تداوم بیخبری از وضعیت سوری بابائی چگینی؛ محرومیت از تماس و ملاقات و عدم پذیرش وثیقه
سوری بابائی چگینی، روز ۱۶ دیماه به اتهام فیلمبرداری از نیروهای حکومتی هنگام ضربوشتم و بازداشت معترضان بازداشت شده است.
او تنها در تاریخ ۱۸ دیماه تماس کوتاهی با خانواده داشته و اکنون بیش از یک ماه است که از تماس و ملاقات با خانواده محروم مانده و هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و سلامتی او در دست نیست.
بر اساس این گزارش، مسئولان زندان به خانواده اعلام کردهاند که در صورت رعایت حجاب از سوی این زندانی، امکان ملاقات فراهم خواهد شد؛ موضوعی که خانواده آن را بهانهای برای جلوگیری از اطلاعرسانی درباره وضعیت او و دیگر بازداشتشدگان میدانند.
همچنین عنوان شده است که بازپرس شعبه ۱۱ از پذیرش وثیقهای که خود صادر کرده، با دلایل نامشخص خودداری میکند و به خانواده گفته شده است که این زندانی در زندان «ایجاد شلوغی» کرده و سایر بازداشتشدگان را تحریک میکند.
سوری بابائی چگینی، در سالهای گذشته نیز در دوران بازداشت از ملاقات و تماس محروم بوده و حتی اجازه تماس با وکیل خود را نداشته است. همچنین گزارش شده که وی به دستور رئیس زندان، توسط زندانیای به نام «مومنی» و همراهانش، با بهانههای مختلف مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
خانم بابایی چگینی طی سالهای گذشته بارها بازداشت شده است. او مادر سه فرزند است. در مقاطعی همسر او رضا مراد بهروزی هم زندانی بود و فرزندانشان بدون حضور والدین زندگی کردند.
#سوری_بابایی_چگینی #قزوین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
سوری بابائی چگینی، روز ۱۶ دیماه به اتهام فیلمبرداری از نیروهای حکومتی هنگام ضربوشتم و بازداشت معترضان بازداشت شده است.
او تنها در تاریخ ۱۸ دیماه تماس کوتاهی با خانواده داشته و اکنون بیش از یک ماه است که از تماس و ملاقات با خانواده محروم مانده و هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و سلامتی او در دست نیست.
بر اساس این گزارش، مسئولان زندان به خانواده اعلام کردهاند که در صورت رعایت حجاب از سوی این زندانی، امکان ملاقات فراهم خواهد شد؛ موضوعی که خانواده آن را بهانهای برای جلوگیری از اطلاعرسانی درباره وضعیت او و دیگر بازداشتشدگان میدانند.
همچنین عنوان شده است که بازپرس شعبه ۱۱ از پذیرش وثیقهای که خود صادر کرده، با دلایل نامشخص خودداری میکند و به خانواده گفته شده است که این زندانی در زندان «ایجاد شلوغی» کرده و سایر بازداشتشدگان را تحریک میکند.
سوری بابائی چگینی، در سالهای گذشته نیز در دوران بازداشت از ملاقات و تماس محروم بوده و حتی اجازه تماس با وکیل خود را نداشته است. همچنین گزارش شده که وی به دستور رئیس زندان، توسط زندانیای به نام «مومنی» و همراهانش، با بهانههای مختلف مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
خانم بابایی چگینی طی سالهای گذشته بارها بازداشت شده است. او مادر سه فرزند است. در مقاطعی همسر او رضا مراد بهروزی هم زندانی بود و فرزندانشان بدون حضور والدین زندگی کردند.
#سوری_بابایی_چگینی #قزوین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤5🕊4
بیانیه پنج سیاسی از زندان مرکزی کرج:
جمهوری اسلامی نماینده ملت ایران نیست؛ آمران و عاملان سرکوب باید محاکمه شوند
جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی کرج با انتشار بیانیهای، سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و کشتار معترضان را محکوم کرده و با اعلام همبستگی کامل با ملت ایران، خواستار برکناری و محاکمه آمران و عاملان خشونت شدهاند. امضاکنندگان این بیانیه همچنین تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی نماینده اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با این حکومت را بیاعتنایی به حقوق ملت ایران میدانند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
تاریخ حماسی و اسطورهای ایران نشانههای بسیاری از ایستادگی مردم آزادیخواه در مقابل حکومتهای استبدادی، از جمله ضحاکِ خردستیز و خونآشام، دارد.
ملت ایران مطالبات معیشتی، آزادیخواهی و حقوق انسانی خود را در دههی شصت و هفتاد (کوی دانشگاه)، اعتراضات سال ۱۳۸۸، خیزشهای دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و بهویژه قیام خونین پنجشنبه و جمعهی سیاه (۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴)، در مقابل اختلاسگران و رانتخواران حکومتی که عصارهی همهی پلیدیها در ایران و جهان هستند، ایستادگی کردهاند تا به تمامی ملتهای دنیا ثابت کنند حکومتی که با حمایت از تروریسم، جنگافروزی و ماجراجوییهای هستهای و موشکی میلیاردها دلار از منابع کشور را چپاول کرده، به هیچوجه نمایندهی ملت ایران در داخل و خارج از کشور نیست.
متأسفانه سیستم سرکوبگر حاکم در دیماه ۱۴۰۴ مطالبات معیشتی و آزادیخواهی مردم را همانند سالهای پیش با خشونت و سرکوب، پروندهسازی و زندان، اعدام و گلوله پاسخ داد؛ و نان شد قیمت جان.
دریغ و درد که مستبدان با وقاحت و بیشرمی مردم معترض را «تروریسم»، «آشوبگر» و «اغتشاشگر» نامیدهاند تا دستان پلیدشان در سرکوب مردم بیشتر باز باشد.
در پایان، ما زندانیان سیاسی امضاکنندهی این بیانیه از پشت میلههای زندان مرکزی کرج، همراهی خود را با ملت ایران بهصورت تمامقد در مقابل حکومت استبدادی اعلام کرده و خشم و انزجار خود را از کشتار مردم بیگناه توسط آمران و عاملان حکومتی اعلام میداریم.
ضمناً همدردی خود را با خانوادههای این جاویدنامان ابراز داشته و در همراهی با ملت ایران همگام خواهیم بود.
اعلام میداریم که عوامل دستگاه دیکتاتوری و نهادهای سرکوبگر آن از صدر تا ذیل باید برکنار شده، به زیر کشیده شوند و طبق قانون محاکمه گردند.
کشورهای جهان بهتر است بدانند که حکومت تروریسم و نسلکش جمهوری اسلامی نمایندهی اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با آنان بیاعتنایی به حقوق ملت ایران و پایمال کردن خون دهها هزار کشتهی راه آزادی است.
گفتوگو و مذاکره فقط با معتمدان راستین و برگزیدهی مردم ایران تعهدآور است و نباید با حکومت گروگانگیر و فاسد مذاکره کرد.
مردم ایران حق دارند سرنوشت خود را به دست گیرند و از حق زندگی، آزادی، عدالت و صلح با سایر مردم دنیا بر پایهی اعلامیهی جهانی حقوق بشر بهرهمند گردند.
امضاکنندگان:
۱_ محسن پریش
۲_ مهرداد بختیاری
۳_ مسعود فرهیخته
۴_ زرتشت احمدی راغب
۵_ محمد حسنی
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی نماینده ملت ایران نیست؛ آمران و عاملان سرکوب باید محاکمه شوند
جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی کرج با انتشار بیانیهای، سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و کشتار معترضان را محکوم کرده و با اعلام همبستگی کامل با ملت ایران، خواستار برکناری و محاکمه آمران و عاملان خشونت شدهاند. امضاکنندگان این بیانیه همچنین تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی نماینده اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با این حکومت را بیاعتنایی به حقوق ملت ایران میدانند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
تاریخ حماسی و اسطورهای ایران نشانههای بسیاری از ایستادگی مردم آزادیخواه در مقابل حکومتهای استبدادی، از جمله ضحاکِ خردستیز و خونآشام، دارد.
ملت ایران مطالبات معیشتی، آزادیخواهی و حقوق انسانی خود را در دههی شصت و هفتاد (کوی دانشگاه)، اعتراضات سال ۱۳۸۸، خیزشهای دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و بهویژه قیام خونین پنجشنبه و جمعهی سیاه (۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴)، در مقابل اختلاسگران و رانتخواران حکومتی که عصارهی همهی پلیدیها در ایران و جهان هستند، ایستادگی کردهاند تا به تمامی ملتهای دنیا ثابت کنند حکومتی که با حمایت از تروریسم، جنگافروزی و ماجراجوییهای هستهای و موشکی میلیاردها دلار از منابع کشور را چپاول کرده، به هیچوجه نمایندهی ملت ایران در داخل و خارج از کشور نیست.
متأسفانه سیستم سرکوبگر حاکم در دیماه ۱۴۰۴ مطالبات معیشتی و آزادیخواهی مردم را همانند سالهای پیش با خشونت و سرکوب، پروندهسازی و زندان، اعدام و گلوله پاسخ داد؛ و نان شد قیمت جان.
دریغ و درد که مستبدان با وقاحت و بیشرمی مردم معترض را «تروریسم»، «آشوبگر» و «اغتشاشگر» نامیدهاند تا دستان پلیدشان در سرکوب مردم بیشتر باز باشد.
در پایان، ما زندانیان سیاسی امضاکنندهی این بیانیه از پشت میلههای زندان مرکزی کرج، همراهی خود را با ملت ایران بهصورت تمامقد در مقابل حکومت استبدادی اعلام کرده و خشم و انزجار خود را از کشتار مردم بیگناه توسط آمران و عاملان حکومتی اعلام میداریم.
ضمناً همدردی خود را با خانوادههای این جاویدنامان ابراز داشته و در همراهی با ملت ایران همگام خواهیم بود.
اعلام میداریم که عوامل دستگاه دیکتاتوری و نهادهای سرکوبگر آن از صدر تا ذیل باید برکنار شده، به زیر کشیده شوند و طبق قانون محاکمه گردند.
کشورهای جهان بهتر است بدانند که حکومت تروریسم و نسلکش جمهوری اسلامی نمایندهی اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با آنان بیاعتنایی به حقوق ملت ایران و پایمال کردن خون دهها هزار کشتهی راه آزادی است.
گفتوگو و مذاکره فقط با معتمدان راستین و برگزیدهی مردم ایران تعهدآور است و نباید با حکومت گروگانگیر و فاسد مذاکره کرد.
مردم ایران حق دارند سرنوشت خود را به دست گیرند و از حق زندگی، آزادی، عدالت و صلح با سایر مردم دنیا بر پایهی اعلامیهی جهانی حقوق بشر بهرهمند گردند.
امضاکنندگان:
۱_ محسن پریش
۲_ مهرداد بختیاری
۳_ مسعود فرهیخته
۴_ زرتشت احمدی راغب
۵_ محمد حسنی
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤23🕊4
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍7❤5👌1
جاویدنام دکتر مریم زردشت در پی حمله مأموران به او در بیمارستان، جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع و از نزدیکان دکتر مریم زردشت، پزشک ۴۵ ساله اهل شیراز، وی در روزهای پایانی دیماه برای کمک به مجروحان همراه با چند نفر دیگر به مرودشت رفته بود. به گفته این منبع، او پس از بازگشت در همان شب بدون جلب توجه به اتاق خود میرود و روز بعد در حالی پیدا میشود که بیهوش بوده و آثار زخم و کبودی بر بدنش دیده میشده است.
این منبع نزدیک به خانواده میگوید دکتر زردشت به بیمارستان منتقل شد و حدود یک هفته در بیمارستان بستری بود، اما در این مدت از ملاقات خانواده با او جلوگیری شده و توضیح روشنی درباره وضعیت جسمیاش ارائه نشده است. بنا بر این روایت، در نخستین آزمایشها اعلام شده که هیچ نشانهای از مسمومیت، مصرف دارو یا الکل در خون او وجود ندارد، با این حال گفته شده بود کلیههایش دچار آسیب شده و سطح هوشیاریاش پایین است.
به گفته این منبع، او در مقاطعی کوتاه به هوش میآمده و درخواست کمک میکرده، اما دوباره بیهوش میشده و همچنان امکان ملاقات برای خانواده فراهم نشده است. سرانجام در تاریخ ۸ بهمن، بدون ارائه توضیحی روشن درباره جراحات و کبودیهای عمیق بدن، علت فوت «نامعلوم» اعلام شده است.
نزدیکان دکتر مریم زردشت با تأکید بر اینکه درگذشت او در پی حمله مأموران رخ داده، خواستار روشنشدن حقیقت، ارائه توضیح رسمی درباره نحوه جانباختن وی و پاسخگویی مسئولان مربوطه شدهاند.
ظاهراً شاهدانی از کادر درمان هستند که به خاطر ترس حاضر به شهادتدادن نیستند.
جانباختن دکتر مریم زردشت، یادآور جاویدنام آیدا رستمی است، که او هم به خاطر شرافت و پایبندی به سوگند پزشکی جان باخت.
#مریم_زردشت #شیراز #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع و از نزدیکان دکتر مریم زردشت، پزشک ۴۵ ساله اهل شیراز، وی در روزهای پایانی دیماه برای کمک به مجروحان همراه با چند نفر دیگر به مرودشت رفته بود. به گفته این منبع، او پس از بازگشت در همان شب بدون جلب توجه به اتاق خود میرود و روز بعد در حالی پیدا میشود که بیهوش بوده و آثار زخم و کبودی بر بدنش دیده میشده است.
این منبع نزدیک به خانواده میگوید دکتر زردشت به بیمارستان منتقل شد و حدود یک هفته در بیمارستان بستری بود، اما در این مدت از ملاقات خانواده با او جلوگیری شده و توضیح روشنی درباره وضعیت جسمیاش ارائه نشده است. بنا بر این روایت، در نخستین آزمایشها اعلام شده که هیچ نشانهای از مسمومیت، مصرف دارو یا الکل در خون او وجود ندارد، با این حال گفته شده بود کلیههایش دچار آسیب شده و سطح هوشیاریاش پایین است.
به گفته این منبع، او در مقاطعی کوتاه به هوش میآمده و درخواست کمک میکرده، اما دوباره بیهوش میشده و همچنان امکان ملاقات برای خانواده فراهم نشده است. سرانجام در تاریخ ۸ بهمن، بدون ارائه توضیحی روشن درباره جراحات و کبودیهای عمیق بدن، علت فوت «نامعلوم» اعلام شده است.
نزدیکان دکتر مریم زردشت با تأکید بر اینکه درگذشت او در پی حمله مأموران رخ داده، خواستار روشنشدن حقیقت، ارائه توضیح رسمی درباره نحوه جانباختن وی و پاسخگویی مسئولان مربوطه شدهاند.
ظاهراً شاهدانی از کادر درمان هستند که به خاطر ترس حاضر به شهادتدادن نیستند.
جانباختن دکتر مریم زردشت، یادآور جاویدنام آیدا رستمی است، که او هم به خاطر شرافت و پایبندی به سوگند پزشکی جان باخت.
#مریم_زردشت #شیراز #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخاوت سلیمی، از دراویش گنابادی و زندانی سیاسی سابق، هفته گذشته با انتشار ویدیویی از ناپدیدسازی قهری فرزندش خبر داد.
او میگوید که در روز ۲۱ یا ۲۲ دی، از یک شماره ناشناس به دخترش زنگ زدند و گفتند برادرت کشته شده، بیایید پیکرش را ببرید.
او میگوید من از اردبیل به تهران آمدم و همهجا را گشتم، اما نه پیکر پسرم را پیدا کردم و نه خودش و اثری از او.
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، هنوز هیچ اثری از محمدعلی سلیمی پیدا نشده است. او متولد ۱۳۶۱ و ساکن تهران بود.
عده زیادی از افراد در روزهای خونین دی ماه ۱۴۰۴ کشته یا مفقود شدهاند. حکومت باید پاسخ دهد که افراد مفقود شده کجا هستند؟
#ناپدیدسازی_قهری #محمدعلی_سلیمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید که در روز ۲۱ یا ۲۲ دی، از یک شماره ناشناس به دخترش زنگ زدند و گفتند برادرت کشته شده، بیایید پیکرش را ببرید.
او میگوید من از اردبیل به تهران آمدم و همهجا را گشتم، اما نه پیکر پسرم را پیدا کردم و نه خودش و اثری از او.
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، هنوز هیچ اثری از محمدعلی سلیمی پیدا نشده است. او متولد ۱۳۶۱ و ساکن تهران بود.
عده زیادی از افراد در روزهای خونین دی ماه ۱۴۰۴ کشته یا مفقود شدهاند. حکومت باید پاسخ دهد که افراد مفقود شده کجا هستند؟
#ناپدیدسازی_قهری #محمدعلی_سلیمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد مرگم منوجار نزنید
به جای قرآن برام ساز بزنید
رپخوانی جاویدنام رضا منجی آزاد
جاویدنام رضا منجیآزاد؛ پدر یک دختر خردسال که توسط حکومت در رشت کشته شد
رضا منجیآزاد، حدود ۲۶ تا ۲۷ ساله، متاهل و دارای دختری زیر دو سال، شامگاه ۱۸ دیماه حوالی ساعت ۲۰ در محدوده سبزهمیدان رشت هدف شلیک گلوله قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای موجود، گلوله به ناحیه زیر زانوی او اصابت کرده بود و سپس از بیمارستان منتقل شد. یک شاهد عینی میگوید هنگام انتقال، سرم و خون همچنان به بدن او متصل بوده است. به گفته همین شاهد، پیکر او روز بعد در کانتینری در باغ رضوان رشت پیدا شد و آثار خون گسترده در محل مشاهده میشد.
رضا منجیآزاد که از کودکی با فقدان پدر بزرگ شده بود، اکنون دختری خردسال از او به یادگار مانده است.
روایت ربودن مجروحان از بیمارستان و جانباختن در اثر خونریزی زیاد و عدم رسیدگی درمانی، به طور مکرر در مناطق مختلف کشور روایت شده و نشان از یک الگوی رفتاری و یک برخورد سیستماتیک دستوری دارد. این عمل از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت است.
#رشت #رضا_منجی_آزاد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
به جای قرآن برام ساز بزنید
رپخوانی جاویدنام رضا منجی آزاد
جاویدنام رضا منجیآزاد؛ پدر یک دختر خردسال که توسط حکومت در رشت کشته شد
رضا منجیآزاد، حدود ۲۶ تا ۲۷ ساله، متاهل و دارای دختری زیر دو سال، شامگاه ۱۸ دیماه حوالی ساعت ۲۰ در محدوده سبزهمیدان رشت هدف شلیک گلوله قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای موجود، گلوله به ناحیه زیر زانوی او اصابت کرده بود و سپس از بیمارستان منتقل شد. یک شاهد عینی میگوید هنگام انتقال، سرم و خون همچنان به بدن او متصل بوده است. به گفته همین شاهد، پیکر او روز بعد در کانتینری در باغ رضوان رشت پیدا شد و آثار خون گسترده در محل مشاهده میشد.
رضا منجیآزاد که از کودکی با فقدان پدر بزرگ شده بود، اکنون دختری خردسال از او به یادگار مانده است.
روایت ربودن مجروحان از بیمارستان و جانباختن در اثر خونریزی زیاد و عدم رسیدگی درمانی، به طور مکرر در مناطق مختلف کشور روایت شده و نشان از یک الگوی رفتاری و یک برخورد سیستماتیک دستوری دارد. این عمل از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت است.
#رشت #رضا_منجی_آزاد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊6💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معصومه حیدری، خواهر جاویدنام جواد حیدری از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، که دو فرزندش در بازداشت به سر میبرند. با انتشار ویدیوهایی از سوءقصد به دخترش توسط متهمان فساد مالی با همدستی مسئولان زندان خبر داده است.
#زهرا_ایراندوست
#محمدرضا_ایراندوست
#جواد_حیدری
@Tavaana_TavaanaTech
#زهرا_ایراندوست
#محمدرضا_ایراندوست
#جواد_حیدری
@Tavaana_TavaanaTech
💔17
سوگِ مقاوم
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
👌8💔6🕊3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از جمله بازداشت شدگان وقایع اخیر در ایران، دو تن از خواهرزادههای جاویدنام جواد حیدری از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بودهاند. محمدرضا و زهرا ایراندوست روز پنجم بهمن بازداشت شدند. امروز خبر رسید که به زهرا ایراندوست در زندان سوءقصد شده است. خانواده حیدری جلوی زندان چوبیندر تحصن کردهاند تا بتوانند با عزیزانشان ملاقات کرده و از سلامتی آنها اطمینان حاصل کنند.
#زهرا_ایراندوست #محمدرضا_ایراندوست #جواد_حیدری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
از جمله بازداشت شدگان وقایع اخیر در ایران، دو تن از خواهرزادههای جاویدنام جواد حیدری از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بودهاند. محمدرضا و زهرا ایراندوست روز پنجم بهمن بازداشت شدند. امروز خبر رسید که به زهرا ایراندوست در زندان سوءقصد شده است. خانواده حیدری جلوی زندان چوبیندر تحصن کردهاند تا بتوانند با عزیزانشان ملاقات کرده و از سلامتی آنها اطمینان حاصل کنند.
#زهرا_ایراندوست #محمدرضا_ایراندوست #جواد_حیدری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊6💔5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپهر افرازه، جوان ۳۱ ساله اصفهانی، با شلیک گلوله در ۱۹ دی جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی، سپهر افرازه، جوان ۳۱ ساله اهل اصفهان، در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در روز ۱۹ دیماه در این شهر، در منطقه سه راه سیمین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه گردن جان خود را از دست داد.
به گفته نزدیکان او، سپهر افرازه در کودکی پدر خود را از دست داده و تحت سرپرستی مادرش، که بهتنهایی او و برادرش را بزرگ کرده بود، رشد یافته بود. اطرافیانش از او بهعنوان فردی پرانرژی، خوشبرخورد و دارای روحیهای شاد یاد میکنند که در جمع دوستان و آشنایان همواره باعث ایجاد فضای صمیمی و خنده میشد.
سپهر کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی بود و در یک نمایشگاه خودرو کار میکرد.
خانواده و نزدیکان این جوان جانباخته با ابراز اندوه عمیق، از او بهعنوان فرزندی تلاشگر و دوستداشتنی یاد کرده و فقدانش را ضایعهای سنگین برای خود میدانند.
#سپهر_افرازه #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، سپهر افرازه، جوان ۳۱ ساله اهل اصفهان، در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در روز ۱۹ دیماه در این شهر، در منطقه سه راه سیمین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه گردن جان خود را از دست داد.
به گفته نزدیکان او، سپهر افرازه در کودکی پدر خود را از دست داده و تحت سرپرستی مادرش، که بهتنهایی او و برادرش را بزرگ کرده بود، رشد یافته بود. اطرافیانش از او بهعنوان فردی پرانرژی، خوشبرخورد و دارای روحیهای شاد یاد میکنند که در جمع دوستان و آشنایان همواره باعث ایجاد فضای صمیمی و خنده میشد.
سپهر کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی بود و در یک نمایشگاه خودرو کار میکرد.
خانواده و نزدیکان این جوان جانباخته با ابراز اندوه عمیق، از او بهعنوان فرزندی تلاشگر و دوستداشتنی یاد کرده و فقدانش را ضایعهای سنگین برای خود میدانند.
#سپهر_افرازه #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11🕊2💯1