نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📺 مهشید امیرشاهی
— تاریخ شفاهی

🍂 #در_چنین_روزی، در ۲۰ فروردین ۱۳۱۶، یکی از روشنفکران زنِ غیر چپِ تاریخ ایران متولد شد. همین غریب بودنِ چنین ترکیبی #مهشید_امیرشاهی را متفاوت می‌کند. او در زمانه‌ای که همه چپ می‌شدند، چپ نشد، در جایی‌که همه انقلابی بودند، ضدانقلاب شد و در روزی که همه پشت رهبر انقلاب را گرفتند، او پشت بختیار ایستاد‌.

🍂 او شجاعتِ تنها اندیشیدن و مستقل ماندن را داشت. در مقاله‌ای که حالا دیگر باید شهرت یافته باشد در ۱۷ بهمن سال ۵۷، اینگونه خطوط فکری مستقل خودش را فریاد زد:
«صدایم را به پشتیبانی از آقای شاپور بختیار، با سربلندی هر چه تمام‌تر، بلند می‌كنم، حتی اگر این صدا در فضا تنها بماند. من از تنها ماندن، هرگز هراسی به‌دل راه نداده‌ام. ولی این بار می‌ترسم، نه به‌خاطر خودم، بلكه به‌خاطر آیندۀ این ملك و سرنوشت همۀ آنها كه دوستشان دارم».


🍂 روایت مهشید امیرشاهی از انقلاب نه مانند سلطنت‌طلبان، آمیخته با توهم و رویا بود و نه مانند انقلابیون، در خیالات سیر می‌کرد. او در در رمان "در حَضر" داستان این انقلاب و قضاوتش را به‌تصویر می‌کشد. او می‌نویسد:
«انقلاب؟ انقلاب از هر گلوله‌ای کارگرتر است، از هر تیری هدف‌دوزتر، از هر شمشیری بُرّاتر. انقلاب از هر جنگی کثیف‌تر است، از هر حادثه‌ای خودکامه‌آفرین‌تر، از هر فاجعه‌ای خون‌بارتر. کلمه انقلاب می‌کشد- میلیون‌ها به‌خاطرش مرده‌اند. انقلاب جز خفقان ره‌آوردی ندارد- میلیون‌ها تجربه‌اش کرده‌اند...آزادی؟ کدام انقلاب، آزادی ارمغان داشته‌است؟ کدام کشور بر پیکر قربانیان انقلابش، بنای آزادی برپا کرده‌است؟ بر پشته کشتگانش، علم آزادی برافراشته‌است؟».


✍🏻 #مجتبا_رحیمی

پی‌نوشت:

🍂 مهشید امیرشاهی در مورد نوشتن مقالۀ تاریخی‌اش در ۱۷ بهمن ۵۷ که از معدود مقاله‌های او در حوزه‌‌ سیاست است، می‌گوید:
«من خودم می‌دانم چرا آن راهی را که رفتم، رفتم. برای این‌که اعتقاد راسخی به «لائیسیته» داشتم و دارم. همیشه در پی عدالت اجتماعی بودم و هستم. بسیار هم خوب می‌دانستم که آرمان‌ها و خواسته‌هایم برای وطنم، زادگاهم بدون «جدایی دین از دولت» و بدون «عدالت اجتماعی» میسر نیست.

در «مذهبی بودن انقلاب» از ابتدا هم که نمی‌شد شک کرد. برای اینکه رهبرش، کارگردان‌هایش،‌ نمادهایش، شعارهایش شکی در این مسئله باقی نمی‌گذاشت که در چه راهی دارد می‌رود. احتمال دارد بسیاری، یا مختصری، نمی‌دانم چگونه فکر می‌کردند که این راه دیگریست و در آن دموکراسی و این جور چیزها هست.من مطلقا و اصلا چنین چیزی را نمی‌دیدم.

مسئله دیگری هم که درباره‌اش شکی نداشتم این است که ذات مذهب، زورگو و تام‌گرا و انحصارطلب است و من این جور چیزها را برای مملکتم نمی‌خواستم».



#آینه_تاریخ #زنان #مستند


🌾 @Naqdagin