Telegram
نقدآگین
🍂 از #مراد_فرهادپور محترم، ترجمههای جانانهای درباره آدورنو و کلا چپِ نوییها که در مکتبِفرانکفورت خلاصه میشود را خواندهام. نگرشی که این متون به مفاهیمی همچون صنعت فرهنگ و ضد قدرت، بالاخص قدرت سرمایه، دولت، نقد هنر عامهپسند تا تقدسزدایی از هنر و کلا هرآنچه چپ در سرش میآید و در کلام بازنمایی میکند،اما این شاهکار ویژه که دود کرده دودمانی را و در مجازیسرا ترند شده، دیگر اوج خماری و دور ماندن از مواد تاریخی خویش و بسنده کردن به مواد صنعتی تاریخگرایی نوِ، که هر روز میخواهد تاریخ جدیدی نگارش کند، جای تامل که نه جای تعجب دارد؛ تمام ویدئوهای مرتبط با این سخرانی را از گوشه و کنار دیدم تا نهایتا کلش را.
🍂 استاد از ساسانیان مینالد و حضور موبدانِ در حکومت، آزارش داده؛ به هخامنشی که میرسد با همان لحن آهنگین استاد در یک جمله "حالا غیر از هخامنشی" کنار گذاشته میشود که البته، هگل جای او چند قرن قبل از کنار، برداشته و مبنای تحلیلی دولت مدرنش میداند.
🍂 اشکانیان هم که به همان سرنوشت دودآلود کل تاریخ ایران میپیوندد و نهایتا در جایی از ننهجان یا مادرجانی یاد میکند که در خانهی استاد، خدمتکار بوده که گفته، اصلا ایرانی وجود داشته؟ و او در حین مصاحبه جواب آن خدمهاش را هم میدهد: ایران هزار سال هم در تصرف ترکان بوده و ایران همچون کام سنگینی بلعیده و محو شده و اصلا ایرانی نبودهاست.
🍂 گویا استاد، ایرانِ واحد فرهنگی که وحدتی بوده و هست از کثرات قومی و فرهنگی را در چند شاه و حکومت، سادهسازی کرده، که سادهسازی، به حاشیه بردن مفاهیم است. او نخواسته، لحظات امنتاع و گسست و پیوست فکری در این سرزمین را برای مخاطب بازاندیشی کند. در جایی از گزارش، استاد، ارزشگذاری بر اسلام میکند و مواهبی که در علم و فکر و سیاست برای این سرزمین داشته؛ غافل از آنکه هر پادشاه، حاکم و روشنفکری که در نقش و مشیاش، دیالوگی میان ایرانیت، اسلامیت و مدرنیته (واضح، مشروطه به این طرف) نداشتهباشد، میهمان کوتاهمدتِ این سرزمین است، نه میزبانش.
✍🏻 #علیرضا_موحد
🗄پست مرتبط
📺 ساسانیان، سلسلهای که باید از نو شناخت
📕ایراناندیشان سرافکنده در برابر ایرانبانان سرافراز
📕ایران فرهنگی، در برابر ایران سیاسی
📕درنگی در معنای «فرهنگ ایران»
📕پیرامون سخنان فرهادپور دربارۀ «شاهنامه و ساسانیان»
#ایران #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 استاد از ساسانیان مینالد و حضور موبدانِ در حکومت، آزارش داده؛ به هخامنشی که میرسد با همان لحن آهنگین استاد در یک جمله "حالا غیر از هخامنشی" کنار گذاشته میشود که البته، هگل جای او چند قرن قبل از کنار، برداشته و مبنای تحلیلی دولت مدرنش میداند.
🍂 اشکانیان هم که به همان سرنوشت دودآلود کل تاریخ ایران میپیوندد و نهایتا در جایی از ننهجان یا مادرجانی یاد میکند که در خانهی استاد، خدمتکار بوده که گفته، اصلا ایرانی وجود داشته؟ و او در حین مصاحبه جواب آن خدمهاش را هم میدهد: ایران هزار سال هم در تصرف ترکان بوده و ایران همچون کام سنگینی بلعیده و محو شده و اصلا ایرانی نبودهاست.
🍂 گویا استاد، ایرانِ واحد فرهنگی که وحدتی بوده و هست از کثرات قومی و فرهنگی را در چند شاه و حکومت، سادهسازی کرده، که سادهسازی، به حاشیه بردن مفاهیم است. او نخواسته، لحظات امنتاع و گسست و پیوست فکری در این سرزمین را برای مخاطب بازاندیشی کند. در جایی از گزارش، استاد، ارزشگذاری بر اسلام میکند و مواهبی که در علم و فکر و سیاست برای این سرزمین داشته؛ غافل از آنکه هر پادشاه، حاکم و روشنفکری که در نقش و مشیاش، دیالوگی میان ایرانیت، اسلامیت و مدرنیته (واضح، مشروطه به این طرف) نداشتهباشد، میهمان کوتاهمدتِ این سرزمین است، نه میزبانش.
✍🏻 #علیرضا_موحد
🗄پست مرتبط
📺 ساسانیان، سلسلهای که باید از نو شناخت
📕ایراناندیشان سرافکنده در برابر ایرانبانان سرافراز
📕ایران فرهنگی، در برابر ایران سیاسی
📕درنگی در معنای «فرهنگ ایران»
📕پیرامون سخنان فرهادپور دربارۀ «شاهنامه و ساسانیان»
#ایران #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin