نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پرنده‌ای که از خون تغذیه می‌کند (+)
— نگاهی به رمانِ «زخم‌زن» اثرِ هانیه کسائی‌فر


.


#نقد_کتاب #معرفی_کتاب #خیال‌پرسه #رمان #ادبیات #رمان_فارسی



🌾 @Naqdagin
📘رمان فلسفی «حیونة الانسان» که تحت تاثیر زندان‌های سوریه نوشته شد

✍🏻 #مسعود_باب‌الحوائجی

🍂 حالا که تصاویر هولناک زندان «صیدنایا» روح جامعه را سخت خراشیده، وقت آن است که به وجدان‌های دست‌نخورده عرض کنم که این زندان، بدترین زندان سوریه نبود.

🍂 اگر گزارش‌های زندان «تدمر» در پالمیرای دمشق را بخوانید، متوجه می‌شوید که بازداشتگاهِ صیدنایا به پای سیاهچاله‌های زندان «تدمر» به مثابه‌ی بهشت میلیون بوده‌است.

🍂 مخوف‌ترین زندانی که به پانوپتس غول اساطیر یونانی تشبیه شده، خاطراتی که سلامه کیله نویسندۀ فلسطینی در دو سال حبس از آنجا نوشته، یا فرج‌بیرقدار شاعر سوری یا حاج یاسین صالح رمان‌نویس سوری، یا استاد محمد برو در «ناج من المقصلة» يا رهاشده از گیوتین، همگی گفته‌اند وقتی ما را از تدمر به زندان صیدنایا منتقل کردند، احساس کردیم که به هتل شرایتون استانبول منتقل شده‌ایم.

🍂 تدمر جایی بود که مرگ‌ برایت به شیرین‌ترین رؤيا بدل می‌شد، به آن آیه‌ی قرآن تشبیه‌اش‌كرده‌اند که «لایسمعون حسیسها؛ هیچ نجوایی از آن جهنم زمینی به بیرون درز نمی‌کرد».

🍂 سال ۲۰۱۵م که بنای زندان تدمر توسط داعش منفجر شد، هزاران تن با تاریخ و قصه‌هاشان در آن مدفون شدند؛ چندان که یاسین صالح نوشت که:
تخریب زندان تدمر "خدمت بزرگی به رژیم برده‌داری اسد و پوشاندن جنایات او بود".


🍂 سوریه شاعر، مترجم و رمان‌نویس مشهوری دارد به نام «ممدوح عدوان» که رمان او با عنوان «حیونة الانسان» را باید ارزیابی فلسفی وحشی‌گری و حیوان‌شدگی انسانی بنامیم.

🍂 ممدوح عدوان در این اثر با ذکر خاطرات قساوت‌باری از این سیاهچاله‌های بشری به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه هویت‌های ستم‌پیشه و ستم‌دیده، خود به جلادانی بی‌رحم بدل می‌شوند؟!

🍂 ممدوح عدوان با روحیات شاعرانه‌ای که از او سراغ داریم، می‌بینیم که در تحلیل این سنخ از فجایع انسانی، به بدبینی‌های هابز نزدیک می‌شود و چون شوپنهاور می‌‌گوید:
«من به واقع متقاعد شده‌ام که اگر بر رویِ زمین تنها دو مرد باقی مانده باشند، او که از دیگری پر زورتر است، اگر برای برق‌انداختنِ کفش‌هایش به چربیِ انسانی نیاز داشته باشد، ابداً در کُشتنِ آن انسانِ همراهش تردید نخواهد کرد».


🍂 برای همین در این رمان به داستان واقعی سقوط هواپیمای ورزشکاران راگبی در کوهستان‌های آند متوسل می‌شود که از ۴۵سرنشین، تنها ۱۶تن از آنها در قله‌های برفی زنده ماندند، و دیری نگذشت که دکتری از آنها پیشنهاد داد که برای مقاومت در برابر یخ‌زدگی، بدن نیاز به پروتئین دارد و این پروتئین تنها در جسد دوستان و‌ همراهان آنهاست، همگی، نهایتاً با اندکی خارش وجدان به خوردن گوشت دوستان و حتا خانواده‌ و نزدیکان خود تن دادند تا روزی که هلیکوپتر امداد ونجات به کمک آنها آمد تنها دو تن زنده بودند و خلبان حامل آنها گفته بود که مشاهده کردیم: که تنها دوتن زنده مانده‌اند که انبوهی از استخوان‌های انسانی در پیرامون‌‌شان مشاهده می‌شد.

🍂 ممدوح عدوان همچنین به نمایشنامه‌نویس مصری یوسف ادریس نیز اشاره می‌کند که ماجرای واقعی دریده‌شدن یک مربی سیرک توسط ببر دست‌آموزش را در مصر نوشته بود. به آن مربی آموخته‌بودند تا زمانی که با شلاق و نگاه قاطع و دریده‌ و هیبت تردیدناپذیرت به صحنه‌ی سیرک وارد شوی، ببر و پلنگ و هر درنده‌ای از تو می‌ترسند و رام تو خواهند بود.

🍂 اما یک روز که مربی سیرک به فکر مشکلات خانوادگی و رزق عیال و محاسبات اقتصادی زندگی‌اش بود و آن نگاه نافذش را در مواجهه با ببر از دست داده‌بود، ببر با غریزه‌ی ذاتی خود پی برده بود که امروز آن چشمان دریده و هیبت قاطع در مربی‌ هر روزه‌اش نیست، برای همین جرأت کرده و به او حمله‌ور شده بود و مربی خود را تکه تکه کرده بود.

🔻ممدوح عدوان نیز چون هابز می‌گوید:
انسان در مواجهه با انسان دقیقا به همین گونه عمل می‌کند؛ کافی است که در برابرش، فقط لحظاتی ضعیف ظاهر شوی!.


🔻چنانکه ابوالعتاهیه شاعر عهد عباسی گفته بود:
الظلم من شیم النفوس؛ بدین معنا که ستمگری خصلت ذاتی روان انسان‌هاست، فإن تجد ذاعفة فلعلة لا تظلم، یعنی: بنابراین اگر فرد نجیب و عفیفی یافتی، او به یک علت ثانوی و مانع درونی است که از ستم‌کردن دست برداشته‌است.


🍂 این نگاه تلخ اگر به صورت فلسفی و انتزاعی نیز قرائنی نداشت، فجایع زندان‌هایی جون تدمر و صیدنایا تا ابد محکم‌ترین شواهد را برای این درنده‌خویی آدمیان، تدارک و فراهم کرد.


.


#خیالپرسه #رمان #سیاست #خاورمیانه #بشار_اسد #محور_مقاومت



🌾 @Naqdagin | @translate52arabic