نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
#زیست‌روان #نقد_اسلام

📕پاسخی به امکانِ هویت اسلامی در جهان جدید

✍️#علیرضا_موثق

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📕پاسخی به امکانِ هویت اسلامی در جهان جدید (۲/۳)

#علیرضاموثق

✍️در دفاعِ تئوریک از وجود خدای نامتشخص، بدونِ دعویِ اقامه-ی برهانِ قاطع و اثبات و یقین، کوشیده ام که مبنایی معرفتی و خردپسند برای ایمانی متواضعانه را به نحو مدلل توجیه نمایم و استدلال کنم که قوتِ دلایلِ وجودِ خدای نامتشخص بر دلایلِ ماتریالیسم تا اطلاع ثانوی و بدون ادعای حصولِ یقینِ قاطع ارجح است. البته این موضع، صرفاً راجع است به وجودِ خود خدای نامتشخص، بدون ادعای دسترسی به ذهن خداوند و بدونِ اینکه مانندِ قرآن ادعایِ تقریرِ افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و عواطفِ خداوند را داشته باشیم؛ اما نکته این است که با خدای نامتشخص و با یک الهیاتِ بسیار مینیمال و نیز با فهمی دیگر از روح و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه و عدالت که در داوریِ «قرآن و سنت نبوی» مردود و محکوم است؛ چطور می توان دعوی مسلمانی کرد؟

◾️پیشنهاد و نظر من این است که برای اسلام، به عنوان یک مفهوم اجتماعی (نه طبیعی)، تعریفی دیگر ارائه دهیم تا نظریه-ی من تحتِ عنوانِ «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش؛ امتناع اسلام در جهان جدید» نتواند نقض اش کند. بدین توضیح که مولفه هایِ تعریفِ مسلمانی را «صرفاً وجوهِ شباهت با قرآن و سنت نبوی» قرار دهیم (ولو وجوهی اندک و یا وجوهی صرفاً کارکردی) و البته به «وجوه افتراقِ کهکشانی» نیز قویاً به اقتفای حقیقت-جویی توجه داشته باشیم.

اولین وجه اشتراک، «ناماتریالیسم» است؛ ولی این وجه برای مسلمانی کافی نیست؛ زیرا فردی چون من نیز ماتریالیست و ملحد نیست. وجه اشتراک مهم بعدی، تجربه های باطنی و معنویِ ماقبل تفسیرِ مفهومی و گزاره ای ست و می دانیم که این مولفه و حتی صرفِ وجود ایمان به چهره و تصوری از خدا نیز نام اش در عرفِ اهلِ زبان و متشرعین، اسلام نیست؛ بلکه تفسیر محمد بن عبدالله از تجربه-ی معنوی و باطنیِ اش و صورتبندیِ مفهومی و گزاره ایِ قرآن و سنت نبوی از خدا و انسان و جهان و جامعه و نسبت شان با یکدیگر، نام اش اسلام است.

◾️خب! چکار کنیم؟ که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها. پیشنهاد من این است که به نحوِ اعتباری و قراردادی و برای برساختنِ یک مفهوم جدید با عطف نظر و خودآگاهی نسبت به وجوهِ تفاوت اش با تعریف قرآن و سنت نبوی از اسلام، استفاده از برخی وجوهِ قرآن و سنت نبوی که در ایمان-ورزی، برای مسلمانان، محرکِ تجربه های معنوی ست و کارکرد دارد را مولفه های تعریف اسلام قرار دهیم.

برای مثال، قرآن و سنت نبوی را گزینش کنیم و برخی آیات و احکام اش را کنار بگذاریم و حسبِ مورد، خرافات و باطل و منسوخ و حتی وحشتناک ببینیم و آنها را در ظرفِ عقلانیت و عدالت و اخلاق و عواطفِ زمانه و زمینه‌ی تاریخیِ خویش، غیر قابلِ دفاع تلقی کنیم (مثل هفت آسمان و هفت زمین و خلقت شش روزه‌ی جهان و خلقت جن از آتش و رفتن یونس در شکم ماهی و بارداریِ بدون اسپرم مادر عیسی و اژدها شدن عصای موسی و یا نجاست کفار و نابرابریِ حقوقی بینِ زن/مرد و برده/آزاد و کافر/مسلمان و یا قطع دست و پا و به صلیب کشیدن و شلاق و قصاص و سنگسار و ازدواج با کودکان).

لکن در کنارِ این امر، برخی از آیات قرآن را که با حیثی هنری و تکوین یافته در بستر تاریخ و نیز در دیالوگ با نبوغِ هنرمندان و قاریانِ قرآن و با صوتی زیبا به لحاظ موسیقایی عجین است و از حیث مضمونی نیز با عقلانیت و عدالت و اخلاق در ظرفِ زمینه و زمانه‌ی تاریخی ما ستیز ندارد را گزینش کنیم و در وهله‌ی بعد، با استناد به اینکه «من مسلمان-زاده هستم و حسب زیستن در این سنت و زبان، سنت و زبان دیگری برایم محرکِ تجربیاتِ باطنی نیست»؛ بدون تفرعن و توهم و ادعای ارجحیتِ ذاتیِ اسلام نسبت به رقبای دیگر و بدون ورود به بازیِ قدرت و جنگ هویت، خود را صرفاٰ به این اعتبار مسلمان بنامیم. به همین اعتبارِ ساده که با اذان موذن-زاده، دلم می لرزد و یا آیاتی چون «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي* وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي» را واجد کارکرد در برانگیختن و تحریکِ تجربه-ی باطنی و معنوی در خویش می بینم. همین و بس. بسیار ساده و بسیار مینیمال و بسیار بی ادعا و بسیار متواضع.

این گونه از مسلمانیِ مدنظرم متوسل است به گزینشِ برخی گزاره ها و یا رفتارها (مثل روزه گرفتن که حتی می تواند به اقتضایِ زمان و مکان، تعدیل شود و تغییراتی یابد) از متنِ قرآن و سنت نبوی و نظر کردن به کارکردش در بسطِ تجربیات معنوی و باطنی.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾@Naqdagin
نقدآگین
#اینستا_ببینید 📽اشتراکاتِ حیرت‌‌آور داعش یهود و اسلام (قسمت ۱) 📸ویدیو را در اینستاگرام نقدآگین (اینجا) تماشا کنید. #ترجمه #مستند #نقد_ادیان #ادیان_سامی #داعش #صهیونیسم #بنیادگرایان #حکومت_اسلامی ➖➖➖ ✅ نقدآگین را دنبال کنید: 📽 یوتیوب 📸 اینستاگرام 🌾@Naqdagin
#اینستا_ببینید

✍️#علیرضا_موثق

مطهری! ما از تو اصلاح «ساختاری» را كه در آن با رانت پدرت، و بدون هیچ صلاحیت علمی و حقیقی، به نان و نوا رسیده‌ای، نمی‌خواهیم؛ ما فقط از تو كمی اصلاح درونت را می‌خواهیم. كمی مطالعه و خلوت و تغییر حلقۀ دوستان، كاری دشوار در سنّ توست؛ اما بكوش، بی‌شك تغییرت در فهمِ اولیاتِ نگاه به زنان و حقوق بشر و حق پوشش، می‌تواند در خودت و عقبه‌ات اثرگذار شود.

برای آزادی از حصر دیگران تلاش عبث نكن، اندك وقت و عمر باقی‌مانده‌ات را برای این بگذار كه شاید خودت از حصر افكار و تربیت بیماری كه به اسم «حقیقتِ مطلق و الهی» در مغزت كرده‌اند، و تو را تا این حد از احساسات انسانی و فهم اهمیت آزادیِ «پوشش و سبك زندگی» در تحقق آزادی‌های سیاسی دور كرده‌اند، نجات پیدا كنی.

مطهری! با چند گونی، هيچ كارگر و مادر داغداری خفه نمی‌شود؛ اینجا نیز قیاس به نفس كرده‌ای. اینكه اسلام تو با گونی‌های صیغه‌ای و چند همسری بطور موقت امثال تو را رام می‌کند تا بعدش هم بیایی برای پوشش زنان تعیین تکلیف کنی که با دیدن دستشان تحریك نشوی، دلیلی بر این نیست كه دیگران با گونی مثل یک فرد «گونی‌فکر» خفه شوند!

📸تماشا اینجا

🌾@Naqdagin
نقدآگین
#بازتاب_نقدآگین 🔴 رأی نمی دهم، پس هستم! (پیرامونِ الههٔ صندوقِ رأی و تقدس آن) ✍️#علیرضاموثق 🌐 در کانال نقدآگین (اینجا)، سایت ملیون ایران (اینجا)، سایت تریبون زمانه (اینجا) و سایت گویانیوز (اینجا) بخوانید. 📕یادداشت و مدیای مرتبط: 🔹احمدی نژاد دچار اختلالات…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استمرارطالبان

📽 استمرارطلبان، عاملانِ طول عمر و افزایندگانِ دریدگی طالبان

✍️#علیرضا_موثق

اصلاح‌طلبان حکومت و امثال سید محمد خاتمی و مصطفی تاجزاده، یا احمق‌اند و یا دروغگو و یا هر دو.

«آزادی و حقوق بشر و عدالت و دموکراسی» و «ایران برای همهٔ ایرانیان»، اساساً با اسلام و حکومت اسلامی و نظام ولایت مطلقهٔ فقیه قابل جمع نیست و مقامات به اصطلاح انتخابی (تدارکاتچی‌ها)، در ساختار سیاسیِ این حکومت آخوندی-اسلامی، نه زمینهٔ حقوقی لازم برای تحقق مطلوب‌های موصوف را دارند و نه قدرتِ عینی لازم را.


🗄پست مرتبط:
📕 رأی نمی‌دهم پس هستم (نقدی بر دیدگاه انتخاباتی مصطفی ملکیان و برخی روشنفکران) ✍️علیرضا موثق
📕سیستم بیمار زنجیری
📕اصلاح‌طالبان: جهان توهمی اصلاح‌طلبانه! ✍️ دکتر حسن محدثی
📽پیرامون سخنان مولوی عبدالحمید ✍️علیرضا موثق
📽 الداعشی: شورای نگهبان دل رهبر را شاد کرد


➖➖➖

🌾@Naqdagin
نقدآگین
🎬 چه می‌خواستیم؟! چه شد؟! در قدم سی‌ و دوم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی انتقادی از علیرضا موثق در نقد کلیپی از انجمن اسلامی دانشگاه شریف می‌پردازیم که نقدی‌ست بر «بروکراسیِ فشلِ دانش» و «ِنظامِ آموزشیِ نخاله‌پرورِ اسلامی» که به این داوری متوهمانه…
📕 حکومت اسلامی یا دموکراسی سکولار؟

(سخنی کوتاه با محمد خاتمی)

✍️ #علیرضاموثق
(۱/۲)

1️⃣ مبادی و مفروضاتِ تئوریکِ حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه به شرح ذیل است:

اول) الله و خدای قرآن (نه انواعِ دیگرِ قابلِ تصور از خدا) وجود دارد.

دوم) الله با بشر سخن گفته‌است.

سوم) محمد بن عبدالله، قطعاً هستی تاریخی داشته‌ و نیز یک مصداق از معدود انسان‌های برگزیده بوده که آخرین پیامبر الله شده‌است.

چهارم) قرآن، وثاقت تاریخی دارد.

پنجم) الله، مالک و سلطان جهان است و محمد بن عبدالله، از سوی الله، حق ویژه و انحصاری برای حکومت و کسبِ قدرتِ سیاسی داشته‌است.

ششم) رسول الله به اذن الله، این حق حکومت را به علی بن ابی طالب تفویض کرده‌است.

هفتم) حق حکومت از طریق «ژن خوب الهی» از علی بن ابی طالب، ابتدا به پسر بزرگش و سپس به پسر کوچکترش منتقل شده و در مجرای تاریخ ادامه یافته و حتی در این میان، به یک کودک نیز منتقل شده، و به دخترها منتقل نشده، و نهایتاً به امام غایب به ارث رسیده‌است، و امام زمان، ۱۲٠٠ سال عمر دارد و با جسم، غیب شده‌است.

هشتم) قرن‌ها این «ژن خوب الهی» در فضا-زمان معلق بوده تا با یک بالانس تئولوژیک-ایدئولوژیک به آخوندها رسیده‌است. به قول آقای سعید حجاریان در اعترافات تلویزیونی‌اش، حکومت ما، شعبه‌ای از حکومت پیامبر اسلام است (نگارنده پیشاپیش اذعان می‌کند که در صورت دستگیری، بلافاصله تمام گزاره‌های فوق‌الذکر را تصدیق می‌کند؛ زیرا شمشیر، برهانی قاطع است. هرچند خبر ندارم که باور درونیِ آقای حجاریان که از مقامات ارشد امنیتی بوده‌است، حقیقتاً در خصوصِ نسبتِ حکومت اسلامی-آخوندی در قرن بیست و یکم با الله چیست).

نهم) مکانیزم کشف یا نصبِ نایب امام زمان بدین صورت است که یکسری آخوند و مسلمانِ شیعهٔ دوازده امامی در مجلس خبرگان، دور یکدیگر جمع می‌شوند و رأی‌گیری می‌کنند.

🔻از شما مخاطبان تقاضا می‌کنم که در خلوتِ خویش، وجدانتان را قاضی کنید! اگر کسی به این حجم از مدعیاتِ بلادلیل و سخنان مغالطه‌آمیز باور داشته باشد و نیز اگر نفهمد که «اسلام» با «حقوق بشر و دموکراسی»، تعارضِ غیر قابل رفع دارد، آیا اساساً ماقبلِ گفتگو نیست؟ آیا گفتگو نیاز به عقل و وجدانی متعارف و نیز نیاز به توانِ فهمِ استدلال ندارد؟ درست است که آقای خاتمی به گفتگو، از جمله به «گفتگویِ تمدن‌ها» علاقه دارد، اما آیا می‌داند که گفتگو به لوازمی همچون التزام به استدلال‌ورزیِ بین‌الاذهانی نیازمند است؟

2️⃣ از این مناقشات و ملاحظاتِ تئوریک و مبنایی که بگذریم، حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه و عقبهٔ اجتماعی‌اش، یک واقعیتِ عینی و سیاسی‌ست. همچنین وضعیتِ حکومتِ ولایت مطلقهٔ فقیه در سال ۱۴٠٠ و نه در دههٔ شصت، یک شکل از اشکالِ ممکن و متصور از حکومت اسلامی است که بر اثر علل مختلف، تا حدودی از اسلام فاصله گرفته‌است و قرابتش با اسلام، به اندازهٔ داعش و طالبان نیست.

حال، مناقشه این است که اگر «پنجاه درصد، بعلاوهٔ یک نفر» از مردمِ ایران، ولو به خطا، بدین نتیجه رسیدند که «نهاد دین» لازم است تا از «نهاد دولت» جدا شود، و اسلام نباید مبنای قانونگذاری در حوزهٔ عمومی باشد و نیز آخوندها می‌بایست به همان ارتزاق از «سهم امام غایب» بسنده کنند و از منابع عمومی، بودجه‌خواری نکنند، تکلیف چیست؟

آقای خاتمی اگر قبول دارد که در آن هنگام و هنگامه، بدون خشونت و به نحو مسالمت‌آمیز، قدرت سیاسی به حکومتی دموکراتیک و سکولار منتقل گردد، و هدایتِ کشتیِ حکومتِ فعلی، از ید «امام زمان و نایب بر حقش»، به «عقلِ عرفی و جمعی با مبانیِ دموکراتیک» سپرده شود، و مسلمان و نامسلمان، با حقوق برابر در کنار یکدیگر زندگی کنند، و «ایران برای همهٔ ایرانیان» شود، دیگر محل مناقشه‌ای از این حیث باقی نمی‌ماند تا راجع به آن گفتگو شود. به عبارت دیگر، مسئلهٔ اساسی و اصلی، در فرضِ مذکور حل می‌شود و می‌بایست به روشِ کشفِ خواست و ارادهٔ اکثریتِ مردم بیاندیشیم (فعلاً که چندی‌ست در موسم انتخابات، از کلان‌شهرها پیام بدی برای نمایندهٔ الله مخابره می‌شود).

اما اگر در رابطه با موضوعِ مورد اشاره، آقای خاتمی معتقد است که «رأی اکثریتِ مردم» ملاک داوری نیست، و «قدرت و خشونت و قوهٔ قهریه»، تعیین می‌کند که حق حکومت کردن با کیست، از آنجا که ایشان به قدرت سیاسی وصل است، باز به نظرم گفتگو بی‌فایده است؛ به همان دلیل که گفتگو با هیتلر بی‌فایده بود.

(ادامه دارد)

➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
📘عبدالکریمی و مسئلهٔ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»

✍🏻
#علیرضا_موثق

🍂 انحطاط یک فرهنگ، نشانه‌های متنوعی دارد. یکی از نشانه‌های مهمِ انحطاط، ابتذال «مفاهیم و زبان» است. در یک فرهنگ منحط، روح الله خمینی می‌تواند نام «بربریت و بلاهت و ظلم» را «مدنیت و حکمت و عدالت» بگذارد و توأم با دفاع از احکام داعشی اسلام مبنی بر «جواز سکس با دختربچهٔ شیرخواره و شلاق و سنگسار و قطع دست و قصاص و تبعیض علیه زنان/کافران و امثالهم»، جهانیان را به «عدالت و اخلاق» دعوت کند، و سودای خامِ ارشاد و هدایتِ جهانیان را در خیال خویش بپرورد و با اعتماد به نفسی کاذب و ناسالم، و ناشی از «جهالت مرکب و توهم و تفرعن»، ادعا کند که اسلام، الگویی جهان‌شمول و آلترناتیو برای مدرنیسم است. در یک فرهنگ منحط، مفاهیم، مبتذل و پوچ می‌شوند و از این رو افرادی عامی و نامتفکر چون «مرتضی مطهری و محمدحسین طباطبایی و مصباح یزدی»، استاد و علامه و فیلسوف نام می‌گیرند و این پدیده برای هاضمهٔ فکری جامعه، ثقیل جلوه نمی‌کند. به نظرم فیلسوف نام گرفتن فردی چون دکتر #بیژن_عبدالکریمی نیز در همین سیاق باید فهم شود.

🍂 دکتر عبدالکریمی، غرب‌ستیزیِ هیستریک و خردستیز و مخرب و کورِ «فردید و آل‌احمد و دکتر شریعتی» را حمل می‌کند و می‌کوشد تا به امری که با عقلانیت و عدالت و اخلاق تعارض دارد و به بیان دیگر، به «خطابه‌های خام دکتر شریعتی»، صبغه‌ای فلسفی دهد.

🍂 انسان دین‌خو به تعبیر کانت، هنوز «صغیر» است و از طفولیت خارج نشده‌است و لذا «جرأت اندیشیدن» و «شهامت مواجهه با واقعیات» را ندارد. انسان دین‌خو شبیه به کودکی‌ست که نمی‌تواند بر پای خویش بایستد و بدون وابستگی به شیرِ پستانِ مادر زندگی کند. انسان دین‌خو آرزو دارد تا به زهدان تنگ و تاریک مادر برگردد و از جهان واقع گسسته شود تا به امنیت برسد و از رنجِ «مرگ و تنهایی و معنایابی و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت» رها شود. «دین» برای انسان دین‌خو، نقش زهدان مادر را دارد و او را با یکسری «خرافات و اباطیل» از رنج مواجهه با حقایقِ تلخ و مردافکنِ زندگی رها می‌کند و با پوشاندنِ واقعیاتِ تلخ به وسیلهٔ گزاره‌های موهوم و دروغین، به محیطی امن وارد می‌سازد.

🍂 نظریات «به‌اصطلاح» فلسفیِ دکتر عبدالکریمی، معلل و نامدلل است. دکتر عبدالکریمی فی‌الواقع، متکلم است و نه متفکر و فیلسوف. ایشان همواره با تمسک جستن به لفظ «پدیدارشناسی» از اقامهٔ دلیل برای مدعیات متنوع‌اش طفره می‌رود.

🍂 دکتر عبدالکریمی ادعا می‌کند که مدرنیسم و لیبرالیسم و غربِ فرهنگی-فلسفی، گرفتارِ بحرانی تحت عنوان «نیهیلیسم» است و کشور ایران نیز به اقتفای روند تحولات جهانی، دچار بحران نیهلیسم است.

🍂 دکتر عبدالکریمی، روشنفکران و اپوزیسیون را «دن‌کیشوت و مبتذل»، و نسل جدید را «مصرف‌گرا و سطحی» می‌نامد و بدون توجه به مبانی و مبادیِ «کثرت در سبک زندگی» و «تکثر فرهنگی»، و مآلاً متأثر از «روح و سرشتِ توتالیتر و انحصارگرای اسلام»، پروین اعتصامی را الگویی مناسب برای زنان ایرانی معرفی می‌کند و نه فروغ فرخزاد را.

🍂 دکتر عبدالکریمی شعار «زن، زندگی، آزادی» را بی‌ریشه می‌داند؛ گویا سوژهٔ مدرن برای «ریشه‌دار شدن»، ضرورتاً می‌بایست تفکرات و ارزش‌ها و آرمان‌هایش را با اسلامِ «فاشیستی و خردستیز و اخلاق‌ستیز» و نیز با سنتِ «استبدادی و منحط و فاسدِ» گذشتگان سازگار کند و گویا بنیان نهادنِ جهان و پارادایمی از اساس دگرگون و جدید و یا استفاده از فرهنگ مدرن و مقولاتِ فرهنگی و فلسفیِ غرب، نامطلوب یا مذموم است و گویا برای طراحی جهان‌بینی و هویت، نمی‌توان از دینِ میراثی و اجدادی تغذیه نکرد.

🍂 دکتر عبدالکریمی معنویت «اُشو» را متأثر از انسان‌شناسی لیبرالیسم می‌داند که سرکوب غرایز جنسی را (البته ضمن ممنوعیتِ کودک‌همسری و مذمومیتِ خیانت در زندگی زناشویی) توصیه نمی‌کند و این نوع معنویت را نااصیل و نامطلوب می‌نامد، اما وضعیت پیامبر اسلام (یا مؤلف قرآن) در جهان سنت را فراموش می‌کند که خداوند را به استخدامِ «ارادهٔ قدرت و شهوت» درآورد و از الله امتیازاتِ ویژه و انحصاری در امر جنسی گرفت (قبول هبهٔ زنان، عدم رعایت عدالت در سکس با زنان متعددش و نیز جواز ازدواج دائم با بیش از چهار زن)، و با کودکان و کنیزان سکس داشت، و در دینش اجارهٔ کنیز برای سکس و یا کودک‌همسری مجاز بود، و یا قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر و «سکس با زن شوهرداری که اسیر جنگی شده‌است» را روا می‌دانست.

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل در «مشاهده فوری» یا «سایت گویانیوز»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۵۴۰ واژه


#نقد_روشنفکران #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin