رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.55K subscribers
445 photos
92 videos
31 files
370 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
Forwarded from هشت دقیقه
جای خالی دخترک در عکس دسته جمعی کلاس!

این یادداشت را برای این می نویسم که از معلم کلاس چهارم برای درس امروز قدردانی کنم. شما امروز مقنعه تک تک بچه ها را به شکلی روی سرشان تا زدید که حتی یک تار مو بیرون نباشد تا بعدش به عنوان جایزه یک عکس دسته جمعی از بچه‌ها بگیرید.

نمی دانم چقدر این کار وقت شما و کلاس را گرفت، اما ارزشش را داشت. می دانید چرا؟

چون از کلاس سی نفری، یک دانش‌آموز اجازه این کار را به شما نداد و از بودن در عکس محروم شد. امروز وقتی با گریه ماجرا را تعریف کرد، پرسیدم: "اگر دوباره این اتفاق تکرار بشه، اجازه میدی تا مقنعه ات رو به اون شکل تا بزنند تا بتونی توی عکس باشی؟" با چشم های اشک آلود جواب داد: "نه"

راستش وقتی ازش می خواستیم که بدون فکر کردن و تا دلیل درستی کاری برایش مشخص نشده، انجامش ندهد، فکرش را هم نمی کردیم که در چنین موقعیتی، این قدر شجاعانه فکر کند، تصمیم بگیرد و پای انتخابش بایستد.

سقراط قرن ها پیش گفته بود: " زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد." و دخترک تمرین می‌کند تا زندگی اش را بررسی کند.

از شما سپاسگزاریم. امیدوارم این یادداشت به دست شما و آنها که شبیه شما فکر می‌کنند، برسد.

#زندگی_در_سایه_دانایی
#مدرسه_نوشت
#هزاروچهارصدویک

@Sayeyedanaee
👍14👏8🕊1
خانم، اجازه؟
#مدرسه_نوشت

معلم جدید ظاهرا بدون اینکه از پویایی های هیجانی کلاس مطلع باشد، دو دانش‌آموز را که معمولا با هم کنار نمی‌آیند در یک گروه قرار داده است، آن‌هم در گروهی که پیشاپیش اعلام کرده که خودتان اعضا را انتخاب کنید.

یکی از این دو دانش‌آموز چون نمی‌خواسته جلوی بقیه گریه کند، به معلم گفته که "من حالم خوب نیست و چند دقیقه می روم بیرون" و منتظر اجازه معلم نمانده، بعد که آرام‌تر شده، برگشته که از معلم عذرخواهی کند ولی معلم راهش نداده، معاون آموزشی واسطه شده، معلم قبول نکرده و خواسته والدین دانش‌آموز به مدرسه مراجعه کنند.

والدین مراجعه کردند و دانش‌آموز مجددا در حضور والدین توضیح داده که من به این دلیل از کلاس بیرون رفتم و بعد هم متوجه اشتباهم شدم و آمدم که عذرخواهی کنم ولی شما اجازه ندادید، حالا هم باز دوباره عذرخواهی میکنم.

اما معلم باز هم عذرخواهی دانش‌آموز را قبول نمی‌کند.

- می‌پرسم: چرا عذرخواهی را نمی‌پذیرید؟
- می‌گوید: چون این‌کار چند بار تکرار شده.

والدین می‌گویند: دو روز پیش که در جلسه مدرسه از شما درباره مسایل کلاس و فرزندمان سوال کردیم، چیزی درباره این موضوع نگفتید.

معلم جواب می‌دهد: فکر نمی‌کردم مهم باشد.

- می‌پرسم: آیا قوانین کلاس را برای بچه‌ها توضیح دادید؟
- می‌گوید: همان اول سال در گروه مجازی والدین توضیح دادم.
- می‌گویم: پیشنهاد می‌کنم قوانین را روی یک برگه بنویسید و در کلاس نصب کنید. درباره‌ هر قانون و پیامدش به بچه‌ها توضیح دهید و توافق کنید که اگر انجام نشد دانش‌آموز چه کاری انجام دهد.


از دانش‌آموز می‌پرسم: چرا منتظر اجازه معلم نشدی؟
- می‌گوید: چون مطمئنم اجازه نمی‌داد و من نمی‌خواستم بچه‌های کلاس، اشک‌هایم را ببینند.


فکر می‌کنید ماجرا اینجا تمام شد؟ خیر!
فردا دانش‌آموز دیگری بیرون کلاس ایشان ایستاده، چرا؟ چون بدون اجازه از کلاس بیرون رفته


چند پرسش:
قوانین برای اداره بهتر یک جامعه است یا دستاویزی برای آزار رساندن به افراد جامعه؟ قوانین برای حفظ منافع جمع است یا تامین خواسته‌های فردی یک یا چند نفر؟ چرا یک قانون به دفعات نقض می‌شود؟ آیا هر قانونی را باید پذیرفت؟ بزرگترها باید خودشان را با توان و نیاز کودک وفق دهند یا برعکس؟ و ...

#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
#مدرسه_نوشت

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.



#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍117👌4
این یک هشدار است!
#مدرسه_نوشت

تعداد زیادی از دانش‌آموزان علاوه بر تجربه افت تحصیلی، با اضطراب، استرس و هیجان منفی مستمر روبرو هستند که می‌تواند تهدیدی برای سلامت روان و جسم آن‌ها و حتی گاهی ابتلا به بیماری‌های #خودایمنی باشد.

لطفا اگر به‌عنوان #معلم، مدیر یا #والدین با کودک و نوجوان سر و کار دارید، سعی کنید روی تجربه‌های مثبت یادگیری آن‌ها تمرکز کنید، به جای اینکه دانش‌آموزان را به رقابت با هم تشویق کنید؛ آن هم گاهی حتی برای نیم نمره بیشتر یا کمتر.

دقت کنید که نوشتن تکلیف و نمره را به ابزاری برای شکنجه و تحت فشار قرار دادن بچه‌ها تبدیل نکنید. طبق یافته‌ها، تکلیف رونویسی به خودی خود تاثیر چشمگیری در دستاورد تحصیلی بچه‌ها ندارد.


لطفا، لطفا مراقب سلامت روان بچه‌ها باشیم.

#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم



#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍125👏3
🔻 خوب میشناسمت

#مدرسه_نوشت
به‌عنوان یک آموزگار، استاد یا مربی به نظرم یکی از مهمترین تله‌هایی که می‌توانيم توی آن بیفتیم همین باوری است که در عنوان متن نوشته شده است.

البته که افتادن در این تله گاهی همزمان، فراهم کردن زمینه برای به دام افتادن مخاطب و دیگران هم است.

بهترین کار این است که همیشه درباره این شناخت با مخاطب گفتگو کنیم. مثلا فکر می‌کنی تو در چنین موقعیتی چه کاری انجام می‌دهی؟ یا نظر خودت درباره این برداشت چیست؟

راستش نشده تا به‌حال یک دوره آموزشی را تجربه کرده باشم و شاهد این توهم شناخت نبوده باشم. اصلا درک همین پیوستگی و تکرارش انگیزه‌ای شد برای نوشتن این یادداشت کوچک.

فارغ از اینکه گاهی این شناخت‌ها‌ به کلی اشتباه است و گاهی حتی فاقد حسن نیت لازم، یکی از مهمترین آسیب‌هایش همین است که آن شناخت را به دیگری هم انتقال می‌دهیم.

مثلا در یک جمع اعلام می‌کنیم با شناختی که من از فلانی دارم، این‌طور آدمی است یا این دو نفر شبیه به هم هستند.

البته که دو نفر ممکن است در یک ویژگی اشتراک داشته باشند، اما این وجه را به کل شخصیت آن دو نسبت دادن اشتباه محض است.

بدتر اینکه این اشتباه از طرف یک مربی و در فضایی آموزشی اتفاق بیفتد.

به‌خصوص وقتی مخاطب به‌هر دلیلی (سن کم، ضعف شناخت، عزت نفس پایین، باور به مربی و ...) در برابر این شناخت آسیب‌پذیر باشد و آن را بی‌چون و چرا باور کند.

البته که مربی، معلم و ... زبده می‌تواند درباره میزان مهارت یا دانش فعلی فرد در حوزه تخصص خودش نظر دهد، اما درباره شخصیت یا آینده آن فرد، خیر.

#الهام_فخرایی


#یادداشت
#نقد_آموزشی

پ.ن
یادداشت‌های مدرسهنوشت درباره مدرسه به معنای عرفی آن نیست، بلکه به هر فضای آموزشی اشاره دارد.

📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر 

@RadioP4C
@RadioP4C
6👍6👏3🔥2
🔻من از تو بهترم

حتما برای شما هم پیش آمده که دنبال یک استاد یا آموزگار باشید و به جز سایر معیارها، برایتان مهم باشد که حتما او درباره موضوع مورد نظرتان بیشتر از شما بداند.

تا اینجای ماجرا و در این طلب و تمنای شما به عنوان شاگرد، هیچ چیز اشتباه و پیچیده‌ای وجود ندارد.

اما اگر همین ویژگی از طرف آن آموزگار یا استاد نه از باب توضیح و روشنگری، بلکه برای خودنمایی به‌کار گرفته شود، آن وقت حتما در انتخاب استاد ایده‌آل‌تان اشتباه کرده‌اید.

اشتباه از این جهت که یک استاد یا استادکار نباید فقط به شاگرد نشان دهد که به تعبیری خیلی خیلی بهتر از او می‌فهمد یا می‌تواند محصول نهایی بهتری ارائه کند. بلکه لازم است اشتباهات خودش را هم به اشتراک بگذارد و آن نیمه خالی لیوان را هم با شاگرد سهیم شود.

البته که این بیشتر دانستن، پیش‌نیاز استادی است، اما نحوه ارائه این دانش باید به نحوی باشد که مسیر را برای اعتمادسازی و یادگیری بیشتر شاگرد هموار کند نه اینکه برعکس، او را از ادامه مسیر منصرف کند. حالا آموزگاری را در نظر بگیرید که یک تصویر بی‌نقص از خودش را به شاگرد منتقل می‌کند، این رفتار قطعا اثر معکوس بر یادگیری خواهد داشت.

هیچ فرقی هم نمی‌کند که استاد یا آموزگار یا استادکارِ چه موضوع و چه رشته‌ای باشد. می‌خواهد یک مهارت ورزشی باشد یا هنری، درس ریاضی باشد یا ادبیات، زبان فرانسه باشد یا زبان اشاره و ... . مهم است که در آموزش به جای پرداختن به خودمان، روی توانایی‌ها و مسیر شاگرد متمرکز باشیم. اینکه چقدر در انجام فلان بخش از موضوع خوب عمل کرده و چطور می‌تواند بخش ضعیف‌تر را بهتر ارائه کند.


#الهام_فخرایی


#یادداشت
#نقد_آموزشی
#تسهیلگری
#مدرسه_نوشت

📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

 

@RadioP4C
@RadioP4C
👍43🔥1👏1
مچ‌گیری یا مچ‌اندازی؟!
#یادداشت

قطعا شما هم با مچ‌گیری و مچ‌اندازی آشنایی دارید، حالا اگر نگوییم به‌عنوان بازیگر اصلی، احتمالا شاهد یا موضوعش بوده‌اید.

همیشه حوالی سال تحصیلی بحث‌هایی داریم درباره اینکه چطور شرایط مناسبی در مدرسه فراهم کنیم و مشغول گفتگو هستیم که معاون مدرسه با لبخند می‌گويد: "خیالتان راحت، ما اینجا دوربین داریم و سریع مچ بچه‌ها را می‌گیریم."

شما را نمی‌دانم، اما شخصا همیشه انتظار بیشتری از قشر فرهنگی و به‌ویژه محیط‌های آموزشی دارم. مقطع آموزشی‌اش هم البته فرقی نمی‌کند، به جز اینکه خلاف باور بسیاری، به نظرم هر چه سن مخاطب کمتر است، دانش و مهارت مربی باید بیشتر باشد.

بهرحال توضیح می‌دهم که گمانم وظیفه ما گرفتن مچ بچه‌ها نباشد و بیشتر باید حامی بچه‌ها باشیم تا شرایط بهتری داشته باشند.

در مسیر برگشت به لحن و چهره پیروزمندانه معاون مدرسه فکر می‌کنم. به این که اساسا گرفتن مچ دیگران (به‌خصوص یک بچه) چه لذت یا فایده‌ای دارد؟ و تا کجا قابل تایید و تحسین است؟

به زیست‌بوم‌های مجازی فکر می‌کنم، به گفتگوهای مجازی، به پرسش و پاسخ‌هایی که گه‌گاه در این فضا تجربه می‌کنیم که گاهی بیشتر شبیه مچ‌اندازی هستند تا گفتگو و تعامل مثبت؛ همتای دیگر مچ‌گیری!

به فلسفه لایب‌نیتس که تا حد زیادی شرحی بر آرای دکارت بوده، به اینکه چقدر حوصله و فرصت می‌خواهد، اینکه چند بار از گفتگو یا تعهد به پاسخگو بودن نسبت به برخی نظرات پشیمان شده‌ایم و ....

و به‌نظرم می‌رسد شاید طرح این بحث برای دیگران هم مفید باشد.

#الهام_فخرایی
#مدرسه_نوشت
#نقد_فرهنگی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک

📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

 

@RadioP4C
@RadioP4C
👍81
چراغِ خاموشِ ...

رابرت فیشر در کتابش "درباره‌ی تفکر و خلاقیت" توضیح می‌دهد که کودکان تا قبل از دوران ورود به مدرسه سرشار از تخیل، پرسشگری و خلاقیت‌اند؛ اما وقتی وارد مدرسه می‌شوند، این ویژگی‌ها به مرور ‌کمرنگ و کم‌رنگ‌تر می‌شوند.

فیشر این پدیده را به ساختار و فرهنگ رایج مدارس نسبت می‌دهد و به نظر می‌رسد کاملا حق دارد.

اما نکته جالب‌تر اینکه سطح این خلاقیت را می‌توانید با مقایسه فعالیت بچه‌ها در تعطیلات و در دوران مدرسه هم ارزیابی کنید.

گروهی از بچه‌ها پیش از مدرسه و در تعطیلات فرصت دارند تا انواع بازی‌های تخیلی را بسازند، ایده‌پردازی کنند و از چیزهای ساده داستان‌آفرینی کنند و بی‌پروا ایده‌های نو مطرح کنند.

حالا این وضعیت را مقایسه کنید با بچه‌هایی که فقط روی دستاوردهای تحصیلی و ملموس متمرکزند.

این گروه تحت تاثیر مدرسه که عموما پاسخ درست و غلط را ارزشمند می‌داند و نه مسیر پرسش و جستجو را، فراموش کرده‌اند که چطور کاوش کنند و تجربه‌ی شخصی رقم بزنند.

نتیجه این می‌شود که بچه‌ها یاد می‌گیرند بیشتر «آنچه درست است» را تکرار کنند تا اینکه خودشان طرح جدیدی خلق کنند.

بدتر اینکه بعضی والدین هم این روند همسان‌سازی مدارس را درونی کرده‌اند و به‌جای توجه به فرایند، دستاوردها را ارزش‌گذاری می‌کنند.

برای این گروه هم یادگیری چیزی شبیه فرو کردن بچه‌ها در خم رنگرزی است تا کاوش و کندوکاوی از سر شکیبایی و کنجکاوی.

خلاصه اینکه به قول رابرت فیشر "بچه‌ها با «چراغ روشنِ خلاقیت» وارد مدرسه می‌شوند، اما نظام آموزشی معمولی کم‌کم شعله‌ی این چراغ را کم‌نور می‌کند."

نکته پایانی اینکه؛ ما اغلب شنیده‌ایم مدرسه، خانه دوم بچه‌هاست، اما اگر از من بپرسید، حالا خانه‌های زیادی هستند که حکم مدرسه دوم بچه‌ها را پیدا کرده‌اند.

#الهام_فخرایی
#مدرسه_نوشت


📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

 

@RadioP4C
@RadioP4C
👍82👏2