❗️روزگاری، سخن گفتن زنان نیز کاری افراطی به شمار میرفت
🍂 کلیسای قرون وسطی اتهام جادوگری را در بیشتر مواقع مختص به زنان میدانست، زیرا اعتقاد داشت که زنان برای همپیمانی با شیطان آمادگی بیشتری دارند.
🍂 یکی از ماموران انکیزیسیون (جماعت عالی مقدس) که قاضی یکی از دادگاههای تفتیش عقاید بود در خاطرات خود (با کمی اغراق) به سوزاندن ۴۸ زن که آنان را جادوگر مینامید افتخار میکند و مینویسد : «سه چیز است که سیریپذیر نیست، اما از آن بدتر چیز چهارمی است که هیچ گاه نمیگوید بس است، و آن مهبل زنان است!»
🍂 نکته جالب در این دوران سواستفاده برخی از مردان از اعتقادات شوم اعضای انکیزیسیون بود. عدهایی از مردان که از همسران خود به هر دلیلی ناراضی بودند و موجودیت همسر را مزاحمِ زندگی خود میدیدند، شکستها و حتی ناتوانی جنسی خود را به همسر ربط میدادند و ادعا میکردند که توسط همسرانشان جادو شدهاند و او را به حمایت از شیطان و دسیسه علیه کلیسا متهم میکردند. جالبتر آنکه دادگاههای تفتیش عقاید به این موارد رسیدگی مینمود و زنان را ابتدا شکنجه و سپس اعدام میکرد.
◼️برای قرنها، مردان اروپایی زنان پرحرف، غرغرو و شایعهساز را با دهانبند فلزی خاصی به نام «افسار زن بد دهان» مجازات و تحقیر میکردند.
🍂 این ابزار تنبیه که به نامهای دیگری مانند "افسار جادوگر" و "افسار شایعات" نیز شناخته میشد از قفسی دارای یک دهانبند فلزی درست شده بود. یک تکه فلزی کوچک به نام "نیش افسار" نیز درون دهان قرار میگرفت و روی زبان فشار میآورد تا از حرفزدن فرد جلوگیری کند. گاهی اوقات، این بخش دارای زبانههای تیز بود تا اگر زن تلاشی برای صحبت کردن بکند، زبان وی سوراخ شود.
◼️ نخستین موارد ثبتشدهی استفاده از "افسار زن بد دهان" به سال ۱۵۶۷م در اسکاتلند بازمیگردد، و از آن در انگلیس و مستعمرههای این کشور نیز استفاده میشد. دادگاههای اسکاتلند برای زنانی که گستاخ، غرغرو یا مشکوک به انجام جادوگری بودند مجازات استفاده از این ابزار را تعیین میکردند. اگر قرار گرفتن "افسار زن بد دهان" روی سر به اندازه کافی تحقیرآمیز نبود، مرد یک بند به آن متصل کرده و همسر خود را راهی پیادهروی شرمساری در شهر میکرد.
🍂 وی رهگذران را تشویق می کرد تا به همسرش توهین کرده یا آب دهان به وی بیاندازند. گاهی اوقات یک زنگوله در قسمت بالای این قفس فلزی قرار میگرفت تا هنگام پیادهروی توجه بیشتری را جلب کند. استفاده از دهانبند فلزی ایده جدیدی نبود. ابزارهایی مشابه، صدها سال بود که برای بردگان استفاده میشد و این روند تقریبا تا قرن نوزدهم ادامه داشت.
🍂 محبوبیت "افسار زن بد دهان" از اواخر قرن شانزدهم کاهش پیدا کرد اما در بخشهایی از اروپا مانند آلمان تا اوایل دهه اول قرن نوزده مورد استفاده قرار میگرفت.
🖊#کاهن_اعظم
@Zane_Ruz_Twitter
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 کلیسای قرون وسطی اتهام جادوگری را در بیشتر مواقع مختص به زنان میدانست، زیرا اعتقاد داشت که زنان برای همپیمانی با شیطان آمادگی بیشتری دارند.
از نظر کلیسا آمادگی زنان برای جادوگری از آنجا میآمد که منشا هرگونه سحر و جادو، شهوت جنسی بود و شهوت زنان سیری نمیپذیرفت.
🍂 یکی از ماموران انکیزیسیون (جماعت عالی مقدس) که قاضی یکی از دادگاههای تفتیش عقاید بود در خاطرات خود (با کمی اغراق) به سوزاندن ۴۸ زن که آنان را جادوگر مینامید افتخار میکند و مینویسد : «سه چیز است که سیریپذیر نیست، اما از آن بدتر چیز چهارمی است که هیچ گاه نمیگوید بس است، و آن مهبل زنان است!»
🍂 نکته جالب در این دوران سواستفاده برخی از مردان از اعتقادات شوم اعضای انکیزیسیون بود. عدهایی از مردان که از همسران خود به هر دلیلی ناراضی بودند و موجودیت همسر را مزاحمِ زندگی خود میدیدند، شکستها و حتی ناتوانی جنسی خود را به همسر ربط میدادند و ادعا میکردند که توسط همسرانشان جادو شدهاند و او را به حمایت از شیطان و دسیسه علیه کلیسا متهم میکردند. جالبتر آنکه دادگاههای تفتیش عقاید به این موارد رسیدگی مینمود و زنان را ابتدا شکنجه و سپس اعدام میکرد.
تحقیر زنان در اروپای قدیم بهویژه در قرون وسطی پدیدهای عمومی بود و حتی برای زنان پرحرف نیز تنبیههای حقارتباری در نظر گرفته شده بود.
◼️برای قرنها، مردان اروپایی زنان پرحرف، غرغرو و شایعهساز را با دهانبند فلزی خاصی به نام «افسار زن بد دهان» مجازات و تحقیر میکردند.
🍂 این ابزار تنبیه که به نامهای دیگری مانند "افسار جادوگر" و "افسار شایعات" نیز شناخته میشد از قفسی دارای یک دهانبند فلزی درست شده بود. یک تکه فلزی کوچک به نام "نیش افسار" نیز درون دهان قرار میگرفت و روی زبان فشار میآورد تا از حرفزدن فرد جلوگیری کند. گاهی اوقات، این بخش دارای زبانههای تیز بود تا اگر زن تلاشی برای صحبت کردن بکند، زبان وی سوراخ شود.
◼️ نخستین موارد ثبتشدهی استفاده از "افسار زن بد دهان" به سال ۱۵۶۷م در اسکاتلند بازمیگردد، و از آن در انگلیس و مستعمرههای این کشور نیز استفاده میشد. دادگاههای اسکاتلند برای زنانی که گستاخ، غرغرو یا مشکوک به انجام جادوگری بودند مجازات استفاده از این ابزار را تعیین میکردند. اگر قرار گرفتن "افسار زن بد دهان" روی سر به اندازه کافی تحقیرآمیز نبود، مرد یک بند به آن متصل کرده و همسر خود را راهی پیادهروی شرمساری در شهر میکرد.
🍂 وی رهگذران را تشویق می کرد تا به همسرش توهین کرده یا آب دهان به وی بیاندازند. گاهی اوقات یک زنگوله در قسمت بالای این قفس فلزی قرار میگرفت تا هنگام پیادهروی توجه بیشتری را جلب کند. استفاده از دهانبند فلزی ایده جدیدی نبود. ابزارهایی مشابه، صدها سال بود که برای بردگان استفاده میشد و این روند تقریبا تا قرن نوزدهم ادامه داشت.
🍂 محبوبیت "افسار زن بد دهان" از اواخر قرن شانزدهم کاهش پیدا کرد اما در بخشهایی از اروپا مانند آلمان تا اوایل دهه اول قرن نوزده مورد استفاده قرار میگرفت.
🖊#کاهن_اعظم
@Zane_Ruz_Twitter
🩸سایهای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغشده تا رقصِ ممنوع
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
.
#زنان #آخوندیسم #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر ضیاء صدرالاشرافی میگوید که پیش از انقلاب در جلسهای که بوسیلۀ خانم خانلری ترتیب داده شدهبود، از حاضرین جلسه میپرسد:
❗️حتی یک نفر هم دست بلند نمیکند!
🔻صدرالاشرافی ادامه میدهد که من برای شما میگویم در این کتاب چه نوشته شده. در مقدمه این کتاب آمده که:
🔺ای ملت ایران، ایشان شما را «دیوانه و بچه دو - سه ساله» تلقی میکند. اگر کسی این کتاب را در فرانسه بنویسد؛ او را بعنوان «بیمار روانی» به بیمارستان میبرند!
حضار که از این سخنان برآشفته و خشمگین شده بودند سعی در بر هم زدن جلسه کردند و فریاد زدند که ما نمیگذاریم این آقا مزخرفات بگوید. در همین لحظه رئیس جلسه وارد عمل میشود و تهدید میکند که با پلیس تماس خواهد گرفت. پس هرکس سوالی دارد بپرسد و هرکس جوابی دارد بدهد، ولی کسی حق برهم زدن نظم جلسه را ندارد.
جلسه به هم میخورد و خانم خانلری به آقای صدرالاشرافی میگوید که من ترتیبی میدهم تا شما را تا منزل مشایعت کنند، زیرا اگر بتنهایی بروید احتمال دارد به شما حمله کنند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چه کسی از شما کتاب ولایت فقیه آیت خمینی را مطالعه کرده؟
❗️حتی یک نفر هم دست بلند نمیکند!
🔻صدرالاشرافی ادامه میدهد که من برای شما میگویم در این کتاب چه نوشته شده. در مقدمه این کتاب آمده که:
رابطه ولی فقیه با مردم مثل رابطه صغار و مجانین است با ولیشان.
🔺ای ملت ایران، ایشان شما را «دیوانه و بچه دو - سه ساله» تلقی میکند. اگر کسی این کتاب را در فرانسه بنویسد؛ او را بعنوان «بیمار روانی» به بیمارستان میبرند!
حضار که از این سخنان برآشفته و خشمگین شده بودند سعی در بر هم زدن جلسه کردند و فریاد زدند که ما نمیگذاریم این آقا مزخرفات بگوید. در همین لحظه رئیس جلسه وارد عمل میشود و تهدید میکند که با پلیس تماس خواهد گرفت. پس هرکس سوالی دارد بپرسد و هرکس جوابی دارد بدهد، ولی کسی حق برهم زدن نظم جلسه را ندارد.
