آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود

چرا دیکتاتورها وفاداران را بر شایستگان ترجیح می‌دهند؟

در دربار استبداد، فضیلت نقطه‌ضعف است و چاپلوسی نقطه‌قوت

بخش ۱: منطق استبداد و اولویت وفاداری

در هر نظام استبدادی، معیار اصلی ارتقا وفاداری به رأس هرم قدرت است، نه شایستگی یا اخلاق. فرد اخلاق‌مدار یا مستقل می‌تواند مشروعیت دیکتاتور را به پرسش بکشد و به تهدیدی برای بقای او بدل شود. از همین رو، استبداد فضیلت و استقلال رأی را تحمل نمی‌کند و در عوض اطاعت بی‌چون‌وچرا را پاداش می‌دهد. حتی در ساختارهایی که نیاز به تخصص دارند، وفاداری همواره ضریب بالاتری دارد.

بخش ۲: نمونه‌های تاریخی و معاصر

این منطق در جمهوری اسلامی به روشنی دیده می‌شود:

مهندس مهدی بازرگان و آیت‌الله حسینعلی منتظری که در شایستگی و فضیلت شهره بودند، تاب آورده نشدند و کنار گذاشته شدند.

استادان دانشگاه که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر استقلال علمی پافشاری کردند، اخراج یا تعلیق شدند.

نمایندگانی که استقلال رأی داشتند، در دوره‌های بعدی توسط شورای نگهبان ردصلاحیت شدند.
در عوض، فرصت‌طلبان و چاپلوسانی مانند ابراهیم رئیسی، که حتی در مهارت‌های پایه‌ای مانند سخن گفتن روان دچار مشکل بودند، به دلیل وفاداری مطلق به رأس قدرت، از دادستانی به ریاست قوه قضائیه و نهایتاً ریاست جمهوری ارتقا یافتند.


سازوکارهای رسمی گزینش در جمهوری اسلامی نیز این منطق را تقویت می‌کنند: برای مناصب حساس و کلیدی، هم وزارت اطلاعات و هم سازمان اطلاعات سپاه باید درباره افراد نظر دهند، تا مطمئن شوند کسانی که به مناصب عالی می‌رسند، پیش از هر چیز وفادار هستند و نه صرفاً شایسته یا اخلاق‌مدار.

بخش ۳: پیامدها و هشدار

نتیجه روشن است: جامعه‌ای که در آن وفاداری بر شایستگی برتری یابد، استعدادها سرکوب می‌شوند و رذیلت‌ها بر صدر می‌نشینند. این جامعه به‌ظاهر پابرجاست، اما از درون فرسوده می‌شود؛ چراکه موتور توسعه و اخلاق خاموش شده و میدان تنها به دست حسودان و فرصت‌طلبان سپرده می‌شود. دیکتاتور می‌تواند وفاداری بخرد، اما نمی‌تواند اعتماد و مشروعیت اجتماعی را حفظ کند. در بلندمدت، حذف شایستگان و ترجیح چاپلوسان، استبداد را از درون می‌پوساند و جامعه را به مرز فروپاشی می‌رساند.

پرسش نهایی این است: آیا می‌توان بر پایه تملق و سرسپردگی، جامعه‌ای زنده، پویا و اخلاق‌مدار را سر پا نگه داشت؟

مطالعه بیشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/dictators-choice-loyalty-merit/

#دیکتاتور #شایسته_سالاری #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍283
Forwarded from گفت‌وشنود

چرا باید نافش دیده شود؟!
ریشه‌های روانی نفرت از دیگری

پیام همراهان

در سال‌های اخیر، واکنش‌های تند به پوشش متفاوت زنان در جامعه بسیار دیده می‌شود؛ جمله‌هایی از این دست که «چرا باید نافش معلوم باشد؟ چرا موهایش بیرون باشد؟» در سطح ظاهر، رنگ و بوی مذهبی دارد، اما ریشه‌یابی روان‌شناختی و اجتماعی نشان می‌دهد که مسئله پیچیده‌تر از یک اختلاف دینی ساده است.

اضطراب و فرافکنی

روان‌شناسان می‌گویند زمانی که افراد نتوانند میل‌های طبیعی انسانی را بپذیرند، آن‌ها را سرکوب می‌کنند. مواجهه با پوشش متفاوت این میل‌های سرکوب‌شده را فعال می‌کند و به اضطراب می‌انجامد. برای کاهش اضطراب، فرد ناخودآگاه تقصیر را متوجه دیگری می‌سازد و او را عامل «فساد» معرفی می‌کند. این مکانیسم روانی همان فرافکنی است.

مرزبندی هویتی

برای برخی افراد، دینداری بیش از آنکه تجربه‌ای شخصی باشد، هویت اجتماعی است. هر تفاوتی در پوشش یا سبک زندگی، مرز این هویت را تهدید می‌کند و واکنش دفاعی ایجاد می‌کند. از همین رو، اختلاف در ظاهر، گاه به نفرت و طرد اجتماعی می‌انجامد.

وسواس اخلاقی و اضطراب دینی

برخی دیگر گرفتار نوعی وسواس مذهبی‌اند؛ ذهن وسواسی تحمل پیچیدگی ندارد و به‌دنبال راه‌حل‌های ساده است. در این نگاه، کوچک‌ترین اختلاف با معیارهای دینی به‌معنای سقوط اخلاقی تلقی می‌شود و حذف دیگری ساده‌ترین راه برای بازگرداندن آرامش روانی است.

میراث فرهنگی

باید توجه داشت که این حساسیت تنها از دین ناشی نمی‌شود. در بسیاری از فرهنگ‌ها، بدن زن قرن‌ها میدان نزاع بر سر قدرت و اخلاق بوده است. کنترل بدن زن به‌مثابه کنترل جامعه تلقی می‌شده و همین پیشینه تاریخی حساسیت افراطی به پوشش را تقویت کرده است.

نتیجه

اگر دینداری قرار است منبع آرامش باشد، باید بر شفقت، همدلی و مسؤولیت فردی تأکید کند، نه بر کنترل دیگری. شاید پرسش اصلی این نباشد که «چرا نافش دیده می‌شود»، بلکه این است که «چرا دیدن دیگری تا این اندازه ما را ناآرام می‌کند؟»

دینی که قرار است راهی به سوی رحمت و معنویت باشد، اگر صرفاً بر جزئیات بدن دیگری متمرکز شود، بیش از آنکه به آسمان متصل باشد، بازتابی از روان ناآرام انسان خواهد بود.

#پوشش_اختیاری #حق_انتخاب #دین #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍122👌1
Forwarded from گفت‌وشنود

کوری خودخواسته؛ شریک خاموش جنایت

پیام همراهان

مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح می‌دهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانه‌ی ندیدن پدید می‌آیند. انسان‌ها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت می‌بندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن می‌سازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کرده‌ایم؛ از دهه‌ی ۶۰ تا آبان ۹۸، و به‌ویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابان‌ها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانواده‌های بی‌شماری داغدار شدند. روایت‌ها و تصاویر همه جا بود. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند «نمی‌دانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعه‌ی ما شکل‌های گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینه‌ها واقعی‌اند؛ اما همین ترس‌ها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بی‌تفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان به‌سادگی در خدمت آن قرار می‌گیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمی‌شود. ما نیاز به تکنیک‌ها و کنش‌های جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربه‌ها، ثبت خاطرات و شهادت‌ها برای شکستن دیوار انکار.
حلقه‌های گفت‌وگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا می‌کنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخه‌های سرکوب عادی‌سازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بی‌طرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشم‌ها را می‌بندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد می‌کنیم.
آینده‌ی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.

#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
18👍9💯3
Forwarded from گفت‌وشنود


🔹️محمدمهدی ماندگاری، استاد حوزه علمیه، با حمایت از حجاب اجباری گفت:‌ «یک نفر از من پرسید چرا روی حجاب اجباری تأکید دارید؟ گفتم به حکم عقل. فرمول ناکامی ساده است: چشم می‌بیند، دل می‌خواهد، دست نمی‌رسد؛ این همان ناکامی است. خدا انسان را زیباترین مخلوق خلق کرده و زنان نیز جذاب‌ترند.»

❗️او افزود: «وقتی پوشش مناسب نباشد، چشم‌ها می‌بیند، دل‌ها هوس می‌کند و دست‌ها به آن نمی‌رسد. این حکم عقل است و قرآن آن را تأیید کرده است.»

ماندگاری گفت:‌«مردم ما هم دوست دارند دیندار باشند و هم از زندگی لذت ببرند.»

⁉️آیا زنان «سوژه هوس» و مردان «بی‌اراده»‌اند؟
اظهارات ماندگاری و نگاهی که کرامت انسانی را نادیده می‌گیرد

اظهارات محمدمهدی ماندگاری درباره حجاب اجباری، تصویری نگران‌کننده از نگاه جنسیت‌زده و غیرانسانی به زن و مرد ارائه می‌دهد؛ نگاهی که زن را صرفاً منبع تحریک می‌بیند و مرد را موجودی ناتوان از کنترل خویش. در چنین گفتمانی، هر دو جنس از شأن انسانی خود ساقط می‌شوند: زن از مقام فاعل و آگاه به جایگاه ابژه و عامل گناه فروکاسته می‌شود، و مرد به موجودی بی‌اراده و محکوم به غریزه بدل می‌گردد.
🔹️این در حالی است که کرامت اجتماعی و اخلاقی انسان، چه زن و چه مرد، در توانایی انتخاب، تعقل و مسئولیت‌پذیری است. تقلیل اخلاق به اجبار پوشش، به‌جای تربیت وجدان و تقویت خودآگاهی، نه نشانه عقل است و نه دینداری، بلکه نوعی توهین به انسان و بی‌احترامی به آزادی اوست.

#حجاب_اجباری #کرامت_انسانی #ابژه_جنسی #نفس #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
19👍7
Forwarded from گفت‌وشنود

رهایی از خدمتِ سلطان؛
سخن سعدی با بندگانِ قدرت

پیام همراهان

سعدی در گلستان از دو برادر سخن می‌گوید:
«دو برادر، یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زورِ بازو نان خوردی.»
روزی آن‌که در دربار بود، به برادر درویش گفت:
«چرا خدمت نکنی تا از مشقّتِ کار کردن برهی؟»
و درویش پاسخ داد:
«تو چرا کار نکنی تا از مَذَلَّتِ خدمت رهایی یابی؟»

در این گفت‌وگوی کوتاه، سعدی مرزی می‌کشد میان رنجِ کار و ذلّتِ خدمت.
در نگاه او، کار—حتی اگر سخت و پرزحمت باشد—حفظ‌کننده‌ی عزت انسان است،
اما خدمت به قدرت، اگر با فروختن کرامت همراه شود، بندگی است.

سعدی در همین حکایت می‌گوید:
«نانِ خود خوردن و نشستن، به که کمر شمشیرِ زرّین به خدمت بستن.»
و در پایان هشدار می‌دهد:

«به دست آهک تفته کردن خمیر،
به از دست بر سینه پیشِ امیر.»

این سخنان، نه فقط نکته‌ای اخلاقی درباره‌ی معاش،
که درسی ژرف درباره‌ی آزادی انسان است.
آزادی در نگاه سعدی از درون آغاز می‌شود—آنجا که آدمی به آسایشِ بی‌کرامت «نه» می‌گوید
و رنج را بر رضایت سلطان ترجیح می‌دهد.

در روزگار ما نیز، بسیاری به نام دین یا امنیت، خدمتِ سلطان می‌کنند؛
غافل از آن‌که نانِ دربار، بهایش خاموشی و تملق است.
بسیاری از بندگان قدرت، نه از فقر جیب، که از فقر عزت‌نفس در کنار سلطان می‌مانند.
اما سعدی قرن‌ها پیش یادآور شد:
رهایی در کار خویش است، نه در سایه‌ی امیر.

نانِ سیاهِ رنج، بوی انسان می‌دهد—
و هرکه طعم آن را چشید، دیگر بنده‌ی هیچ قدرتی نخواهد شد

#عزت_نفس #ذلت #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
14💯3
Forwarded from گفت‌وشنود

در جامعه‌ای که دین از ساحت ایمان شخصی به ابزار سیاست بدل می‌شود، سه عنصر «باور»، «سنت» و «عرف» در خدمت قدرت قرار می‌گیرند.
حکومت مذهبی با درآمیختن آموزه‌های دینی با منافع سیاسی، نظامی از باید و نبایدها می‌سازد که در ظاهر ریشه در ایمان دارد اما در واقع، محصول مهندسی اجتماعی است.

در چنین نظمی، مرز میان امر قدسی و امر سیاسی عمداً زدوده می‌شود تا قدرت، چهره‌ ایمان به خود گیرد و پرسش از مشروعیت، به پرسش از اعتقاد بدل شود.

این ساختار با ترویج خرافه و بدعت، ابزارهای خود را برای تداوم سلطه تقویت می‌کند.

حکومت مذهبی، آنجا که از پاسخ‌گویی عقلانی ناتوان است، به روایت‌های ماورایی پناه می‌برد؛ روایاتی که اطاعت را به ثواب و اعتراض را به گناه بدل می‌سازند.

از معجزه‌سازی در عرصه‌ سیاست تا تقدیس رهبران در لباس اولیاء، همه در جهت تثبیت موقعیتی است که نقد آن هم‌سنگ با بی‌ایمانی قلمداد می‌شود.

در این میان، رسانه، منبر و نظام آموزشی، به بازتولید این خرافات و بدعت‌ها می‌پردازند و زبان دین را به زبان اطاعت تبدیل می‌کنند.

نتیجه‌ این فرایند، شکل‌گیری جامعه‌ای است که در آن «رفتار توده‌وار» نه از جهل فردی بلکه از مهندسی آگاهانه‌ قدرت زاده می‌شود.

انسانِ توده‌ای، میان وجدان دینی و انضباط سیاسی تمایزی نمی‌یابد؛ زیرا حکومت مذهبی چنان زیست‌جهان او را تعریف کرده که هر نافرمانی، بی‌اخلاقی و هر پرسش، بی‌دینی می‌نماید.

بدین‌سان، سلطه نه از راه زور که از مسیر ایمان تحمیل می‌شود، و کنترل اجتماعی در عمیق‌ترین لایه‌های باور جمعی ریشه می‌دواند.

#باور #ایمان #عرف #سنت #حکومت_مذهبی #اخلاق #مهندسی_اجتماعی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍163👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

در این برنامه تلویزیونی گویا نسخه‌ای تازه برای اصلاح جامعه پیچیده‌اند: دزد باش، اما مؤمن!

یعنی اگر قرار است اموال مردم را ببری، دست‌کم وقت خدا را رعایت کن.

به‌هرحال ادب هم چیز خوبی‌ست؛ اول با پروردگار خوش‌وبش کن، بعد برو سراغ گاوصندوق خلق‌الله.

شاید هم هدف‌شان این بوده که با این توصیه، دزدان را به «دزد مؤمن» تبدیل کنند؛ کسی که بعد از نماز، با وجدان راحت‌تر قفل‌ها را باز می‌کند.

خلاصه، اگر با این روش مشکل سرقت حل شود، شاید قدم بعدی هم این باشد: «اول وضو، بعد اختلاس!»


#عبادت #اخلاق #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊12👎54👍1
Forwarded from گفت‌وشنود

انتشار ویدئویی مراسم عروسی دختر علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، موجی از خشم و اعتراض را در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.

در حالی که حکومت با تمام توان از «گشت ارشاد» گرفته تا محدودیت‌های شغلی، تحصیلی و اجتماعی، برای تحمیل حجاب اجباری و کنترل سبک زندگی زنان و جوانان استفاده کرده، در این فیلم، صحنه‌هایی از مراسمی اشرافی در هتل اسپیناس پالاس تهران به چشم می‌خورد؛ مراسمی که در آن مظاهر تجمل، موسیقی و پوشش‌های به‌دور از معیارهای رسمی نظام امری عادی به نظر میرسد.

این ویدئو، بیش از آنکه صرفاً یک عروسی باشد، آینه‌ای از شکاف عمیق میان مردم و حاکمان است؛ جایی که حاکمیت در سطح جامعه با پلیس و اجبار بر بدن زنان حکم می‌راند، اما در خلوت خود، در ناز و نعمت و با رهایی از همان قوانین، به لذت و رفاه مشغول است.

بازتاب گسترده این ویدئو در فضای مجازی، به‌ویژه در میان نسل جوان، بار دیگر دوگانگی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت: «ساده‌زیستی برای مردم، زندگی لاکچری برای مسئولان».

در حالی که مردم زیر فشار تورم، بیکاری، فقر و سرکوب فرهنگی به مرز فروپاشی روانی رسیده‌اند، مسئولان و وابستگان‌شان در داخل و خارج از کشور غرق در ثروت بادآورده، تجارت‌های پرسود و زندگی لاکچری مشغولند.

انتشار این فیلم، نمادیست از فروپاشی اخلاقی و مشروعیت نظامی که از ایمان و مقاومت در برابر "دشمن" سخن می‌گوید اما خود در دام دنیاطلبی، فساد و ریا غوطه‌ور است.

از همین رو، بسیاری از کاربران با طعنه نوشتند: «برای مردم گشت ارشاد، برای مسئولان اسپیناس پالاس» جمله‌ای که شاید خلاصه‌ترین توصیف از واقعیت تلخ جامعه امروز ایران باشد.

#حجاب_اجباری #گشت_ارشاد #عروسی_شمخانی #اخلاق #حکومت_دروغ #فقر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍30👎31
Forwarded from گفت‌وشنود

در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.

حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایه‌هایی از تقدس‌سازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره‌ ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.

مراسمی مانند بزرگداشت‌های حکومتی، روایت‌های ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهت‌دار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت به‌کار گرفته می‌شوند.

این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش می‌کند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.

از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.

حکومت با بهره‌گیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانه‌ها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه‌ شخصی و اخلاقی به حوزه‌ اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.

در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه‌ انتقادی است.
چنین مهندسی‌ای، در نهایت، نه ایمان را تقویت می‌کند و نه جامعه را معنوی‌تر می‌سازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکل‌گیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.

#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍234🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🔹️فیروز کریمی، مربی فوتبال در شبکه ورزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی به بهانه انتقاد از اظهارات المیرا شریفی‌مقدم، مجری شبکه دو، درباره وحید هاشمیان، با الفاظی زن‌ستیزانه به او توهین کرد: «به نظرم بیشتر به فکر آشپزی‌اش باشد، خیلی بهتر است. همسر او (داوود عابدی) که دوست من است گفت مدتهاست که غذای گرم و درست و حسابی نخورده. به نظرم خانمش به غذای خانگی برسد، بهتر باشد تا با این سبک انتقاد کند».

🔹️اظهارنظر فیروز کریمی نمونه‌ای آشکار از ادبیات زن‌ستیزانه‌ای است که در گفتار عمومی و رسانه‌ای ایران ریشه دار است؛ زبانی که با تحقیر و تقلیل زنان به نقش‌های خانگی، تلاش می‌کند حضور و صدای آنان را در عرصه‌های اجتماعی و حرفه‌ای خاموش کند.

توهین جنسیتی درباره «آشپزی» و «غذای شوهر» نه طنز است و نه شوخی، بلکه بازتولید ساختار سلطه‌ای است که زنان را از عرصه اندیشه و سخن به حاشیه می‌راند. چنین گفتاری تنها یک فرد را نمی‌آزارد، بلکه کلیت زنان جامعه را هدف می‌گیرد و ضرورت مقابله فرهنگی و رسانه‌ای با این گونه زبان توهین‌آمیز را دوچندان می‌سازد.

#زن_ستیزی #توهین #اخلاق #فیروز_کریمی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍26👎7😍21🥰1