Forwarded from خداناباوری و انسان گرایی در عمل
خداناباوران بر این باورند که وجود خدا یا خدایان به دلایل علمی و منطقی قابل اثبات نیست.
آنها به جای تکیه بر ایمان و اعتقادات مذهبی، بر شواهد علمی و استدلالهای منطقی تأکید میکنند.
این دیدگاه باعث شده تا بسیاری از خداناباوران در جستجوی حقیقت، به علم و خردگرایی و روشهای علمی روی آورند.
⚠️آموزشکده توانا بهزودی برگزار میکند:
🔷️خداناباوری و انسانگرایی در عمل
این دوره آموزشی، با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم آتئیسم، خداناباوری و اگنوستیسیزم یا ندانمگرایی و همینطور اومانیسم یا انسانگرایی تدوین شده است.
اگر علاقهمند یادگیری و دانش بیشتر در این زمینه هستید
همین حالا ثبتنام کنید
فرم ثبت نام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSebunyFmHmv8ayYsAg06396kKE_QvrMbuGA49jR9JSilx7KNw/viewform?usp=header
کانال تلگرام دوره:
https://t.me/Nonbelievers_iran
#خداباوری #آتئیسم #اگنوستیسیزم #اومانیسم #ندانم_گرایی #گفتگو_توانا
#خداناباور #آتئیست #دین_ناباوران #دموکراسی #حقوق_بشر
@Nonbelievers_iran
آنها به جای تکیه بر ایمان و اعتقادات مذهبی، بر شواهد علمی و استدلالهای منطقی تأکید میکنند.
این دیدگاه باعث شده تا بسیاری از خداناباوران در جستجوی حقیقت، به علم و خردگرایی و روشهای علمی روی آورند.
⚠️آموزشکده توانا بهزودی برگزار میکند:
🔷️خداناباوری و انسانگرایی در عمل
این دوره آموزشی، با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم آتئیسم، خداناباوری و اگنوستیسیزم یا ندانمگرایی و همینطور اومانیسم یا انسانگرایی تدوین شده است.
اگر علاقهمند یادگیری و دانش بیشتر در این زمینه هستید
همین حالا ثبتنام کنید
فرم ثبت نام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSebunyFmHmv8ayYsAg06396kKE_QvrMbuGA49jR9JSilx7KNw/viewform?usp=header
کانال تلگرام دوره:
https://t.me/Nonbelievers_iran
#خداباوری #آتئیسم #اگنوستیسیزم #اومانیسم #ندانم_گرایی #گفتگو_توانا
#خداناباور #آتئیست #دین_ناباوران #دموکراسی #حقوق_بشر
@Nonbelievers_iran
👌7
Forwarded from گفتوشنود
معجزهی نماز باران
کارتونیست: بهنام محمدی
goo.gl/Ai7EN5
سابقه برگزاری نماز باران همزمان با پیشبینی های بارش در سالهای اخیر امری تکراری است.
اینبار هم جمهوری اسلامی همزمان با پیشبینی ورود سامانه های بارشی از اوایل هفته بعد از غرب کشور ، برای جمعه اعلام برگزاری نماز باران کرده.
در سالهای اخیر، همزمانی برگزاری نماز باران با پیشبینی بارش، به روالی تکراری و ابزاری تبدیل شده است.
مسئولانی که خشکسالی را به بیحجابی و بیدینی مردم نسبت میدهند، اکنون از پیشبینیهای هواشناسی برای نمایشهای مذهبی بهرهبرداری میکنند. این رفتار، مصداق سوءاستفاده از باورهای دینی مردم برای پوشاندن ناکارآمدی در مدیریت منابع و بحران آب است.
#نماز_باران #خرافات #بحران_آب #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معجزهی نماز باران
کارتونیست: بهنام محمدی
goo.gl/Ai7EN5
سابقه برگزاری نماز باران همزمان با پیشبینی های بارش در سالهای اخیر امری تکراری است.
اینبار هم جمهوری اسلامی همزمان با پیشبینی ورود سامانه های بارشی از اوایل هفته بعد از غرب کشور ، برای جمعه اعلام برگزاری نماز باران کرده.
در سالهای اخیر، همزمانی برگزاری نماز باران با پیشبینی بارش، به روالی تکراری و ابزاری تبدیل شده است.
مسئولانی که خشکسالی را به بیحجابی و بیدینی مردم نسبت میدهند، اکنون از پیشبینیهای هواشناسی برای نمایشهای مذهبی بهرهبرداری میکنند. این رفتار، مصداق سوءاستفاده از باورهای دینی مردم برای پوشاندن ناکارآمدی در مدیریت منابع و بحران آب است.
#نماز_باران #خرافات #بحران_آب #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به ماندن و جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند.
پیام همراهان
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه میل به ماندن و جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند.
پیام همراهان
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10👍3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤16👍10👌3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👎7
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
"بیخدایی" به مثابه تهدید؛
خداناباوران در جمهوری اسلامی از چه حقوقی محروم هستند؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، خداناباوری نه تنها یک باور شخصی بلکه وضعیتی تهدیدآمیز برای نظم ایدئولوژیک و مشروعیت نظام تلقی میشود. ساختار قدرت در این نظام بر پایه پیوند میان حاکمیت سیاسی و مشروعیت دینی شکل گرفته است و هر ایدهای که این پیوند را زیر سؤال ببرد—از جمله خداناباوری علنی—بهعنوان تهدید سیاسی و اجتماعی دیده میشود. در نتیجه، خداناباوران از حوزههای متعددی از حقوق فردی، مدنی و اجتماعی محروم میشوند.
♦️محرومیتهای قضایی و حقوقی
خداناباوران در قوانین رسمی جایگاهی مشخص ندارند. قانون اساسی تنها اسلام و سه دین رسمی (زرتشتی، مسیحی و یهودی) را به رسمیت میشناسد. خروج از اسلام یا بیدینی علنی ممکن است با استناد به مفاهیم فقهی مانند ارتداد یا عناوین کیفری همچون «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» پیگرد شود. اعتبار شهادت در دادگاه، حقوق مربوط به ازدواج، طلاق، حضانت و ارث نیز در مواردی میتواند برای خداناباوران محدود باشد.
♦️محرومیتهای استخدامی و حرفهای
بسیاری از مشاغل دولتی و پستهای مدیریتی، ارتقای شغلی در نهادهای قضایی، آموزشی، نظامی و امنیتی، و حتی عضویت در هیئت علمی دانشگاهها، مشروط به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» است. این محدودیتها خداناباوران را مجبور به پنهانکاری یا محرومیت عملی از فرصتهای شغلی و علمی میکند.
♦️محرومیتهای مدنی و اجتماعی
خداناباوران حق تشکیل تشکل، فعالیت فرهنگی یا رسانهای علنی ندارند. بیان بیخدایی در رسانهها یا فضای عمومی ممکن است با سانسور، توقیف محتوا، محدودیت شغلی و حتی پیگرد امنیتی همراه باشد. در زندگی خصوصی نیز ممکن است با طرد خانوادگی، تهدید حضانت و فشار اجتماعی مواجه شوند.
♦️ریشهها و پیامدها
این محرومیتها ناشی از ترکیب سه عامل است: فقه رسمی، منطق ایدئولوژیک نظام و نگرانیهای امنیتی. تهدید خداناباوری از دید جمهوری اسلامی نه صرفاً اعتقادی، بلکه یک خطر برای مشروعیت و انسجام اجتماعی است. در نتیجه، خداناباوران عملاً در موقعیتی قرار میگیرند که نه تنها حقوق برابر ندارند، بلکه مجبور به سکوت، پنهانکاری و پذیرش محدودیتهای متعدد زندگی روزمره هستند.
این وضعیت نشان میدهد که «بیخدایی» در جمهوری اسلامی صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه یک چالش ساختاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی محسوب میشود.
#خداناباور #آتئیست #ناباورمند #فقه #اسلام #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
"بیخدایی" به مثابه تهدید؛
خداناباوران در جمهوری اسلامی از چه حقوقی محروم هستند؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، خداناباوری نه تنها یک باور شخصی بلکه وضعیتی تهدیدآمیز برای نظم ایدئولوژیک و مشروعیت نظام تلقی میشود. ساختار قدرت در این نظام بر پایه پیوند میان حاکمیت سیاسی و مشروعیت دینی شکل گرفته است و هر ایدهای که این پیوند را زیر سؤال ببرد—از جمله خداناباوری علنی—بهعنوان تهدید سیاسی و اجتماعی دیده میشود. در نتیجه، خداناباوران از حوزههای متعددی از حقوق فردی، مدنی و اجتماعی محروم میشوند.
♦️محرومیتهای قضایی و حقوقی
خداناباوران در قوانین رسمی جایگاهی مشخص ندارند. قانون اساسی تنها اسلام و سه دین رسمی (زرتشتی، مسیحی و یهودی) را به رسمیت میشناسد. خروج از اسلام یا بیدینی علنی ممکن است با استناد به مفاهیم فقهی مانند ارتداد یا عناوین کیفری همچون «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» پیگرد شود. اعتبار شهادت در دادگاه، حقوق مربوط به ازدواج، طلاق، حضانت و ارث نیز در مواردی میتواند برای خداناباوران محدود باشد.
♦️محرومیتهای استخدامی و حرفهای
بسیاری از مشاغل دولتی و پستهای مدیریتی، ارتقای شغلی در نهادهای قضایی، آموزشی، نظامی و امنیتی، و حتی عضویت در هیئت علمی دانشگاهها، مشروط به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» است. این محدودیتها خداناباوران را مجبور به پنهانکاری یا محرومیت عملی از فرصتهای شغلی و علمی میکند.
♦️محرومیتهای مدنی و اجتماعی
خداناباوران حق تشکیل تشکل، فعالیت فرهنگی یا رسانهای علنی ندارند. بیان بیخدایی در رسانهها یا فضای عمومی ممکن است با سانسور، توقیف محتوا، محدودیت شغلی و حتی پیگرد امنیتی همراه باشد. در زندگی خصوصی نیز ممکن است با طرد خانوادگی، تهدید حضانت و فشار اجتماعی مواجه شوند.
♦️ریشهها و پیامدها
این محرومیتها ناشی از ترکیب سه عامل است: فقه رسمی، منطق ایدئولوژیک نظام و نگرانیهای امنیتی. تهدید خداناباوری از دید جمهوری اسلامی نه صرفاً اعتقادی، بلکه یک خطر برای مشروعیت و انسجام اجتماعی است. در نتیجه، خداناباوران عملاً در موقعیتی قرار میگیرند که نه تنها حقوق برابر ندارند، بلکه مجبور به سکوت، پنهانکاری و پذیرش محدودیتهای متعدد زندگی روزمره هستند.
این وضعیت نشان میدهد که «بیخدایی» در جمهوری اسلامی صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه یک چالش ساختاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی محسوب میشود.
#خداناباور #آتئیست #ناباورمند #فقه #اسلام #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍6
Forwarded from گفتوشنود
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤15
Forwarded from گفتوشنود
آخور یا آخِر؟ مسئله مرجعیت شیعه!
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤6
Forwarded from گفتوشنود
دین، باید اخلاقی شود یا اخلاق، دینی؟
از اطاعت تا خودآیینی: مسیر اخلاقی شدن دین در فلسفه کانت
پیام همراهان
بحث کانت درباره نسبت دین و اخلاق نه تلاشی برای نفی دین است و نه طرح بدیلی برای معنویتگریزی؛ بلکه کوشش او برای تعیین جایگاه مناسب دین در چارچوب عقل عملی است. کانت معتقد بود که اخلاق با تکیه بر خودآیینی، عقلانیت و اصل کرامت انسانی بنیانی مستقل دارد؛ بنابراین نمیتوان آن را مشتق یا وابسته به فرمان دینی دانست. اخلاق، اگر قرار باشد جهانشمول باشد، باید بر اصولی استوار شود که هر انسان عاقل بتواند آنها را بدون اتکا به مرجع بیرونی بپذیرد. از اینرو، کانت هشدار میدهد که دینی کردن اخلاق ممکن است آن را به اطاعتپذیری، جزماندیشی یا وابستگی به اقتدار بیرونی تقلیل دهد.
اما این استقلال اخلاق به معنای بینیازی کامل از دین نیست. کانت بهروشنی نشان میدهد که دین، در صورتی که «اخلاقی شود»، میتواند نقشی مهم در تقویت انگیزش اخلاقی و فراهم کردن افقی معنوی برای تلاش انسان ایفا کند. دینِ اخلاقی دینی است که اصول خود را با قانون اخلاق هماهنگ میسازد، نه آنکه اخلاق را تابع مناسک، هویتهای خاص یا ادعاهای انحصارگرایانه کند. در این معنا، دین نه رقیب اخلاق که «پشتیبان» آن است؛ اما تنها در صورتی که از صورتبندیهای اقتدارگرایانه و فرقهای فاصله گیرد.
کانت بهجای آنکه دین را منبع فرمانهای اخلاقی بداند، آن را نوعی پشتوانه معنوی و منبع امید میداند که نشان میدهد کوشش اخلاقی انسان بیهوده نیست و جهان میتواند با عدالت و معنا سازگار باشد. آموزههایی مانند پیشفرض وجود خدا، جاودانگی نفس یا عدالت نهایی، در نظر او فرضیات عملیاند؛ نه گزارههایی تجربی یا الزاماً فرقهای. این آموزهها زمانی ارزشمندند که به رشد خودآیینی، مسئولیت اخلاقی و انساندوستی کمک کنند. اگر دینی به تعصب، تبعیض یا نفی تکثر بینجامد، از دید کانت صورتِ نادرست—و حتی غیرضروری—دین است.
متأسفانه در برخی نظامهای دینی معاصر، از جمله جمهوری اسلامی ایران، استقلال اخلاق از دین به رسمیت شناخته نمیشود و پیام تلویحی این گفتمان آن است که کسی که دیندار نیست، اخلاقی هم نیست. بسیاری از نظریهپردازان اسلامگرا، از جمله مرتضی مطهری که از بنیانگذاران فکری جمهوری اسلامی به شمار میرود، اخلاق را بدون مرجع دینی ناممکن میدانند. چنین استبداد دینی، دقیقاً خلاف مسیر کانتی است: اخلاق را از خودآیینی و عقل مستقل تهی میکند و اطاعت دینی را جایگزین وجدان و کرامت انسانی میسازد.
بهاینترتیب، پرسش «دین باید اخلاقی شود یا اخلاق دینی؟» با رویکرد کانت پاسخی روشن مییابد: اخلاق، مستقل و اصل است؛ دین، اگر بخواهد معنادار و رهاییبخش باشد، باید با این اخلاق آزادانه و جهانشمول سازگار گردد.
#دین #اخلاق #کانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از اطاعت تا خودآیینی: مسیر اخلاقی شدن دین در فلسفه کانت
پیام همراهان
بحث کانت درباره نسبت دین و اخلاق نه تلاشی برای نفی دین است و نه طرح بدیلی برای معنویتگریزی؛ بلکه کوشش او برای تعیین جایگاه مناسب دین در چارچوب عقل عملی است. کانت معتقد بود که اخلاق با تکیه بر خودآیینی، عقلانیت و اصل کرامت انسانی بنیانی مستقل دارد؛ بنابراین نمیتوان آن را مشتق یا وابسته به فرمان دینی دانست. اخلاق، اگر قرار باشد جهانشمول باشد، باید بر اصولی استوار شود که هر انسان عاقل بتواند آنها را بدون اتکا به مرجع بیرونی بپذیرد. از اینرو، کانت هشدار میدهد که دینی کردن اخلاق ممکن است آن را به اطاعتپذیری، جزماندیشی یا وابستگی به اقتدار بیرونی تقلیل دهد.
اما این استقلال اخلاق به معنای بینیازی کامل از دین نیست. کانت بهروشنی نشان میدهد که دین، در صورتی که «اخلاقی شود»، میتواند نقشی مهم در تقویت انگیزش اخلاقی و فراهم کردن افقی معنوی برای تلاش انسان ایفا کند. دینِ اخلاقی دینی است که اصول خود را با قانون اخلاق هماهنگ میسازد، نه آنکه اخلاق را تابع مناسک، هویتهای خاص یا ادعاهای انحصارگرایانه کند. در این معنا، دین نه رقیب اخلاق که «پشتیبان» آن است؛ اما تنها در صورتی که از صورتبندیهای اقتدارگرایانه و فرقهای فاصله گیرد.
کانت بهجای آنکه دین را منبع فرمانهای اخلاقی بداند، آن را نوعی پشتوانه معنوی و منبع امید میداند که نشان میدهد کوشش اخلاقی انسان بیهوده نیست و جهان میتواند با عدالت و معنا سازگار باشد. آموزههایی مانند پیشفرض وجود خدا، جاودانگی نفس یا عدالت نهایی، در نظر او فرضیات عملیاند؛ نه گزارههایی تجربی یا الزاماً فرقهای. این آموزهها زمانی ارزشمندند که به رشد خودآیینی، مسئولیت اخلاقی و انساندوستی کمک کنند. اگر دینی به تعصب، تبعیض یا نفی تکثر بینجامد، از دید کانت صورتِ نادرست—و حتی غیرضروری—دین است.
متأسفانه در برخی نظامهای دینی معاصر، از جمله جمهوری اسلامی ایران، استقلال اخلاق از دین به رسمیت شناخته نمیشود و پیام تلویحی این گفتمان آن است که کسی که دیندار نیست، اخلاقی هم نیست. بسیاری از نظریهپردازان اسلامگرا، از جمله مرتضی مطهری که از بنیانگذاران فکری جمهوری اسلامی به شمار میرود، اخلاق را بدون مرجع دینی ناممکن میدانند. چنین استبداد دینی، دقیقاً خلاف مسیر کانتی است: اخلاق را از خودآیینی و عقل مستقل تهی میکند و اطاعت دینی را جایگزین وجدان و کرامت انسانی میسازد.
بهاینترتیب، پرسش «دین باید اخلاقی شود یا اخلاق دینی؟» با رویکرد کانت پاسخی روشن مییابد: اخلاق، مستقل و اصل است؛ دین، اگر بخواهد معنادار و رهاییبخش باشد، باید با این اخلاق آزادانه و جهانشمول سازگار گردد.
#دین #اخلاق #کانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤4