#کتاب #اختصاصی_نقدآگین
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
همچنین لازم به ذکر است که در مورد ویرایش کتاب، به دلیل ملاحظاتی استفاده از ویراستارِ متخصص به مصلحت نبود و لذا ویرایشِ آن، توسط آقای بهرام بسطامی انجام شد و امیدواریم با وجود زحمتی که برای ویرایش کشیده شده است، کاستیهای احتمالیِ کار نهایی قابل اغماض باشد.
📻🖋مقدمه و معرفی کتاب را (اینجا) بخوانید یا در پادکست نقدآگین (اینجا) بشنوید.
📘کتاب را (اینجا) دانلود کنید، و برای آشنایان خود ارسال نمایید.
تعداد صفحات: ۵۲۷
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
همچنین لازم به ذکر است که در مورد ویرایش کتاب، به دلیل ملاحظاتی استفاده از ویراستارِ متخصص به مصلحت نبود و لذا ویرایشِ آن، توسط آقای بهرام بسطامی انجام شد و امیدواریم با وجود زحمتی که برای ویرایش کشیده شده است، کاستیهای احتمالیِ کار نهایی قابل اغماض باشد.
📻🖋مقدمه و معرفی کتاب را (اینجا) بخوانید یا در پادکست نقدآگین (اینجا) بشنوید.
📘کتاب را (اینجا) دانلود کنید، و برای آشنایان خود ارسال نمایید.
تعداد صفحات: ۵۲۷
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
پیشگفتار
به نام خداوند، اما خدایی غیر از الله
راقم این سطور در روند تأملات و تجربیاتش، به این گمان رسیدهاست که اسلام در بنیاد و بنیانش، واجد خطا و نقص و ضعف است و در میانِ عللِ مشکلات و معضلاتِ فرهنگی و اجتماعیِ ما، سهمِ ویژهای را به خود اختصاص میدهد.
به نظر میرسد که با آسمان و ریسمان را بهم بافتن و با رفوکاریهایِ مغالطهای و مبتذل، نقشِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، در تولید و یا تقویتِ اصناف جهالتها و رذالتها و جنایتها و خسارتهایِ موجود در جوامع اسلامی و تاریخ اسلام و یا مانع شدنش در مسیرِ اصلاح امور، دیگر قابل کتمان نیست. نمیتوان مدام این ادعا و شعارِ خطا و کلیشهای و خاماندیشانه را نزد انسانهای فرهیخته و خودآگاه و در این هنگام و هنگامه تکرار کرد که «اسلام به ذات خود ندارد عیبی». نمیتوان مدعی شد که پدیدهای چون داعش، صرفاً محصولِ «قرائت اشتباه از اسلام» و یا «فقه و فقها» میباشد و چشم بر تعارضِ اسلام (قرآن و سنت نبوی) و آموزههایش با عقلانیت و عدالت و معنویت و اخلاق، «در ظرفِ این زمان و جهان» فرو بست و اساساً تعارضِ «چهره و شخصیتِ الله» را با این مقولات ندید و البته توأمان نمیتوان با استحالهی مضمون و محتوای اسلام، یک نامِ میانتهی و بدون مسمی را بر فرآوردههایی حمل کرد که وجوهِ افتراقِ بنیادین با مضامینِ قابل فهم و در دسترسِ دینِ اسلام (یعنی آموزههای اساسیِ قرآن و سنت نبوی) دارند.
لکن نگارنده، دغدغهی معنویتِ سازگار با عقلانیت و عدالتِ زمانه و زمینهی تاریخیِ خویش را نیز دارد و ایستادنگاه و منظرش ملحدانه و ماتریالیستیک نیست. همچنین به نظرش، لاادریگری در ساحت افکار و اکتفا به یکسری آموزههای روانشناختی و اخلاقی در سیاق پروژهی آقای مصطفی ملکیان (در دورهی پنجم فکریش)، فرآوردهای نیست که بتوان نامش را معنویت گذاشت. اگر قائمهی روشنفکری، التزام به استدلالورزی و قائمهی ادیان تاریخی، تعبد و اطاعت است؛ قائمهی معنویت نیز باور به وجود خداوند است و اگر نتوان چنین باوری را مدلل و توجیه کرد (نه ضرورتاً اثبات قطعی و یقینی) و اگر نتوان ایمان را با باورِ موجه به وجود خداوند در چهرهای کلی و خردپسند، موزون کرد؛ پروژهی سازگار کردنِ معنویت با عقلانیت، منطقاً راهی به دهی نمییابد.
با این وصف و به اقتفای دغدغهها و گمانههایی که به اختصار و اجمال بیان شد، نگارنده از یک طرف، پیرامونِ نقد اسلام و حکومت اسلامی و نیز آرای روشنفکران دینی و از طرف دیگر، پیرامون معنویت و سازگاریش با عقلانیت، در حد وسع و بضاعتِ محدود و اندک بشریش و آنچنان که میفهمد، مناظرهها و جستارها و یادداشتهایی را به شکل مکتوب صورتبندی نمودهاست و در فضای مجازی منتشر کردهاست و البته به اقتفای واقعبینی و نظر به اقتضایِ طبیعتِ استبداد دینی، اساساً امیدی به نشرش از مجاریِ رسمی نداشتهاست و به تبعِ آن، به دنبال مجوزش نرفتهاست. اما خدا را شکر، برخی از کفارِ نجسِ غربی(!) و برخاسته از تمدنی ذاتاً وحشی(!)، این امکان را برای انسانهای گرفتار در «جامعهی بسته و دشمنانِ آزادی» فراهم کردهاند که برای «بیان افکار و ارتباط با اهالی مدینه»، به مدد تکنولوژی، راهی به راحتی در دسترس برای فراروی از اراده و امکاناتِ دیکتاتورهایِ ابله و قرون وسطایی بیابند.
لذا راقم این سطور بر آن شد تا مناظرات و جستارها و یادداشتهایش را در قالبِ سه جلد کتاب الکترونیک، گردآوری کند و به علاقهمندان ارائه دهد. اینک در جلد اول، عمدهی مناظراتِ مکتوبِ صورتگرفته (از جمله با آقایان بیژن عبدالکریمی و سید یحیی یثربی و حسن محدثی و سروش دباغ و احمد زیدآبادی)، تقدیم به شما مخاطبان محترم میشود.
عنوان هر سه جلد نیز «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» انتخاب شدهاست؛ زیرا نگارنده گمان میکند، اعلام این خبر و بعد، توضیح و تبیین و توجیهاش و نیز تلاش برای جستجوی معنویت در روند فراروی از اسلام و نقدِ مدللِ ادیان نهادینه و تاریخی و خرافات و اباطیلشان، هستهی سخت و دالِ مرکزی تمام نوشتههایش میباشد و یا به هر شکل، مؤلفهای اساسیست که در پسِ پشتِ هر سخنش نقش ایفا میکند و تمام آنها را از این وجه و ناحیه به یکدیگر پیوند میدهد.
باری! چگونه در جهان جدید از خداوند و معنویت و نیز از عقلانیت و عدالت سخن بگوییم، اگر تبدیل به منتقد و تخریبگرِ خدایی چون الله و دینی چون اسلام نشویم؟ و تصویر و تصورِ قرآن و سنت نبوی از «خداوند و جهان و انسان و جامعه و نسبتشان با یکدیگر» را تعبدی تصدیق کنیم؟ و آن را فراتاریخی ببینیم؟ و مهمتر از همه اینکه به خود اجازه دهیم تا بگوییم: «خداوند میفرماید که...»؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
پیشگفتار
به نام خداوند، اما خدایی غیر از الله
راقم این سطور در روند تأملات و تجربیاتش، به این گمان رسیدهاست که اسلام در بنیاد و بنیانش، واجد خطا و نقص و ضعف است و در میانِ عللِ مشکلات و معضلاتِ فرهنگی و اجتماعیِ ما، سهمِ ویژهای را به خود اختصاص میدهد.
به نظر میرسد که با آسمان و ریسمان را بهم بافتن و با رفوکاریهایِ مغالطهای و مبتذل، نقشِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، در تولید و یا تقویتِ اصناف جهالتها و رذالتها و جنایتها و خسارتهایِ موجود در جوامع اسلامی و تاریخ اسلام و یا مانع شدنش در مسیرِ اصلاح امور، دیگر قابل کتمان نیست. نمیتوان مدام این ادعا و شعارِ خطا و کلیشهای و خاماندیشانه را نزد انسانهای فرهیخته و خودآگاه و در این هنگام و هنگامه تکرار کرد که «اسلام به ذات خود ندارد عیبی». نمیتوان مدعی شد که پدیدهای چون داعش، صرفاً محصولِ «قرائت اشتباه از اسلام» و یا «فقه و فقها» میباشد و چشم بر تعارضِ اسلام (قرآن و سنت نبوی) و آموزههایش با عقلانیت و عدالت و معنویت و اخلاق، «در ظرفِ این زمان و جهان» فرو بست و اساساً تعارضِ «چهره و شخصیتِ الله» را با این مقولات ندید و البته توأمان نمیتوان با استحالهی مضمون و محتوای اسلام، یک نامِ میانتهی و بدون مسمی را بر فرآوردههایی حمل کرد که وجوهِ افتراقِ بنیادین با مضامینِ قابل فهم و در دسترسِ دینِ اسلام (یعنی آموزههای اساسیِ قرآن و سنت نبوی) دارند.
لکن نگارنده، دغدغهی معنویتِ سازگار با عقلانیت و عدالتِ زمانه و زمینهی تاریخیِ خویش را نیز دارد و ایستادنگاه و منظرش ملحدانه و ماتریالیستیک نیست. همچنین به نظرش، لاادریگری در ساحت افکار و اکتفا به یکسری آموزههای روانشناختی و اخلاقی در سیاق پروژهی آقای مصطفی ملکیان (در دورهی پنجم فکریش)، فرآوردهای نیست که بتوان نامش را معنویت گذاشت. اگر قائمهی روشنفکری، التزام به استدلالورزی و قائمهی ادیان تاریخی، تعبد و اطاعت است؛ قائمهی معنویت نیز باور به وجود خداوند است و اگر نتوان چنین باوری را مدلل و توجیه کرد (نه ضرورتاً اثبات قطعی و یقینی) و اگر نتوان ایمان را با باورِ موجه به وجود خداوند در چهرهای کلی و خردپسند، موزون کرد؛ پروژهی سازگار کردنِ معنویت با عقلانیت، منطقاً راهی به دهی نمییابد.
با این وصف و به اقتفای دغدغهها و گمانههایی که به اختصار و اجمال بیان شد، نگارنده از یک طرف، پیرامونِ نقد اسلام و حکومت اسلامی و نیز آرای روشنفکران دینی و از طرف دیگر، پیرامون معنویت و سازگاریش با عقلانیت، در حد وسع و بضاعتِ محدود و اندک بشریش و آنچنان که میفهمد، مناظرهها و جستارها و یادداشتهایی را به شکل مکتوب صورتبندی نمودهاست و در فضای مجازی منتشر کردهاست و البته به اقتفای واقعبینی و نظر به اقتضایِ طبیعتِ استبداد دینی، اساساً امیدی به نشرش از مجاریِ رسمی نداشتهاست و به تبعِ آن، به دنبال مجوزش نرفتهاست. اما خدا را شکر، برخی از کفارِ نجسِ غربی(!) و برخاسته از تمدنی ذاتاً وحشی(!)، این امکان را برای انسانهای گرفتار در «جامعهی بسته و دشمنانِ آزادی» فراهم کردهاند که برای «بیان افکار و ارتباط با اهالی مدینه»، به مدد تکنولوژی، راهی به راحتی در دسترس برای فراروی از اراده و امکاناتِ دیکتاتورهایِ ابله و قرون وسطایی بیابند.
لذا راقم این سطور بر آن شد تا مناظرات و جستارها و یادداشتهایش را در قالبِ سه جلد کتاب الکترونیک، گردآوری کند و به علاقهمندان ارائه دهد. اینک در جلد اول، عمدهی مناظراتِ مکتوبِ صورتگرفته (از جمله با آقایان بیژن عبدالکریمی و سید یحیی یثربی و حسن محدثی و سروش دباغ و احمد زیدآبادی)، تقدیم به شما مخاطبان محترم میشود.
عنوان هر سه جلد نیز «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» انتخاب شدهاست؛ زیرا نگارنده گمان میکند، اعلام این خبر و بعد، توضیح و تبیین و توجیهاش و نیز تلاش برای جستجوی معنویت در روند فراروی از اسلام و نقدِ مدللِ ادیان نهادینه و تاریخی و خرافات و اباطیلشان، هستهی سخت و دالِ مرکزی تمام نوشتههایش میباشد و یا به هر شکل، مؤلفهای اساسیست که در پسِ پشتِ هر سخنش نقش ایفا میکند و تمام آنها را از این وجه و ناحیه به یکدیگر پیوند میدهد.
باری! چگونه در جهان جدید از خداوند و معنویت و نیز از عقلانیت و عدالت سخن بگوییم، اگر تبدیل به منتقد و تخریبگرِ خدایی چون الله و دینی چون اسلام نشویم؟ و تصویر و تصورِ قرآن و سنت نبوی از «خداوند و جهان و انسان و جامعه و نسبتشان با یکدیگر» را تعبدی تصدیق کنیم؟ و آن را فراتاریخی ببینیم؟ و مهمتر از همه اینکه به خود اجازه دهیم تا بگوییم: «خداوند میفرماید که...»؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#کتاب #اختصاصی_نقدآگین
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از…
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از…
📕مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
پیشگفتار
در انتها لازم است تا از آقای بهرام بسطامی تشکری ویژه شود؛ از کسی که به خاطر این طاعونِ چهلسالهی «سیاسی-فرهنگی» و ناشی از شورشِ «لشکر بردگان و فرومایگان» در انقلاب ۵۷ و مآلاً به خاطر سقوطِ جامعه از چالهی استبداد غیر دینی به چاه ویل استبداد دینی، چهرهاش از همگی ما پنهان است؛ اما بی علت و بی رشوت، یک تنه کارِ گردآوری و ویرایش و صفحهآرایی این کتاب را نیز در کنار دیگر مشغلهها و فعالیتهایِ بی مزد و منتِ فرهنگیش انجام داد.
بی گمان آیندگان خواهند نوشت که حتی در قرن ۲۱ و در عصر انفجار اطلاعات، جامعهای گرفتار در چنگ و دندانِ حکومتی «اسلامی-آخوندی» وجود داشت که اهل قلم و فرهنگش و کسانی که تنها فعلشان، نشر افکارِ انتقادیشان است و نه «هفتتیرکشی و انقلابیگری و چگوارا بازی و ترور و خشونت و قیام مسلحانه»، باز چنان در مضیقه بودند که بعضاً چهره و هویتشان را برای دفعِ خطرِ ظالمانهی هیولایِ استبداد دینی، مخفی نگاه میداشتند.
علیرضا موثق
دهم بهمن ۱۳۹۹
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
پیشگفتار
در انتها لازم است تا از آقای بهرام بسطامی تشکری ویژه شود؛ از کسی که به خاطر این طاعونِ چهلسالهی «سیاسی-فرهنگی» و ناشی از شورشِ «لشکر بردگان و فرومایگان» در انقلاب ۵۷ و مآلاً به خاطر سقوطِ جامعه از چالهی استبداد غیر دینی به چاه ویل استبداد دینی، چهرهاش از همگی ما پنهان است؛ اما بی علت و بی رشوت، یک تنه کارِ گردآوری و ویرایش و صفحهآرایی این کتاب را نیز در کنار دیگر مشغلهها و فعالیتهایِ بی مزد و منتِ فرهنگیش انجام داد.
بی گمان آیندگان خواهند نوشت که حتی در قرن ۲۱ و در عصر انفجار اطلاعات، جامعهای گرفتار در چنگ و دندانِ حکومتی «اسلامی-آخوندی» وجود داشت که اهل قلم و فرهنگش و کسانی که تنها فعلشان، نشر افکارِ انتقادیشان است و نه «هفتتیرکشی و انقلابیگری و چگوارا بازی و ترور و خشونت و قیام مسلحانه»، باز چنان در مضیقه بودند که بعضاً چهره و هویتشان را برای دفعِ خطرِ ظالمانهی هیولایِ استبداد دینی، مخفی نگاه میداشتند.
علیرضا موثق
دهم بهمن ۱۳۹۹
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#کتاب #اختصاصی_نقدآگین
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از…
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از…
مرگ_مسمای_اسلام_و_بقای_نامش_ويراست_دوم.pdf
8 MB
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
تعداد صفحات: ۵۲۷
🎯 جهت استفاده راحت از فهرستِ هایپرلینک شدهی کتاب، در گوشی و تبلت این اپلیکیشن تست شده را پیشنهاد میکنیم.
#کتاب #نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
تعداد صفحات: ۵۲۷
🎯 جهت استفاده راحت از فهرستِ هایپرلینک شدهی کتاب، در گوشی و تبلت این اپلیکیشن تست شده را پیشنهاد میکنیم.
#کتاب #نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
#بخوانید
#کتاب
📕مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
همچنین لازم به ذکر است که در مورد ویرایش کتاب، به دلیل ملاحظاتی استفاده از ویراستارِ متخصص به مصلحت نبود و لذا ویرایشِ آن، توسط آقای بهرام بسطامی انجام شد و امیدواریم با وجود زحمتی که برای ویرایش کشیده شده است، کاستیهای احتمالیِ کار نهایی قابل اغماض باشد.
🖋مقدمه و معرفی کتاب را (اینجا) بخوانید.
📘کتاب را (اینجا) دانلود کنید، و برای آشنایان خود ارسال نمایید.
تعداد صفحات: ۵۲۷
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
#کتاب
📕مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
همچنین لازم به ذکر است که در مورد ویرایش کتاب، به دلیل ملاحظاتی استفاده از ویراستارِ متخصص به مصلحت نبود و لذا ویرایشِ آن، توسط آقای بهرام بسطامی انجام شد و امیدواریم با وجود زحمتی که برای ویرایش کشیده شده است، کاستیهای احتمالیِ کار نهایی قابل اغماض باشد.
🖋مقدمه و معرفی کتاب را (اینجا) بخوانید.
📘کتاب را (اینجا) دانلود کنید، و برای آشنایان خود ارسال نمایید.
تعداد صفحات: ۵۲۷
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش (پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده در مناظره با دکتر حسن محدثی اضافه شد، و برخی اشکالات فرمی و ویرایشی متن برطرف شده است.
همچنین لازم به ذکر است که در مورد ویرایش کتاب، به دلیل ملاحظاتی استفاده از ویراستارِ متخصص به مصلحت نبود و لذا ویرایشِ آن، توسط آقای بهرام بسطامی انجام شد و امیدواریم با وجود زحمتی که برای ویرایش کشیده شده است، کاستیهای احتمالیِ کار نهایی قابل اغماض باشد.
📻🖋مقدمه و معرفی کتاب را (اینجا) بخوانید یا در پادکست نقدآگین (اینجا) بشنوید.
📘کتاب را (اینجا) دانلود کنید، و برای آشنایان خود ارسال نمایید.
تعداد صفحات: ۵۲۷
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📗درد دلی با مخاطبان درد آشنا
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ فصل آخر از جلد نخستِ کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش»، گفتگوییست با آقای مصطفی محمدنژاد. ایشان جوانیست که در گروه عمومی دکتر بیژن عبدالکریمی حضور داشت و این گفتگو در آنجا صورت گرفت و سپس در کانال تلگرامی تفکر انتقادی در همان زمان منتشر شد و پیشنهاد و یا اعتراضی نیز از جانب مشارالیه در پی نداشت. البته وقتی نظری در قالب گفتگو در عرصهٔ عمومی منتشر میشود، از باب مراضات عملی و به نحو پیشینی و عرفی، جواز بازنشرش در هر جای دیگر و یا در کتابِ طرف گفتگو؛ آنهم در کتابی که ممکن است سر برد، اما به هیچ وجه، ذرهای نان نمیدهد، صادر شدهاست.
اگر بخشی از مطالب ایشان، جا افتاده نیز سهوی بودهاست و آنچه در کتاب آمده، انعکاس سخنان منتشره در کانال تفکر انتقادی است. منتها چون نامبرده تاکنون حداقل دو مرتبه به بازنشر افاضاتش اعتراض کرده، مقتضیست تا پاسخم را بیان کنم:
آقای محمدنژاد بدون اغراق و بیکم و کاست، تا چندی پیش که مطلعم، صراحتاً اعلام میکرد که به دنبال #امام_زمانِ عصر خویش، در کوچه و پس کوچههای شهر میگردد یا میبایست چنین کرد. به خدا قسم، اگر لزوم مبارزه با نفسم و نیز خیر عمومی و احتمالیِ متصور برای دهها یا صدها ناظر در گروه تلگرامیِ موصوف مطرح نبود، اساساً امثال ایشان را ماقبل «تفکر و نقد و گفتگو» میدانم.
نشر مطلبش در کتابم نیز به خاطر مبارزه با نفسم بود. چرا؟ چون ایشان از مشاهیر نبود و تمایلی در وجودم تلنگر میزد که اسمش در کتابم نیاید. همچنین مطالب خودم نیز در آن گفتگو، جزء آرای اساسی و جدی و چالش بر انگیزم نبود و این بهانه نیز پا در میدانِ تحریک میگذاشت تا نام نامبرده در کتابم منعکس نشود، لکن صرفاً به خاطر لج کردن با شیطنتِ آن بخش از وجودم، چنین عمل کردم و حتی تن به این بهانه ندادم که مطالب خودم در آن گفتگو نیز وزن چندانی ندارد تا استحقاقِ حضور در کتابم را داشتهباشد.
2️⃣صرفنظر از قضیهٔ فوقالذکر و مربوط به آقای محمدنژاد، شخصی دیگر که احمق، فرومایه و بیمار بود و بدون مبالغه، بیش از یک پاراگراف، خزعبلات بیسر و ته و ماقبلِ دبیرستان نمیتوانست بنویسد و توأمان دچار پریشانی ذهن و زبان بود، ادعا میکرد که به «طرح کلی خلقت» با تزکیهٔ نفس و رشد اخلاقی دست یافته(!) و نیز در حالِ برساختنِ «آلترناتیوِ مدرنیسم و عقلانیت جدید» از مجرای دسترسی به محتویات ذهن خدا ست(!)
واضح است که چنین منگولِ متوهم و خودشیفتهای، نیاز به بستری شدنِ اورژانس در تیمارستان دارد و ماقبل گفتگوست.
مورد دیگر اینکه یکمرتبه با ذوقزدگیِ خاصِ یک موش که از پیدا کردنِ فندقی پوک در لانهٔ تنگ و تاریک و نمورش به وجد آمدهاست، گفت: «تو خدای نامتشخص را متشخص و انسانوار تلقی کردهای». گفتم: «به کدام دلیل؟». گفت: «چون گفتهای خداوند با ما رنج میکشد و میگوید شرمندهام». حال، ماجرا چه بود؟ یکمرتبه پس از کلی صغری و کبری چیدن، گفتم که چون خدای نامتشخص، اسیر جبر حاکم بر مقتضیاتِ وجودیاش میباشد و خلق نمیکند، بلکه «میشود»، در قالب تمثیل اگر از او بپرسیم که چرا در جهان شر وجود دارد، خواهد گفت که: «شرمندهام. من هستم، آنچنانکه هستم. من نیز با شما رنج میکشم و کاری از دستم ساخته نیست، مگر کاری که خودتان برای کاهش شر در درون و بیرونتان انجام میدهید»؛ یعنی این شلغمخان، نمیفهمد که تمثیل، برای وضوح بخشیدن به مراد است و نیز اگر به کسی بگوییم، شبیه به شیر است، نباید به جای وجه شبه، دنبال یال و کوپال گشت و یا فرق «اسلام» با «معنویت و ایمان به امر قدسی» را نمیفهمد و قس علی هذا. اکنون نیز شنیدهام که بعضاً میآید در کانال و در قسمت کامنت، با مغز گنجشکیاش، جفتکی یابویی میاندازد و میرود.
بارها برخی دوستان به من گفتند، حتی فحش دادن به این «کوتولهٔ فکری و وجودی» و «غضنفرنمایِ شغالصفت»، باعثِ تولیدِ احساسِ «آدم حساب شدن» در او میشود؛ لذا بهتر است با نگاه عاقل اندر سفیه سکوت کنم، اما در این مجال اشاره کنم که نقدِ ترهاتِ آن «گند-گاو-چاله-دهان»، دو دلیل داشت:
اول) مبارزه با نفسم که میگفت: «پرستیژ و شأنت، در منظرِ ناظرانِ فرهیخته و اهل نظر ممکن است آسیب ببیند؛ وقتی با این شخص عامی و هیچندان و لمپن وارد گفتگو میشوی».
دوم) ممکن بود دهها یا صدها ناظر در گروههای تلگرامی و عمومی مورد نظر، حدی از بهره را از سخنان و نقدهایم ببرند؛ از جمله از این حیث که ممکن بود به نحو ارتکازی و کلی و مبهم، بفهمند که ادعاهایی مثل «دسترسی به طرح کلی خلقت»، چرندیاتی بیش نیست، اما استدلال مناسب و لازم برای نقدش را ندانند و یا ممکن بود برخی مبتدیان، از مدعیاتِ امثالِ این «عارِفَکهای منگ بنگی»، تأثیر سوء بگیرند و البته من نیز بیش از انتقاد در حد مقدوراتم، وظیفهای نداشته و ندارم.
۲۶ شهریور
➖➖➖
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ فصل آخر از جلد نخستِ کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش»، گفتگوییست با آقای مصطفی محمدنژاد. ایشان جوانیست که در گروه عمومی دکتر بیژن عبدالکریمی حضور داشت و این گفتگو در آنجا صورت گرفت و سپس در کانال تلگرامی تفکر انتقادی در همان زمان منتشر شد و پیشنهاد و یا اعتراضی نیز از جانب مشارالیه در پی نداشت. البته وقتی نظری در قالب گفتگو در عرصهٔ عمومی منتشر میشود، از باب مراضات عملی و به نحو پیشینی و عرفی، جواز بازنشرش در هر جای دیگر و یا در کتابِ طرف گفتگو؛ آنهم در کتابی که ممکن است سر برد، اما به هیچ وجه، ذرهای نان نمیدهد، صادر شدهاست.
اگر بخشی از مطالب ایشان، جا افتاده نیز سهوی بودهاست و آنچه در کتاب آمده، انعکاس سخنان منتشره در کانال تفکر انتقادی است. منتها چون نامبرده تاکنون حداقل دو مرتبه به بازنشر افاضاتش اعتراض کرده، مقتضیست تا پاسخم را بیان کنم:
آقای محمدنژاد بدون اغراق و بیکم و کاست، تا چندی پیش که مطلعم، صراحتاً اعلام میکرد که به دنبال #امام_زمانِ عصر خویش، در کوچه و پس کوچههای شهر میگردد یا میبایست چنین کرد. به خدا قسم، اگر لزوم مبارزه با نفسم و نیز خیر عمومی و احتمالیِ متصور برای دهها یا صدها ناظر در گروه تلگرامیِ موصوف مطرح نبود، اساساً امثال ایشان را ماقبل «تفکر و نقد و گفتگو» میدانم.
نشر مطلبش در کتابم نیز به خاطر مبارزه با نفسم بود. چرا؟ چون ایشان از مشاهیر نبود و تمایلی در وجودم تلنگر میزد که اسمش در کتابم نیاید. همچنین مطالب خودم نیز در آن گفتگو، جزء آرای اساسی و جدی و چالش بر انگیزم نبود و این بهانه نیز پا در میدانِ تحریک میگذاشت تا نام نامبرده در کتابم منعکس نشود، لکن صرفاً به خاطر لج کردن با شیطنتِ آن بخش از وجودم، چنین عمل کردم و حتی تن به این بهانه ندادم که مطالب خودم در آن گفتگو نیز وزن چندانی ندارد تا استحقاقِ حضور در کتابم را داشتهباشد.
2️⃣صرفنظر از قضیهٔ فوقالذکر و مربوط به آقای محمدنژاد، شخصی دیگر که احمق، فرومایه و بیمار بود و بدون مبالغه، بیش از یک پاراگراف، خزعبلات بیسر و ته و ماقبلِ دبیرستان نمیتوانست بنویسد و توأمان دچار پریشانی ذهن و زبان بود، ادعا میکرد که به «طرح کلی خلقت» با تزکیهٔ نفس و رشد اخلاقی دست یافته(!) و نیز در حالِ برساختنِ «آلترناتیوِ مدرنیسم و عقلانیت جدید» از مجرای دسترسی به محتویات ذهن خدا ست(!)
واضح است که چنین منگولِ متوهم و خودشیفتهای، نیاز به بستری شدنِ اورژانس در تیمارستان دارد و ماقبل گفتگوست.
مورد دیگر اینکه یکمرتبه با ذوقزدگیِ خاصِ یک موش که از پیدا کردنِ فندقی پوک در لانهٔ تنگ و تاریک و نمورش به وجد آمدهاست، گفت: «تو خدای نامتشخص را متشخص و انسانوار تلقی کردهای». گفتم: «به کدام دلیل؟». گفت: «چون گفتهای خداوند با ما رنج میکشد و میگوید شرمندهام». حال، ماجرا چه بود؟ یکمرتبه پس از کلی صغری و کبری چیدن، گفتم که چون خدای نامتشخص، اسیر جبر حاکم بر مقتضیاتِ وجودیاش میباشد و خلق نمیکند، بلکه «میشود»، در قالب تمثیل اگر از او بپرسیم که چرا در جهان شر وجود دارد، خواهد گفت که: «شرمندهام. من هستم، آنچنانکه هستم. من نیز با شما رنج میکشم و کاری از دستم ساخته نیست، مگر کاری که خودتان برای کاهش شر در درون و بیرونتان انجام میدهید»؛ یعنی این شلغمخان، نمیفهمد که تمثیل، برای وضوح بخشیدن به مراد است و نیز اگر به کسی بگوییم، شبیه به شیر است، نباید به جای وجه شبه، دنبال یال و کوپال گشت و یا فرق «اسلام» با «معنویت و ایمان به امر قدسی» را نمیفهمد و قس علی هذا. اکنون نیز شنیدهام که بعضاً میآید در کانال و در قسمت کامنت، با مغز گنجشکیاش، جفتکی یابویی میاندازد و میرود.
بارها برخی دوستان به من گفتند، حتی فحش دادن به این «کوتولهٔ فکری و وجودی» و «غضنفرنمایِ شغالصفت»، باعثِ تولیدِ احساسِ «آدم حساب شدن» در او میشود؛ لذا بهتر است با نگاه عاقل اندر سفیه سکوت کنم، اما در این مجال اشاره کنم که نقدِ ترهاتِ آن «گند-گاو-چاله-دهان»، دو دلیل داشت:
اول) مبارزه با نفسم که میگفت: «پرستیژ و شأنت، در منظرِ ناظرانِ فرهیخته و اهل نظر ممکن است آسیب ببیند؛ وقتی با این شخص عامی و هیچندان و لمپن وارد گفتگو میشوی».
دوم) ممکن بود دهها یا صدها ناظر در گروههای تلگرامی و عمومی مورد نظر، حدی از بهره را از سخنان و نقدهایم ببرند؛ از جمله از این حیث که ممکن بود به نحو ارتکازی و کلی و مبهم، بفهمند که ادعاهایی مثل «دسترسی به طرح کلی خلقت»، چرندیاتی بیش نیست، اما استدلال مناسب و لازم برای نقدش را ندانند و یا ممکن بود برخی مبتدیان، از مدعیاتِ امثالِ این «عارِفَکهای منگ بنگی»، تأثیر سوء بگیرند و البته من نیز بیش از انتقاد در حد مقدوراتم، وظیفهای نداشته و ندارم.
۲۶ شهریور
➖➖➖
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
📕مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده…
(پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید)
جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق
تقدیم به احمد کسروی -اولین شهید راه عقلانیت و معنویت در ایران معاصر-
📍چاپ الکترونیکی #دوم: مرداد ماه ۱۴۰۰
📍در ویراست #دوم، یکی از زیرفصلهای مهمّ جا-افتاده…