جلسه به هم میخورد و خانم خانلری به آقای صدرالاشرافی میگوید که من ترتیبی میدهم تا شما را تا منزل مشایعت کنند، زیرا اگر بتنهایی بروید احتمال دارد به شما حمله کنند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پادشاه یا پیامبر؟ (+)
— افشای افسانۀ داوود و سلیمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— افشای افسانۀ داوود و سلیمان
🔻داوود: غارتها و تناقضات اخلاقی
بسیاری از مورخان وجود تاریخی داوود را قبول دارند، اما معتقدند مدارک قابل اطمینان کمی درباره او وجود دارد. داوود شخصیتیست که دو دوره تاریخ اسرائیل، یعنی دوران زندگی قبیلهای و عهد سلطنت (که بیشتر با سلیمان در پیوند است) را به یکدیگر متصل میکند. او یک پادشاه به معنای واقعی نبوده، اما یک خان یا رهبر عشایری هم نباید محسوب شود. در متون یهودی گفته شده که خدا چشم به راه روزی است که داوود را تا ابد پادشاه کند و کسانی که با سلطنت سلسله داوود مخالفند شایسته نیش مار هستند.
نبرد با جالوت: داستان معروف داوود و جالوت که در آن داوود جوان با قلابسنگ خود او را از پای درآورد و سرش را جدا کرد، توسط دانشنامه کتاب مقدس یک اقتباس آشکار از اسطورههای مصری و بابلی دانسته شده است که در آنها خدایان با غولها میجنگند. در روایت تورات، داوود به شائول پادشاه گفته بود که چطور در گذشته با شیر و خرس جنگیده است. پس از پیروزی، داوود بسیار محبوب شد، اما این امر حسادت شائول را برانگیخت و داوود مجبور به فرار شد. احتمالاً داوود در واقع برای کسب سلطنت تلاش کرده و شکست خورده است. داوود مدتی با غارت دهکدههای اطراف گذران زندگی کرد و نهایتا بعنوان مزدور به خدمت فلسطینیها درآمد. داوود با کمک ابیگل توطئه کرد و نابال شوهر ثروتمند ابیگل را به قتل رساند تا ثروتش را تصاحب کند و با ابیگل ازدواج کند.
جنجال زنا با بسشبع: بدنامترین ماجرای داوود در تورات، زنا با بسشبع، همسر اوریا (یکی از سرداران داوود)، است. پس از حاملگی بسشبع، داوود تلاش کرد با مرخصی دادن به اوریا، این حاملگی را بحساب او بگذارد. هنگامی که اوریا از این کار سر باز زد، داوود نامهای محرمانه به سپهسالار یوآب نوشت و در آن فرمان داد که اوریا را در معرض خطرناکترین جبهه قرار دهند تا کشته شود. یهوه برای مجازات داوود، فرزند بسشبع را کشت و زنان حرمسرایش را از پیش چشمانش گرفت و به همسایهاش داد تا با آنان بخوابد. این درحالیست که در منابع شیعی روایت ازدواج داوود با همسر اوریا تکذیب شده و علی برای کسی که این روایت را نقل کند حکم ۱۶۰ تازیانه صادر کرده!
داوود در قرآن: قرآن داوود را بعنوان بنده و پیامبری معرفی میکند که پیوسته رو به درگاه خدا داشت. خدا به او حکمت و دانش عطا کرد و کوهها و پرندگان را مطیع او گرداند تا او را تسبیح گویند. همچنین خدا آموختن ساخت زره را به او منسوب کرده و آهن سخت را به دست داوود نرم گرداند.
🔻سلیمان: از پادشاهی پرشکوه تا عامل تجزیه
سلیمان، دومین فرزند داوود از بسشبع، به عنوان نشانه برقراری صلح میان داوود و یهوه متولد شد. او بر تخت سلطنت نشست. نویسندگان تورات، سلطنت او را دوره طلایی اسرائیل نامیدهاند، اما تاریخپژوهان قلمرو حکومت او را بسیار کوچکتر از آنچه در تورات توصیف شده میدانند و باستانشناسی نیز امپراتوری بزرگی در آن منطقه در قرن دهم قبل از میلاد را تأیید نمیکند.
زنان و انحرافات دینی: سلیمان با برادرکشی (اعدام آدونیاس و یوآب) دوران پادشاهی خود را آغاز کرد و برای نشان دادن مشروعیت خود، حرمسرای پدرش را تصاحب کرده بود. تورات گزارش میدهد که سلیمان ۷۰۰ زن رسمی و ۳۰۰ کنیز داشت (در مجموع ۱۰۰۰ زن). شیفتگی او به زنان، بویژه زنان کشورهای مختلف که برای تحکیم اتحادها با آنها ازدواج کرده بود، باعث شد که سلیمان از پرستش یهوه منحرف شود. زنانش او را اغوا کردند تا برای خدایان آنها معابد بسازد که این معابد رقیب معبد اورشلیم شدند. خشم خداوند بر سلیمان افروخته شد و به او وعده داد که سلطنت را از او پاره کرده و به بندهاش خواهد داد.
