📻 دو قرن امتگرایی و سلطهطلبی یونانیان در مصاف با ایرانیان
📳 لینک کستباکس قسمت شانزدهم
🗳 حمایت از عدم
@adam_podcast
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📳 لینک کستباکس قسمت شانزدهم
🗳 حمایت از عدم
@adam_podcast
.
#آینه_تاریخ #یونان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 دو قرن «امتگرایی» و «سلطهطلبی» یونانیان در مصاف با ایرانیان
🔸یونانیها بزرگترین دردسر برای امپراتوری عظیم هخامنشی بودند. یک بار در حد فاصل سالهای ۴۹۲ تا ۴۷۹ قبل از میلاد در برابر لشگرکشیهای داریوش بزرگ و خشایارشا مقاومت کردند، و بار دیگر حدود ۱۵۰ سال بعد به رهبری اسکندر کبیر سلسلۀ هخامنشی را از میان بردند.
🔻پیروزی بر ایران در جنگهای آغازین، دو تاثیر مهم بر یونانیان بر جای گذاشت:
اولا یونانیان را (که ذیل حکومتهای محلی متعدد میزیستند)، به یک هویتِ مشترکِ یونانی خودآگاه کرد، و دوگانۀ تاریخسازِ یونانی/بربر را پدید آورد.
ثانیا به دولتشهرهای قدرتمند (خصوصا آتن) مجال داد که طرحهای بلندپروازانه برای استثمار دیگر دولتشهرها را پی بگیرند.
🔺🔻نتیجه آن بود که یونانیان طی نزدیک به دو قرن مابین دو امر در نوسان بودند:
(۱) اهتمام به هویت مشترک یونانی و تشکیل جبههای واحد برای نبرد با ایران؛
(۲) جنگهای خانمانسوز داخلی برای تسلط کامل بر یونان و شکست دولتشهرهای رقیب.
🔸این فضای پرآشوب سیاسی صاحبان اندیشه و قلم در یونان را به واکنش واداشت. در این طولانیترین قسمت از پادکست عدم، پس از ارائۀ پارهای مقدمات، به دیدگاههای ده شخصیت برجستۀ باستانی در باب امتگرایی و سلطهطلبی یونانی میپردازم. این شخصیتها عبارت هستند از هرُدُت (مورخ)، آیسخولس (تراژدینویس)، ائوریپیدس (تراژدینویس)، آریستُفانس (کمدینویس)، توسیدید (مورخ)، افلاطون (فیلسوف)، آنتیفُن (سوفیست)، بقراط (طبیب)، ارسطو (فیلسوف)، و ایسُکْراتس (خطیب).
📳 لینک کستباکس قسمت شانزدهم
🗳 حمایت از عدم
@adam_podcast
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸یونانیها بزرگترین دردسر برای امپراتوری عظیم هخامنشی بودند. یک بار در حد فاصل سالهای ۴۹۲ تا ۴۷۹ قبل از میلاد در برابر لشگرکشیهای داریوش بزرگ و خشایارشا مقاومت کردند، و بار دیگر حدود ۱۵۰ سال بعد به رهبری اسکندر کبیر سلسلۀ هخامنشی را از میان بردند.
🔻پیروزی بر ایران در جنگهای آغازین، دو تاثیر مهم بر یونانیان بر جای گذاشت:
اولا یونانیان را (که ذیل حکومتهای محلی متعدد میزیستند)، به یک هویتِ مشترکِ یونانی خودآگاه کرد، و دوگانۀ تاریخسازِ یونانی/بربر را پدید آورد.
ثانیا به دولتشهرهای قدرتمند (خصوصا آتن) مجال داد که طرحهای بلندپروازانه برای استثمار دیگر دولتشهرها را پی بگیرند.
🔺🔻نتیجه آن بود که یونانیان طی نزدیک به دو قرن مابین دو امر در نوسان بودند:
(۱) اهتمام به هویت مشترک یونانی و تشکیل جبههای واحد برای نبرد با ایران؛
(۲) جنگهای خانمانسوز داخلی برای تسلط کامل بر یونان و شکست دولتشهرهای رقیب.
🔸این فضای پرآشوب سیاسی صاحبان اندیشه و قلم در یونان را به واکنش واداشت. در این طولانیترین قسمت از پادکست عدم، پس از ارائۀ پارهای مقدمات، به دیدگاههای ده شخصیت برجستۀ باستانی در باب امتگرایی و سلطهطلبی یونانی میپردازم. این شخصیتها عبارت هستند از هرُدُت (مورخ)، آیسخولس (تراژدینویس)، ائوریپیدس (تراژدینویس)، آریستُفانس (کمدینویس)، توسیدید (مورخ)، افلاطون (فیلسوف)، آنتیفُن (سوفیست)، بقراط (طبیب)، ارسطو (فیلسوف)، و ایسُکْراتس (خطیب).
📳 لینک کستباکس قسمت شانزدهم
🗳 حمایت از عدم
@adam_podcast
.
#آینه_تاریخ #یونان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ واکنش به مرگ دیگران
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
@DrEbrahime
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
@DrEbrahime
📺 روانکاویِ آخرالزمانیها
📺 روانکاویِ «مازوخیسم ایدئولوژیک»
📺 روانکاوی و خدای دروغین
📺 روانکاویِ «خشونت مقدس»
📺 روانکاویِ «خود-خداپنداری»
📺 روانکاویِ «روحانیت شیعه»
📺 روانکاویِ آخرالزمانیها
📺 روانکاویِ «مازوخیسم ایدئولوژیک»
.
#زیستروان#روانکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🖼 «زمان» | ۱۸۹۸
معرفی هنرمند و اثر:
* هنرمند: اولپیانو چکا (Ulpià Cicuéndez i Checa) (۱۸۶۰–۱۹۱۶) یک نقاش اسپانیایی برجسته در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او به خاطر آثار دراماتیک، تاریخی و اسطورهای خود شهرت داشت و اغلب صحنههای پرشور و پرتحرک را با ترکیبی از سبک آکادمیک و گرایشهای رمانتیک به تصویر میکشید. چکا آموزشهای هنری خود را در مادرید و رم گذراند و تحت تأثیر نقاشان بزرگ کلاسیک و رمانتیک قرار گرفت. او به خصوص در نمایش حرکت و دینامیک در آثارش مهارت داشت.
* اثر: «زمان» (Time) که گاهی با نام «پیروزی زمان» (The Triumph of Time) نیز شناخته میشود، یکی از مشهورترین آثار چکا است. این نقاشی در سال ۱۸۹۸ تکمیل شده و نمادی قدرتمند از مفهوم انتزاعی زمان است.
تحلیل اثر «زمان»:
این نقاشی نمونهای درخشان از سمبولیسم و رویکرد آکادمیک-رمانتیسیسم در اواخر قرن ۱۹ است که مفاهیم عمیق فلسفی را از طریق عناصر بصری دراماتیک و استعاری بیان میکند.
۱. نمادگرایی شخصیت اصلی:
* زمان به عنوان پیرمرد: زمان به شکل یک پیرمرد قدرتمند، برهنه و ریشو به تصویر کشیده شده است. برهنگی او نمادی از حقیقت عریان و بیطرفانهٔ زمان است که از هرگونه تظاهر و پوششی به دور است. ریش بلند و سفیدش نیز بر قدمت و تجربهٔ بیحد و حصر او تأکید دارد.
* داس مرگ (Scythe): مهمترین نماد در دست او، داسی بزرگ و تیز است که به طور سنتی نمادی از مرگ، نابودی و برداشت محصول زندگی است. این داس نشان میدهد که زمان بیرحمانه همه چیز را درو میکند و هیچ چیز از گذر آن مصون نیست. تیغهٔ داس به خون آغشته است که بر جنبهٔ ویرانگر و مرگآور زمان تأکید میکند.
* اسب سیاه: پیرمرد زمان بر یک اسب سیاه و قدرتمند سوار است. رنگ سیاه اسب میتواند نمادی از ابهام، ناشناخته بودن و سرعت بیوقفهٔ زمان باشد. اسب با حالتی وحشی و رمکرده در حال تاختن است که بر فورس ماژور و غیرقابل توقف بودن زمان دلالت دارد.
۲. ترکیببندی و دینامیک:
* حرکت و پویایی: کل اثر مملو از حس حرکت و پویایی شدید است. اسب با تمام قوا به جلو میتازد، موها و ریش پیرمرد در باد به عقب میرود و داس او با حالتی تهدیدآمیز در حال حرکت است. این دینامیک بصری، گذر سریع و اجتنابناپذیر زمان را به بیننده منتقل میکند.
* قطری و مورب: ترکیببندی مورب و قطری در تصویر (از اسب و سوارش تا داس) بر حس عمق و سرعت حرکت تأکید میکند.
۳. نورپردازی و رنگآمیزی:
* فضای شبانه/تیره: پسزمینهٔ اثر تاریک و مبهم است که میتواند نمادی از جهان و موجودات فانی در تاریکی جهل و فنا باشد. تنها چند نور ضعیف و مرموز در دوردست (احتمالاً نشانهای از تمدنهای بشری یا امیدهای فانی) دیده میشود.
* تضاد نوری: درخشش بدن برهنهٔ پیرمرد و تیغهٔ داس در مقابل پسزمینهٔ تاریک، کنتراست قوی ایجاد میکند که بر اهمیت و مرکزیت شخصیت "زمان" تأکید دارد. این تکنیک، توجه بیننده را مستقیماً به سمت نمادهای اصلی جلب میکند.
۴. پیام فلسفی:
* فناپذیری: پیام اصلی این نقاشی، فناپذیری همه چیز و قدرت بیرقیب زمان است. زمان، نه تنها بر زندگی موجودات، بلکه بر تمدنها، دستاوردها و حتی خاطرات نیز چیره میشود. هیچ چیز در برابر گذر زمان دوام نمیآورد.
* سرنوشت محتوم: این اثر همچنین حس سرنوشت محتوم و اجتنابناپذیری مرگ را منتقل میکند. زمان با بیرحمی و بدون توقف، به سوی مقصد نهایی میتازد و همه را با خود میبرد.
🔸در مجموع، «زمان» اولپیانو چکا یک شاهکار از هنر سمبولیستی است که با استفاده از عناصر دراماتیک و ترکیببندی پویا، مفهوم انتزاعی و قدرتمند زمان و اثرات اجتنابناپذیر آن بر هستی را به شکلی تأثیرگذار به تصویر میکشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
معرفی هنرمند و اثر:
* هنرمند: اولپیانو چکا (Ulpià Cicuéndez i Checa) (۱۸۶۰–۱۹۱۶) یک نقاش اسپانیایی برجسته در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او به خاطر آثار دراماتیک، تاریخی و اسطورهای خود شهرت داشت و اغلب صحنههای پرشور و پرتحرک را با ترکیبی از سبک آکادمیک و گرایشهای رمانتیک به تصویر میکشید. چکا آموزشهای هنری خود را در مادرید و رم گذراند و تحت تأثیر نقاشان بزرگ کلاسیک و رمانتیک قرار گرفت. او به خصوص در نمایش حرکت و دینامیک در آثارش مهارت داشت.
* اثر: «زمان» (Time) که گاهی با نام «پیروزی زمان» (The Triumph of Time) نیز شناخته میشود، یکی از مشهورترین آثار چکا است. این نقاشی در سال ۱۸۹۸ تکمیل شده و نمادی قدرتمند از مفهوم انتزاعی زمان است.
تحلیل اثر «زمان»:
این نقاشی نمونهای درخشان از سمبولیسم و رویکرد آکادمیک-رمانتیسیسم در اواخر قرن ۱۹ است که مفاهیم عمیق فلسفی را از طریق عناصر بصری دراماتیک و استعاری بیان میکند.
۱. نمادگرایی شخصیت اصلی:
* زمان به عنوان پیرمرد: زمان به شکل یک پیرمرد قدرتمند، برهنه و ریشو به تصویر کشیده شده است. برهنگی او نمادی از حقیقت عریان و بیطرفانهٔ زمان است که از هرگونه تظاهر و پوششی به دور است. ریش بلند و سفیدش نیز بر قدمت و تجربهٔ بیحد و حصر او تأکید دارد.
* داس مرگ (Scythe): مهمترین نماد در دست او، داسی بزرگ و تیز است که به طور سنتی نمادی از مرگ، نابودی و برداشت محصول زندگی است. این داس نشان میدهد که زمان بیرحمانه همه چیز را درو میکند و هیچ چیز از گذر آن مصون نیست. تیغهٔ داس به خون آغشته است که بر جنبهٔ ویرانگر و مرگآور زمان تأکید میکند.
* اسب سیاه: پیرمرد زمان بر یک اسب سیاه و قدرتمند سوار است. رنگ سیاه اسب میتواند نمادی از ابهام، ناشناخته بودن و سرعت بیوقفهٔ زمان باشد. اسب با حالتی وحشی و رمکرده در حال تاختن است که بر فورس ماژور و غیرقابل توقف بودن زمان دلالت دارد.
۲. ترکیببندی و دینامیک:
* حرکت و پویایی: کل اثر مملو از حس حرکت و پویایی شدید است. اسب با تمام قوا به جلو میتازد، موها و ریش پیرمرد در باد به عقب میرود و داس او با حالتی تهدیدآمیز در حال حرکت است. این دینامیک بصری، گذر سریع و اجتنابناپذیر زمان را به بیننده منتقل میکند.
* قطری و مورب: ترکیببندی مورب و قطری در تصویر (از اسب و سوارش تا داس) بر حس عمق و سرعت حرکت تأکید میکند.
۳. نورپردازی و رنگآمیزی:
* فضای شبانه/تیره: پسزمینهٔ اثر تاریک و مبهم است که میتواند نمادی از جهان و موجودات فانی در تاریکی جهل و فنا باشد. تنها چند نور ضعیف و مرموز در دوردست (احتمالاً نشانهای از تمدنهای بشری یا امیدهای فانی) دیده میشود.
* تضاد نوری: درخشش بدن برهنهٔ پیرمرد و تیغهٔ داس در مقابل پسزمینهٔ تاریک، کنتراست قوی ایجاد میکند که بر اهمیت و مرکزیت شخصیت "زمان" تأکید دارد. این تکنیک، توجه بیننده را مستقیماً به سمت نمادهای اصلی جلب میکند.
۴. پیام فلسفی:
* فناپذیری: پیام اصلی این نقاشی، فناپذیری همه چیز و قدرت بیرقیب زمان است. زمان، نه تنها بر زندگی موجودات، بلکه بر تمدنها، دستاوردها و حتی خاطرات نیز چیره میشود. هیچ چیز در برابر گذر زمان دوام نمیآورد.
* سرنوشت محتوم: این اثر همچنین حس سرنوشت محتوم و اجتنابناپذیری مرگ را منتقل میکند. زمان با بیرحمی و بدون توقف، به سوی مقصد نهایی میتازد و همه را با خود میبرد.
🔸در مجموع، «زمان» اولپیانو چکا یک شاهکار از هنر سمبولیستی است که با استفاده از عناصر دراماتیک و ترکیببندی پویا، مفهوم انتزاعی و قدرتمند زمان و اثرات اجتنابناپذیر آن بر هستی را به شکلی تأثیرگذار به تصویر میکشد.
.
#نگار_نو #نقاشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin