نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطرات و خطرات
مسئله‌ی اساسی که اصلاً دوستان غربی ما با تأسیس کارخانه مخالف بودند. وای به آن که به دست روس‌ها انجام شود
«به ما ذوب‌آهن نمی‌دادند تا پیشرفت نکنیم» (۱/۲)


✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 اینکه غربی‌ها نمی‌خواستند ما صنایع سنگین مثل ذوب‌آهن داشته باشیم یکی دیگر از آن افسانه‌های قدیمی رایج در ایران و ناشی از ندانستن عملکرد اقتصاد در یک کشور نسبتاً آزاد غربی است. بسیار مشاهده می‌شود که حتی حکومتی‌ها به همین حرف استناد می‌کنند و می‌گویند «نگاه کنید! شاه و جمهوری اسلامی نداره این‌ها با پیشرفت ایران مخالفند!» و با همین دست دعاوی این‌بار بیست سال یک برنامه فاجعه‌بار هسته‌ای را به بخشی از افکار عمومی در کشور به‌عنوان برنامه‌ای برای پیشرفت و استقلال کشور فروختند.

🍂 در این‌گونه دعاوی حتی ساده‌ترین ملاحظات منطقی نادیده گرفته می‌شوند. یک لحظه فکر کنید اگر ایالات متحد به‌راستی نمی‌خواست ایران ذوب‌آهن و فولاد داشته باشد آن هم در دهۀ چهل خورشیدی که ایران بسیار ناتوان‌تر از دهه پنجاه و وابسته‌تر به ایالات متحد بود هیچ ابزاری برای جلوگیری از خرید آن از شوروی نداشت؟ نمی‌گویم می‌توانست تأسیسات ذوب‌آهن را بمباران کند. اصلاً نیازی به چنین اقدامی نبود. آیا با چند تا تحریم یا حتی با چند تا لغو قرارداد نمی‌توانست شاه را تحت فشار بگذارد و ناچارش کند قرارداد با شوروی را لغو کند؟ بعد مگر کل حجم اقتصاد ایران در دهۀ چهل خورشیدی چقدر بود که ایالات متحد از تولید حداکثر چند میلیون تن فولاد در آن نگران شود؟ توهم و خودبزرگ‌بینی و خودمرکزعالم‌پنداری تا کی؟!

🍂 در واقعیت هیچ دولت غربی مانع فروش مجتمع ذوب‌آهن و فولاد به ایران نمی‌شد. صرفاً ملاحظات اقتصادی و محاسبۀ سود و زیان اقتصادی باعث می‌شد شرکت‌های غربی حاضر به سرمایه‌گذاری مشترک در این زمینه نباشد. شرکت‌های آلمان غربی حاضر بودند مجتمع ذوب‌آهن و فولاد را به ایران بفروشند. یعنی پولش را بگیرند، کارخانه را تحویل دهند و تمام. مشکل اینجا بود که ایران در دهۀ چهل هنوز پول کافی برای ایجاد یک مجتمع عظیم نداشت.

🔺🔻در نتیجه تنها دو راه پیش‌روی ما بود:

▪️یا باید از بانک جهانی وام می‌گرفتیم، با پول آن کارخانه را می‌خریدیم و بعد با سود حاصل از عملکرد کارخانه اقساط وام را پرداخت می‌کردیم؛

▪️یا باید یک شرکت غربی مانند صنایع کروپ را راضی می‌کردیم با ما وارد سرمایه‌گذاری مشترک شوند. یعنی بخشی از تأمین مالی ساخت مجتمع را بر عهده بگیرند و در سود حاصل از عملکرد آن شریک شوند. بعداً اگر ایران خواست سهام آن شرکت را بخرد یا مثلاً شرایطی در قرارداد بگنجانند که پس از مدتی کل سهام کارخانه به ایران تعلق خواهد گرفت.

🍂 شرکت آلمانی، علی‌رغم فشار دولت آلمان غربی به آن برای همکاری با ایران، نهایتاً زیر بار نرفت و از این قضیه شانه خالی کرد. آیا آن شرکت چشم دیدن پیشرفت ایران و حداکثر چند میلیون تن (در آن زمان چند صد هزار تن) فولاد و آهن ساختن ما را نداشت؟ به‌هیچ‌وجه. دلیلش پیشینۀ اجرای پروژۀ ذوب‌آهن و فولاد در دیگر کشورهای جهان سوم بود. ایران درواقع اولین کشوری نبود که حاکمان آن دچار چنین توهماتی شده بودند که کلید پیشرفت ما نه آزادی اقتصادی و سیاسی بلکه مجتمع‌های بزرگ صنعتی است. تمام پروژه‌های مشابه در کشورهای جهان سوم مثل آمریکای لاتین زیان داده بودند. مثلاً غربی‌ها برای بولیوی که آن زمان حکومت راست‌گرا داشت ذوب‌آهن ساخته بودند.

🔺هیچ‌کدام از این‌ها به سودآوری نرسیده بودند چون برای داشتن ذوب‌آهن و فولاد سودآور فقط کافی نیست که شما سنگ آهن، ذغال‌سنگ و آب کافی داشته باشید. آهن و فولاد مثل هر محصول دیگری باید بازار داشته باشد. برای آنکه فولاد و آهن بازار داشته باشد شما باید صنعت داشته باشید که در آن زمان ما به اندازۀ کافی نداشتیم. عمدۀ تولید ما عبارت از نفت بود و کشاورزی که آن زمان کفاف جمعیت ۳۰ میلیونی ایران را به‌سادگی می‌داد. الان را نگاه نکنید که جمعیت ایران ۹۰ میلیون شده است و وارد دورۀ کم‌آبی هم شده‌ایم. در این شرایط آن همه آهن و فولاد را برای چه می‌خواستیم تولید کنیم؟

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
خاطرات و خطرات
مسئله‌ی اساسی که اصلاً دوستان غربی ما با تأسیس کارخانه مخالف بودند. وای به آن که به دست روس‌ها انجام شود-
«به ما ذوب‌آهن نمی‌دادند تا پیشرفت نکنیم» (۲/۲)


شاید بگویید می‌خواستیم صنعتی بشویم؟ بسیار خب، اگر صنعت کشور بتواند فولاد مورد نیاز خود را با قیمت کمتر از خارج وارد کند دیگر چه اصراری‌ست آن را با قیمت گران‌تر و بشیوۀ ناکارآمدتر در داخل بسازد؟ به جز ایدئولوژی خودکفایی چه دلیل دیگری برای این کار وجود دارد؟

🍂 از جنبۀ اقتصادی خیلی فاکتورها باید در کنار هم باشند تا تولید یک کالا در مقایسه با واردات آن توجیه اقتصادی داشته باشد. برای مثال الان ایران بطور آزمایشگاهی توان این را دارد که گوشی هوشمند بسازد. مانع علمی-نظری برایش وجود ندارد. نه فقط ایران که روسیه، ترکیه، هند، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، برزیل، مصر و... احتمالا همگی توان انجام این کار را دارند. نهایت این است که ناچار باشند چند قطعه را وارد کنند.

پس چرا هیچ‌کدام چنین کاری را انجام نمی‌دهد؟

🔺پاسخ این است که این کار توجیه اقتصادی ندارد و به هدررفت منابع منجر می‌شود. آن زمان هم در ایران تولید آهن و فولاد با حجم بالا توجیه اقتصادی نداشت. واقعیت آن است که جمهوری اسلامی این طرز فکر فاجعه‌بار خودکفایی را از قال باقر و قال صادق در نیاورد. منشاء این طرز فکر جای دیگری بود و مدت‌ها پیش از آنکه به انقلابیون ۵۷ برسد میان چند گروه و دستۀ سیاسی که اتفاقاً دشمن یکدیگر هم بودند دست به دست شده بود.

🍂 خلاصه، دولت ایران در آن زمان کوشید از بانک جهانی وام مورد نیاز را دریافت کند. اما دریافت وام شرایطی دارد. همه جا مانند اینجا نیست که بروند مگامال درست کنند و وقتی معلوم شد بازگشت سرمایه ندارد بانک مرکزی با تورم از جیب ۹۰ میلیون نفر تاوان سرمایه‌گذاری غلط چند نفر را بپردازد. بانکی که می‌خواهد وام بدهد می‌آید بررسی می‌کند که وام‌گیرنده چه پروژه‌ای مدنظر دارد و آیا این پروژه به اندازۀ کافی سودآور خواهد بود که بعد بتواند اقساط من را بازپرداخت کند؟

🍂 بانک جهانی در آن زمان همین کار را انجام داد. کارشناسی برای بررسی موضوع به ایران فرستاد و آن کارشناس تشخیص داد که چنین پروژه‌ای با این عظمت نه در آن زمان مورد نیاز ایران بود و نه می‌توانست بازگشت سرمایه داشته باشد. پیشنهاد بانک جهانی این بود که فعلاً مجتمع کوچک‌تری برای ذوب ضایعات آهن موجود در کشور ساخته شود تا نیاز داخل را تأمین کند. اما ذوب ضایعات آهن چیزی نبود که بتواند شهوت «صنعتی کردن کشور» در این عصر شکوهمند را ارضاء سازد. کودک حاکم بر کشور مجتمع «گنده» از همان‌ها که شوروی دارد می‌خواست.

🍂 نظر کارشناس بانک جهانی را آن زمان به دشمنی با ایران و اعمال نفوذ قدرت‌های بزرگ در نهادهای بین‌المللی تعبیر کردند. حتی مخالفت بعضی کارشناسان داخلی سازمان برنامه با این پروژه را «خیانت» خواندند. کارشناسانی که نه چریک بودند نه خرابکار نه روشنفکر نه می‌خواستند انقلاب پرولتری راه بیاندازند نه مجاهد و توده‌ای و مصدقی و آخوند بودند. درواقع آدم‌های خود سیستم بودند که اتفاقا گرایش دولت‌گرایی داشتند، با این تفاوت که قدری اقتصاد سرشان می‌شد و در چهارچوب همان طرز فکر دولت‌گرایی خود به حداقل‌هایی برای سرمایه‌گذاری درست منابع پایبند بودند.

🍂 بروید خاطرات ابوالحسن ابتهاج را بخوانید ببینید همین بانک جهانی بر سر پروژۀ سد دز چقدر با ایران راه آمد و کاری را برای ما انجام داد که برای هیچ کشور دیگری انجام نداده بود. اگر همکاری ویژۀ بانک جهانی نبود آن پروژه اصلاً اجرا نمی‌شد - که با این وضع کنونی خوزستان شاید اگر اجرا نمی‌شد بهتر بود. لابد اگر برای سد دز هم وام نمی‌دادند الان می‌گفتند:
غرب نمی‌خواست ما سد داشته باشیم و پیشرفت کنیم!


🍂 پس نه وام می‌دادند و نه حاضر به سرمایه‌گذاری مشترک می‌شدند. ایران اگر اصرار داشت که ذوب‌آهن عظیم داشته باشد باید پولش را می‌پرداخت که آن زمان هنوز نفت آن‌قدر گران نشده بود و چنین پولی در دسترس نبود. اینجا بود که پای شوروی به قضیه باز شد. در شوروی برخلاف غرب صنایع خصوصی نبودند و در نتیجه ملاحظات سیاسی بر اقتصادی می‌چربیدند؛ یا بهتر است بگوییم اصلاً ملاحظات اقتصادی در نظام سوسیالیستی وجود ندارد. شوروی که از ساقط کردن شاه ناامید شده بود سیاستش بر این قرار گرفت که با واقعیت موجود کنار بیاید و همان حکومت را به طرف خودش بکشاند. پروژه‌های «گنده» و دهان‌پرکن ولی بدون توجیه اقتصادی مثل ذوب‌آهن و فولاد و ماشین‌سازی - که این یکی را چکسلواکی اجرا کرد - در راستای همین سیاست بود.

🔺این همکاری نهایتا منجر شد به قرارداد تهاتر گاز در ازای تحویل مجتمع فولاد و ذوب‌آهن میان ایران و شوروی. خود این قرارداد نیاز به بحث جداگانه دارد که اینجا بدان نمی‌پردازم. تا این حد بگویم که کل بودجۀ برنامه عمرانی سوم کشور ۲.۷ میلیارد دلار بود و تنها هزینۀ اجرای خط لولۀ انتقال گاز جنوب ایران به شوروی حداقل ۷۰۰ میلیون دلار هزینه روی دست کشور گذاشت.

@alamehrpouia



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیمان ابراهیم: راز آغاز «قوم برگزیده» (+)


🔻ختنه‌شناسی
📺 ختنۀ آمریکایی!
📺 ورود سنگسار و ختنه به اسلام
📺 مردی توضیح می‌دهد که چرا دستگاه جنسی‌اش را حذف کرد
📺 تیغ‌زنی به خود قبل از نبرد
📺 ورود سنگسار و ختنه به اسلام
📺 چرا مردان باید ختنه شوند؟
📺 اَشکالِ مختلفِ «سنتِ قربانی» و ختنه
📺 ختنه و توجیه‌تراشی برایش😅
📺 اگر دستور ادیان نبود، آیا باز هم فرزندان‌ خود را «مثلۀ جنسی/ختنه» می‌کردید؟
📺 چرا مردان باید ختنه شوند؟
📻 خاستگاهِ سنتِ جاهلیِ ختنه
📻 ۱۴) اسطورۀ قربانی و آیین ختنه
📻 ۱۵) ختنه در مسیحیت و ورود آن به ایران
📕در باب ختنه

🔻خاستگاه‌ یکتاپرستی
📻 ۱. خدایان انسان‌وار و هیولاهای الهی
📻 ۲. شورای الهی
📻 ۳. خانوادهٔ الهی

🔻ابراهیم
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستان‌شناسی بر رگِ افسانه‌‌پردازی
🔻آدم و حوا و هابیل و شیث
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
🔻نوح
📕
افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
🔻موسی
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزه‌ترین یهودی در تاریخ!
🔻یوسف
🎧 یوسف: نیاز جمعی، دروغِ تاریخی
📺 حقیقت پشت داستان یوسف و زلیخا
🔻یونس
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻ایوب و یعقوب
📺 پشت‌پردۀ قصۀ ایوب و یعقوب
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخن‌ور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔻عیسی
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟

🔻خدا و یهودیت

📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
📺 الله و یهوه؛ خدایانی دائم‌الغضب
📺 «الوهیم» یا «العالین»
📺 الله و خواسته‌هایش
📺 دگرگشتِ یهوه
📻 جنگ‌طلبی: از اسلام تا یهودیت
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕علل تاریخیِ بقای خشونت در اسلام نسبت به یهودیت
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📺 کابالا چیست؟
📺 ادیان درباره خدا نمی‌گویند
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری

🔻افسانه‌ها در محک تاریخ/منابع
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشه‌های قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبه‌علم

.


#نقد_ادیان #اسطوره‌شناسی #نقد_یهودیت #خاورمیانه



🌾 @Naqdagin
📺 یهوه در تاریخ (+)
از «خدای طوفان» تا خدای یکتا

🔸یهوه در آغاز، خدایی محلی و خدای طوفان بود که در کوه‌های سینا پرستیده می‌شد. اما چگونه او از میان خدایان کنعان برخاست، جای بعل و اِل را گرفت و سرانجام به تنها خدای یکتا بدل شد؟ در این اپیزود، ردّ او را در کتیبه‌ها، معابد باستانی و روایت‌های مردمی دنبال می‌کنیم؛ سفری پر از راز، تضاد و جنجال.

🔻این اپیزود به ریشه‌های تاریخی و تکامل مفهوم یهوه از یک خدای محلی و قبیله‌ای تا خدای یکتاپرستی جهانی می‌پردازد:

* ریشه‌های بیابانی: یهوه در لایه‌های نخستین روایات، خدای بیابانی و طوفانی است که با نواحی سینا، ادوم و سعیر پیوند خورده و مظهر ظهوری سهمگین با رعد و باد است.

* جذب و جایگزینی خدایان کنعانی: در کنعان، صفات یهوه با خدایان محلی مانند ایزد اِل (پدر خدایان) و بعل (خدای باران و باروری) هم‌پوشانی داشت. پیامبران به تدریج آیین‌های بعل را نفی کرده و القاب ال (مانند ال عِلیون و ال شدای) را برای یهوه به کار بردند.

* گذار به خدای جهانی: با تأسیس پادشاهی و معبد، یهوه (که اکنون یهوه صبائوت یا خدای لشکریان نامیده می‌شد) به مرکز قدرت شهری آمد. دو عامل اصلی این گذار به یکتاپرستی (Monotheism) را شتاب داد: اصلاحات دینی در تمرکز پرستش در معبد واحد، و تجربه‌ی تبعید و ویرانی که نیاز به بازاندیشی رادیکال و فراتر رفتن از مرزهای قومی را ایجاد کرد.

* شواهد باستان‌شناسی: یافته‌هایی از سده‌های هشتم و هفتم پیش از میلاد و همچنین پیکره‌های سفالی زنانه در خانه‌های یهودا، نشان می‌دهند که در سطح آیین‌های مردمی، گاهی یهوه با الهه‌ی مادینه‌ای به نام اَشیرا (یهوه و اشیرای او) همنشین بوده است؛ امری که با متون رسمی که آن را نکوهش می‌کردند، در تضاد بود.

* چهره‌ی متناقض: یهوه دارای دو چهره است: یکی اخلاق اجتماعی (پناه بیوه و یتیم، مدافع عدالت) که صدای پیامبران است، و دیگری چهره‌ی جنگی (فرمانده نبردها، خدای نابودسازی آیینی دشمن) که محصول مرز و بقای قبیله‌هاست.



🔻خاستگاه‌ یکتاپرستی
📻 ۱. خدایان انسان‌وار و هیولاهای الهی
📻 ۲. شورای الهی
📻 ۳. خانوادهٔ الهی

🔻ابراهیم
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستان‌شناسی بر رگِ افسانه‌‌پردازی
🔻آدم و حوا و هابیل و شیث
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
🔻نوح
📕
افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
🔻موسی
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزه‌ترین یهودی در تاریخ!
🔻یوسف
🎧 یوسف: نیاز جمعی، دروغِ تاریخی
📺 حقیقت پشت داستان یوسف و زلیخا
🔻یونس
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻ایوب و یعقوب
📺 پشت‌پردۀ قصۀ ایوب و یعقوب
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخن‌ور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔻عیسی
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟

🔻افسانه‌ها در محک تاریخ/منابع

📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشه‌های قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبه‌علم

📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
📺 الله و یهوه؛ خدایانی دائم‌الغضب
📺 «الوهیم» یا «العالین»
📺 الله و خواسته‌هایش
📺 دگرگشتِ یهوه
📻 جنگ‌طلبی: از اسلام تا یهودیت
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕علل تاریخیِ بقای خشونت در اسلام نسبت به یهودیت
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📺 کابالا چیست؟
📺 ادیان درباره خدا نمی‌گویند
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری

.


#نقد_ادیان #اسطوره‌شناسی #نقد_یهودیت #خاورمیانه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️به‌خاطر فقط شش زنِ فقیرِ نتیجتا بی‌لباسِ پناهنده به خانه‌ی سردار زارعی، صرفا از روی بخل و حسد، هزار حرف براش ساختید،

▪️بخاطر ۱۲۰ نفر از افراد بسیار مهم مملکت که مصطفی کواکبیان گفت با سیدۀ عفیفه، بانو کربلایی کاترین شکدم، عقد خواهری و صیغه‌ی انقلابیِ محرمیت بسته‌اند، هزار حرف و حدیث ساختید و بزرگ‌نمایی کردید،

▪️به‌خاطر یک بوسه‌ی کوتاهِ و نُقلیِ کامران دانشجو با خانمِ نماینده‌ی مجلس توی آسانسور، آبرو براش نذاشتین،

▪️به‌خاطر یک هم‌بستریِ ۲۰دقیقه‌ای با زنِ جوانِ شوهردار، آبروی امام‌جمعه‌ی تویسرکان را بردید،

▪️به‌خاطر یک کاخ کوچکِ چند هزار متری، علی‌اکبر ولایتی را خون به جگر کردید،

▪️به‌خاطر ۱ موبایل آیفون ۱۳ پرو مکس، آبروی دختر حاج قاسم را بردید،

▪️به‌خاطر تجاوزِ غیرعمدِ ساده به ۶۰ تا نهایتا ۷۰ تا بچه‌ی شاگردِ کلاسِ قرآن، حیثیت برای حاج سعید طوسی نگذاشتید،

▪️به‌خاطر ۲ تا واحد آپارتمانِ ناقابلِ ۴۰ میلیاردی توی ترکیه و کاخِ میلیاردی توی استرالیا، ۲۷۰ تا بی‌ام‌و وارداتی از دبی و بخششِ اونا برای رأی توی انتخابات ریاست‌جمهوری و چند تا چمدون سیسمونیِ ناقابل از استانبول و چند هزار میلیارد ناقابل در شهرداری تهران و پاساژ پالادیوم و هتل اسپیناس، با آبروی سردار زاهد و پادکست قالیباف بازی کردید،

▪️به‌خاطر سی، چهل تا شغل و یک دبیرستانِ غیرانتفاعیِ ناقابل در شمال تهران، با آبروی حداد عادل بازی کردید،

▪️به‌خاطر مافیای شکر و گندم و … و چند تا حسابِ چندصد میلیاردی، با آبروی آیت‌الله مکارم شیرازی بازی کردید،

▪️به‌خاطر چند کشتی تجاریِ ناقابلِ بچه‌های پاسدار شمخانی و ویلای چندصد میلیاردیِ نوه‌ی نازنینش، و دوکلته‌ی دشمن‌کور کن دختر انقلابی‌اش و حجاب فاطمی همسرش حاج‌خانم آذر، با آبروی ایشان بازی کردید و عمل مقدس و جهادیِ دور زدن تحریم و مبارزۀ آزادی‌بخش با امپریالیسم رو «کاسبی کثیف تحریم» جا زدید،

▪️به‌خاطر یک لباسِ نامتعارف و نیمه‌عریان در کشور کانادا، آبروی نوه‌ی امام را بردید،

▪️به‌خاطر دو موشک کوچولوی سپاه به هواپیمای اوکراینی، آبروی فرمانده‌ی هوافضای سپاه را بردید،

▪️به‌خاطر تعداد معدودی (۴ تا ۵) هزار آقازاده‌ی ساکن آمریکا، آبروی پدرانِ پاک‌دستشان را بردید،

▪️به‌خاطر هنرنمایی‌های تخت‌خوابیِ ساشا سبحانی غیور در ونزوئلا، از مقاومت و تحریم بدگویی و سیاه‌نمایی کردید،

▪️به‌خاطر اختلاسِ چند هزار میلیاردیِ آقای طبری که می‌رفت اعدام شود و به‌خاطر حرمتِ نون و نمک و رفاقت با آقای اژه‌ای که آزاد شد و بنده‌خدا در ویلای لاکچری در منطقه‌ی بد آب‌وهَوای لواسان تبعید شد، آبرویش را بردید. پس رفاقت به چه دردی می‌خوره؟

▪️به‌خاطر یک هم‌جنس‌بازیِ ساده بدونِ دخول کامل، با آبروی مدیرکلِ ارشاد اسلامیِ گیلان بازی کردید،

▪️وای بر شما!
به‌خاطر یک هم‌جنس‌بازیِ ساده باجناق‌ها، با آبروی آخوند حق‌شناس بازی کردید،

▪️به‌خاطر ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلارِ ناقابل 😳 اختلاسِ چای دبش، آبروی داماد... و خودش را بردید،

▪️به‌خاطر اختلاسِ ۱۷٬۰۰۰ میلیارد تومانِ علیرضا زاکانی، شهردار تهران، و به‌خاطر عقدِ ۴ زنِ دائمی و چندین زنِ صیغه‌ای و حضورِ فرزندانش در آمریکا و کانادا، با آبروی این مردِ انقلابیِ خالصِ جهادیِ ذوب‌شده در ولایت، همان شخصی که پای یک تار موی زنان و دخترانِ ما تعصب دارد، بازی کردید و خدا را در نظر نگرفتید،

▪️به‌خاطر چند هزار متر زمینِ ناقابل توی ازگل و مدرسه‌ی غیرانتفاعی توی سعادت‌آباد، که همش از یه اشتباه تایپی توی امضا رخ داده‌بود، آبروی حضرت آیت‌الله صدیقی، امام‌جمعه‌ی تهران را بردید،

▪️و چندین‌وچند افترای دیگه که حضور ذهن ندارم...

❗️وای بر شما! که رحم و مروت نسبت به یاران انقلابی را ندارید و مرتب لجن‌پراکنی می‌کنید.

❗️ وای بر شما نمک‌نشناس‌ها! منتظرِ مجازات خدا و انتقامِ سختِ روزِ قیامت باشید!

❗️به‌جای این کارهای زشت، برین توبه کنین و حجابتون رو درست کنین.

🔻با اشتراگ گذاشتن این پست، نگذرايد که زمان، این اتفاقات را از خاطرمان ببرد و به توصیه‌های مقام عظما عمل بفرمایید. جهاد تبیین‌تان مقبول حق:
«بله، ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لیکن قوّتی داریم، توانایی‌هایی داریم، کارهایی شده، تلاش‌هایی شده؛ این‌ها را روایت کنیم و به مردم بگوییم».

وقتی مسئولان یا رسانه‌ها در مقابل مردم سخن می‌گویند، «راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند».

«موضوعاتی که مردم را نگران می‌کند، از سوی هیچ‌کس بیان نشود».


.


#حکومت_اسلامی #زنان



🌾 @Naqdagin
📺 هجویات
در باب فیلم عروسی دختر شمخانی

🎙#محمدعلی_جنت‌خواه

🔸محمدعلی جنت خواه در این ویدئو، انتشار فیلم خصوصی عروسی دختر علی شمخانی را نه یک عمل غیراخلاقی، بلکه حق مردم و اقدامی برای مقابله با دورویی مسئولان می‌داند. او استدلال می‌کند که
حریم خصوصی یک مسئول بلندپایه که با پول مردم زندگی کرده و برای زندگی دیگران تعیین تکلیف می‌کند، با یک شهروند عادی یکسان نیست.

انتقاد اصلی متوجه تناقض بین شعارهای ساده‌زیستی و ارزشی یک مسئول با عمل اوست؛ جایی که مبلغ «انقلاب مستضعفان» برای فرزندش در هتل لاکچری مراسم می‌گیرد. از نظر گوینده، این انتشار ضروری است تا هزینه‌ی دروغگویی و دورویی در بدنه‌ی حاکمیت افزایش یابد.

🔸او خشم عمومی را صرفاً ناشی از تجملات نمی‌داند، بلکه آن را نتیجه‌ی مستقیم اختلاف طبقاتی شدید و مقایسه‌ی این زندگی مجلل با وضعیت معیشتی بد و بلاتکلیفی جوانانی می‌داند که به دلیل سیاست‌های غلط اقتصادی و خارجی کلانِ حکومت ج.ا قادر به ازدواج نیستند.

🔸گوینده همچنین ادعاهایی مبنی بر اینکه این عمل کار «جاسوسان خارجی» است یا اینکه فرزندان مسئولان «بی‌گناه» هستند را رد کرده و تأکید می‌کند که فرزندان نیز به دلیل استفاده از منابع عمومی، از مسئولیت پدرشان جدا نیستند.

🔸همچنین، او جریان‌های سیاسی را که در گذشته فیلم‌های خصوصی را منتشر می‌کردند و اکنون این اقدام را محکوم می‌کنند، به دوگانگی اخلاقی و سیاه‌بازی متهم می‌کند، و از انتشار گسترده‌تر زندگیِ واقعی و پشتِ نقلابِ مسئولان جمهوری‌اسلامی استقبال می‌کند و این اقدام را از مصادیقِ «امر به معروف و نهی از منکر» و «عمل صالح» می‌داند تا نفاق و دورویی آن‌ها و ذاتِ نظام ایدئولوژیکِ اسلامی آشکارتر شود.

📺 حاج خانوم آذر!
📺 دِکولته‌پوشانِ ولایی
— دافی به‌نام حسنِ هول: تجسمِ وحدتِ "چشم و آلت و دهن"
📺 اشرافیتِ برهنۀ محور مقاومت
📕جیب خاندانِ شمخانی!
📕آدمیرال شمخانی: نمادِ شایسته‌سالاری و حلال‌خوری در جبهۀ انقلاب!

.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی شمخانی، مهر ۱‍۳۵۹:
«خلیج اسلام» گذرگاه «صدور انقلاب اسلامی» است!

علی شمخانی، مهر ۱۴۰۴:
«دِکولتۀ ولاییِ» دخترم و «چاکِ انقلابیِ» سینه‌های قرآنی‌اش، و بدنِ دشمن‌شکنِ «حاج‌خانم» آذر و کشتی‌های «حامی مستضعفینِ» [بنا به تفسیر خط‌شکنِ امام خامنه‌ای] هکتورِ اهلِ «کار آزاد»، گذرگاهِ «دخولِ انقلاب اسلامی» در چشمِ ۹۰ میلیون فارسِ فاشیستِ حسود و بخیلِ صهیونیستِ «خلیجِ فارس»پرستِ مرکزگراست! من هنوز زنده‌ام، حرام‌زاده‌ها!


📺 زنده‌ها، من هنوز (...)ام!
📺
هجویات
📺 حاج خانوم آذر!
📺 دِکولته‌پوشانِ ولایی
— دافی به‌نام حسنِ هول: تجسمِ وحدتِ "چشم و آلت و دهن"
📺 اشرافیتِ برهنۀ محور مقاومت
📕جیب خاندانِ شمخانی!
📕آدمیرال شمخانی: نمادِ شایسته‌سالاری و حلال‌خوری در جبهۀ انقلاب!

.


#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
#توییت‌خوان

🔸از این به بعد فیلم پورن، همجنس‌بازی، سکس گروهی، عرق‌خوری، اسناد دزدی و هر پدرسوخته‌بازی از مسئولان جمهوری اسلامی بیاد بیرون، نیش‌شون رو باز کنن و به عبری بنویسند:
«حروم زاده‌ها من هنوز زنده‌ام...!»

آره، تو و زنت زنده‌اید، شایدم ج....


📺 زنده‌ها، من هنوز (...)ام!
📕«خلیج اسلامی» «دِکولتۀ ولاییِ» «چاکِ انقلابیِ»
📺 حاج خانوم آذر!
📺 دِکولته‌پوشانِ ولایی
— دافی به‌نام حسنِ هول: تجسمِ وحدتِ "چشم و آلت و دهن"
📺 اشرافیتِ برهنۀ محور مقاومت
📕جیب خاندانِ شمخانی!
📕آدمیرال شمخانی: نمادِ شایسته‌سالاری و حلال‌خوری در جبهۀ انقلاب!

.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
📘دوروییِ انقلابی و وقاحتِ آخوندی
مقایسۀ رسوایی مقامات عالی در ج.ا، ژاپن و چین

🍂 رسوایی‌های عمومی مقامات ارشد، همواره محکی برای سنجش سیستم‌های سیاسی و میزان پاسخگویی آن‌ها به افکار عمومی‌ست. واقعه‌ای نظیرِ فیلم عروسی مجللِ دختر یک مقام عالی‌رتبۀ دولتی، که هم‌زمان حامیِ سخت «ساده‌زیستی»، «حجاب اجباری» و «اقتصاد مقاومتی» است، تضاد عمیقی میان گفتار و کردار را به نمایش می‌گذارد. بررسی چگونگی واکنش به چنین رسوایی‌هایی در سه فرهنگ سیاسی متفاوتِ ایران، ژاپن و چین، پرده از سازوکارهای متمایز قدرت و مشروعیت برمی‌دارد.

۱. ایران (مدل شمخانی): تکیه بر اقتدار در برابر مشروعیت ایدئولوژیک

🍂 در ج.ا، رسوایی علی شمخانی (مشاور رهبر و دبیر سابق شورای امنیت) به دلیل ماهیت دوگانه‌اش ابعاد پیچیده‌ای یافت. این واقعه یک رسوایی صرفاً مالی یا اخلاقی نبود، بلکه یک بحران ایدئولوژیک بود.

🍂 از سویی، تجمّل‌گرایی عروسی و اتهامات گسترده مبنی بر ثروت‌اندوزی و کاسبی‌های کلان تحریمی فرزندش (هکتور)، بشدت با شعارها و سیاست‌های رسمی حکومت (مانند ساده‌زیستی و اقتصاد مقاومتی) در تضاد بود. از سوی دیگر، پوشش نامتعارف دختر و بی‌حجابی همسر جوان این مقام و حضورش در میان زنانِ بی‌حجاب و نیمه‌برهنه، در تعارض مستقیم با مواضع سخت‌گیرانۀ خود او در حمایت از «حجاب اجباری» و «واجب شرعی - سیاسی دانیِ حجاب» توسط رهبر قرار داشت.

🔶 واکنش فرد و حکومت:

🍂 پاسخ شمخانی، "حرام‌زاده‌ها، من هنوز زنده‌ام!"، جوهر واکنش در این بستر را آشکار می‌کند. این پاسخ نه یک عذرخواهی یا استعفا، بلکه اعلام موضع قدرت و انکار رسوایی بود. در این مدل، مقام مسئول به جای تمکین به افکار عمومی یا اصول ایدئولوژیک تبلیغ‌شده، بر اقتدار سیاسی و موقعیت درونی خود تکیه می‌کند. حکومت نیز در قبال چنین رسوایی‌هایی، به ندرت تحقیقات علنی و رسمی را آغاز می‌کند؛ زیرا حفظ انسجام و اقتدار حلقه‌های درونی قدرت بر پاسخگویی به عموم ارجحیت دارد. نتیجه آن است که فرد در حاشیه امن قدرت باقی می‌ماند، اما سرمایه اجتماعی و مشروعیت ایدئولوژیک نظام بیش از پیش آسیب می‌بیند.

۲. ژاپن: استعفای اخلاقی برای حفظ آبرو

🍂 در ژاپن، ارزش‌های سنتی آبرو (Meiyo) و مسئولیت‌پذیری عمومی (Kōteki Sekinin) بر فرآیند سیاسی حاکم هستند. رسوایی یک مقام در مورد تجمل‌گرایی، به سرعت بعنوان «نقض اعتماد عمومی» تلقی می‌شود.

🔶 واکنش فرد و حکومت:

🍂 مقام ژاپنی مورد نظر، بدون لحظه‌ای تأخیر، با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی، عذرخواهی عمیق (Dogeza) 🙇‍♀️ می‌کرد. این اقدام، اعتراف به «نقص در قضاوت» و «عدم درک حساسیت‌های عمومی» تلقی می‌شود. مهم‌ترین اقدام او استعفای فوری و داوطلبانه بود. در فرهنگ ژاپنی، استعفا راهی برای پذیرش مسئولیت اخلاقی و در عین حال حفظ حداقل آبرو برای خود و سازمانی‌ست که نمایندگی می‌کند. حکومت و حزب حاکم نیز بسرعت استعفا را می‌پذیرند تا از متهم شدن به ضعف اخلاقی و سیاسی اجتناب کرده و ثبات نظام را حفظ کنند. در ژاپن، چنین رسوایی‌هایی تقریبا همیشه به پایان یافتن کار سیاسی فرد منجر می‌شود.

۳. چین: انضباط آهنین حزب و مبارزه با فساد 🇨🇳

🍂 در جمهوری خلق چین، رسوایی این مقام (با وجود اتهامات مالی سنگین) نه یک مسئلۀ اخلاقی-اجتماعی، بلکه یک بحران انضباطی حزبی تلقی می‌شد.

🔶 واکنش فرد و حکومت:

🍂 حزب کمونیست چین بلافاصله این موضوع را تحت بررسی کمیسیون مرکزی بازرسی انضباطی (CCDI) قرار می‌داد. تجمل‌گرایی و ثروت‌اندوزی فرزند، بعنوان شواهدی از فساد و «زندگی بورژوایی» و نقض اصول انضباطی حزب تلقی می‌شد. در این بستر، مقام مسئول هیچ راهی جز اعتراف و تسلیم کامل نداشت. هرگونه واکنش تند و توهین‌آمیز شبیه به شمخانی، نه‌تنها نابخشودنی بود، بلکه به معنای به چالش کشیدن اقتدار حزب تلقی می‌شد و مجازات را به حذف سیاسی و محاکمه شدید تبدیل می‌کرد.

🍂 حزب از این واقعه برای تقویت مشروعیت خود در راستای مبارزه با فساد استفاده می‌کرد. مجازات می‌توانست شامل اخراج از حزب، تنزل رتبه، مصادرۀ اموال و حتی زندان باشد. در چین، هدف از برخورد، حذف فردی است که نظم حزبی را به هم زده تا پیامی قاطع به سایر مقامات مبنی بر عدم تحمل «امتیازات پنهانی» داده شود.

🔺نتیجه‌گیری

🍂 مقایسۀ این سه بستر نشان می‌دهد که پاسخگویی به رسوایی در هر کشوری تابعی از منبع مشروعیت قدرت است. در ایران، قدرت بر اقتدار فردی و پنهان تکیه دارد و پاسخگویی با انکار و توهین خنثی می‌شود. در ژاپن، قدرت بر اعتماد عمومی و آبرو استوار است و پاسخگویی با استعفای اخلاقی تضمین می‌شود. در چین، قدرت بر انضباط حزبی تمرکز دارد و پاسخگویی با تصفیه سیاسی و مجازات سخت‌گیرانه اجرا می‌شود. مدل شمخانی در ایران، نمونه‌ای از سیستمی‌ست که در آن، مقام ارشد می‌تواند بدون از دست دادن جایگاه، ایدئولوژی‌ای را نقض کند که خود مبلغش است.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقلاب_ایران_تقریباً_هرگز_رخ_نداد.pdf
220.6 KB
📓انقلاب ایران تقریباً هرگز رخ نداد
زنجیره‌ای از تصادف‌ها و غفلت‌ها: از مشاورِ در حال مرگ تا یک سرمقالۀ ناشیانه

🔸مرور مجله نیویورکر بر کتاب «شاه شاهان» از اندرسون که به کتاب‌های مهم دیگر ازجمله «سقوط بهشت» از اسکات کوپر، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» از کورزمن و «تنهاترین انقلاب» از میرسپاسی هم اشاره می‌کند.

اندرسون می‌نویسد: «هرچه دقیق‌تر به آن نگاه کنیم، این رویداد رازآمیزتر و نامحتمل‌تر به نظر می‌رسد.» یکی از بهترین کتاب‌ها درباره این موضوع، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» (۲۰۰۴) نوشته جامعه‌شناس چارلز کُرزمن، توضیحات مختلف درباره انقلاب را بررسی می‌کند اما همه آنها را رد می‌کند و به جای آن از یک «ضد تبیین» دفاع می‌کند، یعنی تأکید بر استثنایی و غیرقابل توضیح بودن انقلاب. گری سیک، که در شورای امنیت ملی آمریکا در دوران کارتر مسئول امور ایران بود، نگاه مشابهی دارد. او به اندرسون گفته است: «من چهل سال است که این موضوع را مطالعه کرده‌ام و هنوز هم برایم کاملاً قابل فهم نیست.» آیا ممکن است یکی از سرنوشت‌سازترین رویدادهای قرن بیستم صرفاً حاصل یک حادثه بوده باشد؟


@bardiafrh

.


#آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
📺 انقلاب ۵۷: زنجیرۀ حوادث

🔸خلاصه‌ای از ترجمۀ ۱۸ صفحه‌ای مقالۀ «انقلاب ایران تقریباً هرگز رخ نداد؛ زنجیره‌ای از تصادف‌ها و غفلت‌ها: از مشاورِ در حال مرگ تا یک سرمقالۀ ناشیانه» به‌قلم دانیل ایمراوار در مجلۀ نیویورکر، با ترجمۀ #بردیا_فرهمند.

🔸مرور مجله نیویورکر بر کتاب شاه شاهان از اندرسون که به کتاب‌های مهم دیگه از جمله «سقوط بهشت» از اسکات کوپر، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» از کورزمن و «تنهاترین انقلاب» از میر سپاسی هم اشاره می کند.

اندرسون می‌نویسد: «هرچه دقیق‌تر به آن نگاه کنیم، این رویداد رازآمیزتر و نامحتمل‌تر به نظر می‌رسد.» یکی از بهترین کتاب‌ها درباره این موضوع، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» (۲۰۰۴) نوشته جامعه‌شناس چارلز کُرزمن، توضیحات مختلف درباره انقلاب را بررسی می‌کند اما همه آنها را رد می‌کند و به جای آن از یک «ضد تبیین» دفاع می‌کند، یعنی تأکید بر استثنایی و غیرقابل توضیح بودن انقلاب. گری سیک، که در شورای امنیت ملی آمریکا در دوران کارتر مسئول امور ایران بود، نگاه مشابهی دارد. او به اندرسون گفته است: «من چهل سال است که این موضوع را مطالعه کرده‌ام و هنوز هم برایم کاملاً قابل فهم نیست.» آیا ممکن است یکی از سرنوشت‌سازترین رویدادهای قرن بیستم صرفاً حاصل یک حادثه بوده باشد؟


@bardiafrh

📕موسی صدر: «خمینی مردی خطرناک و دیوانه»
📕مقاله تاریخی مایکل لدین دربارهٔ ماهیت بی‌وطنی و فاشیسم آشکارا «آزادی‌-غرب و مدرنیسم-زن-یهودی‌»ستیز خمینی در ۱۵ دی ۱۳۵۷
📕داریوش مهرجویی و حکومت اسلامی برآمده از انقلاب ۵۷

.


#آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM