نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزیده‌فیلم #گزیده‌سخن #ایران

پریکلس در خطبۀ سوگواری خود می‌گفت: «گرفتن جوانان از شهر، مانند گرفتن بهار از سال است».

— ارسطو، خطابه، ترجمۀ اسماعیل سعادت

Ingmar Bergman ,The Virgin Spring (Jungfrukällan) 1960



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزیده‌‌فیلم #نقد_ادیان

◾️اینکه زندگی باید هدف و غایتی خارج خود داشته باشد،
◾️اینکه سعادت یعنی لذتِ بی‌پایانِ بی‌رنج و این، امری حقیقتن مطلوب و ممکن است و هستی، تحقق چنین طمع ابلهانه‌ای را به ما بدهکار است و باید یک‌جایی به ما پس بدهد (در رودهای پر از شیر و شراب و عسل و حوری(!) پسا مرگ)، ورنه لذات کوچک رایج زندگی، ارزشی به‌شکل مستقل ندارند و پست‌اند،
◾️اینکه «تنها بودن» بد است و پر بلا و رنج، و باید «مطیع» شخص مقدس‌تری از «من»(امام) بود و همیشه ممزوج با جمعی بود و در جمع (امت) فردیت خود را محکم و با جدیت حفظ و پاسداری نکرد تا سعادتمند شد،

🔺از آموزه‌های شرارت‌بار ادیان سامی‌ست که هر کدام به‌تنهایی، برای تبدیل هستی یک جامعه به جهنم، برای ابدیتی به‌اندازهٔ تاریخ نوع بشر، کفایت می‌کند.

|Tv Series: The Sopranos



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزیده‌فیلم #زنان

🍂 امر مهمی که حتا بسیاری از مردان تحصیل‌کرده و روشنفکر جامعۀ ما نیز کمتر بدان توجه می‌کنند و کمتر عمق معنای این رنج را درمی‌یابند و فراموش می‌کنند که ابراز سپاسگزاری صمیمانه و متواضعانه بابت چنین مهر و لطفی، وظیفه روزانه‌شان است.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزیده‌فیلم

🎥 فیلم نهنگ، ساخته دارن آرونوفسکی

The Whale (2022)




🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روزی، روزگاری....در فرانسه اشغالی توسط نازی‌ها
— فصل یکمِ فیلم «حرام‌زاده‌های لعنتی»

🍂 فیلمی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی کوئنتین تارانتینو است. حوادث فیلم در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. کارگردان در این فیلم، پایان جنگ جهانی دوم و رایش سوم را در یک ماجرای کاملاً خیالی به تصویر کشیده‌است. تارانتینو که خود نویسندگی فیلم را هم بر عهده داشته گفته‌است که ایدهٔ ساخت این فیلم را از مدت‌ها پیش در سر داشته‌است.

🍂 حرام‌زاده‌های لعنتی ابتدا در شصت و دومین جشنوارهٔ فیلم کن نمایش داده شد و برنده یک جایزه شد و امتیازات بسیار خوبی هم کسب کرد. سپس در ۲۱ اوت ۲۰۰۹ در آمریکا اکران شد.

⬇️ حاشیه‌ای بر این برش از فیلم، با عنوان «آن دیگری‌ها» را در ادامه (اینجا) بخوانید.


#گزیده‌فیلم


🌾 @Naqdagin
📘دربارۀ معنای زندگی و امر اخلاقی
— به‌بهانۀ سکانسی از سریال «پس از زندگی»

✍🏻#محمود_کریمی

🍂 این مینی‌سریال در ژانر کمدی سیاه، با بازی و کارگردانی ریکی جِرویز، دربارهٔ تونی، روزنامه‌نگاری در یک شهر کوچک در انگلستان است که پس از مرگ همسرش، بر اثر سرطان سینه، زندگی‌اش به‌هم‌-ریخته‌ و به خودکشی فکر می‌کند، اما در عوض، تصمیم می‌گیرد که به اندازۀ کافی زندگی کند تا با گفتن و انجام هر چه می‌خواهد، دنیا را برای مرگ همسرش مجازات کند. اگرچه او به این امر، به‌عنوان «ابرقدرت» خود فکر می‌کند، همۀ افراد دور و برش سعی می‌کنند تا او را به شخصیت بهتری تبدیل کنند و بدین ترتیب، نقشهٔ اولیهٔ او خراب می‌شود.

🍂 توانایی انگلیسی‌ها در قصه‌پردازی و بازیگری، سبب شده تا سریال، با اینکه ماجراها و شخصیت‌های محدودی دارد، از ریتم نیفتد و احتمالا با شروع تماشا تا آخرین قسمتش دنبال کنید. سریال سرشار از امید به زندگی‌ست و سعی می‌کند تا پدیده‌های کوچک را که برآیندشان، سعادت و معنای زندگی فرد را می‌سازد، به شیوه‌ای هنرمندانه نمایش دهد.

🔻اما کمی دربارۀ این سکانس

🍂 ذهنیتِ شرطی‌شدۀ انسان مذهبی، مثل یک کودک، امر اخلاقی را به پاداش و مجازاتی مشخص و ملموس و فیزیکی، پس از پایان فیلمِ زندگی (مرگ)، مرتبط می‌بیند که اگر نباشد، یعنی دوربینی کیهانی (خدا) تمام اعمال و افکار ناچیزش را ثبت و ضبط نکند و بعد، مجازات یا پاداشی بی‌نهایت، بابت اعمال خورد و کوچک روزمرۀ او، که ریشه در سطوح خودآگاهی او دارد و برای یک زندگی سعادتمند اجتماعی، ضروری‌ست، به او اعطا نشود، او باید، و اساسا می‌تواند، دست به هر رذیلتی بزند.

🍂 این درک از امر اخلاقی، هر چه باشد، از جانی فضیلت‌مند و اخلاقی حاصل نشده‌است، و به همین‌خاطر، در بزنگاه‌ها نیز می‌تواند با انواع توجیهات شرعی یا دریافت فرمان از اتوریته‌های مذهبی-سیاسی، بالاترین رذایل را انجام دهد، در عین حالی که آن‌ها را جهاد و عبادت و فداکاری نامگذاری می‌کند: از خیانت زناشویی با توسل به «صیغه» در فقه شیعه یا ازدواج‌های مجدد با توسل به «سنت پیامبر و قرآن»، تا ماله‌کشی برای سیاستمداران و حکمرانیِ نالایقشان به اسم «جهاد تبیین»، تا مداخله در سبک پوشش و سرکوب دختران و زنان جامعه و ایجاد حس ناامنی و بی‌وطنی در آنها و خانواده‌های‌شان، به‌اسم «اجرای احکام خدا و امر به معروف و نهی از منکر».

🍂 همچنین در موضوع «معنای زندگی» از منظر یک ذهن مذهبی، باز ما با پاسخ‌هایی ساده و ابتدایی و جزمی مواجهیم؛ پاسخ‌هایی که معنایی دم‌دستی و کلیشه‌ای را در عینِ ابهام‌ها و چالش‌های بسیار، بعنوان معنایی نهایی و فراگیر، دربارۀ کلیت پدیدۀ رازآمیز زندگی عرضه می‌کنند و بی‌چون‌وچرا پذیرفته‌ می‌شوند: معنای زندگی چیست؟ آزمایشی برای سنجش میزان وفاداری و عبد بودن ما نسبت به خالق، و در نهایت، مجازات و پاداش ابدیِ پس از مرگ، توسط خدایی علیم و حکیم.

🍂 درحالی‌که یک ذهن جستجوگر و فلسفی، زندگی را بسیار رازآمیزتر و غیرقابل احاطه‌تر از این دست پاسخ‌های آماده و ساده و اسطوره‌ای، ولی مدعیِ احاطه بر کلیت ماهیتِ زندگی، می‌یابد. این ذهن، با طرح پرسش‌های بیشتر و وسعت بخشیدن به افق دید محدودش، با دریافتِ هر چه بیشتر محدودیت‌های حاکم بر ادراک و عدم اشرافش بر زندگی، عمق معنایی بیشتری را می‌بوید و می‌چشد، تا ذهنی که بسادگی، با پاسخی از-پیش-آماده و واحد، ارضا می‌شود و زندگی‌اش در آویزان شدن و مک زدنی تا هنگامۀ مرگ، از آن پاسخ، خلاصه می‌شود.

🍂 وقتی بازیگر زن می‌پرسد: «اگر مرگ پایان است، چرا خودت را نمی‌کشی؟»، در واقع در حال آشکار ساختنِ «اضطراب مرگ» سرکوب‌شدۀ خود، و همچنین رنجِ حاصل از «زندگی‌های نزیسته» با تمسک به پاسخ یک اتوریتۀ مذهبی‌ست. او پاسخ مذهب را برنگزیده، از آن رو که آن را مستدل‌تر، منسجم‌تر و بی‌تناقض‌تر یافته، بلکه از آن رو برگزیده که در مواجهه با اضطراب مرگ، به او تسکین فوری داده‌است و از کودکی با چنین تسکینی، شرطی‌ شده‌است. «اضطراب مرگ» را نباید سرکوب کرد، بلکه باید مشاهده کرد و فهمید و پذیرفت. وقتی اضطراب مرگ را بفهمیم و مرگ را یک «دوست راهنما» ببینیم، از زندگی‌های عاریتی و نمایشی می‌پرهیزیم و زندگی‌ را آنگونه که خودمان دوست داریم و بنا به معرفت شخصی‌مان، خواهانیم، زندگی می‌کنیم؛ آنگاه از مرگ و پایان این نمایش، هیچ بار حسرتی بر دوش نخواهیم داشت و سبک‌بار به پایان سلام می‌کنیم. اگر زندگی مثل هر پدیده‌ای، محدود باشد، بی‌ارزش نمی‌شود و بی‌معنا؛ معناجویی و خلق معانی تازه، از اتفاق، با حد خوردن و محدودیتِ آگاهی و زمانمندی‌ست که در جان انسان شعله‌ور می‌شود، ورنه اگر ما با یک حیات و آگاهی بی‌حد چون خدا روبرو بودیم، اساسا ابهام و پرسش و چالش و جستجوی مدامِ امر نو و ضرورتِ خلاقیت و ابداع معانی تازه، برای ما قابل طرح نبود.


#گزیده‌فیلم #نقد_فیلم #نقد_ادیان #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برشی از «بودا از شرم فرو ریخت»

وقتی تأمل کنیم در اینکه چگونه رئیسِ «سازمان میراث فرهنگیِ» #حکومت_اسلامی، با تخت جمشید و مقبرۀ سادۀ کوروش، با زبانش (که تا دیروز بر سوژۀ «توالت عمومی» قفل کرده بود) بازی‌ می‌کند، اما جرأت ندارد نظیر همین سخنان را دربارۀ حرم‌های عظیم، حتی در پستوی ذهنش بگوید، و اینکه بعنوان رئیس صدا و سیمای سابق، هیچ شکایتی از نساختن حتی یک فیلم فاخر دربارۀ نقاط عطف تاریخ ایران پیش از اسلام، از جمله زندگی کوروش و مانی و زرتشت، نداشته و ندارد،

آنگاه بهتر می‌فهمیم چه می‌شود که در نظر خلافت، دامنۀ تعریف #ایران و ایرانی، چنین تنگ و حقیر و دور از واقعیت تاریخی-تمدنی ایران می‌شود که به مرز امروز حد می‌خورد، و از آن هم بیشتر تنگ می‌شود، به هرآنکه شناسنامه دارد و به مرکز نزدیک‌تر است، و از آن هم تنگ‌تر می‌شود، هرآنکه بیعت می‌کند، و به گزینۀ مدنظر ولی فقیه رأی می‌دهد و اگر تقلبی شد، در خانه‌اش می‌ماند و شلوغش نمی‌کند و از اصل ۲۷ قانون اساسی چیزی نمی‌جوید، و اگر عزیزش یا خودش را در خیابان، بابت نبستن پارچه‌ای گرفتند، مثل سیب‌زمینی می‌نگرد که چگونه احکام خلافت اعمال می‌شود.

#گزیده‌فیلم


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آلن دوباتن و متاخر بودنِ «عشق رمانتیک»

🍂 در فلسفۀ رواقی، عشق یه چیز کاملاً طبیعیه و به زندگیمون معنی می‌ده، ولی باید باهاش به شکلی منطقی و با خودآگاهی برخورد کنیم.

🍂 فلسفۀ رواقیون بهمون می‌‌آموزه که عشق باید بهمون کمک کنه که انسان بهتری بشیم، و می‌گه که باید عشقمون اندازه داشته‌باشه تا به زندگیمون کمک کنه؛ نه اینکه وابسته و محتاج بشیم. بهمون یاد می‌ده که باید محبوب‌مون رو با دلی پر از مهربانی دوست بداریم، بدون اینکه چشم‌داشت یا انتظاری داشته‌باشیم، و بپذیریم که روابط ممکنه یه جایی تموم بشن و این بخشی از قانون طبیعته.

🍂 اگه از این رویکرد استفاده کنیم، می‌تونیم عمیقاً عشق بورزیم و در عین حال آزاد باشیم؛ از هر لحظه لذت ببریم و برای هر تغییری که تو زندگی‌مون پیش می‌آد آماده باشیم.

🎞 زوئی دیگر، محصول ۲۰۲۳


#گزیده‌فیلم #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ادامۀ دردسرِ زنان پس از مرگ🥹😆

ریشۀ اصطلاحِ «یا خراشی» به امام شیخ محمد الخراشی، اولین امام مسجد الازهر و یکی از برجسته‌ترین علمای مسلمان، بازمی‌گردد. این شیخ به خاطر حمایتش از حقیقت و قدرت کلامش شناخته شده بود و بسیاری از مردم برای کمک به آنها و نجاتشان از لجاجت مقامات ارشد، به او مراجعه می‌کردند. کار به جایی رسید که فریاد کمک خواهی «یا خراشی»، به ندای مردمی تبدیل شد که از شیخ الازهر می‌خواستند در برابر بی‌عدالتی که با آن مواجه بودند، به آنها کمک کند. او خاطرنشان کرد که عبارت «یا خراشی» گواه قدرت الازهر و شیخ آن است.


📺 بهشت/جهنم اسلام یک، دو، سه
📺 حوری‌های فابریکِ مستقر در بهشت!
📺 رد محمد/اسلام توسط توماس آکویناس
📺 خوانش سریانی و محو لاس‌وگاس قرآن
📕باکره؛ کدام باکره؟

.


#نقدخند #گزیده‌فیلم #سریال_مصری #نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«رنج بشری»

🔸وودی آلن هنرمند و کمدین آمریکایی، در آثار خود همواره از رنج بشری و بی‌معنایی زندگی گفته است همانطور که آلبر کامو در ادبیات به زیبایی هرچه تمام‌تر این امر را به حد اعلای خود رساند.

🔸خاطرات (هتل) استارداست یکی از شخصی‌ترین و پر ارجاع‌ترین آثار وودی آلن است. فیلم به نوعی بازتاب درونی خود وودی آلن است. وودی آلن حرف‌های عمیقاً فلسفی خود را که به گفته خویش، منشأ گرفته از فلسفه شوپنهاور و نیچه است به زبان لطیف و نرم کمدی می‌گوید.


.


#گزیده‌فیلم #نقدخند #وودی_آلن #رنج #رنج_بشری #اگزیستانسیالیم #بحران_وجودی



🌾 @Naqdagin