فلسفه، فبک و دغدغه حقیقت
(طرح چند مساله)
الهام فخرایی
- وقتی از "فلسفه" صحبت میکنیم قطعا همان فلسفه در برنامه درسی "فلسفه برای کودکان" مد نظر نیست. فلسفه در ذات خود با دشواری، پیچیدگی و مرارت همراه است. نمیتوان آن را به مهارت هایی که در فبک به آن می پردازیم تقلیل داد، حتی وقتی قصد داریم این مهارت ها را در جمع بزرگسالان به کار بگیریم، به ویژه اگر در جمع تسهیلگرهای فبک و برای افزایش توانمندسازی آنها برنامه ریزی کرده ایم، باز هم نمی توان فلسفه به معنای شناخته شده اش را به سادگی برای این منظور مصادره کرد.
- فبک یک برنامه درسی است با مبدع و محتوای مشخص که در چارچوب دانش تعلیم و تربیت مطرح و درباره آن تحقیق شده است. اینکه با استناد به این برنامه شاهد عناوین نوظهور با انواع و اقسام نام هاي اختصاری باشیم، مساله ای است که در جای خود باید به آن پرداخت و من در این نوشتار کوتاه صرفا طرح مساله میکنم و بیان این پرسش که آیا چنین کاری بلحاظ نظری مجاز و مطلوب است؟
مثلا آیا وقتی کندوکاو اخلاقی بخشی از برنامه فبک محسوب میشود، میتوان بطور جداگانه فابک داشت یا انشعابات جداگانه مثل فعبک، فسبک و...؟
- یکی از اهداف لیپمن در برنامه فبک، تحقق شهروند معقول است. این وجه به جنبه ها و آثار بیرونی برنامه فبک و تأثیرپذیری اش از جنبش کاربردی ساختن فلسفه نیز اشاره میکند. حالا سوال این است که پرورش کودک فیلسوف که قرار است با واکاوی، دغدغه حقیقت و کشف آن را در خودش ایجاد، تقویت و تثبیت کند، در حوزه عمل چه ملزومات و تبعاتی خواهد داشت؟ آیا تسهیلگر فبک و دوستداران فلسفه میتوانند فلسفه را منهای دغدغه #حقیقت و #نقادی لحاظ کنند؟ آیا مثلا به تعبیر یالوم و اشاره اش به سارتر میتوان کودک را با فبک مواجه و سپس انتظار انفعال داشت؟ می توان تسهیلگر فبک بود و فاقد کنشگری لازم در خصوص مسائلی که با آن مواجهیم؟
درست "در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشهی دیگری از جهان، انسانهای زیادی گرسنهاند. اگر سارتر بود میگفت من در برابر این گرسنگی مسئولم و من اعتراض میکردم که من در جریان اینکه آنجا چه خبر است، نیستم و برای تغییر وضع اسفبار موجود هم کار چندانی از دستم برنمیآید. ولی به نظر سارتر این منم که انتخاب کردهام بیخبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظهی خاص فقط بنویسم. مثلا میتوانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کردهام آن را نادیده بگیرم. من در برابر آنچه میکنم و آنچه انتخاب میکنم که نادیده بگیرم،مسئولم" (یالوم. رواندرمانی اگزیستانسیال)
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#تربیت_مربی_فبک
#آسیب_شناسی
#آسیب_شناسی_فبک
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(طرح چند مساله)
الهام فخرایی
- وقتی از "فلسفه" صحبت میکنیم قطعا همان فلسفه در برنامه درسی "فلسفه برای کودکان" مد نظر نیست. فلسفه در ذات خود با دشواری، پیچیدگی و مرارت همراه است. نمیتوان آن را به مهارت هایی که در فبک به آن می پردازیم تقلیل داد، حتی وقتی قصد داریم این مهارت ها را در جمع بزرگسالان به کار بگیریم، به ویژه اگر در جمع تسهیلگرهای فبک و برای افزایش توانمندسازی آنها برنامه ریزی کرده ایم، باز هم نمی توان فلسفه به معنای شناخته شده اش را به سادگی برای این منظور مصادره کرد.
- فبک یک برنامه درسی است با مبدع و محتوای مشخص که در چارچوب دانش تعلیم و تربیت مطرح و درباره آن تحقیق شده است. اینکه با استناد به این برنامه شاهد عناوین نوظهور با انواع و اقسام نام هاي اختصاری باشیم، مساله ای است که در جای خود باید به آن پرداخت و من در این نوشتار کوتاه صرفا طرح مساله میکنم و بیان این پرسش که آیا چنین کاری بلحاظ نظری مجاز و مطلوب است؟
مثلا آیا وقتی کندوکاو اخلاقی بخشی از برنامه فبک محسوب میشود، میتوان بطور جداگانه فابک داشت یا انشعابات جداگانه مثل فعبک، فسبک و...؟
- یکی از اهداف لیپمن در برنامه فبک، تحقق شهروند معقول است. این وجه به جنبه ها و آثار بیرونی برنامه فبک و تأثیرپذیری اش از جنبش کاربردی ساختن فلسفه نیز اشاره میکند. حالا سوال این است که پرورش کودک فیلسوف که قرار است با واکاوی، دغدغه حقیقت و کشف آن را در خودش ایجاد، تقویت و تثبیت کند، در حوزه عمل چه ملزومات و تبعاتی خواهد داشت؟ آیا تسهیلگر فبک و دوستداران فلسفه میتوانند فلسفه را منهای دغدغه #حقیقت و #نقادی لحاظ کنند؟ آیا مثلا به تعبیر یالوم و اشاره اش به سارتر میتوان کودک را با فبک مواجه و سپس انتظار انفعال داشت؟ می توان تسهیلگر فبک بود و فاقد کنشگری لازم در خصوص مسائلی که با آن مواجهیم؟
درست "در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشهی دیگری از جهان، انسانهای زیادی گرسنهاند. اگر سارتر بود میگفت من در برابر این گرسنگی مسئولم و من اعتراض میکردم که من در جریان اینکه آنجا چه خبر است، نیستم و برای تغییر وضع اسفبار موجود هم کار چندانی از دستم برنمیآید. ولی به نظر سارتر این منم که انتخاب کردهام بیخبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظهی خاص فقط بنویسم. مثلا میتوانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کردهام آن را نادیده بگیرم. من در برابر آنچه میکنم و آنچه انتخاب میکنم که نادیده بگیرم،مسئولم" (یالوم. رواندرمانی اگزیستانسیال)
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#تربیت_مربی_فبک
#آسیب_شناسی
#آسیب_شناسی_فبک
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C