نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘اسلام و روش تفکر
(۱/۲)
✍🏻#اشكان

🍂 در قرآن واژۀ عقل یا تعقل از کارکردی ویژه برخوردار است و صرفا «تعقل» در جایی‌ معنا دارد که شما «به نشانه‌های خدا پی ببرید». در چندین نوبت «تعقل» و «نشانه‌ها» کنار هم آمده‌اند. لازم می‌دانم برای روشن شدن این نگاه به چندین آیه اشاره کنم:
«اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوه‌ها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏‌اى در آن جفت جفت قرار داد. روز را به شب مى ‌پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مى‌كنند نشانه‌هايى وجود دارد» (رعد، ۳).


🍂 این نوع تفکر، اندیشه‌ یا تعقل که در قرآن بکار رفته با آن مرتبه از اندیشه‌ای که ما با «شک و مشاهده و پژوهش» کسب می‌کنیم تفاوت بسیار زیادی دارد.

🍂 در باب «علم» هم داستان این‌گونه است، علم در قرآن به معنی «اطلاع» به‌کار رفته نه آن علمی که ما با توجه به «تجربه آزمون و کنکاش طبیعت» بدست می‌اوریم، که در فارسی به آن «دانش» می‌گوییم و در انگلیسی «ساینس»؛ نگاه کنید به این آیه:
«مردم از تو درباره رستاخيز مى ‏پرسند بگو علم آن فقط نزد خداست و چه مى‌دانى شايد رستاخيز نزديك باشد» (احزاب، ۶۳).

🔺در اینجا مراد از علم «آگاهی و اطلاع از یک رخداد» است. این علم به چیزی بسان علم فیزیک یا زیست‌شناسی نیست این دو واژه صرفا «اشتراک لفظ» دارند.

🔻اگر براستی در اسلام، که کتاب قرآن بر رأس آن قرار دارد، «علم و عقل» جایگاه مشخص و نیکویی داشت، هیچ‌گاه نیاز نبود در سورۀ احزاب آیه ۳۶ آشکارا بگوید:
«هنگامی که فرمانی از سوی خدا و رسول باشد، زن و مرد مومن در کار خود اختیار ندارد»

با این آیه، قرآن عملاً «اندیشه» که هیچ، «اختیار» را هم از باورمندان گرفته می‌شود:
«هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏‌اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هركس خدا و فرستاده‌‌اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است» (۳۶، احزاب).

🔺🔻بهتر است این آیه را بنحوی دقیق‌تر بیان کنم:
«اگر خدا و رسولش به کاری فرمان دادند و حکمی صادر کردند هرچند آن حکم غیراخلاقی و غیرمنطقی بود، شما ناچارید که قبول کنید و نباید نافرمانی کنید؛ زیرا که عدم قبول حکم الله و رسول نشان از گمراهی‌ و عدم ایمانتان می‌دهد».


⚡️عقلانیت و تفکر کردن با «شک کردن» همراه است. زمانی ما می‌توانیم بگوییم که اندیشه می‌کنیم که «توان شک کردن» در امور بدیهی‌انگاشتۀ بسیاران جامعه را داشته باشیم. شک به‌طور روش‌شناختی سرآغاز اندیشۀ صحیح است و کِشتی اندیشه را به بندر شناخت می‌رساند. دکارت آغازگر فلسفه‌ی مدرن، شک دستوری را ترویج می‌داد؛ البته کانت چه زیبا در کتاب نقد عقل محض می‌نویسد که:
«شک نشانۀ فروتنی شناخت انسانی‌ست».


🔻اما در اسلام داستان چیز دیگری‌ست، قرآن شک‌آوری را امری بسیار نکوهیده می‌داند؛ محمد در این کتاب می‌آورد:
«در حقيقت مؤمنان كسانى‌اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‏‌اند؛ اينان‌اند كه راست كردارند» (حجرات، ۱۵).


🔺شاید این آیه نشان از مفهومی به نام «ایمان» بدهد؛ بدین منظور که وقتی شما به محمد و خدای او گرایش پیدا کردید، نباید دیگر شک داشته باشید، از این روست که مسلمانان در اسلام به ماشین‌هایی تبدیل می‌شوند که تنها باید «فرمان‌بردار» باشند و در مورد «چگونگیِ رفتار و ادلۀ احکام و ادعاهای محمد» هیچ پرسش جدی‌ای طرح نکنند و مال و جانشان را فدای ایده و میل و ارادۀ محمد کنند، تا که شاید بهشتی را به چنگ آورند.

🍂 «ابزار کردن آدمی» از رویکرد‌های بنیادین اسلام است تا که ذهن و جان مسلمانان را صاحب شود. اسلام بیش از تشویق کردن تنبیه می‌کند؛ به‌جای سفارش به «خردورزی آزاد از هرگونه نتیجۀ از پیش‌مشخص و تکلیف‌شده»، به عبادت و عبد بودن و خشیت و ترس از عذاب و مرگ و پس از مرگ می‌خواند، و در کوچکترین مسائل خصوصی انسان‌ها وارد می شود، به یک‌باره این ادعا را دارد که صلاح انسان‌ها را بهتر از خودشان می‌داند و با زور شمشیر می‌خواهد آنان را به بهشت ببرد.

🔻ثورو آنارشیست آمریکائی چه زیبا می‌نویسد:
«روزگار ما را از آن اصلاح‌گر بی‌ریایی که می‌داند خیر ما در چیست، و به نام خدا ما را به انجامش مجبور می‌کند نجات دهد!».


🔻اندیشه‌ای که در قرآن پیش گرفته شده را می توان بروشنی در آیات نخستین سورۀ بقره مشاهده کرد در آنجا که محمد می‌آورد:
«اين کتابی‌ست روشن که در آن شک راه ندارد و مایۀ هدایت ترسندگان است».


دودلی یا شک در مورد ميزان «درستی یا نادرستی» يك اندیشه است که می‌تواند ما را به اندیشۀ صحیح‌تر برساند؛ چگونه میسر است که ما به اندیشۀ صحیح برسیم؟ نه مگر با پرسش‌گری با قوای انتقادی؟! چگونه می‌توان ادعای «سراسر درست‌بودنِ» کتابی را پيش از آزمون و سنجش با خرد فردی خود كرد و به چنين ايمانی افتخار هم كرد؟ و از شک کردن در باب صحتش چنین هراسان بود؟

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘اسلام و روش تفکر
(۲/۲)
✍🏻#اشكان

🍂 خلاصۀ آنچه را که براستی مسلمانان و این رهبران مذهبی پیش گرفته‌اند، این بوده که هرکس با قوای انتقادی و پرسشگر به سراغ قرآن رفت، اگر به چنگشان آمد، خونش را ریختند یا فرمان قتلش را داده‌اند، یا شاید با تخفیفی تکفیرش کردند. در اینجاست که می‌بایست گفت:
«پاسداران بارگاه الاهی، مردانی با شمشیرها و چشماني خون‌آلوداند، نه روشنگرانی قلم در دست و جستجوگر حقيقت».


🍂 باید بدین نکته توجه داشت روح حاکم بر این کتاب، مخالف هرگونه خردورزی به‌مفهوم عام آن است:
«ما انس و جن را نیافریدیم مگر برای پرستش»


🍂 تکلیف مشخص است، انسان جز «ابزار و وسیله‌ای نیست که بدین دنیا آمده تا که بار عبادت الله را به دوش بکشد و بنده او باشد»؛ خب پرسش بنیادی اینجاست، یک بنده دقیقاً چه نیازی به تعقل دارد؟

🍂 تاکید من بر این است ما نمی‌توانیم فقط به‌واسطۀ اینکه کسی ادعا دارد با خدا در ارتباط است و فرمان‌هایی برای ما آورده، مناسبات انسانی را بهبود ببخشیم.

🍂 هیچ کجا در تاریخ یافت نمی‌شود که اسلام سببِ «بهبود اندیشه‌ورزی انسان‌ها» شود و البته در بسیار دوران‌ها، سبب «افول نوزایی اندیشه» را فراهم آورده، مصداق بارز آنرا در ایران‌زمین می‌بینیم. نگاهی به این حدودِ نیم‌قرن داشته باشید، تا ببینید با قدرت مطلقی که به‌دست آیت‌الله‌ها افتاد، چگونه اندیشه را رو به زوال بردند؟ آیا عده‌ای هستند که گمان کنند پیش از این آیت‌الله‌ها، اوضاع تفکر در نزد سلف آنان بهتر بود؟ با شهامت می‌گويم خیر، هیچ‌گاه اینچنین نبوده؛ رهبران مذهبیِ گذشته، هزاران بار مرتجع‌تر از نمونه‌های امروزیشان بوده‌اند و اینان که بر مستند قدرت نشسته‌اند، هزاران بار از متفکران قرن حاضر عقب‌تر محسوب می‌شوند؛ حال آنکه این رهبران نیز جز تخم خرافات در ذهن مردم نکاشته‌اند؛ حال این چگونه تعقلی‌ست که در این کتاب بیم و وحشت (قرآن) آمده؟

🍂 آمدند همه‌چیز را به «فقه» فروکاهیدند. مگر چه حجتی در گفتار صادق‌ها و باقرها یافت می‌شود؟ به‌قول زکریای رازی، چگونه برای ایشان می‌توان برتریِ ذاتی قائل شد؟ مگر این برتری ذاتی را می‌توان در موردی آزمود و مشاهده کرد؟ ما که در فقه جز احکام بدوی و خشونت‌آمیز قطعِ عضو، کشتن، شلاق و سنگسار، و البته تا حدی سوزاندن، چیزی ندیده‌ایم، که بخواهد پایه‌ای برای کشورداری شود.

🍂 خرد انسانی بدون آغشته کردن آن با دست غیب الهی‌ست که می‌تواند ما را به پیشرفت برساند. ما برای اخلاقیات، قانون‌گذاری و روابط اجتماعی، نیاز به گفت‌وگو داریم، و از جهتی دیگر نیاز به تجربۀ گذشتگان، نه چنگ‌زدنی اتورتیته‌باورانه به گفته‌های بی‌دلیل عده‌ای، که گاهی در وجود خارجی‌ تاريخی‌شان هم شبهه‌های جدی مطرح است.

🍂 عامل بنیادین‌تری در اسلام موجود است و آن تعصب یا سنگی شدن می‌باشد که همانند یک سدّ پولادین در برابر خردگرایی (rationalism) قرار گرفته‌است. تعصب این را نشان می‌دهد که فرد برای باورهای خودش هیچ دلیلی در دست ندارد؛ چه زیبا راسل (Russell) در کتاب عرفان و منطق می‌آورد:
«سنگی‌ترین و تعصب‌آمیزترین باورهای ما آن باورهایی‌ست که کمترین شواهد برای درستی‌شان در دسترس داریم».


🔘 متعصبان از شک بیزارند و شک را شیطانی می‌دانند؛ آنان تنبلی فکری دارند و البته جای خاطرناک این است که توحش و جنگ را بهتر از گفت‌و‌گو می‌دانند؛ ارنست رنان (Renan) چه زیبا می‌نویسد که:
«متعصبان از آزادی بیشتر هراس دارند تا از شکنجه و آزار».


.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #عقلانیت_و_اسلام



🌾@Naqdagin | @fargasht22
نقدآگین
@Naqdagin – نقد تاریخ اسلام| دکتر محسن بنایی
سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی - دکتر محسن بنائی
@Naqdagin
🎧 سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی

مصاحبهٔ
#اختصاصی_نقدآگین با دکتر محسن بنائی

(جلسه دوم: قسمت یکم)

دکتر محسن بنائی در پیشگفتار خود بر این مصاحبه، نکاتی شنیدنی از تفاوت مشی علمی و مشی دینی می‌گوید؛ اینکه محقق پرسش‌ها را ارزشمندتر و پایاتر از پاسخ‌ها می‌داند، و از پرسش دیگران برای تصحیح و تعمیق بیشتر تحقیقاتش بیشترین بهره را می‌برد؛ و اینکه اگر فرصت بیابد تا کتابی پیرامون پرسش‌های خود پیرامون تاریخ اسلام بنویسد، صفحاتش چندین برابر کتاب «مغاک تیره تاریخ» می‌شود.

در این قسمت دکتر بنائی به چهار پرسش پاسخ می‌دهد. ادامهٔ توضیحات (اینجا).

🔗 این جلسه را در یوتیوب| تلگرام| اینستاگرام ببینید یا در کست‌باکس بشنوید.


🗄 پست مرتبط:
📻 سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی؛ جلسهٔ یکم (اسلام‌پژوهی مدرن و نقد تاریخ اسلام)
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
🗄 پرونده‌ای پیرامون اسلام‌پژوهی مدرن (کتاب‌ها، مستندها، یادداشت‌ها و...)
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن (رازگشایی زبان قرآن)

.


#بازنگری #نقد_تاریخی #تاریخ_اسلام #اناره
#مزدک_بامدادان #ایمان_سلیمانی #آرمین_لنگرودی #گلدزیهر #اشكان



🌾@Naqdagin
📘اسلام و روشِ تفکر
(۱/۲)
✍🏻#اشكان

🍂 در قرآن «عقل و تعقل» از کارکردی ویژه برخوردار است و صرفا «تعقل» در جایی‌ معنا دارد که شما «به نشانه‌های خدا پی ببرید». در چندین نوبت «تعقل» و «نشانه‌ها» کنار هم آمده‌اند. لازم می‌دانم برای روشن شدن این نگاه به چندین آیه اشاره کنم:
«اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوه‌ها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏‌اى در آن جفت جفت قرار داد. روز را به شب مى ‌پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مى‌كنند نشانه‌هايى وجود دارد» (رعد، ۳).


🍂 این نوع تفکر، اندیشه‌ یا تعقل که در قرآن بکار رفته با آن مرتبه از اندیشه‌ای که ما با «شک و مشاهده و پژوهش» کسب می‌کنیم تفاوت بسیار زیادی دارد.

🍂 در باب «علم» هم داستان این‌گونه است، علم در قرآن به معنی «اطلاع» به‌کار رفته نه آن علمی که ما با توجه به «تجربه آزمون و کنکاش طبیعت» بدست می‌اوریم، که در فارسی به آن «دانش» می‌گوییم و در انگلیسی «ساینس»؛ نگاه کنید به این آیه:
«مردم از تو درباره رستاخيز مى ‏پرسند بگو علم آن فقط نزد خداست و چه مى‌دانى شايد رستاخيز نزديك باشد» (احزاب، ۶۳).

🔺در اینجا مراد از علم «آگاهی و اطلاع از یک رخداد» است. این علم به چیزی بسان علم فیزیک یا زیست‌شناسی نیست این دو واژه صرفا «اشتراک لفظ» دارند.

🔻اگر براستی در اسلام، که کتاب قرآن بر رأس آن قرار دارد، «علم و عقل» جایگاه مشخص و نیکویی داشت، هیچ‌گاه نیاز نبود در سورۀ احزاب آیه ۳۶ آشکارا بگوید:
«هنگامی که فرمانی از سوی خدا و رسول باشد، زن و مرد مومن در کار خود اختیار ندارد»

با این آیه، قرآن عملاً «اندیشه» که هیچ، «اختیار» را هم از باورمندان گرفته می‌شود:
«هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏‌اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هركس خدا و فرستاده‌‌اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است» (۳۶، احزاب).

🔺🔻بهتر است این آیه را بنحوی دقیق‌تر بیان کنم:
«اگر خدا و رسولش به کاری فرمان دادند و حکمی صادر کردند هرچند آن حکم غیراخلاقی و غیرمنطقی بود، شما ناچارید که قبول کنید و نباید نافرمانی کنید؛ زیرا که عدم قبول حکم الله و رسول نشان از گمراهی‌ و عدم ایمانتان می‌دهد».


⚡️عقلانیت و تفکر کردن با «شک کردن» همراه است. زمانی ما می‌توانیم بگوییم که اندیشه می‌کنیم که «توان شک کردن» در امور بدیهی‌انگاشتۀ بسیاران جامعه را داشته باشیم. شک به‌طور روش‌شناختی سرآغاز اندیشۀ صحیح است و کِشتی اندیشه را به بندر شناخت می‌رساند. دکارت آغازگر فلسفه‌ی مدرن، شک دستوری را ترویج می‌داد؛ البته کانت چه زیبا در کتاب نقد عقل محض می‌نویسد که:
«شک نشانۀ فروتنی شناخت انسانی‌ست».


🔻اما در اسلام داستان چیز دیگری‌ست، قرآن شک‌آوری را امری بسیار نکوهیده می‌داند؛ محمد در این کتاب می‌آورد:
«در حقيقت مؤمنان كسانى‌اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‏‌اند؛ اينان‌اند كه راست كردارند» (حجرات، ۱۵).


🔺شاید این آیه نشان از مفهومی به نام «ایمان» بدهد؛ بدین منظور که وقتی شما به محمد و خدای او گرایش پیدا کردید، نباید دیگر شک داشته باشید، از این روست که مسلمانان در اسلام به ماشین‌هایی تبدیل می‌شوند که تنها باید «فرمان‌بردار» باشند و در مورد «چگونگیِ رفتار و ادلۀ احکام و ادعاهای محمد» هیچ پرسش جدی‌ای طرح نکنند و مال و جانشان را فدای ایده و میل و ارادۀ محمد کنند، تا که شاید بهشتی را به چنگ آورند.

🍂 «ابزار کردن آدمی» از رویکرد‌های بنیادین اسلام است تا که ذهن و جان مسلمانان را صاحب شود. اسلام بیش از تشویق کردن تنبیه می‌کند؛ به‌جای سفارش به «خردورزی آزاد از هرگونه نتیجۀ از پیش‌مشخص و تکلیف‌شده»، به عبادت و عبد بودن و خشیت و ترس از عذاب و مرگ و پس از مرگ می‌خواند، و در کوچکترین مسائل خصوصی انسان‌ها وارد می شود، به یک‌باره این ادعا را دارد که صلاح انسان‌ها را بهتر از خودشان می‌داند و با زور شمشیر می‌خواهد آنان را به بهشت ببرد.

🔻ثورو آنارشیست آمریکائی چه زیبا می‌نویسد:
«روزگار ما را از آن اصلاح‌گر بی‌ریایی که می‌داند خیر ما در چیست، و به نام خدا ما را به انجامش مجبور می‌کند نجات دهد!».


🔻اندیشه‌ای که در قرآن پیش گرفته شده را می توان بروشنی در آیات نخستین سورۀ بقره مشاهده کرد در آنجا که محمد می‌آورد:
«اين کتابی‌ست روشن که در آن شک راه ندارد و مایۀ هدایت ترسندگان است».


دودلی یا شک در مورد ميزان «درستی یا نادرستی» يك اندیشه است که می‌تواند ما را به اندیشۀ صحیح‌تر برساند؛ چگونه میسر است که ما به اندیشۀ صحیح برسیم جز با پرسش‌گری با قوای انتقادی؟! چگونه می‌توان ادعای «سراسر درست‌بودنِ» کتابی را پيش از آزمون و سنجش با خرد فردی خود كرد و به چنين ايمانی افتخار هم كرد؟ و از شک کردن در باب صحتش چنین هراسان بود؟

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘اسلام و روشِ تفکر
(۲/۲)
✍🏻#اشكان

🍂 خلاصۀ آنچه را که براستی مسلمانان و این رهبران مذهبی پیش گرفته‌اند این بوده که هرکس با قوای انتقادی و پرسشگر به سراغ قرآن رفت، اگر به چنگشان آمد، خونش را ریختند یا فرمان قتلش را داده‌اند، یا شاید با تخفیفی تکفیرش کردند. در اینجاست که می‌بایست گفت:
«پاسداران بارگاه الاهی، مردانی با شمشیرها و چشماني خون‌آلوداند، نه روشنگرانی قلم در دست و جستجوگر حقيقت».


🍂 باید بدین نکته توجه داشت روح حاکم بر این کتاب، مخالف هرگونه خردورزی به‌مفهوم عام آن است:
«ما انس و جن را نیافریدیم مگر برای پرستش»


🍂 تکلیف مشخص است، انسان جز «ابزار و وسیله‌ای نیست که بدین دنیا آمده تا که بار عبادت الله را به دوش بکشد و بنده او باشد»؛ خب پرسش بنیادی اینجاست، یک بنده دقیقاً چه نیازی به تعقل دارد؟

🍂 تاکید من بر این است ما نمی‌توانیم فقط به‌واسطۀ اینکه کسی ادعا دارد با خدا در ارتباط است و فرمان‌هایی برای ما آورده، مناسبات انسانی را بهبود ببخشیم.

🍂 هیچ کجا در تاریخ یافت نمی‌شود که اسلام سببِ «بهبود اندیشه‌ورزی انسان‌ها» شود و البته در بسیار دوران‌ها، سبب «افول نوزایی اندیشه» را فراهم آورده، مصداق بارز آنرا در ایران‌زمین می‌بینیم. نگاهی به این حدودِ نیم‌قرن داشته باشید، تا ببینید با قدرت مطلقی که به‌دست آیت‌الله‌ها افتاد، چگونه اندیشه را رو به زوال بردند؟ آیا عده‌ای هستند که گمان کنند پیش از این آیت‌الله‌ها، اوضاع تفکر در نزد سلف آنان بهتر بود؟ با شهامت می‌گويم خیر، هیچ‌گاه اینچنین نبوده؛ رهبران مذهبیِ گذشته، هزاران بار مرتجع‌تر از نمونه‌های امروزیشان بوده‌اند و اینان که بر مستند قدرت نشسته‌اند، هزاران بار از متفکران قرن حاضر عقب‌تر محسوب می‌شوند؛ حال آنکه این رهبران نیز جز تخم خرافات در ذهن مردم نکاشته‌اند؛ حال این چگونه تعقلی‌ست که در این کتاب بیم و وحشت (قرآن) آمده؟

🍂 آمدند همه‌چیز را به «فقه» فروکاهیدند. مگر چه حجتی در گفتار صادق‌ها و باقرها یافت می‌شود؟ به‌قول زکریای رازی، چگونه برای ایشان می‌توان برتریِ ذاتی قائل شد؟ مگر این برتری ذاتی را می‌توان در موردی آزمود و مشاهده کرد؟ ما که در فقه جز احکام بدوی و خشونت‌آمیز قطعِ عضو، کشتن، شلاق و سنگسار، و البته تا حدی سوزاندن، چیزی ندیده‌ایم، که بخواهد پایه‌ای برای کشورداری شود.

🍂 خرد انسانی بدون آغشته کردن آن با دست غیب الهی‌ست که می‌تواند ما را به پیشرفت برساند. ما برای اخلاقیات، قانون‌گذاری و روابط اجتماعی، نیاز به گفت‌وگو داریم، و از جهتی دیگر نیاز به تجربۀ گذشتگان، نه چنگ‌زدنی اتورتیته‌باورانه به گفته‌های بی‌دلیل عده‌ای، که گاهی در وجود خارجی‌ تاريخی‌شان هم شبهه‌های جدی مطرح است.

🍂 عامل بنیادین‌تری در اسلام موجود است و آن تعصب یا سنگی شدن می‌باشد که همانند یک سدّ پولادین در برابر خردگرایی (rationalism) قرار گرفته‌است. تعصب این را نشان می‌دهد که فرد برای باورهای خودش هیچ دلیلی در دست ندارد؛ چه زیبا راسل (Russell) در کتاب عرفان و منطق می‌آورد:
«سنگی‌ترین و تعصب‌آمیزترین باورهای ما آن باورهایی‌ست که کمترین شواهد برای درستی‌شان در دسترس داریم».


🔻متعصبان و شیادان از شک و روحیۀ پرسش‌گری و نقادی بی‌زارند و شک را امری شیطانی می‌دانند؛ آنان «تنبلی فکری» را فضیلت می‌شمارند، و البته جای خاطرناک این است که توحش و جنگ را بهتر از گفت‌و‌گو می‌دانند؛ ارنست رنان (Renan) چه زیبا می‌نویسد که:
«متعصبان از آزادی بیشتر هراس دارند تا از شکنجه و آزار».


.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #عقلانیت_و_اسلام



🌾@Naqdagin | @fargasht22