نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— ام آری آی به‌اصطلاح «مغز» حکومت اسلامی

✍️ #شیرین_کریمی

#بیژن_عبدالکریمی، در یک گفت‌وگو با اظهاراتی درباره‌ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطه‌ی مقابل این جنبش موضع می‌گیرد و در کنار سرکوب‌گرانش می‌ایستد.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه

🗄 پست مرتبط:
📺 مغالطه‌ٔ عبدالکریمی کجاست؟
📕توّاب اهل فلسفه (تبارشناسی تیپ تواب)
📕کارمندان حکومت آخوندی متحد شوید!
📕معجون نهیلیسم اخلاقی و دن‌کیشوتیسم (دلبستگان نظم مستقر؛ جستجوگران معنا در سنت ایرانی-اسلامی)
📕قاعده‌ی صلاح‌الدینی: «تسلیم شوید، جان‌تان در امان است»
📻 انقلابیون محافظه‌کار؟! (محافظه‌کاران ایرانی و تناقضاتشان)



🌾 نقدآگین
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— ام آری آی به‌اصطلاح «مغز» حکومت اسلامی

✍️ #شیرین_کریمی

بیژن عبدالکریمی، در یک گفت‌وگو با اظهاراتی درباره‌ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطه‌ی مقابل این جنبش موضع می‌گیرد و در کنار سرکوب‌گرانش می‌ایستد.

✂️ برش‌هایی از متن
[...]
🍂 در ادامه اندیشه‌های اوجالان درباره‌ی «زن» به شکل حیرت‌آوری شبیه سخنان بیژن عبدالکریمی درباره‌ی «زن» در این گفت‌وگو می‌شود! آن‌هم سخنانی که عبدالکریمی خیال می‌کند بر ضد این شعار و بنابراین برضد اندیشه‌های عبدالله اوجالان می‌گوید! شباهت به‌قدری است که گویی اندیشه‌های عبدالکریمی و اوجالان از یک خاستگاه برآمده‌ یا بر یک سنّت ایستاده‌اند!

🍂 بنیان نظریه‌ی به‌اصطلاح زن‌شناسیِ اوجالان بر «اصالت ذات» متکی است: به این معنا که زن با سه صفتِ ذاتی «زایندگی»، «مادری» و «هوش عاطفی» برجسته می‌شود که نقطه‌ی پیوند زن با «طبیعت»، «خاک» و «مامِ میهن» است؛ همین ویژگی‌هاست که به زن این امکان را می‌دهد تا به حقیقت و هوش کیهانی نزدیک‌تر شود و مرد و جامعه را به عدالت و انسانیت هدایت کند.
[...]
🍂 عبدالکریمی نیز در ادامه‌ی گفت‌وگویش سخنانی می‌گوید که علاوه بر این‌که مرا به یاد مقاله‌ی آرش نراقی درباره‌ی فمینیسم در ایران می‌اندازد، به شباهتش با اندیشه‌ی عبدالله اوجالان نیز بیشتر پی می‌برم.
«زن ایرانی با مهر، فداکاری، عشق و ایثار شناخته می‌شود و حال‌آن‌که تصویر زن در جنبش‌های جدید اجتماعی در سراسر جهان به یک زن هالیوودی تقلیل پیدا کرده است و عناصری مثل عشق، فداکاری، از خودگذشتگی، رنج‌کشیدن برای دیگری، ایثار و ارزش‌های متعالی انسانی را در آن نمی‌بینیم».
اوجالان هم معتقد است: «زنان یا می‌بایست در حد قداست ایزدبانوان باشند یا هرگز وجود نداشته باشند».
پس تربیت ایزدبانوان به اساسی‌ترین دغدغه‌ی فلسفی اوجالان تبدیل می‌شود، چراکه ایزدبانوان هستند که به زندگی معنا و مفهوم می‌بخشند، نه زنانی که به قول اوجالان «اسیر در مدرنیته‌ی کاپیتالیستی برده‌ی زندگی مصرفی مانده‌اند!» از این رو یکی‌انگاریِ شعار «زن، زندگی، آزادی» که ایرانیان آن را از بستر مبارزات آزادیخواهانه‌ی کوردها و به طور خاص از زنان کورد گرفته، مصادره به مطلوب و از آنِ خود کرده‌اند با اندیشه‌های عبدالله اوجالان بی‌معنا و عوام‌فریبانه است. شعارهای انقلابی بستر خود را می‌جویند و با خواسته‌های انقلابیون سازگار می‌شوند.
[...]
🍂 عبدالکریمی در ادامه تابناک‌ترین جمله‌اش در این گفت‌وگو را به زبان می‌آورد، گویی او شیوه‌ی «زن‌بودنِ» بعضی زنان را بهتر از سایر زنان می‌داند وقتی می‌گوید: «پروین را زن‌تر از فروغ می‌دانم!» همین‌جا تصور کنید من بگویم: «عبدالکریمی را مردتر از نراقی می‌دانم!» تردید نکنید که از نگاه برخی این حرف توهین به نراقی است! بگذریم
[...]
🍂 تک‌تک گزاره‌های این پاراگراف «حرف مفت» است، درست به همان معنایی که هری فرانکفورت در کتابش «در باب حرف مفت» در نظر دارد. عبدالکریمی دو زن را با یکدیگر مقایسه می‌کند و یکی را «زن‌تر» از دیگری می‌داند، این ترفند حقیرانه‌ی سلطه‌گران است که هنگام مواجهه با فرودست‌شدگان با بد و خوب کردن آنان، با هدف حفظ سلطه‌ی خود به کار می‌گیرند. به‌علاوه عبدالکریمی آثار #فروغ_فرخزاد را به «بیان حس جنسی زنانه» تقلیل می‌دهد! «وزش ظلمت را می‌شنوی؟»
[...]
🍂 جمله‌ی آخر که گویی اتمام حجت مرد فیلسوف با «بسیاری از» ماست دیگر جایی برای بحث نمی‌گذارد، زیرا به قول او «بعید است قدرت هضم و فهم» چنین اظهارات ژرفی را داشته باشیم! ما نمی‌توانیم بفهمیم شعار «زن، زندگی، آزادی» که از زبان ده‌ها فیلسوف برجسته‌ی جهان در حمایت از خیزش معترضان ایران بیان شد، پشتوانه‌ی حِکمی و فلسفی ندارد! اما نوم چامسکی، آنجلا دیویس، ژاک رانسیر، جودیت باتلر، آلن بدیو، اتین بالیبار، توماس پیکتی، یانیس واروفاکیس، اسلاوی ژیژک، آنتونیو نگری، جورجو آگامبن و همچنین شمار زیادی از چهره‌های دانشگاهی ایرانی در سرتاسر جهان از این جنبش پشتیبانی کرده‌اند، آیا تمام این متفکران از جنبشی حمایت کرده‌اند که پشتوانه‌ی حِکمی و فلسفی ندارد؟
[...]
🍂 اما نقدهایم به حرف‌های عبدالکریمی را با پرسشی از اهالی فلسفه به پایان می‌برم. چطور ممکن است امروز با چنین نگرش‌هایی به «زنان»، فلسفه در ایران از اساس «فلسفه» باشد؟ تا جایی که خوانده‌ام چنین نگاه‌های واپس‌گرایانه‌ای در دانش امروزِ فلسفه در جهان جایگاهی ندارد، در متون فلسفی امروز نمونه‌ی جمله‌هایی که از زبان عبدالکریمی، نراقی و دیگران بیان می‌شود بیشتر به نقل از برخی افراد از مغاک عصر ظلمت و به‌منظور نقد و بازخوانی و تصحیح آن‌ جملات بیان می‌شود، نه به‌مثابه‌ی بحث فلسفی و اظهار نظر درباره‌ی وضعیت زنان در دنیای امروز!

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه



🌾 نقدآگین
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— ام‌آری‌آیِ به‌اصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی

✍️ #شیرین_کریمی

#بیژن_عبدالکریمی، در یک گفت‌وگو با اظهاراتی درباره‌ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطه‌ی مقابل این جنبش موضع می‌گیرد و در کنار سرکوب‌گرانش می‌ایستد.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه

🗄 پست مرتبط:
📺 مغالطه‌ٔ عبدالکریمی کجاست؟
📕توّاب اهل فلسفه (تبارشناسی تیپ تواب)
📕کارمندان حکومت آخوندی متحد شوید!
📕معجون نهیلیسم اخلاقی و دن‌کیشوتیسم (دلبستگان نظم مستقر؛ جستجوگران معنا در سنت ایرانی-اسلامی)
📕قاعده‌ی صلاح‌الدینی: «تسلیم شوید، جان‌تان در امان است»
📻 انقلابیون محافظه‌کار؟! (محافظه‌کاران ایرانی و تناقضاتشان)



🌾 نقدآگین
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— ام‌آری‌آیِ به‌اصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی

✍🏻 #شیرین_کریمی

بیژن عبدالکریمی، در یک گفت‌وگو با اظهاراتی درباره‌ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطه‌ی مقابل این جنبش موضع می‌گیرد و در کنار سرکوب‌گرانش می‌ایستد.

✂️ برش‌هایی از متن
[...]
🍂 در ادامه اندیشه‌های اوجالان درباره‌ی «زن» به شکل حیرت‌آوری شبیه سخنان بیژن عبدالکریمی درباره‌ی «زن» در این گفت‌وگو می‌شود! آن‌هم سخنانی که عبدالکریمی خیال می‌کند بر ضد این شعار و بنابراین برضد اندیشه‌های عبدالله اوجالان می‌گوید! شباهت به‌قدری است که گویی اندیشه‌های عبدالکریمی و اوجالان از یک خاستگاه برآمده‌ یا بر یک سنّت ایستاده‌اند!

🍂 بنیان نظریه‌ی به‌اصطلاح زن‌شناسیِ اوجالان بر «اصالت ذات» متکی است: به این معنا که زن با سه صفتِ ذاتی «زایندگی»، «مادری» و «هوش عاطفی» برجسته می‌شود که نقطه‌ی پیوند زن با «طبیعت»، «خاک» و «مامِ میهن» است؛ همین ویژگی‌هاست که به زن این امکان را می‌دهد تا به حقیقت و هوش کیهانی نزدیک‌تر شود و مرد و جامعه را به عدالت و انسانیت هدایت کند.
[...]
🍂 عبدالکریمی نیز در ادامه‌ی گفت‌وگویش سخنانی می‌گوید که علاوه بر این‌که مرا به یاد مقاله‌ی آرش نراقی درباره‌ی فمینیسم در ایران می‌اندازد، به شباهتش با اندیشه‌ی عبدالله اوجالان نیز بیشتر پی می‌برم.
«زن ایرانی با مهر، فداکاری، عشق و ایثار شناخته می‌شود و حال‌آن‌که تصویر زن در جنبش‌های جدید اجتماعی در سراسر جهان به یک زن هالیوودی تقلیل پیدا کرده است و عناصری مثل عشق، فداکاری، از خودگذشتگی، رنج‌کشیدن برای دیگری، ایثار و ارزش‌های متعالی انسانی را در آن نمی‌بینیم».

🔺🔻اوجالان هم معتقد است:
«زنان یا می‌بایست در حد قداست ایزدبانوان باشند یا هرگز وجود نداشته باشند».

پس تربیت ایزدبانوان به اساسی‌ترین دغدغه‌ی فلسفی اوجالان تبدیل می‌شود، چراکه ایزدبانوان هستند که به زندگی معنا و مفهوم می‌بخشند، نه زنانی که به قول اوجالان
«اسیر در مدرنیته‌ی کاپیتالیستی برده‌ی زندگی مصرفی مانده‌اند!»

از این رو یکی‌انگاریِ شعار «زن، زندگی، آزادی» که ایرانیان آن را از بستر مبارزات آزادیخواهانه‌ی کوردها و به طور خاص از زنان کورد گرفته، مصادره به مطلوب و از آنِ خود کرده‌اند با اندیشه‌های عبدالله اوجالان بی‌معنا و عوام‌فریبانه است. شعارهای انقلابی بستر خود را می‌جویند و با خواسته‌های انقلابیون سازگار می‌شوند.
[...]
🍂 عبدالکریمی در ادامه تابناک‌ترین جمله‌اش در این گفت‌وگو را به زبان می‌آورد، گویی او شیوه‌ی «زن‌بودنِ» بعضی زنان را بهتر از سایر زنان می‌داند وقتی می‌گوید:
«پروین را زن‌تر از فروغ می‌دانم!»

همین‌جا تصور کنید من بگویم:
«عبدالکریمی را مردتر از نراقی می‌دانم!»

تردید نکنید که از نگاه برخی این حرف توهین به نراقی است! بگذریم
[...]
🍂 تک‌تک گزاره‌های این پاراگراف «حرف مفت» است، درست به همان معنایی که هری فرانکفورت در کتابش «در باب حرف مفت» در نظر دارد. عبدالکریمی دو زن را با یکدیگر مقایسه می‌کند و یکی را «زن‌تر» از دیگری می‌داند، این ترفند حقیرانه‌ی سلطه‌گران است که هنگام مواجهه با فرودست‌شدگان با بد و خوب کردن آنان، با هدف حفظ سلطه‌ی خود به کار می‌گیرند. به‌علاوه عبدالکریمی آثار #فروغ_فرخزاد را به «بیان حس جنسی زنانه» تقلیل می‌دهد! «وزش ظلمت را می‌شنوی؟».
[...]
🍂 جمله‌ی آخر که گویی اتمام حجت مرد فیلسوف با «بسیاری از» ماست دیگر جایی برای بحث نمی‌گذارد، زیرا به قول او «بعید است قدرت هضم و فهم» چنین اظهارات ژرفی را داشته باشیم! ما نمی‌توانیم بفهمیم شعار «زن، زندگی، آزادی» که از زبان ده‌ها فیلسوف برجسته‌ی جهان در حمایت از خیزش معترضان ایران بیان شد، پشتوانه‌ی حِکمی و فلسفی ندارد! اما نوم چامسکی، آنجلا دیویس، ژاک رانسیر، جودیت باتلر، آلن بدیو، اتین بالیبار، توماس پیکتی، یانیس واروفاکیس، اسلاوی ژیژک، آنتونیو نگری، جورجو آگامبن و همچنین شمار زیادی از چهره‌های دانشگاهی ایرانی در سرتاسر جهان از این جنبش پشتیبانی کرده‌اند، آیا تمام این متفکران از جنبشی حمایت کرده‌اند که پشتوانه‌ی حِکمی و فلسفی ندارد؟
[...]
🍂 اما نقدهایم به حرف‌های عبدالکریمی را با پرسشی از اهالی فلسفه به پایان می‌برم. چطور ممکن است امروز با چنین نگرش‌هایی به «زنان»، فلسفه در ایران از اساس «فلسفه» باشد؟ تا جایی که خوانده‌ام چنین نگاه‌های واپس‌گرایانه‌ای در دانش امروز فلسفه در جهان جایگاهی ندارد، در متون فلسفی امروز نمونه‌ی جمله‌هایی که از زبان عبدالکریمی، نراقی و دیگران بیان می‌شود بیشتر به نقل از برخی افراد از مغاک عصر ظلمت و به‌منظور نقد و بازخوانی و تصحیح آن‌ جملات بیان می‌شود، نه به‌مثابه‌ی بحث فلسفی و اظهار نظر درباره‌ی وضعیت زنان در دنیای امروز!

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران



🌾 نقدآگین