#نقد_رسانه #اپوزیشنقد
🍂 احتمالا شما هم کلیپ پیوست را از کانال تلویزیون منوتو دیدهاید. خانمی که در تصویر میبینید مدام ولیعهد معزول را بغل میکند و اشک میریزد و میگوید:
«خیلی شما و پدرتان را دوست دارم، با اینکه ندیدمش؛ باورم نمیشود چنین افتخاری [با اینکه دیدن یک سیاستمدار در جهان آزاد یک امر بسیار معمولیست و سیاستمداری اگر کاری در عرصه قدرت هم بکند، دیدنش افتخار یک شهروند نیست، چرا که به وظیفهاش در شغلی که انتخاب کرده و مردم بابتش به او مالیات میدهند، عمل کرده]. باورم نمیشود؛ مثل خواب است مثل رؤیاست! اعلی حضرت عزیزم! شاهنشاه ایراناید شما! خیلی دوستون دارم شاهنشاه عزیزم! افتخار ایراناید شما؛ ما هر چه داریم از خانواده پهلوی هست. همه افتخار ایران فقط از خاندان پهلوی هست. خیلی پدرتون و پدربزرگتون خوب بودن. خیلی دوستون دارم؛ میپرستمتون. میپرستمتون اعلی حضرت عزیزم! اعلی حضرت عزیزم امیدوارم زودتر برگردید به ایران و به جایگاهتون برسید. سالهای سال سایهتون بالا سر همه مردم ایران باشد.».
🍂 شاید در نگاه اول فکر کنید این صرفا «تبلیغ شخص پهلوی» است، ولی مسئله پیچیدهتر از این حرفهاست.
🍂 دولتهای دموکراتیک چون نیازی به «سرسپردگی تام مردم» ندارند و «برآمده از رأی مردم»اند، در طی روندی «مشارکتی و عقلانی» به ادارهی امور میپردازند، اما حکومتهای اقتدارگرا و تمامیتخواه از آنجا که نیاز به «سرسپردگی تام» شهروندان دارند، بهجای «مشارکت عقلانی» به سراغ «عواطف و تخیل» شهروندان میروند؛ بهگفتهی دیویی، حکومت توتالیتر دو چیز شهروندان را کاملا در اختیار میگیرد: «تخیل و احساس».
🍂 بنابراین حکومت توتالیتر صرفا بر «ارعاب و سرکوب» تکیه ندارد، بلکه محصول نوعی «شیزوفرنی جمعی» است. این کار از دو طریق ممکن است:
- از طریق ایجاد «احساسات مذهبی و وعدهی آیندهی آرمانی»،
- یا از طریق «احساس برتری ملی یا نژادی» و توهم «خاص بودن» و در نتیجه «خلاصه شدن آن ویژگیهای ناب قومی و ملی در یک شخص» که مظهر تمام آنها میشود.
🍂 جملهی معروفیست که میگوید «اگر کسی بتواند ترانههای یک ملت را کنترل کند، نیازی ندارد مراقب باشد چه کسی قوانین را مینویسند». حقیقت این است که «عواطف و خیال»، در شکلدهی به افکار و باورهای عمومی بسیار قویتر از تحلیل عقلی و اطلاعاتاند. ادیان بدوی از طریق «افسانهها و آیینها و مراسمها» میتوانستند بهراحتی قوهی خیال مردم را در چنگ خود درآورند و حتی امروزه نیروی هنر، بسیار قویتر از «تفکر و تعقل» است.
🍂 در نتیجه تا وقتی بتوان از طریق «هویتگرایی»، سیاست را با «احساس و تخیل» مردم پیش برد، نه با خرد جمعی و مشارکت، توتالیتاریسم همچنان به بقای خود ادامه خواهد داد و همچنان شاهد صحنههای شرمناکی خواهیم بود که در این کلیپ دیدیم و مایهی خجلت و شرم و شرمساری برای هر انسان آزاده و خردمندیست که قباحت و زشتیِ سرسپردگی و بردگی و ذلت را میداند و حتی به بهای جانش به آن تن نمیدهد.
✍️#رضا_یعقوبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @rezayaghoubipublic
🍂 احتمالا شما هم کلیپ پیوست را از کانال تلویزیون منوتو دیدهاید. خانمی که در تصویر میبینید مدام ولیعهد معزول را بغل میکند و اشک میریزد و میگوید:
«خیلی شما و پدرتان را دوست دارم، با اینکه ندیدمش؛ باورم نمیشود چنین افتخاری [با اینکه دیدن یک سیاستمدار در جهان آزاد یک امر بسیار معمولیست و سیاستمداری اگر کاری در عرصه قدرت هم بکند، دیدنش افتخار یک شهروند نیست، چرا که به وظیفهاش در شغلی که انتخاب کرده و مردم بابتش به او مالیات میدهند، عمل کرده]. باورم نمیشود؛ مثل خواب است مثل رؤیاست! اعلی حضرت عزیزم! شاهنشاه ایراناید شما! خیلی دوستون دارم شاهنشاه عزیزم! افتخار ایراناید شما؛ ما هر چه داریم از خانواده پهلوی هست. همه افتخار ایران فقط از خاندان پهلوی هست. خیلی پدرتون و پدربزرگتون خوب بودن. خیلی دوستون دارم؛ میپرستمتون. میپرستمتون اعلی حضرت عزیزم! اعلی حضرت عزیزم امیدوارم زودتر برگردید به ایران و به جایگاهتون برسید. سالهای سال سایهتون بالا سر همه مردم ایران باشد.».
🍂 شاید در نگاه اول فکر کنید این صرفا «تبلیغ شخص پهلوی» است، ولی مسئله پیچیدهتر از این حرفهاست.
🍂 دولتهای دموکراتیک چون نیازی به «سرسپردگی تام مردم» ندارند و «برآمده از رأی مردم»اند، در طی روندی «مشارکتی و عقلانی» به ادارهی امور میپردازند، اما حکومتهای اقتدارگرا و تمامیتخواه از آنجا که نیاز به «سرسپردگی تام» شهروندان دارند، بهجای «مشارکت عقلانی» به سراغ «عواطف و تخیل» شهروندان میروند؛ بهگفتهی دیویی، حکومت توتالیتر دو چیز شهروندان را کاملا در اختیار میگیرد: «تخیل و احساس».
🍂 بنابراین حکومت توتالیتر صرفا بر «ارعاب و سرکوب» تکیه ندارد، بلکه محصول نوعی «شیزوفرنی جمعی» است. این کار از دو طریق ممکن است:
- از طریق ایجاد «احساسات مذهبی و وعدهی آیندهی آرمانی»،
- یا از طریق «احساس برتری ملی یا نژادی» و توهم «خاص بودن» و در نتیجه «خلاصه شدن آن ویژگیهای ناب قومی و ملی در یک شخص» که مظهر تمام آنها میشود.
🍂 جملهی معروفیست که میگوید «اگر کسی بتواند ترانههای یک ملت را کنترل کند، نیازی ندارد مراقب باشد چه کسی قوانین را مینویسند». حقیقت این است که «عواطف و خیال»، در شکلدهی به افکار و باورهای عمومی بسیار قویتر از تحلیل عقلی و اطلاعاتاند. ادیان بدوی از طریق «افسانهها و آیینها و مراسمها» میتوانستند بهراحتی قوهی خیال مردم را در چنگ خود درآورند و حتی امروزه نیروی هنر، بسیار قویتر از «تفکر و تعقل» است.
🍂 در نتیجه تا وقتی بتوان از طریق «هویتگرایی»، سیاست را با «احساس و تخیل» مردم پیش برد، نه با خرد جمعی و مشارکت، توتالیتاریسم همچنان به بقای خود ادامه خواهد داد و همچنان شاهد صحنههای شرمناکی خواهیم بود که در این کلیپ دیدیم و مایهی خجلت و شرم و شرمساری برای هر انسان آزاده و خردمندیست که قباحت و زشتیِ سرسپردگی و بردگی و ذلت را میداند و حتی به بهای جانش به آن تن نمیدهد.
✍️#رضا_یعقوبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @rezayaghoubipublic
Telegram
نقدآگین
📘از راست افراطی تا چپ افراطی
✍🏻 #رضا_یعقوبی
🍂 در روزهای آغازین «زن، زندگی، آزادی» که شور و همبستگی بالایی در میان اقشار جامعه به وجود آمده بود، از دانشجویان گرفته تا بازاریان و اصناف معلمان و پزشکان و وکلا و...، برای نقشآفرینی پا به میدان گذاشتند، پس از مدتها پراکندگی و افتراق و جدایی، جامعه داشت خودش را پیدا میکرد و به نیروی خودش و توانایی همبستگیاش ایمان میآورد، اما هنوز خبری از جریانهای سیاسی و ایدئولوژیک نبود.
🍂 مردم در حرکتهای انسانی همدیگر را پیدا کرده بودند و فهمیده بودند که راهشان از هم جدا نیست و پیوند و با هم بودن و در راه آزادی و حقوق پشت همدیگر را گرفتن هزاران بار زیباتر از تفرقه و دشمنی و رقابتهای حقیرانه است، اما یک جریان سیاسی که پول و رسانه را در دست داشت، حرکت برای مصادرهی این همبستگی را آغاز کرد که همان راست افراطی بود.
🍂 پوپولیسم رسانهای و رهبرتراشی مصنوعی و التماس مذبوحانهی کشورهای خارجی، جای عمل شجاعانه و همبستگی و خلاقیت میدانی را گرفت و مردمی که با آن حرارت برای گرفتن حقشان در حال مبارزه بودند، تبدیل شدند به موجودات ترسویی که زیر پست این نمایندهی پارلمان و آن سفیر، در حال التماس و ضجه بودند و منتظر «اتحاد اپوزیسیون»(!) تا خون جوانان کمتر ریخته شود!!
🍂 کمی بعد معلوم شد، این شوی رسانهای آنقدر سست بوده که آن اپوزیسیون ساختگی حتی توان گفتگو با همدیگر را ندارند. ماجرا زمانی مضحکتر از این شد که ولیعهد معزول، به درگاه احزاب راست افراطی مشغول گدایی شد؛ هر چه بود این جریان راست افراطی از چشم افتاد.
🍂 همزمان با از چشم افتادن این جریان، درست در زمانی که وقت آن رسیده بود که مردم متوجه شوند باید به خودشان تکیه کنند و جز همبستگی و با هم بودن و جز قدرت جمعی خودشان پناهی و چارهای ندارند، جریان چپ افراطی از راه رسید و اکنون تا حد زیادی توانسته فضا را در دست بگیرد.
🍂 برخلاف جریان راست افراطی، چپ افراطی با جمهوری اسلامی همزاد و همجنس است و بسیاری از روشنفکران چپ رادیکال، بعد از انقلاب در مدح جمهوری اسلامی و مبارزه با غرب سرمایهداری و امپریالیست سنگ تمام گذاشتند و سنگ بنای ماجراجوییهای چند دههی بعدی را گذاشتند. حالا هم این جریان همصدا و همراه با پروپاگاندای جمهوری اسلامی مردم ایران را قربانی غربستیزی و مبارزهی توهمیاش با امپریالیسمی کرده که دیگر وجود ندارد.
🍂 اشک تمساح میریزد که انسانیتش اجازه نمیدهد کودک فلسطینی را فراموش کند اما زیرکانه پنهان میکند که در حال پیگیری ایدئولوژی نخنماشدهی پیشین است و دلش به حال فلسطین نمیسوزد. این جریان که با تمام توان جنبش حقخواهی ایرانی را قربانی جنگ فلسطین کرده که حواسش نیست ریاکاریاش برای کودک فلسطینی، آنجایی فاش میشود که هر کند-ذهنی میتواند بفهمد ملتی که نمیتواند از حق کیان پیرفلک دفاع کند، چطور میتواند با قدرتهای جهانی مبارزه کند و حق کودک فلسطینی را احیا کند؟
🍂 وانگهی، فعالان این گروه با تب و تابِ هر روزه در شبکههای مجازی فارسیزبان، چطور میخواهند بر افکار عمومی جهان تاثیر بگذارند اگر این نقاب ایدئولوژی غربستیزی نیست و صرفا بحث انسانیت است؟
🍂 این گروه چپ رادیکال، روی دیگر سکهی راست افراطی است و همانقدر که در خور بود با جریان راست افراطی مبارزه کنیم، باید با چپ رادیکال هم مبارزه کنیم. اگر از لفظ «مبارزه» استفاده میکنم، دلیل مشخصی دارد. دلیلش این است که اگر قرار باشد در آینده، هر یک از این گروهها به صورت یکجانبه صاحب قدرت شوند، شکی نیست که با یک دیکتاتوری راستگرا یا چپگرا مواجه خواهیم شد.
🍂 جریان اعتدالی غیرافراطی و دموکراسیخواه، باید با این هر دو جریان مبارزه کند تا فردا روز، در یک چارچوب کلی و دموکراتیک جریانهای چپ و راست دموکراتیک در قالب احزاب با هم رقابت کنند و همدیگر را کنترل کنند و در نتیجه هیچکدامشان تمام قدرت را تصاحب نکند. مبارزهی امروز ما با جریانهای افراطی از چپ گرفته تا راست و همچنین با اسلامگرایان، ضامن دموکراسی لیبرال فرداست که با تکثر و اصول آزادی، حداکثر امکان مشارکت و همکاری را فراهم میکند.
#چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @rezayaghoubipublic
✍🏻 #رضا_یعقوبی
🍂 در روزهای آغازین «زن، زندگی، آزادی» که شور و همبستگی بالایی در میان اقشار جامعه به وجود آمده بود، از دانشجویان گرفته تا بازاریان و اصناف معلمان و پزشکان و وکلا و...، برای نقشآفرینی پا به میدان گذاشتند، پس از مدتها پراکندگی و افتراق و جدایی، جامعه داشت خودش را پیدا میکرد و به نیروی خودش و توانایی همبستگیاش ایمان میآورد، اما هنوز خبری از جریانهای سیاسی و ایدئولوژیک نبود.
🍂 مردم در حرکتهای انسانی همدیگر را پیدا کرده بودند و فهمیده بودند که راهشان از هم جدا نیست و پیوند و با هم بودن و در راه آزادی و حقوق پشت همدیگر را گرفتن هزاران بار زیباتر از تفرقه و دشمنی و رقابتهای حقیرانه است، اما یک جریان سیاسی که پول و رسانه را در دست داشت، حرکت برای مصادرهی این همبستگی را آغاز کرد که همان راست افراطی بود.
🍂 پوپولیسم رسانهای و رهبرتراشی مصنوعی و التماس مذبوحانهی کشورهای خارجی، جای عمل شجاعانه و همبستگی و خلاقیت میدانی را گرفت و مردمی که با آن حرارت برای گرفتن حقشان در حال مبارزه بودند، تبدیل شدند به موجودات ترسویی که زیر پست این نمایندهی پارلمان و آن سفیر، در حال التماس و ضجه بودند و منتظر «اتحاد اپوزیسیون»(!) تا خون جوانان کمتر ریخته شود!!
🍂 کمی بعد معلوم شد، این شوی رسانهای آنقدر سست بوده که آن اپوزیسیون ساختگی حتی توان گفتگو با همدیگر را ندارند. ماجرا زمانی مضحکتر از این شد که ولیعهد معزول، به درگاه احزاب راست افراطی مشغول گدایی شد؛ هر چه بود این جریان راست افراطی از چشم افتاد.
🍂 همزمان با از چشم افتادن این جریان، درست در زمانی که وقت آن رسیده بود که مردم متوجه شوند باید به خودشان تکیه کنند و جز همبستگی و با هم بودن و جز قدرت جمعی خودشان پناهی و چارهای ندارند، جریان چپ افراطی از راه رسید و اکنون تا حد زیادی توانسته فضا را در دست بگیرد.
🍂 برخلاف جریان راست افراطی، چپ افراطی با جمهوری اسلامی همزاد و همجنس است و بسیاری از روشنفکران چپ رادیکال، بعد از انقلاب در مدح جمهوری اسلامی و مبارزه با غرب سرمایهداری و امپریالیست سنگ تمام گذاشتند و سنگ بنای ماجراجوییهای چند دههی بعدی را گذاشتند. حالا هم این جریان همصدا و همراه با پروپاگاندای جمهوری اسلامی مردم ایران را قربانی غربستیزی و مبارزهی توهمیاش با امپریالیسمی کرده که دیگر وجود ندارد.
🍂 اشک تمساح میریزد که انسانیتش اجازه نمیدهد کودک فلسطینی را فراموش کند اما زیرکانه پنهان میکند که در حال پیگیری ایدئولوژی نخنماشدهی پیشین است و دلش به حال فلسطین نمیسوزد. این جریان که با تمام توان جنبش حقخواهی ایرانی را قربانی جنگ فلسطین کرده که حواسش نیست ریاکاریاش برای کودک فلسطینی، آنجایی فاش میشود که هر کند-ذهنی میتواند بفهمد ملتی که نمیتواند از حق کیان پیرفلک دفاع کند، چطور میتواند با قدرتهای جهانی مبارزه کند و حق کودک فلسطینی را احیا کند؟
🍂 وانگهی، فعالان این گروه با تب و تابِ هر روزه در شبکههای مجازی فارسیزبان، چطور میخواهند بر افکار عمومی جهان تاثیر بگذارند اگر این نقاب ایدئولوژی غربستیزی نیست و صرفا بحث انسانیت است؟
🍂 این گروه چپ رادیکال، روی دیگر سکهی راست افراطی است و همانقدر که در خور بود با جریان راست افراطی مبارزه کنیم، باید با چپ رادیکال هم مبارزه کنیم. اگر از لفظ «مبارزه» استفاده میکنم، دلیل مشخصی دارد. دلیلش این است که اگر قرار باشد در آینده، هر یک از این گروهها به صورت یکجانبه صاحب قدرت شوند، شکی نیست که با یک دیکتاتوری راستگرا یا چپگرا مواجه خواهیم شد.
🍂 جریان اعتدالی غیرافراطی و دموکراسیخواه، باید با این هر دو جریان مبارزه کند تا فردا روز، در یک چارچوب کلی و دموکراتیک جریانهای چپ و راست دموکراتیک در قالب احزاب با هم رقابت کنند و همدیگر را کنترل کنند و در نتیجه هیچکدامشان تمام قدرت را تصاحب نکند. مبارزهی امروز ما با جریانهای افراطی از چپ گرفته تا راست و همچنین با اسلامگرایان، ضامن دموکراسی لیبرال فرداست که با تکثر و اصول آزادی، حداکثر امکان مشارکت و همکاری را فراهم میکند.
#چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @rezayaghoubipublic