریب داده ولی دوران «کُردان»بازی تمام شده. ایشان اگر یک سوم وقتش را به پژوهش اختصاص داده بود، الان به چنین حضیضی سقوط نکرده بود!
◽️@utfinance◽️
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسانها را زندهزنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان بیایند صداوسیما پای کار
@hafezeye_tarikhi
👤 علی شریفی زارچی:
محمدرضا جلائیپور، دوست دوران المپیاد، تو در زمانی که مردم عزادار قتلعام و جنایت علیه بشریت بودند خونشویی و دریوزگی قدرت کردی. من که هر بار بازداشت و زندانی شدی مثل کوه پشتت ایستادم و امضای استادان و دانشجویان سراسر جهان را برای طومارهای آزادیت جمعآوری کردم، از تو بیزارم.
👤 فاطمه شمس، همسر سابق محمدرضا جلائیپور:
آقای دکتر! چون از شأن علمی ایشان نوشتید لازم دیدم بنویسم ایشان نه مدرک تحصیلی از آکسفورد دارند نه از هاروارد. او علیرغم تمام فرصتهایی که از طرف دانشگاه داده شد نتوانست درسش را در آکسفورد تمام کند و مدرکش را بگیرد و در نهایت اخراج شد. در هاروارد هم «محقق مهمان» بود فقط. شما اگر مقالهی علمی درباره پژوهشهای ایشان در آکسفورد و هاروارد دیدید ما هم دیدیم. علمیترین مقالات ایشان فقط ذیل عنوان «چهل دلیل برای آویزان ماندن به قدرت» منتشر میشود. اینها را نوشتم چون با این عناوین بسیاری از اساتید داخل کشور را فریب داده ولی دوران «کُردان»بازی تمام شده. ایشان اگر یک سوم وقتش را به پژوهش اختصاص داده بود، الان به چنین حضیضی سقوط نکرده بود!
◽️@utfinance◽️
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پستمدرن و چپِ ضدجنگ»
(۱/۲)
🔻بهبهانه فصل جدیدِ شکارِ ایرانیان توسطِ گرگانِ ولایت و نقشآفرینیِ منزجرکننده و فعال ««چپِهای محور مقاومتی» و چپهای «ضدجنگ»، بد نیست با یک چپ متفاوت آشنا شویم:
در این ویدیو، شاهد مصاحبهای تکاندهنده با سوزان سانتاگ در سال ۱۹۹۵ هستیم که بلافاصله پس از هشتمین سفر او به بوسنی انجام شده است.
سانتاگ (۱۹۳۳–۲۰۰۴) نویسنده، فیلسوف، نظریهپرداز ادبی و فعال سیاسی برجسته آمریکایی بود. او به دلیل دیدگاههای انتقادیاش درباره فرهنگ، سیاست و رسانه شهرت جهانی داشت. او فراتر از یک روشنفکر پشتمیزنشین، انسانی عملگرا بود و در زمان محاصره سارایوو، بارها به این شهر سفر کرد تا در کنار مردم باشد و از طریق هنر و فرهنگ به مقاومت مدنی آنها کمک کند.
سانتاگ به طور کلی در طیف چپگرای مستقل قرار میگرفت، و رابطهاش با چپ سنتی و جریانهای مارکسیستی بسیار پیچیده، انتقادی و گاهی تنشآلود بود. برخلاف بسیاری از چپگرایان امروزی که در مسائل حقوق بشری دچار نسبیگرایی فرهنگی میشوند، سانتاگ به ارزشهای جهانشمول انسانی باور داشت. در همین ویدیو، او به شدت از «چپِ منفعل» انتقاد میکند که به دلیل ترس از دخالت نظامی یا پیچیدگیهای سیاسی، اجازه میدهند نسلکشی رخ دهد.
سانتاگ از آن دسته روشنفکران چپی بود که به شدت با کمونیسم استبدادی (به ویژه مدل شوروی) مخالفت میکرد. او در سال ۱۹۸۲ در سخنرانی مشهوری در نیویورک، جملهای جنجالی گفت که باعث خشم بسیاری از همفکرانش شد:
او معتقد بود بسیاری از چپگرایان غربی نسبت به جنایات رژیمهای کمونیستی چشمپوشی میکنند و این را یک ریاکاری اخلاقی میدانست.
🔶موضوع بحث در بوسنی
در سال ۱۹۹۵، بوسنی در میانه یک جنگ داخلی خونین و نسلکشی قرار داشت. سارایوو، پایتخت بوسنی، تحت محاصره نیروهای صرب بود و مردم با کمبود شدید آب، غذا، دارو و حملات دائمی تکتیراندازها و توپخانه روبرو بودند. سانتاگ در این دوران به سارایوو رفت و بجای صرفا مشاهدهگر بودن، نمایش «در انتظار گودو» اثر ساموئل بکت را کارگردانی کرد. انتخاب این نمایشنامه نمادین بود؛ زیرا مردم سارایوو درست مانند شخصیتهای بکت، در انتظاری بیپایان برای مداخله بینالمللی (گودو) بودند که هرگز نمیآمد.
🔻نظرات و تحلیلهای سانتاگ
۱. نقد تند انفعال غرب و آمریکا
🔻سانتاگ عدم مداخله نظامی آمریکا و ناتو برای توقف تجاوز صربها را یک «فاجعه اخلاقی و استراتژیک» مینامد. او معتقد است:
* غرب با نادیده گرفتن کنوانسیونهای نسلکشی که خود امضا کرده بود، اعتبارش را از دست داد.
* او بیل کلینتون را به نداشتن درک درست از سیاست خارجی متهم میکند و میگوید او فقط به روابط تجاری اهمیت میدهد و نه به ارزشهای انسانی.
* سانتاگ تأکید میکند که بیثباتی در بالکان در نهایت به ضرر امنیت کل اروپا و منافع استراتژیک آمریکا خواهد بود.
۲. روایت هولناک از سقوط سربرنیتسا
او تجربیات شخصی خود از زمان سقوط شهر سربرنیتسا را بازگو میکند:
* سانتاگ شبی را به یاد میآورد که در دفتر نخستوزیر بوسنی بود و شاهد تماس خداحافظی شهردار سربرنیتسا بود که میدانست تا چند ساعت دیگر کشته خواهد شد.
* او از مشاهده هزاران پناهنده (عمدتاً زن و کودک) در پایگاههای هوایی سخن میگوید و اشاره میکند که بیش از ۱۰ هزار مرد و پسر جوان ناپدید شدهاند که شواهد حاکی از قتلعام سیستماتیک آنهاست.
* او رفتار سربازان صرب را با جنایات نازیها در جنگ جهانی دوم مقایسه میکند و از داستان دختری میگوید که شاهد بریدن گلوی والدینش توسط سربازان بوده است.
۳. بنبست دیپلماتیک و توهم صلح
سانتاگ ادعای برخی سیاستمداران غربی مبنی بر اینکه «دولت بوسنی خواهان ادامه جنگ است» را به شدت رد میکند:
* او توضیح میدهد که دولت بوسنی طرحهای صلح را پذیرفته، اما این صربها هستند که با تکیه بر برتری نظامی و بیتفاوتی غرب، هیچ توافقی را امضا نمیکنند.
* او معتقد است صربها به دلیل بیعملی سازمان ملل و ناتو، به این نهادها و قطعنامههایشان پوزخند میزنند.
۴. راهکار نظامی: حملات هوایی استراتژیک
برخلاف کسانی که از اعزام گسترده نیروی زمینی میترسیدند، سانتاگ استدلال میکند که:
* ناتو نقشههای دقیق تمام مواضع صربها را دارد.
* حملات هوایی به پلها، جادهها و انبارهای مهمات صربها میتواند در عرض چند روز ماشین جنگی آنها را فلج کند و آنها را پای میز مذاکره بکشاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔻بهبهانه فصل جدیدِ شکارِ ایرانیان توسطِ گرگانِ ولایت و نقشآفرینیِ منزجرکننده و فعال ««چپِهای محور مقاومتی» و چپهای «ضدجنگ»، بد نیست با یک چپ متفاوت آشنا شویم:
در این ویدیو، شاهد مصاحبهای تکاندهنده با سوزان سانتاگ در سال ۱۹۹۵ هستیم که بلافاصله پس از هشتمین سفر او به بوسنی انجام شده است.
سانتاگ (۱۹۳۳–۲۰۰۴) نویسنده، فیلسوف، نظریهپرداز ادبی و فعال سیاسی برجسته آمریکایی بود. او به دلیل دیدگاههای انتقادیاش درباره فرهنگ، سیاست و رسانه شهرت جهانی داشت. او فراتر از یک روشنفکر پشتمیزنشین، انسانی عملگرا بود و در زمان محاصره سارایوو، بارها به این شهر سفر کرد تا در کنار مردم باشد و از طریق هنر و فرهنگ به مقاومت مدنی آنها کمک کند.
سانتاگ به طور کلی در طیف چپگرای مستقل قرار میگرفت، و رابطهاش با چپ سنتی و جریانهای مارکسیستی بسیار پیچیده، انتقادی و گاهی تنشآلود بود. برخلاف بسیاری از چپگرایان امروزی که در مسائل حقوق بشری دچار نسبیگرایی فرهنگی میشوند، سانتاگ به ارزشهای جهانشمول انسانی باور داشت. در همین ویدیو، او به شدت از «چپِ منفعل» انتقاد میکند که به دلیل ترس از دخالت نظامی یا پیچیدگیهای سیاسی، اجازه میدهند نسلکشی رخ دهد.
سانتاگ از آن دسته روشنفکران چپی بود که به شدت با کمونیسم استبدادی (به ویژه مدل شوروی) مخالفت میکرد. او در سال ۱۹۸۲ در سخنرانی مشهوری در نیویورک، جملهای جنجالی گفت که باعث خشم بسیاری از همفکرانش شد:
«کمونیسم همان فاشیسم است، اما با چهرهای انسانی.»
او معتقد بود بسیاری از چپگرایان غربی نسبت به جنایات رژیمهای کمونیستی چشمپوشی میکنند و این را یک ریاکاری اخلاقی میدانست.
🔶موضوع بحث در بوسنی
در سال ۱۹۹۵، بوسنی در میانه یک جنگ داخلی خونین و نسلکشی قرار داشت. سارایوو، پایتخت بوسنی، تحت محاصره نیروهای صرب بود و مردم با کمبود شدید آب، غذا، دارو و حملات دائمی تکتیراندازها و توپخانه روبرو بودند. سانتاگ در این دوران به سارایوو رفت و بجای صرفا مشاهدهگر بودن، نمایش «در انتظار گودو» اثر ساموئل بکت را کارگردانی کرد. انتخاب این نمایشنامه نمادین بود؛ زیرا مردم سارایوو درست مانند شخصیتهای بکت، در انتظاری بیپایان برای مداخله بینالمللی (گودو) بودند که هرگز نمیآمد.
🔻نظرات و تحلیلهای سانتاگ
۱. نقد تند انفعال غرب و آمریکا
🔻سانتاگ عدم مداخله نظامی آمریکا و ناتو برای توقف تجاوز صربها را یک «فاجعه اخلاقی و استراتژیک» مینامد. او معتقد است:
* غرب با نادیده گرفتن کنوانسیونهای نسلکشی که خود امضا کرده بود، اعتبارش را از دست داد.
* او بیل کلینتون را به نداشتن درک درست از سیاست خارجی متهم میکند و میگوید او فقط به روابط تجاری اهمیت میدهد و نه به ارزشهای انسانی.
* سانتاگ تأکید میکند که بیثباتی در بالکان در نهایت به ضرر امنیت کل اروپا و منافع استراتژیک آمریکا خواهد بود.
۲. روایت هولناک از سقوط سربرنیتسا
او تجربیات شخصی خود از زمان سقوط شهر سربرنیتسا را بازگو میکند:
* سانتاگ شبی را به یاد میآورد که در دفتر نخستوزیر بوسنی بود و شاهد تماس خداحافظی شهردار سربرنیتسا بود که میدانست تا چند ساعت دیگر کشته خواهد شد.
* او از مشاهده هزاران پناهنده (عمدتاً زن و کودک) در پایگاههای هوایی سخن میگوید و اشاره میکند که بیش از ۱۰ هزار مرد و پسر جوان ناپدید شدهاند که شواهد حاکی از قتلعام سیستماتیک آنهاست.
* او رفتار سربازان صرب را با جنایات نازیها در جنگ جهانی دوم مقایسه میکند و از داستان دختری میگوید که شاهد بریدن گلوی والدینش توسط سربازان بوده است.
۳. بنبست دیپلماتیک و توهم صلح
سانتاگ ادعای برخی سیاستمداران غربی مبنی بر اینکه «دولت بوسنی خواهان ادامه جنگ است» را به شدت رد میکند:
* او توضیح میدهد که دولت بوسنی طرحهای صلح را پذیرفته، اما این صربها هستند که با تکیه بر برتری نظامی و بیتفاوتی غرب، هیچ توافقی را امضا نمیکنند.
* او معتقد است صربها به دلیل بیعملی سازمان ملل و ناتو، به این نهادها و قطعنامههایشان پوزخند میزنند.
۴. راهکار نظامی: حملات هوایی استراتژیک
برخلاف کسانی که از اعزام گسترده نیروی زمینی میترسیدند، سانتاگ استدلال میکند که:
* ناتو نقشههای دقیق تمام مواضع صربها را دارد.
* حملات هوایی به پلها، جادهها و انبارهای مهمات صربها میتواند در عرض چند روز ماشین جنگی آنها را فلج کند و آنها را پای میز مذاکره بکشاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پستمدرن و چپِ ضدجنگ»
(۲/۲)
۵. مقایسه با هولوکاست و آگاهی عمومی
او جملهای طلایی و گزنده دارد:
او معتقد است مردم آمریکا به دلیل فقدان رهبری قاطع سیاسی، از ابعاد واقعی فاجعه آگاه نیستند و دولتها نیز به جای اطلاعرسانی صحیح، به کارزارهای «ضداطلاعات» روی آوردهاند.
۶. ستایش مقاومت سارایوو
در پایان، او از وقار و شکوه مردم سارایوو میگوید که در میانه تاریکی و محاصره، همچنان تلاش میکنند به تئاتر بروند، موسیقی گوش دهند و هویت انسانی خود را حفظ کنند. او این مقاومت فرهنگی را تنها راه زنده ماندن در شهری میداند که «کف ندارد» و هر بار فاجعهای عمیقتر را تجربه میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
۵. مقایسه با هولوکاست و آگاهی عمومی
او جملهای طلایی و گزنده دارد:
«اگر در زمان آشویتس هم دوربینهای تلویزیونی وجود داشت، احتمالاً مردم باز هم میگفتند که یهودستیزی یک داستان قدیمی در اروپاست و کاری از دست ما برنمیآید.»
او معتقد است مردم آمریکا به دلیل فقدان رهبری قاطع سیاسی، از ابعاد واقعی فاجعه آگاه نیستند و دولتها نیز به جای اطلاعرسانی صحیح، به کارزارهای «ضداطلاعات» روی آوردهاند.
۶. ستایش مقاومت سارایوو
در پایان، او از وقار و شکوه مردم سارایوو میگوید که در میانه تاریکی و محاصره، همچنان تلاش میکنند به تئاتر بروند، موسیقی گوش دهند و هویت انسانی خود را حفظ کنند. او این مقاومت فرهنگی را تنها راه زنده ماندن در شهری میداند که «کف ندارد» و هر بار فاجعهای عمیقتر را تجربه میکند.
📺 سم هریس: چرا هیچکس از ایرانیها حمایت نمیکند
.
#نقد_چپ #چپ_محورمقاومتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چرا هیچکس از ایرانیها حمایت نمیکند
🔸این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بیتفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم میپردازد. گزارش جامع صحبتهای او به شرح زیر است:
۱. نقد استاندارد دوگانه و بیتفاوتی چپ جهانی
* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشتهشدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمینهای او) اشاره میکند و میپرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاههای آمریکا یا سلبریتیهای هالیوود برای ایرانیان دیده نمیشود؟
* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمیتواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آنها میترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلامهراسی یا دیوانهسازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.
* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچکس در جناح چپ اهمیتی نمیدهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»
۲. نقد سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا
* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سالهاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش میکرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد میکند و سیاستهای آنها را در قبال خیزشهای مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف میکند.
* تحلیل ترامپ: او میگوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سختتری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغههای انسانی یا دموکراسیخواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام میدهد. هریس ترامپ را فردی میداند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.
۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق
* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار میدهد که نباید به دلیل شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه میرسد. او تأکید میکند که ایران کشوری با فرهنگ شگفتانگیز و مردمی است که اکثریت آنها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.
* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه میکند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشتهاند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقهگرایی مذهبی فلجکننده نیستند. مردم ایران آمادهاند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.
۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند
* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً میگوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت میکند.
* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»
نتیجهگیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب میخواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهههاست زیر بار تئوکراسی رنج میبرند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بیتفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم میپردازد. گزارش جامع صحبتهای او به شرح زیر است:
۱. نقد استاندارد دوگانه و بیتفاوتی چپ جهانی
* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشتهشدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمینهای او) اشاره میکند و میپرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاههای آمریکا یا سلبریتیهای هالیوود برای ایرانیان دیده نمیشود؟
* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمیتواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آنها میترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلامهراسی یا دیوانهسازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.
* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچکس در جناح چپ اهمیتی نمیدهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»
۲. نقد سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا
* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سالهاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش میکرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد میکند و سیاستهای آنها را در قبال خیزشهای مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف میکند.
* تحلیل ترامپ: او میگوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سختتری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغههای انسانی یا دموکراسیخواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام میدهد. هریس ترامپ را فردی میداند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.
۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق
* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار میدهد که نباید به دلیل شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه میرسد. او تأکید میکند که ایران کشوری با فرهنگ شگفتانگیز و مردمی است که اکثریت آنها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.
* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه میکند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشتهاند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقهگرایی مذهبی فلجکننده نیستند. مردم ایران آمادهاند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.
۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند
* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً میگوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت میکند.
* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»
نتیجهگیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب میخواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهههاست زیر بار تئوکراسی رنج میبرند.
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پستمدرن و چپِ ضدجنگ»
.
#نقد_چپ #سیاست #بینالملل #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صدای یک جراح چشم پس از عمل جراحی
— خامنهای جا.ش رهبرِ کل داعش!
🔸من الان از یه عمل جراحی میآیم بعد از ۳ ساعت. یه همچی ساچمهای از چشم خارج میشود که به میلیمتر هم نمیرسد. وقتی تفنگهای ساچمهای از سر عمد یا هر چی به سمت افراد شلیک میکنید صدها ساچمه وارد سر، صورت و بدن افراد میشود. فقط یکی از اینها کافیه که یک جوان را برای همیشه نابینا کند.
@TahlilZamane
لعنت به تمام خونشوران علنی و خجالتی. لعنتِ مضاعف بر خونشورانِ خجالتی، که بجای ایستادنِ تمامقد پشتِ ملت و افشاگری بینالمللی و حمله به چنین سطح از توحشِ تکرارشونده و افزایندهای، هنوز دلبستهٔ حفظِ ثمرهٔ ایدئولوژی ۵۷ی خود، با تمسک به اخلاقِ بهتانمحورِ شیعه (دستهای پشتپرده، ماموران فلان کشور، جریانِ رقیبی که از او بیش از ملایان بیزاریم) هستند، و کمترین عذابوجدان و حسشرمی که آنان را به عزمی خللناپذیر برای پایانِ این کابوسِ نیمقرنه ایرانیان بکشاند، ندارند؛ گویی وطن برایشان صرفا پروژهای در ذیل ایدئولوژیِ سیاسیشان است، نه مامی تحت اِشغالِ بدویانِ داعشی و زندگیستیز که به هیچ اصلی جز حفظِ قدرت و سلطه ابدیِ خود، پایبند نیستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خامنهای جا.ش رهبرِ کل داعش!
🔸من الان از یه عمل جراحی میآیم بعد از ۳ ساعت. یه همچی ساچمهای از چشم خارج میشود که به میلیمتر هم نمیرسد. وقتی تفنگهای ساچمهای از سر عمد یا هر چی به سمت افراد شلیک میکنید صدها ساچمه وارد سر، صورت و بدن افراد میشود. فقط یکی از اینها کافیه که یک جوان را برای همیشه نابینا کند.
@TahlilZamane
لعنت به تمام خونشوران علنی و خجالتی. لعنتِ مضاعف بر خونشورانِ خجالتی، که بجای ایستادنِ تمامقد پشتِ ملت و افشاگری بینالمللی و حمله به چنین سطح از توحشِ تکرارشونده و افزایندهای، هنوز دلبستهٔ حفظِ ثمرهٔ ایدئولوژی ۵۷ی خود، با تمسک به اخلاقِ بهتانمحورِ شیعه (دستهای پشتپرده، ماموران فلان کشور، جریانِ رقیبی که از او بیش از ملایان بیزاریم) هستند، و کمترین عذابوجدان و حسشرمی که آنان را به عزمی خللناپذیر برای پایانِ این کابوسِ نیمقرنه ایرانیان بکشاند، ندارند؛ گویی وطن برایشان صرفا پروژهای در ذیل ایدئولوژیِ سیاسیشان است، نه مامی تحت اِشغالِ بدویانِ داعشی و زندگیستیز که به هیچ اصلی جز حفظِ قدرت و سلطه ابدیِ خود، پایبند نیستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin