Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مستند «قلعه»
🎥 ساختۀ #کامران_شیردل
🍂 این #مستند در مورد روسپیخانههای "شهر نو" در تهران، سال ۱۳۴۵ ساختهشد، اما به علت توقیف فیلم، ساختن آن نیمهکاره ماند. پس از انقلاب در سال ۱۳۵۹ فیلم تدوین شد.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎥 ساختۀ #کامران_شیردل
🍂 این #مستند در مورد روسپیخانههای "شهر نو" در تهران، سال ۱۳۴۵ ساختهشد، اما به علت توقیف فیلم، ساختن آن نیمهکاره ماند. پس از انقلاب در سال ۱۳۵۹ فیلم تدوین شد.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
از قلعۀ شهر نو تا خانۀ خورشید
@Naqdagin
🎧 از قلعۀ شهرنو تا خانۀ خورشید
🎙 #لیلا_ارشد
🍂 شاید بیشتر ما اسم قلعۀ شهر نو و زنان تنفروش آن را شنیده و تعداد کمتری مستند «قلعه» ساختۀ #کامران_شیردل را دیدهباشیم! اما همۀ ما پس از دهها سال، هنوز نمیدانیم قلعه دقیقا چطور جایی بود؟ سازوکار تنفروشی در آن، به چه شیوهای اداره میشد؟ نقش اشرف چهار چشم و پری بلنده و دیگر زنان استادکار، در چرخۀ روسپیگری آنجا چه بود؟ و جایگاه کلانتری قلعه در این میان کجا قرار داشت؟
🍂 لیلا ارشد در سنین ابتدای جوانی بعنوان مددکار، همراه تیم مددکاری خانم ستاره فرمانفرمایان، به کمکِ «فرزندانِ زنان آسیبدیده در قلعۀ شهرنو میشتابد. با نگاه او به پدیدۀ روسپیگری آشنا میشویم و خط کنشگری او را تا برپایی «خانۀ خورشید» در سالهای پس از انقلاب پی گرفته میشود تا از زبان ایشان، تصویری اجمالی از تنفروشی و علل آن و اعتیاد زنان و پیامدهایش، درک کنیم.
#زنان #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @kherad_jensi
🎙 #لیلا_ارشد
🍂 شاید بیشتر ما اسم قلعۀ شهر نو و زنان تنفروش آن را شنیده و تعداد کمتری مستند «قلعه» ساختۀ #کامران_شیردل را دیدهباشیم! اما همۀ ما پس از دهها سال، هنوز نمیدانیم قلعه دقیقا چطور جایی بود؟ سازوکار تنفروشی در آن، به چه شیوهای اداره میشد؟ نقش اشرف چهار چشم و پری بلنده و دیگر زنان استادکار، در چرخۀ روسپیگری آنجا چه بود؟ و جایگاه کلانتری قلعه در این میان کجا قرار داشت؟
🍂 لیلا ارشد در سنین ابتدای جوانی بعنوان مددکار، همراه تیم مددکاری خانم ستاره فرمانفرمایان، به کمکِ «فرزندانِ زنان آسیبدیده در قلعۀ شهرنو میشتابد. با نگاه او به پدیدۀ روسپیگری آشنا میشویم و خط کنشگری او را تا برپایی «خانۀ خورشید» در سالهای پس از انقلاب پی گرفته میشود تا از زبان ایشان، تصویری اجمالی از تنفروشی و علل آن و اعتیاد زنان و پیامدهایش، درک کنیم.
#زنان #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @kherad_jensi
Telegram
نقدآگین
📘 سوختنِ بیچارگان...
🍂 آتشزدنِ «شهر نو» در ۱۰ بهمن ۱۳۵۷، یکی از تلخترین رخدادهای آن روزهاست. اتفاقی که هیچکس حتا بعدها هم آن را گردن نگرفت. هرچند بهخاطر اینکه این آتشافروزی در روز رقم خورد، تعداد کشتگان چندان بالا نبود، ولی بسیاری از کنارش گذشتند.
🍂 آن روز فقط یک عکاس، آن هم اتفاقی خود را به محل رساند «کامران شیردل». او نیز به دلیل تمامشدن نگاتیوش نتوانست عکسهای چندانی بردارد، اما همان مقدار هم برای گزارش به تاریخ کافیست. مسألهی زمان ساکن محلهی «شهر نو» یا «قلعه» برای کمتر کسی اهمیت داشت. تنفروشانی که انگار باید بهعنوان نمادی از شهر خاکستر میشدند و بیچارگانی که هیچکس بودونبودشان برایشان اهمیتی نداشت.
🍂 در تمام اخبار آن دوره یک گروه سیاسی از جمله حضرات مارکسیست حتی این کار را محکوم نکرد و اسلامگرایان نیز همچنین و حتی برخی آن را کار «خودشان» برشمردند، اما سرنوشت زنانی که محلهشان سوخت به اینجا ختم نشد؛ آنها همان اطراف رها شدند و بسیاری از گرسنگی و بیماری در زمانی کوتاه از بین رفتند. در ماههای بعد نیز برخیشان پنهانی به تنفروشی ادامه دادند، برخی به دلیل «فساد فیالارض» اعدام شدند و برخی هم به انواع کارهای پست رو آوردند.
🍂 درواقع، اغلب این زنها که در سختترین وضعیت معیشتی بودند دچار خشمی شدند که انگار میخواست به «آتش» آنها و آنجا را پاک کند. شیردل در خاطراتش از دودی میگوید که به «آسمان» بلند شدهبود و مردان خشمگینی که هیچکس جلودارشان نبود. در این رخداد، تقریبا هیچ دلی نلرزید و هیچکس سخن نگفت؛ انگار بسیاری بدشان نمیآمد این آتش بر جانِ این مکان و آن زنان بیفتد.
🍂هیچ وقت آمار دقیقی از سوختگان آن روز و شب منتشر نشد و اگر #کامران_شیردل و یکی دو خبرنگار خارجی آنجا نبودند، همین چند قطعه عکس و چند دقیقه فیلم هم نبود که نشان دهد در روز ده بهمن ۱۳۵۷، بیدفاعترین آدمها که بهمثابهِ عفونت شهر دیده میشدند، داغ شدند. زنان و گاه کاسبان خردهپایی که باید انکار و اخراج میشدند و کسی اهمیتی به آنها نمیداد.
#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 آتشزدنِ «شهر نو» در ۱۰ بهمن ۱۳۵۷، یکی از تلخترین رخدادهای آن روزهاست. اتفاقی که هیچکس حتا بعدها هم آن را گردن نگرفت. هرچند بهخاطر اینکه این آتشافروزی در روز رقم خورد، تعداد کشتگان چندان بالا نبود، ولی بسیاری از کنارش گذشتند.
🍂 آن روز فقط یک عکاس، آن هم اتفاقی خود را به محل رساند «کامران شیردل». او نیز به دلیل تمامشدن نگاتیوش نتوانست عکسهای چندانی بردارد، اما همان مقدار هم برای گزارش به تاریخ کافیست. مسألهی زمان ساکن محلهی «شهر نو» یا «قلعه» برای کمتر کسی اهمیت داشت. تنفروشانی که انگار باید بهعنوان نمادی از شهر خاکستر میشدند و بیچارگانی که هیچکس بودونبودشان برایشان اهمیتی نداشت.
🍂 در تمام اخبار آن دوره یک گروه سیاسی از جمله حضرات مارکسیست حتی این کار را محکوم نکرد و اسلامگرایان نیز همچنین و حتی برخی آن را کار «خودشان» برشمردند، اما سرنوشت زنانی که محلهشان سوخت به اینجا ختم نشد؛ آنها همان اطراف رها شدند و بسیاری از گرسنگی و بیماری در زمانی کوتاه از بین رفتند. در ماههای بعد نیز برخیشان پنهانی به تنفروشی ادامه دادند، برخی به دلیل «فساد فیالارض» اعدام شدند و برخی هم به انواع کارهای پست رو آوردند.
🍂 درواقع، اغلب این زنها که در سختترین وضعیت معیشتی بودند دچار خشمی شدند که انگار میخواست به «آتش» آنها و آنجا را پاک کند. شیردل در خاطراتش از دودی میگوید که به «آسمان» بلند شدهبود و مردان خشمگینی که هیچکس جلودارشان نبود. در این رخداد، تقریبا هیچ دلی نلرزید و هیچکس سخن نگفت؛ انگار بسیاری بدشان نمیآمد این آتش بر جانِ این مکان و آن زنان بیفتد.
🍂هیچ وقت آمار دقیقی از سوختگان آن روز و شب منتشر نشد و اگر #کامران_شیردل و یکی دو خبرنگار خارجی آنجا نبودند، همین چند قطعه عکس و چند دقیقه فیلم هم نبود که نشان دهد در روز ده بهمن ۱۳۵۷، بیدفاعترین آدمها که بهمثابهِ عفونت شهر دیده میشدند، داغ شدند. زنان و گاه کاسبان خردهپایی که باید انکار و اخراج میشدند و کسی اهمیتی به آنها نمیداد.
#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin