📘حامیانِ «حجاب اجباری» طبق اسلام «سگان دوزخ»اند
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
✍🏻 #اصغر_زنجانی
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
✍🏻 #اصغر_زنجانی
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘حامیانِ «حجاب اجباری» طبق اسلام «سگان دوزخ»اند
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
(۱/۳)
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🍂 پیامبر اسلام میگوید: «أهلُ البِدَعِ شَرُّ الخَلقِ و الخلیقةِ؛ بدعتگذاران، بدترین مردم و موجودات هستند»، معنای «بدترین» بودن چیست؟ اینکه بدعتگزاران بدترین مردماند، شاید بهمعنای آن است که این بدعتگذاران در دنیا، همان «سگانِ در دوزخ» باشند؛ چنانکه پیامبر اسلام در حدیث دیگری میگوید:
🍂 بدعتگذار کسیست که دیگران را به «طرفِ خود» دعوت کند، در حالی که بهتر و عالمتر و متخصصتر از او وجود دارد؛ چنین «فردی بدعتگزارِ گمراه» است (تحف العقول: ۳۷۵).
قرآن و مخالفِ فرمان خدا دانستنِ «بدعتگذار»
علت آنکه بدعتگذار با فرمان خدا مخالف کردهاست، کاملاً مستند قرآنی دارد:
نکته مهم آیه
در این آیه یکی از وظایف مهم پیامبر، دعوت بهسوی خدا که البته «با اذن خودِ خدا»ست؛ حال اگر کس حتی «با توسل به دین»، دیگران را «به سمت خود» دعوت کند، نه خدا، و اگر به سمت خدا هم دعوت کند، اما «هدفش الهی نباشد»، یعنی «اجازهای نداشته باشد» چنین کند، در راه و مسیر گمراهی قدم گذاشتهاست.
رابطه بدعت و ویران شدن دین
حال، اگر بدعتگذاری در دین بدعت بنهد، هیچ چیزی مانند بدعت نمیتواند دین را «فاسد و ویران» کند؛ چنانکه علیبنابیطالب میگوید:
چگونگی ویران شدن دین با بدعت
اما چگونه بدعت باعث از بین رفتن و منهدم شدن دین میگردد؟ با ایجاد بدعت، سنتی از جامعه ترک میشود؛ چنانکه علیبنابیطالب میگوید:
خشوع و خضوعِ بدعتگذار
در شرایطی که بدعت در دین ایجاد شدهباشد، و سنتی از بین برود، عملکنندگان به آن بدعت، ممکن است دیندار باشند و حتی خشوع و خضوع در عبادت هم داشته باشند، اما ریشۀ این خصوع و خشوع «شیطنت» است و ایجادکنندۀ این خضوع و خشوع، خود شیطان است؛ چون عبادتی که «از روی بدعت» باشد، خضوعش نیز شیطانی است؛ چنانکه پیامبر گفتهاست:
توبۀ بدعتگذار
بدعتگذاری چنان عمل قبیحیست که خداوند که هر گناهی را جز شرک را میبخشد، اما توبه بدعتگذار را نمیپذیرد؛ مستند این مطلب حدیث تکاندهندهای که از پیامبر است که میگوید:
🍂 آفتی که به دین برسد، باید دیندار عالم و با بصیرت، آنرا جراحی کند، و آنرا از بین ببرد؛ و وسیلۀ جراحی آن نیز علم است؛ یعنی بوسیلۀ علم، آفت از بین میرود، و نتیجتا او باید با وجود خطرها، روشنگری و افشاگری نماید. برای همین پیامبر اسلام گفت:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
(۱/۳)
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🍂 پیامبر اسلام میگوید: «أهلُ البِدَعِ شَرُّ الخَلقِ و الخلیقةِ؛ بدعتگذاران، بدترین مردم و موجودات هستند»، معنای «بدترین» بودن چیست؟ اینکه بدعتگزاران بدترین مردماند، شاید بهمعنای آن است که این بدعتگذاران در دنیا، همان «سگانِ در دوزخ» باشند؛ چنانکه پیامبر اسلام در حدیث دیگری میگوید:
«أهلُ البدعِ کِلابُ أهلِ النّارِ؛ بدعتگذاران، سگهاى اهل دوزخ هستند».
🍂 بدعتگذار کسیست که دیگران را به «طرفِ خود» دعوت کند، در حالی که بهتر و عالمتر و متخصصتر از او وجود دارد؛ چنین «فردی بدعتگزارِ گمراه» است (تحف العقول: ۳۷۵).
قرآن و مخالفِ فرمان خدا دانستنِ «بدعتگذار»
علت آنکه بدعتگذار با فرمان خدا مخالف کردهاست، کاملاً مستند قرآنی دارد:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا؛ ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارتدهنده و انذاردهنده! و تو را دعوتکننده بسوی خدا «به اجازۀ او» قرار دادیم، و چراغی روشنیبخش!».
نکته مهم آیه
در این آیه یکی از وظایف مهم پیامبر، دعوت بهسوی خدا که البته «با اذن خودِ خدا»ست؛ حال اگر کس حتی «با توسل به دین»، دیگران را «به سمت خود» دعوت کند، نه خدا، و اگر به سمت خدا هم دعوت کند، اما «هدفش الهی نباشد»، یعنی «اجازهای نداشته باشد» چنین کند، در راه و مسیر گمراهی قدم گذاشتهاست.
رابطه بدعت و ویران شدن دین
حال، اگر بدعتگذاری در دین بدعت بنهد، هیچ چیزی مانند بدعت نمیتواند دین را «فاسد و ویران» کند؛ چنانکه علیبنابیطالب میگوید:
«ما هَدمَ الدِّینَ مثلُ البِدعِ؛ چیزى مانند بدعتها، دین را ویران نکردهاست».
چگونگی ویران شدن دین با بدعت
اما چگونه بدعت باعث از بین رفتن و منهدم شدن دین میگردد؟ با ایجاد بدعت، سنتی از جامعه ترک میشود؛ چنانکه علیبنابیطالب میگوید:
«ما اُحْدِثَتْ بِدعةٌ إلاّ تُرِکَ بها سُنّةٌ؛ هیچ بدعتى نهاده نشد، مگر آن که بدان سبب سنّتى ترک شد».
خشوع و خضوعِ بدعتگذار
در شرایطی که بدعت در دین ایجاد شدهباشد، و سنتی از بین برود، عملکنندگان به آن بدعت، ممکن است دیندار باشند و حتی خشوع و خضوع در عبادت هم داشته باشند، اما ریشۀ این خصوع و خشوع «شیطنت» است و ایجادکنندۀ این خضوع و خشوع، خود شیطان است؛ چون عبادتی که «از روی بدعت» باشد، خضوعش نیز شیطانی است؛ چنانکه پیامبر گفتهاست:
«مَن عمِلَ فی بِدعةٍ خَلاّهُ الشّیطانُ و العِبادةَ، و ألْقى علیهِ الخُشوعَ و البُکاءَ؛ هر کس به بدعتى عمل کند، شیطان او را با عبادت تنها مىگذارد و حالتِ خشوع و گریه بر او مىافکند».
توبۀ بدعتگذار
بدعتگذاری چنان عمل قبیحیست که خداوند که هر گناهی را جز شرک را میبخشد، اما توبه بدعتگذار را نمیپذیرد؛ مستند این مطلب حدیث تکاندهندهای که از پیامبر است که میگوید:
«أبَى اللّهُ لصاحِبِ البدعةِ بالتّوبةِ؛ خداوند توبۀ بدعتگذار را نمىپذیرد».
🍂 آفتی که به دین برسد، باید دیندار عالم و با بصیرت، آنرا جراحی کند، و آنرا از بین ببرد؛ و وسیلۀ جراحی آن نیز علم است؛ یعنی بوسیلۀ علم، آفت از بین میرود، و نتیجتا او باید با وجود خطرها، روشنگری و افشاگری نماید. برای همین پیامبر اسلام گفت:
«هرگاه بدعتها در میان امتم پدیدار شوند، بر عالِم است که علم خود را آشکار سازد؛ هر کس چنین نکند، لعنت خدا بر او باد!».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘حامیانِ «حجاب اجباری» طبق اسلام «سگان دوزخ»اند
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
(۲/۳)
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🍂 حال بنگریم به خطبۀ عید فطرِ خلیفۀ خودپرست که تصویر خود را (با تشبه به دیکتاتورهای کمونیست) با سرقت اموالِ ملت، در همهجا، از مدارس و ادرات تا خیابانها و حتی مساجد (که حرمت تصویر در آن مسلم است) نیز گذاشتهاست؛ روضهخوانی که خود را دیگر نائب امام زمان نیز نمیداند، بلکه «تجسد و لسانِ بلاواسط الله» وهم میکند و مصداقِ اصلی «مستضعفین» در قرآن، که حتی در تفاسیر شیعی، مختصِ امامانِ معصوم بحاشیه راندهشده و تحت فشار قدرتهای مستبد زمان بوده:
۱. «هنجار» یک ترم اجتماعیست. اصطلاحی تحتِ عنوان «هنجارشکنجی دینی» یک اصطلاح جعلی و بدعتگذارانه و بیمبنای حکومتیست. اگر جامعهای اکثریتش باورمند به دینی خاص باشد، بطور طبیعی، بخشی از هنجارها از دین رایج نیز حاصل میشود، اما وقتی قسمت قابل توجهی از جامعه، دیگر اساسا نه حجاب و نه نماز، برایش یک هنجار نیست و اگر خود را مسلمان هم بداند، بدان پایبند نیست و ارزش اخلاقیِ یا حکم مسلم نمیداند، دیگر اینجا وقتی کسی حجاب نمیگیرد، با «هنجارشکنی» روبرو نیستیم، بلکه با «عمل به هنجار»، ولو مخالف حکمی شرعِ مذهبی خاص یا حکمِ حکومتی یک نظامِ دیکتاتوری (نه «قانون» که معنایش را از دموکراسی واقعی ملتزم به حقوق بشر میگیرد) باشد، روبرو هستیم، و از اتفاق، مداخله در حوزۀ پوشش، آن هم در سطح «پوشش موی سر» که امری احمقانه و ارتجاعی و فاشیستی تلقی میشود در اکثر کشورهای جهان امروز، از جمله جامعۀ ایرانی، یک «تعرض» و «ناهنجاری» تلقی میشود و نشانۀ «اختلال روانی-جنسی» یا «وابستگی حکومتی» و «متحجر بودن» و فقدانِ حداقلی از «استقلال و فردیت» شخصِ مداخلهگر و مزاحم و آزارگر.
🍂 مطالب مذکور، جدا از این بحث است که حجاب، اگر یک «حکم مسلم شرعی» بود (که نیست و این امر را طلبۀ محقق، جناب امیرحسین ترکاشوند در کتاب تحقیقی و مستند خود «حجاب شرعی در عصر پیامبر»، بخوبی نشان دادهاست؛ از جمله اینکه حتی همسران امامان نیز تا زمانی که کنیز بودند و مسلمان و فرزندی نیاوردهبودند، حجابی نداشتند)، باز هم اجرای آن برای «غیرمسلمانان»، یک «بدعت بزرگِ و خطرناک و خوارجیمسلکانه» نسبت به قرآن و سنت پیامبر تلقی میشود که در کنار خود «ولایت مطلقۀ فقیه» (بعنوان «ابر بدعت» این زمانه)، از عواملِ مهمِ گسترشِ «نفرت از اسلام و هر نوع دیانت» شدهاست. آمارهایی که هر از چندی از رشد تبری جامعه از آخوند و اسلام و هر گونه دینداری منتشر میشود، حتی آمارهای محرمانۀ حکومتی، گواهِ بصیرتِ جاری در قرآن و حدیث و پیشبینی وضعیت فاجعهبار و جهنمیایست که توسط بدعتگذاران ایجاد میشود و به هدمِ اساسِ دینداری میانجامد.
۲. «بِدْعَت» بهمعنای این است که پس از پیامبر، چیزی در دین وارد شود که از آن نهی شده یا «دربارۀ آن روایت مسلمی وجود ندارد» و ذیل هیچیک از «احکام کلی دین» قرار نمیگیرد. بدعت در مقابل سُنّت قرار دارد؛ سُنّت آن آموزههایی است که در قرآن و روایات پیامبر و معصومان بیان شدهاست. در روایات، بدعت از مصادیق بیّن و آشکارِ «کفر و شرک» معرفی شدهاست و همۀ فقیهان شیعه و سنی، بدعت را «حرام» میدانند.
🍂 پیامبر هر بدعتی را «گمراهی» شمرده است. ابنماجه به نقل از پیامبر گفته است:
همچنین کُلینی در کتاب کافی، از امام باقر و صادق نقل کردهاست که:
🍂 آیتالله سبحانی بدعت را از «گناهان کبیره» دانستهاست. شیخ صدوق هم در کتاب مَن لا یَحضُرُه الفقیه، احادیث مربوط به بدعت را در بخش «گناهان کبیره» آوردهاست. به گزارش وی، امام باقر، بدعت را از «مصادیق آشکارِ کفر و شرک» شمردهاست.
🍂 در آیه ۱۱۶ سوره نحل، آمدهاست:
بهگفتۀ سید محمدحسین طباطبایی، سیاق آیه نشان میدهد که در آن، مؤمنان از «بدعت در دین» نهی شدهاند.
🍂 پیامبر اسلام هرگونه «همکارى با بدعتگذاران» را منع کرده، تا آن جا که مىفرماید:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
(۲/۳)
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🍂 حال بنگریم به خطبۀ عید فطرِ خلیفۀ خودپرست که تصویر خود را (با تشبه به دیکتاتورهای کمونیست) با سرقت اموالِ ملت، در همهجا، از مدارس و ادرات تا خیابانها و حتی مساجد (که حرمت تصویر در آن مسلم است) نیز گذاشتهاست؛ روضهخوانی که خود را دیگر نائب امام زمان نیز نمیداند، بلکه «تجسد و لسانِ بلاواسط الله» وهم میکند و مصداقِ اصلی «مستضعفین» در قرآن، که حتی در تفاسیر شیعی، مختصِ امامانِ معصوم بحاشیه راندهشده و تحت فشار قدرتهای مستبد زمان بوده:
«نظام ج.ا قطعا درصدد آن نیست کسانی را به زور وادار به دینداری کند، اما در مقابل «هنجارشکنی دینی» هم وظیفه دارد و نباید کوتاهی کنیم. مسئولان و آحاد مردم و آمرین به معروف و ناهیان از منکر در این زمینه باید وظیفه خود را انجام دهند.
حجاب یک حکم مسلم شرعی است و باید آن را رعایت کنند، نمیتوان از آن صرف نظر کرد. در بحث حجاب، قانون وجود دارد؛ رعایت آن برای افرادی که حتی به شرع معتقد نیستند، واجب است».
۱. «هنجار» یک ترم اجتماعیست. اصطلاحی تحتِ عنوان «هنجارشکنجی دینی» یک اصطلاح جعلی و بدعتگذارانه و بیمبنای حکومتیست. اگر جامعهای اکثریتش باورمند به دینی خاص باشد، بطور طبیعی، بخشی از هنجارها از دین رایج نیز حاصل میشود، اما وقتی قسمت قابل توجهی از جامعه، دیگر اساسا نه حجاب و نه نماز، برایش یک هنجار نیست و اگر خود را مسلمان هم بداند، بدان پایبند نیست و ارزش اخلاقیِ یا حکم مسلم نمیداند، دیگر اینجا وقتی کسی حجاب نمیگیرد، با «هنجارشکنی» روبرو نیستیم، بلکه با «عمل به هنجار»، ولو مخالف حکمی شرعِ مذهبی خاص یا حکمِ حکومتی یک نظامِ دیکتاتوری (نه «قانون» که معنایش را از دموکراسی واقعی ملتزم به حقوق بشر میگیرد) باشد، روبرو هستیم، و از اتفاق، مداخله در حوزۀ پوشش، آن هم در سطح «پوشش موی سر» که امری احمقانه و ارتجاعی و فاشیستی تلقی میشود در اکثر کشورهای جهان امروز، از جمله جامعۀ ایرانی، یک «تعرض» و «ناهنجاری» تلقی میشود و نشانۀ «اختلال روانی-جنسی» یا «وابستگی حکومتی» و «متحجر بودن» و فقدانِ حداقلی از «استقلال و فردیت» شخصِ مداخلهگر و مزاحم و آزارگر.
🍂 مطالب مذکور، جدا از این بحث است که حجاب، اگر یک «حکم مسلم شرعی» بود (که نیست و این امر را طلبۀ محقق، جناب امیرحسین ترکاشوند در کتاب تحقیقی و مستند خود «حجاب شرعی در عصر پیامبر»، بخوبی نشان دادهاست؛ از جمله اینکه حتی همسران امامان نیز تا زمانی که کنیز بودند و مسلمان و فرزندی نیاوردهبودند، حجابی نداشتند)، باز هم اجرای آن برای «غیرمسلمانان»، یک «بدعت بزرگِ و خطرناک و خوارجیمسلکانه» نسبت به قرآن و سنت پیامبر تلقی میشود که در کنار خود «ولایت مطلقۀ فقیه» (بعنوان «ابر بدعت» این زمانه)، از عواملِ مهمِ گسترشِ «نفرت از اسلام و هر نوع دیانت» شدهاست. آمارهایی که هر از چندی از رشد تبری جامعه از آخوند و اسلام و هر گونه دینداری منتشر میشود، حتی آمارهای محرمانۀ حکومتی، گواهِ بصیرتِ جاری در قرآن و حدیث و پیشبینی وضعیت فاجعهبار و جهنمیایست که توسط بدعتگذاران ایجاد میشود و به هدمِ اساسِ دینداری میانجامد.
۲. «بِدْعَت» بهمعنای این است که پس از پیامبر، چیزی در دین وارد شود که از آن نهی شده یا «دربارۀ آن روایت مسلمی وجود ندارد» و ذیل هیچیک از «احکام کلی دین» قرار نمیگیرد. بدعت در مقابل سُنّت قرار دارد؛ سُنّت آن آموزههایی است که در قرآن و روایات پیامبر و معصومان بیان شدهاست. در روایات، بدعت از مصادیق بیّن و آشکارِ «کفر و شرک» معرفی شدهاست و همۀ فقیهان شیعه و سنی، بدعت را «حرام» میدانند.
🍂 پیامبر هر بدعتی را «گمراهی» شمرده است. ابنماجه به نقل از پیامبر گفته است:
«روزه، نماز، صدقه، حج، عمره و جهادِ اهل بدعت پذیرفته نمیشود».
همچنین کُلینی در کتاب کافی، از امام باقر و صادق نقل کردهاست که:
«هر بدعتی گمراهیست و سرانجامِ هر گمراهی جهنم است».
🍂 آیتالله سبحانی بدعت را از «گناهان کبیره» دانستهاست. شیخ صدوق هم در کتاب مَن لا یَحضُرُه الفقیه، احادیث مربوط به بدعت را در بخش «گناهان کبیره» آوردهاست. به گزارش وی، امام باقر، بدعت را از «مصادیق آشکارِ کفر و شرک» شمردهاست.
🍂 در آیه ۱۱۶ سوره نحل، آمدهاست:
«شما نباید «از پیش خود» چیزى را حلال و چیزى را حرام كنید و به خدا «نسبت دروغ» بدهید»
بهگفتۀ سید محمدحسین طباطبایی، سیاق آیه نشان میدهد که در آن، مؤمنان از «بدعت در دین» نهی شدهاند.
🍂 پیامبر اسلام هرگونه «همکارى با بدعتگذاران» را منع کرده، تا آن جا که مىفرماید:
«مَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ مُبْتَدِع فَقَدْ أَعانَ عَلَى هَدْمِ دِینِهِ; کسى که در صورت بدعتگذارى تبسّم کند، به نابودى دین خود کمک کرده است».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘حامیانِ «حجاب اجباری» طبق اسلام «سگان دوزخ»اند
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
(۳/۳)
✍🏻 #اصغر_زنجانی
۳. یعنی معیار سنجش «ایمان و سلامتی» یک فرد و جامعه و حکومت، «نمازخوانی» (بعنوانِ ستون اسلام) نیز نیست، چه رسد به «حجاب» (آن هم حجاب غیر مسلمانان!) که ذکری از آن در روایت نشده، بلکه «راستگویی» و «امانتداری»ست. دو رکنی که میبینیم که چقدر خلیفه و کارگزارانش، از آن دورند و به همین خاطر، در بدعتها شیرجه میزنند و با این دو خصلت، یعنی دوریشان از «راستگویی و امانتداری» و «بدعتدوستی و رواج بدعتها»، به نفرت عمومی از اسلام و دیانت و تضعیف امنیت و انسجام ملی، دامن میزنند.
۴. «واجب» ترمی مذهبیست و بکارگیری آن برای کسانی که به مذهبی، یا بطور کلی ادیان باور ندارند، از عمق بیسوادی گوینده و عادتش به تکگویی و عدم پاسخگویی به خبرنگاران و منتقدان در کنفرانسهای مطبوعاتی (که یک هنجار در میان سیاستمداران غرب و شرق، حتی سیاستمداران روسیه و چین، است) ناشی میشود. همچنین این بخش سخنان او، طبق آنچه دربارۀ «نشانههای بدعتگذار» گفتهشد، از مصادیق آشکار این است که گوینده، ذرهای دغدغۀ خدا و قیامت و بسط دیانت و محبت ندارد، بلکه میخواهد همگان را «دعوت به خود» و تسلیم قدرتی که با آن الینه شده و بدان مسخ، بکند، وگرنه هیچ آیه و حدیثی نداریم که نامسلمانان را ملتزم به پوشیدنِ مویِ سر یا اجرای شرعیات مسلمانان کند!
🍂 ضروریترین امر در یک نظام سیاسی در عرف جهان امروز، توازن میان میزانِ قدرت و پاسخگویی به رسانهها و نمایندگان مردم و شفافیت است. هرچه از این توازن فاصله بگیریم، زمینۀ گسترشِ «دروغگویی و خیانت در امانت» (نقضِ دو رکن اصلی ایمان) فراهم میشود و در نتیجه، با گسترش تصاعدی فقر و فحشا و فساد و یاس و سقوط و انحطاط در همۀ ساحتها مواجه میشویم، آنگاه تجسم بزرگترین آمر به منکر و ناهی از معروف خواهیم شد که خود را معلم و هادی خلق و زبانِ خدا نیز توهم میکنیم، درحالیکه تجسم بیشعوری، خودخداپنداری و برتربینی فهممان از دیانت، از فهمِ اکثریت مردم هستیم:
۵. «قانون» همانطور که بصورت حاشیهای اشاره کردم، از رای نمایندگانِ اکثریتِ مردم، بدون ایجاد انواع حذف و فیلترینگهای مضحک فرقهای-مذهبی-سیاسی (که در نهایت به سلطۀ اقلیت وفادار به یک شخص و یک فرقه منجر شود)، و با رعایتِ مفاد حقوق بشر بعنوان قانون بالادستی (امضا شده توسط دولتها) در جهان امروز، معنای قانون بودن دارد، وگرنه حکمِ حکومتی رضا شاه و نظام او در مورد «کشف حجاب» نیز با این مغلطۀ خلیفۀ بدعتگذار، باید مصداق قانون تلقی میشد و التزام به آن «واجب شرعی» دانسته میشد. درحالیکه حتی قانونی که مخالفتی با شرع نداشتهباشد، رای آحاد ملت را نیز از آغاز تاکنون داشتهباشد، اما مخالف حقوقِ اقلیت (ولو بس ناچیز) و بندی از بندهای حقوق بشر باشد، قابل تخطیست و بلکه اخلاقا باید بدان اعتراض کرد و مقابل آن ایستاد. حال آنکه آنچه در ذیل سلطنتِ ولی فقیه جاریست، نه «قانون»، بلکه «احکام حکومتی و منویات ملوکانه» است، و نه حتی «شرعِ اسلام» که نشان دادیم، از بزرگترین بدعتگذاران و ناقضانش و وهنکنندگانش، همین خلیفۀ مستبدِ خودپرست است.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
(۳/۳)
✍🏻 #اصغر_زنجانی
امام صادق حدیثی مشهور دارد که به شیعیانش توصیه میکند: «به طول رکوع و سجود شخص ننگرید؛ زیرا به آن عادت کرده و اگر ترک کند، بهخاطر آن وحشت میکند، بلکه به راستی گفتار و امانتداری او بنگرید».
از همین امام صادق پرسیدند، آیا انسان مؤمن بخیل میشود؟ گفت: آری. پرسیدند: ترسو میشود؟ گفت: آری. پرسیدند: مؤمن دروغ میگوید؟ گفت: مؤمن دروغ نمیگوید و خیانت در امانت نمیکند. مؤمن ممکن است هر رذیله و صفت بدی پیدا کند مگر خیانت و دروغ!
مردى به پیامبر گفت: مؤمن زنا میکند؟ گفت: «گاهى ممکن است». پرسید آیا مؤمن دست به دزدى میزند؟ گفت: «گاهى امکان آن هست». پرسید یا رسول الله! آیا او دروغ میگوید؟ فرمود: «خیر، خدای تعالی میفرماید: "تنها کسانى دروغ میگویند که به آیات خدا ایمان ندارند"».
۳. یعنی معیار سنجش «ایمان و سلامتی» یک فرد و جامعه و حکومت، «نمازخوانی» (بعنوانِ ستون اسلام) نیز نیست، چه رسد به «حجاب» (آن هم حجاب غیر مسلمانان!) که ذکری از آن در روایت نشده، بلکه «راستگویی» و «امانتداری»ست. دو رکنی که میبینیم که چقدر خلیفه و کارگزارانش، از آن دورند و به همین خاطر، در بدعتها شیرجه میزنند و با این دو خصلت، یعنی دوریشان از «راستگویی و امانتداری» و «بدعتدوستی و رواج بدعتها»، به نفرت عمومی از اسلام و دیانت و تضعیف امنیت و انسجام ملی، دامن میزنند.
۴. «واجب» ترمی مذهبیست و بکارگیری آن برای کسانی که به مذهبی، یا بطور کلی ادیان باور ندارند، از عمق بیسوادی گوینده و عادتش به تکگویی و عدم پاسخگویی به خبرنگاران و منتقدان در کنفرانسهای مطبوعاتی (که یک هنجار در میان سیاستمداران غرب و شرق، حتی سیاستمداران روسیه و چین، است) ناشی میشود. همچنین این بخش سخنان او، طبق آنچه دربارۀ «نشانههای بدعتگذار» گفتهشد، از مصادیق آشکار این است که گوینده، ذرهای دغدغۀ خدا و قیامت و بسط دیانت و محبت ندارد، بلکه میخواهد همگان را «دعوت به خود» و تسلیم قدرتی که با آن الینه شده و بدان مسخ، بکند، وگرنه هیچ آیه و حدیثی نداریم که نامسلمانان را ملتزم به پوشیدنِ مویِ سر یا اجرای شرعیات مسلمانان کند!
🍂 ضروریترین امر در یک نظام سیاسی در عرف جهان امروز، توازن میان میزانِ قدرت و پاسخگویی به رسانهها و نمایندگان مردم و شفافیت است. هرچه از این توازن فاصله بگیریم، زمینۀ گسترشِ «دروغگویی و خیانت در امانت» (نقضِ دو رکن اصلی ایمان) فراهم میشود و در نتیجه، با گسترش تصاعدی فقر و فحشا و فساد و یاس و سقوط و انحطاط در همۀ ساحتها مواجه میشویم، آنگاه تجسم بزرگترین آمر به منکر و ناهی از معروف خواهیم شد که خود را معلم و هادی خلق و زبانِ خدا نیز توهم میکنیم، درحالیکه تجسم بیشعوری، خودخداپنداری و برتربینی فهممان از دیانت، از فهمِ اکثریت مردم هستیم:
وَ إِذا قِيلَ لَهُم لَا تُفسِدُوا في الأَرضِ قالوا إِنَّما نَحنُ مُصلِحون
و چون به آنان گفته شود در زمين فساد نكنيد، مىگويند، ما اصلاحگريم (و مسئول اصلی گشتهای ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر!).
أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ
بهوش باشيد كه آنان مفسداناند، ليكن نمىفهمند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُم آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاس قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ
و چون به آنان گفته شود مثل ایمانورزیِ عامهٔ مردم (ایمان و دینداریِ عرفی) ايمان بورزید، مىگويند آيا مثلِ ايمانورزی کمخردان، ايمان بورزیم؟ هشدار كه آنان همان كمخردانند، ولى نمىدانند (۱۱ و ۱۲ و ۱۳ بقره).
۵. «قانون» همانطور که بصورت حاشیهای اشاره کردم، از رای نمایندگانِ اکثریتِ مردم، بدون ایجاد انواع حذف و فیلترینگهای مضحک فرقهای-مذهبی-سیاسی (که در نهایت به سلطۀ اقلیت وفادار به یک شخص و یک فرقه منجر شود)، و با رعایتِ مفاد حقوق بشر بعنوان قانون بالادستی (امضا شده توسط دولتها) در جهان امروز، معنای قانون بودن دارد، وگرنه حکمِ حکومتی رضا شاه و نظام او در مورد «کشف حجاب» نیز با این مغلطۀ خلیفۀ بدعتگذار، باید مصداق قانون تلقی میشد و التزام به آن «واجب شرعی» دانسته میشد. درحالیکه حتی قانونی که مخالفتی با شرع نداشتهباشد، رای آحاد ملت را نیز از آغاز تاکنون داشتهباشد، اما مخالف حقوقِ اقلیت (ولو بس ناچیز) و بندی از بندهای حقوق بشر باشد، قابل تخطیست و بلکه اخلاقا باید بدان اعتراض کرد و مقابل آن ایستاد. حال آنکه آنچه در ذیل سلطنتِ ولی فقیه جاریست، نه «قانون»، بلکه «احکام حکومتی و منویات ملوکانه» است، و نه حتی «شرعِ اسلام» که نشان دادیم، از بزرگترین بدعتگذاران و ناقضانش و وهنکنندگانش، همین خلیفۀ مستبدِ خودپرست است.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردمفریبی و اهداف سیاسی-فرقهای
✍🏻#اصغر_زنجانی
🔻مهدی خزعلی، فرزندِ مزور و هزارچهرۀ آخوندِ داعشیِ عضو شورای نگهبان، ابوالقاسم خزعلی:
🔸روزگاری بود که بابت وضعیتِ این موجود، بهخاطر ندانستنِ کارنامۀ پر از رذالتش، و داشتن برخی مصونیتها در نقدِ مقامات، ناراحت میشدم و اخبارش را در رسانهها پیگیری میکردم، و کسانی که میگفتند اعتصاب غذاهایش دروغین است را، افرادی تنگنظر و حسود میدیدم، تا اینکه یکی از نزدیکانم در ایران، به من گفت که در زندان از زبان خودش شنیده، نقل به مضمون:
🔸امامان شیعه، هیچ علمی بیش از مردم عادی نداشتهاند؛ مثل امام حسن که نتوانست خائن و قاتلبودن همسرش را پیشبینی کند و حتی در همسرگزینی نیز بسیار اشتباهات فاحشی کرد؛ با وجود آنکه دهها زن گرفتهبود و طلاق دادهبود و یک متخصصِ تجربیِ امور زنان محسوب میشد، نتوانست یک معشوق واقعی و همسر راستینِ پایِ کار برای خود پیدا کند، یا لااقل وقتی خائنی را وارد خانهاش کرد، پیشبینی کند که چه زمان میخواهد قصد جانش را کند و چنین ساده جان ندهد.
🔻این داستانها و فانتزیهای آخرالزمانی و روایات ظهور که فرقههای یا حکومتهای مختلف شیعه (بعنوان یک حزب-فرقۀ سیاسی) در طول تاریخ بدانها بستهاند برای پیشبردِ اهداف سیاسی مقطعیشان، از جمله مشروعیتبخشی و زوالناپذیر دانستنِ قدرت مستقر چون صفویه، یا کوبیدن قدرتِ مخالفشان تحتِ عنوان سفیانی و...، حتی خلاف نصّ صریح قرآن دربارۀ پیامبر است در ردّ داشتنِ چیزی بهاسم «علم غیب»:
🔺🔻اگر پیامبر ذرهای علم غیب داشت، لااقل در قرآن، بهشکلی صریح، تکلیفِ جانشینداشتنِ خودش را بهشکل سلبی یا ایجابی یکسره میکرد و میگفت جانشینی مشخص دارد یا خیر؟ (نه آنکه بقول علامه آیتالله کمال حیدری، حتی «امامت» هم در قرآن اندک جایگاهی ندارد و جزو «اصول دین» نیست!) تا هزار فرقۀ شیعه و سنی بوجود نیایند که قرنها بهقصد قربت و رسیدن به بهشت، گردن همدیگر را بجوند و فکر کنند بدتر از مسیحیان و یهودیان و آمریکا و اسرائیل، آن دیگریِ مسلمان است که باید با او دشمنی کنند، و برای مثال، خمینی این سخن فرقهای و کینهمحورانۀ عجیب را بگوید (که در اعماقِ این دشمنیِ تاریخی ریشه دارد):
🌾 @Naqdagin
✍🏻#اصغر_زنجانی
🔻مهدی خزعلی، فرزندِ مزور و هزارچهرۀ آخوندِ داعشیِ عضو شورای نگهبان، ابوالقاسم خزعلی:
طبق روایات شیعه، پرچم انقلاب بهدست ابرپیرمردِ ۱۲۰۰ سالۀ مخفی میرسد!
🔸روزگاری بود که بابت وضعیتِ این موجود، بهخاطر ندانستنِ کارنامۀ پر از رذالتش، و داشتن برخی مصونیتها در نقدِ مقامات، ناراحت میشدم و اخبارش را در رسانهها پیگیری میکردم، و کسانی که میگفتند اعتصاب غذاهایش دروغین است را، افرادی تنگنظر و حسود میدیدم، تا اینکه یکی از نزدیکانم در ایران، به من گفت که در زندان از زبان خودش شنیده، نقل به مضمون:
مکر و حیله و تقیه در مقابل دشمن، واجب است و از سنت شیعه و جزئی از تاکتیکهای مبارزاتی.🔺حال متوجه شدم که دشمن او هم آنی نبود که فکر میکردیم! بلکه نهایتا با جنگ گرگها برای تصاحب کمی از کیکِ قدرت و فریب مردم روبرو بودیم! همراهی آزادهای چون محمد نوریزاد با او، و ایضا انحصار و سانسور گستردۀ رسانههای اصلاحطلب و حامی جنبش سبز، او را در نظر بسیاری، فردی مستقل و شجاع و آزادیخواه جلوه میداد.
🔸امامان شیعه، هیچ علمی بیش از مردم عادی نداشتهاند؛ مثل امام حسن که نتوانست خائن و قاتلبودن همسرش را پیشبینی کند و حتی در همسرگزینی نیز بسیار اشتباهات فاحشی کرد؛ با وجود آنکه دهها زن گرفتهبود و طلاق دادهبود و یک متخصصِ تجربیِ امور زنان محسوب میشد، نتوانست یک معشوق واقعی و همسر راستینِ پایِ کار برای خود پیدا کند، یا لااقل وقتی خائنی را وارد خانهاش کرد، پیشبینی کند که چه زمان میخواهد قصد جانش را کند و چنین ساده جان ندهد.
🔻این داستانها و فانتزیهای آخرالزمانی و روایات ظهور که فرقههای یا حکومتهای مختلف شیعه (بعنوان یک حزب-فرقۀ سیاسی) در طول تاریخ بدانها بستهاند برای پیشبردِ اهداف سیاسی مقطعیشان، از جمله مشروعیتبخشی و زوالناپذیر دانستنِ قدرت مستقر چون صفویه، یا کوبیدن قدرتِ مخالفشان تحتِ عنوان سفیانی و...، حتی خلاف نصّ صریح قرآن دربارۀ پیامبر است در ردّ داشتنِ چیزی بهاسم «علم غیب»:
بگو: من قدرتِ [جلبِ] سودی و [دفعِ] زیانی را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [علم غیب هم ندارم] اگر غیب میدانستم، یقیناً برای خود ازهر خیری فراوان و بسیار فراهم میکردم و هیچ گزند و آسیبی به من نمیرسید؛ من فقط برای گروهی که ایمان میآورند، بیمدهنده و مژده رسانم (اعراف، ۱۸۸).
🔺🔻اگر پیامبر ذرهای علم غیب داشت، لااقل در قرآن، بهشکلی صریح، تکلیفِ جانشینداشتنِ خودش را بهشکل سلبی یا ایجابی یکسره میکرد و میگفت جانشینی مشخص دارد یا خیر؟ (نه آنکه بقول علامه آیتالله کمال حیدری، حتی «امامت» هم در قرآن اندک جایگاهی ندارد و جزو «اصول دین» نیست!) تا هزار فرقۀ شیعه و سنی بوجود نیایند که قرنها بهقصد قربت و رسیدن به بهشت، گردن همدیگر را بجوند و فکر کنند بدتر از مسیحیان و یهودیان و آمریکا و اسرائیل، آن دیگریِ مسلمان است که باید با او دشمنی کنند، و برای مثال، خمینی این سخن فرقهای و کینهمحورانۀ عجیب را بگوید (که در اعماقِ این دشمنیِ تاریخی ریشه دارد):
اگر از صدام بگذريم، اگر مسأله قدس را فراموش کنيم(!)، اگر از جنايتهای امريکا بگذريم(!) از آلسعود نخواهيم گذشت!!
انشاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از آمريکا و آل سعود برطرف خواهيم کرد و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ را بر دلشان خواهيم گذاشت و با برپايی جشن پيروزی حق بر جنود کفر و نفاق، و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهيم شد.
مگر مسلمانان نمیبينند که امروز مرکز وهابيت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شدهاند؛ که از يک طرف اسلام اشرافيت اسلام ابوسفيانی، اسلام ملاهای کثيف درباری، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت و اسلام حاکميت سرمايه و سرمايهداران بر مظلومان و پابرهنهها، و در يک کلمه، اسلام امريکايی را ترويج میکنند، و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش آمريکای جهانخوار میگذارند.
🗄پست مرتبط
📕داستان مکرر بشارت ظهور امام زمان
📺 سستی ادعای نابودی اسرائیل به دست شیعیان ایرانی
📺 صحتوسقم ادعای ظهور امام زمان بعد از نابودی اسرائیل
📺 منجی شیعیان، شاه اسماعیل صفوی
📺 دَروزیه: مذهبی با اعتقاداتِ عجیب
📕سید حسن نصرالله، سید یمانی؟
📕تفسیر آخرالزمانی از حوادث اخیر سوریه
📕حجاب اجباری «بدعت» و حامیانش «سگان دوزخ»اند
.➖➖➖
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «مُذِ» چه «آکرهای»؟😁
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🔸چه شد که با سرعت برق و جتهای B2، قاتل سفاکِ حاج قاسم و فحاشِ بددهنِ هتکحرمتکننده به بنیانگذار انقلاب و شهید سلیمانی، که حتی بر تغییرِ اسم خلیج فارس هم با وقاحت مانور میرود، موضوع مذاکرات پیگیرانۀ ما شد؟ یکی از عواملی که به توهم توطئۀ بامزۀ «میرطاهر» در طول این سالیان دامن زد، همین شخصیت بیثبات رهبر و نداشتنِ آیندهنگری (بصیرت) و پختگیِ حداقلی یک مرد سیاستمدار در این سطح است. اگر در آن مجلس خفتگان تهی از حتی بلوغِ یک نوجوانِ دارای عقل سلیم، یک سیاستشناس هم بود، همین مواجهههای زیگزاگی و متناقض را، از ادلۀ اصلیِ سلب شرایطِ لازم برای این جایگاهِ خطیر میدانست.
🔸کسی که گزارههای جزمی را با ظاهری از اقتدار و از عرش خود در آسمانِ هفتمِ خدایی پرتاب میکند، اما به ماه و سال نمیکشد که ناگهان موضعی ۱۸۰ درجه خلاف موضع قبل میگیرد، حالا نه بهصراحت و یکدفعهای، ولی بشکل مرحلهای، بنحوی که طرفدارانش را نیز شوکه میکند (البته طرفدارانی که چند سلول خاکستری مغز برایشان باقی مانده و همه را از حقارت، در «پرستش قدرت» ذوب نکردهاند)، چگونه باید خسارتهای مادی و معنوی عظیمی که به یک ملت میزند با این مواضع غیردوراندیشانه، بازپس دهد؟ آیا کمترین/رقیقترین نوع عدالت در حقش، جلوگیری از امتداد خسارت، با اخراجش از چنین مقامی که شایستهاش نبوده، نیست؟
🔸این یعنی او خودآگاهی حداقلیِ یک مرد پخته و کارآزمودۀ سیاست را ندارد و مشاورانی که او را از گرفتنِ مواضع آتشین و ایدئولوژیک، و بدون توجه به رئالپلیتیک و جریان متغیر سیاست، بازدارند؛ این یعنی رهبر نسبت به اینکه مردمی که ذرهای اندیشه و چشم دارند، چگونه او را فهم میکنند و از او در تاریخ چگونه یاد خواهد شد، توجهی ندارد، و خود این، یعنی نبود نظارت آزادنۀ مطبوعات و رسانهها بر اهالی قدرت، عملا دودش به چشم خود قدرتمندان نیز میرود و با اعتبار آنها و یادشان در تاریخ، سخت بازی میکند.
🔸اما منصفانه بگویم، مشابه این وضع، تا حدی دربارۀ ترامپِ قمارباز و قاتل حاج قاسم نیز صادق است، اما فرق است میان یک تاجرِ خودشیفتۀ حاد، که هیچ تجربۀ بلندی در سیاست نداشته، و ایضا ادعای امامت و تقوا و بصیرت الهی و مرجعیت و پاپبودن و اعلم فقها بودن و نائب امام زمان بودن، ندارد، با فردی دیگر که ادعاهایش را پایانی نیست و حتی مدعیِ سخنگفتن خدا از زبانِ خودش میشود، و بابت هر فعل متناقضش در هر زمان، از یک امام و آیۀ قرآن و حدیث، مسرفانه خرج میکند، و یک دین و مذهب که بالای هزار سال دوام داشته را، بدونِ ترس از خدا، مصرفِ توجیهِ تصمیمات و مواضعِ آنی، متناقض و غیرکارشناسی و ایدئولوژیک و بر مبنای کینه یا ترسِ خود میکند.
🔸مهمتر اما اینجاست که ترامپ هرچقدر توهم و تذبذب داشتهباشد، ۸ سال مهمان یک کشور است و در همان ۸ سال نیز همۀ رسانهها و خبرنگاران و اساتید آزادانه او را نقد میکنند و حتی تمسخر، مردم هر وقت اراده کنند، آزادانه در ایالتهای مختلف تجمعات بزرگ و آزادانه و بیهزینه علیهش ترتیب میدهند، حتی فرماندارانش علیه او شکایت میکنند، و در کمال آزادی و بدون هراس از ساقطشدن از زندگی، تصمیماتش را نقد میکنند، در سر فرصت هم میتواند در دادگاههای مستقل و علنی، مجدد دادگاهی شود و حتی به زندان بیافتد؛ تصمیمات و اعمالش را نیز با ارجاع مکرر به عیسی مسیح و موسی و حواریون عیسی بهطور رندم توجیه نمیکند و با دین مردم بازی نمیکند.
🔸اما دیگری، چند دهه، و تا نفس آخری که ملکالموت از او بگیرد، هر بلایی سر یک ملت بیاورد و هر میزان خسارت اقتصادی، روانی، سیاسی، فرهنگی و دینی که بر سر نسلهای یک ملت بیاورد، احدی نمیتواند او را بطور رسمی مورد نقد و مواخذه و استیضاح قرار دهد و همه باید بهبه و چهچه کنند. این است فرق مصرفکردن و سوزاندنِ دین برای مقاصد حقیرانۀ قدرتِ سیاسی و مواجهۀ صادقانه و عقلانی با قدرت و طبعِ پر از نقص و نفسپرست بشر.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«مشکل دنیا این است که افراد احمق از خودشان مطمئناند و افراد باهوش پر از شک و تردید».
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🔸چه شد که با سرعت برق و جتهای B2، قاتل سفاکِ حاج قاسم و فحاشِ بددهنِ هتکحرمتکننده به بنیانگذار انقلاب و شهید سلیمانی، که حتی بر تغییرِ اسم خلیج فارس هم با وقاحت مانور میرود، موضوع مذاکرات پیگیرانۀ ما شد؟ یکی از عواملی که به توهم توطئۀ بامزۀ «میرطاهر» در طول این سالیان دامن زد، همین شخصیت بیثبات رهبر و نداشتنِ آیندهنگری (بصیرت) و پختگیِ حداقلی یک مرد سیاستمدار در این سطح است. اگر در آن مجلس خفتگان تهی از حتی بلوغِ یک نوجوانِ دارای عقل سلیم، یک سیاستشناس هم بود، همین مواجهههای زیگزاگی و متناقض را، از ادلۀ اصلیِ سلب شرایطِ لازم برای این جایگاهِ خطیر میدانست.
🔸کسی که گزارههای جزمی را با ظاهری از اقتدار و از عرش خود در آسمانِ هفتمِ خدایی پرتاب میکند، اما به ماه و سال نمیکشد که ناگهان موضعی ۱۸۰ درجه خلاف موضع قبل میگیرد، حالا نه بهصراحت و یکدفعهای، ولی بشکل مرحلهای، بنحوی که طرفدارانش را نیز شوکه میکند (البته طرفدارانی که چند سلول خاکستری مغز برایشان باقی مانده و همه را از حقارت، در «پرستش قدرت» ذوب نکردهاند)، چگونه باید خسارتهای مادی و معنوی عظیمی که به یک ملت میزند با این مواضع غیردوراندیشانه، بازپس دهد؟ آیا کمترین/رقیقترین نوع عدالت در حقش، جلوگیری از امتداد خسارت، با اخراجش از چنین مقامی که شایستهاش نبوده، نیست؟
🔸این یعنی او خودآگاهی حداقلیِ یک مرد پخته و کارآزمودۀ سیاست را ندارد و مشاورانی که او را از گرفتنِ مواضع آتشین و ایدئولوژیک، و بدون توجه به رئالپلیتیک و جریان متغیر سیاست، بازدارند؛ این یعنی رهبر نسبت به اینکه مردمی که ذرهای اندیشه و چشم دارند، چگونه او را فهم میکنند و از او در تاریخ چگونه یاد خواهد شد، توجهی ندارد، و خود این، یعنی نبود نظارت آزادنۀ مطبوعات و رسانهها بر اهالی قدرت، عملا دودش به چشم خود قدرتمندان نیز میرود و با اعتبار آنها و یادشان در تاریخ، سخت بازی میکند.
🔸اما منصفانه بگویم، مشابه این وضع، تا حدی دربارۀ ترامپِ قمارباز و قاتل حاج قاسم نیز صادق است، اما فرق است میان یک تاجرِ خودشیفتۀ حاد، که هیچ تجربۀ بلندی در سیاست نداشته، و ایضا ادعای امامت و تقوا و بصیرت الهی و مرجعیت و پاپبودن و اعلم فقها بودن و نائب امام زمان بودن، ندارد، با فردی دیگر که ادعاهایش را پایانی نیست و حتی مدعیِ سخنگفتن خدا از زبانِ خودش میشود، و بابت هر فعل متناقضش در هر زمان، از یک امام و آیۀ قرآن و حدیث، مسرفانه خرج میکند، و یک دین و مذهب که بالای هزار سال دوام داشته را، بدونِ ترس از خدا، مصرفِ توجیهِ تصمیمات و مواضعِ آنی، متناقض و غیرکارشناسی و ایدئولوژیک و بر مبنای کینه یا ترسِ خود میکند.
🔸مهمتر اما اینجاست که ترامپ هرچقدر توهم و تذبذب داشتهباشد، ۸ سال مهمان یک کشور است و در همان ۸ سال نیز همۀ رسانهها و خبرنگاران و اساتید آزادانه او را نقد میکنند و حتی تمسخر، مردم هر وقت اراده کنند، آزادانه در ایالتهای مختلف تجمعات بزرگ و آزادانه و بیهزینه علیهش ترتیب میدهند، حتی فرماندارانش علیه او شکایت میکنند، و در کمال آزادی و بدون هراس از ساقطشدن از زندگی، تصمیماتش را نقد میکنند، در سر فرصت هم میتواند در دادگاههای مستقل و علنی، مجدد دادگاهی شود و حتی به زندان بیافتد؛ تصمیمات و اعمالش را نیز با ارجاع مکرر به عیسی مسیح و موسی و حواریون عیسی بهطور رندم توجیه نمیکند و با دین مردم بازی نمیکند.
🔸اما دیگری، چند دهه، و تا نفس آخری که ملکالموت از او بگیرد، هر بلایی سر یک ملت بیاورد و هر میزان خسارت اقتصادی، روانی، سیاسی، فرهنگی و دینی که بر سر نسلهای یک ملت بیاورد، احدی نمیتواند او را بطور رسمی مورد نقد و مواخذه و استیضاح قرار دهد و همه باید بهبه و چهچه کنند. این است فرق مصرفکردن و سوزاندنِ دین برای مقاصد حقیرانۀ قدرتِ سیاسی و مواجهۀ صادقانه و عقلانی با قدرت و طبعِ پر از نقص و نفسپرست بشر.
مستیِ شرابِ قدرت از هر شرابی مهلکتر است و زنا با آن (رابطۀ نامشروعِ غیر نظارتشده توسط مطبوعات و رسانهها و نمایندگان مردم با آن)، از زنای با یک بدن، دهامیلیون بار زیانسازتر است، اما فقها فقط برای مستان و زناکارانِ خردهپا و جزئی «حد شرعی و شلاق» در نظر گرفتهاند؛ همانطور که برای ابردزدهایی چون زنجانیها و طبریها و بانک مرکزیِ چاپکنندۀ پول بیپشتوانۀ تورمساز و دزدِ سرگردنۀ اموال یک ملت و...، هیچ حکمی ندارند، جز «روزۀ سکوت» و «خیرهشدن به موی زنان» و علمکردنِ حکم فرعی و شخصیِ «حجاب» برای کمک به پاکسازی حافظۀ جمعی از فسادهای واقعی و فراموشکردنِ «بیمسئولیتیشان به نواهی واقعی و بزرگ».
📺 دینفروشی: دین برای توجیهِ منافعِ خود
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دینفروشی: دین برای توجیهِ منافعِ خود
— خرج بیرحمانه از خزانۀ تاریخیِ دین
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🔻علی خامنهای يكسال بعد از رياست جمهوریاش و در پاسخ منتقدان به نابسامانىهای اقتصادی و ازدیاد فقر و گرانی گفته بود:
🔺٧ سال بعداز اين سخنرانى هم رئیسجمهور بود و الان هم ۳۵ سال است كه رهبر مطلقهٔ حكومت است، ارزش پول ملی در این ۴۳ سال قدرت اول و دوم بودن، چقدر کاهش یافته و سفرۀ مردم چقدر کوچک شده؟ ارزش دلار حدودا در آن زمان: ۲۷ تومان (نه هزار تومان) بود! یعنی ارزش ریال بیش از ۳۰۰۰ برابر کاهش یافتهاست.
🔻خمینی قبل از ۵۷ گفتهبود:
🔸اینکه از علی و حسنین و امامان و قرآن برای چنین حکمرانی ورشکسته و غارتسالاری، از روز اول تا امروز خرج کردهاید، فقط نشانۀ بارز این امر است که از اول، ذرهای بدانها باور قلبی و مخلصانه نداشتهاید و منافقانی سنگدل و جاهطلب بیش نبودید. توجیهکردنِ غارتِ تمامعیاری که بر این مردم واقع شده با دینشان، عامل اصلیِ دینگریزی مردم ایران بودهاست. اگر کل شبکههای ماهوارهای و سایتها و کانالهای اینترنتی، بطور شبانهروزی و بدون فیلتر، فعالیتِ آزاد میکردند، آن هم فقط علیه دین و مذهب مردم، نمیتوانستند نظیرِ چنین ضربات مهلکی را به یک دین و مذهب بزنند.
🔸قرآن فقط دربارۀ ربا از لفظِ تندِ «جنگ با خدا» سخن میگوید، همین داستان دربارۀ دین و «تکذیبکنندۀ دین» هم صادق است؛ یعنی بحثِ اصلی زندگی از نظر خدا نیز کاملا اقتصادیست. بزرگترین «تکذیبکننده و تخریبگر دین» (بهمعنای باور به قیامت و خدا و راه زیستنِ مومنانه و اخلاقی) نیز طبق سورۀ ماعون، صاحبان ثروت و قدرتیاند که طبقات محروم را در فلاکتشان رها میکنند؛ شما که در فقیر/مفلوکسازیِ این مردم، در پوششِ کمک به مستضعفینِ فلسطینی (اما برای پیشبرد اهداف جاهطلبانه و فراتر از بضاعت کشور)، نقشی بیشفعال داشتهاید و از دین مردم هم شبانهروزی استفادۀ ابزاری کردهاید برای علاج و مالهکشی غارت و بیکفایتی و سرکوبِ مستضعفین غارتشدۀ فریادکشنده در خیابانها، جای خود دارید!
🔸جالب اینجاست که حتی یک نصفهآیه هم با این لحن و مضمونِ تند، دربارۀ «بیحجابان» یا حتی «برهنگان» یا حتی «تنفروشان» وجود ندارد، ولو با لحنی بس خفیفتر، اما آخوندهای دغلبازِ خودپرستِ بیخدا و دشمنِ خدایِ مردم، از همان آغاز تا به امروز، به همین چیزهای بیربط بند کردند و جای امر اصلیِ مربوط به ناس (که در سورۀ ناس با نام آنها شروع میشود و خدا خود را ربّ آنها معرفی میکند) و امر فرعیِ خاصِ مومنان را جابجا کردند و دین را بدل به پوستینِ وارونه و یک کالای نفرتانگیز کردند و روحِ ایمنیبخش و دوستیگستر و عشقمحور آن را از آن تهی کردند. تنفروش در مقابلِ دینفروش کودکی معصوم و با شرافت جلوه میکند و باید به رحمت و غفران خدا بسی امیدوارتر باشد که دین و رابطۀ قلبی انسانها با خدا را پلۀ امیال حقیرانۀ خود و توجیه مفاسدش نکردهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خرج بیرحمانه از خزانۀ تاریخیِ دین
✍🏻 #اصغر_زنجانی
🔻علی خامنهای يكسال بعد از رياست جمهوریاش و در پاسخ منتقدان به نابسامانىهای اقتصادی و ازدیاد فقر و گرانی گفته بود:
در حكومت حضرت على هم فقير و مسكين و گرسنه وجود داشت اما اگر ايشان ده سال بيشتر حكومت میكرد همه چيز درست میشد!
🔺٧ سال بعداز اين سخنرانى هم رئیسجمهور بود و الان هم ۳۵ سال است كه رهبر مطلقهٔ حكومت است، ارزش پول ملی در این ۴۳ سال قدرت اول و دوم بودن، چقدر کاهش یافته و سفرۀ مردم چقدر کوچک شده؟ ارزش دلار حدودا در آن زمان: ۲۷ تومان (نه هزار تومان) بود! یعنی ارزش ریال بیش از ۳۰۰۰ برابر کاهش یافتهاست.
🔻خمینی قبل از ۵۷ گفتهبود:
«بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را، یک آقایی را رئیس فرهنگش کنیم، یک نفر هم وزیر اوقافش بکنیم؛ اوقاف را، آن وقت ببینید که اینطوری که الآن دارد «لوطیخور» میشود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنیشان میکنیم؛ با همین اوقاف، با همین اوقاف، ما فقرا را غنی میکنیم. شما خاضع بشوید برای چند تا حکم اسلام، شما ما را اجازه بدهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر میگرفت بگیریم از مردم، آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی میماند؟ من برای شما راه هم میسازم؛ من برای شما کشتی هم میخرم. بگذارید. شما نخواهید گذاشت».
«... اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده پانزده سال ما را بیرون کنید».
🔸اینکه از علی و حسنین و امامان و قرآن برای چنین حکمرانی ورشکسته و غارتسالاری، از روز اول تا امروز خرج کردهاید، فقط نشانۀ بارز این امر است که از اول، ذرهای بدانها باور قلبی و مخلصانه نداشتهاید و منافقانی سنگدل و جاهطلب بیش نبودید. توجیهکردنِ غارتِ تمامعیاری که بر این مردم واقع شده با دینشان، عامل اصلیِ دینگریزی مردم ایران بودهاست. اگر کل شبکههای ماهوارهای و سایتها و کانالهای اینترنتی، بطور شبانهروزی و بدون فیلتر، فعالیتِ آزاد میکردند، آن هم فقط علیه دین و مذهب مردم، نمیتوانستند نظیرِ چنین ضربات مهلکی را به یک دین و مذهب بزنند.
🔸قرآن فقط دربارۀ ربا از لفظِ تندِ «جنگ با خدا» سخن میگوید، همین داستان دربارۀ دین و «تکذیبکنندۀ دین» هم صادق است؛ یعنی بحثِ اصلی زندگی از نظر خدا نیز کاملا اقتصادیست. بزرگترین «تکذیبکننده و تخریبگر دین» (بهمعنای باور به قیامت و خدا و راه زیستنِ مومنانه و اخلاقی) نیز طبق سورۀ ماعون، صاحبان ثروت و قدرتیاند که طبقات محروم را در فلاکتشان رها میکنند؛ شما که در فقیر/مفلوکسازیِ این مردم، در پوششِ کمک به مستضعفینِ فلسطینی (اما برای پیشبرد اهداف جاهطلبانه و فراتر از بضاعت کشور)، نقشی بیشفعال داشتهاید و از دین مردم هم شبانهروزی استفادۀ ابزاری کردهاید برای علاج و مالهکشی غارت و بیکفایتی و سرکوبِ مستضعفین غارتشدۀ فریادکشنده در خیابانها، جای خود دارید!
🔸جالب اینجاست که حتی یک نصفهآیه هم با این لحن و مضمونِ تند، دربارۀ «بیحجابان» یا حتی «برهنگان» یا حتی «تنفروشان» وجود ندارد، ولو با لحنی بس خفیفتر، اما آخوندهای دغلبازِ خودپرستِ بیخدا و دشمنِ خدایِ مردم، از همان آغاز تا به امروز، به همین چیزهای بیربط بند کردند و جای امر اصلیِ مربوط به ناس (که در سورۀ ناس با نام آنها شروع میشود و خدا خود را ربّ آنها معرفی میکند) و امر فرعیِ خاصِ مومنان را جابجا کردند و دین را بدل به پوستینِ وارونه و یک کالای نفرتانگیز کردند و روحِ ایمنیبخش و دوستیگستر و عشقمحور آن را از آن تهی کردند. تنفروش در مقابلِ دینفروش کودکی معصوم و با شرافت جلوه میکند و باید به رحمت و غفران خدا بسی امیدوارتر باشد که دین و رابطۀ قلبی انسانها با خدا را پلۀ امیال حقیرانۀ خود و توجیه مفاسدش نکردهاست.
📺 «مُذِ» چه «آکرهای»؟
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 سوپر-روایت از سوپر(علی)منی که فقط مقابل عمر، فاطمه و محسن را برای «کشتهسازی» جلو فرستاد!
🎙#اصغر_زنجانی
👳🏿♂️ آخوندک روایت میکنه که:
.
.
.
🔺شنیدن یا نشنیدن، دانستن یا ندانستن، فکر کردن یا نکردن این اراجیف، حتی اگر واقعیت هم داشتند، کوچکترین تأثیری در زندگی ما انسانها نداشته و نخواهد داشت!
🔺واقعیتِ تلخ آن است که همین اقیانوسِ بیکران از خرافات و جزئیات بیهوده است که بخشِ بزرگی از «جهان سنتی» را تشکیل میداد؛ همان جهانی که بهاصطلاح متفکرانی چون سید حسین نصر، رضا داوری، احمد فردید و بیژن عبدالکریمی، با واژهپردازیهای فلسفی سعی در تطهیر آن داشتهاند. آنها از دلِ این مرداب، تصویری رمانتیک، قدسی، ملکوتی و اخلاقی استخراج کردهاند تا آن را به عنوان «امر قدسی» در برابر «نهیلیسم مدرن» علم کنند. اما واقعیتِ کفِ جامعهی سنتی، عرفانِ ابنعربی نبودهاست؛ همین روایات جعلی و خوابنماشدنها بودهاست.
🔺ما با جهانی روبرو بودیم که در آن، شخصیتهایی که حتی اصل وجود تاریخیشان در هالهای از ابهام است—و اگر هم بودهاند، فرسنگها با این تصاویر اسطورهای فاصله داشتهاند—به مقام خدایگان میرسیدند.
🔺تاریخ و روایاتی که دو قرن پس از مرگشان توسط «غُلات» و داستانسرایان ساخته و پرداخته شده، آنان را چنان بالا میبرد که با وجود سکوت مطلق قرآن دربارهشان، از تمام انبیاء الهی پیشی میگرفتند. در این الهیاتِ ساختهشده، این چهرهها حتی از عیسی مسیح—که قرآن صراحتاً او را «کلمةالله» و «روحالله» مینامد—والاتر مینشستند. آنها دیگر انسانهای تاریخی نبودند؛ بلکه به «شفیعان مطلقالعنان»، «واسطههای فیض» و «تجسمهای زندهی الله» بدل شدهبودند؛ گویی الله و حق، نه خالق و داور، بلکه مرید و هوادار علی و آلش بودهاست.
❓و تمام این صحنهپردازیهای عظیم، این اسطورهسازیهای محیرالعقول و این تقدسزاییهای افراطی چرا طراحی شدند؟
👳🏿♂️ پاسخ روشن است: تا طبقۀ «آخوند» و کاستِ روحانیت، فلسفهی وجودی پیدا کند.
📌 این طبقه برای بقای خود نیاز به انحصار دارد. اگر خدا در دسترس همگان باشد و دین مجموعهای از اصول اخلاقی ساده باشد، دیگر نیازی به واسطه نیست. پس باید خدا را دور کرد، دین را پیچیده کرد و امامان را چنان در لایههایی از نور و غیب و اسرار پیچید که دسترسی به آنان برای انسان معمولی ناممکن شود.
🔺درست در همین نقطه است که «آخوند» به عنوان تنها کلیددارِ این قفلهای ساختگی وارد صحنه میشود. آنها این خدایانِ دستساز را خلق کردند تا خودشان را به عنوان تنها مترجمان، تنها وکیلان و تنها «بابِ» ورود به این بارگاه معرفی کنند. این سیستمِ خرافهساز، در واقع یک «اقتصادِ نجات» است؛ بازاری که در آن کالای اصلی، ترس و امیدِ واهی است و فروشندهی انحصاری آن، روحانیت.
🔺آنها مردم را در تاریکخانهای از جهل نگه میدارند تا خودشان تنها چراغدارانِ ادعایی باشند. تقدسبخشی به گذشته و شخصیتهای تاریخی، نه برای احیای دین، بلکه برای تضمینِ قدرت و معیشتِ طبقهای است که جز «حرف زدن دربارهی گذشتگان»، هیچ مهارت و تولیدی برای جهانِ زندگان نداشتهاند و ندارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#اصغر_زنجانی
👳🏿♂️ آخوندک روایت میکنه که:
علی مشغول غذا خوردن بود که منافقین...
.
.
.
🔺شنیدن یا نشنیدن، دانستن یا ندانستن، فکر کردن یا نکردن این اراجیف، حتی اگر واقعیت هم داشتند، کوچکترین تأثیری در زندگی ما انسانها نداشته و نخواهد داشت!
🔺واقعیتِ تلخ آن است که همین اقیانوسِ بیکران از خرافات و جزئیات بیهوده است که بخشِ بزرگی از «جهان سنتی» را تشکیل میداد؛ همان جهانی که بهاصطلاح متفکرانی چون سید حسین نصر، رضا داوری، احمد فردید و بیژن عبدالکریمی، با واژهپردازیهای فلسفی سعی در تطهیر آن داشتهاند. آنها از دلِ این مرداب، تصویری رمانتیک، قدسی، ملکوتی و اخلاقی استخراج کردهاند تا آن را به عنوان «امر قدسی» در برابر «نهیلیسم مدرن» علم کنند. اما واقعیتِ کفِ جامعهی سنتی، عرفانِ ابنعربی نبودهاست؛ همین روایات جعلی و خوابنماشدنها بودهاست.
🔺ما با جهانی روبرو بودیم که در آن، شخصیتهایی که حتی اصل وجود تاریخیشان در هالهای از ابهام است—و اگر هم بودهاند، فرسنگها با این تصاویر اسطورهای فاصله داشتهاند—به مقام خدایگان میرسیدند.
🔺تاریخ و روایاتی که دو قرن پس از مرگشان توسط «غُلات» و داستانسرایان ساخته و پرداخته شده، آنان را چنان بالا میبرد که با وجود سکوت مطلق قرآن دربارهشان، از تمام انبیاء الهی پیشی میگرفتند. در این الهیاتِ ساختهشده، این چهرهها حتی از عیسی مسیح—که قرآن صراحتاً او را «کلمةالله» و «روحالله» مینامد—والاتر مینشستند. آنها دیگر انسانهای تاریخی نبودند؛ بلکه به «شفیعان مطلقالعنان»، «واسطههای فیض» و «تجسمهای زندهی الله» بدل شدهبودند؛ گویی الله و حق، نه خالق و داور، بلکه مرید و هوادار علی و آلش بودهاست.
❓و تمام این صحنهپردازیهای عظیم، این اسطورهسازیهای محیرالعقول و این تقدسزاییهای افراطی چرا طراحی شدند؟
👳🏿♂️ پاسخ روشن است: تا طبقۀ «آخوند» و کاستِ روحانیت، فلسفهی وجودی پیدا کند.
📌 این طبقه برای بقای خود نیاز به انحصار دارد. اگر خدا در دسترس همگان باشد و دین مجموعهای از اصول اخلاقی ساده باشد، دیگر نیازی به واسطه نیست. پس باید خدا را دور کرد، دین را پیچیده کرد و امامان را چنان در لایههایی از نور و غیب و اسرار پیچید که دسترسی به آنان برای انسان معمولی ناممکن شود.
🔺درست در همین نقطه است که «آخوند» به عنوان تنها کلیددارِ این قفلهای ساختگی وارد صحنه میشود. آنها این خدایانِ دستساز را خلق کردند تا خودشان را به عنوان تنها مترجمان، تنها وکیلان و تنها «بابِ» ورود به این بارگاه معرفی کنند. این سیستمِ خرافهساز، در واقع یک «اقتصادِ نجات» است؛ بازاری که در آن کالای اصلی، ترس و امیدِ واهی است و فروشندهی انحصاری آن، روحانیت.
🔺آنها مردم را در تاریکخانهای از جهل نگه میدارند تا خودشان تنها چراغدارانِ ادعایی باشند. تقدسبخشی به گذشته و شخصیتهای تاریخی، نه برای احیای دین، بلکه برای تضمینِ قدرت و معیشتِ طبقهای است که جز «حرف زدن دربارهی گذشتگان»، هیچ مهارت و تولیدی برای جهانِ زندگان نداشتهاند و ندارند.
🔻آخوندیسم
👳🏿♂️آخوند کیست؟
👳🏿♂️امام زمان، لِفت دِ گروپ: WTF happened
👳🏿♂️حکایتِ شیخ ولایی و فضیلتِ «تلبیس»
👳🏿♂️صنعتِ کپیکاری، جعل و کتابسازیِ آخوندها، تشیع و اسلام
🔻امامت: دروغِ پول/قدرتساز!
📺 پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
— نقش اقتصاد و سیاست در شکلگیری فِرَقِ مذهبی
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📕امام زمان، لِفت دِ گروپ: WTF happened
📕غیبت: گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد
📕از نیابت امام تا مصونسازیِ تجاوز
📕«یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردمفریبی و اهداف سیاسی-فرقهای
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
🔻شیعه = شرک
📺 نقشِ الوهیِ بیبی
📺 برتریِ «علی» نسبت به الله
📺 مخزن واقعیِ قرآن: الله یا جبرئیل؟ نه، علی «همهچیز»الله!
📺 خداوندگار شیعه: علی!
📕ساختار مشرکانۀ تشیعها
📕تشیع: مذهبتراشی سیاسی ایرانیان
🔻اهل غلو و شیعه
📕خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا اهل غلو؟
📕خطبۀ بیان
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
📺 بازخوانیِ سیمایِ علیبنعبدمناف
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📺 اگر علی خلق نمیشد؟!
📺 یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرامزاده(!) بود، از علی پیروی نکرد
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی (پرفسور امیرمعزی)
.
#نقد_شیعه #سم_هفته #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin