Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، از کشتهشدگان خیزش مهسا، با انتشار ویدیویی اعلام کرد که ماموران جمهوری اسلامی، سنگ مزار فرزندش را شکستهاند. او در این ویدیو صراحتاً خطاب با ماموران جمهوری اسلامی میگوید با این کارها او کم نخواهد آورد و دادخواه خون فرزندش خواهد ماند.
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊14
این تصویر را مصطفی هروی، هنرمند، سالها پیش کشیده بود، خامنهای بر موجی از خون ایستاده، سالها ست که این تصویر واقعیت عریان حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی بوده.
جمهوری اسلامی بقای خود را بر مرگ بنا کرده، هر زمان با بحران مشروعیت مواجه شده، چنگ زده به قتل و کشتار هموطنانمان؛ از جنگ با عراق گرفته تا سرکوب اعتراضات مردم.
دیر نیست که این تختهپاره فروربزد، موجی که از خون ساخته شده، نجاتبخش نیست؛ بلکه غرقکننده دیکتاتور است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی بقای خود را بر مرگ بنا کرده، هر زمان با بحران مشروعیت مواجه شده، چنگ زده به قتل و کشتار هموطنانمان؛ از جنگ با عراق گرفته تا سرکوب اعتراضات مردم.
دیر نیست که این تختهپاره فروربزد، موجی که از خون ساخته شده، نجاتبخش نیست؛ بلکه غرقکننده دیکتاتور است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👌20❤5👍4💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آوا گراوند با انتشار این تصویر در اینستاگرام خود نوشت:
«روزی در تاریخ مینویسند درد آنقدر گسترده بود
که اشکها نمیدانستند
بر کدام نام
بر کدام شهر
بر کدام زخم ایران
سرازیر شوند»
در میانه خشونت و بیعدالتی، دادخواهی ابزار بقا و اتحاد ایرانیان است. اجازه ندهیم رنج قربانیان به عدد و آمار تقلیل پیدا کند.
آرمیتا گراوند، نوجوانی بود که در راه مدرسه توسط سرکوبگران حجاببان به قتل رسید.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
«روزی در تاریخ مینویسند درد آنقدر گسترده بود
که اشکها نمیدانستند
بر کدام نام
بر کدام شهر
بر کدام زخم ایران
سرازیر شوند»
در میانه خشونت و بیعدالتی، دادخواهی ابزار بقا و اتحاد ایرانیان است. اجازه ندهیم رنج قربانیان به عدد و آمار تقلیل پیدا کند.
آرمیتا گراوند، نوجوانی بود که در راه مدرسه توسط سرکوبگران حجاببان به قتل رسید.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊5❤2👍1
کمیته حقیقت یاب
اگر حق با شماست، چرا از بررسی مستقل میترسید؟
پیام همراهان
پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، حکومت بارها ادعاهای سنگین مطرح کرده است: معترضین «تروریست مسلح» بودند، کشتهها «کشتهسازی» شده و هر دو طرف کشته دادهاند. اما هیچ سند مستقل و قابل راستیآزمایی ارائه نشده است. در چنین شرایطی، یک مطالبه بدیهی و قانونی وجود دارد: تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل.
کمیته مستقل یعنی نهادی خارج از نهادهای متهم، با دسترسی کامل به اسناد، امکان مصاحبه با خانوادههای قربانی، و انتشار عمومی نتایج. چنین تحقیقاتی در سطح جهانی استاندارد است و تنها راه اطمینان از صحت یا غلط بودن ادعاهای سنگین حکومت است. اگر روایت رسمی درست باشد، استقبال از تحقیق مستقل نه تنها تهدیدی ندارد، بلکه آن را تقویت میکند.
امتناع از تشکیل کمیته، خود قرینهای علیه روایت رسمی است. وقتی ادعاها بزرگ اما سندها اندک است و نهادهای مستقل از بررسی محرومند، تردید عمومی اجتنابناپذیر میشود. این امتناع نشان میدهد که روایت رسمی نه بر حقیقت، بلکه بر کنترل روایت و حذف مسئولیت استوار است.
حق حقیقتیابی تهدید امنیت نیست؛ حق قربانیان و جامعه است. خانوادهها حق دارند بدانند چه کسی، چگونه و با چه مجوزی عزیزشان را کشته است. جامعه حق دارد روایت درست را بشنود و مسئولیتها روشن شود. بدون شفافیت، پرسشها خاموش نمیشوند؛ فقط بیاعتمادی عمیقتر میگردد.
کمیته حقیقتیاب مستقل، ابزار عدالت و حافظ انسانیت است. هر امتناعی از آن، نه دفاع از امنیت، بلکه پنهانکردن مسئولیت و کنترل روایت است. جامعهای که حقیقت را نبیند، تنها حافظه خود را از دست میدهد؛ خون را نمیتوان پاک کرد، اما میتوان از فراموشی و تحریف جلوگیری کرد.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #حقیقت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
اگر حق با شماست، چرا از بررسی مستقل میترسید؟
پیام همراهان
پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، حکومت بارها ادعاهای سنگین مطرح کرده است: معترضین «تروریست مسلح» بودند، کشتهها «کشتهسازی» شده و هر دو طرف کشته دادهاند. اما هیچ سند مستقل و قابل راستیآزمایی ارائه نشده است. در چنین شرایطی، یک مطالبه بدیهی و قانونی وجود دارد: تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل.
کمیته مستقل یعنی نهادی خارج از نهادهای متهم، با دسترسی کامل به اسناد، امکان مصاحبه با خانوادههای قربانی، و انتشار عمومی نتایج. چنین تحقیقاتی در سطح جهانی استاندارد است و تنها راه اطمینان از صحت یا غلط بودن ادعاهای سنگین حکومت است. اگر روایت رسمی درست باشد، استقبال از تحقیق مستقل نه تنها تهدیدی ندارد، بلکه آن را تقویت میکند.
امتناع از تشکیل کمیته، خود قرینهای علیه روایت رسمی است. وقتی ادعاها بزرگ اما سندها اندک است و نهادهای مستقل از بررسی محرومند، تردید عمومی اجتنابناپذیر میشود. این امتناع نشان میدهد که روایت رسمی نه بر حقیقت، بلکه بر کنترل روایت و حذف مسئولیت استوار است.
حق حقیقتیابی تهدید امنیت نیست؛ حق قربانیان و جامعه است. خانوادهها حق دارند بدانند چه کسی، چگونه و با چه مجوزی عزیزشان را کشته است. جامعه حق دارد روایت درست را بشنود و مسئولیتها روشن شود. بدون شفافیت، پرسشها خاموش نمیشوند؛ فقط بیاعتمادی عمیقتر میگردد.
کمیته حقیقتیاب مستقل، ابزار عدالت و حافظ انسانیت است. هر امتناعی از آن، نه دفاع از امنیت، بلکه پنهانکردن مسئولیت و کنترل روایت است. جامعهای که حقیقت را نبیند، تنها حافظه خود را از دست میدهد؛ خون را نمیتوان پاک کرد، اما میتوان از فراموشی و تحریف جلوگیری کرد.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #حقیقت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍18🕊3
خانوادههای جانباختگان اعتراضات مردمی دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان ملکشاهی استان ایلام، با انتشار بیانیهای خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخگویی آمران و عاملان تیراندازی شدند.
در این بیانیه که ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ صادر شده و به امضای جمعی از خانوادهها رسیده، آمده است تیراندازی به شهروندان معترض و جانباختن لطیف کریمی، محمدرضا کرمی، مهدی امامیپور، رضا عظیمزاده و محسن (فارص) محمدی، از داخل ساختمان سپاه ملکشاهی صورت گرفته و این موضوع با اسناد، تصاویر و شواهد موجود «مسجل و غیرقابل انکار» است.
خانوادهها نوشتند: «خونخواه هستیم و تمام فرماندهان سپاه در لحظه تیراندازی در داخل ساختمان حضور و مسئولیت داشتهاند، بهویژه فرمانده سپاه ملکشاهی به نام رسول مرادیان را مسئول میدانیم.»
خانوادههای دادخواه تأکید کردهاند هدفشان دستیابی به حقیقت و اجرای عدالت از مسیرهای قانونی است و در صورت ایجاد مانع در روند رسیدگی داخلی، پیگیری پرونده را از مجاری حقوقی و بینالمللی ادامه خواهند داد
در پایان بیانیه، امضاکنندگان بر تداوم دادخواهی و ایستادگی بر حق تأکید کردهاند.
این نامه دادخواهی با بیتی از شاهنامه فردوسی آغاز شده است:
ستم نامهٔ عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود
#دادخواهی #ملکشاهی #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادههای جانباختگان اعتراضات مردمی دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان ملکشاهی استان ایلام، با انتشار بیانیهای خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخگویی آمران و عاملان تیراندازی شدند.
در این بیانیه که ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ صادر شده و به امضای جمعی از خانوادهها رسیده، آمده است تیراندازی به شهروندان معترض و جانباختن لطیف کریمی، محمدرضا کرمی، مهدی امامیپور، رضا عظیمزاده و محسن (فارص) محمدی، از داخل ساختمان سپاه ملکشاهی صورت گرفته و این موضوع با اسناد، تصاویر و شواهد موجود «مسجل و غیرقابل انکار» است.
خانوادهها نوشتند: «خونخواه هستیم و تمام فرماندهان سپاه در لحظه تیراندازی در داخل ساختمان حضور و مسئولیت داشتهاند، بهویژه فرمانده سپاه ملکشاهی به نام رسول مرادیان را مسئول میدانیم.»
خانوادههای دادخواه تأکید کردهاند هدفشان دستیابی به حقیقت و اجرای عدالت از مسیرهای قانونی است و در صورت ایجاد مانع در روند رسیدگی داخلی، پیگیری پرونده را از مجاری حقوقی و بینالمللی ادامه خواهند داد
در پایان بیانیه، امضاکنندگان بر تداوم دادخواهی و ایستادگی بر حق تأکید کردهاند.
این نامه دادخواهی با بیتی از شاهنامه فردوسی آغاز شده است:
ستم نامهٔ عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود
#دادخواهی #ملکشاهی #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔22👍11❤8🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند دانشآموز از معلمشان میخواهند برای این روزهای سنگین شعری بخواند، معلم شعر از خون جوانان وطن را میخواند و کلاس درس تبدیل میشود به حافظه جمعی یک نسل.
در اعتراضات مسالمتآمیز ۱۴۰۴ هزاران ایرانی به دست دیکتاتوری که صدای مردم را با گلوله پاسخ داد، کشته شدند. به گفته تشکل های صنفی فرهنگیان بیش از ۱۶۰ دانشآموز در این اعتراضات جان باختند کودکانی که باید در کلاس میبودند نه در فهرست قربانیان.
خواندن این شعر فقط اجرای یک قطعه ادبی نیست، یادآوری جنایتی است که نباید عادی شود و زخمی است که بدون دادخواهی هرگز ترمیم نخواهد شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
در اعتراضات مسالمتآمیز ۱۴۰۴ هزاران ایرانی به دست دیکتاتوری که صدای مردم را با گلوله پاسخ داد، کشته شدند. به گفته تشکل های صنفی فرهنگیان بیش از ۱۶۰ دانشآموز در این اعتراضات جان باختند کودکانی که باید در کلاس میبودند نه در فهرست قربانیان.
خواندن این شعر فقط اجرای یک قطعه ادبی نیست، یادآوری جنایتی است که نباید عادی شود و زخمی است که بدون دادخواهی هرگز ترمیم نخواهد شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤32🕊17👍5
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊6💯5❤4
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤9👌1💯1
سوگِ مقاوم
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
👌14💔8🕊5❤2👍1
سردار آزمون، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران، این استوری و پست را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد.
در روزهایی که جمهوری اسلامی تلاش میکند صداها را حذف کند، معترضان را «اغتشاشگر» و «تروریست» و حتی اعتراضات را «کودتا» بنامد، انتشار همین تصویرها و همین جملهها، اهمیتی دوچندان دارد اینها تبدیل به سند میشوند.
دادخواهی فقط در دادگاهها شکل نمیگیرد؛ در حافظه جمعی، در روایتهای شخصی و در ایستادن چهرههای شناختهشده کنار مردم معنا پیدا میکند. حمایت ورزشکاران و افراد شاخص از اعتراضات، شکستن دیوار سکوت است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که جمهوری اسلامی تلاش میکند صداها را حذف کند، معترضان را «اغتشاشگر» و «تروریست» و حتی اعتراضات را «کودتا» بنامد، انتشار همین تصویرها و همین جملهها، اهمیتی دوچندان دارد اینها تبدیل به سند میشوند.
دادخواهی فقط در دادگاهها شکل نمیگیرد؛ در حافظه جمعی، در روایتهای شخصی و در ایستادن چهرههای شناختهشده کنار مردم معنا پیدا میکند. حمایت ورزشکاران و افراد شاخص از اعتراضات، شکستن دیوار سکوت است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤37🕊7💔7👍3
معلمان و مسئولیت دادخواهی خونهای بهناحقریخته
نامه مشترک مسعود فرهیخته و عزیز قاسمزاده
مسعود فرهیخته، معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج، و عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق، در متنی مشترک دادخواهی خونهای بهناحقریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بیرحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهمترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیدهاند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:
کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانشآموزان تأکید کردهاند و دانشآموز را همواره خط قرمز خود دانستهاند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همه کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیهای، دغدغه سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سوءتغذیه و مواردی از این دست را شامل میشد. شاید آن روز که ما میگفتیم دانشآموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمیکردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانهروز، در کنار اقشار بهجانآمده از آحاد ملت اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بیشمار جوانان و بالای دویست دانشآموز نوجوان و کودک هم با گلولههای بیرحمانه دژخیمان حاکم به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت، بسیاری از خانوادههای این فرزندان شجاع و مظلوم وطن حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.
بیتردید اقدام شایسته شورای هماهنگی در مستند کردن دانشآموزان و معلمان جاویدنامشده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت بهپاخاسته ایران، در خور تقدیر و تشکر است؛ اما آنچه حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون بهناحقریخته این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بیرحمی تمام به دست شقیترینها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف، در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دیماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک به خاک و خون کشیده شدند.
بیتردید خانوادههای مظلوم جانباختگان از همه وجدانهای بیدار و بهویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان کنارشان باشیم. برآورده ساختن این خواسته بیتوقع و منّت باید هم وظیفه اخلاقی و معلمانه ما و هم مهمترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.
مردم ما شاهد بودهاند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانشآموزان، کلاسهای درس را به طنین پرخروش حمایت از آنان مبدل کردهایم و خیابانها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساختهایم؛ همان خیابانهایی که دیماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد. دردناکتر اینکه علاوه بر ستاندن جان این همه دانشآموز، خبرها حاکی از بازداشت گسترده و ربودن تعداد زیادی از آنان از مدارس در مناطق مختلف کشور است.
امید میرود در شرایطی که آموزشوپرورش ویران ایران تمامقد در کنار نیروهای سرکوب علیه آیندهسازان این کشور، سیاهترین کارنامه خود را در همه ادوار تاریخ رقم میزند، شورای هماهنگی و تمامی تشکلهای صنفی و همه معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حقخواهی و بهویژه دادخواهی خونهای مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین، بهویژه دانشآموزان جامانده از پشت میزهای کلاس درس، را در دستور کار خود قرار دهند. در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقتیاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار، با همراهی شورای هماهنگی و سایر داغدیدگان دیماه خونین شکل گیرد.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
#عزیز_قاسم_زاده #مسعود_فرهیخته #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
نامه مشترک مسعود فرهیخته و عزیز قاسمزاده
مسعود فرهیخته، معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج، و عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق، در متنی مشترک دادخواهی خونهای بهناحقریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بیرحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهمترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیدهاند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:
کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانشآموزان تأکید کردهاند و دانشآموز را همواره خط قرمز خود دانستهاند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همه کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیهای، دغدغه سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سوءتغذیه و مواردی از این دست را شامل میشد. شاید آن روز که ما میگفتیم دانشآموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمیکردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانهروز، در کنار اقشار بهجانآمده از آحاد ملت اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بیشمار جوانان و بالای دویست دانشآموز نوجوان و کودک هم با گلولههای بیرحمانه دژخیمان حاکم به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت، بسیاری از خانوادههای این فرزندان شجاع و مظلوم وطن حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.
بیتردید اقدام شایسته شورای هماهنگی در مستند کردن دانشآموزان و معلمان جاویدنامشده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت بهپاخاسته ایران، در خور تقدیر و تشکر است؛ اما آنچه حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون بهناحقریخته این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بیرحمی تمام به دست شقیترینها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف، در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دیماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک به خاک و خون کشیده شدند.
بیتردید خانوادههای مظلوم جانباختگان از همه وجدانهای بیدار و بهویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان کنارشان باشیم. برآورده ساختن این خواسته بیتوقع و منّت باید هم وظیفه اخلاقی و معلمانه ما و هم مهمترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.
مردم ما شاهد بودهاند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانشآموزان، کلاسهای درس را به طنین پرخروش حمایت از آنان مبدل کردهایم و خیابانها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساختهایم؛ همان خیابانهایی که دیماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد. دردناکتر اینکه علاوه بر ستاندن جان این همه دانشآموز، خبرها حاکی از بازداشت گسترده و ربودن تعداد زیادی از آنان از مدارس در مناطق مختلف کشور است.
امید میرود در شرایطی که آموزشوپرورش ویران ایران تمامقد در کنار نیروهای سرکوب علیه آیندهسازان این کشور، سیاهترین کارنامه خود را در همه ادوار تاریخ رقم میزند، شورای هماهنگی و تمامی تشکلهای صنفی و همه معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حقخواهی و بهویژه دادخواهی خونهای مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین، بهویژه دانشآموزان جامانده از پشت میزهای کلاس درس، را در دستور کار خود قرار دهند. در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقتیاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار، با همراهی شورای هماهنگی و سایر داغدیدگان دیماه خونین شکل گیرد.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
#عزیز_قاسم_زاده #مسعود_فرهیخته #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍22❤4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاملیا سجادیان، مادر جاویدنام محمدحسن ترکمان، در این ویدیو از مردم میخواهد که به جای زانوی غم بغل گرفتن، از غم خود قدرت، صبوری و استقامت بیافرینند و از همه میخواهد که با خانوادههای داغدار همدلی داشته باشند و در برابر حکومت از خود ضعف نشان ندهند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی #همبستگی #همدلی
@Tavaana_TavaanaTech
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی #همبستگی #همدلی
@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊17❤12👍7👌2
بیانیه مشترک و فراخوان دانشجویان سراسر کشور:
۲۸ و ۲۹ بهمنماه، اعتصاب سراسری و مراسم بزرگداشت کشتهشدگان در همدلی با خانوادههای دادخواه
همزمان با فرارسیدن چهلم کشتهشدگان ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، جمعی از تشکلها و دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور با انتشار بیانیهای مشترک، بر همدلی با خانوادههای دادخواه و زنده نگه داشتن یاد جانباختگان تأکید کردند.
در این بیانیه، با اشاره به گذشت یک ماه از سرکوب خونین دیماه، آمده است که جامعه دانشگاهی در کنار خانوادههای کشتهشدگان، بازداشتشدگان و آسیبدیدگان میایستد و اجازه نخواهد داد نام و یاد آنان به فراموشی سپرده شود. امضاکنندگان با تأکید بر «حق زندگی»، «کرامت انسانی» و «آزادی»، اعلام کردهاند که دادخواهی بخشی جداییناپذیر از مسئولیت اجتماعی آنان است.
شکلگیری و تداوم فعالیت این تشکلها و انجمنهای دانشجویی، نشانهای از تلاش برای سازمانیافتگی مدنی و حمایت از مطالبات جامعه است؛ انجمنهایی که خود را متعهد به ایستادن کنار مردم و دفاع از حقوق بنیادین میدانند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
۲۸ و ۲۹ بهمنماه، اعتصاب سراسری و مراسم بزرگداشت کشتهشدگان در همدلی با خانوادههای دادخواه
همزمان با فرارسیدن چهلم کشتهشدگان ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، جمعی از تشکلها و دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور با انتشار بیانیهای مشترک، بر همدلی با خانوادههای دادخواه و زنده نگه داشتن یاد جانباختگان تأکید کردند.
در این بیانیه، با اشاره به گذشت یک ماه از سرکوب خونین دیماه، آمده است که جامعه دانشگاهی در کنار خانوادههای کشتهشدگان، بازداشتشدگان و آسیبدیدگان میایستد و اجازه نخواهد داد نام و یاد آنان به فراموشی سپرده شود. امضاکنندگان با تأکید بر «حق زندگی»، «کرامت انسانی» و «آزادی»، اعلام کردهاند که دادخواهی بخشی جداییناپذیر از مسئولیت اجتماعی آنان است.
شکلگیری و تداوم فعالیت این تشکلها و انجمنهای دانشجویی، نشانهای از تلاش برای سازمانیافتگی مدنی و حمایت از مطالبات جامعه است؛ انجمنهایی که خود را متعهد به ایستادن کنار مردم و دفاع از حقوق بنیادین میدانند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤34🕊10👍2💯1