This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دکتر حاتم قادری: خامنهای مفلوکترین آدمِ ایرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📕پرسشهایی که بیژن عبدالکریمیها پاسخی برایشان ندارند
📕اشغالگری چیست؟
📺 روایتِ فتحِ داعشِ ولایی!
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻تیتر و توضیحِ تایم: پس از آیتالله
در هشتم ژانویه، هنگامی که اعتراضات علیه دولت ایران در خیابانهای تهران افزایش یافت، مقامات اینترنت را قطع کردند و به نیروهای امنیتی دستور دادند.
آنچه پس از آن رخ داد، به عنوان یکی از شدیدترین کشتارهای غیرنظامیان با تیراندازی از زمان جنگ جهانی دوم شناخته میشود.
در این شماره، پنج نویسنده برجسته ایرانی وضعیت کشوری را که آرزوی بازگشت به آن را دارند، بررسی میکنند.
Telegram
نقدآگین
📺 خدایی که به یونانی سخن گفت
(۱/۲)
🎙#ژواکیم_کارلس_گارسیا (معرفی در پست بعدی)
🔸این ویدیو به تحلیل عمیق و انتقادی تأثیرات زبانشناختی و فرهنگی بر مفاهیم مذهبی یهودی-مسیحی میپردازد. سخنران استدلال میکند که آنچه ما به عنوان «حقیقت دینی» میشناسیم، محصول ترجمهها و بازنویسیهای هدفمندی است که مفاهیم را از ریشههای مادی و تاریخیشان جدا کرده و به دکترینهای انتزاعی تبدیل کردهاند.
۱. قدرت روایت و یادگیری
* اصل بنیادی: هیچکس نمیتواند چیزی را بداند یا باور کند مگر اینکه ابتدا آن را یاد گرفته باشد. باورهای ما محصول انتقال اطلاعات از دیگران است.
* روایت در برابر حقیقت: تاریخ توسط فاتحان نوشته میشود. آنها واقعیتها را نه برای بیان حقیقت، بلکه برای «مفید بودن» در قالب یک روایت بازنویسی میکنند. وقتی روایتی پذیرفته شد، دیگر کسی درباره واقعیت پشت آن سوال نمیپرسد.
* هدف ادیان: مسیحیت و یهودیت تلاش زیادی کردهاند تا روایت خود را نه تنها منتقل، بلکه به عنوان تنها حقیقت مطلق تحمیل کنند تا پیروان آن را بدون قید و شرط بپذیرند.
۲. بستر تاریخی: اسکندر مقدونی و هلنیسم
* فروپاشی امپراتوری پارس: با ظهور اسکندر مقدونی، امپراتوری بزرگ پارس فروپاشید و فرهنگ و زبان یونانی بر جهان باستان چیره شد.
* تغییر هویت یهودیان: یهودیانی که در اسکندریه زندگی میکردند، زبان عبری را فراموش کرده و به یونانی «کوینه» (زبان عمومی) سخن میگفتند. این ضرورت باعث شد که متون مقدس آنها برای اولین بار به یونانی ترجمه شود (ترجمه سبعینیه).
* پیوند دین و سیاست: اسکندر فهمید که قدرت فقط با شمشیر حفظ نمیشود، بلکه به مشروعیت الهی نیاز دارد. او خود را پسر خدایان نامید تا سیاست، دین و قدرت را در یک شخص واحد ادغام کند.
۳. قلب مفاهیم در ترجمه (استحاله واژگان)
🔻سخنران با ارائه یک تحلیل واژگانی نشان میدهد که چگونه ترجمه از عبری به یونانی، ماهیت «خدا» و مفاهیم الهیاتی را تغییر داد:
* یهوه به کوریوس (Lord): در عبری، نام خدا دربارهی «کیستیِ» اوست (هستی مطلق)، اما در یونانی، نام او دربارهی «نقشِ» اوست (ارباب و حاکم مطلق). این تغییر باعث شد که رابطهی انسان و خدا از یک رابطهی شهودی-فلسفی به یک رابطهی «حاکم و محکوم» تبدیل شود که برای سیستمهای قدرت و حکومتهای دینی بسیار کارآمدتر بود.
* آلما (Almah) به پارتنوس (Virgin): واژه عبری «آلما» به معنای «زن جوان» است. مترجمان یونانی آن را به «پارتنوس» (باکره) ترجمه کردند. این تغییر عمدی یا سهوی، زیربنای دکترین «تولد از باکره» را ساخت، در حالی که در متن اصلی اشعیا چنین تأکیدی وجود نداشت.
* الوهیم (Elohim) به فرشتگان: واژه «الوهیم» جمع است و به «خدایان» اشاره دارد. در جاهایی که این جمع بودن برای توحید خطرناک بود (مثل مزمور ۸)، مترجمان آن را به «فرشتگان» تغییر دادند تا ساختار آسمانی را طبق الهیات جدید بازنویسی کنند.
* ساتان (Satan) به دیابولوس (Devil): در عبری، ساتان یک «نقش حقوقی» (دادستان/شاکی) بود که در چارچوب قانون خدا عمل میکرد. در یونانی به «دیابولوس» (تفرقهانداز) تبدیل شد و از یک نقش اداری به یک «شخصیت شرور و اهریمنی» تغییر ماهیت داد.
در متن اصلی عبری (عهد عتیق)، واژه «ساتان» (Shatan) نه یک نام خاص برای موجودی بدذات، بلکه یک عنوان شغلی یا نقش حقوقی به معنای «مانعشونده»، «متهمکننده» یا «بازپرس» بود.
* در چارچوب قانون (مدل دادستانی): در کتاب «ایوب»، ساتان یکی از «پسران خدا» (فرشتگان) است که در درگاه الهی حضور مییابد. وظیفه او دشمنی با خدا نیست، بلکه نقش او شبیه به یک «دادستان» در نظام قضایی است. او از طرف خدا مأموریت دارد تا وفاداری بندگان را «تست» کند و نقاط ضعف آنها را گزارش دهد. در واقع، او کارمندِ خداست و زیر نظر او عمل میکند تا عیارِ ایمانِ انسان را بسنجد.
* استحاله در ترجمه یونانی (مدل اهریمنی): هنگامی که کاتبانِ اسکندریه این واژه را به یونانی ترجمه کردند، از کلمه «دیابولوس» (Diabolos) به معنای «تهمتزن» یا «بدخواه» استفاده کردند. در این انتقال زبانی و فرهنگی، ساتان از یک «مأمورِ تحقیقِ الهی» که بخشی از سیستمِ عدل الهی بود، به یک «شخصیت شرور و مستقل» تبدیل شد که خارج از اراده خدا و علیه او عمل میکند.
۴. مفاهیم متافیزیکی و پنهانکاری دکترینال
* رواح (Ruach) به اسپریتوس (Spirit): واژه عبری به معنای «باد یا نفس» است. در الهیات مسیحی، این واژه به «روحالقدس» (شخص سوم تثلیث) ارتقا یافت تا با دکترینهای متأخر سازگار شود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🎙#ژواکیم_کارلس_گارسیا (معرفی در پست بعدی)
🔸این ویدیو به تحلیل عمیق و انتقادی تأثیرات زبانشناختی و فرهنگی بر مفاهیم مذهبی یهودی-مسیحی میپردازد. سخنران استدلال میکند که آنچه ما به عنوان «حقیقت دینی» میشناسیم، محصول ترجمهها و بازنویسیهای هدفمندی است که مفاهیم را از ریشههای مادی و تاریخیشان جدا کرده و به دکترینهای انتزاعی تبدیل کردهاند.
۱. قدرت روایت و یادگیری
* اصل بنیادی: هیچکس نمیتواند چیزی را بداند یا باور کند مگر اینکه ابتدا آن را یاد گرفته باشد. باورهای ما محصول انتقال اطلاعات از دیگران است.
* روایت در برابر حقیقت: تاریخ توسط فاتحان نوشته میشود. آنها واقعیتها را نه برای بیان حقیقت، بلکه برای «مفید بودن» در قالب یک روایت بازنویسی میکنند. وقتی روایتی پذیرفته شد، دیگر کسی درباره واقعیت پشت آن سوال نمیپرسد.
* هدف ادیان: مسیحیت و یهودیت تلاش زیادی کردهاند تا روایت خود را نه تنها منتقل، بلکه به عنوان تنها حقیقت مطلق تحمیل کنند تا پیروان آن را بدون قید و شرط بپذیرند.
۲. بستر تاریخی: اسکندر مقدونی و هلنیسم
* فروپاشی امپراتوری پارس: با ظهور اسکندر مقدونی، امپراتوری بزرگ پارس فروپاشید و فرهنگ و زبان یونانی بر جهان باستان چیره شد.
* تغییر هویت یهودیان: یهودیانی که در اسکندریه زندگی میکردند، زبان عبری را فراموش کرده و به یونانی «کوینه» (زبان عمومی) سخن میگفتند. این ضرورت باعث شد که متون مقدس آنها برای اولین بار به یونانی ترجمه شود (ترجمه سبعینیه).
* پیوند دین و سیاست: اسکندر فهمید که قدرت فقط با شمشیر حفظ نمیشود، بلکه به مشروعیت الهی نیاز دارد. او خود را پسر خدایان نامید تا سیاست، دین و قدرت را در یک شخص واحد ادغام کند.
۳. قلب مفاهیم در ترجمه (استحاله واژگان)
🔻سخنران با ارائه یک تحلیل واژگانی نشان میدهد که چگونه ترجمه از عبری به یونانی، ماهیت «خدا» و مفاهیم الهیاتی را تغییر داد:
* یهوه به کوریوس (Lord): در عبری، نام خدا دربارهی «کیستیِ» اوست (هستی مطلق)، اما در یونانی، نام او دربارهی «نقشِ» اوست (ارباب و حاکم مطلق). این تغییر باعث شد که رابطهی انسان و خدا از یک رابطهی شهودی-فلسفی به یک رابطهی «حاکم و محکوم» تبدیل شود که برای سیستمهای قدرت و حکومتهای دینی بسیار کارآمدتر بود.
* آلما (Almah) به پارتنوس (Virgin): واژه عبری «آلما» به معنای «زن جوان» است. مترجمان یونانی آن را به «پارتنوس» (باکره) ترجمه کردند. این تغییر عمدی یا سهوی، زیربنای دکترین «تولد از باکره» را ساخت، در حالی که در متن اصلی اشعیا چنین تأکیدی وجود نداشت.
* الوهیم (Elohim) به فرشتگان: واژه «الوهیم» جمع است و به «خدایان» اشاره دارد. در جاهایی که این جمع بودن برای توحید خطرناک بود (مثل مزمور ۸)، مترجمان آن را به «فرشتگان» تغییر دادند تا ساختار آسمانی را طبق الهیات جدید بازنویسی کنند.
* ساتان (Satan) به دیابولوس (Devil): در عبری، ساتان یک «نقش حقوقی» (دادستان/شاکی) بود که در چارچوب قانون خدا عمل میکرد. در یونانی به «دیابولوس» (تفرقهانداز) تبدیل شد و از یک نقش اداری به یک «شخصیت شرور و اهریمنی» تغییر ماهیت داد.
در متن اصلی عبری (عهد عتیق)، واژه «ساتان» (Shatan) نه یک نام خاص برای موجودی بدذات، بلکه یک عنوان شغلی یا نقش حقوقی به معنای «مانعشونده»، «متهمکننده» یا «بازپرس» بود.
* در چارچوب قانون (مدل دادستانی): در کتاب «ایوب»، ساتان یکی از «پسران خدا» (فرشتگان) است که در درگاه الهی حضور مییابد. وظیفه او دشمنی با خدا نیست، بلکه نقش او شبیه به یک «دادستان» در نظام قضایی است. او از طرف خدا مأموریت دارد تا وفاداری بندگان را «تست» کند و نقاط ضعف آنها را گزارش دهد. در واقع، او کارمندِ خداست و زیر نظر او عمل میکند تا عیارِ ایمانِ انسان را بسنجد.
* استحاله در ترجمه یونانی (مدل اهریمنی): هنگامی که کاتبانِ اسکندریه این واژه را به یونانی ترجمه کردند، از کلمه «دیابولوس» (Diabolos) به معنای «تهمتزن» یا «بدخواه» استفاده کردند. در این انتقال زبانی و فرهنگی، ساتان از یک «مأمورِ تحقیقِ الهی» که بخشی از سیستمِ عدل الهی بود، به یک «شخصیت شرور و مستقل» تبدیل شد که خارج از اراده خدا و علیه او عمل میکند.
۴. مفاهیم متافیزیکی و پنهانکاری دکترینال
* رواح (Ruach) به اسپریتوس (Spirit): واژه عبری به معنای «باد یا نفس» است. در الهیات مسیحی، این واژه به «روحالقدس» (شخص سوم تثلیث) ارتقا یافت تا با دکترینهای متأخر سازگار شود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 خدایی که به یونانی سخن گفت
(۲/۲)
* کابود (Kabod) به دوکسا (Glory): کابود در عبری به معنای «وزن، چگالی و حضور فیزیکی» است (چیزی که موسی در سینا حس کرد و خطرناک بود). اما به «دوکسا» (جلال/شهرت) ترجمه شد که مفهومی اخلاقی و انتزاعی است. این کار باعث شد تجربیات مادی پیامبران با خدا، به مفاهیم متافیزیکی تبدیل شود.
🔺🔻برای درک دقیق آنچه موسی حس کرد، باید از ذهنیت انتزاعی مدرن فاصله بگیریم و به معنای تحتاللفظی و مادی واژگان عبری بازگردیم. در زبان عبری باستان، «کابود» (K-B-D) از ریشهای به معنای «سنگینی» و «ثقل» میآید.
۱. «کابود» به مثابه یک کمیت فیزیکی
🔸وقتی متن عبری میگوید موسی «کابودِ یهوه» را دید یا حس کرد، منظور یک درخشش معنوی یا شکوه اخلاقی نبود؛ بلکه صحبت از یک «توده فیزیکی، متراکم و سنگین» است.
* سنگینیِ مرگبار: موسی حس کرد که چیزی با چگالیِ بسیار بالا در حال نزدیک شدن است. در کتاب خروج (باب ۳۳)، خدا به موسی هشدار میدهد که نمیتواند مستقیماً این حضور را ببیند و زنده بماند. این «کابود» چنان «وزنی» داشت که میتوانست ساختار وجودی انسان را متلاشی کند.
* مادهوارگی: این حضور مانند یک ابر غلیظ، آتش یا تودهای از انرژی بود که فضا را «اشغال» میکرد. در واقع، موسی یک «پدیدهی فیزیکی خطرناک» را حس کرد، نه یک مفهوم الهیاتی.
۲. استحاله در ترجمه: از «جرم فیزیکی» به «شهرت انتزاعی»
🔻وقتی مترجمان یونانی (سبعینیه) واژه «کابود» را به «دوکسا» (Doxa) ترجمه کردند، معنا کاملاً دگرگون شد:
* دوکسا در یونانی: به معنای «نظر»، «عقیده» و بعدها «شهرت» و «شکوه» است.
* تفاوت: «کابود» چیزی است که ترازوی فیزیکی را جابهجا میکند، اما «دوکسا» چیزی است که در ذهن و کلام مردم مینشیند.
۳. موسی دقیقاً چه چیزی را تجربه کرد؟
🔻طبق متن خروج، آنچه موسی حس کرد بیشتر شبیه به یک «رخداد جوی یا فیزیکیِ عظیم» بود:
* فشار و لرزش: او سنگینیِ حضور را حس کرد (مانند فشار هوا قبل از یک طوفان سهمگین یا جاذبهای قدرتمند).
* تابش (Radiation): پس از این مواجهه، صورت موسی «میدرخشید»؛ به طوری که مجبور بود نقاب بزند. این نشاندهنده یک تأثیر فیزیکی (مانند رادیواکتیویته یا سوختگی نوری) بر پوست اوست، نه یک نورانیت معنویِ نمادین.
* اولام (Olam) به ابدیت: این واژه در اصل به معنای «زمان طولانی یا پنهان» است، نه «ابدیت مطلق». ترجمه آن به ابدیت، بستر را برای مفاهیمی مثل بهشت و جهنم ابدی فراهم کرد.
۵. نتیجهگیری: سکوت خدایان
* نقد زیگموند فروید: سخنران به دیدگاه فروید اشاره میکند که ما یهودیت را فقط در «نسخه نهایی و دستکاری شده» آن میشناسیم؛ نسخهای که هر چه با روایت نهایی سازگار نبود، از آن حذف شده است.
* دین به مثابه اختراع بشر: سخنران تأکید میکند که خدایان هرگز به هیچ زبانی (نه عبری، نه یونانی و نه لاتین) سخن نگفتهاند. آنچه ما میشنویم، صدای انسانهایی است که داستانها را نوشته، ترجمه کرده و برای کنترل دیگران به «کلام خدا» تبدیل کردهاند.
* رهایی از جزماندیشی: او معتقد است گناه اصلی بشر نه نافرمانی در عدن، بلکه «اندیشیدن و پرسشگری نکردن» است. روزی که انسان بفهمد این مفاهیم چگونه ساخته شدهاند، از قید پاپها و کشیشها آزاد خواهد شد.
🔶 معرفی ژواکیم کارلس گارسیا
🔸 او یک پژوهشگر و سخنران در حوزههای تاریخ ادیان، کتاب مقدس و تحلیلهای انتقادی الهیات است که محتواهای خود را به زبان اسپانیایی تولید میکند. گارسیا در این ویدیو و سایر فعالیتهایش، با رویکردی تاریخی و زبانشناختی به بررسی ریشههای ادیان ابراهیمی میپردازد.
* تحلیل انتقادی متون: او تخصص ویژهای در بررسی تغییرات معنایی واژگان در فرآیند ترجمه (از عبری به یونانی و لاتین) دارد و معتقد است بسیاری از دکترینهای دینی (مانند باکرگی مریم یا مفهوم شیطان) نه از وحی، بلکه از اشتباهات یا دستکاریهای ترجمهای حاصل شدهاند.
* رویکرد تاریخنگاری: گارسیا به شدت تحت تأثیر مکاتب انتقادی و تاریخی است و سعی میکند وقایع کتاب مقدس را با یافتههای باستانشناسی و تاریخ تمدنهای همسایه (مانند مصر، بابل و یونان) تطبیق دهد.
* افشای «روایتسازی»: او بر این باور است که آنچه ما امروزه به عنوان دین میشناسیم، محصول نهایی یک فرآیند طولانی از ویرایش و حذف و اضافه توسط کاهنان و حاکمان برای کنترل جامعه و حفظ قدرت بوده است.
* تکیه بر عقلگرایی: او مخاطبان خود را تشویق میکند که از «ایمان کورکورانه» دست برداشته و با ابزار علم و منطق به بازخوانی تاریخ بپردازند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
* کابود (Kabod) به دوکسا (Glory): کابود در عبری به معنای «وزن، چگالی و حضور فیزیکی» است (چیزی که موسی در سینا حس کرد و خطرناک بود). اما به «دوکسا» (جلال/شهرت) ترجمه شد که مفهومی اخلاقی و انتزاعی است. این کار باعث شد تجربیات مادی پیامبران با خدا، به مفاهیم متافیزیکی تبدیل شود.
🔺🔻برای درک دقیق آنچه موسی حس کرد، باید از ذهنیت انتزاعی مدرن فاصله بگیریم و به معنای تحتاللفظی و مادی واژگان عبری بازگردیم. در زبان عبری باستان، «کابود» (K-B-D) از ریشهای به معنای «سنگینی» و «ثقل» میآید.
۱. «کابود» به مثابه یک کمیت فیزیکی
🔸وقتی متن عبری میگوید موسی «کابودِ یهوه» را دید یا حس کرد، منظور یک درخشش معنوی یا شکوه اخلاقی نبود؛ بلکه صحبت از یک «توده فیزیکی، متراکم و سنگین» است.
* سنگینیِ مرگبار: موسی حس کرد که چیزی با چگالیِ بسیار بالا در حال نزدیک شدن است. در کتاب خروج (باب ۳۳)، خدا به موسی هشدار میدهد که نمیتواند مستقیماً این حضور را ببیند و زنده بماند. این «کابود» چنان «وزنی» داشت که میتوانست ساختار وجودی انسان را متلاشی کند.
* مادهوارگی: این حضور مانند یک ابر غلیظ، آتش یا تودهای از انرژی بود که فضا را «اشغال» میکرد. در واقع، موسی یک «پدیدهی فیزیکی خطرناک» را حس کرد، نه یک مفهوم الهیاتی.
۲. استحاله در ترجمه: از «جرم فیزیکی» به «شهرت انتزاعی»
🔻وقتی مترجمان یونانی (سبعینیه) واژه «کابود» را به «دوکسا» (Doxa) ترجمه کردند، معنا کاملاً دگرگون شد:
* دوکسا در یونانی: به معنای «نظر»، «عقیده» و بعدها «شهرت» و «شکوه» است.
* تفاوت: «کابود» چیزی است که ترازوی فیزیکی را جابهجا میکند، اما «دوکسا» چیزی است که در ذهن و کلام مردم مینشیند.
۳. موسی دقیقاً چه چیزی را تجربه کرد؟
🔻طبق متن خروج، آنچه موسی حس کرد بیشتر شبیه به یک «رخداد جوی یا فیزیکیِ عظیم» بود:
* فشار و لرزش: او سنگینیِ حضور را حس کرد (مانند فشار هوا قبل از یک طوفان سهمگین یا جاذبهای قدرتمند).
* تابش (Radiation): پس از این مواجهه، صورت موسی «میدرخشید»؛ به طوری که مجبور بود نقاب بزند. این نشاندهنده یک تأثیر فیزیکی (مانند رادیواکتیویته یا سوختگی نوری) بر پوست اوست، نه یک نورانیت معنویِ نمادین.
* اولام (Olam) به ابدیت: این واژه در اصل به معنای «زمان طولانی یا پنهان» است، نه «ابدیت مطلق». ترجمه آن به ابدیت، بستر را برای مفاهیمی مثل بهشت و جهنم ابدی فراهم کرد.
۵. نتیجهگیری: سکوت خدایان
* نقد زیگموند فروید: سخنران به دیدگاه فروید اشاره میکند که ما یهودیت را فقط در «نسخه نهایی و دستکاری شده» آن میشناسیم؛ نسخهای که هر چه با روایت نهایی سازگار نبود، از آن حذف شده است.
* دین به مثابه اختراع بشر: سخنران تأکید میکند که خدایان هرگز به هیچ زبانی (نه عبری، نه یونانی و نه لاتین) سخن نگفتهاند. آنچه ما میشنویم، صدای انسانهایی است که داستانها را نوشته، ترجمه کرده و برای کنترل دیگران به «کلام خدا» تبدیل کردهاند.
* رهایی از جزماندیشی: او معتقد است گناه اصلی بشر نه نافرمانی در عدن، بلکه «اندیشیدن و پرسشگری نکردن» است. روزی که انسان بفهمد این مفاهیم چگونه ساخته شدهاند، از قید پاپها و کشیشها آزاد خواهد شد.
🔶 معرفی ژواکیم کارلس گارسیا
🔸 او یک پژوهشگر و سخنران در حوزههای تاریخ ادیان، کتاب مقدس و تحلیلهای انتقادی الهیات است که محتواهای خود را به زبان اسپانیایی تولید میکند. گارسیا در این ویدیو و سایر فعالیتهایش، با رویکردی تاریخی و زبانشناختی به بررسی ریشههای ادیان ابراهیمی میپردازد.
* تحلیل انتقادی متون: او تخصص ویژهای در بررسی تغییرات معنایی واژگان در فرآیند ترجمه (از عبری به یونانی و لاتین) دارد و معتقد است بسیاری از دکترینهای دینی (مانند باکرگی مریم یا مفهوم شیطان) نه از وحی، بلکه از اشتباهات یا دستکاریهای ترجمهای حاصل شدهاند.
* رویکرد تاریخنگاری: گارسیا به شدت تحت تأثیر مکاتب انتقادی و تاریخی است و سعی میکند وقایع کتاب مقدس را با یافتههای باستانشناسی و تاریخ تمدنهای همسایه (مانند مصر، بابل و یونان) تطبیق دهد.
* افشای «روایتسازی»: او بر این باور است که آنچه ما امروزه به عنوان دین میشناسیم، محصول نهایی یک فرآیند طولانی از ویرایش و حذف و اضافه توسط کاهنان و حاکمان برای کنترل جامعه و حفظ قدرت بوده است.
* تکیه بر عقلگرایی: او مخاطبان خود را تشویق میکند که از «ایمان کورکورانه» دست برداشته و با ابزار علم و منطق به بازخوانی تاریخ بپردازند.
🔻خطاهای قرآن در کپی پیست:
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📺 الله و کلاغِ خاخامها
📺 کپیکاریِ الله از خاخامها؟
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپزدن!
.
#نقد_ادیان #بازنگری #نقد_بایبل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻روحالله خمینی در جریان انقلاب ۵۷ جشن نیمهٔ شعبان را که با سیام تیرماه مصادف شده بود تحریم کرد و نوشت:
🔺امروز اگر شیعهای برای خود تدارک جشن «نیمهٔ شعبان» میگیرد، خود را از مسیر ملت خویش جدا کرده و از «تدبیر سیاسی» خمینی نیز عقبتر است. زمانی که مساجد مرکز سرکوباند و هیئتها محل تجمع اراذل و اوباش، سکوت و ادامهٔ عمل به شعائر دینی ظلم است.
@startreatments
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«رژیم منحط برای مسلمین ایران عیدی نگذاشته است....
در حال حاضر ملت عزیز در عزای عزیزان خود نشسته. چگونه ممکن است کسی نظر دهد که جشن بگیرند و شادمانی کنند؟
شادمانی بر روی اجساد به خون خفتهٔ فرزندان اسلام؟! شادمانی در برابر افراد شریفی که در سیاهچالهای زندان زیر سختترین شکنجههای جهنمی دژخیمان به سر میبرند؟! شادمانی در مقابل تبعیدیانی که برخلاف تمام موازین انسانی و قانونی از اوطان خود بیرون رانده شدهاند؟
...دست پلید دولت در فعالیت است که مسیر نهضت اصیل و شکلگرفته و عمومی ایران را تغییر دهد و یکی از شاهکارها همین دامن زدن به لزوم جشن است.
ما روزی را عید میگیریم که بنیان ظلم و ظالم را منهدم کنیم»..
🔺امروز اگر شیعهای برای خود تدارک جشن «نیمهٔ شعبان» میگیرد، خود را از مسیر ملت خویش جدا کرده و از «تدبیر سیاسی» خمینی نیز عقبتر است. زمانی که مساجد مرکز سرکوباند و هیئتها محل تجمع اراذل و اوباش، سکوت و ادامهٔ عمل به شعائر دینی ظلم است.
@startreatments
📕پرسشهایی که بیژن عبدالکریمیها پاسخی برایشان ندارند
📕اشغالگری چیست؟
📺 روایتِ فتحِ داعشِ ولایی!
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#آینه_تاریخ #داعش_شیعی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پرسشهایی که موجوداتی چون بیژن عبدالکریمی پاسخی برایشان ندارند
بخش اول: امنیت و تناقض در مواجهه با تروریسم
۱. چرا تروریستهای ادعایی در شب ۱۸ دی، هزاران معترض را به خاک و خون کشیدند، اما در تجمع ۲۲ دی طرفداران نظام، حتی یک نفر هم کشته نشد؟ آیا تروریستها…
بخش اول: امنیت و تناقض در مواجهه با تروریسم
۱. چرا تروریستهای ادعایی در شب ۱۸ دی، هزاران معترض را به خاک و خون کشیدند، اما در تجمع ۲۲ دی طرفداران نظام، حتی یک نفر هم کشته نشد؟ آیا تروریستها…
Telegram
نقدآگین
📺 خوانندگانِ اناجیل میدانستند که «یک پسر خدا» وجود دارد—آن شخص عیسی نبود
(۱/۲)
🔸محتوای این ویدیو بر یک نکته محوری و انقلابی تأکید دارد: عبارت «پسر خدا» در زمان نگارش اناجیل، پیش از آنکه یک مفهوم کلامی و دینی (مثل تثلیث) باشد، یک لقب سیاسی و رسمی برای امپراتوران روم بود. در ادامه، جزئیات کامل و نکات ریز و درشت مطرح شده در ویدیو را بررسی میکنیم:
۱. مفهوم «پسر خدا» در دنیای باستان
* لقب سزار: عبارت لاتین *Divi Filius* (پسر ایزدی/الهی) روی اکثر سکههای رومی حک شده بود. این عبارت در یونانی دقیقاً به «پسر خدا» (*Huios Theou*) ترجمه میشود. بنابراین،
* الگوی الوهیتبخشی: از زمان ژولیوس سزار، سنتی شکل گرفت که در آن امپراتوران پس از مرگ توسط سنا «الوهیت» مییافتند. نشانههایی مانند دیدن ستاره دنبالهدار یا عروج روح امپراتور به آسمان، گواهی بر این مدعا بود. در نتیجه، جانشین او (مانند آگوستوس) رسماً «پسر خدا» نامیده میشد.
۲. انجیل به مثابه یک بیانیه سیاسی و انقلابی
* سرقت القاب امپراتور: وقتی مرقس انجیل خود را با عبارتِ
شروع میکند، در واقع در حال انجام یک حرکت متهورانه سیاسی است. او القاب اختصاصی سزار (مانندِ ناجی، آورنده صلح، خداوند و پسر خدا) را از او میگیرد و به یک «دهقان یهودی مصلوب» نسبت میدهد.
* اعتراف نمادین: در انجیل مرقس، اعترافِ افسر رومی پای صلیب که میگوید
اوج طنز و طعنه به قدرت سیاسی روم است؛ چرا که یک سرباز رومی، بجای امپراتور، مصلوبشدگان را «پسر خدا» میخواند.
۳. جغرافیای ظهور مسیحیت و تقابل با آیین امپراتور
* مرکزیت آسیای صغیر: برخلاف باور عمومی که مهد مسیحیت را صرفاً یهودیه میداند، ویدیو استدلال میکند که مرکز اصلی گسترش مسیحیت اولیه، شهرهای آسیای صغیر (ترکیه امروزی) و یونان بود. این مناطق دقیقاً کانون پرستش امپراتور بودند.
* رقابت «اکلسیا»ها: واژه «اکلسیا» (کلیسای امروزی) در اصل به معنای «شورای شهر» یا تجمعهای سیاسی-اجتماعی بود. مسیحیان با استفاده از این واژه، تجمعات خود را به عنوان انجمنهای رقیب در برابر ساختار سیاسی روم تعریف کردند.
۴. تطبیق الگوهای امپراتوری با روایت عیسی
* نشانهها و معجزات: داستانهای مربوط به شفای بیماران توسط امپراتوران (مانند تف انداختن "*وسپاسیان" برای شفای نابینا) شباهت عجیبی به معجزات عیسی در اناجیل دارد. این الگوها برای اثبات شایستگی یک فرد جهت «الوهیت یافتن» به کار میرفت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔸محتوای این ویدیو بر یک نکته محوری و انقلابی تأکید دارد: عبارت «پسر خدا» در زمان نگارش اناجیل، پیش از آنکه یک مفهوم کلامی و دینی (مثل تثلیث) باشد، یک لقب سیاسی و رسمی برای امپراتوران روم بود. در ادامه، جزئیات کامل و نکات ریز و درشت مطرح شده در ویدیو را بررسی میکنیم:
۱. مفهوم «پسر خدا» در دنیای باستان
* لقب سزار: عبارت لاتین *Divi Filius* (پسر ایزدی/الهی) روی اکثر سکههای رومی حک شده بود. این عبارت در یونانی دقیقاً به «پسر خدا» (*Huios Theou*) ترجمه میشود. بنابراین،
هر کسی در امپراتوری روم با شنیدن این لقب، بلافاصله به یاد سزار میافتاد.
* الگوی الوهیتبخشی: از زمان ژولیوس سزار، سنتی شکل گرفت که در آن امپراتوران پس از مرگ توسط سنا «الوهیت» مییافتند. نشانههایی مانند دیدن ستاره دنبالهدار یا عروج روح امپراتور به آسمان، گواهی بر این مدعا بود. در نتیجه، جانشین او (مانند آگوستوس) رسماً «پسر خدا» نامیده میشد.
۲. انجیل به مثابه یک بیانیه سیاسی و انقلابی
* سرقت القاب امپراتور: وقتی مرقس انجیل خود را با عبارتِ
«آغاز انجیل عیسی مسیح، پسر خدا»
شروع میکند، در واقع در حال انجام یک حرکت متهورانه سیاسی است. او القاب اختصاصی سزار (مانندِ ناجی، آورنده صلح، خداوند و پسر خدا) را از او میگیرد و به یک «دهقان یهودی مصلوب» نسبت میدهد.
* اعتراف نمادین: در انجیل مرقس، اعترافِ افسر رومی پای صلیب که میگوید
«به راستی این مرد پسر خدا بود»،
اوج طنز و طعنه به قدرت سیاسی روم است؛ چرا که یک سرباز رومی، بجای امپراتور، مصلوبشدگان را «پسر خدا» میخواند.
۳. جغرافیای ظهور مسیحیت و تقابل با آیین امپراتور
* مرکزیت آسیای صغیر: برخلاف باور عمومی که مهد مسیحیت را صرفاً یهودیه میداند، ویدیو استدلال میکند که مرکز اصلی گسترش مسیحیت اولیه، شهرهای آسیای صغیر (ترکیه امروزی) و یونان بود. این مناطق دقیقاً کانون پرستش امپراتور بودند.
* رقابت «اکلسیا»ها: واژه «اکلسیا» (کلیسای امروزی) در اصل به معنای «شورای شهر» یا تجمعهای سیاسی-اجتماعی بود. مسیحیان با استفاده از این واژه، تجمعات خود را به عنوان انجمنهای رقیب در برابر ساختار سیاسی روم تعریف کردند.
۴. تطبیق الگوهای امپراتوری با روایت عیسی
* نشانهها و معجزات: داستانهای مربوط به شفای بیماران توسط امپراتوران (مانند تف انداختن "*وسپاسیان" برای شفای نابینا) شباهت عجیبی به معجزات عیسی در اناجیل دارد. این الگوها برای اثبات شایستگی یک فرد جهت «الوهیت یافتن» به کار میرفت.
🔻*وسپاسیان
منظور امپراتور وسپاسیان (Vespasian)، مؤسس سلسلهی فلاویان در روم است. این داستان یکی از مشهورترین شواهد تاریخی است که نشان میدهد چگونه «تبلیغات حکومتی» برای یک امپراتور، معجزاتی دقیقاً مشابه معجزات عیسی (در انجیل مرقس و یوحنا) میساخت.
🔶 ماجرای شفای نابینا توسط وسپاسیان
طبق گزارش مورخان رومی مانند تاسیتوس و سوئتونیوس**، در سال ۷۰ میلادی (زمانی که وسپاسیان در اسکندریه مصر بود)، اتفاقی رخ داد که برای تثبیت مشروعیت او طراحی شده بود:
۱. درخواست شفای الهی: دو مرد از میان مردم (یکی نابینا و دیگری با دستی فلج) نزد وسپاسیان آمدند. آنها ادعا کردند که خدای مصری «سراپیس» در خواب به آنها گفته است که امپراتور میتواند آنها را شفا دهد.
۲. روش شفا (استفاده از تُف): نابینا از وسپاسیان خواست که بر چشمان او تُف بیندازد (یا با آب دهان چشمانش را مرطوب کند). فرد فلج نیز خواست که امپراتور با پایش روی دست او قدم بگذارد.
۳. وقوع معجزه: وسپاسیان ابتدا تردید کرد، اما در نهایت تحت فشار مشاورانش (برای نمایش قدرت الهیاش) این کار را انجام داد. در کمال ناباوری جمعیت، نابینا بینا شد و دست فلج به کار افتاد.
چرا این موضوع در تحلیل ویدیو مهم است؟
سخنران ویدیو از این مثال استفاده میکند تا نشان دهد:
* کپیبرداری یا الگوی مشترک: در انجیل مرقس (۸:۲۳) و یوحنا (۹:۶)، عیسی نیز دقیقاً با استفاده از تُف (آمیختن آب دهان با خاک) فرد نابینا را شفا میدهد.
* رقابت بر سر لقب «ناجی»: در آن زمان، هم امپراتور روم و هم پیروان عیسی مدعی بودند که رهبرشان قدرت الهی برای شفا دادن دارد. این معجزات، «اعتبارنامه» (Credentials) یک فرد برای اثبات این بود که او واقعاً «پسر خدا» یا برگزیده آسمان است.
* مشروعیت سیاسی: وسپاسیان یک ژنرال بود که با قدرت نظامی به تخت رسیده بود و نیاز داشت ثابت کند «خدایان» او را انتخاب کردهاند. معجزه شفای نابینا با تُف، ابزاری بود تا به مردم بفهماند او فقط یک حاکم نظامی نیست، بلکه یک موجود مقدس است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 خوانندگانِ اناجیل میدانستند که «یک پسر خدا» وجود دارد—آن شخص عیسی نبود
(۲/۲)
* الگوی مرگ و صعود: در هر دو روایت (امپراتور و عیسی)، فرد میمیرد، روح یا جسم او عروج میکند و پیروانش با تکیه بر این اعتبار، مشروعیت مییابند.
۵. مسیحیت بمثابه یک جنبش «ضد قدرت»
* تقابل مستقیم: نامه «پلینی جوان» (فرماندار روم) به امپراتور تراژان نشاندهنده آزمایش او برای شناسایی مسیحیان است:
این یعنی مسیحیت نه یک دین انتزاعی، بلکه یک جنبش وفاداری رقیب بود.
* لقب «خداوند و خدای من»: این عبارت که توما در انجیل یوحنا به عیسی میگوید، دقیقاً همان عنوانی بود که امپراتور «دومیتیان» اصرار داشت مردم با آن او را صدا کنند. یوحنا با نسبت دادن این لقب به عیسی، مستقیماً قدرت دومیتیان را به چالش میکشد.
🔶 نتیجهگیری
سخنران تأکید میکند که بدون درک بستر سیاسی امپراتوری روم، نمیتوان پیام اصلی عهد جدید را درک کرد. مسیحیت اولیه یک «آیین زیرزمینی و خرابکارانه» بود که با استفاده از زبان و نمادهای قدرتِ حاکم (روم)، سعی در براندازیِ معنوی و سیاسیِ ادعاهای سزار داشت. ادعای «عیسی خداوند است»، در واقع به این معنا بود که:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
خلاصه:
وقتی نویسندگان اناجیل داستان شفای نابینا با تُف توسط عیسی را مینوشتند، مخاطبان رومی و یونانی آنها بلافاصله به یاد ادعاهای امپراتورانی مثل وسپاسیان میافتادند. پیام زیرپوستیِ انجیل این بود: «آن کسی که معجزه واقعی را انجام میدهد عیسی است، نه امپراتور» این یک نبرد تبلیغاتی تمامعیار میان دو مدعی قدرت (مسیح و سزار) بود.
🔻چرا در آن دوران «تُف» را دارای نیروی جادویی و الهی میدانستند؟
در دنیای باستان، «تُف» (بُزاق) صرفاً یک مایع بیولوژیک نبود، بلکه آن را به عنوان «شیرهی فشردهی روح» یا «عصارهی قدرت حیات» میشناختند. درک این موضوع به ما کمک میکند بفهمیم چرا هم امپراتور روم و هم عیسی از آن برای شفا استفاده میکردند.
🔻دلایل این نگاه جادویی و الهی به بُزاق را میتوان در سه بخش خلاصه کرد:
۱. بُزاق به مثابه «مادهی خلقت» (در اسطورهشناسی)
در بسیاری از اساطیر باستان، جهان یا انسان از ترشحات بدن خدایان ساخته شده است:
* در مصر باستان: طبق یکی از روایتهای خلقت، خدای خورشید (رَع) با تُف کردن یا عطسه کردن، اولین جفت از خدایان (شو و تفنوت) را آفرید.
* در بینالنهرین: بُزاق الهی دارای قدرتِ بخشیدن یا گرفتنِ زندگی بود.
* نتیجه: وقتی عیسی یا وسپاسیان از تُف استفاده میکردند، در واقع داشتند ادای «خداوندِ خالق» را در میآوردند. آنها با این کار میگفتند: «من از همان مادهای استفاده میکنم که جهان با آن ساخته شده تا عضوِ خرابِ بدن تو را بازسازی کنم.»
۲. پیوند میان کلام و بُزاق (قدرت لوگوس)
در فرهنگهای باستانی، «کلام» (Logos) قدرت آفرینندگی داشت (خدا گفت موجود باش، پس موجود شد).
* چون کلام از دهان خارج میشود، بُزاق را به عنوان «حامل فیزیکیِ کلام الهی» میدیدند.
* آنها معتقد بودند بُزاق، قدرتِ جادوییِ نهفته در کلامِ فردِ مقدس را در خود ذخیره دارد. پس کشیدنِ آن بر چشم نابینا، به معنای انتقال مستقیمِ قدرتِ کلامِ شفابخش به موضعِ بیماری بود.
۳. باورهای پزشکی و عامیانه (تُف به مثابه دارو)
پیش از علم مدرن، مردم میدیدند که حیوانات زخمهای خود را میلیسند و زخمها بهبود مییابد. این مشاهده باعث شد بُزاق به عنوان یک داروی طبیعی شناخته شود:
* تُفِ ناشتا: در طب عامیانه رومی و یهودی، معتقد بودند «تُفِ مردی که هنوز غذا نخورده» قدرت جادویی برای دفع چشمزخم و شفای عفونتهای پوستی دارد.
* پلینی بزرگ (مورخ رومی): در کتابهای خود به تفصیل دربارهی خواص جادویی بُزاق انسان برای دفع خزندگان سمی و درمان دردها نوشته است.
چرا این موضوع در تقابل «سزار و مسیح» حیاتی بود؟
وقتی در انجیل مرقس یا یوحنا میخوانیم که عیسی با تُف چشمان نابینا را باز کرد، نویسنده نمیخواست یک حرکت غیربهداشتی را گزارش کند، بلکه داشت از یک «کدِ شناختهشدهی قدرت» استفاده میکرد.
در واقع، تُف انداختن در این داستانها، یک «آیینِ سیاسی-مذهبی» برای اثبات مالکیت بر قدرتِ حیات بود.
* الگوی مرگ و صعود: در هر دو روایت (امپراتور و عیسی)، فرد میمیرد، روح یا جسم او عروج میکند و پیروانش با تکیه بر این اعتبار، مشروعیت مییابند.
۵. مسیحیت بمثابه یک جنبش «ضد قدرت»
* تقابل مستقیم: نامه «پلینی جوان» (فرماندار روم) به امپراتور تراژان نشاندهنده آزمایش او برای شناسایی مسیحیان است:
اگر کسی به تندیس امپراتور بخور نمیداد و مسیح را لعنت نمیکرد، اعدام میشد.
این یعنی مسیحیت نه یک دین انتزاعی، بلکه یک جنبش وفاداری رقیب بود.
* لقب «خداوند و خدای من»: این عبارت که توما در انجیل یوحنا به عیسی میگوید، دقیقاً همان عنوانی بود که امپراتور «دومیتیان» اصرار داشت مردم با آن او را صدا کنند. یوحنا با نسبت دادن این لقب به عیسی، مستقیماً قدرت دومیتیان را به چالش میکشد.
🔶 نتیجهگیری
سخنران تأکید میکند که بدون درک بستر سیاسی امپراتوری روم، نمیتوان پیام اصلی عهد جدید را درک کرد. مسیحیت اولیه یک «آیین زیرزمینی و خرابکارانه» بود که با استفاده از زبان و نمادهای قدرتِ حاکم (روم)، سعی در براندازیِ معنوی و سیاسیِ ادعاهای سزار داشت. ادعای «عیسی خداوند است»، در واقع به این معنا بود که:
«سزار خداوند نیست».
📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕عیسی: «فرزندِ معبد»
📺خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»، پیشینه و اعتبار آن
🔻نقد مسیحیت
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺«همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
📺 چگونه مسیحیت به وجود آمد؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 عیسی مسیح
📻 «نهادِ روحانیت» علیهِ روح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر #جاویدنام #پرنیان_دبیری، هر شب بعد از بسته شدن درهای بهشت زهرا از بالای پل مزار دخترش را نگاه میکند. پرنیان، ۱۶ ساله و ساکن شهر بهارستان استان تهران، ۱۹ دی در حضور پدر و مادرش با گلولهی جنگیِ مزدورانِ داعشِ شیعه بهقتل رسید.
این بار
عکسِ ماه
روی خونِ تو افتاده است
در این شبِ سیاه
خونِ تو
روشنتر از آن است
که پنهان شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مادر #جاویدنام #عارف_میرموسوی، شـهیدِ راه آزادی:
🩸 عارف قهرمان اصالتاً اهل دهشال در آستانه اشرفیه بود که در آریاشهر تهران با حمـلهی وحشیانه مزدورانِ ولیفقیه و ضربات قـمه مجـروح، و در نهایت با شلـیک داعشیانِ شیعه بهقتل رسید.
🔺فرقِ شهدایِ آزادی با هلاکشدگانِ استبداد و توحش و تروریسم، در خانوادههای باشعور و شرف و شجاعشان است که زمانِ مرگِ عزیزانشان را نیز به موقعیتِ ایستادگی و آریگویی به زندگی و فریاد بر خدایانِ دروغینِ مرگپرستِ شیعی میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«بسه دیگه مامان، تو ۹ روزه خوابیدی»
🩸 عارف قهرمان اصالتاً اهل دهشال در آستانه اشرفیه بود که در آریاشهر تهران با حمـلهی وحشیانه مزدورانِ ولیفقیه و ضربات قـمه مجـروح، و در نهایت با شلـیک داعشیانِ شیعه بهقتل رسید.
🔺فرقِ شهدایِ آزادی با هلاکشدگانِ استبداد و توحش و تروریسم، در خانوادههای باشعور و شرف و شجاعشان است که زمانِ مرگِ عزیزانشان را نیز به موقعیتِ ایستادگی و آریگویی به زندگی و فریاد بر خدایانِ دروغینِ مرگپرستِ شیعی میکنند.
🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بیحد علی خامنهای و روحانیت شیعه -
.
#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نه به مصادرهی شهدای آزادی توسط جانیانِ ولایی
— پدر #جاویدنام #محمدامین_اسلامی
🔻برادرِ محمدامین:
بیان واقعیت از زبان پدرم است. پدری داغدار!
اصل داستان: از یکی از ادارات مربوطه با ما تماس گرفتند:
من گفتم:
اما گفته شدباید پدر امین نظر بده!
نظر پدر را همجویا شدم و به اشتراک میگذارم
پدر من به شهادت تمام دوستان وآشنایان وهمکاران در تمام طول زندگیش گامی برخلاف صداقت و شرافت انسانی برنداشته است. چنین است که میگویند: شیر اگر پیر شود هم شیر است!
🔺فرقِ شهدایِ آزادی با هلاکشدگانِ استبداد و توحش و تروریسم، در خانوادههای باشعور و شرف و شجاعشان است که زمانِ مرگِ عزیزانشان را نیز به موقعیتِ ایستادگی و آریگویی به زندگی و فریاد بر خدایانِ دروغینِ مرگپرستِ شیعی میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پدر #جاویدنام #محمدامین_اسلامی
🔻برادرِ محمدامین:
بیان واقعیت از زبان پدرم است. پدری داغدار!
اصل داستان: از یکی از ادارات مربوطه با ما تماس گرفتند:
که محمدامین به دلیل بررسی پروندهاش به عنوان شهید اعلام شده و شما خانواده شهید هستید!!!!!
من گفتم:
ما چنین چیزی را قبول نمی کنیم!
اما گفته شدباید پدر امین نظر بده!
نظر پدر را همجویا شدم و به اشتراک میگذارم
پدر من به شهادت تمام دوستان وآشنایان وهمکاران در تمام طول زندگیش گامی برخلاف صداقت و شرافت انسانی برنداشته است. چنین است که میگویند: شیر اگر پیر شود هم شیر است!
🔺فرقِ شهدایِ آزادی با هلاکشدگانِ استبداد و توحش و تروریسم، در خانوادههای باشعور و شرف و شجاعشان است که زمانِ مرگِ عزیزانشان را نیز به موقعیتِ ایستادگی و آریگویی به زندگی و فریاد بر خدایانِ دروغینِ مرگپرستِ شیعی میکنند.
🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بیحد علی خامنهای و روحانیت شیعه -
.
#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پایانِ بودن تو
آغازِ یک داستان شد
یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!
همه بودند!
قاتلانی که از سلاحشان خون میچکید
جوانانی که برای زندگی در خون غلطیدند
یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!
همه شنیدند!
صدای گلوله و خشم
ضجه مادران
پاکوبی غمانگیز خواهران و
شیون عاشقانه همسران
یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!
همه دیدند!
کمر خمیدهی پدران
اشکهای محو در پُکهای عمیق سیگار برادران
آری پایانِ بودنِ تو
آغاز جاودانگیات بود
به اطراف که خوب مینگرم
یکی رفت برای ایران!
یکی ماند برای نام تو!
چه کسی می داند؟
شاید خدای مهربان ایرانزمین هم آمد!
🎙برادرِ #جاویدنام #محمدامین_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آغازِ یک داستان شد
یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!
همه بودند!
قاتلانی که از سلاحشان خون میچکید
جوانانی که برای زندگی در خون غلطیدند
یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!
همه شنیدند!
صدای گلوله و خشم
ضجه مادران
پاکوبی غمانگیز خواهران و
شیون عاشقانه همسران
یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!
همه دیدند!
کمر خمیدهی پدران
اشکهای محو در پُکهای عمیق سیگار برادران
آری پایانِ بودنِ تو
آغاز جاودانگیات بود
به اطراف که خوب مینگرم
یکی رفت برای ایران!
یکی ماند برای نام تو!
چه کسی می داند؟
شاید خدای مهربان ایرانزمین هم آمد!
🎙برادرِ #جاویدنام #محمدامین_اسلامی
🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بیحد علی خامنهای و روحانیت شیعه -
.
#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی #شعر_انقلاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin