نقدآگین
#خبر_نقدآگین 👥 سنجش دو نظام سیاسی بدیل (مشروطهٔ پادشاهی و جمهوری) — بررسی مبانی نظری، قوتها و چالشها 🎙#اشکان (مایل به نظام مشروطهٔ پادشاهی) و #انوشیروان_احمدی (مایل به نظام جمهوری) 📆 دوشنبه ۱۰ مردادماه ⏰ زمان: ۲۲:۰۰ (بوقت ایران)، ۱۹:۳۰ (بوقت اروپای مرکزی)…
🎬 مرگ مسمای اسلام و بقای نامش
— به بهانهٔ مناقشهٔ #محسن_کدیور و #عبدالکریم_سروش
🍂 در قدم پنجاه و پنجم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی از #علیرضاموثق خطاب به آقای دکتر جعفر نکونام میپردازیم.
🎙 گوینده: ر.محمدی
🔗 این اپیزود را در کستباکس نقدآگین (اینجا) یا در تلگرام نقدآگین (اینجا) بشنوید.
🗄 پست مرتبط:
📓جلد اول کتابِ «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش»
📕فراسوی کفر و اسلام
📕اسلام مردهاست و من نیز وضع بهتری ندارم!
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📻 اسلام و نااسلام (جلسه يكم)
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری»
📻 نامه علیرضا موثق به دکتر عبدالکریم سروش
📻 اسلام، نوانديشان مسلمان و راه طی شدۀ غرب
📻 پدیدارشناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟
📻 محمد عارف عامی و توتالیتر
📻 در ستایش شیطان (تاریخ سیاست مقدس)
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— به بهانهٔ مناقشهٔ #محسن_کدیور و #عبدالکریم_سروش
🍂 در قدم پنجاه و پنجم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی از #علیرضاموثق خطاب به آقای دکتر جعفر نکونام میپردازیم.
🎙 گوینده: ر.محمدی
🔗 این اپیزود را در کستباکس نقدآگین (اینجا) یا در تلگرام نقدآگین (اینجا) بشنوید.
🗄 پست مرتبط:
📓جلد اول کتابِ «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش»
📕فراسوی کفر و اسلام
📕اسلام مردهاست و من نیز وضع بهتری ندارم!
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📻 اسلام و نااسلام (جلسه يكم)
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری»
📻 نامه علیرضا موثق به دکتر عبدالکریم سروش
📻 اسلام، نوانديشان مسلمان و راه طی شدۀ غرب
📻 پدیدارشناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟
📻 محمد عارف عامی و توتالیتر
📻 در ستایش شیطان (تاریخ سیاست مقدس)
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘تا به کی در انتظار استدلالتان نشینیم؟
— نامهٔ استاد #حجتالله_نیکویی به دکتر #محسن_کدیور
🔸 لینک نامه در تریبون زمانه
🗄پست مرتبط:
✉️ نامهی حجتالله نیکویی به نواندیشان دینی؛ تحدی با تحدیباوران (۱)
📻 محسن کدیور و اسلام عقلانی؟
📻 تحدیباورانِ تحدیگریز
📻 تحدی با تحدیباوران (۲)
📻 نامهی علیرضاموثق به دکتر عبدالکریم سروش
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
— نامهٔ استاد #حجتالله_نیکویی به دکتر #محسن_کدیور
🔸 لینک نامه در تریبون زمانه
🗄پست مرتبط:
✉️ نامهی حجتالله نیکویی به نواندیشان دینی؛ تحدی با تحدیباوران (۱)
📻 محسن کدیور و اسلام عقلانی؟
📻 تحدیباورانِ تحدیگریز
📻 تحدی با تحدیباوران (۲)
📻 نامهی علیرضاموثق به دکتر عبدالکریم سروش
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
📘تا به کی در انتظار استدلالتان نشینیم؟
— نامهٔ استاد #حجتالله_نیکویی به دکتر #محسن_کدیور
جناب آقای کدیور؛
اگر یادتان باشد، حدود هشت ماه پیش، نامهای خطاب به روشنفکران و نواندیشان دینی نوشتم که در بسیاری از سایتهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی منتشر شد. در آن نامه از روشنفکران و نواندیشان دینی، به ویژه از حضرتعالی (با ذکر نام)، پرسیدم که دلیل یا استدلال شما برای مدعای نبوت محمد ابن عبدالله و کلام الله بودن قرآن چیست، و تاکید کردم که این مطالبه دلیل، فقط از سوی من نیست، بلکه از سوی دانشجویان و پژوهشگران بسیاریست که مایلاند و بلکه نیاز دارند تا بدانند که نواندیشان دینی برای مدعای مهم و سترگ نبوت پیامبر اسلام، چه استدلالی دارند.
پس از آن، به تک تک آقایان (از جمله حضرتعالی) ایمیل زدم و مطالبه خودم را با تاکید تکرار کردم. پاسخ شما به ایمیل من این بود:
«سلام جناب آقای نیکویی؛
نامه شما برای چندمین بار از طرق مختلف در چند روز اخیر به دستم رسید.
به امید خدا بعد از خواندن کتاب شما و اطلاع از میزان تحصیلاتتان، در فرصت مقتضی، اگر پاسخی لازم شد، خدمتتان داده میشود.
موفق باشید».
جناب آقای کدیور؛
من نمیدانم میزان تحصیلات من چه ربطی به آن مطالبه و پاسخ احتمالی شما دارد؟ مگر من در همان نامه تاکید نکردم که قرار نیست به من جواب بدهید، بلکه قرار است به هزاران جوان و دانشجو و پژوهشگر و اهل اندیشه پاسخ دهید که استدلالتان چیست؟ قرار نیست فقط به من و آنهم بهطور محرمانه و درگوشی جواب بدهید.
دانشجویان بسیاری در مقاطع مختلف دانشگاهی، چه در داخل ایران و چه در کشورهای دیگر، منتظرند تا ببینند استدلال شما روشنفکران و نواندیشان دینی برای مدعای نبوت پیامبر اسلام و کلام الله بودن قرآن چیست؟ من هم که سوادم در حد خواندن و نوشتن است، با کنجکاوی و اشتیاق فراوان در میان منتظران نشستهام و روزشماری میکنم برای شنیدن پاسخ شما.
سی سال است که به تبلیغ اسلام اشتغال دارید و درباره اسلام قلمفرسایی میکنید، ولی دریغ از یک سخنرانی یا مصاحبه یا مقاله کوتاه که در آن برای پشتیبانی از مبانی اعتقادی و پایه و اساس هزاران مدعای دینی و مذهبی که به خورد خلایق میدهید (مدعای نبوت پیامبر اسلام و کلام الله بودن قرآن)، استدلالی بیاورید.
آیا نمیدانید بدون استدلال، انبوه آموزههای دینی و مذهبیتان که روز و شب به خلایق میفروشید، در نظر اهل خرد، اگر نگوییم کوهی از اوهام و اباطیل و خرافات است، دستکم جز مشتی مدعای بی دلیل چیزی نیست؟ سر هم کردن مشتی مدعای بی پایه و اساس هنر نیست، بلکه عین بیهنری است و ای کاش فقط بیهنری بود؛ این کار شما فریبکاری و دوز و دغل است.
به هر حال همچنان منتظر استدلال هستم.
حجت الله نیکویی، ۲۵ فروردین ۱۴۰۲
🔸 لینک نامه در تریبون زمانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نامهٔ استاد #حجتالله_نیکویی به دکتر #محسن_کدیور
جناب آقای کدیور؛
اگر یادتان باشد، حدود هشت ماه پیش، نامهای خطاب به روشنفکران و نواندیشان دینی نوشتم که در بسیاری از سایتهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی منتشر شد. در آن نامه از روشنفکران و نواندیشان دینی، به ویژه از حضرتعالی (با ذکر نام)، پرسیدم که دلیل یا استدلال شما برای مدعای نبوت محمد ابن عبدالله و کلام الله بودن قرآن چیست، و تاکید کردم که این مطالبه دلیل، فقط از سوی من نیست، بلکه از سوی دانشجویان و پژوهشگران بسیاریست که مایلاند و بلکه نیاز دارند تا بدانند که نواندیشان دینی برای مدعای مهم و سترگ نبوت پیامبر اسلام، چه استدلالی دارند.
پس از آن، به تک تک آقایان (از جمله حضرتعالی) ایمیل زدم و مطالبه خودم را با تاکید تکرار کردم. پاسخ شما به ایمیل من این بود:
«سلام جناب آقای نیکویی؛
نامه شما برای چندمین بار از طرق مختلف در چند روز اخیر به دستم رسید.
به امید خدا بعد از خواندن کتاب شما و اطلاع از میزان تحصیلاتتان، در فرصت مقتضی، اگر پاسخی لازم شد، خدمتتان داده میشود.
موفق باشید».
جناب آقای کدیور؛
من نمیدانم میزان تحصیلات من چه ربطی به آن مطالبه و پاسخ احتمالی شما دارد؟ مگر من در همان نامه تاکید نکردم که قرار نیست به من جواب بدهید، بلکه قرار است به هزاران جوان و دانشجو و پژوهشگر و اهل اندیشه پاسخ دهید که استدلالتان چیست؟ قرار نیست فقط به من و آنهم بهطور محرمانه و درگوشی جواب بدهید.
دانشجویان بسیاری در مقاطع مختلف دانشگاهی، چه در داخل ایران و چه در کشورهای دیگر، منتظرند تا ببینند استدلال شما روشنفکران و نواندیشان دینی برای مدعای نبوت پیامبر اسلام و کلام الله بودن قرآن چیست؟ من هم که سوادم در حد خواندن و نوشتن است، با کنجکاوی و اشتیاق فراوان در میان منتظران نشستهام و روزشماری میکنم برای شنیدن پاسخ شما.
سی سال است که به تبلیغ اسلام اشتغال دارید و درباره اسلام قلمفرسایی میکنید، ولی دریغ از یک سخنرانی یا مصاحبه یا مقاله کوتاه که در آن برای پشتیبانی از مبانی اعتقادی و پایه و اساس هزاران مدعای دینی و مذهبی که به خورد خلایق میدهید (مدعای نبوت پیامبر اسلام و کلام الله بودن قرآن)، استدلالی بیاورید.
آیا نمیدانید بدون استدلال، انبوه آموزههای دینی و مذهبیتان که روز و شب به خلایق میفروشید، در نظر اهل خرد، اگر نگوییم کوهی از اوهام و اباطیل و خرافات است، دستکم جز مشتی مدعای بی دلیل چیزی نیست؟ سر هم کردن مشتی مدعای بی پایه و اساس هنر نیست، بلکه عین بیهنری است و ای کاش فقط بیهنری بود؛ این کار شما فریبکاری و دوز و دغل است.
به هر حال همچنان منتظر استدلال هستم.
حجت الله نیکویی، ۲۵ فروردین ۱۴۰۲
🔸 لینک نامه در تریبون زمانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تا به کی در انتظار استدلالتان نشینیم؟
— نامهٔ استاد #حجتالله_نیکویی به دکتر #محسن_کدیور
🔸 لینک نامه در تریبون زمانه
🗄پست مرتبط:
✉️ نامهی حجتالله نیکویی به نواندیشان دینی؛ تحدی با تحدیباوران (۱)
📻 محسن کدیور و اسلام عقلانی؟
📻 تحدیباورانِ تحدیگریز…
— نامهٔ استاد #حجتالله_نیکویی به دکتر #محسن_کدیور
🔸 لینک نامه در تریبون زمانه
🗄پست مرتبط:
✉️ نامهی حجتالله نیکویی به نواندیشان دینی؛ تحدی با تحدیباوران (۱)
📻 محسن کدیور و اسلام عقلانی؟
📻 تحدیباورانِ تحدیگریز…
روشنفکران دینی و وحی
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «روشنفکران دینی و وحی»
— نقد و سنجش نحـوۀ مواجـهۀ روشنفکران دینی با مسئلۀ «وحی و نبوت»
🔸 جلسۀ یکم: #محسن_کدیور
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
— نقد و سنجش نحـوۀ مواجـهۀ روشنفکران دینی با مسئلۀ «وحی و نبوت»
🔸 جلسۀ یکم: #محسن_کدیور
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
Telegram
نقدآگین
📘سنت و نابخردی، یا سنتِ نابخردی؟!
✍🏻#علی_صاحبالحواشی
🔻محسن کدیور:
🍂 چه اهمیتی دارد که محمدحسینطباطبایی این جمله را گفت یا نگفت؟ چه اهمیتی دارد که او طرفدار انقلاب بود یا نبود؟ اینها در "میزان حقیقت و واقعیت" یا در میزان "حقانیت و اخلاق"، چه اهمیتی دارند؟
🍂 بههرحال، جلوی چشممان است که انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهایش، با "اسلام و مسلمانی" چه کرد. از آنچه بر ما گذشت و بَیّنه همین امرزمان است، چه نیازی به جستن نظرِ این و آن هست؟ وانگهی، معنا ندارد تا بخواهیم دکان طباطبایی را تبلیغ کنیم، اویی که بهرحال از دنیا رفت و در شکار مرگ شدنش با هفتهزارسالگان سربهسر شد. حتی از کوبیدن طباطبایی بر کلّه خمینی هم چیزی حاصل نمیشود؛ چه چیزی را میخواهیم از این کوبیدن یاد کرده و گفتهباشیم؟ به کی؟ برای چه؟
🍂 در روانشناسی تعبیر "اتوماتیسم" را داریم که عبارت است از انجام کنشهایی تکراری، بیآنکه فردِ کنشگر، آگاه از انگیزشهایش در انجام آنها باشد؛ بعد از انجام اتوماتیسم او ممکن است از خودش بپرسد: وا...! چرا در یخچال را بازکردم؟ پناه برخدا...! چرا عینکم را از پنجره بیرون پرت کردم؟ "اتوماتیسم" خودآگاه نیست، در بهترین صورت نیمهخودآگاه است، به هرزهگردی گیج اسکیزوفرنیکها میماند، الا آنکه اینان مطلقا بصیرتی ندارند ولی در اتوماتیسم خیلیوقتها بهخودمان میآییم.
🍂 صنف روحانیت با مسمومیت عاقلهاش در "چشمبهدهانبودگیِ" اخباری/اشعری به مراجعاش، عنایتی به واقعیت هستی ندارد که مثلا این و آن چیز و امور چگونهاند؛ بجایش میگردد ببیند این و آن امام و مقدس و مرجع درباره چگونگی این و آن چیز و امور، چه فرمایشات و افاضاتی فرمودهاند، تا همانها را بهمثابه حقیقت برگیرد؟!!! این اخباریگری، بر یک اصلموضوعه الاهیاتی مبتنی است که "واقعیتِ هستی در حجاب" است؛ و دستِ "معرفت" ما بدان نمیرسد؛ تنها "اولیاءالله" به اذنالاهی، توفیق "خرقحجاب" و دیدن "اشیاء کماهی" را پیدا میکنند.
🍂 همین است که انبان احادیث و اخبار ما پر است از لاطائلاتی قالالاینوآنها، که درپیاش یک توضیحواضحات میآید! شاید همین بصیرت رندانه به مسخرگی بسیاری از احادیث هم بود که برخی این متلک را ساخته و رواج دادهاند که: "از کرامات شیخ ما چه عجب، شیره را خورد و گفت شیرین است!"
🍂 سویۀ اندیشگی و غیرکنشیِ "اتوماتیسم" که در بالا گفتم، "وسواسِ" جستجوهای "سلسلهرجالی" سخنانی است که دست آخر اگر یاوه هم نباشد، زائد است! و درحال ابداً هم گمان نکنید که این اعوجاج تنها دامن ما را گرفت، هرگز! کاتولیکها به رغم الاهیات فلسفی که داشتند، عاقلتر از ماها نبودند! باید سرکی به حلقه جنون بیشاز هزارساله آنان کشید و دید که چه خبرها از لایعقلی و بیخردی در میانشان بودهاست!
🍂 واقعیت آن است که "سنت"(ها) مسمومکننده عاقله آدمی میشوند، زیرا وسواسفکری و اتوماتیسمِ کنشی و نابیناییِ حسی ایجاد میکنند. این قاعده، فلسفه و الاهیات و علم ندارد؛ "سنت"های علمی هم ذهنانسانی را مسموم میکنند، طوری که مانع از فهم و اندیشیدنِ بیرون از چارچوبهای مقرر گشته توسط سنت علمی و پارادایم(های) مربوطهاش میشوند: آینشتاین تا آخر عمر هم نظریه کوانتومی را برنتافت، که "خدا طاسبازی نمیکند"، خبر نداشت که خدا در سطح زیراتمی اصلاً کارش طاسبازیست!!
🍂 این است در خلال اندکی بیش از یکقرن اخیر، در تربیت فکر دانشآموزان و دانشجویان، "بیروناز چارچوبها اندیشیدن" را تشویق میکنند، نه که توی سرش بزنند که "ره چنان رو که رهروان رفتند!". این معنای "مدرنیته" است!
🍂 اینکه: همیشه آماده شکستن چارچوبها و ویران کردن شالودهها باشی، و پیوسته بهجای تمکین به "مذهبمختارها"، ذوقِ پیمودن راههای نرفته را داشته باشی و خوشت بیاید موجب "تشویش اذهان عمومی" بشوی، و آدمها را تکان بدهی تا چرتشان را بهم بزنی، و نگذاری تا "سنتها"، خودت و دیگران را کور و دنگ و منگ و متحجر بکنند؛ تا فکرهایی بکنی بیآنکه از خودت بپرسی چرا به این مهملات میاندیشم، کارهایی بکنی بدون آنکه بدانی چرا چنین میکنم!
🍂 ما آدمها برای بیرونشدن از گرایشمان به ساختنِ زندانِ "سنتها"، نقداً ششصدسال راه آمدهایم؛ این کفشهای پاره و پاهای تاولزده، هزینهایست که برای "هشیار ماندن" پرداختهایم. هشیاری و آگاهی، بودنِ بیقیمتی است که حال و طوری شکننده دارد! خیلی باید حواسمان باشد که خوابِ "سنت" نگیردمان!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
✍🏻#علی_صاحبالحواشی
🔻محسن کدیور:
«اول شهید این انقلاب خود اسلام است».
روایت هفتم از عبارت تاریخی آقای طباطبایی
[...]
🍂 چه اهمیتی دارد که محمدحسینطباطبایی این جمله را گفت یا نگفت؟ چه اهمیتی دارد که او طرفدار انقلاب بود یا نبود؟ اینها در "میزان حقیقت و واقعیت" یا در میزان "حقانیت و اخلاق"، چه اهمیتی دارند؟
🍂 بههرحال، جلوی چشممان است که انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهایش، با "اسلام و مسلمانی" چه کرد. از آنچه بر ما گذشت و بَیّنه همین امرزمان است، چه نیازی به جستن نظرِ این و آن هست؟ وانگهی، معنا ندارد تا بخواهیم دکان طباطبایی را تبلیغ کنیم، اویی که بهرحال از دنیا رفت و در شکار مرگ شدنش با هفتهزارسالگان سربهسر شد. حتی از کوبیدن طباطبایی بر کلّه خمینی هم چیزی حاصل نمیشود؛ چه چیزی را میخواهیم از این کوبیدن یاد کرده و گفتهباشیم؟ به کی؟ برای چه؟
🍂 در روانشناسی تعبیر "اتوماتیسم" را داریم که عبارت است از انجام کنشهایی تکراری، بیآنکه فردِ کنشگر، آگاه از انگیزشهایش در انجام آنها باشد؛ بعد از انجام اتوماتیسم او ممکن است از خودش بپرسد: وا...! چرا در یخچال را بازکردم؟ پناه برخدا...! چرا عینکم را از پنجره بیرون پرت کردم؟ "اتوماتیسم" خودآگاه نیست، در بهترین صورت نیمهخودآگاه است، به هرزهگردی گیج اسکیزوفرنیکها میماند، الا آنکه اینان مطلقا بصیرتی ندارند ولی در اتوماتیسم خیلیوقتها بهخودمان میآییم.
🍂 صنف روحانیت با مسمومیت عاقلهاش در "چشمبهدهانبودگیِ" اخباری/اشعری به مراجعاش، عنایتی به واقعیت هستی ندارد که مثلا این و آن چیز و امور چگونهاند؛ بجایش میگردد ببیند این و آن امام و مقدس و مرجع درباره چگونگی این و آن چیز و امور، چه فرمایشات و افاضاتی فرمودهاند، تا همانها را بهمثابه حقیقت برگیرد؟!!! این اخباریگری، بر یک اصلموضوعه الاهیاتی مبتنی است که "واقعیتِ هستی در حجاب" است؛ و دستِ "معرفت" ما بدان نمیرسد؛ تنها "اولیاءالله" به اذنالاهی، توفیق "خرقحجاب" و دیدن "اشیاء کماهی" را پیدا میکنند.
🍂 همین است که انبان احادیث و اخبار ما پر است از لاطائلاتی قالالاینوآنها، که درپیاش یک توضیحواضحات میآید! شاید همین بصیرت رندانه به مسخرگی بسیاری از احادیث هم بود که برخی این متلک را ساخته و رواج دادهاند که: "از کرامات شیخ ما چه عجب، شیره را خورد و گفت شیرین است!"
🍂 سویۀ اندیشگی و غیرکنشیِ "اتوماتیسم" که در بالا گفتم، "وسواسِ" جستجوهای "سلسلهرجالی" سخنانی است که دست آخر اگر یاوه هم نباشد، زائد است! و درحال ابداً هم گمان نکنید که این اعوجاج تنها دامن ما را گرفت، هرگز! کاتولیکها به رغم الاهیات فلسفی که داشتند، عاقلتر از ماها نبودند! باید سرکی به حلقه جنون بیشاز هزارساله آنان کشید و دید که چه خبرها از لایعقلی و بیخردی در میانشان بودهاست!
🍂 واقعیت آن است که "سنت"(ها) مسمومکننده عاقله آدمی میشوند، زیرا وسواسفکری و اتوماتیسمِ کنشی و نابیناییِ حسی ایجاد میکنند. این قاعده، فلسفه و الاهیات و علم ندارد؛ "سنت"های علمی هم ذهنانسانی را مسموم میکنند، طوری که مانع از فهم و اندیشیدنِ بیرون از چارچوبهای مقرر گشته توسط سنت علمی و پارادایم(های) مربوطهاش میشوند: آینشتاین تا آخر عمر هم نظریه کوانتومی را برنتافت، که "خدا طاسبازی نمیکند"، خبر نداشت که خدا در سطح زیراتمی اصلاً کارش طاسبازیست!!
🍂 این است در خلال اندکی بیش از یکقرن اخیر، در تربیت فکر دانشآموزان و دانشجویان، "بیروناز چارچوبها اندیشیدن" را تشویق میکنند، نه که توی سرش بزنند که "ره چنان رو که رهروان رفتند!". این معنای "مدرنیته" است!
🍂 اینکه: همیشه آماده شکستن چارچوبها و ویران کردن شالودهها باشی، و پیوسته بهجای تمکین به "مذهبمختارها"، ذوقِ پیمودن راههای نرفته را داشته باشی و خوشت بیاید موجب "تشویش اذهان عمومی" بشوی، و آدمها را تکان بدهی تا چرتشان را بهم بزنی، و نگذاری تا "سنتها"، خودت و دیگران را کور و دنگ و منگ و متحجر بکنند؛ تا فکرهایی بکنی بیآنکه از خودت بپرسی چرا به این مهملات میاندیشم، کارهایی بکنی بدون آنکه بدانی چرا چنین میکنم!
🍂 ما آدمها برای بیرونشدن از گرایشمان به ساختنِ زندانِ "سنتها"، نقداً ششصدسال راه آمدهایم؛ این کفشهای پاره و پاهای تاولزده، هزینهایست که برای "هشیار ماندن" پرداختهایم. هشیاری و آگاهی، بودنِ بیقیمتی است که حال و طوری شکننده دارد! خیلی باید حواسمان باشد که خوابِ "سنت" نگیردمان!
.
#آخوندیسم#محسن_کدیور
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi