Telegram
نقدآگین
📺 چرا هیچکس از ایرانیها حمایت نمیکند
🔸این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بیتفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم میپردازد. گزارش جامع صحبتهای او به شرح زیر است:
۱. نقد استاندارد دوگانه و بیتفاوتی چپ جهانی
* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشتهشدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمینهای او) اشاره میکند و میپرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاههای آمریکا یا سلبریتیهای هالیوود برای ایرانیان دیده نمیشود؟
* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمیتواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آنها میترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلامهراسی یا دیوانهسازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.
* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچکس در جناح چپ اهمیتی نمیدهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»
۲. نقد سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا
* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سالهاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش میکرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد میکند و سیاستهای آنها را در قبال خیزشهای مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف میکند.
* تحلیل ترامپ: او میگوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سختتری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغههای انسانی یا دموکراسیخواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام میدهد. هریس ترامپ را فردی میداند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.
۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق
* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار میدهد که نباید به دلیل شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه میرسد. او تأکید میکند که ایران کشوری با فرهنگ شگفتانگیز و مردمی است که اکثریت آنها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.
* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه میکند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشتهاند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقهگرایی مذهبی فلجکننده نیستند. مردم ایران آمادهاند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.
۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند
* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً میگوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت میکند.
* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»
نتیجهگیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب میخواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهههاست زیر بار تئوکراسی رنج میبرند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بیتفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم میپردازد. گزارش جامع صحبتهای او به شرح زیر است:
۱. نقد استاندارد دوگانه و بیتفاوتی چپ جهانی
* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشتهشدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمینهای او) اشاره میکند و میپرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاههای آمریکا یا سلبریتیهای هالیوود برای ایرانیان دیده نمیشود؟
* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمیتواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آنها میترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلامهراسی یا دیوانهسازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.
* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچکس در جناح چپ اهمیتی نمیدهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»
۲. نقد سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا
* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سالهاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش میکرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد میکند و سیاستهای آنها را در قبال خیزشهای مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف میکند.
* تحلیل ترامپ: او میگوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سختتری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغههای انسانی یا دموکراسیخواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام میدهد. هریس ترامپ را فردی میداند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.
۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق
* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار میدهد که نباید به دلیل شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه میرسد. او تأکید میکند که ایران کشوری با فرهنگ شگفتانگیز و مردمی است که اکثریت آنها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.
* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه میکند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشتهاند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقهگرایی مذهبی فلجکننده نیستند. مردم ایران آمادهاند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.
۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند
* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً میگوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت میکند.
* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»
نتیجهگیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب میخواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهههاست زیر بار تئوکراسی رنج میبرند.
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پستمدرن و چپِ ضدجنگ»
.
#نقد_چپ #سیاست #بینالملل #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘ایرانشهری که به دست ایرانیان در حالِ بازسازی است!
✍🏻 نگار
💎 در این روزها ما ایرانیان در حال انجام دادن کاری سترگایم. ما در این انقلاب، نمادهایمان را خودمان ساختهایم؛ نه قرض گرفتهایم و نه اجازه دادهایم به ما تحمیل شوند. ما آگاهانه از میان نمادهای کهن ایرانشهر انتخاب کردهایم: درفش کاویانی، پرچم شیر و خورشید و نام پادشاه. این انتخاب، یک نوستالژی کور نیست، بلکه بازگشت به حافظهی تاریخیِ زنده است؛ چرا که میخواهیم بر ریشههای ایرانی خود بایستیم، نه بر روایتهایی که دیگر حتی برای سازندگانشان هم معنایی ندارد.
🗳 این حرکت، قطعاً ستیز با دموکراسی نیست؛ چرا که با ملایمت، انعطاف و تعقل، بر اصل دموکراتیک بودن در کنار سکولاریسم، ایرانشهری و صندوق رای تاکید دارد. ایران امروز خواهان بازگشت به ریشههای خویش است؛ بازگشتی بهمثابه نظمی که در آن «پادشاه» نگهبان نیکی است، نه مالک جان و مال مردم. سرزمینی که قرنها اقوام گوناگون—کرد، لر، ترک، بلوچ و عرب—در آن کنار هم زیستهاند، دقیقاً به این دلیل دوام آورده که حول یک نماد فراگیر، فراتر از قبیله و فرقه، سازمان یافته است.
🩹 ایرانیِ امروز خسته است؛ خسته از هیاهو، خشونت و بیپدریِ سیاسی. او نیازمند حضوری است که نقش «پدر» را ایفا کند: نه قیم و نه مستبد، بلکه نگهبان و مراقب. تکرار این شعار که «دوران قیمومیت گذشته»، اگرچه از نظر نظری درست است، اما از نظر تاریخی و روانی سادهانگارانه مینماید. بدن زخمی ایران امروز در دورهی نقاهت است؛ جامعهای که در حال خونریزی و فرسایش است، پیش از هر انتخاب پیچیدهی سیاسی، به ثبات، مراقبت و بازسازی نیاز دارد.
🥀 در سوی دیگر، دشمن حتی از بازسازی نمادهای خودش هم ناتوان شده است. روایتهایی که زمانی موتور بسیج عاطفی بودند، امروز تهی شدهاند. تقابلِ خونریزیِ یزید و مظلومیتِ حسین دیگر کار نمیکند؛ نه چون مردم نسبت به کربلا بیتفاوت شدهاند، بلکه چون مقیاس جنایت در سطحی عظیم تغییر کرده است. نظامی که حجم کشتارش از حد نماد گذشته، دیگر توان محافظت از استعارههای مذهبیاش را ندارد.
📜 این ناتوانی، سابقه تاریخی دارد. زمانی که مورخان عباسی میخواستند کشتار هولناک بنیامیه را ثبت کنند، آن را «انتقام» نامیدند تا زهرِ توحش را بگیرند. حکایت مشهور «سفره انداختن بر اجساد زخمیها در کنار رود ابیفطرس» را چنین توجیه کردند که عباسیان ۷۲ اموی را به خونخواهی ۷۲ تن از شهدای کربلا کشتند. این بازآرایی نمادین مدتی کار کرد، اما امروز دیگر کارایی ندارد. حجم خشونت و عریانی توحش در کشتار دیماه ایران آنقدر بالاست که حتی کربلا هم توان مقایسه با آن را ندارد.
🌑 بوضوح میبینیم که در ذهنیت بسیاری از جوانان، یزید—با تمام سیاهی تاریخیاش—انسانیتر از حاکمی جلوه میکند که بیواسطه مردم خودش را میکشد. حتی نمادهایی چون کشتار مغول در نیشابور نیز قدرت نمادین خود را از دست دادهاند؛ چرا که جنایت مغول در قالب حملهی خارجی رخ داد، اما آنچه امروز میگذرد، کشتار شهروندان به دست دولت مستقر است. این یک تفاوت ماهوی و تکاندهنده است.
☀️ در چنین وضعیتی، بازگشت به نمادهای پادشاهیِ نگهبان، واکنشی عقلانی به فروپاشی معنایی رقیب است. ما نماد را برای بزک کردن گذشته یا صرفاً برای کوبیدن بر سر حاکمیت احضار نکردهایم؛ ما این نمادها را فراخواندهایم چون آینده بدون آنها قابل ساختن نیست. این، امروز تنها راه نجات ایران است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 نگار
💎 در این روزها ما ایرانیان در حال انجام دادن کاری سترگایم. ما در این انقلاب، نمادهایمان را خودمان ساختهایم؛ نه قرض گرفتهایم و نه اجازه دادهایم به ما تحمیل شوند. ما آگاهانه از میان نمادهای کهن ایرانشهر انتخاب کردهایم: درفش کاویانی، پرچم شیر و خورشید و نام پادشاه. این انتخاب، یک نوستالژی کور نیست، بلکه بازگشت به حافظهی تاریخیِ زنده است؛ چرا که میخواهیم بر ریشههای ایرانی خود بایستیم، نه بر روایتهایی که دیگر حتی برای سازندگانشان هم معنایی ندارد.
🗳 این حرکت، قطعاً ستیز با دموکراسی نیست؛ چرا که با ملایمت، انعطاف و تعقل، بر اصل دموکراتیک بودن در کنار سکولاریسم، ایرانشهری و صندوق رای تاکید دارد. ایران امروز خواهان بازگشت به ریشههای خویش است؛ بازگشتی بهمثابه نظمی که در آن «پادشاه» نگهبان نیکی است، نه مالک جان و مال مردم. سرزمینی که قرنها اقوام گوناگون—کرد، لر، ترک، بلوچ و عرب—در آن کنار هم زیستهاند، دقیقاً به این دلیل دوام آورده که حول یک نماد فراگیر، فراتر از قبیله و فرقه، سازمان یافته است.
🩹 ایرانیِ امروز خسته است؛ خسته از هیاهو، خشونت و بیپدریِ سیاسی. او نیازمند حضوری است که نقش «پدر» را ایفا کند: نه قیم و نه مستبد، بلکه نگهبان و مراقب. تکرار این شعار که «دوران قیمومیت گذشته»، اگرچه از نظر نظری درست است، اما از نظر تاریخی و روانی سادهانگارانه مینماید. بدن زخمی ایران امروز در دورهی نقاهت است؛ جامعهای که در حال خونریزی و فرسایش است، پیش از هر انتخاب پیچیدهی سیاسی، به ثبات، مراقبت و بازسازی نیاز دارد.
🥀 در سوی دیگر، دشمن حتی از بازسازی نمادهای خودش هم ناتوان شده است. روایتهایی که زمانی موتور بسیج عاطفی بودند، امروز تهی شدهاند. تقابلِ خونریزیِ یزید و مظلومیتِ حسین دیگر کار نمیکند؛ نه چون مردم نسبت به کربلا بیتفاوت شدهاند، بلکه چون مقیاس جنایت در سطحی عظیم تغییر کرده است. نظامی که حجم کشتارش از حد نماد گذشته، دیگر توان محافظت از استعارههای مذهبیاش را ندارد.
📜 این ناتوانی، سابقه تاریخی دارد. زمانی که مورخان عباسی میخواستند کشتار هولناک بنیامیه را ثبت کنند، آن را «انتقام» نامیدند تا زهرِ توحش را بگیرند. حکایت مشهور «سفره انداختن بر اجساد زخمیها در کنار رود ابیفطرس» را چنین توجیه کردند که عباسیان ۷۲ اموی را به خونخواهی ۷۲ تن از شهدای کربلا کشتند. این بازآرایی نمادین مدتی کار کرد، اما امروز دیگر کارایی ندارد. حجم خشونت و عریانی توحش در کشتار دیماه ایران آنقدر بالاست که حتی کربلا هم توان مقایسه با آن را ندارد.
🌑 بوضوح میبینیم که در ذهنیت بسیاری از جوانان، یزید—با تمام سیاهی تاریخیاش—انسانیتر از حاکمی جلوه میکند که بیواسطه مردم خودش را میکشد. حتی نمادهایی چون کشتار مغول در نیشابور نیز قدرت نمادین خود را از دست دادهاند؛ چرا که جنایت مغول در قالب حملهی خارجی رخ داد، اما آنچه امروز میگذرد، کشتار شهروندان به دست دولت مستقر است. این یک تفاوت ماهوی و تکاندهنده است.
☀️ در چنین وضعیتی، بازگشت به نمادهای پادشاهیِ نگهبان، واکنشی عقلانی به فروپاشی معنایی رقیب است. ما نماد را برای بزک کردن گذشته یا صرفاً برای کوبیدن بر سر حاکمیت احضار نکردهایم؛ ما این نمادها را فراخواندهایم چون آینده بدون آنها قابل ساختن نیست. این، امروز تنها راه نجات ایران است.
.
#حکومت_اسلامی #ایران #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin