Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻درسهای فلسفه سیاسی برای نوجوان ها
گفتگو درباره قطعه های ادبی یکی از انواع محرک های گفتگوی فلسفی است که در آثار ادبی می توانید نمونه های مناسبی با توجه به موضوع و موقعیت مورد نظرتان و مسائل روز پیدا کنید و کاوشگری های چندجانبه داشته باشید.
یکی از این موضوعات برابری در مقابل قانون و اجرای عدالت در مباحث فلسفه سیاسی است. در قطعه زیر می توانیم این مفاهیم را بازیابی و مورد بحث قرار دهیم.
منادی را ندا فرمود در شهر
که وای آن کس که او بر کس کند قهر
اگر اسبی چرد در کشتزاری
و گر غصبی رود بر میوه داری
و گر کس روی نامحرم به بیند
همان در خانه ترکی نشیند
سیاست را ز من گردد سزاوار
بر این سوگندها خورد بسیار
چو شه در عدل خود ننمود سستی
پدید آمد جهان را تندرستی
خرابی داشت از کار جهان، دست
جهان از دستکار این جهان، رست
اما خسرو پسر هرمز قوانین را نقض کرد:
تنی چند از گران جانان که دانی
خبر بردند سوی شه نهانی
که خسرو و دوش بیرسمی نمود است
ز شاهنشه نمیترسد چه سود است
ملک گفتا نمیدانم گناهش
بگفتند آنکه بیداد است راهش
سمندش کشتزار سبز را خورد
غلامش غوره دهقان تبه کرد
شب از درویش بستد جای تنگش
به نامحرم رسید آواز چنگش
گر این بیگانهای کردی نه فرزند
ببردی خان و مانش را خداوند
زند بر هر رگی فصاد صد نیش
ولی دستش بلرزد بر رگ خویش
ملک فرمود تا خنجر کشیدند
تکاور مرکبش را پی بریدند
غلامش را به صاحب غوره دادند
گلابی را به آبی شوره دادند
در آن خانه که آن شب بود رختش
به صاحبخانه بخشیدند تختش
پس آنگه ناخن چنگی شکستند
ز روی چنگش ابریشم گسستند
سیاست بین که میکردند ازین پیش
نه با بیگانه، با دردانه خویش!
کنون گر خون صد مسکین بریزند
ز بند قراضه برنخیزند
کجا آن عدل و آن انصاف سازی
که با فرزند از اینسان رفت بازی
جهان ز آتش پرستی شد چنان گرم
که بادا زین مسلمانی ترا شرم
مسلمانیم ما، او گبر نام است
گر این گبری، مسلمانی کدام است
نظامی بر سرافسانه شو، باز
که مرغ بند را، تلخ آمد آواز
منظومه خسرو و شیرین
نظامی گنجوی
این نمونه را می توانید برای نوجوان ها در قالب یک طرح درس پیاده کنید. از آنها بخواهید نمونه های واقعی را در اخبار روز نقاط مختلف جهان پیدا کنند و با هم مقایسه کنند.
مفاهیم:
عدالت، امانت، رانت، آقازادگی، آزادگی، دادخواهی، زنهار خواری، بی تفاوتی، انفعال، خاموشی، عدل، شرع، عرف، قانون مداری، فلسفه سیاسی، دموکراسی، برابری، قانون، قانون مندی، فلسفه اخلاق، درستی، خوب، بد و ...
می توانید درباره تبارشناسی برخی از واژه ها نیز با بچه ها گفتگو کنید.
پرسش از شما
چرا جای این ادبیات در کتاب های درسی و زندگی روزمره ما خالی است؟ اگر باشد، چه کمکی به ما می کند؟
#الهام_فخرایی
لینک مطلب روی سایت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#سواد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
عدالت و آیین شهریاری در ایران
گفتگو درباره قطعه های ادبی یکی از انواع محرک های گفتگوی فلسفی است که در آثار ادبی می توانید نمونه های مناسبی با توجه به موضوع و موقعیت مورد نظرتان و مسائل روز پیدا کنید و کاوشگری های چندجانبه داشته باشید.
یکی از این موضوعات برابری در مقابل قانون و اجرای عدالت در مباحث فلسفه سیاسی است. در قطعه زیر می توانیم این مفاهیم را بازیابی و مورد بحث قرار دهیم.
ببینیم شهریاران ایرانی اگر نزدیکان و اطرافیان خطا می کردند و قانون را نقض می کردند، چطور با آنها رفتار می کردند:
منادی را ندا فرمود در شهر
که وای آن کس که او بر کس کند قهر
اگر اسبی چرد در کشتزاری
و گر غصبی رود بر میوه داری
و گر کس روی نامحرم به بیند
همان در خانه ترکی نشیند
سیاست را ز من گردد سزاوار
بر این سوگندها خورد بسیار
چو شه در عدل خود ننمود سستی
پدید آمد جهان را تندرستی
خرابی داشت از کار جهان، دست
جهان از دستکار این جهان، رست
اما خسرو پسر هرمز قوانین را نقض کرد:
تنی چند از گران جانان که دانی
خبر بردند سوی شه نهانی
که خسرو و دوش بیرسمی نمود است
ز شاهنشه نمیترسد چه سود است
ملک گفتا نمیدانم گناهش
بگفتند آنکه بیداد است راهش
سمندش کشتزار سبز را خورد
غلامش غوره دهقان تبه کرد
شب از درویش بستد جای تنگش
به نامحرم رسید آواز چنگش
گر این بیگانهای کردی نه فرزند
ببردی خان و مانش را خداوند
زند بر هر رگی فصاد صد نیش
ولی دستش بلرزد بر رگ خویش
ملک فرمود تا خنجر کشیدند
تکاور مرکبش را پی بریدند
غلامش را به صاحب غوره دادند
گلابی را به آبی شوره دادند
در آن خانه که آن شب بود رختش
به صاحبخانه بخشیدند تختش
پس آنگه ناخن چنگی شکستند
ز روی چنگش ابریشم گسستند
سیاست بین که میکردند ازین پیش
نه با بیگانه، با دردانه خویش!
کنون گر خون صد مسکین بریزند
ز بند قراضه برنخیزند
کجا آن عدل و آن انصاف سازی
که با فرزند از اینسان رفت بازی
جهان ز آتش پرستی شد چنان گرم
که بادا زین مسلمانی ترا شرم
مسلمانیم ما، او گبر نام است
گر این گبری، مسلمانی کدام است
نظامی بر سرافسانه شو، باز
که مرغ بند را، تلخ آمد آواز
منظومه خسرو و شیرین
نظامی گنجوی
این نمونه را می توانید برای نوجوان ها در قالب یک طرح درس پیاده کنید. از آنها بخواهید نمونه های واقعی را در اخبار روز نقاط مختلف جهان پیدا کنند و با هم مقایسه کنند.
مفاهیم:
عدالت، امانت، رانت، آقازادگی، آزادگی، دادخواهی، زنهار خواری، بی تفاوتی، انفعال، خاموشی، عدل، شرع، عرف، قانون مداری، فلسفه سیاسی، دموکراسی، برابری، قانون، قانون مندی، فلسفه اخلاق، درستی، خوب، بد و ...
می توانید درباره تبارشناسی برخی از واژه ها نیز با بچه ها گفتگو کنید.
پرسش از شما
چرا جای این ادبیات در کتاب های درسی و زندگی روزمره ما خالی است؟ اگر باشد، چه کمکی به ما می کند؟
#الهام_فخرایی
لینک مطلب روی سایت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#سواد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👍2👏1😢1
وطن
روزگاری کسی گفته بود که وطن را باید تبدیل به جایی کرد که بدترین مجازات برای دشمنانش، تبعید باشد.
دیگری گفته بود وطن باید جایی باشد که هیچکس زندگی در هر جای دیگری را به آنجا ترجیح ندهد.
درباره وطن بسیار با فرزندانش گفتگو کنیم.
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق مدنی، کنشگری مدنی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، هرم مازلو و...
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
روزگاری کسی گفته بود که وطن را باید تبدیل به جایی کرد که بدترین مجازات برای دشمنانش، تبعید باشد.
دیگری گفته بود وطن باید جایی باشد که هیچکس زندگی در هر جای دیگری را به آنجا ترجیح ندهد.
درباره وطن بسیار با فرزندانش گفتگو کنیم.
قطعه پیشنهادی:
آوش گفت: ما هم وطنمان را جای دیگری میسازیم، وطن جایی است که به تو زندگی و شادی بدهد، نه ترس و نه... مرگ، جایی که در آن آرام بگیری، نه این که آوارهات کند.»
آبتین گفت: «وطن» جایی است که تو آبادش میکنی فرزند!
جایی که تو را سیر میکند و پناهت میدهد و تو از آبادانیش مراقبت میکنی، نه این که رهایش کنی تا بمیرد و پس از آن برایش سوگواری کنی.»
لحن راستان از تردید پر بود؛ پیدا بود برای سربازی چون او وارد شدن در گفتوگوی جمعی آسان نیست، اما همین که شروع کرد، خیلیها برای شنیدن حرفهایش ساکت شدند:
راستان گفت:
«گفتی زندگی کوتاه است، راست میگویی آوش، زندگی کوتاهتر و بسیار بیاعتبارتر از آن است که بخواهی به چیزی که دوستش داری پشت کنی، که رهایش کنی تا نابود شود در حالی که دستش را به سوی تو دراز کرده و کمک میخواهد؛ حالا مادرت باشد یا کسی که دوستش داری یا وطنی که در آن زاده شدهای...»
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق مدنی، کنشگری مدنی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، هرم مازلو و...
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5🕊3👍2