Forwarded from کلاس و کتاب توانا
دموکراسیها با همدیگر نمیجنگند
«بروس راست» استاد روابط بینالملل در دانشگاه ییل در آمریکا، بر این باور است که به دلیل موانع بینالمللی و هنجارهای فرهنگی، امکان جنگ بین دولتهای دموکراتیک کمتر است. از این رو او طرفدار گسترش دموکراسی در سراسر جهان است.
در این مقاله که آموزشکده توانا آن را ترجمه کرده است و گزیدهای از یکی از کتابهای مشهور اوست، یروس راست ایده خود را شرح میدهد و توضیح میدهد که چرا وابستگی اقتصادی و قوانین بینالمللی و نهادها، مانع از به وجود آمدن جنگ بین دولتهای دموکراتیک میشود.
این مقاله را میتوانید به رایگان دانلود کنید و بخوانید:
https://tavaana.org/bruce-russet-democracy-and-peace/
#یاری_مدنی_توانا
#دموکراسی
#کتاب
#ترجمه
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
«بروس راست» استاد روابط بینالملل در دانشگاه ییل در آمریکا، بر این باور است که به دلیل موانع بینالمللی و هنجارهای فرهنگی، امکان جنگ بین دولتهای دموکراتیک کمتر است. از این رو او طرفدار گسترش دموکراسی در سراسر جهان است.
در این مقاله که آموزشکده توانا آن را ترجمه کرده است و گزیدهای از یکی از کتابهای مشهور اوست، یروس راست ایده خود را شرح میدهد و توضیح میدهد که چرا وابستگی اقتصادی و قوانین بینالمللی و نهادها، مانع از به وجود آمدن جنگ بین دولتهای دموکراتیک میشود.
این مقاله را میتوانید به رایگان دانلود کنید و بخوانید:
https://tavaana.org/bruce-russet-democracy-and-peace/
#یاری_مدنی_توانا
#دموکراسی
#کتاب
#ترجمه
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤2
همراستایی منافع ملی آمریکا با خواست دموکراتیک مردم ایران
تاریخ معاصر ایران پر است از لحظاتی که در آن منافع ملی مردم ایران با منافع قدرتهای جهانی، بهویژه ایالات متحده آمریکا، در یک مسیر قرار گرفته است. چنین مقاطعی میتوانند فرصتهای بیبدیلی برای عبور ایران از چرخه استبداد و بحران، و حرکت بهسوی دموکراسی و توسعه پایدار خلق کنند. تحقق این فرصتها اما نیازمند حمایت جدی و اصولی دولت آمریکا از مطالبات برحق مردم ایران است؛ مردمی که خواهان آزادی، عدالت، و زندگی شایسته در کشوری آزاد و مستقل هستند. همراستایی این منافع میتواند نهتنها آیندهای روشن برای ایرانیان رقم بزند، بلکه به صلح و ثبات در منطقه و جهان یاری برساند. طبیعی است که هر دولتی در فکر تامین منافع ملی کشور خودش باشد، این ما مردم ایران هستیم که باید از اشتراک منافع خود با قدرتهای بزرگ به نفع آزادی و آبادی ایران بهره ببریم.
منافع آمریکا
۱. ثبات در خاورمیانه با ایرانی دموکراتیک
۲. کاهش تهدیدات هستهای و نظامی از سوی ایران
۳. پایان حمایت ایران از گروههای نیابتی
۴. فرصتهای اقتصادی شفاف و سودآور با ایران
۵. کاهش هزینههای نظامی آمریکا در منطقه
۶. افزایش مشروعیت جهانی آمریکا با حمایت از دموکراسی
۷. مهار نفوذ چین و روسیه در ایران و منطقه
⸻
منافع مردم ایران
۱. پایان سرکوب، فساد و استبداد داخلی
۲. لغو تحریمها و بازگشت به اقتصاد جهانی
۳. دسترسی به فناوری، آموزش و بازارهای بینالمللی
۴. احترام به حقوق بشر، آزادی بیان و انتخابات آزاد
۵. حفظ استقلال ملی در چارچوب تعامل متوازن با جهان
۶. توسعه پایدار و کاهش فقر و بیکاری
۷. بازسازی اعتماد ملی و بازگشت سرمایه انسانی مهاجر
⸻
در مجموع، ایرانِ دموکراتیک نه تهدیدی برای جهان است و نه قربانی سیاستهای تنشآفرین؛ بلکه شریک منطقهای باثبات و قدرتمند برای صلح و توسعه است.
نظر شما چیست؟
#ایران #آمریکا #دموکراسی #آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تاریخ معاصر ایران پر است از لحظاتی که در آن منافع ملی مردم ایران با منافع قدرتهای جهانی، بهویژه ایالات متحده آمریکا، در یک مسیر قرار گرفته است. چنین مقاطعی میتوانند فرصتهای بیبدیلی برای عبور ایران از چرخه استبداد و بحران، و حرکت بهسوی دموکراسی و توسعه پایدار خلق کنند. تحقق این فرصتها اما نیازمند حمایت جدی و اصولی دولت آمریکا از مطالبات برحق مردم ایران است؛ مردمی که خواهان آزادی، عدالت، و زندگی شایسته در کشوری آزاد و مستقل هستند. همراستایی این منافع میتواند نهتنها آیندهای روشن برای ایرانیان رقم بزند، بلکه به صلح و ثبات در منطقه و جهان یاری برساند. طبیعی است که هر دولتی در فکر تامین منافع ملی کشور خودش باشد، این ما مردم ایران هستیم که باید از اشتراک منافع خود با قدرتهای بزرگ به نفع آزادی و آبادی ایران بهره ببریم.
منافع آمریکا
۱. ثبات در خاورمیانه با ایرانی دموکراتیک
۲. کاهش تهدیدات هستهای و نظامی از سوی ایران
۳. پایان حمایت ایران از گروههای نیابتی
۴. فرصتهای اقتصادی شفاف و سودآور با ایران
۵. کاهش هزینههای نظامی آمریکا در منطقه
۶. افزایش مشروعیت جهانی آمریکا با حمایت از دموکراسی
۷. مهار نفوذ چین و روسیه در ایران و منطقه
⸻
منافع مردم ایران
۱. پایان سرکوب، فساد و استبداد داخلی
۲. لغو تحریمها و بازگشت به اقتصاد جهانی
۳. دسترسی به فناوری، آموزش و بازارهای بینالمللی
۴. احترام به حقوق بشر، آزادی بیان و انتخابات آزاد
۵. حفظ استقلال ملی در چارچوب تعامل متوازن با جهان
۶. توسعه پایدار و کاهش فقر و بیکاری
۷. بازسازی اعتماد ملی و بازگشت سرمایه انسانی مهاجر
⸻
در مجموع، ایرانِ دموکراتیک نه تهدیدی برای جهان است و نه قربانی سیاستهای تنشآفرین؛ بلکه شریک منطقهای باثبات و قدرتمند برای صلح و توسعه است.
نظر شما چیست؟
#ایران #آمریکا #دموکراسی #آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌44❤6💯4👎1
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان و زندانی سیاسی سابق، در یادداشتی با عنوان «مردم ایران: سوژههای تغییر، نه ابژههای سلطه» مینویسد: «مردم ایران، در دل یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاسی قرن، بار دیگر در حال بازتعریف مفاهیم اراده، عاملیت و کنشگری جمعی هستند.» او با اشاره به پیشینه تاریخی ایستادگی مردم در برابر استبداد، از مزدک و بابک خرمدین تا مشروطه و خیزش ژینا میافزاید: «ملت ایران نشان داده است که میخواهد فاعلیت تغییر را، حتی به قیمت هزینههای گزاف دادهشده، هرگز دست استعمارگران بیرونی نسپارد.»
عبدی مینویسد: «مردم ایران هرگز در حاشیه تاریخ نایستادهاند» و در بزنگاههای تاریخی برای بازپسگیری سرنوشت خود، کنشگری فعال داشتهاند. او تأکید میکند جمهوری اسلامی، از همان آغاز، «خط بقای خود را در سرکوب یافت» و کوشیده با ایدئولوژی، نظارت تمامنگر و سرکوب ساختاری، مردم را از سوژههای سیاسی به ابژههای انقیاد بدل کند.
به باور او، «تکثر فرصتطلبی و فرصتطلبان مهمترین دستاورد گفتمانهای دروغین اصلاحی در نظامهای توتالیتر است» و اصلاحطلبی در نظام جمهوری اسلامی از نظر ساختاری بینتیجه بوده است.
این فعال صنفی به نقش مهم لایههای مختلف جامعه، از معلمان و کارگران تا زنان و دانشجویان در بر هم زدن نظم سرکوب اشاره کرده و مینویسد: «جنبشهایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژه عبور از جمهوری اسلامی را بهصورت عینی چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری به نمایش گذاردهاند.»
عبدی باور دارد «تغییر دموکراتیک زمانی پایدار میشود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایههای فرهنگی، نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی.» او با تأکید بر بازسازی قدرت از پایین مینویسد: «ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهاییبخش مدرن است که ابزارش نه خشونت، که آگاهی، سازمانیابی و همبستگی پایدار است.»
آقای عبدی در پایان تأکید میکند: «هیچ جریانی در این کشور نباید تجربه دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند… اینبار، تاریخ را مردم ایران نه فقط بازنویسی، بلکه بازتملک میکنند.»
📎 متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/y5e6ypdz
#اسماعیل_عبدی #ایران #آزادی #دموکراسی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
عبدی مینویسد: «مردم ایران هرگز در حاشیه تاریخ نایستادهاند» و در بزنگاههای تاریخی برای بازپسگیری سرنوشت خود، کنشگری فعال داشتهاند. او تأکید میکند جمهوری اسلامی، از همان آغاز، «خط بقای خود را در سرکوب یافت» و کوشیده با ایدئولوژی، نظارت تمامنگر و سرکوب ساختاری، مردم را از سوژههای سیاسی به ابژههای انقیاد بدل کند.
به باور او، «تکثر فرصتطلبی و فرصتطلبان مهمترین دستاورد گفتمانهای دروغین اصلاحی در نظامهای توتالیتر است» و اصلاحطلبی در نظام جمهوری اسلامی از نظر ساختاری بینتیجه بوده است.
این فعال صنفی به نقش مهم لایههای مختلف جامعه، از معلمان و کارگران تا زنان و دانشجویان در بر هم زدن نظم سرکوب اشاره کرده و مینویسد: «جنبشهایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژه عبور از جمهوری اسلامی را بهصورت عینی چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری به نمایش گذاردهاند.»
عبدی باور دارد «تغییر دموکراتیک زمانی پایدار میشود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایههای فرهنگی، نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی.» او با تأکید بر بازسازی قدرت از پایین مینویسد: «ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهاییبخش مدرن است که ابزارش نه خشونت، که آگاهی، سازمانیابی و همبستگی پایدار است.»
آقای عبدی در پایان تأکید میکند: «هیچ جریانی در این کشور نباید تجربه دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند… اینبار، تاریخ را مردم ایران نه فقط بازنویسی، بلکه بازتملک میکنند.»
📎 متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/y5e6ypdz
#اسماعیل_عبدی #ایران #آزادی #دموکراسی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤34👌7👎3💯1
Forwarded from گفتوشنود
«وضعیت اجتماعی آمریکاییها فوقالعاده دموکراتيک است؛ این خصلت در همان زمان پايهگذاری مستعمرات بود و هنوز هم با قدرت بيشتری در روزگار حاضر همان خصلت را دارا ست ... . در نتیجه، آمریکا در وضع اجتماعیاش پديدهای فوقالعاده را نشان میدهد.
در آنجا مردم از حیث ثروت و عقلانيت برابری بيشتری دارند يا به عبارت ديگر در قدرت، برابرتر از هر کشور ديگری در جهان يا هر عصر ديگری هستند که تاریخ يادش را زنده نگه داشته است.
پيامدهای سياسی چنین وضعیت اجتماعیای به سادگی قابل استنتاج است. محال است که باور کنیم برابری در نهایت راهش را در جهان سياسی، مثل هر جای ديگری، پيدا نخواهد کرد. تصور اینکه آدمیان هميشه در يک مقوله واحد نابرابر باقی بمانند؛ ولی در جنبههای ديگر برابر باشند، غیرممکن است؛ در نهايت همگی باید در همه زمينهها برابر شوند ... .»
گزیده کتاب دموکراسی در آمریکا نوشته الکسی دو توکویل. این کتاب را به رایگان دانلود کنید:
https://tavaana.org/democracy_in_america_tocqueville/
#دموکراسی
#دیکتاتوری #ایران #آمریکا #کتاب
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در آنجا مردم از حیث ثروت و عقلانيت برابری بيشتری دارند يا به عبارت ديگر در قدرت، برابرتر از هر کشور ديگری در جهان يا هر عصر ديگری هستند که تاریخ يادش را زنده نگه داشته است.
پيامدهای سياسی چنین وضعیت اجتماعیای به سادگی قابل استنتاج است. محال است که باور کنیم برابری در نهایت راهش را در جهان سياسی، مثل هر جای ديگری، پيدا نخواهد کرد. تصور اینکه آدمیان هميشه در يک مقوله واحد نابرابر باقی بمانند؛ ولی در جنبههای ديگر برابر باشند، غیرممکن است؛ در نهايت همگی باید در همه زمينهها برابر شوند ... .»
گزیده کتاب دموکراسی در آمریکا نوشته الکسی دو توکویل. این کتاب را به رایگان دانلود کنید:
https://tavaana.org/democracy_in_america_tocqueville/
#دموکراسی
#دیکتاتوری #ایران #آمریکا #کتاب
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3🕊3
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
صدها مقام و سیاستمدار در روزهای ۳۱ جولای و یکم آگوست (نهم و دهم مردادماه) در فنلاند گرد هم آمدند تا پنجاهمین سالگرد «سند نهایی هلسینکی» را جشن بگیرند.
از نشست هلسینکی چه میدانیم؟
جنبشهای مدنی که پس از امضای قطعنامه نهایی هلسینکی در بلوک شرق ظهور کردند، هدفی مشترک را دنبال میکردند که پایانبخشیدن به سرکوب حکومتی حقوق بنیادین شهروندان بود. هدف این جنبشها تحکیم مفاد بخش هفتم اعلام اصول قطعنامه نهایی هلسینکی بودند، «حقوق بشر و آزادیهای بنیادین، از جمله آزادی عقیده و بیان و باور دینی احترام بگذارند» و «منطبق با اصول و مقاصد مندرج در منشور سازمان ملل متحد و بیانیه جهانی حقوق بشر عمل نمایند». به علاوه، بخش هفتم بر حق برخورداری از حریم خصوصی، آزادی اندیشه، اخبار و اطلاعات، بیان، و رفت و آمد افراد تاکید میکند و مجازاتهای بیرحمانه و غیرعادی و حبس خودسرانه را ممنوع میشمارد. شهروندان اتحاد جماهیر شوروی و شهروندان دولتهای اقماری آن برای رسیدن به چنین اهدافی به برپایی کارازرهای سیاسی پرداختند و جهت مستندسازی و انتشار موارد سرپیچی دولتهای خود از تعهدات هلسینکی گروههای ناظر تشکیل دادند.
با گذشت زمان این شهروندان خواهان اصلاحات سیاسی در کشورهایشان شدند. دگردیسی رژیمهای کمونیستی به نظامهای سیاسی آزاد و دموکراتیک هدف غایی بود که بدان چشم دوخته بودند.
آنها توانستند با کمک مجامع بینالمللی و البته اتحاد خود به دموکراسی دست یابند.
درباره فرآیند هلسینکی و سقوط رژیم های کمونیست در اروپا بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/helsinki/
#مطالعه_موردی #دموکراسی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
از نشست هلسینکی چه میدانیم؟
جنبشهای مدنی که پس از امضای قطعنامه نهایی هلسینکی در بلوک شرق ظهور کردند، هدفی مشترک را دنبال میکردند که پایانبخشیدن به سرکوب حکومتی حقوق بنیادین شهروندان بود. هدف این جنبشها تحکیم مفاد بخش هفتم اعلام اصول قطعنامه نهایی هلسینکی بودند، «حقوق بشر و آزادیهای بنیادین، از جمله آزادی عقیده و بیان و باور دینی احترام بگذارند» و «منطبق با اصول و مقاصد مندرج در منشور سازمان ملل متحد و بیانیه جهانی حقوق بشر عمل نمایند». به علاوه، بخش هفتم بر حق برخورداری از حریم خصوصی، آزادی اندیشه، اخبار و اطلاعات، بیان، و رفت و آمد افراد تاکید میکند و مجازاتهای بیرحمانه و غیرعادی و حبس خودسرانه را ممنوع میشمارد. شهروندان اتحاد جماهیر شوروی و شهروندان دولتهای اقماری آن برای رسیدن به چنین اهدافی به برپایی کارازرهای سیاسی پرداختند و جهت مستندسازی و انتشار موارد سرپیچی دولتهای خود از تعهدات هلسینکی گروههای ناظر تشکیل دادند.
با گذشت زمان این شهروندان خواهان اصلاحات سیاسی در کشورهایشان شدند. دگردیسی رژیمهای کمونیستی به نظامهای سیاسی آزاد و دموکراتیک هدف غایی بود که بدان چشم دوخته بودند.
آنها توانستند با کمک مجامع بینالمللی و البته اتحاد خود به دموکراسی دست یابند.
درباره فرآیند هلسینکی و سقوط رژیم های کمونیست در اروپا بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/helsinki/
#مطالعه_موردی #دموکراسی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤4
Forwarded from گفتوشنود
نقشهٔ راهی برای گفتوگو
پیشنهادی برای اندیشهورزی آزاد
✍🏽 بینش نوروزی
پیشنهادی برای ترسیم مسیر گذار از جمهوری اسلامی به نظمی نو، بر پایهٔ خواست مردم
در میانهٔ آشفتگیهای سیاسی، هیاهوهای رسانهای، بحران اعتماد، و فروپاشی نظم موجود، این یادداشت نه برای قضاوت است، نه برای نسخهپیچی.
پیشنهادیست برای گفتوگو.
نه گفتوگویی از بالا، نه گفتوگویی متمرکز، نه در انحصار گروهی یا رسانهای خاص.
پیشنهادی باز و قابل تطبیق، برای آنکه هر کس و هر گروه در هر سطحی از آگاهی، تجربه یا دغدغه بتواند در دل زندگی خود، اندیشیدن ساختاری و رهاییبخش را آغاز کند یا گسترش دهد.
این طرح، دعوتیست به فاصلهگرفتن از پروپاگانداهای قدرت و توهمهای آلترناتیو، و نزدیک شدن به واقعیتِ پیچیدهٔ امروز، با هدف باز کردن مسیر آینده.
این مسیر در قالب پنج محور بنیادین برای گفتوگو و اندیشهورزی پیشنهاد میشود، نه بهعنوان مرحلههایی لزوماً متوالی، بلکه بهعنوان بُردارهایی که در همتنیدهاند، و بنا به موقعیت، میتوان از هرکدام آغاز کرد.
🧭 محور اول: تشخیص بحران – فهم لحظهٔ تاریخی
نخست باید وضعیت را درست دید:
ایران امروز در چه مرحلهای ایستاده؟
آیا ج.ا در حال فروپاشی ساختاریست، یا همچنان در فاز سرکوب بازدارنده؟
آیا اصلاح از درون ممکن است؟ یا پایانیافته؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«ایران امروز در کجای تاریخ ایستاده است؟ ج.ا در حال فروپاشی است یا بازتولید؟ چه دادههایی این را تأیید میکند؟»
🧭 محور دوم: نقد قدرت – افشای الگوهای فریب و سلطه
قدرت فقط در نهادهای رسمی نیست؛ در زبان، در چهرههای بدیلنما، در الگوهای فریب نیز هست.
ج.ا چگونه با تفرقه، ترس، دینفروشی و دشمنسازی دوام میآورد؟
کدام «آلترناتیوها» در عمل، بازتولید همان سلطهاند؟
چگونه ساختار قدرت بهجای چهرهها، هدف نقد قرار گیرد؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«چگونه در برابر فریبکاریهای حاکمیت و نیروهای بدیلنما ایستادگی کنیم؟ چه نشانههایی از بازسازی بت وجود دارد؟»
🧭 محور سوم: تولید گفتمان و خواست مشترک
گذر از بحران بدون زبان مشترک ممکن نیست.
مفاهیم کلیدی این دوران کداماند؟
چگونه میتوان با حفظ تنوع (قومیتی، مذهبی، جنسیتی، سیاسی) به خواستهای بنیادین مشترک رسید؟
چه مفاهیمی باید در کانون تحول باشند: آزادی، عدالت، کرامت، نهادگرایی، همبستگی…؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«کدام مفاهیم و واژگان باید پایهٔ زبان تحول باشند؟ چگونه میتوان گفتمان واحدی در دل تفاوتها ساخت؟»
🧭 محور چهارم: نهادسازی مردمی – از امید تا عمل
ساخت آینده، تنها با نقد گذشته ممکن نیست؛
چگونه نهادهای مردمی را در دل جامعه بازآفرینی کنیم؟
از شوراهای محلی تا مجامع صنفی، از حلقههای دانشجویی تا شبکههای قومی و فرهنگی…
نقش آنها در دوران گذار چیست؟
آیا میتوان ساختار شورای گذار را نه بهعنوان نجاتدهنده، بلکه بهمثابه هماهنگکنندهٔ ارادهها شکل داد؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«الگوهای موفق نهادسازی در جوامع در حال گذار چه بودهاند؟ چگونه این الگوها را در ایران بازآفرینی کنیم؟»
🧭 محور پنجم: گذار دموکراتیک – از فروپاشی به بازسازی
گذار، اگر دموکراتیک نباشد، استبدادی نو خواهد زاد.
چگونه بدون خشونت، اما با قدرت مردمی، عبور کنیم؟
آیا مطالبهٔ رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، با نظارت بینالمللی، قابل تحقق است؟
چگونه یک دورهٔ گذار طراحی شود که متضمن آزادی، عدالت انتقالی، و بازسازی نهادهای عمومی باشد؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«در صورت سقوط یا عقبنشینی جمهوری اسلامی، گامهای اول برای برقراری نظم دموکراتیک چیست؟»
🔸 جمعبندی
این یادداشت، طرحی برای تأمل و گفتوگوست؛ نه برای تحمیل، نه برای تبلیغ.
ممکن است برخی از ما از یک یا چند محور گذشته باشیم، برخی دیگر هنوز در آغاز پرسش.
هیچ اشکالی ندارد.
این مسیر، بسته به تجربه، دغدغه و زیستِ هر فرد و گروه، میتواند از نقطهای متفاوت آغاز شود.
آنچه اهمیت دارد:
آغاز کردن گفتوگوست،
باز کردن راه اندیشهورزی رها از رسانههای حکومتی و جریانهای استبدادباز،
و ساختن چشماندازی برآمده از خرد جمعی، واقعگرایی، کرامت انسانی، و ارادهٔ مردم.
اگر این طرح با درون تو همصداست، آن را در هر جمعی که میتوانی به گفتوگو بگذار:
در خانه، در کلاس، در حلقههای دوستان، در شبکههای مستقل، در گروه ها یا در متن زندگی روزمره.
ما آینده را با هم میسازیم—نه از بالا، نه به نیابت؛
با اندیشیدن، گفتوگو کردن، و عمل کردن، از دل مردم.
منبع کانال تلگرام نویسنده
#دموکراسی #گفتگو #گذار_از_جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیشنهادی برای اندیشهورزی آزاد
✍🏽 بینش نوروزی
پیشنهادی برای ترسیم مسیر گذار از جمهوری اسلامی به نظمی نو، بر پایهٔ خواست مردم
در میانهٔ آشفتگیهای سیاسی، هیاهوهای رسانهای، بحران اعتماد، و فروپاشی نظم موجود، این یادداشت نه برای قضاوت است، نه برای نسخهپیچی.
پیشنهادیست برای گفتوگو.
نه گفتوگویی از بالا، نه گفتوگویی متمرکز، نه در انحصار گروهی یا رسانهای خاص.
پیشنهادی باز و قابل تطبیق، برای آنکه هر کس و هر گروه در هر سطحی از آگاهی، تجربه یا دغدغه بتواند در دل زندگی خود، اندیشیدن ساختاری و رهاییبخش را آغاز کند یا گسترش دهد.
این طرح، دعوتیست به فاصلهگرفتن از پروپاگانداهای قدرت و توهمهای آلترناتیو، و نزدیک شدن به واقعیتِ پیچیدهٔ امروز، با هدف باز کردن مسیر آینده.
این مسیر در قالب پنج محور بنیادین برای گفتوگو و اندیشهورزی پیشنهاد میشود، نه بهعنوان مرحلههایی لزوماً متوالی، بلکه بهعنوان بُردارهایی که در همتنیدهاند، و بنا به موقعیت، میتوان از هرکدام آغاز کرد.
🧭 محور اول: تشخیص بحران – فهم لحظهٔ تاریخی
نخست باید وضعیت را درست دید:
ایران امروز در چه مرحلهای ایستاده؟
آیا ج.ا در حال فروپاشی ساختاریست، یا همچنان در فاز سرکوب بازدارنده؟
آیا اصلاح از درون ممکن است؟ یا پایانیافته؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«ایران امروز در کجای تاریخ ایستاده است؟ ج.ا در حال فروپاشی است یا بازتولید؟ چه دادههایی این را تأیید میکند؟»
🧭 محور دوم: نقد قدرت – افشای الگوهای فریب و سلطه
قدرت فقط در نهادهای رسمی نیست؛ در زبان، در چهرههای بدیلنما، در الگوهای فریب نیز هست.
ج.ا چگونه با تفرقه، ترس، دینفروشی و دشمنسازی دوام میآورد؟
کدام «آلترناتیوها» در عمل، بازتولید همان سلطهاند؟
چگونه ساختار قدرت بهجای چهرهها، هدف نقد قرار گیرد؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«چگونه در برابر فریبکاریهای حاکمیت و نیروهای بدیلنما ایستادگی کنیم؟ چه نشانههایی از بازسازی بت وجود دارد؟»
🧭 محور سوم: تولید گفتمان و خواست مشترک
گذر از بحران بدون زبان مشترک ممکن نیست.
مفاهیم کلیدی این دوران کداماند؟
چگونه میتوان با حفظ تنوع (قومیتی، مذهبی، جنسیتی، سیاسی) به خواستهای بنیادین مشترک رسید؟
چه مفاهیمی باید در کانون تحول باشند: آزادی، عدالت، کرامت، نهادگرایی، همبستگی…؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«کدام مفاهیم و واژگان باید پایهٔ زبان تحول باشند؟ چگونه میتوان گفتمان واحدی در دل تفاوتها ساخت؟»
🧭 محور چهارم: نهادسازی مردمی – از امید تا عمل
ساخت آینده، تنها با نقد گذشته ممکن نیست؛
چگونه نهادهای مردمی را در دل جامعه بازآفرینی کنیم؟
از شوراهای محلی تا مجامع صنفی، از حلقههای دانشجویی تا شبکههای قومی و فرهنگی…
نقش آنها در دوران گذار چیست؟
آیا میتوان ساختار شورای گذار را نه بهعنوان نجاتدهنده، بلکه بهمثابه هماهنگکنندهٔ ارادهها شکل داد؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«الگوهای موفق نهادسازی در جوامع در حال گذار چه بودهاند؟ چگونه این الگوها را در ایران بازآفرینی کنیم؟»
🧭 محور پنجم: گذار دموکراتیک – از فروپاشی به بازسازی
گذار، اگر دموکراتیک نباشد، استبدادی نو خواهد زاد.
چگونه بدون خشونت، اما با قدرت مردمی، عبور کنیم؟
آیا مطالبهٔ رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، با نظارت بینالمللی، قابل تحقق است؟
چگونه یک دورهٔ گذار طراحی شود که متضمن آزادی، عدالت انتقالی، و بازسازی نهادهای عمومی باشد؟
📌 پیشنهاد گفتوگو:
«در صورت سقوط یا عقبنشینی جمهوری اسلامی، گامهای اول برای برقراری نظم دموکراتیک چیست؟»
🔸 جمعبندی
این یادداشت، طرحی برای تأمل و گفتوگوست؛ نه برای تحمیل، نه برای تبلیغ.
ممکن است برخی از ما از یک یا چند محور گذشته باشیم، برخی دیگر هنوز در آغاز پرسش.
هیچ اشکالی ندارد.
این مسیر، بسته به تجربه، دغدغه و زیستِ هر فرد و گروه، میتواند از نقطهای متفاوت آغاز شود.
آنچه اهمیت دارد:
آغاز کردن گفتوگوست،
باز کردن راه اندیشهورزی رها از رسانههای حکومتی و جریانهای استبدادباز،
و ساختن چشماندازی برآمده از خرد جمعی، واقعگرایی، کرامت انسانی، و ارادهٔ مردم.
اگر این طرح با درون تو همصداست، آن را در هر جمعی که میتوانی به گفتوگو بگذار:
در خانه، در کلاس، در حلقههای دوستان، در شبکههای مستقل، در گروه ها یا در متن زندگی روزمره.
ما آینده را با هم میسازیم—نه از بالا، نه به نیابت؛
با اندیشیدن، گفتوگو کردن، و عمل کردن، از دل مردم.
منبع کانال تلگرام نویسنده
#دموکراسی #گفتگو #گذار_از_جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👌1
اگر اعتراض کنید، نمیآیم!
از وکالت تا ولایت؛ وقتی نماینده، ارباب موکلان میشود
✍️خیام عباسی، جامعهشناس
غلامرصا تاجگردون نماینده گچساران که در انتخابات قبلی به دلیل تخلف انتخاباتی، اعتبارنامهاش توسط نمایندگان مجلس تأیید نشد و از مجلس اخراجش کردند، در یک جلسه با تعدادی از موکلین و منتقدان خود گفته است (نقل به مضمون): چرا اعتراض میکنید؟. اگر به اعتراض و انتقاد ادامه بدهید، رهایتان میکنم و در تهران مینشینم، کاری هم از دستتان برنمیآید چون نماینده هستم.
پارلمانی که تاجگردون عضو آن است، نتیجۀ تئوریپردازیهای فیلسوفان غربی است و بعید است نامبرده از مکانیزم آن و ضرورت پاسخگویی وکیل به موکلان آگاه باشد. اگر او با مکانیزمی کاملاً دموکراتیک انتخاب شده بود، همین چند جمله حق عزل او را به موکلانش میداد و موکلانش - حتا آن درصدی که به او رأی ندادهاند- قادر بودند به راحتی، کرسی قرمز ِ پُر آبونان را از زیر پای او بکشند. اما دریغا که... .
اما، فیلسوفانی چون روسو و لاک بر این اصل پای فشردهاند که قدرت سیاسی ریشه در حقوق انتخاباتی مردم دارد. نماینده، وکیلِ موکلان است، نه ارباب آنان. موکل، وکیل را استخدام میکند تا کارهای او را انجام بدهد. این رابطه در ایران برعکس شده است. هنگامی که نمایندهای میگوید: «رهایتان میکنم و کاری نمیتوانید بکنید چون نماینده هستم» در واقع خود را فراتر از مردم مینهد و رابطۀ عمودی ِ فرادست - فرودست را جایگزین رابطۀ افقی ِ خادم - موکل میکند. این سخن، مشروعیت نمایندگی را از اساس تخریب میکند.
حقِ اعتراض و نقد، خون جاری در رگهای دموکراسی است. جان استوارت میل در رساله جاودان «دربارۀ آزادی» هشدار داده است که خاموش کردن صداهای مخالف، جامعه را به ورطۀ «استبداد خاموش» میکشاند. عبارت «اعتراض میکنید» نهتنها حق مردم را تحقیر میکند، بلکه خطر تبدیل نمایندگی به پدرسالاری سیاسی را آشکار میسازد. نمایندهای که نقد و اعتراض را با تهدید پاسخ میدهد، گویی خود را «پدر و دانای کل جامعه» میپندارد.
البته چنین آدمی حتا مصونیت پارلمانی را هم درک نکرده است. مصونیت پارلمانی، حربهای برای دفاع از استقلال نهاد قانونگذاری در برابر فشارهای بیرونی است. این دیدگاه را منتسکیو، نظریهپرداز تفکیک قوا نوشته است. اما هنگامی که نمایندهای با تکیه بر این مصونیت فریاد میزند:«کاری از دستتان برنمیآید»، این امتیاز را به سلاحی برای مصونیت از پاسخگویی بدل میکند. این همان فساد نهادی است که ارسطو نسبت به آن هشدار داده است؛ یعنی تبدیل دموکراسی به اولیگارشی خودکامه.
هابرماس و دیگر نظریهپردازان دموکراسی ِ گفتوگومحور تأکید دارند که مشروعیت نهادها در گرو دادوستد پیوسته با ارادۀ مردم است. اعلام «در تهران مینشینم» و تهدید به ترک مسئولیت، نشاندهندۀ گسست ارادۀ نماینده از ارادۀ موکلان است. این سخن، آشکارا میگوید نفع شخصی یا موقعیت من بر خدمت به شما ارجحیت دارد.
حتی ادموند برک که از استقلال رأی نماینده دفاع میکرد، هرگز حق تحقیر مردم یا انکار پاسخگویی را مجاز نمیشمرد. آنچه این جا رخ داده، سقوط از اخلاق نمایندگی به ورطۀ نخوت قدرت است. نمایندهای که تهدید به «رها کردن» مردم میکند، گویی نمایندگی را ملک شخصی خود میپندارد، نه امانتی عمومی.
این سخن، سه زنگخطر بزرگ را به صدا درمیآورد:
اول، فراموشی ریشههای مردمی قدرت (روسو)؛
دوم، تبدیل نقد به «تهدید» (نفی آزادی بیان میل)؛
و سوم، سوءاستفاده از نهادهای دموکراتیک برای تثبیت بیمسئولیتی (ارسطو).
همانگونه که روسو هشدار داد قدرتی که از مردم برمیخیزد، اگر در خدمت مردم نباشد، مشروعیت خود را میکُشد.
این نماینده، با گفتارش، نهتنها مشروعیت خودش را خدشهدار کرده، بلکه خطر بیاعتمادی به نهاد نمایندگی را نیز دامن زده است.
اینکه کدامیک از نهادها و سازمانهای حکومتی در نبود حق عزل مردم، از این نماینده پاسخ و توضیح بخواهند، در اصول اساسی و حقوق سیاسی مردم غایب است. در واقع برای چنین نمایندهای هم روشن است که ارکان حکومت از او توضیح نمیخواهند. هرچه هست، حتا رنگ ظاهری هم از سیستم انتخاباتی در ایران باقی نمانده است. اگرنه چنین افرادی، نمایندگی مردم را در لیست آرزوهایشان مینوشتند.
آنچه خواندید یادداشت تحلیلی خیام عباسی (جامعهشناس) است که در کانال تلگرامیاش (شرنگ) منتشر شده است.
#مشروعیت #بحران_مشروعیت #دموکراسی #مسئولیت #شفافیت #قدرت #نمایندگی #پاسخگویی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از وکالت تا ولایت؛ وقتی نماینده، ارباب موکلان میشود
✍️خیام عباسی، جامعهشناس
غلامرصا تاجگردون نماینده گچساران که در انتخابات قبلی به دلیل تخلف انتخاباتی، اعتبارنامهاش توسط نمایندگان مجلس تأیید نشد و از مجلس اخراجش کردند، در یک جلسه با تعدادی از موکلین و منتقدان خود گفته است (نقل به مضمون): چرا اعتراض میکنید؟. اگر به اعتراض و انتقاد ادامه بدهید، رهایتان میکنم و در تهران مینشینم، کاری هم از دستتان برنمیآید چون نماینده هستم.
پارلمانی که تاجگردون عضو آن است، نتیجۀ تئوریپردازیهای فیلسوفان غربی است و بعید است نامبرده از مکانیزم آن و ضرورت پاسخگویی وکیل به موکلان آگاه باشد. اگر او با مکانیزمی کاملاً دموکراتیک انتخاب شده بود، همین چند جمله حق عزل او را به موکلانش میداد و موکلانش - حتا آن درصدی که به او رأی ندادهاند- قادر بودند به راحتی، کرسی قرمز ِ پُر آبونان را از زیر پای او بکشند. اما دریغا که... .
اما، فیلسوفانی چون روسو و لاک بر این اصل پای فشردهاند که قدرت سیاسی ریشه در حقوق انتخاباتی مردم دارد. نماینده، وکیلِ موکلان است، نه ارباب آنان. موکل، وکیل را استخدام میکند تا کارهای او را انجام بدهد. این رابطه در ایران برعکس شده است. هنگامی که نمایندهای میگوید: «رهایتان میکنم و کاری نمیتوانید بکنید چون نماینده هستم» در واقع خود را فراتر از مردم مینهد و رابطۀ عمودی ِ فرادست - فرودست را جایگزین رابطۀ افقی ِ خادم - موکل میکند. این سخن، مشروعیت نمایندگی را از اساس تخریب میکند.
حقِ اعتراض و نقد، خون جاری در رگهای دموکراسی است. جان استوارت میل در رساله جاودان «دربارۀ آزادی» هشدار داده است که خاموش کردن صداهای مخالف، جامعه را به ورطۀ «استبداد خاموش» میکشاند. عبارت «اعتراض میکنید» نهتنها حق مردم را تحقیر میکند، بلکه خطر تبدیل نمایندگی به پدرسالاری سیاسی را آشکار میسازد. نمایندهای که نقد و اعتراض را با تهدید پاسخ میدهد، گویی خود را «پدر و دانای کل جامعه» میپندارد.
البته چنین آدمی حتا مصونیت پارلمانی را هم درک نکرده است. مصونیت پارلمانی، حربهای برای دفاع از استقلال نهاد قانونگذاری در برابر فشارهای بیرونی است. این دیدگاه را منتسکیو، نظریهپرداز تفکیک قوا نوشته است. اما هنگامی که نمایندهای با تکیه بر این مصونیت فریاد میزند:«کاری از دستتان برنمیآید»، این امتیاز را به سلاحی برای مصونیت از پاسخگویی بدل میکند. این همان فساد نهادی است که ارسطو نسبت به آن هشدار داده است؛ یعنی تبدیل دموکراسی به اولیگارشی خودکامه.
هابرماس و دیگر نظریهپردازان دموکراسی ِ گفتوگومحور تأکید دارند که مشروعیت نهادها در گرو دادوستد پیوسته با ارادۀ مردم است. اعلام «در تهران مینشینم» و تهدید به ترک مسئولیت، نشاندهندۀ گسست ارادۀ نماینده از ارادۀ موکلان است. این سخن، آشکارا میگوید نفع شخصی یا موقعیت من بر خدمت به شما ارجحیت دارد.
حتی ادموند برک که از استقلال رأی نماینده دفاع میکرد، هرگز حق تحقیر مردم یا انکار پاسخگویی را مجاز نمیشمرد. آنچه این جا رخ داده، سقوط از اخلاق نمایندگی به ورطۀ نخوت قدرت است. نمایندهای که تهدید به «رها کردن» مردم میکند، گویی نمایندگی را ملک شخصی خود میپندارد، نه امانتی عمومی.
این سخن، سه زنگخطر بزرگ را به صدا درمیآورد:
اول، فراموشی ریشههای مردمی قدرت (روسو)؛
دوم، تبدیل نقد به «تهدید» (نفی آزادی بیان میل)؛
و سوم، سوءاستفاده از نهادهای دموکراتیک برای تثبیت بیمسئولیتی (ارسطو).
همانگونه که روسو هشدار داد قدرتی که از مردم برمیخیزد، اگر در خدمت مردم نباشد، مشروعیت خود را میکُشد.
این نماینده، با گفتارش، نهتنها مشروعیت خودش را خدشهدار کرده، بلکه خطر بیاعتمادی به نهاد نمایندگی را نیز دامن زده است.
اینکه کدامیک از نهادها و سازمانهای حکومتی در نبود حق عزل مردم، از این نماینده پاسخ و توضیح بخواهند، در اصول اساسی و حقوق سیاسی مردم غایب است. در واقع برای چنین نمایندهای هم روشن است که ارکان حکومت از او توضیح نمیخواهند. هرچه هست، حتا رنگ ظاهری هم از سیستم انتخاباتی در ایران باقی نمانده است. اگرنه چنین افرادی، نمایندگی مردم را در لیست آرزوهایشان مینوشتند.
آنچه خواندید یادداشت تحلیلی خیام عباسی (جامعهشناس) است که در کانال تلگرامیاش (شرنگ) منتشر شده است.
#مشروعیت #بحران_مشروعیت #دموکراسی #مسئولیت #شفافیت #قدرت #نمایندگی #پاسخگویی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12👍6❤2
Forwarded from گفتوشنود
از جمهوریت تا عبودیت؛
حقیقت تلخ رابطه مردم و حاکمان در جمهوری اسلامی
اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بزرگترین دروغ جمهوری اسلامی همان واژه «جمهوری» در نام آن است. در یک جمهوری واقعی، رابطه میان مردم و حاکمان بر اساس اصل وکیل و موکل شکل میگیرد. مردم، صاحبان قدرتاند و حاکمان تنها وکلای موقت آنان؛ و همانطور که هر موکلی حق دارد وکیل خود را عزل کند، مردم هم حق دارند حاکمانشان را برکنار کنند. این اصل، شالوده دموکراسی و اساس مسئولیتپذیری قدرت است.
اما در جمهوری اسلامی، رابطهای کاملاً متفاوت حاکم است؛ رابطهای که بیشتر از جنس عبد و مولا است تا موکل و وکیل. ولی فقیه در این نظام جایگاهی دارد که نه انتخاب مردم او را تعیین میکند و نه اراده مردم توان عزل او را دارد. او عملاً «مولا»یی است که بر سرنوشت «عباد» حکومت میکند. مردم در بهترین حالت، مجازند در انتخاباتهایی شرکت کنند که پیشاپیش فیلتر شورای نگهبان دایرهی انتخابشان را محدود کرده است. یعنی حق انتخاب واقعی وجود ندارد، بلکه فقط حق رأی دادن میان گزینههای گزینششده باقی میماند.
مصادیق این رابطه عمودی فراوان است:
اصل ۱۱۰ قانون اساسی اختیاراتی شبیه به یک سلطان مطلقه به ولی فقیه داده است.
شورای نگهبان، منصوب رهبر، هر صدایی را که خلاف میل قدرت باشد حذف میکند.
در اعتراضات مردمی، به جای پاسخگویی، حکومت مردم را «اغتشاشگر» و «فتنهگر» مینامد؛ همانند عبیدی که حق مطالبه از مولای خود ندارند.
حتی رسانه ملی، که قرار است صدای ملت باشد، عملاً «رسانه ولی فقیه» است و رئیس آن مستقیماً از سوی او منصوب میشود.
اینها همه نشان میدهد که در جمهوری اسلامی، مردم نه «شریک قدرت» بلکه «مطیع قدرت» هستند. ظواهر انتخاباتی تنها پوششی است برای مشروعیتبخشی به یک نظام ولایی که ماهیتاً غیردموکراتیک است.
نتیجه روشن است: رابطهای که بر اساس عبد و مولا تعریف شود، نه اصلاحپذیر است و نه با اصل جمهوریت سازگار. چنین رابطهای دیر یا زود شکاف میان مردم و حاکمان را عمیقتر میکند و جامعه را به سمت بیاعتمادی، اعتراض و حتی گسست سیاسی میبرد. اگر جمهوری اسلامی واقعاً به جمهوریت خود وفادار بود، باید نخستین گام را بر میداشت: پذیرش حق مردم برای عزل حاکمان، حتی در بالاترین سطح قدرت. چیزی که امروز در عمل محال است.
#جمهوری_اسلامی #ولایت_فقیه #دموکراسی #مردم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از جمهوریت تا عبودیت؛
حقیقت تلخ رابطه مردم و حاکمان در جمهوری اسلامی
اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بزرگترین دروغ جمهوری اسلامی همان واژه «جمهوری» در نام آن است. در یک جمهوری واقعی، رابطه میان مردم و حاکمان بر اساس اصل وکیل و موکل شکل میگیرد. مردم، صاحبان قدرتاند و حاکمان تنها وکلای موقت آنان؛ و همانطور که هر موکلی حق دارد وکیل خود را عزل کند، مردم هم حق دارند حاکمانشان را برکنار کنند. این اصل، شالوده دموکراسی و اساس مسئولیتپذیری قدرت است.
اما در جمهوری اسلامی، رابطهای کاملاً متفاوت حاکم است؛ رابطهای که بیشتر از جنس عبد و مولا است تا موکل و وکیل. ولی فقیه در این نظام جایگاهی دارد که نه انتخاب مردم او را تعیین میکند و نه اراده مردم توان عزل او را دارد. او عملاً «مولا»یی است که بر سرنوشت «عباد» حکومت میکند. مردم در بهترین حالت، مجازند در انتخاباتهایی شرکت کنند که پیشاپیش فیلتر شورای نگهبان دایرهی انتخابشان را محدود کرده است. یعنی حق انتخاب واقعی وجود ندارد، بلکه فقط حق رأی دادن میان گزینههای گزینششده باقی میماند.
مصادیق این رابطه عمودی فراوان است:
اصل ۱۱۰ قانون اساسی اختیاراتی شبیه به یک سلطان مطلقه به ولی فقیه داده است.
شورای نگهبان، منصوب رهبر، هر صدایی را که خلاف میل قدرت باشد حذف میکند.
در اعتراضات مردمی، به جای پاسخگویی، حکومت مردم را «اغتشاشگر» و «فتنهگر» مینامد؛ همانند عبیدی که حق مطالبه از مولای خود ندارند.
حتی رسانه ملی، که قرار است صدای ملت باشد، عملاً «رسانه ولی فقیه» است و رئیس آن مستقیماً از سوی او منصوب میشود.
اینها همه نشان میدهد که در جمهوری اسلامی، مردم نه «شریک قدرت» بلکه «مطیع قدرت» هستند. ظواهر انتخاباتی تنها پوششی است برای مشروعیتبخشی به یک نظام ولایی که ماهیتاً غیردموکراتیک است.
نتیجه روشن است: رابطهای که بر اساس عبد و مولا تعریف شود، نه اصلاحپذیر است و نه با اصل جمهوریت سازگار. چنین رابطهای دیر یا زود شکاف میان مردم و حاکمان را عمیقتر میکند و جامعه را به سمت بیاعتمادی، اعتراض و حتی گسست سیاسی میبرد. اگر جمهوری اسلامی واقعاً به جمهوریت خود وفادار بود، باید نخستین گام را بر میداشت: پذیرش حق مردم برای عزل حاکمان، حتی در بالاترین سطح قدرت. چیزی که امروز در عمل محال است.
#جمهوری_اسلامی #ولایت_فقیه #دموکراسی #مردم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯17❤7👍1👌1
Forwarded from گفتوشنود
حقیقت پاسدار نمیخواهد، آزادی میخواهد.
جمهوری اسلامی: از پاسداری حقیقت تا زندانی کردن آن.
پیامی از همراهان
ریچارد رورتی میگفت: «شما هوای آزادی را داشته باشید، حقیقت هوای خودش را دارد.»
و چه درسی روشنتر از این برای امروز ایران؟
او معتقد بود که اگر آزادی سیاسی و اجتماعی را پاس بداریم، حقیقت نیز خود به خود مراقبت خواهد شد
حاکمان جمهوری اسلامی! بیش از چهل سال است که آزادی را خفه کردهاید به این خیال که حقیقت را در مشت خود نگه میدارید. دانشگاه را به پادگان بدل کردید، رسانه را به بوق دروغ تقلیل دادید، قلم را شکاندید و دهانها را دوختید. اما حقیقت نه در صداوسیما یافت میشود، نه در خطبههای جمعه و نه در مصوبات شورای نگهبان. حقیقت، خانهاش در آزادی است.
شما با زور و زندان میخواهید آنچه را «حقیقت اسلامی» مینامید به مردم تحمیل کنید، اما حقیقت اگر واقعی باشد، نیازی به باتوم ندارد. تنها چیزی که به سرکوب نیاز دارد، همان دروغی است که به نام حقیقت عرضه میکنید.
مردم ایران! این جمله را باید آویزهی گوش کنیم: تا آزادی نباشد، حقیقت بر ما آشکار نمیشود. هر گامی که برای پاسداری از آزادی برداشته شود، گامی به سوی نفس کشیدن حقیقت است. آزادی رسانه، آزادی اندیشه، آزادی زن و مرد در انتخاب، همان هوایی است که حقیقت در آن نفس میکشد.
جمهوری اسلامی امروز در بنبست است؛ زیرا میداند اگر لحظهای آزادی دهد، حقیقت تمام دروغهایش را رسوا میکند. همین است که به جای شنیدن صدای مردم، صدا را میبُرد؛ به جای دیدن حقیقت، چشمها را میبندد.
اما تاریخ به نفع آزادی داوری میکند. هیچ استبدادی در برابر حقیقت دوام نیاورده است. فردا که هوای آزادی بر این سرزمین بوزد، حقیقت سر از خاک برخواهد آورد، بینیاز از همهی دستگاههای تبلیغاتی و امنیتی شما.
#حقیقت #آزادی #حکومت_ایدئولوژیک #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حقیقت پاسدار نمیخواهد، آزادی میخواهد.
جمهوری اسلامی: از پاسداری حقیقت تا زندانی کردن آن.
پیامی از همراهان
ریچارد رورتی میگفت: «شما هوای آزادی را داشته باشید، حقیقت هوای خودش را دارد.»
و چه درسی روشنتر از این برای امروز ایران؟
او معتقد بود که اگر آزادی سیاسی و اجتماعی را پاس بداریم، حقیقت نیز خود به خود مراقبت خواهد شد
حاکمان جمهوری اسلامی! بیش از چهل سال است که آزادی را خفه کردهاید به این خیال که حقیقت را در مشت خود نگه میدارید. دانشگاه را به پادگان بدل کردید، رسانه را به بوق دروغ تقلیل دادید، قلم را شکاندید و دهانها را دوختید. اما حقیقت نه در صداوسیما یافت میشود، نه در خطبههای جمعه و نه در مصوبات شورای نگهبان. حقیقت، خانهاش در آزادی است.
شما با زور و زندان میخواهید آنچه را «حقیقت اسلامی» مینامید به مردم تحمیل کنید، اما حقیقت اگر واقعی باشد، نیازی به باتوم ندارد. تنها چیزی که به سرکوب نیاز دارد، همان دروغی است که به نام حقیقت عرضه میکنید.
مردم ایران! این جمله را باید آویزهی گوش کنیم: تا آزادی نباشد، حقیقت بر ما آشکار نمیشود. هر گامی که برای پاسداری از آزادی برداشته شود، گامی به سوی نفس کشیدن حقیقت است. آزادی رسانه، آزادی اندیشه، آزادی زن و مرد در انتخاب، همان هوایی است که حقیقت در آن نفس میکشد.
جمهوری اسلامی امروز در بنبست است؛ زیرا میداند اگر لحظهای آزادی دهد، حقیقت تمام دروغهایش را رسوا میکند. همین است که به جای شنیدن صدای مردم، صدا را میبُرد؛ به جای دیدن حقیقت، چشمها را میبندد.
اما تاریخ به نفع آزادی داوری میکند. هیچ استبدادی در برابر حقیقت دوام نیاورده است. فردا که هوای آزادی بر این سرزمین بوزد، حقیقت سر از خاک برخواهد آورد، بینیاز از همهی دستگاههای تبلیغاتی و امنیتی شما.
#حقیقت #آزادی #حکومت_ایدئولوژیک #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24👌1
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، در یادداشتی بر لزوم دفاع بیقید و شرط از آزادی همه زندانیان سیاسی تأکید کرد و آن را سنگبنای دموکراسی دانست. او در همین متن با اشاره به وخامت وضعیت جسمی حسین رونقی در یازدهمین روز اعتصاب غذا، نسبت به پیامدهای خطرناک این شرایط هشدار داد.
متن یادداشت آقای صادقی به شرح زیر است:
در جوامعی که زندانی سیاسی و عقیدتی وجود دارد، زندانی نهفقط فردی محبوس، بلکه نقطهای بحرانی در نسبت قدرت و مشروعیت است. در چنین شرایطی، دفاع از آزادی زندانیان سیاسی، نه یک کنش یا اکت حقوق بشری صرف، بلکه اقدامی عمیقاً سیاسی برای بازتعریف و بازسازی آیندهای دموکراتیک است.
پدیدهی زندانی سیاسی، اگرچه در ساحت حقوق بشر با زبان کرامت انسانی بازشناسی میشود، اما در قلمرو سیاست معنای کاملاً متفاوتی دارد: زندانی سیاسی کسی است که به دلیل اندیشه، کنش سیاسی یا مخالفت با حاکمیت بازداشت یا زندانی شده است.
در شرایطی که بخشی از نیروهای سیاسی در حمایت از زندانیان سیاسی گزینشی عمل میکنند و فقط از «خودیها» دفاع میکنند، سؤال محوری چنین است:
چرا باید از آزادی همهی زندانیان سیاسی ـ صرفنظر از دیدگاههایشان دفاع کرد؟ و این دفاع چه پیامد سیاسی و اخلاقی دارد؟
در اخلاق فردی، شاید بتوان مخالف را نادیده گرفت، اما در اخلاق سیاسی، پذیرش تنوع اساس عدالت است. مشروعیت سیاسی نه بر مبنای باور و نیت کنشگران، بلکه بر مبنای فرصت برابر برای بیان عقاید تعریف میشود.
وقتی تنها از بخشی از زندانیان سیاسی حمایت میشود، ما بهطور ضمنی این گزاره را میپذیریم:
«برخی افراد، بهواسطهی دیدگاههایی که از منظر ما خوشایند نیست، سزاوار سرکوب از طرف حکومت هستند و نباید صدایشان شنیده شود.»
این نگاه نهتنها اخلاقاً درست نیست، بلکه در نهایت باعث سرکوب سختتر جریانات دیگر در آینده خواهد شد. برابری در امکان اعتراض، اساس جامعهی دموکراتیک است.
جامعهی سالم و اخلاقی، میدان رقابت است، نه قضاوت. اگر دفاع از زندانیان سیاسی تنها معطوف به جریانهای خودی باشد، ما همان کار حکومت را در مقیاسی دیگر تکرار میکنیم:
حذف صداهای نامطلوب (از منظر ما) از عرصهی عمومی.
دموکراسی نه با حذف مخالف، بلکه با پذیرش و نهادینهکردن تنوع و تضادها معنا پیدا میکند. عرصهی سیاست، عرصهی رقابت ایدههاست، نه اجماع فکری.
مشروعیت سیاسی، برخلاف تصورات رایج، از «درستی دیدگاه» حاصل نمیشود، بلکه از فرصت برابر در ارائه و رقابت برای دیدگاهها ناشی میشود.
دفاع از آزادی همهی زندانیان سیاسی، نه یک حرکت انساندوستانهی صرف، بلکه سنگبنای دموکراسی بر اساس رقابت، تنوع و عدالت است.
اگر امروز صدای همه نباشیم، فردا ساختار قدرتی خواهیم داشت که صداهای مختلف را نیز به رسمیت نخواهد شناخت.
اگر امروز حذف کنیم، فردا حذف خواهیم شد.
و اگر امروز مرز آزادی را بر مبنای دیدگاه بکشیم، دموکراسی را به حیاط خلوت ایدئولوژی خودمان تبدیل کردهایم.
بر اساس منابع موثق نزدیک به زندانیان سیاسی زندان قزلحصار در آخرین بررسی علائم حیاتی زندانی سیاسی حسین رونقی توسط بهداری واحد چهار این زندان، فشار خون وی ۹/۵_۵/۴ و ضربان قلب وی۵۶ بوده است.
این علائم در یازدهمین روز اعتصاب اعتراضی وی، نگرانی جدی را در پی داشته است.
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی.
#حسين_رونقى #آرش_صادقی #دموکراسی #حقوق_بشر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن یادداشت آقای صادقی به شرح زیر است:
در جوامعی که زندانی سیاسی و عقیدتی وجود دارد، زندانی نهفقط فردی محبوس، بلکه نقطهای بحرانی در نسبت قدرت و مشروعیت است. در چنین شرایطی، دفاع از آزادی زندانیان سیاسی، نه یک کنش یا اکت حقوق بشری صرف، بلکه اقدامی عمیقاً سیاسی برای بازتعریف و بازسازی آیندهای دموکراتیک است.
پدیدهی زندانی سیاسی، اگرچه در ساحت حقوق بشر با زبان کرامت انسانی بازشناسی میشود، اما در قلمرو سیاست معنای کاملاً متفاوتی دارد: زندانی سیاسی کسی است که به دلیل اندیشه، کنش سیاسی یا مخالفت با حاکمیت بازداشت یا زندانی شده است.
در شرایطی که بخشی از نیروهای سیاسی در حمایت از زندانیان سیاسی گزینشی عمل میکنند و فقط از «خودیها» دفاع میکنند، سؤال محوری چنین است:
چرا باید از آزادی همهی زندانیان سیاسی ـ صرفنظر از دیدگاههایشان دفاع کرد؟ و این دفاع چه پیامد سیاسی و اخلاقی دارد؟
در اخلاق فردی، شاید بتوان مخالف را نادیده گرفت، اما در اخلاق سیاسی، پذیرش تنوع اساس عدالت است. مشروعیت سیاسی نه بر مبنای باور و نیت کنشگران، بلکه بر مبنای فرصت برابر برای بیان عقاید تعریف میشود.
وقتی تنها از بخشی از زندانیان سیاسی حمایت میشود، ما بهطور ضمنی این گزاره را میپذیریم:
«برخی افراد، بهواسطهی دیدگاههایی که از منظر ما خوشایند نیست، سزاوار سرکوب از طرف حکومت هستند و نباید صدایشان شنیده شود.»
این نگاه نهتنها اخلاقاً درست نیست، بلکه در نهایت باعث سرکوب سختتر جریانات دیگر در آینده خواهد شد. برابری در امکان اعتراض، اساس جامعهی دموکراتیک است.
جامعهی سالم و اخلاقی، میدان رقابت است، نه قضاوت. اگر دفاع از زندانیان سیاسی تنها معطوف به جریانهای خودی باشد، ما همان کار حکومت را در مقیاسی دیگر تکرار میکنیم:
حذف صداهای نامطلوب (از منظر ما) از عرصهی عمومی.
دموکراسی نه با حذف مخالف، بلکه با پذیرش و نهادینهکردن تنوع و تضادها معنا پیدا میکند. عرصهی سیاست، عرصهی رقابت ایدههاست، نه اجماع فکری.
مشروعیت سیاسی، برخلاف تصورات رایج، از «درستی دیدگاه» حاصل نمیشود، بلکه از فرصت برابر در ارائه و رقابت برای دیدگاهها ناشی میشود.
دفاع از آزادی همهی زندانیان سیاسی، نه یک حرکت انساندوستانهی صرف، بلکه سنگبنای دموکراسی بر اساس رقابت، تنوع و عدالت است.
اگر امروز صدای همه نباشیم، فردا ساختار قدرتی خواهیم داشت که صداهای مختلف را نیز به رسمیت نخواهد شناخت.
اگر امروز حذف کنیم، فردا حذف خواهیم شد.
و اگر امروز مرز آزادی را بر مبنای دیدگاه بکشیم، دموکراسی را به حیاط خلوت ایدئولوژی خودمان تبدیل کردهایم.
بر اساس منابع موثق نزدیک به زندانیان سیاسی زندان قزلحصار در آخرین بررسی علائم حیاتی زندانی سیاسی حسین رونقی توسط بهداری واحد چهار این زندان، فشار خون وی ۹/۵_۵/۴ و ضربان قلب وی۵۶ بوده است.
این علائم در یازدهمین روز اعتصاب اعتراضی وی، نگرانی جدی را در پی داشته است.
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی.
#حسين_رونقى #آرش_صادقی #دموکراسی #حقوق_بشر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤12💔7