ولخرجیها و کار اجباری: سلیمان بخش مهمی از درآمدش را صرف ساخت قصر سلطنتی و معبد در ارگ بزرگ اورشلیم کرد که ساخت آن ۲۰سال طول کشید. سلیمان برای تأمین منابع کافی، مردمش را به کار اجباری مجبور کرد. ویل دورانت معتقد است که همین فشار طاقتفرسا بر طبقه دهقان و کارگر، ساختار اجتماعی جامعه یهود را متزلزل کرد و مستقیما منجربه انفجار و تجزیه کشور اسرائیل بلافاصله پس از مرگ سلیمان شد.
سلیمان در قرآن: قرآن سلیمان را دارای حکمت و دانش معرفی میکند. خدا به او توانایی برقراری ارتباط با حیوانات و کنترل جن و شیطان و باد را عطا کرده بود. سلیمان در قرآن بعنوان یک بنده عابد و خدا ترس ترسیم شده که دائما درسدد جلب رضایت خدا بود و حکومت او به عنوان حکومت صلح و رفاه توصیف میشود.
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلی هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیل سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور به تحدی مولفان قرآن!
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکش تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغ باستانشناسی بر رگ افسانهپردازی
.
#نقد_قرآن #نقد_ادیان #قصص_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘ساختار مشرکانۀ الهیات همۀ تشیعها
— بهبهانۀ «آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟»
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
@sahebolhavashi
📌 شیعه ربطی به "قرآن" ندارد و در اساس، "مشرک" است؛ یعنی "موحد" نیست. حتی فراتر از این، شیعه اصلا کاری با "الله" ندارد؛ با خدایان متعدد خودش است که کارها دارد.
📌 فقط این نیست که شیعه کاری با "الله" ندارد، بلکه حتی حرف الله را هم نمیزند، زیرا شیعه ابداً اعتنایی به الله ندارد. این در حالی است که قرآن کتابی درباره "الله" است، و این نام پر بسامدترین واژه در قرآن است. ولی ادبیات همه شیعه، درباره خدایانی غیرالله است، همانها که "امام"شان مینامند. در قرآن حتی یک اشاره به خدایان شیعه (یعنی ائمه) نیست. یکجا بدون نام اشاره به علی دارد همانطور که یکجا بدون به نام اشاره به ابوبکر دارد ("صاحبه"، یعنی رفیق پیامبر؛ در قصه غار و تارعنکبوت).
🍂 بیخود نبود که شیعه، خاصه امامیه - لااقل در بخش عمدهای، قائل به تحریف قرآن شدند. آنها متوجه این تعارض شده بودند که مبانی اعتقادات فرقهای آنان در قرآن نیست! حتی با پیچوتابهای تاویلی هم آن مبانی، قابل استنباط از قرآن نیست. پس گفتند دواعیِ ما در "قرآنِ اصلی" بود، ولی اهل سنت همه را حذف کردند! ولی توجه ننمودند که خودِ این سخن خلاف نص قرآن میشود: "إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" [ما قرآن را فروفرستادیم و خود نگهبانیاش میکنیم].
🍂 تنها هم این نیست که شیعه کاری با الله ندارد و اصلاً موحد نیست، استوانههای اعتقادی شیعه از "امامت" و "ولایت"، و "وصایت" به آن معنایی که شیعه مراد میکند، در هیچجای قرآن نیست. حتی "رجعت" که در قرآن هست، به آن معنایی که شیعه درنظر دارد، نیست. البته سفسطههای لُغَوی میکنند که هست؛ اما خودشان هم متوجهاند که دارند در مقام جدل دوغودوشاب بهم میآمیزند.
🍂 در این ميان فقط غزالی و ابنتیمیه نبودند که متوجه بیربطی شیعه به اسلام شدند، بیرون از شیعه همه مراجع مسلمانی جهان، اعم از سابق و لاحق، به درجات متوجه این واقعیت بودند؛ همین هم بود که شیعه را سوای قِلَتِ عدد، در هیچ امر کلامی به حساب نیاوردند و کمترین اعتنایی به منابع و مآثرش نکردند؛ خاصه که شاهد بودند شیعه در دروغبستن به خدا و پیغمبر بسیار دلیر و بیمحاباست. با این وجود، چون در فقه، "میزان" مسلمانی "اعتراف" است، اهل سنت نتوانستند رقمِ "کفر" بر شیعه برانند، بلکه آنان را اهل لاالهالاالله شمردند ولی از جمع مسلمانها به حاشیه بیاعتنایی و فراموشی و مطعونی راندند، واقعیتی که عقدهی گلوگیرِ شیعه نیز شد.
🍂 نواندیشان متاخر امامیه تلاشها نمودهاند تا اَنگ شرک را - که در زمانه متاخر وهابیها درحق شیعه از نو علم کردهاند - بهنحوی از انحاء از دامان تشیع بزدایند. محور استدلال اینان همانا "در طول الوهیت" تلقینمودنِ "امامانِ" واجد خصال الهی و خدایگانی بود، نه که آنان در عرض الوهیت باشند. این استدلال شبیهِ احتجاج اهل تثلیثِ در مسیحیت است که عیسیمسیح و روحالقدس را در طول، بل منحلِ در، "پدر" میدانند نه در عرض آن.
🍂 حجت داحضه بودن این استدلال، در چارچوبه قرآن، از آن پیداست که قرآن به این احتجاج مسیحیان که از قرناول میلادی طرح شده بود سخت حمله میکند! این در حالیست که نواندیشان شیعه، اولاً نمیتوانند بگویند مصدر قرآن احتجاج مسیحیان را نفهمیده بود، ثانیاً نمیتوانند مدعی بشوند که استدلال توحیدیِ تثلیث بعد از قرآن بود که نبود، بلکه ششقرنی پیش از قرآن بود. وانگهی هم احتجاجِ توحیدِ قائلان به تثلیث، و هم داعیه در طولِ الوهیت بودن امامان شیعه، مبتنی بر انگاره نوافلاطونی "فَیَضان" و حلول است. فَیَضان آن پُریِ سَرریزشونده است، و حلول قابلیت دریافتِ فیضانِ الهی است.
🍂 در مسیحیت، بجز از مسیحیتهای یهودی متقدم و نیز "مسیحیت آریوسی" که اعتقاد به تثلیث نداشتند، "مسیح" آن فیضانِ "پدر" است که بهصورت لطیفه "مسیح" در عیسی حلول میکند تا موجودیت "عیسیمسیح" را برسازد. در تصلیب نیز "مسیح" رنج نمیکشد چون قابلِ رنج نیست، عیسایِ زمینی است که بر صلیب رنج کشیده و میمیرد و آنگاه رستاخیزیافته و به ملکوت بَرمیشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهبهانۀ «آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟»
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
@sahebolhavashi
📌 شیعه ربطی به "قرآن" ندارد و در اساس، "مشرک" است؛ یعنی "موحد" نیست. حتی فراتر از این، شیعه اصلا کاری با "الله" ندارد؛ با خدایان متعدد خودش است که کارها دارد.
📌 فقط این نیست که شیعه کاری با "الله" ندارد، بلکه حتی حرف الله را هم نمیزند، زیرا شیعه ابداً اعتنایی به الله ندارد. این در حالی است که قرآن کتابی درباره "الله" است، و این نام پر بسامدترین واژه در قرآن است. ولی ادبیات همه شیعه، درباره خدایانی غیرالله است، همانها که "امام"شان مینامند. در قرآن حتی یک اشاره به خدایان شیعه (یعنی ائمه) نیست. یکجا بدون نام اشاره به علی دارد همانطور که یکجا بدون به نام اشاره به ابوبکر دارد ("صاحبه"، یعنی رفیق پیامبر؛ در قصه غار و تارعنکبوت).
🍂 بیخود نبود که شیعه، خاصه امامیه - لااقل در بخش عمدهای، قائل به تحریف قرآن شدند. آنها متوجه این تعارض شده بودند که مبانی اعتقادات فرقهای آنان در قرآن نیست! حتی با پیچوتابهای تاویلی هم آن مبانی، قابل استنباط از قرآن نیست. پس گفتند دواعیِ ما در "قرآنِ اصلی" بود، ولی اهل سنت همه را حذف کردند! ولی توجه ننمودند که خودِ این سخن خلاف نص قرآن میشود: "إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" [ما قرآن را فروفرستادیم و خود نگهبانیاش میکنیم].
🍂 تنها هم این نیست که شیعه کاری با الله ندارد و اصلاً موحد نیست، استوانههای اعتقادی شیعه از "امامت" و "ولایت"، و "وصایت" به آن معنایی که شیعه مراد میکند، در هیچجای قرآن نیست. حتی "رجعت" که در قرآن هست، به آن معنایی که شیعه درنظر دارد، نیست. البته سفسطههای لُغَوی میکنند که هست؛ اما خودشان هم متوجهاند که دارند در مقام جدل دوغودوشاب بهم میآمیزند.
🍂 در این ميان فقط غزالی و ابنتیمیه نبودند که متوجه بیربطی شیعه به اسلام شدند، بیرون از شیعه همه مراجع مسلمانی جهان، اعم از سابق و لاحق، به درجات متوجه این واقعیت بودند؛ همین هم بود که شیعه را سوای قِلَتِ عدد، در هیچ امر کلامی به حساب نیاوردند و کمترین اعتنایی به منابع و مآثرش نکردند؛ خاصه که شاهد بودند شیعه در دروغبستن به خدا و پیغمبر بسیار دلیر و بیمحاباست. با این وجود، چون در فقه، "میزان" مسلمانی "اعتراف" است، اهل سنت نتوانستند رقمِ "کفر" بر شیعه برانند، بلکه آنان را اهل لاالهالاالله شمردند ولی از جمع مسلمانها به حاشیه بیاعتنایی و فراموشی و مطعونی راندند، واقعیتی که عقدهی گلوگیرِ شیعه نیز شد.
🍂 نواندیشان متاخر امامیه تلاشها نمودهاند تا اَنگ شرک را - که در زمانه متاخر وهابیها درحق شیعه از نو علم کردهاند - بهنحوی از انحاء از دامان تشیع بزدایند. محور استدلال اینان همانا "در طول الوهیت" تلقینمودنِ "امامانِ" واجد خصال الهی و خدایگانی بود، نه که آنان در عرض الوهیت باشند. این استدلال شبیهِ احتجاج اهل تثلیثِ در مسیحیت است که عیسیمسیح و روحالقدس را در طول، بل منحلِ در، "پدر" میدانند نه در عرض آن.
🍂 حجت داحضه بودن این استدلال، در چارچوبه قرآن، از آن پیداست که قرآن به این احتجاج مسیحیان که از قرناول میلادی طرح شده بود سخت حمله میکند! این در حالیست که نواندیشان شیعه، اولاً نمیتوانند بگویند مصدر قرآن احتجاج مسیحیان را نفهمیده بود، ثانیاً نمیتوانند مدعی بشوند که استدلال توحیدیِ تثلیث بعد از قرآن بود که نبود، بلکه ششقرنی پیش از قرآن بود. وانگهی هم احتجاجِ توحیدِ قائلان به تثلیث، و هم داعیه در طولِ الوهیت بودن امامان شیعه، مبتنی بر انگاره نوافلاطونی "فَیَضان" و حلول است. فَیَضان آن پُریِ سَرریزشونده است، و حلول قابلیت دریافتِ فیضانِ الهی است.
🍂 در مسیحیت، بجز از مسیحیتهای یهودی متقدم و نیز "مسیحیت آریوسی" که اعتقاد به تثلیث نداشتند، "مسیح" آن فیضانِ "پدر" است که بهصورت لطیفه "مسیح" در عیسی حلول میکند تا موجودیت "عیسیمسیح" را برسازد. در تصلیب نیز "مسیح" رنج نمیکشد چون قابلِ رنج نیست، عیسایِ زمینی است که بر صلیب رنج کشیده و میمیرد و آنگاه رستاخیزیافته و به ملکوت بَرمیشود.
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📕مسیحِ قرآن: خدایی که خدا نیست
📕چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘ساختار مشرکانۀ الهیات همۀ تشیعها
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 شیعه این صورتبندی نوافلاطونی را برگرفت تا در بیان الوهیت امامان بکارش بندد؛ ولی افتاد مشکلها... مشکل از آن برخاست که در مسیحیت حلولِ الوهیت مسیحایی در عیسای ناصری، واقعهای "منحصربفرد" و تکرارناپذیر بود ولی شیعه بجهت تَعدد امامان، ناگزیر از "تکوینی گرفتن حلول الوهیت" شد!
🍂 حاصلکار، ازجمله همان افتضاحی شد که خامنهای هم گفت که
یعنی که یارو جدا باورش شد که به حیثیت "نایبامامزمان" دانستن خودش، خداوند [ولو گاهی] در او حلول میکند، لااقل آنقدر که از زبان او سخن میگوید!!! البته ارادتمندان ولایتفقیهاندیش او معتقد به "گاهی" نیستند بلکه این موجود مفتون و ضایع و تبهکار را تَمَثُلی الهی همچون خودِ "امام" میدانند!! (ولو به تکلفِ اعترافِ اعتقادی).
🔻طنز ماجرا در افتضاحی است که همین تلقیِ تکوینی از "فیضانِ" نوافلاطونی الوهیت در تاریخ تشیع، پس از مفتضحات صدرِ از عبداللهابنسبا و کیسانیه تا حسنعسگری بهوجود آورد:
🔻در عالم اسلامی قصه فیضان و حلولِ نوافلاطونی، البته منحصر به شیعه نماند؛ در آنچه به غلط "عرفان اسلامی" خوانده شده است [درست مثل تشیع، اگر نخواهیم دست به تکلفات عنیف تاویلی زنیم، در قرآن هیچ ردی از "عرفان" نمیتوان یافت] نیز این انگاره به قوت هست، مثلا وقتی حافظ میگوید:
🔺🔻حافظ در اینجا دارد آشکارا و بیپرده از نقش الوهیتبخشِ "فیضانِ" الهی سخن میگوید. درست مثل شیعه، دلیریِ اهل عرفان در این میدان آنقدر است که مولانا هیچ ابایی از سرودن غزلی شورانگیز ندارد تا تعبیر صراحتاً کفرآمیزِ "شمس من و خدای من" را ردیف آن غزل بکند:
🔻البته آنچه عذری بر گزافات اهل عرفان میتواند که بشود، ولی بر شیعه مصداقی نمییابد، همان متنوبستر شاعرانگیِ پرشور، بل شعراندیشی اهل عرفان است تا حتی آنگاه که اهلعرفان "نظمِ تعلیمی" تقریر میکند، مثل شیخمحمود شبستری احتجاجش "شاعرانه" باشد که گفت:
🔺در حق گزافات تشیع هرگز این چشمپوشی و رواداری را نمیتوان داشت، که نسبتی با تذوق و شاعرانگی نداشته، بلکه در کوری و کبودی و جلادت هیچ کم از رقبای اهل تسنن خویش نداشتهاند، بَل هُم قَسیُّ قُلوبا...! اما این هست که تشیع و تصوف در بنمایههای اعتقادی اشتراکات اساسی دارند، که شرح و تفصیلِ چرایی و چگونگیِ آن، بحث بسیار جذابِ تاریختمدنی است "کاین زمان بگذار تا وقت دگر"!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 شیعه این صورتبندی نوافلاطونی را برگرفت تا در بیان الوهیت امامان بکارش بندد؛ ولی افتاد مشکلها... مشکل از آن برخاست که در مسیحیت حلولِ الوهیت مسیحایی در عیسای ناصری، واقعهای "منحصربفرد" و تکرارناپذیر بود ولی شیعه بجهت تَعدد امامان، ناگزیر از "تکوینی گرفتن حلول الوهیت" شد!
🍂 حاصلکار، ازجمله همان افتضاحی شد که خامنهای هم گفت که
در فلانجا سخن من حرف خودم نبود، خدا از زبانم سخن میگفت!
یعنی که یارو جدا باورش شد که به حیثیت "نایبامامزمان" دانستن خودش، خداوند [ولو گاهی] در او حلول میکند، لااقل آنقدر که از زبان او سخن میگوید!!! البته ارادتمندان ولایتفقیهاندیش او معتقد به "گاهی" نیستند بلکه این موجود مفتون و ضایع و تبهکار را تَمَثُلی الهی همچون خودِ "امام" میدانند!! (ولو به تکلفِ اعترافِ اعتقادی).
🔻طنز ماجرا در افتضاحی است که همین تلقیِ تکوینی از "فیضانِ" نوافلاطونی الوهیت در تاریخ تشیع، پس از مفتضحات صدرِ از عبداللهابنسبا و کیسانیه تا حسنعسگری بهوجود آورد:
۱) حسن دوم خلیفه اسماعیلی نزاری در ۵۶۰ هجری در الموت "اعلان قیامت و نسخ شریعت" کرد! چون مثل همه شیعه باور داشت که به حیثِ امامبودن، حامل شئون الوهیت هم هست!
۲) الحاکم بامرالله، خلیفه اسماعیلیِ فاطمی در قاهره براساس انگاره فیضانِ نوافلاطونی، اعلان صریح الوهیت نمود! تا سوای آنکه بهقتل رسید و اعتنای درخوری نیافت، ولی سرمنشاء "مهدویتِ" فرقه "دروزیها" شد که امروز هم در سوریه و لبنان و اسرائیل هستند.
۳) معاصر با سلطنت فتحعلیشاه قاجار، شیحاحمد اَحصایی ضمن وَرز دادنِ الهیاتیِ انگاره فیضان و حلول، موجب شد که یکی از ارادتمندانش، سید علیمحمد باب احساس اتحاد با محمدبن حسن عسگری نموده و بشارت ظهور اویِ "حضرتحجت" را بدهد؛ اندکی بعدتر احساس "حلول" او را در خودش نمود و گفت که خودش همان "امامزمان" و حضرتحجتِ امامیه است! ماجرای شیخاحمد اَحصایی سرمنشاء "شیخیه" شد و ماجرای باب ریشه بابیه، ازلیه، و سرانجام بهائیت گردید.
🔻در عالم اسلامی قصه فیضان و حلولِ نوافلاطونی، البته منحصر به شیعه نماند؛ در آنچه به غلط "عرفان اسلامی" خوانده شده است [درست مثل تشیع، اگر نخواهیم دست به تکلفات عنیف تاویلی زنیم، در قرآن هیچ ردی از "عرفان" نمیتوان یافت] نیز این انگاره به قوت هست، مثلا وقتی حافظ میگوید:
فیض روحالقدس اَر باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد!
🔺🔻حافظ در اینجا دارد آشکارا و بیپرده از نقش الوهیتبخشِ "فیضانِ" الهی سخن میگوید. درست مثل شیعه، دلیریِ اهل عرفان در این میدان آنقدر است که مولانا هیچ ابایی از سرودن غزلی شورانگیز ندارد تا تعبیر صراحتاً کفرآمیزِ "شمس من و خدای من" را ردیف آن غزل بکند:
پیر من و مراد من، درد من و دوای من
فاش بگفتم این سخن، شمس من و خدای من!
از تو بحق رسیدهام، ای حقِ حقگزار من
شکر تو را سِتادهام، شمس من و خدای من
مات شوم ز عشق تو زانکه شَهِ دو عالمی
تا تو مرا نظر کنی، شمس من و خدای من
محو شوم به پیش تو، تا که اثر نماندم
شرط ادب چنین بود، شمس من و خدای من
عیسی مرده زنده شد، دید فنای خویشتن
زندهی جاودان تویی شمس من و خدای من
ابر بیا و آب زن مشرق و مغرب جهان
صور بِدَم که میرسد شمس من و خدای من
حورِ قصور را بگو رفت برون از بهشت
تخت بنه که میرسد شمس من و خدای من
کعبه من کِنِشت من، دوزخ من بهشت من
مونس روزگار من، شمس من و خدای من
برق اگر هزار سال چرخ زند به شرق و غرب
از تو نشان کی آورد؟ شمس من و خدای من
🔻البته آنچه عذری بر گزافات اهل عرفان میتواند که بشود، ولی بر شیعه مصداقی نمییابد، همان متنوبستر شاعرانگیِ پرشور، بل شعراندیشی اهل عرفان است تا حتی آنگاه که اهلعرفان "نظمِ تعلیمی" تقریر میکند، مثل شیخمحمود شبستری احتجاجش "شاعرانه" باشد که گفت:
روا باشد "انالحق" از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی؟!
🔺در حق گزافات تشیع هرگز این چشمپوشی و رواداری را نمیتوان داشت، که نسبتی با تذوق و شاعرانگی نداشته، بلکه در کوری و کبودی و جلادت هیچ کم از رقبای اهل تسنن خویش نداشتهاند، بَل هُم قَسیُّ قُلوبا...! اما این هست که تشیع و تصوف در بنمایههای اعتقادی اشتراکات اساسی دارند، که شرح و تفصیلِ چرایی و چگونگیِ آن، بحث بسیار جذابِ تاریختمدنی است "کاین زمان بگذار تا وقت دگر"!
📺 اعتراف به شرکِ شیعه
📺 شرک شیعه بروایت عبدالله هاشم
📕توحید اسلام: شرک در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستیاش
📺 خاصترین آیات دربارۀ شرک
📕تشیع: مذهبتراشی سیاسی ایرانیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس و شیعه
📺 فواید امام: اینا مال پخش نیست!
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اعتراف به شرکِ شیعه
🎙آخوند #عبدالحریم_سلیمانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تشیع در مقابلِ قرآن (آیا الله برای بندهاش کافی نیست؟)
🎙آخوند #عبدالحریم_سلیمانی
📕ساختار مشرکانۀ تشیعها
📺 آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟
📺 شرک شیعه بروایت عبدالله هاشم
📕توحید اسلام: شرک در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
📺 شوکهکندهترین آیات دربارۀ شرک
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 فوایدِ امام: اینا مال پخش نیست!
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتی»
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
🔻آخوند سلیمانی
📺 تقلای سلیمانی برای تبرئۀ اسلام
📺 داروین (ص) و دود شدنِ آدموحوا
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلامِ موجود افتضاحه
📕دشواریهای براهین اثبات وجود خدا
📻 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 در قرآن مجازاتِ اعدام نداریم!
📻 دفاع از بشار اسد؛ تکلیف شرعی یا مصلحت سیاسی؟!
📺 مردم ایران یا فلسطین؟
📺 سیاست جمهوری اسلامی در قبال فلسطین تغییر خواهد کرد؟
📺 حق «عدم بیعت»
.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ضربۀ تحریم معادلِ ۶۴ سال جنگ!!
🎙#سعید_شریعتی
🔸ضرر و زیان مردم در ۲۰ سال تحریم، ۸ برابر ۸ سال جنگ با عراق است یعنی ۶۴ سال جنگ!
🔸مردم کارنامه را میبینند؛ جی.دی.پی ما در سال ۱۳۸۴، ۳۰۰ میلیارد دلار بود؛ باید امسال می شد ۱۳۰۰ میلیارد دلار، اما الان خیلی که دست بالا میگیرند ۴۵۰ میلیارد دلار هستیم
🔸نزدیک به ۳ هزار میلیارد دلار خسارت دیدیم،
🔸خسارت جنگ ۸ سالهی ایران و عراق در بهترین برآورد ۴۰۰ میلیارد دلار بود
@TahlilZamane
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#سعید_شریعتی
🔸ضرر و زیان مردم در ۲۰ سال تحریم، ۸ برابر ۸ سال جنگ با عراق است یعنی ۶۴ سال جنگ!
🔸مردم کارنامه را میبینند؛ جی.دی.پی ما در سال ۱۳۸۴، ۳۰۰ میلیارد دلار بود؛ باید امسال می شد ۱۳۰۰ میلیارد دلار، اما الان خیلی که دست بالا میگیرند ۴۵۰ میلیارد دلار هستیم
🔸نزدیک به ۳ هزار میلیارد دلار خسارت دیدیم،
🔸خسارت جنگ ۸ سالهی ایران و عراق در بهترین برآورد ۴۰۰ میلیارد دلار بود
@TahlilZamane
📺 ما انقلابیایم؛ مالزی الگو نیست
📺 ع.خا: رفاه مردمو بیدین میکنه
📺 مسئول اسنپبک و جنگ ۱۲ روزه کیست؟
📺 قربانیکردن برجام بهپای دلباختگی خامنهای به فلسطین
📕کدهای مهم حسن روحانی
📺 نقش خامنهای در شکستِ برجام
📺 برجام ذبح شد بهپای به فلسطین
📺 عاملِ شکست برجام و گرفتاریِ جنگ و تحریمهای فلجکننده
📉 عدمالنفع ۱٫۳ تریلیون دلاری اتم
📌 ۶۰ هزار میلیارد و قالی - قاسم!
📺 بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رانت
📺 باجخواهی علنی ۲۵۰۰ میلیاردی
📺 ۴۵۰ میلیارد دلار یعنی چه؟
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin