نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘مسلمانان شارلاتان

✍️ #علیرضاموثق
(۱/۲)

من تاکنون به دفعات از وجود حماقتی مزمن در کثیری از مسلمانان سخن گفته‌ام، لکن لازم است به وصف شارلاتان‌بازی و شیادی که از سرتاپای سیاست و اقتصادشان نیز می‌بارد اشاره کنم. البته آنچه در این متن بر آن تأکید دارم، رسوخِ وصفِ شارلاتان‌بازی در الهیات و دین‌شناسی‌شان است. اگر دقت کنیم، دین‌شناسی‌شان نیز بسی شبیه به ادارات و اقتصادشان است و پر از دروغ و ریا و تقلب و کلاهبرداری‌ست. همین مفاهیم متناقض و بلامصداقی چون «دموکراسی اسلامی» و «جامعهٔ مدنی اسلامی» و «حقوق بشر اسلامی» نیز به نظرم، علاوه بر حماقت، مقادیر عظیمی شیادی در پسِ پشتِ مجرایِ خلقتش نهفته دارد.

برخی از اهل نظر در جامعهٔ فکری ما، حقیقت‌جویانه و در قالب ادب و منطق و استدلال و نیز پس از قبولِ زحمتِ تحقیق و مطالعه، وارد گفتگوی انتقادی با نگارنده شده‌اند. امثال این عزیزان، به تصریح و یا تلویح، مشمول حکم این نوشتار نیستند. اگر سخنان من صادق باشد، نهایتاً اشخاص مدنظر خطای تئوریک کرده‌اند، منتها در این میان، برخی «عوامِ کوتولهٔ فکری و وجودی» نیز هستند که با کله‌هایی پوک، زبان‌هایی بس دراز دارند و حسب شواهد مختلف، مشکلشان خطای تئوریک نیست، بلکه هم حماقت است و هم رذالت و لذا لحن کلام در اشاره به این جماعتِ «بس‌بسیاران» و «لشکر بردگان و فرومایگان»، اقتضای دیگری دارد.

دکتر سروش وقتی با آن هوش و بضاعت تئوریک، رندانه سر و ته اسلام را می‌زند و چهرهٔ «خدا و وحی و روح و شیطان و انسان و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه‌» در قرآن را تغییر می‌دهد و عَرَضی می‌نامد و نهایتاً به شیری «بی دم و سر و اشکم» می‌گوید «اسلام»، آنقدر ثقیل نیست که یک عامیِ پاچه‌پاره و دریده و لمپن و بی‌سواد، برای مدعای متوهمانهٔ گم شدنِ «ایمان» و «معنا» و «اخلاق» در جهان جدید، رگ گردن باد می‌کند و جامه می‌درد و بعد، با «کاسه‌کلک‌بازی»، «امر قدسی و معنویت فرامذهبی» را «اسلام» می‌نامد، و بدین نمط پیش قاضی/غازی، با آن چهرهٔ معرفتیِ مضحکش، معلق‌بازی می‌کند، و نقد اسلام (که تئولوژی و ایدئولوژی‌ست) را دشمنی با «معنویت» می‌نامد، و با وجود اینکه بیش از دو خط با مغز علیلش نمی‌تواند در مورد سکولاریسم سخن بگوید؛ چونان یک طوطیِ کلاغ‌صفت، مرتب غارغار می‌کند و با بلغور کردنِ چهار اصطلاح (از جمله سکولاریسم)، بی‌آنکه معنی‌شان را بفمهد، «پنجه به خالی می‌زند».

این جوجه‌کلاهبردارهایِ عامی، مدعی‌اند که هر چه گند و کثافت در طول تاریخ از اسلام برخاسته و یا تمام خرافات و اباطیلِ مندرج در متن قرآن و سنت نبوی، حیث تاریخیِ اسلام یا دست‌پختِ آخوندهاست، و ذات اسلام، امر معنوی و فراتاریخی‌ست؛ یعنی الله که در قرآن و سنت نبوی، مرزبندی‌هایی قاطع با کفار نجس دارد، و حتی انکار یک آیه از قرآن را نیز برای مسلمانان جایز نمی‌داند، و شخص مرتد را حتی اگر انسانی اخلاقی و عالم و مؤمن باشد تا ابد به جهنم می‌برد و اعمال نیکش را ضایع می‌کند، و ازدواج با کفار را منع می‌کند، و حدود ۵٠٠ آیهٔ فقهی دارد؛ دینی نازل کرده‌است به نام اسلام که در آن، فی‌الواقع گاندی و بودا نیز مسلمان هستند(!)

به عبارت دیگر تمام متخصصین اسلام در طول تاریخ اسلام، «شَنگول و مَنگول» بوده‌اند و حقیقت اسلام را نفهمیده‌اند تا این «نوابوق» در قرن بیست و یکم، دست و رو نشسته از راه رسیده‌اند و اسلام حقیقی را کشف کرده‌اند(!) و ظریف آنکه با بلاهتی وقاحت‌آمیز، از افلاطون تا هایدگر و کانت نیز با اصناف مغالطه، در نگاه این قوم یأجوج و مأجوج، مسلمان تلقی می‌شوند(!) و البته بگذریم که هنرنماییِ دیگر این شارلاتان‌های بی‌هنر و «عارفک‌هایِ منگِ بنگی»، «کرسی‌شعر» بافی را «تفلسف» و «تفکر اصیل» نامیدن است(!)

باری، از چه زمانی «امر رازآلود و بی‌صورت و مفهوم‌گریزِ قدسی»، مکر و خشم و اوصاف انسانی دارد تا نامش «الله در قرآن» تلقی شود؟ از چه زمانی «خالق» و «مخلوق» در قرآن «دو چیز» نیستند و وحدت وجودی یافته‌اند؟ از چه زمانی مفهوم «وجود» منهای «ماهیت»، «تحقق و تقرر خارجی» و «مصداق عینی» یافته‌ و نیز نامش شده‌است «الله»؟

حلیه‌های تیره اندر داوری/پیش بینایان چرا می‌آوری؟

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
📘مسلمانان شارلاتان

✍️ #علیرضاموثق
(۲/۲)

پیش از این نیز اشاره کرده‌ام که ویلیام جیمز با مشاهدهٔ تاریخِ ادیان، در رابطه با موضع «دین» در قبال «علم»، همین برده‌صفتی و فرومایگی و شارلاتان‌بازی را مشاهده می‌کند و البته بدونِ اینکه بدانم دقیقاً از تعابیر مذکور استفاده کرده‌است یا خیر، نقل به مضمون می‌گوید که وقتی به صحنهٔ تاریخِ دینِ مدنظرش نگاه می‌کند، سه مرحله اتفاق افتاده‌است:

مرحلهٔ اول این است که هر دستآورد علمی اعم از مقولهٔ کشف یا اختراع (از فیزیک و شیمی تا روانشناسی و جامعه‌شناسی)، وقتی به بازارِ فرهنگ و جامعه عرضه می‌شود، روحانیون [یعنی دین‌بان ها، به سیاق جنگل‌بان‌ها و زندان‌بان‌ها و البته به نظرم غالب دین‌داران] به مخالفتِ تام و تمام بر می‌خیزند و هر چه بتوانند در رابطه با طرد و حذف آن علوم و یا محصولاتِ علمی می‌کوشند و آنها را مخالفِ دین و بدعت و خطا و دروغ می‌نامند [حال بماند که در صورت لزوم و امکان، با استناد به متن دین، حتی به حذف فیزیکیِ عالمان نیز پرداخته‌اند. همچنین در این راستا نگاه کنید به سرنوشت دوش حمام و آب لوله‌کشی و شناسنامه تا تأسیسِ دارالفنون و دانشگاه و سینما و یا مواجهه با مقولاتی چون آزادی و حقوق بشر و دموکراسی و علوم انسانی در کشور خودمان].

در مرحلهٔ دوم، پس از کلی زور زدن و خسته شدن و پس از اقبال نشان دادنِ عالم و آدم نسبت به آن علوم و یا محصولات علمی و پس از اینکه دیگر نتوانستند بگویند این علوم خطا و دروغ است، [شروع می‌کنند با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک، متن مقدس را طوری تفسیر کردن که با این علوم و محصولاتِ علمی سازگار شود]، با یک بالانس تئولوژیک، مدعی می‌شوند «همان که تا دیروز خطا و دروغ می‌نامیدندش»، در کتاب مقدسشان آمده‌است؛

اما در مرحلهٔ سوم، از موضع قبلی فراتر می‌روند و مدعی می‌شوند که این علوم و محصولات علمی از متون مقدسشان دزدیده یا آموخته شده‌است(!) و یا به قول دکتر حسن محدثی به «علم‌مالی» در نسبت با تفسیرِ دینِ تاریخی‌شان مشغول می‌شوند و یا به تعبیر من، نهضت «ماله‌کشی اسلام» به راه می‌اندازند. البته در این راستا من مرحلهٔ چهارمی را به مراحل سه گانهٔ جیمز اضافه کرده‌ام.

در مرحلهٔ چهارم، وقتی برای مثال، آنچه ۱۴۰۰ سال توسط تقریباً تمام متخصصانِ اسلام و مسلمان‌ها، جزء محکماتِ اسلام و نصوص منابع شرعی تلقی شده‌است و همچنین خود متن قرآن و سنت نبوی نسبت به آنها تصریح می‌کند؛ مثل مجازات قطع دست و پا، شلاق، جواز ازدواج با کودکان، جواز برده‌داری، جواز قتل مرتد، برتریِ حقوقی و ارزشیِ مسلمان نسبت به کافر، دیه و ارث نابرابر بین زن و مرد و نیز جهنمی بودن مرتد؛ ولو اینکه انسانی اخلاقی و عالم و مؤمن به تصوری از خدا باشد را «اسلام» می‌نامیم، به ما می‌گویند: «به اسلام توهین نکن!» یا «تفسیر ناموثق از اسلام نکن!».


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
📘روان‌شناسی، احیاگری دینی و شر

✍🏻#مرتضی_حاجی‌زاده

🍂 بسیاری از مردم در زمان مواجهه با بحران‌های جمعی و یا شخصی مانند بحران مالی و یا سلامتی، مانند درماندگی برای کسب آرامش و آسایش ذهنی به دین رو می‌آورند؛ به این پدیده گاهی «احیاگری دینی» می‌گویند [ادامه در عکس‌نوشته‌ها].


.


#نقد_ادیان #زیست‌روان #آمریکا #روان‌شناسی #ادیان #خرافات #ویلیام_جیمز



🌾 @Naqdagin