نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اصول دین لزوما تحقیقی نیست!
(۱/۲)
✍️ پژوهشگر

🍂 حتما بارها شنیده‌اید که در اسلام، اصول دین تحقیقی‌ست نه تقلیدی. مراجع و آخوندها بعد از سید بروجردی، معمولا اینرا با افتخار بیان می‌کنند که دین ما تحقیقی‌ست، ولی باید بپرسیم این اصل از کجا آمده؟ کجای قرآن و عترت به آن اشاره شده‌است؟ اصلا آیا واقعا مراجع شیعه گفته‌اند که اصول دین تحقیقی‌ست؟ یعنی اگر مسلمانی بدون تحقیق مسلمان شود، اسلامش قبول نیست؟ مراجع دقیقا چه گفتند؟ برای پاسخ، به متن اصلی حکم مراجع تقلید شیعه رجوع می‌کنیم:

سید سیستانی: «شخص مسلمان بايد عقيده‌اش به اصول دين از روى بصيرت باشد، و نمىتواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى گفته كسى را كه علم به آنها دارد به صرف اين كه او گفته است قبول كند، ولى چنانچه شخص به عقائد حقه اسلام يقين داشته باشد و آنها را اظهار نمايد هر چند از روى بصيرت نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همه احكام اسلام و ايمان بر او جارى مىشود» (توضیح المسائل سیستانی، مسأله۱).

سید خوئی: «برای اعتقاد ب اصول دین، اکتفا به قول غیر جایز و صحیح است. پس در بحث اعتقادات، مطلوب همانا حصول علم است، حال بهر روشی که باشد. مثلا اگر کسی بگوید من بچیزی اعتقاد دارم چون خبرش بمن رسیده یا چون جماعتی بان اعتقاد دارند، این حق است چراکه نتیجه آن حق است» (الاجتهاد و التقلید، الخوئی ج۱ص۴۱۱).

سید خمینی: «در اصول اعتقاديه ميزان علم و يقين است و اگر از قول ديگرى حاصل شود كفايت مى‌كند» [علم و یقین در فقه بمعنای ظن است و با علم و یقین در علوم که آزمون‌پذیری، ابطال‌پذیری و... در آنها مطرح است، کاملا متفاوت است] (استفتائات، الخمینی ج۱ص۷).

آیت الله گلپایگانی: « عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد، و نمىتواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى بدون دليل گفته كسى را قبول كند. ولى اگر از گفته غير به عقايد دينى يقين پيدا كند در حكم به مسلمان بودن او كافى است» (توضيح المسائل، گلپايگانى ج۱ص۴).

آیت الله نوری همدانی: «مسلمان بايد به اصول دين ايمان و يقين داشته باشد و اين ايمان بايد براى هر مسلمانى به اندازه فكر و درك او بر پايه دليل و برهان استوار باشد» (توضیح المسائل،نوری همدانی ج۱ص۱۱).

آیت الله شاهرودی: «شخص مسلمان بايد به اصول دين از روى دليل اعتقاد پيدا كند و نمى‌تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى بدون سؤال از دليل گفته كسى را قبول كند. ولى چنانچه شخصى به عقائد حقه اسلام يقين داشته باشد و آنها را اظهار نمايد هر چند از روى استدلال نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همه احكام اسلام و ايمان بر او جارى مى‌شود» (توضیح المسائل هاشمی شاهرودی ج۱ص۵).

🍂 می‌بینید که با اینکه مراجع تقلید گفته‌اند «اصول دین باید تحقیقی باشد، ولی...»، یک ولی به آن اضافه کردند و گفتند «ولی اگر تحقیقی هم نباشد، اشکالی ندارد»، که همین سخن کلی و متناقض را رهبران هر فرقه و مذهبی از هزاران فرقه و مذهب زمین نیز می‌تواند به پیروانش بگویند، و در نتیجه، اگر اسلام شیعه اثنی عشری را یگانه دین و مذهب حق فرض بگیریم، خیل بزرگ گمراهان از این یگانه راه حقیقت نیز بنا به این سیاق سخن گفتن، پیرامون نسبت تحقیق و مذهب و دیانت، به این یگانه راه سعادت ابدی نخواهند رسید؛ پس از جهت «روش»، این امر خود خلاف در صدر بودن «حقیقت، تحقیق و عقلانیت» در دینداری‌ست. اینجاست که ایده تعارض «عقلانیت و دینداری» استاد #مصطفی_ملکیان، بهتر فهم می‌شود.

🍂 برخی مراجع، این ولی را بیشتر توضیح دادند:

آیت الله فاضل لنکرانی: «در اصول دين انسان بايد يقين و اعتقاد جزمى داشته باشد و اين يقين از هر دليل و طريقى حاصل شود كفايت مى كند. چه به واسطه استدلال و برهان باشد يا از گفته والدين و مبلّغين. هر چند نتواند استدلال كند» [دقت فرمودید! گفته والدین و مبلغین!!] (توضیح المسائل فاضل لنکرانی، احکام تقلید).

توضیح المسائل شبیری زنجانی مسأله ۱: «شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفته دیگری برای او یقین حاصل گردد».

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘اصول دین لزوما تحقیقی نیست!
(۲/۲)
✍️ پژوهشگر

🍂 و بزرگانی از علمای شیعه مانند مقدس اردبیلی و محقق قمی نیز صراحتا قائل به «جواز تقلید در اصول دین »بودند:

مقدس اردبیلی: «و بیان شناخت خداوند تعالی و دانستن به یقین، و اعتقادات جازم مطابق واقع کردن به آن که خداوند تعالی موجود است و هست، یعنی: باید نزد مکلف، بودن خدای تعالی به نوعی ظاهر باشد که اصلا احتمال نبودن نداشته باشد مثل بودن خودش و چیزهایی که شک در وجود آن ها ندارد؛ خواه این دانش، او را از دلیل حاصل شده باشد و خواه از غیر دلیل» [دقت کنید! خواه از روی دلیل باشد و خواه از غیر دلیل] (کتاب اصول دین ص۲۳).

میرزای قمی: «تقلید در اصول دین جایز است. پیروی از قول دیگران در اصول دین جایز است» [دقت کنید که مقدس اردبیلی و میرزای قمی از بزرگان شیعه بودند. مقدس اردبیلی کسی‌ست ک بروایت علامه مجلسی، با معجزه وارد روضه مقدسه نجف شده و با علی ع حرف زده. میرزای قمی یا محقق قمی معروف ب صاحب القوانین، از کتب مرجع فقه شیعه است] (القوانین القمی ج۴ص۳۵۱).

🍂 بنابراین برخی از مراجع شیعه مثل مقدس اردبیلی و محقق قمی، به صراحت قائل به جواز تقلید در اصول دین هستند. و مراجع دیگر هم که ظاهرا قائل به تحقیقی بودن اصول دین هستند، اکثرا گفتند، «ولی اعتقاد به اصول دین بدون تحقیق هم جایز است».


#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ امروز شنیدم که دکتر عبدالصالح جعغری فوت کرده‌است. ایشان هم پزشک بود و هم دکترای فلسفهٔ دین داشت و در روند «خالص‌سازی اساتید دانشگاه» توسط «استبداد دینی و فاشیسم مذهبی»، عضویتش در هیأت علمی دانشگاه تهران به تعلیق درآمده‌بود.

⬛️ گفتگوی قلمی و مکتوبِ راقم این سطور با دکتر عبدالصالح جعفری راجع به مقولهٔ «اثبات سخن الله بودن قرآن»، در فصل هفتم از کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» منعکس شده‌است.

⬛️ باری، «زمان بی‌رحمانه می‌گذرد و ما شتابان به سوی مرگ روان هستیم؛ فی‌الواقع زندگی تأخیری‌ست در مُردن». از فوت دکتر جعفری متأسف شدم. ایشان هنوز جوان بود و در سنی نبود که مرگ بر اثر بیماری، طبیعی باشد و شوک‌آور نباشد. امیدوارم خانوادهٔ محترم دکتر جعفری بتوانند این رنج عظیم را صبورانه تحمل کنند.

✍️#علیرضاموثق

یازدهم مهر ماه ۱۴٠۲

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
مرگ_مسمای_اسلام_و_بقای_نامش_ويراست_دوم.pdf
5 MB
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید

جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق

فصل یکم: پیرامون سنت و مدرنیسم
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر بیژن عبدالکریمی)

فصل دوم: نقش اسلام در انحطاط فرهنگ ما
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر یحیی یثربی)

فصل سوم: چهره و شخصیّت الله در قرآن
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر حسن محدثی)

فصل چهارم: نسبت روشنفکران دینی با قرآن و سنّت نبوی
(مناظرۀ علیرضا موثق با دکتر سروش دباغ و محمدرضا امیریان)

فصل پنجم: تأمّلاتی راجع به دین و دینداری
(مصاحبۀ دکتر محمد حسین پاینده با علیرضا موثق)

فصل ششم: قرآن و مسئلهٔ دشوار تفسیر معتبر از متن
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر اسماعیل اردستانی)

فصل هفتم: چالش اثبات سخن الله بودن قرآن
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر عبدالصالح جعفری)

فصل هشتم: تو به پیغمبر به چه مانی؟ بگو!
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر احمد زیدآبادی)

فصل نهم: مانیفیستی برای منتقدان اسلام

فصل دهم: سخنی با مکتب اناره
(گفتگوی علیرضا موثق و بهرام بسطامی با دکتر محسن بنایی)

فصل یازدهم: قیود آزادی بیان و حدود اهانت


.


#کتاب #اختصاصی_نقدآگین #نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👥 چالشِ اثبات سخن الله بودن قرآن (قسمت یکم)

🍂 اطلاع از خبر فوت دکتر عبدالصالح جعفری، مصادف شد با روز تولد محمد بن عبدالله. موضوع گفتگوی قلمی و مکتوب بین #علیرضاموثق با دکتر جعفری نیز «اثبات سخن الله بودن قرآن» بود. از این رو، بی‌مناسبت نیست تا گفتگوی مذکور از فصل هفتمِ جلد نخست کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» بازنشر گردد.

***

جعفری: درود برادر موثّق؛ خوب هستید؟ سوگمندانه‌ این‌بار، زمان برای خواندن نوشته‌های‌ شما، و نیز سَرور گرامیم جناب دکتر «اردستانی» که گه‌گاه بهره‌مند از نگاره‌های‌ ارزشمندشان هستم، نیافتم؛ امّا سه گفتار کنونی شما را شنیدم. پس از سپاس از شفافیت گفتمانی، مدّعای گزاره‌ای شما را خواستم بدانم؛ گزارهٔ بنیادین سخن شما چیست که در تلاش برای برپا کردن آن هستید؟

موثّق: سلام جناب جعفری! ممنونم از توجّه شما! در موضوعاتِ مختلف، نظراتی را موجّه می‌دانم و پیگیری می‌کنم؛ از جمله:

اوّل) امتناع اسلام در جهان جدید (یعنی در ذهن انسان فرهیخته و ملتزم به عدل و عقلِ زمانه و زمینهٔ ما) و مرگ مسمای اسلام و بقای نامش؛

دوم) فرآورد‌‌‌هٔ روشنفکران دینی و اشخاصی چون دکتر سروش که از چهره الله تا معاد و روح، و از بهشت و جهنّم تا کیهان‌شناسی و جهان‌شناسی و فقه قرآن را تغییر می‌دهند؛ به اعتبار وجوه افتراق، اسلام نیست و فقط، نام اسلام را یدک می‌کشد؛

سوم) اسلام آسیب‌هایی در حوز‌‌‌هٔ عقلانیّت، عدالت و معنویّت برای جوامع اسلامی‌ داشته است و از جمله در خلق داعش، سهمی‌مهم دارد. در نوشته‌هایی که در گفتگو با آقای اردستانی طرح شد نیز اشاراتی به ‌این موارد داشته‌ام.

جعفری: مهر فرمودید. پیش از درآمد به سخن، با توجّه به ‌اینکه به «تفکّر نقادانه» توجّه و اهتمام دارید، جا دارد اینجا از شما سپاسگزاری کنم که ‌این رویکرد از نیازهای جدّی جامعهٔ ما و «اسلام» نیز هست. نزد بنده همهٔ موضوعات متعارف و به ویژه دین، تنها پس از بازبینی ریزبینانهٔ خردمندان، ارزش بلکه اعتبار پیدا می‌کند و پیش از آن، مادّهٔ «بی‌چهره/چوب» نتراشیده است. امیدوارم در گسترش خردمندی و نگاه سامان‌مند به همه چیز و به ویژه دین، کامکار باشیم.

به نظرم نگاه دوم شما، از فروع نگاه و گزارهٔ نخست هست که: «مسلمانی در جهان نو، نشدنی است». این، گزارهٔ مهمّی است امّا برای بنده، نیازمند شفاف سازی؛ از موارد شفاف سازی این است که:

۱. منظور شما از «امتناع اسلام»، «امتناع ادیان» است یا معتقدید مثلاً «مسیحیت» یا «بهائیت» یا حتا «پاکدینی» هم ممتنع است؟ به عبارتی شما همهٔ ادیان را در این زمان، بی‌ارزش می‌دانید؟ یا قصد دعوت به دین دیگری در جهان امروز دارید؟ موارد دیگری هم دربارهٔ همین گزارهٔ پایه‌ای به ذهن می‌رسد که به نظرم برای جلوگیری از آشوب در ذهن و سخن، بهتر است گام به گام و گزاره به گزاره جلو برویم.

🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۶ دقیقه
🔖 ۵۳۰۱ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #گفتگو

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
👥 چالشِ اثبات سخن الله بودن قرآن (قسمت دوم)

🍂 اطلاع از خبر فوت دکتر عبدالصالح جعفری، مصادف شد با روز تولد محمد بن عبدالله. موضوع گفتگوی قلمی و مکتوب بین #علیرضاموثق با دکتر جعفری نیز «اثبات سخن الله بودن قرآن» بود. از این رو، بی‌مناسبت نیست تا گفتگوی مذکور از فصل هفتمِ جلد نخست کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» بازنشر گردد.

***

جعفری: چنگیز تنها یک هجوم ویرانی بود و متافیزیک نداشت. هنوز اجازه دهید و شتاب نکنید. ما همهٔ شقوق «وهم، شعر، دروغ و وحی» را استیفا می‌کنیم. این روش علمی است که ببینید محمد چه احتمالاتی می‌تواند داشته باشد؛ آنگاه استقصا و استقراء تام می‌فرمایید و هر شقّ را بررسی می‌کنید. توهّم، شعر و دروغگویی یک بی‌سواد نمی‌تواند چنین جهانگیر باشد.

موثّق: شما یک اثر والا در تاریخ اسلام نشان دهید که محصول قرآن باشد و نه عرفان هندی، فلسفهٔ یونانی و فرهنگ و دیوان‌سالاری ایرانی. این چه منش و روشی است که سهروردی را به حکم اسلام بکشیم و بعد، پُزش را دهیم و محصول قرآن بدانیمش؟ بزرگان، با عدول از قرآن بزرگ شدند و یا با عمل به قرآن؟ کتابی که می‌گوید: «الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ»، حافظ‌ساز است؟

جعفری: خب باید اجازه بگیرم از شما که در این مساله شما و من داوری نکنیم و ببینیم آیا جهانیان چنین نظری دارند؟! جهانیان چنین نظری ندارند که تمدّن اسلامی‌ چیزی نداشته و همه مربوط به هند بوده است! اگر بکوشید که خودتان را در راه گم کنید، حتما موفق خواهید شد. محمد بی‌سوادی یتیم در بیابان بوده، و همین متن قرآن به فرض عدم برجستگی هم امکان صدوری از او نداشته است؛ همین نشان‌دهندهٔ مباشرت نیرویی فراتر از توان در حق اوست؛ نیرویی که تمام عوامل مخالف را در هم کوبیده و از یتیمی بی‌سواد، امّا راستگوی بیابانی عرب، آورندهٔ کتابی که بر همهٔ آثار گذشتگان عرصه را تنگ کرده، آورده است.

موثّق: تمدّن اسلامی ‌یک مفهومِ اعتباری است؛ مع‌الوصف، سخن در تبیین عللِ آن چیزی است که تمدّن اسلامی‌ می‌نامیم؛ و نیز نسبت شرور، انحطاط، استبداد و امثالهم با قرآن؛ خوب‌های‌ این تمدّن از قرآن است و بدی‌هایش از دیگران؟! امّا فرض کنیم تمام اختراعات و اکتشافات بشر از قرآن است‌؛ امّا این امر ارتباطی با سخن الله بودن قرآن ندارد:

الف) اگر قرآن، بی‌نظیر باشد و تولید تمدّن کند و یا هر اثری اگر بی‌نظیر باشد و تولید تمدّن کند، سخن خداست؛

ب) قرآن چنین است؛

نتیجه) پس سخن خداست.

هر دو مقدّمهٔ استدلال فوق، باید ثابت شود؛ ضمناً این‌همه جنگ و جنایت، قتل و غارت، فقر و فساد و جهل و ظلم، از فردای به قدرت رسیدن محمد تا امروز در ذیل تمدّن اسلامی، فرعیات نیست؛ وجهی واقعی از تمدّن اسلامی‌ است.


🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۵ دقیقه
🔖 ۵۰۱۴ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #گفتگو

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اسلام و شقاوت

✍️#علیرضاموثق

🍂 در جهان سنت و در زمانه و زمینهٔ تاریخیِ «اسکندر و محمد بن عبدالله و چنگیزخان و وایکینگ‌ها»، میزان «شقاوت و بی‌رحمی و خشونت‌ورزی و توحش» در بین عموم انسان‌ها در مقایسه با کشوری مثل سوئیس در قرن ۲۱ و در جهان جدید بسیار بیشتر بود. برای اثبات این واقعیت می‌توان به «برده‌داری و کودک‌همسری» و یا به مجازات‌هایی مثل «شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار و به صلیب کشیدن» استناد کرد. در جهان سنت حتی مجازات‌هایی چون ریختن مواد مذاب در دهان و یا کندن پوست و سوزاندن در آتش و یا سلاخی کردن وجود داشته‌است.

🍂 اسلام، به معنای قرآن و سنت نبوی در محیطی «استبدادی و سلطانی و مردسالار و پدرسالار و اسطوره‌ای و قبیله‌ای و خرافی» تکوین یافته‌است و به تبع آن، احکام ظالمانه و ضداخلاقی و متوحشانه‌ای چون جواز «برده‌داری و کودک‌همسری و شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار و تبعیض علیه زنان/کافران» در اسلام رسوخ کرده‌است. منتها صرفنظر از احکام و آموزه‌های موصوف، ویژگی‌هایی در اسلام وجود دارد که عنصر «شقاوت و توحش» در آن را در مقام مقایسه، به صورت استثنائی در می‌آورد. به عبارت دیگر به استناد یکسری مؤلفه‌ها، اسلام جزء شقی‌تر و متوحش‌ترین مکاتب و نحله‌ها در طول تاریخ است و حتی از وایکینگ‌ها سبقت می‌گیرد.

🍂 در اسلام آپارتاید عقیدتی وجود دارد و قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر مجاز است (توبه: ۵ و ۲۹)، لکن ماجرا به این حد از «شقاوت و توحش» ختم نمی‌شود. طبق قرآن، انسان مرتد و یا کافر و مشرک، ولو اگر انسانی مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشد، تا ابد در جهنم شکنجه می‌شود و نه «صد یا هزار» سال و همین ویژگی‌ست که میزان شقاوت و توحش در اسلام را خاص و نادر می‌سازد. میزان بسیار زیادی از «بی‌رحمی و بربریت و خشونت و کینه‌توزی» نیاز است تا انسان حاضر شود که مخالفش، ولو اگر انسانی اخلاقی باشد، تا «ابد» در جهنم شکنجه شود و در گام بعد، در دهانش مواد مذاب ریخته شود و یا پوست و گوشتش سوزانده شود و در چرخه‌ای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایش رویانده شود.

🍂 چهره و شخصیت الله در قرآن، مهمترین عامل و الگو برای تولید یا تقویت داعش و فاشیسم مذهبی است. معمولاً انسان‌ها متناسب با «ویژگی‌ها و شخصیت و قامت فکری و وجودی خودشان»، تصویر و چهره‌ای انسانوار و موهوم از خداوند برمی‌سازند و چهره‌ای که غلبه پیدا می‌کند و هژمونی می‌یابد از مجرای اتمسفر فرهنگ در میان پیروان و آیندگان بازتولید می‌شود.

🍂 خدای قرآن تمام قوم عاد و ثمود و سدوم و عاموره، حتی کودکان معصوم را به خاطر گناه و خطای چند نفر قتل عام می‌کند.

🍂 خضر کودکی معصوم را به قتل می‌رساند و به این بهانه متوسل می‌شود که آن کودک در آینده دچار گمراهی اعتقادی می‌شود.

🍂 الله به شکل بیمارگون و سادیستیک از ابراهیم می‌خواهد که «عقل و اخلاق و عواطفش» را ذبح کند و در «پیشوا» و «دیگری بزرگ» ذوب شود و به عبد و برده‌ای مطیع تبدیل گردد و مآلاً کودکی بی‌گناه را به قتل برساند.

🍂 پیامبر اسلام نیز شبیه به الله در سنت «ثار» تمام اعضای قوم بنی‌قریظه و بنی‌نضیر را مجازات می‌کند؛ عده‌ای را به قتل می‌رساند و در وهلهٔ بعد، زنان و کودکان را به بردگی می‌گیرد یا به بیابان‌ها تبعید می‌کند.

🍂 در اسلام زن شوهرداری که اسیر جنگی می‌شود را می‌توان به بردگی گرفت و با او سکس کرد. البته همانطور که اشاره کردم، شقاوت و توحش در جهان سنت در مفهومی طیفی و در مقام مقایسه، شایع بوده‌است، لکن آنچه اسلام را منحصر به فرد می‌کند، تا «ابد» شکنجه دادنِ مخالفان اعتقادی در جهنم است. به شرحی که در جستار «محمد؛ عارف عامی و توتالیتر» آمده‌است، چنین «خدا و جهنم و احکامی» با «شخصیت و سنخ روانیِ» افرادی چون گاندی سازگار نیست و محمد بن عبدالله یا مؤلف/مؤلفین قرآن را باید شبیه به هیتلر قلمداد کرد.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾@Naqdagin
محمد عارف عامی و توتالیتر| علیرضا موثق
@Naqdagin
🎧 محمد؛ عارف عامی و توتالیتر
—
سقف اسلام بر ستون استبداد

[بازنشر به‌مناسبت ۱۷ ربیع‌الاول]

🍂 در قدم بیست و هفتم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی جستاری بلند از #علیرضاموثق که در خاتمهٔ جلسات درسگفتار «دین و قدرت» دکتر سروش، و در واکنش به طرح ایدهٔ «محمد، عارف مسلح» او نگاشته شده، می‌پردازیم.

🎙گوینده: حسین قاف

🔗 پادکست را بدون فیلترشکن و با کیفت بیشتر، در كانال پادکست (اینجا) بشنوید.


🌐 شما می‌توانید متن این جستار را در سایت تریبون زمانه (اینجا)، یا سایت تلگراف (اینجا) بخوانید.


#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
#عبدالکریم_سروش
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
⬛️ فرعون (به روایت قرآن)، محمد (به روایت حدیث)، الله (به روایت قرآن: جهنم خلد ارتداد) و شمشیر خونین مرتد‌کشی اسلام (عامه و علمای امت محمد: وارثان انبیا) در تاریخ


1️⃣«وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» (۱۰۷، انبیا)؛
2️⃣«...وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ وَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (۲۰۷، بقره)؛
🔺«ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» (۸۲، نساء).


🗄پست مرتبط
📻 محمد؛ عارف عامی و توتالیتر
📻 ترسا؛ ترسنده از خدا یا محمد؟
📺 آدونیس، اسلام و سرکوب شعرا
📺 در نقدِ کلیپِ «خدا در ترس و با زور عبادت نمی‌شه!»
📕ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟
📕اسلام به‌مثابهٔ ایدئولوژی سیاسی
📕اسلام رحمانی

#ترجمه #نقد_قرآن #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📗احتجاج با مدعی

1️⃣ خامنه‌ای

یک کلمه را فقط از این کتاب قطور فضل پیامبر اعظم، مختصراً عرض می‌کنم امروز و آن، این است که این خورشید تابان عالم به گردن آحاد بشر حق دارد.

همهٔ بشریت، چه مؤمنین به این دین و چه غیر آنها مدیون پیامبر اعظم و به معنای واقعی کلمه متعلق دِین آن بزرگوار هستند. پیامبر اعظم نسخهٔ درمان همهٔ دردهای عمدهٔ بشریت را به بشر عرضه کرد.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 من کنشگر سیاسی نیستم؛ به معنای کسی که برای کسب و حفظ قدرت سیاسی در قالب پوزیسیون یا اپوزیسیون تلاش می‌کند. فعالیت من در حوزهٔ فرهنگ است و نیز معتقدم که تا زمینهٔ فرهنگی لازم فراهم نشود، ما نمی‌توانیم حکومتی دموکراتیک و سکولار که ساختار و بنیانش بر «عقلانیت و علمانیت و عدالت و حقوق بشر» است تأسیس کنیم.

🍂 من صدها صفحه انتقاد مدلل و منقح علیه اسلام نگاشته‌ام، اما علی خامنه‌ای مثل متن قرآن، جز «تقریر و تکرار ادعا و نیز مغالطه و تطمیع و تهدید و فحاشی» هنری ندارد. اسلام با عقلانیت و عدالت تعارض دارد. ادعای وجود خدای قرآن، یعنی خدای متشخص و عادل و مهربان و نیز ادعای نبوت، کاذب و باطل است. به حکم استقرای تجربی و استنتاج بهترین تبیین، کسی که فرشته می‌بیند و صداهایی می‌شنود که دیگران نمی‌شنوند و احساس دسترسی به «منویات و ذهن خداوند» می‌کند و مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را در دهان خداوند می‌گذارد، به اختلال مغزی-روانی و به نوعی بیماری مبتلاست.

🍂 همچنین کسی که ادعا می‌کند «رحمة‌للعالمین و کامل‌کنندهٔ مکارم اخلاق و آورندهٔ دین کامل و اسوهٔ همهٔ اعصار» است و خلقت کائنات را به خاطر وجود خودش می‌داند (حدیث کساء)، به حکم استقرای تجربی، متوهم و متفرعن و خودشیفته است.

🍂 اسلام با بسط «تعبد و جزم و جمود و تعصب و خرافات و خودشیفتگی و دیگری‌ستیزی و استبداد و انحصارطلبی و خردستیزی و نیز استدلال‌گریزی»، از علل مهم انحطاط «عقل، اخلاق و عواطف» در مسلمانان بوده‌است.

🍂 اندکی بالندگی در تمدن اسلامی نیز متأثر از فلسفهٔ یونان، عرفان هند، حکمت و دیوانسالاری ایران و به خاطر عدول از اسلام بوده‌است. حتی یک دستآورد علمی، فلسفی و اخلاقی از متن «قرآن و سنت نبوی» (مثل حقوق بشر و لغو برده‌داری و لغو کودک‌همسری و تبعیض علیه زنان) به بشریت عرضه نشده‌است. برای مثال، اینک در میان مسلمانان افرادی مثل دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی به خاطر استفاده از «فلسفهٔ غرب و علوم انسانی مدرن و حقوق بشر و اخلاق مدرن» و نیز به خاطر عدول و فاصله گرفتن از آموزه‌ها و احکام اسلام بزرگ شده‌اند و نه به خاطر تبعیت از آموزه‌ها و احکام اسلام.

🍂 اسلام یک ایدئولوژیِ سیاسی توتالیتر و فاشیستی در خدمت ارادهٔ «قدرت و سلطه» است و با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و معنویت» تعارض دارد. در اسلام قتل و غارت و به بردگی گرفتن کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر مجاز است (توبه: ۵ و ۲۹). محمد بن عبدالله کجا به بشریت خدمت کرده‌است تا نسبت به او مدیون باشیم؟ طرح ادعای بلادلیل و یا تصدیق ادعای بلادلیل، رذیلت است. سید علی خامنه‌ای با کدام استدلال چنین ادعایی می‌کند؟

🍂 ما امروزه حتی در قرن ۲۱ به خاطر فعل محمد (یا مؤلف قرآن) که یکسری خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند اعلام کرده‌است، هنوز نتوانسته‌ایم جواز «کودک‌همسری و قطع دست و قطع پا و شلاق و قصاص و سنگسار و تبعیض علیه زنان/کافران» (که ننگ بشریت و نشانهٔ بربریت است) را لغو کنیم.

🍂 حکومت اسلامی و تئوری «ولایت مطلقهٔ فقیه» بنیانش بر «جهل و خرافات و ظلم و تبعیض» است. هیچ انسان عاقل و سالمی، ادعای وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله یا ادعای نبوت را تصدیق نمی‌کند، بلکه اخلاقاً مکلف هستیم به اقتفای قوت دلایل علیه این مدعیات، آنها را تکذیب کنیم؛ لذا نوبت به تصدیقِ حقانیتِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» نمی‌رسد.

🍂 وقتی یک پیرمرد عامی و بی‌سواد و خرافاتی، بدون شنیدن نقد و بدون حتی یک مناظره و مصاحبه، بیش از سی سال سلطنت کند و عده‌ای مداحِ متملق و متقلب، او را حکیم و فرزانه خطاب کنند، به اینجا می‌رسیم که با اعتماد به نفسی بیمارگون و بدون ذکر یک استدلال، بشریت را مدیون اسلام و محمد بن عبدالله بنامد.

🍂 البته ناگفته نماند که اسلام به طور خاص و ادیان به طور عام، رنجِ «مرگ و تنهایی و معنایابی و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت و تفکر» را تسکین می‌دهند؛ منتها با «توهم» و با «خرافات و اباطیلی» چون وجود خدای عادل و مهربان و یا روح و بهشت و حیات پس از مرگ. مناقشه این است که در جهان جدید و در وجود انسان‌های فرهیخته و متفکر، اسلام مرده است و دیگر نمی‌توان رنج‌های اگزیستانسیلِ موصوف را با «توهم و دروغ» تسکین داد. اگر خدایی وجود داشته‌باشد، قطعاً نامتشخص و ناانسانوار است و چنین خدایی، هم نقیض خدای قرآن است و هم در ذیل آن، نبوت و معجزه قابل تصور نیست.

➖➖➖

🌾@Naqdagin