Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎧هویت ایرانشهری و سیاستهای آن چیست؟ (+)
🎙 #عباس_سوری
🔸اساسا ایرانشهر و سیاست و هویت ایرانشهری از کجا پدید آمده؟ تفکر ایرانشهری را چه کسی پایهگذاری کرده؟ حوزۀ تمدنی ایرانشهر کجاست؟ آیا تفکر ایرانشهری آنگونه که برخی روشنفکرانِ چپگرا مدعیاند، یک نوع باستانگرایی است؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #عباس_سوری
🔸اساسا ایرانشهر و سیاست و هویت ایرانشهری از کجا پدید آمده؟ تفکر ایرانشهری را چه کسی پایهگذاری کرده؟ حوزۀ تمدنی ایرانشهر کجاست؟ آیا تفکر ایرانشهری آنگونه که برخی روشنفکرانِ چپگرا مدعیاند، یک نوع باستانگرایی است؟
.
#ایران #فلسفیدن#ایرانشهر #ایرانشهری #سهروردی #حسین_نصر #هویت #جواد_طباطبایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تقابلِ زرتشت و ادیان ابراهیمی (سامی)
🎙#عباس_سوری (+)
🔸این ویدیو به بررسی تفاوتهای بنیادی میان جهانبینی و فلسفهٔ زندگی در دین زرتشت و ادیان ابراهیمی (شامل یهودیت، مسیحیت و اسلام) میپردازد.
🔶 خلاصهٔ تفاوتهای جهانبینی زرتشت و ادیان ابراهیمی
۱. جهان مادی و جایگاه انسان
🔸در ادیان ابراهیمی، جهان مادی (گیتی) اغلب محلی برای تبعید انسان پس از ارتکاب «گناه نخستین» یا میدانی برای آزمایش ایمان تلقی میشود؛ از این رو، تن و جهانِ گیتی مقامی پست دارند. در مقابل، در دین زرتشت، گیتی محل نبرد خیر و شر (اهورامزدا و اهریمن) است و نه یک جایگاه پست؛ انسان در این نبرد، همکار اهورامزدا محسوب میشود تا پلیدی را در جهان نابود کند.
۲. جوهر انسان و سرشت شر
انسان در ادیان ابراهیمی پس از گناه نخستین، دارای یک نیمهٔ تاریک و قوهٔ نفسانی است که بخشی از وجود اوست. اما در دین زرتشت، انسان ذاتاً پاک و «فرزند نور» است و بدی (اهریمن) یک نیروی بیرونی است که سعی میکند با وسوسه و فریب، در وجود او لانه کند [البته بهنظر صحیحتر این است که بدی حاصل از اندیشهی بد و خطاست نه شری ذاتی در درون یا برون]. وظیفهٔ انسان، حفظ این پاکی درونی و مبارزهٔ مداوم با اهریمن است.
۳. نقش کلمه و کردار
یکی از مهمترین تفاوتها در نقش کلمه و فعل است. در ادیان ابراهیمی، «کلمه» عین «فعل» خداوند است (مانند کن فیکون). به همین دلیل، برای انسان نیز ذکر و تسبیح اهمیت مییابد، زیرا گفتار نیک انسان میتواند در عالم واقع تغییر و فعلی ایجاد کند.
🔺اما در دین زرتشت، اصل بر کردار نیک (عمل) است. «گفتار نیک» صرفاً یک واسطه بین پندار نیک (عقل) و کردار نیک محسوب میشود و به خودی خود عملی در جهان ایجاد نمیکند. این تاکید بر عملگرایی است که باعث میشود انسان زرتشتی بر فعل خود متمرکز باشد.
۴. عبادت و محیط زیست
در ادیان ابراهیمی، عبادت عمدتاً به انجام مناسک و آیینهای دینی تعریف میشود، و خلقت برای استفادهٔ انسان (نمایندهٔ خدا) آفریده شده است.
🔺در حالی که در دین زرتشت، عبادت یعنی انجام کردار نیک و همسو بودن با جهان و آبادانی زمین. عناصر طبیعت (آب، آتش، خاک) مقدس بوده و انسان موظف به حفاظت و پاک نگهداشتن آنهاست؛ آلوده کردن گیتی، گناهی است که به اهریمن خدمت میکند.
۵. پیامبری و نظام حقوقی
پیامبری در ادیان ابراهیمی، یک فرمان مستقیم و سختگیرانه از جانب امر قدسی است. اما در دین زرتشت، زرتشت پیامبر عقل شناخته میشود و وحی او بیشتر نوعی بیداری درونی و شهود عقلانی است که بر خرد و اندیشه تأکید دارد. همچنین، در نظام حقوقی زرتشتی، تاوان گناهان کمتر با پول (دیه) پرداخت میشده و مجازاتهایی مانند تبعید، داغ کردن یا حتی مرگ (مرگرزان) برای پاک شدن از پلیدی مورد استفاده قرار میگرفته است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عباس_سوری (+)
🔸این ویدیو به بررسی تفاوتهای بنیادی میان جهانبینی و فلسفهٔ زندگی در دین زرتشت و ادیان ابراهیمی (شامل یهودیت، مسیحیت و اسلام) میپردازد.
🔶 خلاصهٔ تفاوتهای جهانبینی زرتشت و ادیان ابراهیمی
۱. جهان مادی و جایگاه انسان
🔸در ادیان ابراهیمی، جهان مادی (گیتی) اغلب محلی برای تبعید انسان پس از ارتکاب «گناه نخستین» یا میدانی برای آزمایش ایمان تلقی میشود؛ از این رو، تن و جهانِ گیتی مقامی پست دارند. در مقابل، در دین زرتشت، گیتی محل نبرد خیر و شر (اهورامزدا و اهریمن) است و نه یک جایگاه پست؛ انسان در این نبرد، همکار اهورامزدا محسوب میشود تا پلیدی را در جهان نابود کند.
۲. جوهر انسان و سرشت شر
انسان در ادیان ابراهیمی پس از گناه نخستین، دارای یک نیمهٔ تاریک و قوهٔ نفسانی است که بخشی از وجود اوست. اما در دین زرتشت، انسان ذاتاً پاک و «فرزند نور» است و بدی (اهریمن) یک نیروی بیرونی است که سعی میکند با وسوسه و فریب، در وجود او لانه کند [البته بهنظر صحیحتر این است که بدی حاصل از اندیشهی بد و خطاست نه شری ذاتی در درون یا برون]. وظیفهٔ انسان، حفظ این پاکی درونی و مبارزهٔ مداوم با اهریمن است.
۳. نقش کلمه و کردار
یکی از مهمترین تفاوتها در نقش کلمه و فعل است. در ادیان ابراهیمی، «کلمه» عین «فعل» خداوند است (مانند کن فیکون). به همین دلیل، برای انسان نیز ذکر و تسبیح اهمیت مییابد، زیرا گفتار نیک انسان میتواند در عالم واقع تغییر و فعلی ایجاد کند.
🔺اما در دین زرتشت، اصل بر کردار نیک (عمل) است. «گفتار نیک» صرفاً یک واسطه بین پندار نیک (عقل) و کردار نیک محسوب میشود و به خودی خود عملی در جهان ایجاد نمیکند. این تاکید بر عملگرایی است که باعث میشود انسان زرتشتی بر فعل خود متمرکز باشد.
۴. عبادت و محیط زیست
در ادیان ابراهیمی، عبادت عمدتاً به انجام مناسک و آیینهای دینی تعریف میشود، و خلقت برای استفادهٔ انسان (نمایندهٔ خدا) آفریده شده است.
🔺در حالی که در دین زرتشت، عبادت یعنی انجام کردار نیک و همسو بودن با جهان و آبادانی زمین. عناصر طبیعت (آب، آتش، خاک) مقدس بوده و انسان موظف به حفاظت و پاک نگهداشتن آنهاست؛ آلوده کردن گیتی، گناهی است که به اهریمن خدمت میکند.
۵. پیامبری و نظام حقوقی
پیامبری در ادیان ابراهیمی، یک فرمان مستقیم و سختگیرانه از جانب امر قدسی است. اما در دین زرتشت، زرتشت پیامبر عقل شناخته میشود و وحی او بیشتر نوعی بیداری درونی و شهود عقلانی است که بر خرد و اندیشه تأکید دارد. همچنین، در نظام حقوقی زرتشتی، تاوان گناهان کمتر با پول (دیه) پرداخت میشده و مجازاتهایی مانند تبعید، داغ کردن یا حتی مرگ (مرگرزان) برای پاک شدن از پلیدی مورد استفاده قرار میگرفته است.
🔻ایران Vs اسلام
📺 حجاب در دینِ بهی؟
📕زندگیخواهی یا مرگخواهی؟ مسأله این است
📺 راز «معابد آناهیتا و امامزادهها»
📕خلط «منع بدمستی» با «حرمت شراب»
📻 دربارۀ اخلاق در ذهن و ضمیر ایرانی
📕در درازای شب یلدا
🔻مسیحیت Vs اسلام
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📕 محمد و علی در قعر جهنم دانته
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
📕رد اسلام توسط سعدیا گائون و علمای یهود
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📺 معنای زندگی از نظر آلن واتس
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
📻 معامله با خدایان
— اگر قربانی نکنیم، جهان متوقف میشود!
🔻خاستگاه یکتاپرستی
📻 ۱. خدایان انسانوار و هیولاهای الهی
📻 ۲. شورای الهی
.
#نقد_ادیان #ایران #نقد_اسلام #نقد_زرتشتیت #زرتشتی #اسلام #ادیان_سامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻واکنش اخیر بیژن عبدالکریمی به برنامههای رسانه پارسی، بیشتر از آنکه نقد محتوایی باشد، نوعی موضعگیری عاطفی و کلیگویانه به نظر میرسد. او بدون اینکه وارد بحث دقیق درباره استدلالهای رسانه پارسی شود، تلاش میکند نقدهای واردشده به شریعتی و جلال آل احمد را به یک تقابل کلان «غربپرستی» در برابر «هویت ایرانی» تقلیل دهد.
۱) تکیه بر دوگانهسازی و بزرگنمایی خطر
عبدالکریمی مدعی میشود حمله به شریعتی و آل احمد مقدمهای است برای حمله به حافظ و مولانا. این نوع استدلال بیشتر شبیه «شیبلغزنده» است تا تحلیل.درحالیکه رسانه پارسی تمرکزش بر بررسی انتقادی کارنامه فکری چهرههای معاصر است و نه حذف میراث ادبی ایران. این قیاس گسترده عملاً بحث را از سطح واقعیت به سطح ترسسازی میبرد.
۲) پرهیز از مواجهه با نقد و پناه بردن به مفاهیم مبهم
بهجای پاسخ به نکات مشخصی که رسانه پارسی درباره شریعتی یا جلال مطرح کرده، عبدالکریمی به مفاهیمی مثل «لوگوس ایرانی» یا «نهیلیسم مدرن» پناه میبرد.این نوع واژهپردازی هرچند فخیم به نظر میرسد، اما کمکی به روشنشدن بحث نمیکند و بیشتر نقش سپر دفاعی دارد تا تحلیل.
۳) تبدیل اختلاف نظر به تخطئه اخلاقی
عبدالکریمی بهجای بحث نظری، منتقدان را به «بیادبی» یا «خروج از لوگوس» متهم میکند. این شیوه مواجهه، عملاً جای استدلال را با قضاوت اخلاقی عوض میکند و گفتوگو را از مسیر اصلی خارج میکند.در مقابل، رسانه پارسی با وجود تندی در بعضی عبارات دستکم نقدهایش را با مثالها، ارجاعها و تحلیل متنی پیش میبرد.
۴) حمله غیرمستقیم به جریان ایرانشهری
بدون ذکر نام، به شاگردان و فضای فکری سید جواد طباطبایی میتازد و آنها را «کوتاهقامت» مینامد. این نوع شخصیسازی بحث، نشانه ضعف استدلال است، در حالیکه رسانه پارسی تمرکزش روی محتواست، نه تخریب اشخاص.
۵) دفاع از شریعتی و جلال بر اساس جایگاه نمادین، نه محتوای فکری
عبدالکریمی کمتر درباره نقدهای مشخص رسانه پارسی صحبت میکند و بیشتر از آنها بهعنوان «نماد مقاومت» دفاع میکند.در مقابل رسانه پارسی دقیقاً همان جایی را نقد کرده که نقاط گرهی آثار این دو نفر است—یعنی تناقضها، بحرانهای نظری، و پیامدهای اجتماعیِ ایدههایشان.
✍🏻 #عباس_سوری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
۱) تکیه بر دوگانهسازی و بزرگنمایی خطر
عبدالکریمی مدعی میشود حمله به شریعتی و آل احمد مقدمهای است برای حمله به حافظ و مولانا. این نوع استدلال بیشتر شبیه «شیبلغزنده» است تا تحلیل.درحالیکه رسانه پارسی تمرکزش بر بررسی انتقادی کارنامه فکری چهرههای معاصر است و نه حذف میراث ادبی ایران. این قیاس گسترده عملاً بحث را از سطح واقعیت به سطح ترسسازی میبرد.
۲) پرهیز از مواجهه با نقد و پناه بردن به مفاهیم مبهم
بهجای پاسخ به نکات مشخصی که رسانه پارسی درباره شریعتی یا جلال مطرح کرده، عبدالکریمی به مفاهیمی مثل «لوگوس ایرانی» یا «نهیلیسم مدرن» پناه میبرد.این نوع واژهپردازی هرچند فخیم به نظر میرسد، اما کمکی به روشنشدن بحث نمیکند و بیشتر نقش سپر دفاعی دارد تا تحلیل.
۳) تبدیل اختلاف نظر به تخطئه اخلاقی
عبدالکریمی بهجای بحث نظری، منتقدان را به «بیادبی» یا «خروج از لوگوس» متهم میکند. این شیوه مواجهه، عملاً جای استدلال را با قضاوت اخلاقی عوض میکند و گفتوگو را از مسیر اصلی خارج میکند.در مقابل، رسانه پارسی با وجود تندی در بعضی عبارات دستکم نقدهایش را با مثالها، ارجاعها و تحلیل متنی پیش میبرد.
۴) حمله غیرمستقیم به جریان ایرانشهری
بدون ذکر نام، به شاگردان و فضای فکری سید جواد طباطبایی میتازد و آنها را «کوتاهقامت» مینامد. این نوع شخصیسازی بحث، نشانه ضعف استدلال است، در حالیکه رسانه پارسی تمرکزش روی محتواست، نه تخریب اشخاص.
۵) دفاع از شریعتی و جلال بر اساس جایگاه نمادین، نه محتوای فکری
عبدالکریمی کمتر درباره نقدهای مشخص رسانه پارسی صحبت میکند و بیشتر از آنها بهعنوان «نماد مقاومت» دفاع میکند.در مقابل رسانه پارسی دقیقاً همان جایی را نقد کرده که نقاط گرهی آثار این دو نفر است—یعنی تناقضها، بحرانهای نظری، و پیامدهای اجتماعیِ ایدههایشان.
✍🏻 #عباس_سوری
.
#فرقه_فریب #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin