نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘دست‌نوشته‌‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴

✍🏻 #کارل_مارکس

🖊مترجم: حسن مرتضوی

📒تعداد صفحات: ۲۶۲

🔻فهرست
▪️دیباچه
▪️مزد کار
▪️سود سرمایه
▪️اجاره‌بهای زمین
▪️کار بیگانه‌شده
▪️برابرنهاد سرمایه و کار؛ مالکیت ارضی و سرمایه
▪️مالکیت خصوصی و کار
▪️در معنای نیازهای انسانی
▪️قدرت پول در جامعۀ بورژوازی
▪️نقدی بر کلیت دیالیکتیک و فلسفۀ هگلی

🍂 دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ یا دست‌نوشته‌های پاریس، مجموعه یادداشت‌هایی‌اند که بین آوریل و اوت ۱۸۴۴ توسط کارل مارکس نوشته شده‌اند. این یادداشت‌ها در زمان زندگی مارکس و مدت‌ها پس از مرگش منتشر نشد و برای اولین بار در سال ۱۹۳۲ توسط محققان اتحاد شوروی یافته شد و به چاپ رسید.

🍂 کارل‌ مارکس از نوابغ کم‌نظیری‌ست که جهان ما به خود دیده‌است. تیزبینی، عمق فهم، تشخیص‌های فوق‌العاده و بصیرت‌های درخشانی در آثار مارکس دیده می‌شود. هرچند به‌گمانم تجویزهایش برعکس تشخیص‌هایش ضعیف، سست، ناپخته و گاه فاجعه‌بار است.

🍂 دست‌کم دو بار آثار مارکس را خوانده‌ام و اگر بخواهم کتابی از مارکس را بهترین بدانم آن کتاب قطعا "سرمایه/Das Kapital" نیست، بلکه کتاب "دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی‌" است. هرچند هیچ‌گاه کلان‌روایت مارکس از تاریخ و جوامع انسانی را قانع‌کننده نیافته‌ام، اما بی‌انصافی‌ست اگر به بسیاری از دغدغه‌های لطیف انسانی در آثار او توجهی نشان ندهم.

🍂 مارکس در جامعۀ ما به ویژه زیر آوار مارکسیسم آن هم از نوع روسی‌اش در ببشتر اوقات به صورت کج و معوج تصویر و تصور شده‌است. دوقطبی شیدایی و طرد/انکار درباره‌ی شخصیت‌های بزرگ تاریخی و فکری و فلسفی، البته یکی از آسیب‌های جامعۀ ایرانی تا به اکنون است.

✍🏻 #فرهاد


🗄پست‌ مرتبط
📺 تاثیر پول؛ از مقالۀ «در معنای نیازهای انسانی»

#کتاب #نقد_چپ #فلسفیدن #اقتصاد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📺 مختصری دربارۀ آرای #کارل_مارکس (+)

بنیان نقدِ غیردینی‌ چنین است: انسان دین را می‌سازد، دین انسان را نمی‌سازد. دین به‌راستی، خودآگاهی و عزت نفس انسانی‌ست که هنوز خود را پیدا نکرده و یا خود را گم کرده‌است؛ اما انسان، یک هستومندِ مجرد و انتزاعیِ فارغ از جهانِ اطراف خود نیست. انسان، جهان انسانی، دولت و جامعه است. این دولت و این جامعه دین را می‌آفرینند: آگاهی جهانِ وارونه؛ چرا که آنها خود محصولِ جهانی وارونه هستند. دین نظریۀ کلی جهان وارونه، خلاصۀ دایره‌المعارفی آن، منطق عوام‌پسند آن، نقطۀ افتخار معنوی آن، اشتیاق آن، جواز اخلاقی آن، مکمل جدی آن و منبع تسلی و توجیه آن جهان وارونه است.

این درک خارق‌العادۀ ذات انسانی‌ست؛ چرا که ذات انسان حقیقتی ناب ندارد. از این رو، مبارزه با مذهب، بطور غیرمستقیم، مبارزه با جهانی‌ست که مذهب رایحۀ معنوی آن است. رنج مذهبی، هم بیان رنج واقعی و هم اعتراض بر ضد آن است. مذهب آهِ مخلوق ستمدیده، قلبِ جهانی سنگدل، و روحِ جهانی بی‌روح است. مذهب افیونِ مردم است. نابودی مذهب بعنوان سعادت خیالی مردم، طلبِ سعادتی واقعی برای آنان است. طلب دست‌برداشتن از توهم دربارۀ وضع موجود، همانا طلب دست‌برداشتن از اوضاعی‌ست که نیاز به توهم دارد؛ پس، نقد مذهب، نطفۀ نقد جهان پر دردی‌ست که مذهب هالۀ مقدس آن است.



#نقد_چپ #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin