science & philosophy
محسن رنانی و پیوندش با شبهعلم - science & philosophy
و امروز، در قرن بیستویکم، محسن رنانی(چنانکه گویی قرنها پژوهش و ابطال را به هیچ گرفته) بر منبر نشسته و از کوچکی کورتکسِ ایرانیان برای ناکامی در توسعه سخن میگوید(چندی خندهی تلخ، بعد پوزخند و بعد ادامه یادداشت)! آیا در چنین گفتاری، جز پژواک خفیفِ طبل نژادپرستی…
📘کورتکس ایرانی یا مغز مروجان شبهعلم
— رنانی و پیوند او با سلسلهی جمجمهبازان نژادپرست!
✍🏻#آرین_رسولی
🍂 در این روزگار که علم، مرز میان دانستن و توهم را روشن ساخته است، بسی مایه شگفتیست که شخصی از شبهفرهیختگانِ ما، خویش را به سخنانی آلوده کند که بوی تعفنِ فرنولوژیِ قرن نوزدهم از آن برمیخیزد.
🍂 آری، محسن رنانی که در بادی امر چنین مینماید که سودای فهمِ توسعه در سر دارد ناگاه چنان زبان میگشاید که گویی از تبارِ فرانتس گال و لومبروزوست، نه از تبار اندیشهورزان. سخنِ او، که ایرانیان را از حیث کوچکیِ قشرِ مخ(کورتکس) فاقد تواناییِ توسعهپذیری میشمارد، نه تنها از سرِ علم و دانش نیست، بلکه یادآور استدلالهای قرن سیاه است؛ قرنی که در آن، گنبد جمجه را معیار عقل، انسانیت، و حتی اخلاق میشمردند.
🍂 چنین گفتاری، گرچه در زرورقِ روانشناسی پیچیده شده(و بیشتر از کتابی برگرفته شده که مراد آن کتاب هم چیز دیگریست)در اصل همان زهرابِ نژادپرستانی است که از بلومنباخ تا گالتون، از مورتون تا گونتر، همه و همه با خطکش بر جمجمهها افتاده بودند تا سرنوشت ملتها را رقم بزنند.
❓مگر ساموئل مورتون نبود که با پر کردن جمجمهها از ساچمه، به گمانِ خود اثبات کرد که سیاهپوستان کمهوشتر از سفیداناند؟
❓مگر گالتون، با واژهی «یوژنیک» دشنه به دست نگرفت تا ژنهای ناپسند را از جامعه حذف کند؟
❓و مگر لومبروزو، با دیدن زاویهی فک قاتلان، کتاب ننوشت که جنایتکاری ذاتی و مرتبط با سرشت آدمی است؟
🍂 و امروز، در قرن بیستویکم، محسن رنانی(چنانکه گویی قرنها پژوهش و ابطال را به هیچ گرفته) بر منبر نشسته و از کوچکی کورتکسِ ایرانیان برای ناکامی در توسعه سخن میگوید(چندی خندهی تلخ، بعد پوزخند و بعد ادامه یادداشت)!
آیا در چنین گفتاری، جز پژواک خفیفِ طبل نژادپرستی شبهعلمی چیز دیگری میتوان شنید؟
🔻این دعوی از اساس باطل است. شواهد علمی، سالهاست که مهر ابطال بر پیشانیِ این افسانهها کوبیدهاند که نمونههای آن خروارها خروار است:
▪️پژوهشهای عصبشناختی نوین نشان دادهاند که اندازهٔ مغز به تنهایی هیچ رابطهٔ مستقیمی با هوش، خلاقیت یا ظرفیت توسعهٔ فرهنگی ندارد.[1]
▪️تحقیقات ژنتیکی در دههٔ گذشته تأکید کردهاند که تنوع ژنتیکی درون هر جمعیت انسانی بیش از تفاوت بین نژادهای بهاصطلاح متفاوت است.[2]
▪️مسأله توسعه با هزاران موضوع و بحث در علوم انسانی درگیر بوده که چه عواملی مسبب توسعه/عدم توسعه هستند، فارغ از اینکه تعریف آن اصلا محل بحث است. فقط برای نمونه بسیاری نشان دادهاند که توسعه نه محصول اندازهٔ قشر مخ! بلکه برآیند نهادهای کارآمد، ساختارهای قدرت، آموزش عمومی و سرمایهگذاریهای فرهنگی است. یا کسانی نشان دادهاند که محیط زیست و جغرافیا عامل پررنگتری است و برخی دیگر فرهنگ را در برابر موقعیت محیطی و برخی دیگر تواناییهای اولیه جوامع در رشد نخستین را علت ماجرا دانستهاند و هزاران بحث دیگر..[3]
🔺از این رو، اگر خطایی در کار باشد، نه در کورتکس ایرانیان، که در قضاوت عجولانه و جاهلانه کسانی است که هنوز مغلوب وسوسهی سادهسازیهای شبهعلمیاند. مردی که امروز، در قرن علم و روش، چنین سستسخن میگوید، راستی شاید نه باید درباره کورتکس یک جامعه، که در کل مغز خود او شک کرد.
🍂 افسوس اینکه رنانی فقط یک مورد نیست؛ هر روز صدها نمونه از این بیسوادانِ تریبوندار میبینی و میشنوی که از عوام هم عقبترند، اما با وقاحت تمام، در مقام «دانشمند» ظاهر میشوند. سکوت در برابر این ابلهان، دشوار است، اگر نگوییم خیانت به تاریخ، فرهنگ و آینده ملت است؛ اما افسوس که بلندگوی این حضرات بزرگتر از صدای اعتراض است.
🍂 و آنچه باید فریاد زد این است که مشکل واقعی ما این نیست که چنین آدمهایی وجود دارند، مشکل این است که اینها تریبونهای بزرگ دارند و بدتر از آن، در جایگاههای تأثیرگذار و تصمیمساز هم نفوذ کردهاند – چه مستقیم، چه غیرمستقیم.
🍂 جناب رنانی! اتفاقا یکی از علل توسعهنایافتگی همین فرهنگ خرافی است و امروزه دیگر خرافات فقط رمالی و جادو و این قبیل باورها نیست، باورهای شبهعلمی امروز نوعی از خرافه هستند و نشان از عقب ماندگی دارند، اما عقب ماندگی صاحب آن باور. پس از خویشتن آغاز کنید و این نخستین عامل توسعه نایافتگی را حداقل در باور خودتان برطرف کنید.
منابع🔰
https://52hertzz.com/renanishebheelm/
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @arian_xboy
— رنانی و پیوند او با سلسلهی جمجمهبازان نژادپرست!
✍🏻#آرین_رسولی
🍂 در این روزگار که علم، مرز میان دانستن و توهم را روشن ساخته است، بسی مایه شگفتیست که شخصی از شبهفرهیختگانِ ما، خویش را به سخنانی آلوده کند که بوی تعفنِ فرنولوژیِ قرن نوزدهم از آن برمیخیزد.
🍂 آری، محسن رنانی که در بادی امر چنین مینماید که سودای فهمِ توسعه در سر دارد ناگاه چنان زبان میگشاید که گویی از تبارِ فرانتس گال و لومبروزوست، نه از تبار اندیشهورزان. سخنِ او، که ایرانیان را از حیث کوچکیِ قشرِ مخ(کورتکس) فاقد تواناییِ توسعهپذیری میشمارد، نه تنها از سرِ علم و دانش نیست، بلکه یادآور استدلالهای قرن سیاه است؛ قرنی که در آن، گنبد جمجه را معیار عقل، انسانیت، و حتی اخلاق میشمردند.
🍂 چنین گفتاری، گرچه در زرورقِ روانشناسی پیچیده شده(و بیشتر از کتابی برگرفته شده که مراد آن کتاب هم چیز دیگریست)در اصل همان زهرابِ نژادپرستانی است که از بلومنباخ تا گالتون، از مورتون تا گونتر، همه و همه با خطکش بر جمجمهها افتاده بودند تا سرنوشت ملتها را رقم بزنند.
❓مگر ساموئل مورتون نبود که با پر کردن جمجمهها از ساچمه، به گمانِ خود اثبات کرد که سیاهپوستان کمهوشتر از سفیداناند؟
❓مگر گالتون، با واژهی «یوژنیک» دشنه به دست نگرفت تا ژنهای ناپسند را از جامعه حذف کند؟
❓و مگر لومبروزو، با دیدن زاویهی فک قاتلان، کتاب ننوشت که جنایتکاری ذاتی و مرتبط با سرشت آدمی است؟
🍂 و امروز، در قرن بیستویکم، محسن رنانی(چنانکه گویی قرنها پژوهش و ابطال را به هیچ گرفته) بر منبر نشسته و از کوچکی کورتکسِ ایرانیان برای ناکامی در توسعه سخن میگوید(چندی خندهی تلخ، بعد پوزخند و بعد ادامه یادداشت)!
آیا در چنین گفتاری، جز پژواک خفیفِ طبل نژادپرستی شبهعلمی چیز دیگری میتوان شنید؟
🔻این دعوی از اساس باطل است. شواهد علمی، سالهاست که مهر ابطال بر پیشانیِ این افسانهها کوبیدهاند که نمونههای آن خروارها خروار است:
▪️پژوهشهای عصبشناختی نوین نشان دادهاند که اندازهٔ مغز به تنهایی هیچ رابطهٔ مستقیمی با هوش، خلاقیت یا ظرفیت توسعهٔ فرهنگی ندارد.[1]
▪️تحقیقات ژنتیکی در دههٔ گذشته تأکید کردهاند که تنوع ژنتیکی درون هر جمعیت انسانی بیش از تفاوت بین نژادهای بهاصطلاح متفاوت است.[2]
▪️مسأله توسعه با هزاران موضوع و بحث در علوم انسانی درگیر بوده که چه عواملی مسبب توسعه/عدم توسعه هستند، فارغ از اینکه تعریف آن اصلا محل بحث است. فقط برای نمونه بسیاری نشان دادهاند که توسعه نه محصول اندازهٔ قشر مخ! بلکه برآیند نهادهای کارآمد، ساختارهای قدرت، آموزش عمومی و سرمایهگذاریهای فرهنگی است. یا کسانی نشان دادهاند که محیط زیست و جغرافیا عامل پررنگتری است و برخی دیگر فرهنگ را در برابر موقعیت محیطی و برخی دیگر تواناییهای اولیه جوامع در رشد نخستین را علت ماجرا دانستهاند و هزاران بحث دیگر..[3]
🔺از این رو، اگر خطایی در کار باشد، نه در کورتکس ایرانیان، که در قضاوت عجولانه و جاهلانه کسانی است که هنوز مغلوب وسوسهی سادهسازیهای شبهعلمیاند. مردی که امروز، در قرن علم و روش، چنین سستسخن میگوید، راستی شاید نه باید درباره کورتکس یک جامعه، که در کل مغز خود او شک کرد.
🍂 افسوس اینکه رنانی فقط یک مورد نیست؛ هر روز صدها نمونه از این بیسوادانِ تریبوندار میبینی و میشنوی که از عوام هم عقبترند، اما با وقاحت تمام، در مقام «دانشمند» ظاهر میشوند. سکوت در برابر این ابلهان، دشوار است، اگر نگوییم خیانت به تاریخ، فرهنگ و آینده ملت است؛ اما افسوس که بلندگوی این حضرات بزرگتر از صدای اعتراض است.
🍂 و آنچه باید فریاد زد این است که مشکل واقعی ما این نیست که چنین آدمهایی وجود دارند، مشکل این است که اینها تریبونهای بزرگ دارند و بدتر از آن، در جایگاههای تأثیرگذار و تصمیمساز هم نفوذ کردهاند – چه مستقیم، چه غیرمستقیم.
🍂 جناب رنانی! اتفاقا یکی از علل توسعهنایافتگی همین فرهنگ خرافی است و امروزه دیگر خرافات فقط رمالی و جادو و این قبیل باورها نیست، باورهای شبهعلمی امروز نوعی از خرافه هستند و نشان از عقب ماندگی دارند، اما عقب ماندگی صاحب آن باور. پس از خویشتن آغاز کنید و این نخستین عامل توسعه نایافتگی را حداقل در باور خودتان برطرف کنید.
منابع🔰
https://52hertzz.com/renanishebheelm/
❌ چرا ادعای رنانی شاخدار است؟
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران
📺 صاحب کورتکس بزرگ!
📕روشنفکرانِ وارونۀ ماحصلِ دورانِ انحطاط حکومت دینی
.
#نقدـروشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی#علوم_انسانی #استمرارطالبان #شبهعلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @arian_xboy