نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘پاسخ سوالی دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»

سقراط و افلاطون هم تناسخ‌باور بوده‌اند و یسری دیگه از فلاسفه یونان؟

وقتی مثلا برخی‌شون میگن تناسخ و زندگی‌های مجدد، یک‌سری امکان برای رسیدن به وحدت با کمال مطلقِ نفوس مجرده، به نظر تو صرفا دارن یه آرزواندیشی/اسطوره‌اندیشی می‌کنند (مشابهِ مثلا تحلیل افلاطون دربارۀ بردگان و ذات متفاوتشون که نوعی فرافکنیِ ساختار اجتماعی زمانه‌اش بوده) برای فرافکنی اضطراب مرگ و در حرفشون هیچ مبنایی نیست و هیچ درک مشترکی باهاشون حس نمی‌کنی؟

دارم یه ویدیویی رو می‌بینم [که در پیوست بارگذاری شده]. میگه تناسخ حتی در مسیحیت اولیه بوده تا اینکه امپراتور روم برای ایجاد نوعی اقتدار مرکزی کلیسا مداخله می‌کنه و این رو خطر می‌دونه جهت اقتدارش که نجات در تک‌زندگی رو به کلیسا منحصر می‌کرده.


🍂 راستش این بحث که تناسخ یا زندگی‌های متعدد بیشتر از جنس آرزواندیشی باشه یا واقعیتی پشتش باشه، یه چیزی نیست که بشه قطعی درباره‌‌اش حکم کرد، ولی اگه بخوایم با دید فلسفی و تاریخی نگاه کنیم، احتمالا بیشتر از اون‌ که حقیقتی بیرونی باشه، ریشه در نیازهای درونی آدم‌ ها داره. مثل همون چیزی که گفتی: فرافکنی اضطراب مرگ.

🍂 آدم همیشه یه جوری دنبال جاودانگی بوده. حالا بعضی‌‌ها توی فرهنگ‌‌ها و اسطوره‌‌هاشون این کارو با ایده‌‌هایی مثل تناسخ می‌‌کردن، بعضیا هم با بهشت و جهنم، و یه سری دیگه هم با ساختن چیزی موندگار، مثل هنر، علم یا حتی نسل بعدی.

🍂 این‌ که این ایده تو مسیحیت اولیه هم بوده، واقعیت تاریخی داره. آموزه‌‌های مسیحیت اولیه، قبل از این‌ که تبدیل بشه به یه نهاد رسمی، تحت اقتدار روم، انعطاف‌‌پذیرتر بودن. وقتی قدرت سیاسی وارد دین می‌‌شه، طبیعیه که واسه کنترل و مرکزیت‌‌بخشی، چیزایی مثل "نجات انحصاری" مطرح بشه. در این شرایط، تناسخ یه جور تهدید حساب می‌‌شه؛ چون به افراد اختیار بیشتری برای زندگی‌‌های آینده می‌‌ده.

🍂 اما از منظر شخصی، هرچند ایده‌‌هایی مثل تناسخ ممکنه بیشتر اسطوره‌‌ای یا روان‌‌شناختی به‌نظر بیان، باز یه‌جوری به آدم انگیزه می‌‌دن. انگار یه آرامش یا حتی معنا واسه لحظه‌‌های سخت فراهم می‌‌کنن. شاید مهم اینه که ازشون الهام بگیریم، حتی اگه باور عمیقی بهشون نداشته‌باشیم

🍂 در فلسفه افلاطون، تناسخ یه جور راه واسه اینه که بگه:
«آدما این زندگی رو مفتی به‌ دست نیاوردن، قبلا یه جا بودن، و قراره دوباره یه جایی برن».

نفس آدم از یه دنیای پاک و نورانی به اسم «عالم مثل» میاد، اونجا همه‌چی خوب و ابدیه؛ همه‌‌چیز رو هم می‌‌دونسته، ولی وقتی میاد تو این دنیا و می‌‌ره تو بدن، انگار یادش می‌‌ره کی بوده و چی کار می‌‌کرده. حالا چرا اینو می‌‌گه؟ چون به‌نظرش آدم تو این دنیا کلی اشتباه می‌‌کنه و باید کم‌‌کم دوباره یادش بیاد که چه خبره. این وسط تناسخ می‌‌شه یه چرخه که نفس تو بدن‌‌های مختلف بچرخه، تجربه جمع کنه، اشتباهاتش رو جبران کنه و آخرش برگرده همون جای خفن اولی که ازش اومده.

🍂 از اون طرف، افلاطون دنیا رو یه جور «پله‌ پله» می‌‌دید. بعضیا فیلسوف و روشن‌‌فکرن و نزدیک‌‌تر به حقیقت، بعضیا معمولی‌‌ترن؛ بعضیا هم تو سطح پایین‌‌تری گیر کردن. ایده تناسخ اینجوری بود که بگه:
«اگه آدم تو این زندگی خوب پیش بره، شاید تو زندگی بعدی بیفته تو یه بدن بهتر، جایگاه بالاتر. ولی اگه گند بزنه، ممکنه برگرده پایین‌‌تر، حتی بشه حیوان یا چیزی شبیه این».


🔺حالا اینجاست که یه نقد هم می‌‌شه زد: شاید افلاطون با این حرفا داشته ساختار اجتماعی زمان خودش رو یه‌جوری توجیه می‌‌کرده، این‌ که چرا یکی شاهزاده‌ا ست و یکی رعیت. انگار می‌‌خواسته بگه: «خب، تو قبلا گند زدی، این شده حالت؛ حالا بهتر کار کن تا یه زندگی بهتر گیرت بیاد!». یعنی هم یه داستان فلسفی قشنگ می‌‌سازه، هم یه جورایی داره اون چیزی رو که تو جامعه‌‌اش می‌بینه، با یه ایده بزرگ‌‌تر توضیح می‌‌ده.


.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #تناسخ



🌾 @Naqdagin
📺 رجعت و تناسخِ پیامبران و فرشتگان و شهیدان با مهدی

🎙#عبدالله_هاشم

🔻مقریزی، مورخ برجستۀ مصری، چنین می‌نویسد:
«ایرانی‌ها خیلی قدرتمند و مسلط بر دیگر امت‌ها بودند و خودشان را بزرگ و سید و بالاتر از دیگران می‌دیدند. ولی وقتی بدست عرب شکست خوردند، خیلی احساس تحقیر کردند؛ چراکه احتمال خطری از جانب عرب نمی‌دادند و عرب را قومی ضعیف و پست می‌دیدند. بنابراین تلاش در ایجاد نفاق و نیرنگ در اسلام کردند. تظاهر به اسلام و محبت اهل بیت کردند و از اختلافاتی که بود نیز سوءاستفاده کردند، تا اینکه شیعیان و تشیع واقعی را منحرف کردند. اصحاب رسول و غیرشیعیان را تکفیر کردند و ادعا کردند که دین واقعی نزد مهدی غایب است».


🔻
احمد امین، نویسنده بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۷۷ همین قول مقریزی را تکرار می‌کند و اضافه می‌کند:
«اعتقادی شبیه به تناسخ و تجسیم و حلول و عقایدی که بین «فلاسفه و مجوسیان و ایرانیان» معروف بود، توسط شیعیان ایرانی وارد اسلام شد. ایرانی‌ها از قدرت و دولت عرب تنفر شدید داشتند و در پوشش تشیع با دولت امویه جنگیدند».


🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدی‌های موعود» پیامبرِ اسلام بنا به ادعایِ خودش و احمد‌الحسن -مدعی دیگر-) به توصیف «تناسخ» بنا به روایات شیعی و ادیان قبلی می‌پردازد و در انتها نیز از تناسخِ زنِ مصاحبه‌گر و پیرو خودش می‌گوید. مصاحبه‌گری که جز ابراز تعجب و وفاداری، قرار نیست هیچ‌ نوع چالش و نقد جدی‌ای برای امام زمان موردِ باورش ایجاد کند و صرفا نقش ایجاد تنوع و زیبایی بصری را ایفا کرده‌است.

🔸با دیدن این کلیپ، یک دورۀ فشرده و هیجان‌انگیز از تخیلات-فانتزی‌های عجیب‌وغریبِ شیعه در طول تاریخ را مرور خواهید کرد. اینکه مسلمانانِ سنتی و وفادار به نصوص اصلی، شیعیان را رافضی می‌دانستند، بیهوده نبوده‌. این حد از رویاپردازی و تخیلات افزون بر دین، برای اهل سنت که به قرآن و سنت (شریعت) محمدی بسنده کرده‌اند، قفل بوده‌است.

🔸در واقع، شیعیان (در فرقه‌های مختلف‌شان) گروهی از مسلمانان (عمدتا ایرانی) بودند که در مواجهه با فشارهای مختلف حکام زمان و روزگار، بخاطر محدودیت‌های متعدد حاکم بر جهان سنت و سیاست‌ورزی و دین‌ورزی اختیاری، ناچار بودند بعنوان «تشکیلات/فرقه‌ای سیاسی»، به ساخت‌وپرداختِ فانتزی‌ها و تخیلات از «یک روز خوب» بپردازند تا حس کنند «رها نشده‌اند» و «این شب تاریخ» عمر درازی ندارد، و بلاخره یک آیندۀ بی‌کم‌وکاست و تماما الوهی و ماورایی می‌آید، و خدا انسان‌ها را مثل ده‌ها هزار سال قبل، رها نکرده‌؛ و از طرفی دیگر، با تاکید غلوآمیز بر مقام رهبر دینی-سیاسی خود، او را خدایی زمین معرفی می‌کردند که «بالاترین فضیلتِ» یک انسان مومن، شناخت او و مقامش، و ایمان و سرسپردگی محض او می‌باشد.

🔻دوزی، مستشرق معروف هلندی می‌نویسد:
«تشیع در حقیقت یک «فرقۀ فارسی» بود. جنس تشیع فارسی بود و بدنبال «احیای پادشاهی موروثی و تعظیم و اطاعت از پادشاهان» بود. و طبق نظام پادشاهی تصور می‌کردند چون محمد فرزندی ندارد، داماد او، یعنی علی، باید جانشین او شود و سپس اولاد علی.

و غیر از علی و اولادش را غاصب حکومت می‌دانستند. و نفرتشان از عرب و آرزویشان در بازپس‌گیری ثروت و قدرت پادشاهان ایرانی، در غالبی جدید، انگیزه‌ای برای شکل‌گیری مذهبی جدید بود.

امام نزد شیعیان، همان پادشاه بود. تجسم خدا بر زمین. و اطاعت کور از پادشاه، اساس مذهبشان بود.

بنابراین اگرچه تشیع اولیه عربی-اسلامی بوده، ولی بعدها ایرانی-پادشاهی شده».


🔸طبق گزارشی که عبدالله هاشم (مدعی مهدویت، پناهنده به انگلستان از ترس مسلمانان و کشورهای اسلامی) از روایات شیعی می‌دهد، مشخص است که شدتِ نفرت و بغضِ نابالغانۀ سازندگانِ این روایت چنان بوده که انتقام از افراد صاحب قدرت ستمگر در حق خودشان را، نه به برزخ و قیامت و دوزخ (که نظام باور قرآن بر آن بنا شده) ارجاع داده‌اند، بلکه ضروری دانسته‌اند بدعتِ «تناسخ» را نیز وارد اسلام کنند و خودشان و دشمنان‌شان مجدد با تناسخ برگردند و انتقام‌شان را در هنگامه برگشتِ ابرپیر مخفی، با دست خودشان بگیرند، شاید از کینه و عقده‌های شدیدی که بدان دچار شده‌‌بودند، رها شوند!

🔸درک‌ سازندگانِ روایات ظهور از «عدالت» و «دولت عدل» چنین صغیر و کمیک بوده‌است: کل تاریخ بشر «تاریخ ستم و گمراهی» بوده‌است، و سرانجام پس از هزاره‌ها، عصر طلایی، «عصر انتقام مظلومان از ظالمانِ و قدرتمندانِ سابق» می‌رسد، ولو با «تقلبِ تناسخ»: عیسی از یهودا و حسین از یزید انتقام خواهند گرفت و هر کس کشته شده از قاتلش انتقام خواهد گرفت!


🗄پست‌ مرتبط
📺 ۳۱۳ نفر از «اصحابِ امام مهدی»
📺 معبدی که موش‌ها را می‌پرستند
📺 «الوهیم» یا «العالین»
📺 قرآنِ مفقود شده
📕دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان

.


#نقد_شیعه #امام_زمان #تناسخ #آخرالزمان



🌾 @Naqdagin